اینو من تجربهام رو میگم: در بازه سالهای ۹۷ تا ۹۸ کارمند برنامهنویس بودم و متأسفانه تا الان تغییری در مدیریت شرکت رخ ندیده انگار همچنان همون تیم قبلی حضور داره. میخواهم صادقانه مزایا و معایب رو بیان کنم تا تصمیم با خودتون باشه. مزایا: - با توجه به اینکه من تازه وارد دنیای کدنویسی بودم، این شغل به تقویت مهارت دیباگ کمکی قابل توجه کرد چون پروژهها پر از باگ بود. - هدیه تولد برای کارکنان میدادن. - واقعا چیز خاص دیگهای به ذهنم نمیرسه. معایب: - مدیریت بهشدت بچگانه است و رفتارهای کودکان گونهای مثل قهر و لجاجت و کنترل نشدن اعصاب وجود داره. - محیط کار خیلی استرسزا است. - ساختار شرکت مشخص نیست و مسائل مالی و انسانی بهطور واضح تعریف نشده؛ بیشتر تصمیمها با حرف اول و آخر مدیریت است. - کار با مدیری که دانش فنی ندارد و بدون تخصص با تیم همراه میشود. - کمبود روحیه کار تیمی به چشم میخورد. - میان کار و زندگی فاصله زیادی وجود دارد و اضافهکاری تا دیر وقت الزامی است. - رفتار تحقیرآمیز، بهویژه وقتی کار شما غیر برنامهنویسی باشد یا اگر خانم باشید، دیده میشود. - حقوق مناسب نیست. - نبود کار تیمی منسجم. - روند دشوار دیپلوی پروژه. - حقوق و بیمه ماه آخر به موقع پرداخت نمیشود یا با تأخیرهای چندماهه پرداخت میشود. به همین شکل که الان میاندیشم، معایب به نسبت زیادی به ذهنم میرسد و نمیدانم کدام را بنویسم، اما همینها کافی است. به گفتهی من تجربهنگار، کسی که حداقل یک سال سابقه دارد در نگاه اول متوجه میشود که وضعیت چیست و تصمیم میگیرد که باقی بماند یا نه. نظر شخصی من این است که این شرکت شاید بدترین گزینه برای ادامه کار تا پایان عمر باشد…
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در آغاز کار، تصمیم گرفتم از مسیر کارآموزی وارد شرکت شوم و تجربهای تازه در حوزه شبکههای اجتماعی آغاز کنم. برخورد مصاحبهکنندگان کاملا دوستانه بود و فضاء مصاحبه آرام و بدون استرس به نظر میرسید. در دوره سه ماهه، به تیم مارکتینگ ملحق شدم، تیمی که همدلی و همراهی در آن از هر چیز دیگری مهمتر به نظر میرسید. مسئول آموزش با نهایت دقت و حوصله کار را به من توضیح میداد و قدمبهقدم مراحل را برایم روشن میکرد تا بتوانم پیشرفت کنم و از هیچچیزی برای یادگیری دریغ نکرد. پس از اتمام دوره کارآموزی، بهطور رسمی و تماموقت به تیم مارکتینگ شرکت وارد شدم. طی چهار ماه حضورم در شرکت، فهمیدم فضای بزرگی برای رشد وجود دارد و همتیمیها و مدیران به من در مسیر پیشرفت کمک میکردند؛ تنها لازم بود انگیزه و تلاش کافی داشته باشی.
من حدودا 5 ماهه دارم تو تیم پشتیبانی کار میکنم، کار تو این شرکت خیلی جدی گرفته میشه و بچه ها واقعا زحمت میکشن که کاربرارو راضی نگه دارن. این با تجربیان کاری قبلی من که شاید روزی یک ساعتم وقت مفید کاری نداشتم خیلی متفاوته و خب سختی های خودشم داره. تیم HR هر دو سه ماه حداقل یکبار با همه پرسنل جلسه میزاره و هم فیدبک میگیره و هم پرسنل تشوق به پیشرفت فنی یا سازمانی میکنه که این واقعا برای من مفید بوده. مهمترین ضعف از نظر من اینه که الان پشتیبانی دورکاریه در حالی که واقعا بچه ها باید با هم خیلی در ارتباط باشن و فیزیکی دسترسی نداشتن به همدیگه باعث میشه یادگیری شدید بیاد پائین ولی مدیریت بیخیال دور کاری نمیشه.
در ابتدا وارد این مجموعه شدم و تجربهی اول کارم بود. در کل، تجربهام در این شرکت بهعنوان نخستین شغل، زیاد بد نبود. به همکاران با توجه به تواناییشون تا حد قابل قبولی پاداش داده میشد تا بتوانند نظراتشان را درباره کار بیان کنند و روشی که به نظرشان درست میرسید را اجرا کنند. حقوق معمولا با تاخیر پرداخت میشد و اغلب بعد از بیست و ام هر ماه واریز میشد، اما بیمه بهطور کامل برقرار بود. صبحهای کاری یک ساعت شناوری وجود داشت. وعده افزایش حقوق دو بار داده شد، اما فقط در بار اول عملی شد. برخی کارها با فشار و حضور در جلسات فراوان انجام میشد، اما یا پس از انجام به کارگیری نمیشد یا مدتی بعد اعلام میکردند غیر فعال شدهاند. در دوران کرونا اغلب بهصورت دورکاری کار میکردیم.
اخلاقا مدت کوتاهی در این شرکت حضور داشتم و تصمیم گرفتم تجربهام را از تیمهای مختلف بازگو کنم. تیم فنی فرابین را گروه خوبی میدانم که اخیرا مدیر فنی جدیدی به جمعشان اضافه شده، هرچند مدتهایی بدون مدیر فنی دوام آورده بودند. اعضای تیم همگی بااخلاصاند و کارشان را درست انجام میکنند. تیم طراحی فعلی فرابین وضعیت مطلوبی ندارد ولی همچنان قابل قبول است و در مقایسه با گذشته، از نظر کیفی تغییراتی دیده میشود. پیش از این، تیم طراحی قویتری در شرکت وجود داشت. تیم بازاریابی به شکل گسترده فعال نیست و در حال حاضر چند نفر از اعضای تیم محتوا و یک مدیر دیجیتال مارکتر مسئول تمامی کارهای بازاریابی برای دو محصول شرکت هستند. اما مسئله اصلی این شرکت تیم پروداکت است. به نظر میرسد کمتجربگی در این بخش، برای پروژههای مختلف مشکلآفرین شده و یکی از دو محصول کلیدی شرکت به دست یکی از اعضای نسبتا بیتجربه افتاد که این موضوع خروج تعداد زیادی از نیروهای کلیدی را به همراه داشت. در نتیجه عدم هماهنگی و کمتجربگی و کمبود اعتمادبهنفس باعث شده کار تیم پروداکت مانع پیشبرد کار سایر تیمها شود. برای نمونه، ممکن است فیچری را ماهها توسعه بدهید و در نهایت مشخص شود که نیازی به آنFeature نیست. همچنین به دلیل عدم توانایی گفتن نه به سهامداران، گاهی به تعهد به گزینههایی میرسند که باعث فشار و ناامیدی دیگران میشود. مشکل دیگر، نبود منابع انسانی کارآمد است. فردی که به انجام کارهای شخصی مدیر مجموعه میپردازد و اصطلاحا دستیار مدیرعامل محسوب میشود، اما در روال منابع انسانی جای میگیرد. در مواقعی با پنهانکاری مشکلاتی ایجاد کردهاند، و این موضوعات بهطور مکرر تکرار میشود. در رابطه با مدیر مجموعه نیز به دلیل حساسیت موقعیت، ترجیح میدهم مسائل را بهطور مستقیم بیان نکنم تا تیمها تحت تأثیر تصمیمات حضوری ناخواسته قرار نگیرند. بههمین خاطر ترجیح میدهم درباره برخی جنبهها نظری ارائه نکنم تا بهانهای برای تغییر یا برگزاری جلسات غیرهدف پیدا نشود.
سالهاست که به عنوان کارشناس پشتیبانی فنی در پارس پک فعالیت میکنم و حس میکنم مسیر رشد در این شرکت برای همه کارکنان باز است؛ هر مقدار که تلاش بیشتری برای بهبود مهارتها و نمایش تواناییهایت بگذاری، بیشک دیده میشود و فرصتهای ترقی برایت فراهم میشود. در کنار اینها، کار تیمی در پارس پک یکی از اولویتهای اصلی است و به نظرم خیلی خوب است که با تیمهای مختلف به صورت مداوم همکاری میکنم.
فضای کار در اینجا خیلی دوستانه است و حس خوبی به آدم میدهد. از نظر من مدیران جوانی هستند که به کارمندان احترام میگذارند و به قولهایشان عمل میکنند. شرکت در مسیر رشد و پیشرفت است و من احساس میکنم با تداوم تلاش، به جایگاه بهتری خواهم رسید.
دو سالی را به عنوان فرانتاند کار در راشین گذراندم و محیطی بسیار شاد و آرام داشتیم. مدیریت شرکت انصافا خوب بود؛ با همه نیروها به یک اندازه رفتار میکرد و هیچ تفاوتی بینها قائل نمیشد. فشار کار عمدتا کم بود، مگر در مواقع خاص که ضربالاجل پیش میآمد. همچنین تعادل خوبی بین کار و زندگی شخصی احساس میکردم.
سالها پیش، شش ماه در این شرکت کار کردم و تجربهام واقعا من را با چالشهای زیادی روبهرو کرد. در همان دوره، وقتی به موقع حقوقم را دریافت نکردم و بیمهام هم رد نشد، متوجه شدم امنیت کاری وجود ندارد. حقوق و مزایا در کمترین حد ممکن بود و قرارداد هم وجود نداشت، بنابراین احساس امنیت شغلی صفر بود. در پایان دوره، با پیگیریهای فراوان بالاخره حقوق معوقهام را گرفتم و همان زمان بسیاری از همکاران من هم با چنین مشکلاتی روبهرو شدند. حتی برای هر دقیقه تاخیر ورود، جریمهای معادل چهار برابر حقوق اعمال میشد. نمیدانم اکنون وضعیتشان چگونه است، اما این تجربه واقعا بدترین دوره کاری من بود.
یکی از خوبی های زرینپال اینه که تو هم امنیت شغلی داری و هم کنار تیم فنی خوبی که داره باعث میشه تو هم رشد کنی که مزیت بزرگی هستش به نظر من، و تیم فنی همیشه از پیشرفت تو استقبال میکنه و باعث میشه توی شغلت پیشرفت کنی. از نقاط منفی اگه بخوام بگم مدیریت ناکارآمد و نداشتن دانش مدیریت توی زرینپال موج میزنه و این باعث پیش اومدن خیلی از مشکلات میشه و مورد دوم پرداخت بسیار نامنظم حقوق ماهانه و واریز حقوق به چند حساب بانکی هستش.
شرکت نبض افزار برای من تجربهای بود که با وجود تلاشهای متمرکز، مشکلاتی جدی را نشان میداد. اول از همه، احساس میکردم منابع انسانی به طور واقعی وجود ندارند و این بیثباتی در تصمیمگیریها و مدیریت منابع به وضوح مشهود بود. مرخصی ساده هم برای من و همکاران به سختی قابل دسترسی بود و انگار هیچ اصولی برای حقوق و مزایا وجود ندارد. حقوق و دستمزد نسبتا پایین بود و این موضوع انگیزه و رضایت شغلی را تحت تأثیر قرار میداد. با بالا رفتن تعداد جلسات، زمان کمتری برای کار عملی میماند و فشار روی تیمها زیاد بود. مدیریت منابع سازمانی هم به طور قابل توجهی نا کارآمد به نظر میرسید و نبود جهتگیری روشن در این حوزه باعث سردرگمی تیمها میشد.
باورم نمیکنم این تجربه از کار با هایمارت رو اینقدر ناامیدکننده ببینم، اما واقعا چنین حالاتی وجود داره. های مارت زیر مجموعهای از هولدینگ بوکا است و به این دلیل برخی افراد صنعتی و کارخانهای روی ادارهاش نفوذ دارن. این موضوع باعث میشه برخورد با پرسنل هم مثل برخورد کارگری باشه و حتی قراردادم با پرسنل رو امضا کنن در حالی که نوشته کارگر است. به هر حال به نیروی انسانی توجهی نمیشه؛ افراد رو استخدام میکنن، حقوقشون رو درست نمیدن و خداحافظی میکنن بدون احترام به حقوق کارگر. تعهدی نسبت به کارکنان وجود نداره. وقتی نوبت تعدیل نیرو میشه، به جای این که حقوق کامل و خسارتها پرداخت بشه، حقوقشون رو هم پایین میکشن. الان به نظر میرسه که های مارت توسط گروهی از افراد منفعتطلب اداره میشه و هدفشون فقط منافع شخصی است. دوستانی که قصد همکاری با هایمارت دارن، لطفا قبل از تصمیمگیری دقیق فکر کنن و چندبار تأمل کنن.
مدتی بود که تا همین چند روز پیش در این شرکت کار میکردم و تجربه خیلی خوبی بود. فضای شرکت با تقدیر و صمیمیت همراه بود هرچند اکثرا همکاران مرد بودند و جو دوستانهای حاکم بود. هر موقع مشکلی پیش میآمد، کافی بود با مدیران مطرحش کنم. در کاوش فردا پایهی رفتارها بر اعتماد به تخصص و اخلاقمداری کارکنان استوار بود و وجدان کاری اجازه نمیداد خارج از اصول رفتار کنیم. به عنوان مثال نظارت تصویری بر کار ما نبود و هر وقت خطایی پیش میآمد، به راحتی میتوانستیم با مدیریت درمیان بگذاریم. از همان ابتدای کار، انتخاب همکاران با دقت و وسواس بالایی انجام میشد و این موضوع احساس اطمینان میداد که هر شخص تازهوارد تا از تمامی جنبهها قابل اعتماد است. حقوقها به موقع پرداخت میشدند و تاخیر نداشت، اما تنها عیب این بود که با حقوق قانونی نمیشد زندگی کرد. نکته منفی اما اینکه بعد از مدتی فضای کار روتین و کسلکننده شد و فرصت برای پیشرفت کمبود یافت. ساختار سازمانی هم جای چندانی برای ارتقا ارائه نمیداد. اگر به همان نقطه نمیرسیدم، شاید ترک نمیکردم؛ اما تصمیم گرفته بودم مسیرم را عوض کنم.
شرکت رهنما برای من تجربهای کمتر مطلوب بود. در این جا صدای من از بیشفافی در زمان واریز حقوق آغاز میشود و اینکه هیچ برنامهی مشخصی برای مسیر پیشرفت سازمان وجود ندارد را به چشم میبینم. رفتارها بیشتر جنبهی تبلیغی دارد تا واقعیتهای عملی، و در هر دو مرحلهی استخدام و کنارهگیری از کار، با دیدی مشابه مواجه شدم. به نظر میآید ادعاها با کارکرد واقعی تفاوت زیادی دارد و آنچه روی کاغت گفته میشود با آنچه در عمل میدیدم، فاصلهای قابل توجه داشت.
تمام قوانین وزارت کار در این شرکت نقض می شود: - عدم تطابق حقوق با بیمه واریز شده. یعنی مثلا وقتی حقوق شما 7 میلیون تومان هست حقوق شما، حداقل پایه وزارت کار و کارگری رد میشود. - عدم تسویه در موعد 30 روزه. شما را مجبور به تسویه بعد از شش ماه می کنند که کارمند امکان شکایت از طریق وزارت کار را نداشته باشد(مهلت شکایت پس از اتمام همکاری با شرکت از طریق وزارت کار 30 روز است). جالب اینکه حتی پس از شش ماه هم تسویه مشروط به این است که بارها پیگیری کنید!!! - حقوق در چند مرحله و از حساب های بانکی که متعلق به شرکت نیست واریز می شود. اهمیت این مساله کجاست؟ وقتی که موقع تسویه و گرفتن سنوات می بینید به جای مثلا 20 میلیون تومان سنوات کارکرد و مرخصی های ذخیره شده، شرکت مبلغ سه یا چهار میلیون تومان به حسابتان واریز می کند آن هم از حساب شخصی!!! که باز هم امکان شکایت نداشته باشید - از کارمند سفته با مبلغ بالا دریافت می شود - عدم ارائه فیش حقوقی با مهر و امضا شرکت یا حتی اعلام جزییات محاسبه مبلغ حقوق - اصل قرارداد امضا شده توسط شرکت، ارائه نمی شود. تنها یک پرینت بی ارزش که خودتان آن را امضا کرده اید!!! پس از نوشته شدن اولین نظر منفی در مورد این شرکت، کارکنان خود شرکت اقدام به ثبت نظرات جعلی مثبت می کنند که تا نظر منفی دیده نشود!! در همین پست های اخیر جاب گای و ترتیب آن، این مورد مشهود است که ناگهان بعد از اولین نظر منفی، چندین نظر مثبت ثبت شده!!!! در متن نوشته ها هم دقت کنید یک ادبیات خطی و مشخص استفاده شده است. در ساعات کاری عملا زمان استراحت ندارید. برای خوردن شام یا نهار هم باید عجله کنید وگرنه حجم زیادی از کارتان باقی می ماند. و اگر اضافه کار بمانید داستان دیگری دارید. اگر حجم کار شما زیاد باشد و اضافه کار داشته باشید، مورد اعتراض قرار می گیرید که شما در حال دریافت حقوق زیاد از شرکت هستید و شرکت توانایی پرداخت ندارد.
شرکت ارمغان راه طلایی برای من تجربهای بود که با تمام تفاوتهاش به شکل واضحی برایم روشن شد. ظاهر ساختمان و موقعیت شغلیم با آنچه در نهایت از یک شرکت IT انتظار داشتم تفاوت زیادی داشت و گویی محیطی شبیه یک کافه–نت دور میدان انقلاب بود، نه مکانی که به حوزه فناوری اطلاعات مربوط باشد. ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بعد از ظهر بود و پنجشنبهها تا دوازده و سی. معمولا نمیشد به موقع از شرکت بیرون رفت، چون مدیر فنی کنار همکاران مینشست و داستانهایی از خاطرات خود—نه چندان جذاب—برای سرگرمی تعریف میکرد. ورود و خروج به سازمان به طور کامل در اختیار واحد مالی بود. اگر میخواستم بدانم در تاریخ یا زمانی که حضور داشتم، چه بود، باید از واحد مالی سوال کنم وگرنه کسر کار میخورد. واحدی به نام امور اداری و منابع انسانی وجود نداشت و دفتر هم مثل یک کافهنت مدیریت میشد. در بحث حقوق و مزایا همه قراردادها با پایه وزارت کار بررسی میشد و حتی اگر حقوقی بیش از مبلغی مشخص میشد، معمولا با من به عنوان کارگر رفتار میشدند. در استخدام وعده داده میشد که حقوق به موقع پرداخت میشود، اما تنها بخش پایه بهموقع بود و بخشهای بالاتر در زمانی نامشخص و به اختیار مدیران پرداخت میشد. مساعدهای وجود نداشت. یکی از همکاران در یکی از مواقع مشکلات مالی داشت و برای سه ماه بخش دوم حقوق را دریافت نکرد؛ با اعتراض شدید مدیران اصلی روبهرو شد و به او پولی پرداخت نشد. از لحاظ امکانات رفاهی، تنها دو مایکروویو برای پنج طبقه وجود داشت که یکی برای مدیران بود و دیگری برای طبقات خاصی از کارکنان. نظافت در سطح مناسبی رعایت نمیشد. ساختار شرکت به طور کامل خانوادگی بود و هرچه دلیل و منطق برای اصلاح یک کار ارائه میشد، با مخالفت اعضای خانواده مواجه میشدم. یک بار تا ساعت ده شب در شرکت ماندیم تا کار انجام شود و بعد از انتظار از اسنپ، یکی از مدیران گفت بیای تا ایستگاه اتوبوس برویم؛ اما تنها با اختلاف و اصرار شدید اتفاق افتاد. اگر تا آخر وقت در شرکت حضور میماندی، فردا باید دقیقا سر ساعت در محل میگرفتی، در غیر این صورت کسر کار میخورد. مدیران مجموعه ترجیح میدادند کارمندان دیر بیاورند تا حقوق آنها را به طرز نامنصفانهای کاهش دهند و بدین ترتیب هزینههای شرکت کاهش یابد. موضوع دیگر اینکه اگر یک ماه کاری برای انجام دادن نداشتید، تا وقتی پرسش درباره پرداخت حقوق را مطرح میکردید، با شما همکاری نمیکردند و از وجودتان به عنوان ویترین فعال استفاده میکردند تا شرکت پررونق به نظر برسد. برای تسویه هم اگر پیگیری میکردی ممکن بود پرداختی تا دو سال طول بکشد. خلاصه اگر دنبال روزی بودی که حقوقی همان روز به حساب بیاید و زود به زود پرداخت شود، اینجا انتخاب مناسبی نبود و در تصمیمگیریات بازنگری کن.
به عنوان کارشناس تست نرم افزار باهام مصاحبه شد سه مرحله مصاحبه با یک شخص بسیار محترم بود که ازم سوالات بسیاری پرسیدن و ازم آزمون تست گرفتن و پذیرفته شدم. ازم خواستن بدون حقوق و مزایا یک تا سه ماه!! براشون کار آموزی کنم قبول کردم چون اولین تجربه ام به عنوان تستر بود. ازم خواستن کارم رو با ۲ میلیون و سیصد شروع کنم بازم قبول کردم چون اولین تجربه تست ام بود گرچه که تمام آزمونها رو پاس کرده بودم و مطالعه کافی و اطلاعات کاملتری از تسترهای خودشون داشتم. اصول اولیه کارشون رو تو ده روز آموزش دادن و به یه تیم اضافه شدم که واقعا دیدم تیم بسیااااار نابالغ و بدون نظارت داره کار میکنه و کسی بالا سرشون نیست. یعنی وقتی وارد تیم شدین توانایی شما تعیین نمیکنه شما چقدر پیشرفت می کنید! بلکه بچه های تیم و مدیر پروژه هستن که اگه شما رو راه بدن بین خودشون میتونید محیط غیر قابل تحمل رو تحمل کنید و پیشرفت کنید و فیلتر دیگه ای نیست. خیلی خوب بلدن از آدم کار بکشن. بعد دو ماه تحمل فرهنگ خشک و تیم خوشحال!!! و نالایق خداحافظی کردم و درومدم...
شرکت شهر هوشمند آستیاگ را چندین ماه در بخش برنامهنویسی تجربه کردم. فضای تیمی ما دوستانه و صمیمی بود، اما واحد منابع انسانی وجود نداشت و وظایف این بخش تا حدی توسط حسابدار مدیریت میشد. قراردادهایی که با ما منعقد میشدند به صورت توافق اولیه بودند، اما مبلغ قراردادهایی که برای امضا ارائه میشد خیلی پایین بود و به عنوان فرمالیت معرفی میشدند تا برای بیمه کمترین قیمت ثبت شوند. به هیچوجه نسخه نهایی قرارداد مطابق توافق اولیه به ما داده نشد و همین باعث میشد کارمندانی که از کار جدا میشدند، به حق و حقوقشان نرسند، زیرا مدرک معتبر وجود نداشت. در مجموع اگر هدف از همکاری کسب تجربه است و سابقه کار برایتان اهمیت ندارد، میتواند نقطهی شروع خوبی باشد، اما در غیر این صورت از همکاری با این شرکت پرهیز کنید.
در طول یک سالی که در یکی از محصولات زیرمجموعه ارتباط فردا فعالیت داشتم، با فشار زیاد برای مرخصی نرم روبهرو بودم و سه بار درخواست استعفا دادم تا بالاخره پذیرفته شد. در نهایت به من گفتند یک ماه باقی بمانم تا نفر جدید را آموزش بدهم و پس از استخدام نیرو، خودم با پیگیریهای متعدد نیرو را پیدا کردم و آن یک ماه هم برای آموزش او کنار رفتم؛ اما در پایان، پاداش سالانه و سنوات را به درستی محاسبه نکردند و با ارائه سفتهها تهدیدم کردند. میانگین حقوقی نیز که برای مدیران نوشته شده بود را بهعنوان اشاره به حقوق مجموعه در نظر میگرفتم. قابل ذکر است که حقوقی که در مجموعه مطرح میشود، تنها اشارهای بود و من بهطور دقیق با ارقام مواجه نشدم، اما تجربهی من از فشار کار بالا و برخوردهای نامطلوب در فرایند خروج از شرکت بود.
با وجود محدودیتهای منابع انسانی، فضایی آرام و همکارانی با روحیه همکاری داشتم که رفتار دوستانه و تیمی را در محیط کار تقویت میکرد. شرکت نسبتا کوچک بود و غالبا بین سه تا هفت نفر پرسنل داشت. از نظر مزایا، وضعیت حقوق و بیمه به صورت منظم دنبال نمیشد و گاهی با تاخیر مواجه بودیم. امکانات فنی شرکت نسبت به نیازهای روزمره محدود بود و در فصل زمستان با سردی کارگاه اذیتم میکرد. فرهنگ کاری شرکت به طور قابل توجهی روی همکاری و همدلی بنا شده بود و مسائل مثل پشتگوئی یا بداخلاقی نیز کمتر دیده میشد، هرچند سیاست مدیریتی بیشتر روی انجام سریع تسکها متمرکز بود و کیفیت و پایداری کدها به مرور تحت فشار بود. این محیط برای افرادی که تجربه کاری چندانی ندارند یا در حال گذراندن دوره سربازی یا دانشجو هستند، میتواند درهای ورود به بازار کار را هموار کند، هرچند احتمال پیشرفت شغلی در چنین چارچوبی محدود به نظر میرسد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.