اگر سواد ای تی داری وقتتو تو این شرکت هدر نده چون اینا با راه اندازی شرکتایی مثل افق کوروش و از این قبیل دارن یه سوپر مارکت بزرگ رو راه اندازی میکنن - مثلا مدیر بالا سری بنده که تو مهمترین قسمت نتوورک بودم یک بازنشسته از سازمان دیگه بود که همش خواب بود و چون با مدیرعامل آشنا بود گزاشتنش اونجا - تو شرکت مدیران بالادست خیلی دزدی میکنن و تماما چاپلوس - اصلا شرکت فقط فاز چاپلوسی داره - من باید دانش خودمو آپدیت نگه دارم و اگر اینکار رو نکنم قطعا جا میمونم - شما به عنوان نامبر وان شبکه و امنیت وارد شرکت میشی و باید زیر دست دخترخاله مهری کار کنی که گربه بازی میکنه و اصلا امنیت رو فقط در حد حفاظ آهنی میدونه - در کل یک کره شمالی در ایران هست با تمام حرفهایی که اگر بگم باورتون نمیشه - من تجربه خوبی اونجا نداشتم و خیلی زود فرار کردم و الان به راحتی دارم برای بزرگتر از گلرنگ کار میکنم و دانش خوبی کسب کردم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من نویسنده، این شرکت زیر مجموعهای نوآور است و در تازهترین حوزهها فعالیت میکند، هرچند اوضاع درست نیست و حقوق نسبتا پایین است. اگر کاربلد باشی، میتواند تجربهی خوبی باشد و به لحاظ حقوقی هم حالت مطلوب است، اما اگر بخواهی با همگروهیها همخوانی داشته باشی و حرفی بزنی یا کنار بقیه بیتفاوت باشی، به نظر میرسد مهرهی کلیدی محسوب نشوی و عقب میمانی.
من در شرکت گلپخش اول زیر مجموعه هلدینگ گلرنگ کار کردم اونجا شرایط برای کار کردن این طوری مصاحبه html css js react قوی باشد ولی ۱۵۰ میلیون سفته بدهید ضامن حتما بالای ۵ سابقه کار در گلرنگ یا دولتی یا ۳سال بازنشسته دولت باشد
دوستان به هیچ عنوان تاکید میکنم به هیچ عنوان وارد این شرکت نشین اگر وقتتون و عمرتون براتون ارزشمنده به عنوان یک فرد بزرگ تر بهتون میگم به هیچ عنوان وارد این شرکت نشین این شرکت دقیقا شما رو به چشم یک برده میبینه از حقوق که نگم براتون که شما با ساعتی 38 تا 45 استخدام میشین و اگه 180 ساعت در ماه کار کنید حداکثر دریافتی شما میشه 7 تا 7 نیم چون بیمه هم از حقوقتون کم میکنن که از این 7 نیم دریافتی شما یک بخشیش هم عیدی و سنوات شما هستش بله درست شنیدید. الان حقوق یک کارگر ساده طبق وزارت کار حداقل 8 میلیون هستش به همراه بیمه و آخر سال هم عیدی دریافت میکنن ولی تو تابان شهر شما چیزی به اسم عیدی ندارین و همین حداکثر 7 نیم که دریافت میکنین به همراه عیدی هستش. یعنی خالص حقوق شما خیلی پایین تر از وزارت کاره که هیچ شرکتی چنین شرایطی نداره نکته دوم اینکه شما ساعتی حقوق میگیرین یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه 4 روز تعطیل رسمی در ماه باشه شما حقوق ندارین و مجبور هستین بقیه روز ها تا ساعت 8 9 شب تو شرکت کار کنید تا بتونین اون روز هایی که تعطیل رسمی بوده رو از نظر مالی جبران کنید برای خودتون. برای مثال الان نزدیک عید نوروز هستیم و شما تعطیلات عید نوروز هیچ گونه حقوقی دریافت نمیکنید. یعنی جدا از اینکه هزارتومن هم عیدی دریافت نمکینید و تعطیلات عید حقوق ندارین، شما حتی حقوق اسفند ماه رو هم بعد از تعطیلات عید دریافت میکنید. خنده داره نه؟ دیگه از چی بگم براتون؟ اصن قسمت مالی داستان بمونه به کنار، شما اونجا حتی آرامش هم ندارین. اونجا دقیقا عین یک زندان میمونه که حق نفس کشیدن هم نداری. مدیر نیرو ها شخص ****** یک فردیه که یک درصد هم مدیریت کردن بلد نیست و فقط آرامش رو از شما میگیره. همش عصبانیه و گوشی رو میکوبه رو میز در و پنجره ها رو میکوبه و اصلا شما رنگ آرامش رو نمیبینید. باور کنید تا مدت ها روی روح و روانتون تاثیر منفی میزاره این شخص. حقوق که هیچی، آرامش و امنیت شغلی هم که هیچی، دیگه چی بگم براتون؟ شاید پیش خودتون بگین شاااااید حداقل دانش داشته باشن، ولی در صورتی که یکذره تاکید میکنم حتی یکذره در این مجموعه علم و دانش مرتبط با کار وجود نداره و دانش این مجموعه درحد مبتدیه. عزیزان من وظیفه خودم دونستم بیام این صحبت ها رو انجام بدم و روشن کنم شمارو که خودتون رو بیچاره نکنید اگر حتی یک درصد به حرف های من شک داشتین، خیلی ساده میتونین یک هفته به عنوان کارآموز وارد این مجموعه بشین و خودتون از نزدیک تماشا کنید. به هیچ عنوان گول کامنت های مثبت اینجا رو نخورین چون خوده****** این کامنت های فیک رو قرار میده و حتی بازم میگم اگر حرف های من رو هم یک درصد باور ندارین خیلی راحت یک هفته به عنوان کارآموز وارد این شرکت بشین و خودتون از نزدیک ببینید. خودتون رو بیچاره نکنید.یاحق
این شرکت بزرگترین شرکت شمالغرب و رتبه یک شورای عالی انفورماتیک است. از نظر فنی شرکت دارای پروژه های بزرگ بوده و پرسنل تواناییی بالایی دارند. این شرکت در مرکز تجاری تبریز واقع شده و دارای تیم های قوی در حوزه های تحلیل پیاده سازی و استقرار می باشد. این شرکت یک تیم قوی در حوزه هوش مصنوعی نیز داشته و اعضای آن هیات علمی دانشگاه می باشند. علاوه بر بحث های فنی محیط کاری صمیمی بین اعضای تیم بوده و اعضا می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند.این شرکت محصولات مختلفی را داشته و درارای ۵ شرکت زیر مجموعه در حوزه های فناوری اطلاعات است آموزش مستمر همکاران از مزایای دیگر این شرکت است. این شرکت پروژه های مختلفی را در رده ملی نیز دارد. از جمله این آیتم ها می توان به همکاری بت شرکت های کره ای و ارمنستانی اشاره کرد. ------------------------------------------------- این شرکت بزرگترین شرکت شمالغرب و رتبه یک شورای عالی انفورماتیک است. از نظر فنی شرکت دارای پروژه های بزرگ بوده و پرسنل تواناییی بالایی دارند. این شرکت در مرکز تجاری تبریز واقع شده و دارای تیم های قوی در حوزه های تحلیل پیاده سازی و استقرار می باشد. این شرکت یک تیم قوی در حوزه هوش مصنوعی نیز داشته و اعضای آن هیات علمی دانشگاه می باشند. علاوه بر بحث های فنی محیط کاری صمیمی بین اعضای تیم بوده و اعضا می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند.این شرکت محصولات مختلفی را داشته و درارای ۵ شرکت زیر مجموعه در حوزه های فناوری اطلاعات است تانتانتانتاااااااااااااننننننن .
در آغاز فهمیدم فضای کاری نسبتا دوستانه است، اما به مرور فهمیدم چه خبر است و فضا چگونه کار میکند. از نظر فنی وضعیت خوب بود و انبوهی از افراد تماموقت روی توسعه اسمارتیز تمرکز داشتند؛ برنامهنویسان و رهبران تیمهای مختلف کار میکردند. افراد جوان و خوشمشرب بودن و با مصاحبههای فنی به مجموعه وارد شده بودند. اما به تدریج متوجه شدم برخی اعضا در گروهی با مدیر فنی از بانک کارآفرین و همراه حضور دارند. مدیرعامل هم وارد صحنه شد. پرداخت حقوق به صورت نامنظم بود و برخی دستمزدهای غیرمعمول دریافت میکردند. مدیر تیم تست هم در کنار آنها حضور داشت و به شکل ابربازی به ما میگفتند این مینیبوس که اشاره میکردند، در واقع گروه مافیاشان است؛ ابتدا یک پژو و سپس پیکان بود. فهمیدم افرادی که در تیم حضور نداشتند، دوام نمیآوردند. دو تا از برنامهنویسها به این گروه بیتوجهی میشدند؛ یکی از آنها که با همین اتوبوس آمد بدون مصاحبه فنی و با اعتراض مدیر یکی از تیمها به تیم تزریق شد و حقوق همان برنامهنویس افزایش یافت. مسئول تیم همواره به جای خوب بودن کار، در حال رفتن و مسخره کردن مدیر تیمش بود. وقتی اعتراض کردم و گفتم کار درستی نیست، مرا در موقعیتهایی قرار دادند تا استعفا بدهم؛ بیشتر هم در حال تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام خود بودند. بیشتر اعضای این مینیبوس از بیرون پروژه جذب میشدند و نورچشمیها بدون توانایی فنی و بدون رزومه وارد تیم میشدند. تیم منابع انسانی هم به نحوی تغییر پیدا کرد. در نهایت سه نفر از برنامهنویسها از وضعیت اعتراض کردند. وقتی پروژه به نتیجه رسید، مدیر تیم تغییر کرد و فردی که با مینیبوس آمده بود و بدون رزومه و تجربه، به جای مدیر سابق نشست.
اینجا یسری اپشن و ایتم داره ولی اصلا و ابدا جای نوآوری نیست. حقوق متوسط به پایین میدن که اموارتت بگذره .شرکت پر از بروکراسی هست. منطق جایی در شرکت خدمات نداره و همش روابط فامیلی باند بازی پر کرده جای رویکرد تیمی رو . اگر جوان هستی سعی کن بری استارتاپ های بزرگ و بعد ش از ایران بپر برای همیشه تا خوشبخت بشی . من 12 سال عمرم رو خدمات گذاشتم و واقعا از زندگی و تورم و همه چیز عقب موندم
یک شرکت به شدت بد و غیر حرفه ای. مدیران فنی به شدت بی سواد هستنند. متاسفانه از بی دانش ترین ادم ها در این شرکت استفاده شده. چرا که نصف بیشترشون به خاطر روابط و پارتی در این شرکت مشغول به کار هستند... البته درستش اینه بگیم مشغول خواب و استراحت و برخی فعالیت های خاص دیگه هستن!!!! جای دیگه ای بهشون کار نمیدن و کجا بهتر از آرمان. پارتی داشته باشی میمونی چندین سال، نداشته باشی خودت با پای خودت فرار میکنی از اونجا. سطح حقوق ها به شدت پایین. فضای سمی. هرچی بهتون میگن به عنوان آپشن های شرکت همش دروغ و شو هست. خودتون رو گرفتار همچین جا و ادمایی نکنید.
خلاصه میگم: روند کارها: تکراری و بسیار کند تکنولوژی : بسیار قدیمی مبلع دریافتی: باندبازی و هیج ربطی به میزان تخصص شما نداره مدیران: بسیار بسییار ناکارآمد . این بخش بدترین قسمت کارتون هست. چون باید به مدیران بی سواد توضیح بدین. اونایی موفقن که دروغگو هستن حجم کار: بسیار بالا با دورکاری حتی جمعه هم براتون نمیذارن حق هیج اظهار نظری هم قطعا ندارید
متاسفانه اکثر نقاط ضعفی که در مورد این شرکت تو این 5 سال اخیر می شنوید و میخونید حقیقت داره. من خودم نزدیک به 2 سال اونجا انرژی گذاشتم به خاطر حاشیه هاش سعی کردم فقط مشغول کارم باشم، اما به این نتیجه رسیدم که در بهترین حالت اونجا بودن درجا زدن هست حداقل از نظر فنی. بیشتر مشکلاتش به خاطر انتصاب مدیر عامل دستوری هست که چون نتیجه نمی گیرند یا دولت عوض میشه، تند تند عوض میشه و بعد به خاطر خروج تقریبا تمام متخصصص های با ارزش قبلی شرکت در چند سال اخیر هست. اگر تازه کار هستید و میخواهید یک سری کلمات یاد بگیرید و تحمل هم دارید، بد نیست.
سلام من قبلا توی این شرکت کار میکردم . باید بگم از نظر فشار کاری یکی از بدترین شرکت ها هست. حجم بسیار زیاد کار به شما وارد میشه. افراد با شما به ظار صمیمی هستند ولی قدیمیتر ها شما رو به جمع خودشون راه نمیدن. شرکت خانوادگی هست و افراد به دو دسته ی خودی و غیر خودی تقسیم میشن. تیم من با تیم اقای جعفری تعامل زیادی داشت و به جرات میشه گفت اقای جعفری یکی از بهترین مدیران اونجا هست. با دانش مهربان و شوخ طبع . به موقع جدی و دقیق و حساس به کار. به راحتی توی تیم پشت سر همدیگه حرف میزنن. با حقوق کم از شما انتظار سینیور بودن رو دارن. توی حرفاشون ، محترمانه به شما توهین میکنن.به شما حس ناکافی بودن میدن. از رشد شما حمایت نمیکنن و فقط انجام تسک ها براشون مهمه. فقط میخان کار خودشون پیش بره . بهتون میگن تایم مطالعه شخصی دارین ولی عملا تایمی براتون نمیمونه و فقط براشون انجام کار خودشون مهمه. اسم بزرگی داره چون شرکت ثروتمندیه اما بعضی از فرهنگ هاشون کاملا مذخرفه. جلسات زیاد دارن که خروجی زیادی نداره. ارتقای دانش شما اهمیت چندانی براشون نداره و فقط شعار میدن. تجربه ی بدی نیست
من در پوزیشن برنامه نویس با این شرکت همکاری می کردم اولش خیلی قول ها می دادند ولی در طول اون چند وقتی که با مجموعه همکاری کردم حتی به یه دونه اش هم عمل نشد به دلیل مدیریت ضعیف بعضی از پروژه ها به نتیجه درستی نمی رسید یا نصف رها می شد یا با بی برنامگی بعد از کلی کار کنسل میشدن حقوقش هم از جاهای دیگه کمتر بود چون کلا پایه پرداختی ها کم بود تشویقی یا مناسبتی هم نداشتیم موارد عجیب و حاشیه دارم هر زیاد داشت مـثلا یکی از اونا این بود که شرکت دارای چند ساختمون بود یکیش که ما بودیم اوضاع داخلیش بدنبود همکارای واحد ماهم نسبتا خوب بودن ولی ساختمان اصلی و قدیمیش که چند متر با ما فاصله داشت داخلش مثل پادگان بود جوش هم کاملا با بخش ما فرق داشت خانم های داخل اونجا همه چادری بودن ساختمان ما ولی آزاد بود. مدیرانش هم اولویت اولشون کار نبود بیشتر حاشیه بود شرکت بیشتر برای تازه کارها مناسب بود تا برای افراد با سابقه...
شرکت تبیان را تجربه کردم و حالا با یادآوریاش احساس میکنم بسیار ناامید شدم. همیشه این طرز تفکر وجود داشت که سازمانهای دولتی یا حاکمیتی پر از بینظمی و کارمندانی بیکفایتی هستند، در حالی که شرکتهای خصوصی را جای کسانی میدانند که نتیجهی تلاششان حقوق و مزایای متناسب میبرد. اما این شرکت چیزی بود که میشد گفت ترکیبی از همهی اینهاست: گویی شتر گاو پلنگی است که تنها بدیهای همهی دستهبندیها را یکجا جمع کرده است. این مجموعه تحت نظر یک نهاد حاکمیتی قرار داشت و به نظر میرسید اولویتهای اصلی آن در جای دیگر بود تا توسعهی واقعی شرکت. گمان میکنم برخی افراد با پارتیبازی و رانت دور هم جمع شده بودند تا پروژهای مانند تاسیس مرکزی با رویکرد بنیادین را راهاندازی کنند تا از رانتهای دولتی بهره ببرند. بخش فنی که من در آنجا بودم یکی از بدترین تجربههای کاری من بود. شرکت به معروفترین کارگذاریهای بازار سرمایه خدمات ارائه میکرد و درآمد خوبی داشت، اما در بخش فنی که من کار میکردم، نیرو بیشتر به عنوان نگهبان یا خدماتی حقوق میگرفت تا یک تیم فنی واقعی. از لحاظ هدایا و مناسبتها هم هیچ حمایتی نبود، اما برای مراسم مذهبی انرژی زیادی صرف میشد. مدیران همگی بهنظر میرسید که بر پایهی رانت و آشناییهای خانوادگی یا دوستانه انتخاب شدهاند. قرار بود دورهای از جابینجا استفاده شود، اما آن هم به خاطر وجود افراد بیکار اطرافشان بود. برای پیشرفت در آنجا باید فقط دنبال جایگاه پاچهخواری بود، هر چند این هم محدود بود چون شاید مدیران احساس خطر میکردند که طرفی شاخ شود. از نظر دانشی هیچ چیزی اضافه نمیشد چون سیستمشان ده سال پیش بود و تغییری در آن نبود. چیزی هم به من آموزش داده نمیشد چون خودشان تجربهکاری داشتند. فضای کار هم پر از حاشیهسازی و رفتارهای ناپایدار بود؛ در تیم چیزهایی مانند همدستیهای غیررسمی وجود داشت و به راحتی نمیشد فهمید حقوق چگونه محاسبه میشود؛ سه عدد مختلف میدیدم: وجه واریزی از SMS، فیش حقوقی و سابقه بیمه، و آخرش هم برای سنوات، کفهی حقوق را به سمت پایین میکشیدند. برای خانمها هم حجاب اجباری بود و وقتی کارمندان میرفتند، جلوی شرکت چادر را از سر برمیداشتند تا نشان دهند که این فشار از روی اجبار است. ماه رمضان هم در شرکت الزامی بود و روزهداری در محل کار بهاجبار وجود داشت. افطاری برای کارمندان ارائه نمیشد، با این وجود رعایت میشد. زیارت عاشورا و نماز جماعت هم معمول بود. خلاصه اینکه آنجا را میتونم بهعنوان یک شرکت دولتی با تجهیزات و روشهای قدیمی توصیف کنم؛ اگر به آنجا وارد شوید، تجربهی کاریتان به یکی از بدترینها تبدیل میشود. اگر مرد هستید، بهتر است وارد امریه نشوید؛ این کار فقط برای آشنایان است و شاید برای شما همانند سربازی بهتر باشد تا تجربهی امریه در آنجا.
شرکت مالتینا تجربهای پرتنش برای من بود که در طول مدت حضورم خیلی چیزها دیدم و حس کردم. Erz هر روز با فشارهای مدیریتی و نفسی خانوادگی مواجه بودیم؛ ادارهها توسط دو برادر اداره میشد و یکی از آنها رفتارهای ناپایدار و گاهی دیکتاتورگونهای داشت که معمولا اگر روزی حالت رو به راه نبود، کارمندان را بهسادگی اخراج میکردند. در دورهای مادامالعمر، همکاری خواهر مدیر هم نقش مدیر منابع انسانی، رهبر تیم و ناظر رفتار کارکنان را ایفا میکرد. در سال اخیر بیش از هفتاد درصد اعضای تیم فنی تغییر کردند یا ترجیح دادند شرکت را ترک کنند. مدیران به هر چیزی نظر میدادند و ممکن بود پشت سیستم بیایند و به من امر کنند آن کار را انجام بدهم؛ انگار فکر میکردند نابغهای هستند که اطرافشان را با وجود ضعف درک از واقعیت محاصره کردهاند. با این حال، اغلب فهمیدم که میبایست مراقب رفتار و گفتارمان باشیم چون مدیران و اقوام نزدیک آنان ارزشگرا هستند و رفتار مناسب و بحثهای حفاظتی درباره حجاب هم در نظر گرفته میشد. آنها با دقت بیشتری ما را زیر نظر داشتند و اگر مثلا در حیاط بیرون رفتنمان طول میکشید، برایمان مشکلاتی ایجاد میشد. روزی یکی از همکاران پشتیبانی به دلیل واکنش نسبت به توییتر درباره حادثهای که به مهسا امینی مربوط میشد با حالت ناراحتکنندهای اخراج شد. به خاطر تجربهام، به شدت توصیه میکنم کسانی که قبلا در مالتینا کار میکردند با من تماس بگیرند تا درباره فضای کار آنجا مطمئن شوند. امیدوارم در آینده هر ظلم و بیاخلاقی که از مدیران و اقوام نزدیک آنان سر میزند برای فرزندانشان اتفاق بیفتد.
باعث شدن مدیران فنی از شرکت برن ، از آن پس باعث شد تیم فنی هم یکی یکی هم استعفا بدن و برن ، نه بیمه درست حسابی داره نه مزایا داره و نه اضافه کاری پرداخت میشه ، مسول منابع انسانی هم هر سری بخاطر بیمه تکمیلی بچه هارا دست به سر میکرد ، و میگفت به نفعتونه بیمه تکمیلی نشید مدیر عامل توقع داره همه جی دون باشی ولی در مقابل اون هیچ تشویقی برات در نظر نمی گیره بعد از استعفا هم دیدگاهشان نسبت بهت تغییر می کنه از دوربین تمام حرکاتشان با صدا کنترل و صبط میکنن حتی دست شویی رفتنتون به هر حال به دشمنم هم برای کار کردن پیشنهاد نمیدم
خیلی از دوستان در مورد منابع انسانی این شرکت نقدهایی داشتند که به نظر من تو شرکت بانی مد منابع انسانی حداقل در زمانی که من حضور داشتم از نزدیک میدیدم که کاره ای نیست و مدیرعامل با تحکم مواردی که دلخواهش بود رو داخل شرکت پیاده سازی میکرد. از لحاظ زمان صرف کردن ناهار، میزان زیرنظر گرفتن پرسنل خیلی بالا بود به این صورت که اگر دختری با پسری بیشتر از چند بار ناهار رو باهم میل می کردند سریعا موضوع پیگیری میشد که ممکنه باهم رابطه ای داشته باشند. به شدت در مورد پرداخت حقوق ها و تاخیر افتادنش که گاها تا 20 روز هم طول می کشید گفته میشد که تیم ها فعالیتی برای فروش نداشته اند و طبیعتا حق اعتراض به پرداخت نشدن حقوق را ندارند. ایجاد حواشی برای پرسنل و اتیکت زدن تیمی و فردی بسیار رواج داشته داخل این شرکت و بچه های تیم ها باید فقط کار می کردند. سیستم کی پی آی که از سمت هولدینگ مادر به بانی مد تزریق شده بود به صورت دلخواه و با اعمال نظر شخص مدیر عامل به تیم ها تعلق می گرفت. زندگی شخصی پرسنل اهمیت خاصی نداشت و به هر قیمتی (چه با تحقیر، چه با تهدید) باید کار انجام میشد. به شدت هم برند کارفرمایی بدی دارند و همیشه میترسند که افراد توی لینکدین یا جاهای دیگه ازشون بعد از خروج بد بگن.
زمانی که من وارد شرکت شدم همه نیرو ها داشتن میرفتن کلا با همه بد رفتاری میکنن شرکت کاملا خاله زنکی اداره میشه و مدیران شرکت هیچی بلد نیستن و شوآف میکنن و به شکل اتوبوسی اومدن و میرن اصلا جای مناسبی برای کار کردن نیست
در این شرکت شغلم رو به عنوان بکاند دولوپر شروع کردم و حدود دو سال هم همونجا کار کردم. هر جایی عیبی داره و هیچ سازمانی بیعیب نیست، اما واقعیت اینه که فضای کاری اینجا کلی مثبت بود. تا الان با شرکتهای بزرگ و کوچک زیادی مواجه شدم، اما کمتر جایی دیدم که چنین توجهی به نیروها بشه. هر سه ماه یکبار جلسات بازخورد برای تکتک اعضا برگزار میشود و در حضور مدیران مربوطه درباره مشکلات و مسائلمون صحبت میکنیم؛ کاری که خیلی از شرکتها انجام نمیدهند. اینجا سلسلهمراتب خیلی خشک نیست و میتونم به راحتی مشکلاتم رو مطرح کنم. اضافهکاری و پاداش بهطور مشخص وجود نداره، اما برای مناسبتهای مختلف هدیه میگیرم؛ کارت هدیه روز مرد و روز زن، پک شب یلدا، پکهای عیدانه و چیزهای مشابه. با این هدایا، با وجود مقدار ناچیز نقدی، حس ارزشمند بودن منتقل میشود. ساعتهای کاری شناور است و از روز اول به بیمه تکمیلی دسترسی پیدا میکنم. شرکت به بازیهای تیمی اهمیت میدهد و برای تیم امکانات بازی و دستگاههای مختلف رو فراهم کرده است. از نظر تکنولوژی در بخش بکاند آزادی عمل زیادی دارم و همیشه سعی شده تا از جدیدترین فناوریهای موجود استفاده شود؛ در نتیجه پتانسیلهای رشد و پیشرفت وجود دارد.
از هر لحاظ افتضاح فقط وقت تلف کردنه کار کردن توی این شرکت اگر بخوام با جزئیات بگم از بدی های شرکت یه کتاب میشه من ۱سال حدودا کار کردم و هنوز بعد از گذشت ۹ماه هنوز تسویه ام رو دریافت نکردن و اصلا چشم آب نمیخوره که بخوان تسویه بدن
من کار کردن در اسنپ فود رو دوست داشتم. یه سری مزایایی میدن که به زندگی رنگ و بو میده. مثلا کمک هزینه سفر و ورزش داره شرکت. اینکه شرکت به این چیزا اهمیت میده به نظرم قشنگه. رفتار بچه ها توی تیم صمیمی عه و مدت زمان حضور تو شرکت برات لذت بخشه. به نظرم یکم اوایل شاید سخت باشه به خاطر اینکه روند آنبوردینگ یکم کنده. یکی از دغدغه هایی که خیلی حس میشه الان رفت و آمد میتونه باشه چون پارکینگ نیست در ساختمان زعفرانیه و جای پارک راحت گیر نمیاد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.