قبل از مصاحبه رزومهام را فرستاده بودم و آنها هم بر اساس همان رزومه با من تماس گرفتند، اما وقتی رفتم مصاحبه، میگفتند که سابقه مدیریت و رئیس بودن و کارشناس مسئولی را داشتم پس چرا میخواهم کارشناس شوم و هیچ توضیحی که دادم را قبول نمیکردند. روابط عمومی یک شرکت تولید فرش، برخورد چندان حرفهای نبود و ادبیات فروش و خدمات پس از فروش را هم نمیشناختند؛ وقتی در مورد برندینگ، ایرادات کار و آینده حرفهای با ایشان صحبت کردم، خیلی ناراحت شدند، در حالی که خودشان میخواستند بحث کنند. یادم میآید مادرم هم در خانه فرش میبافت، اما این خانم ادعایی بیشتر داشت و به هر حال وقتی افراد برای مصاحبه میروند باید روند رشد خود را دنبال کنند تا سوء تفاهمی پیش نیاید. به هر کار که میخواهند بچینند، بستگی دارد قرار است کجا فعالیت کنم؛ ولی به خودم گفتم به همان حالتی که هستم، پرزنت کنم و با صدای آرام و قاطع حرف بزنم تا کسی فکر نکند نقشهای برای تصاحب جایگاه دارد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: خوشصحبتی و روابط عمومی و در نهایت تعهد به مشتریمداری.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای این تجربه، با وجود بد بودن رفتارهای برخی مصاحبهکنندهها، سعی کردم واقعیت را به شکل روشن و صادقانه بازگو کنم و با لحن نسبتا بیطرفانه و بدون نتیجهگیریهای شدید بنویسم. تجربهام را به سبک تازه و با ساختار منسجم ارائه میکنم. در طول فرایند مصاحبه برای مدیر ساختار و تشکیلات، رفتار برخی از اعضای تیم پایین بود و احساس کردم که توجه کافی به پرونده من نشده است. دو نفر از ارائهدهندگان مصاحبه، از نظر تسلط و تجربه تفاوت زیادی با سطح من داشتند و به نظر میرسید تجربههای کاریشان با من قابل مقایسه نبود. با کمال تأسف، رزومهام بهطور جدی مطالعه نشد و یکی از مصاحبهکنندهها بیشتر به گوشی خود مشغول بود و بدون توجه به رویداد مصاحبه میخندید. سوالات هم تکراری میبود و به گونهای مطرح میشد که انگار در دبیرستان هستم و سوالات صرفا تعریفی میپرسیدند. به طور کلی رفتارهایی دیدم که به شدت ناخوشایند بود و به نظر میرسید معیاری منصفانه برای ارزیابی نبود.
دو مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم. در نخستین مرحله آزمونی IQ داشتم که برای من جالب بود و پس از آن با مسئول آموزش جلسهای برگزار شد که پرسشهای عمیق و آموزشی مطرح شد. در مرحله دوم با مدیر فنی شرکت گفتوگویی صورت گرفت که سوالات مفهومی بیشتری داشت و این مصاحبه بیشترین تأثیر را روی من گذاشت. پس از ارزیابیها، دوره آموزشی خوبی برگزار شد که هم مفید بود و هم با کسب و کار شرکت آشنايي کامل به دست میداد.
برای ورود به شرکت فناوران اطلاعات خبره، ابتدا چند سند برای مطالعه فرستاده شد و بعد سه روز در مجموعه کارگاههایی درباره مفاهیم تجاری شرکت کردم. پس از این دوره، آزمونی از من گرفته شد و موفق شدم قبول شوم. تیم آموزشی هم واقعا باانصاف و همدل بودند.
برای مصاحبهی DBA کرونا باعث شد تا فرایند به شیوهی غیرحضوری انجام بشه و این نکته واقعا مثبت بود. خیلی از آموزشها هم به صورت غیرحضوری برگزار شد و از دید من نشان میده که مدیران شرکت واقعا به نیروهای خودشون اهمیت میدن.
شرکت فناوران اطلاعات خبره بود که تجربه را برای من به عنوان مصاحبهکننده مدیر محصول ثبت کرد. در ابتدا به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه به صورت ویدئویی برگزار شد و مصاحبهگر خیلی سریع یک گوگل شیت در اختیارم گذاشت تا قدم به قدم دیتا مدل یک مسئله را برایش تکمیل کنم. انتظارم از مصاحبهگر مدیر محصول این نبود؛ او با چنین رویکردی آغاز کرده بود و من اول جا خوردم و سپس سعی کردم تمرکز خودم را حفظ کنم تا روند مصاحبه به جریان بیفتد. در پایان گفتند که این شرکت مدیر محصول را بهعنوان کسی میبیند که با تیمی از تحلیلگران نرمافزار و تعدادی برنامهنویس همکاری میکند و تسلط به مسائل تحلیل نرمافزار در اولویت است. همچنین درباره حقوق از من پرسیدند و گفتند که فیدبک مصاحبه در صورت تمایل به استخدام با حقوق درخواستی اعلام میشود. به نظر من برداشت از نقش مدیر محصول در این شرکت دقیق نبود. بر اساس گفته مصاحبهگر، بخشی از وظایف مدیر محصول در بیمه به مدیر پروژه محول شده و در نتیجه مدیر محصول باید با مدیر پروژه هماهنگی کرده و بکلاگ پروژه را مدیریت کند؛ این با چارچوب کاری اسکرام سازگار نیست. اگر انتظار دارید بر اساس روابط رایج در صنعت بیمه استخدام شوید، برای مدیر پروژه درخواست بدهید و نه مدیر محصول. اما اگر تازه فارغالتحصیل دانشگاه هستید و نگاه شما به مدیر محصول مانند آنچه شرکت تصور میکند یک تحلیلگر ارشد است، شاید امتحانش ارزشمند نباشد. از طرفی اگر هدفتان مدیر محصولی اسکرامیک با معنای واقعی کلمه است، در این شرکت برخی از وظایف به فرد دیگری سپرده شده و باید بتوانید با او همکاری کنید. برای من واقعا جذاب نبود. ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود، را نتوانستم به درستی درک کنم.
در مصاحبهای با تیم توسعه، ابتدا روند مصاحبه از سمت منابع انسانی آغاز شد و برخوردشان مناسب و تقریبا بهموقع بود. بین مصاحبه منابع انسانی و مصاحبه فنی نیم ساعتی فاصله وجود داشت؛ به طوری که مصاحبهکننده فنی در آن جلسه حضور نداشت و همانجا رزومه و پرسشنامه من را بررسی کرد. بخش عمدهای از زمان مصاحبه فنی به پرسشهایی پرداخته شد که ارتباطی با موقعیت شغلی در نظر گرفتهشده نداشتند. سوالها منتقلشدن مفهوم را برای مصاحبهکننده دشوار میکرد و حدود شصت درصد از سوالها در ذهن او باقی میماند تا چیزی را که خودش آموخته بود بخواهد، بدون توجه به منابع و مراجع. از نگاه آنها، ویژگیای که بیش از همه اهمیت داشت، این بود که منابع انسانی با منطق و آرامش برخورد میکرد و از این رو برخورده شدن با فشار یا بیقراری برایشان اهمیت داشت.
به باور من بررسیهای اولیه با یک تماس تلفنی آغاز شد و در کنار آن داکیومنتی را به اشتراک گذاشتم تا سوالهای تحلیل محور نمایش داده شود. بعد به جلسهای حضوری با مدیر فنی رسیدم که در آن سوالاتی درباره حوزههای فنی، تحلیل و شخصیت من مطرح شد و از طرف مقابل خواسته شد تا تجربههای کاریام را توضیح بدهم. در ادامه با مدیر عامل شرکت و رئیس هیئت مدیره هم گفتوگو کردم و از اینکه وقت و دقت زیادی برای ارزیابی من صرف شد، بسیار خوشحال شدم.
شرکت فناوران اطلاعات خبره را تجربه کردم و به جای سوالهای نظری صرف درباره شیگرایی، اینجا تمرکز روی توانایی واقعی و درک درست از برنامهنویسی بود. طی یک دوره سهماهه، مهارتهای فردی و قابلیتهای دیگر هم سنجیده میشود تا تجربهی کاملتری از توانایای افراد به دست آید.
مصاحبه شغلیم با فناوران اطلاعات خبره دو مرحله داشت؛ در نخستین گام به عنوان مسئول فنی شرکت، حدود یک ساعت صحبت کردیم و دو یا سه روز بعد هم دوباره با مدیر پروژه و بهعنوان مسئول فنی وارد جلسه شدم. سوالات مطرحشده بیشتر درباره مباحث عمومی برنامهنویسی بود و کمی هم به حوزه تخصصی میپرداخت. در نهایت فهمیدم که هدف از مصاحبه این بود که بدانند آیا واقعا علاقهمند به برنامهنویسی هستم یا نه.
شرکت فناوران اطلاعات خبره بود که تجربه مصاحبه من به عنوان تحلیلگر ارشد سیستم را در قالبی دوستانه و محترمانه رقم زد. مصاحبهکنندهها با روی گشاده و رفتاری صمیمانه برخورد کردند و با این که در جای قبلیم مدیر تیم بودم، پرسشها به طور کوتاه و در دامنههای گوناگون مطرح شد. به آنها گفتم علاقهای به مدیریت تیم ندارم و تصمیم دارم در حوزه فنی هم سطح کارشناس را دنبال کنم. از من پرسیدند ترجیح میدهم تحلیلگر ارشد سیستم باشم یا تحلیلگر بیزینس و پاسخ دادم تحلیلگر ارشد سیستم را ترجیح میدهم. در روز دوم مصاحبه هنوز خسته بودم اما آنها به صورت صمیمی پیشنهاد کردند استراحت کنم، که حس کردم شاید از ادامه منصرف شدم، اما یکی دو روز بعد خبر پذیرش را اعلام کردند و این درک لحظهای آنها از وضعیت من برایم ارزشمند بود. این شرکت را به دوستانم توصیه میکنم چون تقریبا همه فاکتورهای لازم برای محیط کاری مطلوب را دارد و از همه مهمتر به کارکنانشان توجه ویژهای قائلند.
بعد از مصاحبه با ۸ شرکت مختلف (که در ۶ تای اونها پذیرفته شدم) فناوران خبره اولین شرکتی بود که نحوه مصاحبه اون باعث شد که من این شرکت رو انتخاب کنم از نوع سوالات مصاحبه مشخص بود که شرکت به دنبال یک برنامه نویس واقعی میگرده، فناوران جز معدود شرکت هایی هست که تو مصاحبه ابتدا از ارزیابی فرد روی مفاهیم و دانش پایه ای برنامه نویسی شروع کرد با توجه به تجربه های گذشته اکثر شرکت ها به دنبال این بودند که فرد چقدر ابزارها و تکنولوژی های حوزه برنامه نویسی رو میشناسه این نشون دهنده اینه که اغلب داخل این شرکت ها محصولات پایدار و مطمئنی تولید نمیشه و اغلب برنامه نویس های که با تجربه پایین وارد این نوع شرکت ها میشن هم صرفا مونتاژکار خوبی از آب در میان نه یک برنامه نویس واقعی
وقتی واسه شرکت رزومه فرستادم حدود یک هفته تا دوهفته من رو دعوت به مصاحبه کردن وقتی به شرکت مراجعه کردم یک ازمون تست هوش گرفته شد که حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول کشید و تست های هوش منطقی، ریاضی و … وجود داشت. بعد از تست هوش مصاحبه حضوری انجام شد. زمانبدی خیلی خوب بود و من خیلی معطل نشدم. درباره سابقه کارم پرسیدن و تحصیلاتم. Data model مهم بود واسشون که آشنا باشم باهاش. تو همون جلسه اول معلوم شد که جلسه دوم هم برای من تشکیل میشه و حدود یک هفته بعد جلسه دوم مصاحب برگزار شد و نفر بعد بیشتر data model ازم پرسیدن و رسم سیستم مورد نظرشون رو ازم خواستن. در هر دو مصاحبه افرادی که بودن خوش برخورد بودن و رفتار بدی ازشون ندیدم. یکی دو روز بعد از مصاحبه مشخص شد که من پذیرفته شدم. شرکت با توجه به سمت آموزش های خیلی خوبی داره که شاید به طور آزاد هزینه های زیادی باید صرفش کرد. مثل data modael, sql,user story و … تا الان که هنوز توی شرکت هستم همه چی خوب بوده و حس میکنم جای پیشرفت خوبی واسه افراد وجود داره. ویژگیهایی که براشون مهم بود: روابط عمومی خوب پر انرژی بودن در طول دوره مصاحبه و آموزش به کوچکترین رفتارهایی که انجام داده میشه توجه میشه.
سلام من برای پشتیبانی نرم افزار رزومه ارسال کردم و پس از مصاحبه با مسئول جذب قبول شدم اما برای توافق حقوق به نتیجه نرسیدم، با توجه به اینکه دوره های ادمین هم گذرانده بودم و تجربه نسبی هم داشتم و شرایط پرداخت برای ادمین کمی بهتر بود ، در نهایت با مصاحبه مدیر تیم ادمین و مدیرعامل پذیرفته و مشغول بکار شدم. رفتار تمام مدیران و همکاران بسیار حرفه ای و صمیمانه است.
مصاحبه در دو مرحله فنی و مدیریتی انجام شد. در مرحله فنی سوالات کاملا مرتبط با موضوع کار و سمت پیشنهادی بود. یک ساعت زمان برای مصاحبه در نظر گرفته شده بود که به نظرم خیلی خوب بود. مصاحبه کننده با کمترین و در عین حال موثرترین نوع سوالات، صلاحیت فرد رو بررسی میکردند. در مرحله مدیریتی هم فقط مطالب مرتبط با مدیریت پروژه و نظم و روال کاری مورد سوال قرار گرفت. این مصاحبه هم یک ساعت زمان داشت.
روند مصاحبه کمی با شرکت های هم رده مشابه است. سوالات بسیار ساده بودند. قادر به پرداخت حقوق نیستند ولی مایل بودند مزایای اندکی که شرکت در قبال حقوق کم پرداخت میکند بسیار بزرگ و پر اهمیت دیده شود. جو شرکت بسیار بد بینانه به نظرم رسید. برنامه نویسها با دوربین کاملا تحت نظر هستند. معماری و چارچوب قدیمی و بدی برای کارهاشون وجود دارد چون بنده از زیر و روی کارشون پرسیدم و اون ها هم کاملا صبورانه به سوالاتم پاسخ دادند. حتی چهارچوب مناسبی برای CI/CD نداشتند و کار در اینطور شرکتها خیلی ملالت بار خواهد بود. به همین خاطر با اینکه قاطعانه در آزمون ورودی شرکت پذیرفته شدم از رفتن به شرکت امتناع کردم.
در کل سه مرحله مصاحبه انجام دادم. مرحله ی اول مربوط بود به یک سری تست محاسباتی و آی کیو که روی سامانه های مجموعه انجام شد و گفت و گو با مدیر بخش جذب شرکت. برخورد خیلی مناسب بود و هم معارفه خوب انجام شد و هم فرصت کافی برای فوکوس روی توانایی هام بهم داده شد. بعد از حدود ده روز تلفنی قراری با من ست شد و آدرس و مشخصات رو برام با پیامک فرستادن برای گفت و گو با مدیران ارشد مجموعه. با مدیرعامل، رئیس هیئت مدیره و مشاور مجموعه در دو جلسه گفت و گویی دو، سه ساعته داشتیم که از چند نظر برام جالب بود: اول این که بسیار رفتار دوستانه و محترمانه ای با من انجام شد. در این حد که وقت پایان هردومصاحبه شخص مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره تا در آسانسور همراهیم کردند و تا لحظه ی داخل آسانسور شدن با لبخند رو به من ایستادند. دوم این که سوالات تو حوزه ی من بسیار عمقی و دقیق بود. کاملن حس کردم مشاور مجموعه با همین هدف توی جلسه نشسته که تجربه و معلومات مصاحبه شونده رو به شکل کاملن ریز و مصداقی محک بزنه. بعد از دو جلسه مصاحبه با مدیران ارشد قرار شد بهم تا یک هفته خبر بدن و البته در خصوص حقوق و دستمزد هم ازم خیلی شفاف سوال شد و به توافق رسیدیم. ظرف سه روز کاری اول کارشناس بخش منابع انسانی و بعد مدیر بخش اداری و بعد «شخص مدیر عامل» مجموعه در سه مرحله باهام تماس گرفتن و بهم خوش آمد گفتن و همه ی موارد لازم مثل پارکینگ و تجهیزات و آدرس ایمیل و هماهنگی های معارفه… قبل از ورودم به مجموعه هماهنگ شده بود. تا اونجایی که من فهمیدم سازمان برای وفاداری ارزش خیلی زیادی قائله و سعی می کنه با روش های مختلفی این ماندگاری رو تو افراد تقویت کنه. فرآیند جذب سازمان تو بخش برنامه نویسی شبیه یه قیف می مونه که توش قبل از این که انتخاب بشی، یه دوره ی آموزشی رو می گذرونی. دلیل این آموزش ها تو این بخش، اطمینان از انتقال دانش و داشتن فرصت کافی برای انتخاب افرادیه که با فرهنگ سازمان جور در میان و می شه برای مدت زمانی طولانی روشون سرمایه گذاری کنن. محیط سازمان امنه و تا اونجایی که من دیدم بی حاشیه و شاد واقعی.
در ابتدا با من برای سمت پشتیبانی مصاحبه شد و برای پشتیبانی قبول شدم اما با توجه به حقوق درخواستی من و حقوق مدنظر شرکت برای این سمت ، به دلیل گذراندن دوره های ادمین دیتابیس و سرور و نیاز شرکت برای این سمت مصاحبه دیگری چند روز بعد انجام و چند روز بخاطر توافق شیفت کاری متغیر زمان برد. در نهایت به توافق رسیدیم , درنهایت با مدیر عامل محترم مصاحبه و پذیرفته شدم
سه تا مصاحبه داشتم که به ترتیب سخت تر شدند و هر سه مصاحبه فنی بودند و به طور کلی این طور بود که سناریوهای مختلفی مطرح میشد و من باید برای اونها دیتابیس مناسب رو طراحی می کردم بعد از این سه مصاحبه پذیرفته شدم و یک دوره آموزش کوتاه در رابطه با کسب و کار بیمه و پس از اون یک آزمون از کسب و کار داشتم و بعد یک دره آموزش کوتاه طراحی دیتابیس و بعد یک ازمون هم از این مرحله و بعد یک دوره خیلی کوتاه آموزش نوشتن سند user story و یکی دو تا تسک بهم دادند که براشون user story بنویسم جهت آزمون و در آخر وارد تیم شدم.
شامل سه نوبت مصاحبه، سوالات مرتبط با تحلیل و پایگاه داده، سوالات در سطح برنامه نویس senior که شامل مواردی چون SOLID و DI و اصول OOP و مهندسیی نرم افزار و البته بر اساس .NET Core و همچنین سوالات تخصصی در سطح پیشرفته مربوط به Angular که سوالات بسیار هوشمندانه پرسیده میشد بخصوص انگولار که از نوع چیدمان سوالات و تبدیل هر سوال به سوال بعدی لذت بردم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.