در این شرکت هر کس با آزادی عمل قابل توجهی روبهروست و این موضوع برای من تجربهای مثبت بود. به جای اینکه مدیریت مستقیما دستور بدهد، تنها مسئله را توضیح میدهند و من مسئول یافتن و انتخاب بهترین راهحل میشوم. به اعتقاد من این آزادی عمل، امکان ارائه خلاقانهترین گزینهها را فراهم میکرد و چنین فضایی برای من الهامبخش بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در شرکت فرتک تجربهای مثبت از کار به عنوان برنامهنویس دارم. محیط شرکت خیلی دوستانه است و همواره افراد با هم کار میکنیم و از این فرآیند یاد میگیرم. مدیرعامل هم یکی از با انرژیترین اعضا است و حتی در زمانهای استراحت کنار تیم میآید و با ما همراه میشود. به جوانها اعتماد بالایی دارد و به طور کلی مجموعهای است که با تفکر جوانها شکل میگیرد. به نظرات کوچکترین کارمندان هم ارزش قائل میشود و به آنها توجه میکند. در کل این تجربه برایم بسیار مثبت و خوشایند بود.
در سال ۹۵ وارد فرتک شدم و قصدم همواره بهبود و یادگیری بود. یکی از جنبههای مثبت این شرکت را استقبال از نیروهای جوان میدیدم؛ من بعد از دوره هنرستان کارآموز شرکت شدم و با گذشت زمان به کارمند تبدیل شدم. کل اعضای تیم را جوانها تشکیل میدهند و فضایی دوستانه و صمیمی حاکم است. یکی دیگر از نکات مثبت، آزادی در تصمیمگیری و یافتن راهحل برای مسائل است. به عنوان یک توسعهدهنده، امکان ارائهی راهحل و انتخاب تکنولوژی مناسب برای کارها را داشتم و این امر موجب میشد پروژهها با استفاده از فناوریهای روز دنیا پیش بروند. اگرچه نقدهایی دربارهی شیوهی کار، پذیرش پروژه و اجرای آنها دارم، اما در مجموع رضایتمندیام از فرتک بالاست.
در طول مدت کارم در این شرکت با وجود چالشهای شخصی که ارتباطی به شرکت و همتیمیها نداشت، تصمیم به ترک گرفتم اما پیش از عید سال ۹۸ دوباره به فرتک بازگشتم و به کارم ادامه دادم.
در یک فضای کار استارتاپی کاملا پویا کار میکنم و نقش من با همفکری گروهی و تقسیم کار مشخص میشود.
من همیشه با یادآوری سالهای کار در این شرکت حس خوبی را داشتم. در اینجا تصمیم گرفتم تجربیاتم را آنجا بیان کنم.
شرکت نرم افزاری فرداد یک شرکت استارتاپی با حمایت شرکت آرین سیستم است که نرم افزار های کاربر پسند با ویژگیهای خوب تولید می کند ، من در این شرکت کار تولید محتوا برای وبسایت آنها را داشتم که مدیریت خوبی در این مجموعه بود. همیشه موفق و سربلند باشید.
باورت میشود وقتی برای نخستینبار به همسایت مراجعه کردم، فکر میکردم شاید مثل بسیاری از سایتها دروغ بگویند. اما مشاوره رایگان تلفنی همسایت من را به سمت نگرشی درستتر برد و هر بار که با کارشناسان آن مشورت کردم، حس بهتری پیدا کردم و کمکم پی بردم چه اندازه مفید و خوب است. در نتیجه پیشرفتم را مدیون همین تجربهها و حمایتهای این مجموعه میدانم.
به نظر من تجربهی همکاری با همسایت تجربهای مثبت برای رشد و گسترش کسبوکارم بود. از بودن با تیم تخصصی این شرکت احساس کردم که مسیرهای مؤثری برای توسعه ارائه میشود و نکتههای کلیدی برای پیشبرد کار را به من نشان دادهاند. از حمایت و راهنماییهای آنها سپاسگزارم. این شرکت به من دید بهتری نسبت به فرصتهای موجود داد و باعث شد تا من هم در کار و هم در برند خودم به تفکر استراتژیکتر و پیگیری هدفمندتر بپردازم.
تجربه من به عنوان کارشناس پروژه در هم سایت این است که حس مثبتی نسبت به این مجموعه دارم. آنها با مشورت و بررسیهای منطبق با اصول قبل از اجرای پروژه، بسیاری از مسیرهای خاموش را برای تمامی مشتریان روشن کردند. همسایت واقعا در هدایت و توسعه کسبوکارهای اینترنتی نقش پیشرو و مؤثری ایفا میکند.
تجربه من در این مجموعه به عنوان موشن گرافیست تجربهای بسیار مثبت بود و با وجود همکاران پرتلاش، فضا و پروژهها با کیفیت پیش میرفت. تیمی که در کنار من کار میکرد بسیار مؤثر و توانمند بود و مدیریت نیز پاسخگو و منظم عمل میکرد. فضای کاری همواره خوشایند بود و به من انگیزه میداد تا بهترین نتیجه را ارائه دهم.
به خاطر کوچکی شرکت، محیط صمیمی اما حرفهای داشت. تیمها نسبتا کوچک بود و برای هر پروژه، یکی از اعضا نقش لید یا سرپرست رو به عهده داشت تا زمانبندی، تقسیم کار و حضور در جلسات با مشتری رو مدیریت کنه. ساعت کار برای فنیها تا ساعات مشخصی بود و در عمل اون موقعی که من بودم خیلی دقیق نبود؛ رویکرد شرکت بیشتر روی انجام درست و بهموقع کار بود و معمولا نزدیک به مهلت نهایی ممکن بود تا شب هم مجبور بشی بمونی تا کار تموم بشه. پرداختها معمولا بالا نبود و سطحش عادی بود یا شاید کمی پایینتر. از نظر من این نقطه ضعف بارز شرکت بود. بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میکردن و در مناسبتهای خاص مثل سالگرد شرکت، یلدا یا نوروز جشن میگرفتند. با توجه به وضع مالی و مناسبت، از رستوران و توچال تا کیک و جمع شدن در شرکت متغیر بود و تولدهای کارکنان رو هم گاها جشن میگرفتند. تا جایی که دیدم اخراجی وجود نداشت، اما اگر کارمند به نظرشان مناسب نمیرسید، از لحاظ سرمایهگذاری روی او کمفشار بودند و حقوق تغییری زیادی نمیکرد. از سوی دیگر، به خاطر کوچیک بودن شرکت، فرصتهای رشد چندان فراوان نبود. سیستم حقوق به این صورت بود که بخش عمدهای از توافق حقوق به صورت پایه بود و مقداری از آن هر سه ماه یکبار به عنوان پاداش پرداخت میشد. برای مثال اگر با یک میلیون تومان توافق داشتیم، ششصد هزار تومان به عنوان پایه حقوق که شامل بیمه و مالیات میشد پرداخت میشد و سه ماهه هم یک میلیون و دویست هزار تومان (تقریبا سه بخش ۴۰۰ هزار تومانی) به عنوان پاداش جدا پرداخت میشد (که مالیات داشت اما بیمه نمیشد). این رویکرد باعث میشد تا از نظر درآمد ماهانه بالا به نظر برسد اما سابقه بیمه کمتر میشد.
به عنوان مهندسی نرمافزار، مسئولیت افزودن و بهروزرسانی محصولات را در سایت دکانچه بر عهده داشتم.
به عنوان تجربهای که برای من دردسرزا بود، میتونم بگم چهار ماهی که با شرکت نردبان اندیشه کار کردم یکی از بدترین دورههای کاریم بود و به شدت منو عقب انداخت. دلایل اصلی ناراضی بودنم شامل بیاعتمادی، عدم حرفهای بودن تیم مدیریتی و کمبود حرفهای گری فنی بود. به خاطر فشارهای مختلف، دائما با تاخیر قرارداد رو میبردن تا نتونن بیمهام رو تأیید کنن. بیمه رو با کمترین مقدار ممکن قبول میکردن تا مالیات و حق بیمه کمتر بپردازن و در پرداخت عیدی هم تعلل زیادی داشتن و گفتن عیدی رو هم با کمترین قیمت پرداخت میکنن. در نهایت که از شرکت جدا شدم، با وجود پیگیریها گفتن حدود شش تا هفت میلیون طلبم رو نمیدیم. این تجربه کلن نشان داد که کار در چنین فضایی مناسب نیست و به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم.
در این شرکت احساس آرامش زیادی دارم و میتونم با اعتماد به نفس کامل کار کنم.
در زمان حضورم در بورسیکا، به عنوان یکی از پنج فروشگاه اینترنتی مطرح ایران کار میکردم و تجربهام از رشد قابل توجه تیمها و پروژههای مختلف در این مدت، آیندهای روشن و موفق برای همهی اعضا ترسیم میکرد. با وجود این که سرمایهگذاری قابل توجهی در تبلیغات انجام نمیشد، تجربه خرید مطلوبی که برای مشتریان به وجود آمده بود، مسیر رشدی پایدار برای شرکت ایجاد کرد و به همراه آن، جامعه کاری ما رو به سمت بهبود مستمر حرکت کرد.
دو سال تقریبی را در آبانگان گذراندم و در این مدت، شرایط کاری برایم رضایتبخش بود. فضای همدلی و برخورد دوستانه میان تیم، مدیریت قدرتمند و پیروی دقیق از قوانین کار مانند بیمه، عیدی و سایر مزایا از نکات برتر بودند. با وجود ساعات کار منعطف و پاداش پایان سال، تصمیم من برای تغییر همکارانه بود و تنها دلیل رفتنم دریافت پیشنهاد با سطح حقوق بالاتر از سوی کارفرمای جدید بود که پس از مشورت با هم تیمیها و مدیر مربوطه، تصمیم نهایی را به سمت شرکت دیگر برد.
وقتی کار رو توی این مجموعه آغاز کردم، هیچ تجربهای از تولید محتوا و کار با رایانه نداشتم. در ابتدا دورههای رایگان رو از صفر تا صد دیدم و طی شش ماه بدون دریافت حقوق فعالیت کردم. از ماه ششم به بعد تونستم بین یک تا دو میلیون به دست بیارم. به مرور زمان درآمدم رشد کرد و در ماه نوزدهم به سه میلیون رسیدم و به مدت چهار ماه ادامه داد، اما خودم کمی بیانگیزه شدم و در این ماه توانستم حدود دوصد هزار تومان درآمد داشته باشم، هرچند در مجموع این دوره حدود دو میلیون و سیصد هزار تومان برای حدود پنجاه و دو ساعت کار بود، یعنی تقریبی دو ساعت در روز. کار با این تیم خیلی زمانبر نبود و انصافا پرداختیها مطلوب و قوانین روشن بود؛ غیرحضوری هم کار میکردیم. در دوران کار من اگر سراغ کار نمیرفتم، درآمدی هم نداشتم، اما تیم مدیریتی پیگیر بود و اگر مشکلی پیش میآمد همراهی میکردند تا رفع شود، بهویژه اگر مسئله مرتبط به تخصص و روشهای کار بود.
شرکت تاپ ادورت برای من همچون مجموعهای با روحیه جوان و پرانرژی بود که در همه بخشها حس تکاپو و کنجکاوی نسبت به پیشرفت وجود داشت. یادگیری و جستوجو برایم در اینجا اولویت اصلی بود و این فضا دائما الهامبخش تلاش بیشتر میکرد. در کنار تیم، آقای کامرانی به عنوان همراهی واقعی همراه میبود نه تنها به شکل یک مدیر که فقط دستور بدهد. حضور او به من اطمینان میداد که میتوان با مشارکت و پشتیبانی او به جلو رفت.
دنبال کار بودم و به دیتاک پیوستن یکی از بهترین تصمیمهای من بود. تجربهام به عنوان برنامهنویس وب واقعا خوب بود و حس میکردم هر روز یادگیری بیشتری دارم و میتونم مهارتهام رو به شیوهای عملی به کار بگیرم. فضای کار برایم سازنده و حمایتکننده بود، پروژهها بهطور منظم به من واگذار میشد و فرصت بهروزرسانی مهارتها و بهرهگیری از جدیدترین تکنولوژیها فراهم بود. با وجود فشار وظیفه و ضربالاجلها، تیم همفکری خوبی داشت و ارتباطات روشن و صمیمی بود که کمک میکرد سریع پیش رفت. در مجموع تجربه من از دیتاک مثبت بود و احساس میکنم رشد حرفهای خوبی در اونجا داشتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.