پروژه های متفاوتی در آکاف انجام دادیم و در رزومه من روی لینکدین مشخص هست به نام ابراهیم کریمی ، در یک دوره به صورت تمام وقت و در یک دوره بعدش با زمان منعطف همکاری داشتم و نکته مثبت این همکاری، وجود داکیومنت های کامل ، وایر فریم ها و طرح های گرافیکی بود که پیاده سازی پروژه را بسیار روان تر و سریعتر میکرد. توی تمام تسک های جیرا نیز تمام داکیومنت های مربوط به منطق اون تسک گذاشته شده بود. برای محاسبه زمان کارکرد از نرم افزار تایم داکتر استفاده می شد که باعث میشد هر زمان از شبانه روز که کار میکنید تایم شما در حقوق محاسبه و پروژه ها با سرعت بیشتری پیش بروند
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه به همین شرکت رفتم، در خصوص فرآیند مصاحبه بگم، کمی سخت و فنی بود و سوالات راحت ولی تخصصی بود بنظرم، یک نفر بود که باهاش مصاحبه کردم و کمی در مورد مبلغ حقوق درخواستیم اختلاف نظر داشتیم.
به خاطر وضعیت آشفته ساختاری این شرکت، از همصحبتی با این تیم دست نکشیدم و تصمیم گرفتم از آن جدا شوم؛ اغلب همکاران با ناراحتی و درگیری از کار رفتند و این فضا را ترک کردند. واقعا همین توضیح کافی است تا روشن شود اوضاع چطور است.
سلام وقتتون بخیر نمیدونم بقیه با چه چیزی مواجه شدن از مجموعه نوین چرم اما با اینکه ۴ ماه هست که به این مجموعه پیوستم خواستم تجربیاتمو در مورد این شرکت بنویسم: الان ماه ۵ امی هست که تو این مجموعه مشغول بکار هستم و خب ازونجایی که شرکت با رفتار ها و اعمالش بهم ثابت کرد که به پیشرفت پرسنلش اهمیت میده باید بگم با اینکه ازاومدنم چیزی نگذشته با کسی که ۳ ساله تو این مجموعه هست سر یه کلاس نشستم و امتحان ازمون جونیوری و ارتقای شغلی دادم چون شرکت برای اینکه پرسنلش و بسنجه برای ارتقا همیشه ازمون میگیره و به میزان تلاش هاش بها میده و قبل از هر ازمونی برای هر رتبه ای کلاس های ویژه و تخصصی برای مجموعه پرسنل میزاره و قبل از اینکه برای ارتقا شغلی پرسنلش تلاش کنه برای ارتقای شخصیتی افراد در همه ابعاد زندگی زمان میزاره چون خودم دختری بودم پر سرو صدا و شلوغ و همیشه دنبال دردسر و دعوا و پر حرف به عبارتی زلزله تمام عیار که با کلاسایی که برگزار شد محیط بسیار شاد و اموزنده اش باعث شد الان به دختری اروم و کم سرو صدایی تبدیل شم که دست از دعوا و داستان درست کردن بردارم و اونقدر اروم بشم که تغییراتمو حتی تو جمع های خانوادگی و دوستانه حس کنن و به فراتر از مرز ثبات رفتاری و مرز ارتباطات پایدار برسم و مجموعه ای هست که بسیار مراقب بچه ها هست
***** آدمهایی که میتونید تصور کنید رو من به عنوان رییس و هییت مدیره صفارایانه دیدم. متاسفانه رشوه به شهرداری ها، باجگیری از شهرداریها، و زدو بند با مدیران شهری باعث شد که این شرکت روز به روز فربه تر بشه، درحالیکه حقوق کارمندهاش رو هر چندماه یکبار پرداخت میکرد. روابط نامشروع یکی از اعضای هییت مدیره با مدیر مالی شرکت در یکی از اتاقهای شرکت. از رفتارهای زشت و ارباب رعیتی مدیرعامل و برادرانش میشه کتابها نوشت. متاسفانه هیچ قانون کاری رعایت نمیشه در صورت اعتراض از شما میخواهند انصراف بدهید واگر ندهید مورد آزارو اذیت سادیسمی قرار میگیرید.امیدوارم روزی این حضرات بابت تضییع حقوق کارمندهاشون و همچنین حقوق مصرف کننده مورد محاکمه قرار بگیرند. امیدوارم همه شهرداریچیهایی که در حیف و میل اموال مردم و رشوه هایی که گرفتند نیز مورد محاکمه قرار بگیرند.
به نظر من این شرکت و مدیرعاملش دیگه توانایی حفظ اعتماد رو ندارن و خیلی بیاعتمادانه عمل میکنن. نقض قرارداد و عدم تحویل محصول از سمتشون بارز بود و برخوردشون کاملا غیرحرفهای به نظر میرسید. پروندههای حقوقی مرتبط با کلاهبرداری همچنان پیگیری میشه و در محیط کار، فساد اخلاقی در سطح بالایی احساس میشد، به ویژه از جانب مدیرعامل و مسئول فروششون که به نظر میرسید با مشتریان كلاهبرداری کنن. مراقب وکیل و اعتبارتون باشید و از هرگونه مخاطره مالی و روانی جلوگیری کنید.
هر چی از بی در و پیکری یه شرکت شنیدید، بریزید دور نوین چرم یه چیز دیگس یه سور به بی در و پیکری زده به تمام معنا مردم آزاد من خونم کرجه. من رو برای مصاحبه کشوندن تهران بعد که میری برای مصاحبه تازه میگه نه اشتباه شده. اشتباه به شما زنگ زدن. یه مشت آدم دری وری جمع شدن دور هم
به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
اولین چیزی که میخواهم بهش اشاره کنم، فشار کاری و حجم سنگینی است که در محیط کار وجود دارد. کار آسانی نیست و نهایتا برای مردانی که مسئولاند اتفاقا دشوارتر هم میشود. با این حال، گاهی رفتارهای برخی سوپروایزرها و مدیران منابع انسانی واقعا ناامیدکننده است: بیسوادی مدیریتی و کمتجربگی در این حوزه باعث میشود کارگران با دیدی ناعادلانه تحتفشار قرار بگیرند و به سادگی با کوچکترین بهانهای اخراج شوند. اخراجها غالبا بر اساس منافع شخصی مدیران شعب صورت میگیرد تا جایگاهی را برای خودشان معتبرتر نشان دهند. در این فضا، کارگر به چشم نیروی انسانی صرف نگاه میشود و نه یک سرمایه انسانی واقعی، که برای یک استارتاپ مانند اسنپ گروسری به نظر میرسد آسیبزا باشد و از این رو احساس نارضایتی و شرم را به دنبال دارد.
برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
تجربهام از شرکت موبایلت را بهگونهای بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما زبان تازه و منطقیتری بیابد. از همان ابتدا باید بگویم که برخورد اولیه با مصاحبهها حرفهای نبود و مشکلات اساسی از همان دقایق اول روشن میشد. بهطور کلی برای افراد سطح جونیور مناسب است چون نکتهای که مهم است، تجربهی بلندپروازانه یا پیچیده نبودن پروژهها و توجه نکردن دقیق به جزئیات است. به نظر میرسد که تیم به تخصص عمیق برای افراد حرفهای پیشنهاد نمیکند و با وجود کمبود ساختار، فرایندها بهطور واضح مشخص نشده بود. با این حال، برای کسانی که تازهکار هستند یا انتظار جزئیات کمتر نسبت به سطح حرفهای دارند، میتواند فرصتهای ابتدایی نسبتا مناسبی فراهم شود.
من با شرکت پرشیا خودرو تجربهای در حوزه مدیر دیجیتال مارکتینگ داشتم. برای آغاز کار، اول با خانم امیر مصاحبه کردم و او مرا به سمت آقای رشیدی هدایت کرد. در نتیجه کل روند مصاحبه بهطور کلی ضعیف به نظر میرسید. پس از گذشت یک هفته به کمیته منابع انسانی رفتم؛ جلسات چهار نفره بود که هر کدام سطح تسلط متفاوتی داشتند. سوالات به شکل کلیشهای و با حالت مصاحبهگری حرفهای مطرح شد. از من پروپوزال خواستند و بالاخره پس از یک هفته روی پروپوزال کار کردم و گفتم آماده است؛ اما از من خواستند آن را ایمیل کنم. وقتی گفتند ایمیل کن، من فرستادم. اما نتیجه به شکلی بود که احساس کردم اگر رنگ خبر و کار را ببینم، من هم همان احساس را دارم. به نظر میرسید که پاسخ مثبتی نمیگیرم، و به نوعی از پذیرش فاصله داشتم. در نهایت به تعبیر من اوضاع به شکلی بود که بیان شود پرشیا خودرو شرایط خوبی ندارد، یا حداقل در مقایسه با توقع من، فاصله وجود داشت. نتیجهای که از تجربه گرفتم این بود که با وجود تلاش و ارسال پروپوزال، ارزیابی نهایی همچنان مثبت نبود. شوتی خودرو!
با سلام ، متاسفانه بازار کاری ایران اونقدر خراب شده که کارجو باید فقط دنبال شرکتای بزرگ بگرده تا شاید یه ذره خیالش از بابت پرداختیا راحت باشه .... ولی خب گول این اسم های بزرگ رو نخورید ! 1- یه فرم برای من فرستادن که نوشته بود یک و ساعت و نیم مصاحبه الگوریتم، یک ساعت و نیم مصاحبه تکنیکال سیستم دیزاین ، یک ساعت و نیم مصاحبه سازمانی و.. و... دنبال چی می گردین ؟؟؟ ( همین جا باید انصراف می دادم ! ) 2- مصاحبه با کمی تاخیر شروع شد و طرف شروع کرد به سوال ریاضی پرسیدن یه چیزایی پیش خودش پشت سر هم تند تند می گفت و از جبر و احتمال، که وقتی اخرش ازش می پرسیدی خب جواب درست چی بود ؟ خودش هم نمی دونست!! 3- حالا رفتیم سراغ سوال الگوریتمی و باز هم تند تند یک سوالی رو شروع کرد به تعریف کردن و کد خواستن - جالب اینجاس که ایشون فرهنگ (live coding ) رو ندارن ! نه صورت سوالو گذاشتن که ادم ببینه یا فکر کنه نه تست کیسی نه چیزی، بعد اسرار من یه دوتا تیس کیس بزور نوشت که من ببینم بگذریم از اینکه ادب واحترام ، این چیزام که تعطیل ( ایشون می گفتم رزومتونو تعریف کنین - وسطش حوصلش سر می رفت قطعش می کرد !) ولی در کل اینکه هرکاری فرهنگی و استانداردی داره اینجوری که شما دوست داری پیش ببری نیست ! فکر نکنین چون اسمم تپسی یه ( همه دوست دارن بیان اینجا ) هرکاری دوست دارم می تونم انجام بدم ! باید تو اون چهار چوب حرکت کنید
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
فوق العاده کالای بی کیفیتی ارائه میدهند متاسفانه یکدستگاه استند خریدم بعد از ارسال متوجه شدم کار دست دو و استوک به من دادن خیلی دقت کنید در خریدتون
پروژه های متفاوتی در آکاف انجام دادیم و در رزومه من روی لینکدین مشخص هست به نام ابراهیم کریمی ، در یک دوره به صورت تمام وقت و در یک دوره بعدش با زمان منعطف همکاری داشتم و نکته مثبت این همکاری، وجود داکیومنت های کامل ، وایر فریم ها و طرح های گرافیکی بود که پیاده سازی پروژه را بسیار روان تر و سریعتر میکرد. توی تمام تسک های جیرا نیز تمام داکیومنت های مربوط به منطق اون تسک گذاشته شده بود. برای محاسبه زمان کارکرد از نرم افزار تایم داکتر استفاده می شد که باعث میشد هر زمان از شبانه روز که کار میکنید تایم شما در حقوق محاسبه و پروژه ها با سرعت بیشتری پیش بروند
برای مصاحبه به همین شرکت رفتم، در خصوص فرآیند مصاحبه بگم، کمی سخت و فنی بود و سوالات راحت ولی تخصصی بود بنظرم، یک نفر بود که باهاش مصاحبه کردم و کمی در مورد مبلغ حقوق درخواستیم اختلاف نظر داشتیم.
به خاطر وضعیت آشفته ساختاری این شرکت، از همصحبتی با این تیم دست نکشیدم و تصمیم گرفتم از آن جدا شوم؛ اغلب همکاران با ناراحتی و درگیری از کار رفتند و این فضا را ترک کردند. واقعا همین توضیح کافی است تا روشن شود اوضاع چطور است.
سلام وقتتون بخیر نمیدونم بقیه با چه چیزی مواجه شدن از مجموعه نوین چرم اما با اینکه ۴ ماه هست که به این مجموعه پیوستم خواستم تجربیاتمو در مورد این شرکت بنویسم: الان ماه ۵ امی هست که تو این مجموعه مشغول بکار هستم و خب ازونجایی که شرکت با رفتار ها و اعمالش بهم ثابت کرد که به پیشرفت پرسنلش اهمیت میده باید بگم با اینکه ازاومدنم چیزی نگذشته با کسی که ۳ ساله تو این مجموعه هست سر یه کلاس نشستم و امتحان ازمون جونیوری و ارتقای شغلی دادم چون شرکت برای اینکه پرسنلش و بسنجه برای ارتقا همیشه ازمون میگیره و به میزان تلاش هاش بها میده و قبل از هر ازمونی برای هر رتبه ای کلاس های ویژه و تخصصی برای مجموعه پرسنل میزاره و قبل از اینکه برای ارتقا شغلی پرسنلش تلاش کنه برای ارتقای شخصیتی افراد در همه ابعاد زندگی زمان میزاره چون خودم دختری بودم پر سرو صدا و شلوغ و همیشه دنبال دردسر و دعوا و پر حرف به عبارتی زلزله تمام عیار که با کلاسایی که برگزار شد محیط بسیار شاد و اموزنده اش باعث شد الان به دختری اروم و کم سرو صدایی تبدیل شم که دست از دعوا و داستان درست کردن بردارم و اونقدر اروم بشم که تغییراتمو حتی تو جمع های خانوادگی و دوستانه حس کنن و به فراتر از مرز ثبات رفتاری و مرز ارتباطات پایدار برسم و مجموعه ای هست که بسیار مراقب بچه ها هست
***** آدمهایی که میتونید تصور کنید رو من به عنوان رییس و هییت مدیره صفارایانه دیدم. متاسفانه رشوه به شهرداری ها، باجگیری از شهرداریها، و زدو بند با مدیران شهری باعث شد که این شرکت روز به روز فربه تر بشه، درحالیکه حقوق کارمندهاش رو هر چندماه یکبار پرداخت میکرد. روابط نامشروع یکی از اعضای هییت مدیره با مدیر مالی شرکت در یکی از اتاقهای شرکت. از رفتارهای زشت و ارباب رعیتی مدیرعامل و برادرانش میشه کتابها نوشت. متاسفانه هیچ قانون کاری رعایت نمیشه در صورت اعتراض از شما میخواهند انصراف بدهید واگر ندهید مورد آزارو اذیت سادیسمی قرار میگیرید.امیدوارم روزی این حضرات بابت تضییع حقوق کارمندهاشون و همچنین حقوق مصرف کننده مورد محاکمه قرار بگیرند. امیدوارم همه شهرداریچیهایی که در حیف و میل اموال مردم و رشوه هایی که گرفتند نیز مورد محاکمه قرار بگیرند.
به نظر من این شرکت و مدیرعاملش دیگه توانایی حفظ اعتماد رو ندارن و خیلی بیاعتمادانه عمل میکنن. نقض قرارداد و عدم تحویل محصول از سمتشون بارز بود و برخوردشون کاملا غیرحرفهای به نظر میرسید. پروندههای حقوقی مرتبط با کلاهبرداری همچنان پیگیری میشه و در محیط کار، فساد اخلاقی در سطح بالایی احساس میشد، به ویژه از جانب مدیرعامل و مسئول فروششون که به نظر میرسید با مشتریان كلاهبرداری کنن. مراقب وکیل و اعتبارتون باشید و از هرگونه مخاطره مالی و روانی جلوگیری کنید.
هر چی از بی در و پیکری یه شرکت شنیدید، بریزید دور نوین چرم یه چیز دیگس یه سور به بی در و پیکری زده به تمام معنا مردم آزاد من خونم کرجه. من رو برای مصاحبه کشوندن تهران بعد که میری برای مصاحبه تازه میگه نه اشتباه شده. اشتباه به شما زنگ زدن. یه مشت آدم دری وری جمع شدن دور هم
به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
اولین چیزی که میخواهم بهش اشاره کنم، فشار کاری و حجم سنگینی است که در محیط کار وجود دارد. کار آسانی نیست و نهایتا برای مردانی که مسئولاند اتفاقا دشوارتر هم میشود. با این حال، گاهی رفتارهای برخی سوپروایزرها و مدیران منابع انسانی واقعا ناامیدکننده است: بیسوادی مدیریتی و کمتجربگی در این حوزه باعث میشود کارگران با دیدی ناعادلانه تحتفشار قرار بگیرند و به سادگی با کوچکترین بهانهای اخراج شوند. اخراجها غالبا بر اساس منافع شخصی مدیران شعب صورت میگیرد تا جایگاهی را برای خودشان معتبرتر نشان دهند. در این فضا، کارگر به چشم نیروی انسانی صرف نگاه میشود و نه یک سرمایه انسانی واقعی، که برای یک استارتاپ مانند اسنپ گروسری به نظر میرسد آسیبزا باشد و از این رو احساس نارضایتی و شرم را به دنبال دارد.
برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
تجربهام از شرکت موبایلت را بهگونهای بازنویسی میکنم که لحن و معنا حفظ شود اما زبان تازه و منطقیتری بیابد. از همان ابتدا باید بگویم که برخورد اولیه با مصاحبهها حرفهای نبود و مشکلات اساسی از همان دقایق اول روشن میشد. بهطور کلی برای افراد سطح جونیور مناسب است چون نکتهای که مهم است، تجربهی بلندپروازانه یا پیچیده نبودن پروژهها و توجه نکردن دقیق به جزئیات است. به نظر میرسد که تیم به تخصص عمیق برای افراد حرفهای پیشنهاد نمیکند و با وجود کمبود ساختار، فرایندها بهطور واضح مشخص نشده بود. با این حال، برای کسانی که تازهکار هستند یا انتظار جزئیات کمتر نسبت به سطح حرفهای دارند، میتواند فرصتهای ابتدایی نسبتا مناسبی فراهم شود.
من با شرکت پرشیا خودرو تجربهای در حوزه مدیر دیجیتال مارکتینگ داشتم. برای آغاز کار، اول با خانم امیر مصاحبه کردم و او مرا به سمت آقای رشیدی هدایت کرد. در نتیجه کل روند مصاحبه بهطور کلی ضعیف به نظر میرسید. پس از گذشت یک هفته به کمیته منابع انسانی رفتم؛ جلسات چهار نفره بود که هر کدام سطح تسلط متفاوتی داشتند. سوالات به شکل کلیشهای و با حالت مصاحبهگری حرفهای مطرح شد. از من پروپوزال خواستند و بالاخره پس از یک هفته روی پروپوزال کار کردم و گفتم آماده است؛ اما از من خواستند آن را ایمیل کنم. وقتی گفتند ایمیل کن، من فرستادم. اما نتیجه به شکلی بود که احساس کردم اگر رنگ خبر و کار را ببینم، من هم همان احساس را دارم. به نظر میرسید که پاسخ مثبتی نمیگیرم، و به نوعی از پذیرش فاصله داشتم. در نهایت به تعبیر من اوضاع به شکلی بود که بیان شود پرشیا خودرو شرایط خوبی ندارد، یا حداقل در مقایسه با توقع من، فاصله وجود داشت. نتیجهای که از تجربه گرفتم این بود که با وجود تلاش و ارسال پروپوزال، ارزیابی نهایی همچنان مثبت نبود. شوتی خودرو!
با سلام ، متاسفانه بازار کاری ایران اونقدر خراب شده که کارجو باید فقط دنبال شرکتای بزرگ بگرده تا شاید یه ذره خیالش از بابت پرداختیا راحت باشه .... ولی خب گول این اسم های بزرگ رو نخورید ! 1- یه فرم برای من فرستادن که نوشته بود یک و ساعت و نیم مصاحبه الگوریتم، یک ساعت و نیم مصاحبه تکنیکال سیستم دیزاین ، یک ساعت و نیم مصاحبه سازمانی و.. و... دنبال چی می گردین ؟؟؟ ( همین جا باید انصراف می دادم ! ) 2- مصاحبه با کمی تاخیر شروع شد و طرف شروع کرد به سوال ریاضی پرسیدن یه چیزایی پیش خودش پشت سر هم تند تند می گفت و از جبر و احتمال، که وقتی اخرش ازش می پرسیدی خب جواب درست چی بود ؟ خودش هم نمی دونست!! 3- حالا رفتیم سراغ سوال الگوریتمی و باز هم تند تند یک سوالی رو شروع کرد به تعریف کردن و کد خواستن - جالب اینجاس که ایشون فرهنگ (live coding ) رو ندارن ! نه صورت سوالو گذاشتن که ادم ببینه یا فکر کنه نه تست کیسی نه چیزی، بعد اسرار من یه دوتا تیس کیس بزور نوشت که من ببینم بگذریم از اینکه ادب واحترام ، این چیزام که تعطیل ( ایشون می گفتم رزومتونو تعریف کنین - وسطش حوصلش سر می رفت قطعش می کرد !) ولی در کل اینکه هرکاری فرهنگی و استانداردی داره اینجوری که شما دوست داری پیش ببری نیست ! فکر نکنین چون اسمم تپسی یه ( همه دوست دارن بیان اینجا ) هرکاری دوست دارم می تونم انجام بدم ! باید تو اون چهار چوب حرکت کنید
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
فوق العاده کالای بی کیفیتی ارائه میدهند متاسفانه یکدستگاه استند خریدم بعد از ارسال متوجه شدم کار دست دو و استوک به من دادن خیلی دقت کنید در خریدتون