در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی یا فشار نکردم و فضای مصاحبه بیشتر شبیه گفتوگویی دوستانه بود. پس از گذراندن مرحلهٔ اول، برای مصاحبهٔ دوم دعوت شدم، جایی که دربارهٔ کارهای پیشینم، 회사های قبلیم و دلیل ترک شرکتها صحبت کردیم و به جزئیات بیشتری رسیدیم. سوالاتی که داشتم را پرسیدم و رفتار تیم پذیرش خیلی محترمانه پاسخ داد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقهمندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکیشان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوالها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.
بهعنوان تجربهای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح میدهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربهام کم است و نباید رزومهام را ارائه بدهم.
در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست
برای من بیشترین تمرکز در مصاحبه روی سابقههای کاری و مهارتهاییم بود، و توضیح دقیق چرایی اینکه چرا فکر میکنم میتوانم به تیم کمک کنم. با اعتمادبهنفـس و قطعیت صحبت میکردم و مهارتهایم را به صورت روشن و منظم ارائه دادم.
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای
در ابتدای کار، وقتی رزومه را ارسال کردم، ظرف یک روز با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ورودی ساختمان قدیمی و فرسوده بود و همان لحظه ذوق من کمی تحلیل رفت. رفتار پرسنل خوب بود، اما راهنماییشان کاملاً ناکافی بود و بین واحدها دچار سردرگمی میشدم. خود مصاحبهگر برخوردی خوشرو داشت اما به نظر میرسید در حوزه آیتی تخصص چندانی نداشت؛ سوالها سطحی و غیرحرفهای بود و هیچ سوال فنیای مطرح نشد. درباره حقوق هم پیشنهادشان واقعاً پایین بود؛ همان مقدار حقوق یک تحلیلگر کارآموز بود در حالی که من سابقه و دستاوردهای تحریمی بالاتری داشتم. در همان ملاقات گفتند پذیرش شدی و پرسیدند چه زمانی میتوانی شروع کنی، اما با آن حقوق موافق نبودم. در مسیر به چند نفر از کارکنان هم گفتم که احساس نابرابری حقوق وجود دارد و از جنبههای مختلفی نسبت به جایگاه و کارهای انجامشده گلایه داشتند. به نظر من برای تازهکارها یا کسانی که میخواهند با جدیت وارد محیطی تازه شوند، شاید مناسب باشد، اما برای افراد با سابقه تجربهشده توصیه نمیکنم.
دو هفته بیشتر از فرستادن رزومه نمیگذشت که با من تماس گرفتند و خوشحال شدم برای گفتوگو باهاشون. اول از همه درباره شرکت و شیوهی کار توضیح دادن و سپس زمان مصاحبه رو مشخص کردند. مصاحبه به صورت آنلاین و با حضور دو نفر بود و جلسه دقیقاً از همون لحظهی مقرر آغاز شد. در ابتدای کار، استرس زیادی داشتم اما پس از چند دقیقه آرامش برگشت چون همکاران خیلی مهربان و فضادار بودند و جو صمیمی بود. توانستم به خوبی صحبت کنم و ایدهها و تجربههام رو بهخوبی منتقل کنم. طول مصاحبه حدود یک ساعت و چند دقیقه بود و هر نکتهای رو که بلد نبودم با حوصله توضیح دادن تا برام روشن بشه و یاد بگیرم. در کل تجربهام مثبت بود و امیدوارم در مرحلهی بعدی سهمیه قبول شدن رو پیدا کنم.
دو بار بهعنوان داوطلب استخدام برای شرکت کالکتور پذیرش شدم، اما روند کار خیلی حرفهای به نظر نمیرسید. جلسه مصاحبه در جمع کارکنان واحد برگزار شد و من و سایرین کنار هم به صحبتهایم گوش میدادیم که احساس آرامش نسبی به من نمیداد. مصاحبهکننده بیشتر به سابقه کار قبلیم میپرداخت و گویی هدفش جمعآوری اطلاعات از آن دوره بود تا ارزیابی توانمندیها یا اهداف من.
سلام این شرکت به خودیه خود در تهران شناخته شده نیست ودر اراک ظاهرا مرکزیت دارد ودر تهران شاید شعبه جدید باشد ولی تماسی که گرفته شد با بنده علا رقم اینکه تمام توضیحات کافی کامل ولازم در رزومه نوشته شده بود روع کردن به پرسیدن همان سوال ها که نشان میداد اون فرد تماس گیرنده یا کلا رزومه را نخوانده بود ویا از روی کنجکاوی های خود داشت سوال میپرسید چون کعمولا کسی که تایید میکند رزومه را بدون شک این مدل سوال هارو نمیپرسد پس اول اینکه این خانوم منشی به شدت نامناسب برای این امر هستش یا اگر مارمند منابع انسانی بوده که دیکه بدتر .ودوم اینکه رفتار خیلی مغرورانه وگویی که مثلا فرد کار جو کارتن خواب وهم لس هستش و منتظر این است تا اینها لطف ورحم کنند وفرصت کار بهش بدهند ودر نهایت پرسیدند مشغول بکاری کفتم بله گفتند چرا گفتم بخاطر رشد پیشرفت ونبود فضای رشد در محل کار فعلی واینکه مسلما حقوق پایین جای فعلی وبعداز چند دقیقه دیدم رزومه ی من رد شده والبته من رفتم که امصراف از ارسال رزومه را فهال کنم که اونها پیش دستی کرده بودند ولی درکل رفتار نامتاسب و عدم مطالعه ی رزومه و این مکالمه نشان میدهد این شرکت به شدت ضعیف هستش بخصوص در حوزه منابع امسانی وجذب نیرو وپیشنهاد میکنم اگر مجبور بودین در حد چند ماه نهایت یکسال تا پیداکردن کار مناسب به این مدل شرکت های اماتور حوچیک وعاری از سواد واخلاق سازمانی پرهیز کنید
از طریق جاب ویژن رزومه ارسال کردم. بعد دو هفته برای یک ایمیل اومد. یک نظرسنجی که مواردی که داخل رزومه شخصی و رزومه جاب ویژنم بود توش پرسیده شده بود. از طریق ایمیل ارسال شد. در پاسخ ایمیل تشکرم پاسخی دریافت نکردم. ده روز بعد تماس گرفته شد برای مصاحبه. روز مصاحبه متوجه شدم این اولین مرحله مصاحبه هست و با منابع انسانی هست. مصاحبه با وبکم خاموش مسئول منابع انسانی بود و بعد از اشاره به وبکم خاموش باز هم همون روند ادامه دار بود. بعدش هم تماسی با من گرفته تشد یا اطلاع رسانی نشد برای اعلام قبولی یا ردی. در جاب ویژنم اطلاعی داده نشد. مصاحبه گویا سه مرحله ای بود.
صبحی که برای موقعیت مدیر محصول رفتم مصاحبه، حرفها و سوالات رفتاری زیادی پرسیدن و من هم پاسخها رو با دقت گفتم. وقتی پرسیدم تیم مدیریت محصول چطور سازمان یافته است، متوجه شدم فرد مصاحبهکننده از جنبههای فنی چندان آشنا نیست. به من گفتند ساعات کار از هشت شروع میشود، هزینه رفتوآمد ندارند و پارکینگ هم وجود ندارد. به وضوح فضای شرکت با انتظارات من برای یک نقش مدیریتی تفاوت داشت. در نهایت گفتند نتیجه، چه خوب و چه بد، به من اطلاع میدهند، اما پس از شش ماه حتی یک پیام هم دریافت نکردم.
برای کار به عنوان برنامهنویس به بخش نرمافزار رفتم و با رفتاری ناخوشایند از سمت مدیر بخش روبهرو شدم که واقعاً گرایش به غرور و بیاحترامی داشت. تیم برخوردی کاملاً غیرحرفهای و از بالا به پایین داشت و بهشدت دلزدهام کرد تا جایی که تصمیم گرفتم ادامه ندم و از شرکت صرفنظر کنم. هنوز هم برام سواله که چرا چنین مدیری در اونجا حضور داره.
در اولین فرصتی کارا رفتم و احساس کردم توی مصاحبه جلو میبرم، اما یک اتفاق غیرمنتظره کار دستم داد. شب قبل از برنامه، از تیم منابع انسانی ایمیلی رسید با زمان مصاحبهٔ الگوریتمی برای فردا، که ایمیل هم به پوشهٔ اسپم رفت و من فرصت آمادهسازی پیدا نکردم. با این حال فرایند مصاحبه را دوست داشتم. انتظار داشتم بیشتر دربارهٔ تجربههایم و نقش نودجیاس صحبت کنند، اما سوالات غالباً به سبک رقابتیِ ACM و المپیاد بود. با همکاری مصاحبهکننده روند پیش رفت و ناگهان دیدم کنار تخته مشغول ثبت لاگ و محاسبهٔ پیچیدگیها هستم. اگر مرور نکرده باشی با مفاهیم پایه مانند باینری جستوجو، مرجسورت و هشمپ، ممکن است یادآوریها کمی سخت شود؛ اما من با تلاش توانستم پنج سال عقب بیفتم و دوباره یاد بگیرم. توصیهام این است که پیش از حضور در مرحلهٔ بعدی، روی مباحث الگوریتمی مسلط شوید و چند سوال تمرین کنید. نکتهٔ دیگر اینکه برخیها گفتهاند آب نوشیده نشده؛ من چای نوشیدم و خیلی هم خوب بود. مصاحبهکننده گفت حتی اگر نسبت به منفی بودن نظر داشتند خبر میدهند، اما تا الان خبری نشده. وقتی پرسیدم نتیجهٔ کارم چیست، گفت نه خیلی عالی بود نه بد؛ احساس میکنم اوکی بودم، اما احتمالاً سطح انتظار بالا باشد یا همردههای خیلی قوی وجود دارند.
برای ی مصاحبه حدودا ۳ ساعت وقت صرف َشد.مصاحبه که نه ی جورایی شبیه ب بازجویی بود،مدیر منابع انسانی تمایل داشتن اسم افراد بستگان آدم هم بدونن که فکر کنم اگه غیر مستقیم بحث عوض نمیشد ،ایشون تمایل شدید برای کنکاش در زندگی خصوصی افراد دارن ...از کشف سلیقه و طرز فکرو موارد دیگه اِبایی نداشتن.ی ساعت کلا پرزنت کردیم...بعد حدودا ۲ ساعت منتظر موندن ی مدیر جدید دیگه اومدن ب اضافه نفرات قبل مصاحبه کننده و ازمن خواسته شد مجددا همه چیز رو از اول توضیح بدم..ی جوری برخورد شد که اصلا برای چی اومدی اینجا،؟برای چی میخوای برای ما کار کنی؟چرا معرف نداری؟استرس گرفته بودم ،ب محض اینکه گفتن پاشو برو نفهمیدم چطوری از اون ساختمون اومدم بیرون!!!..
جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی یا فشار نکردم و فضای مصاحبه بیشتر شبیه گفتوگویی دوستانه بود. پس از گذراندن مرحلهٔ اول، برای مصاحبهٔ دوم دعوت شدم، جایی که دربارهٔ کارهای پیشینم، 회사های قبلیم و دلیل ترک شرکتها صحبت کردیم و به جزئیات بیشتری رسیدیم. سوالاتی که داشتم را پرسیدم و رفتار تیم پذیرش خیلی محترمانه پاسخ داد.
اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقهمندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکیشان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوالها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.
بهعنوان تجربهای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح میدهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربهام کم است و نباید رزومهام را ارائه بدهم.
در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست
برای من بیشترین تمرکز در مصاحبه روی سابقههای کاری و مهارتهاییم بود، و توضیح دقیق چرایی اینکه چرا فکر میکنم میتوانم به تیم کمک کنم. با اعتمادبهنفـس و قطعیت صحبت میکردم و مهارتهایم را به صورت روشن و منظم ارائه دادم.
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
بصورت شفاف و صادقانه تصمیم گرفتم افتضاح ترین تجربه مصاحبه قرن با این شرکت رو با بقیه اشتراک بزارم تا متضرر نشید ۲ ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند دفتر مرکزی واقع در اصفهان هست و بعد از مصاحبه اولیه تلفنی و توضیحات مختصر از شرکت قرار به انجام مصاحبه آنلاین با مدیر جذب استخدام اقای م.محمدی گذاشتند مصاحبه با ایشون کمتر از ۵ دقیقه بدون هیچ سوال فنی و تخصصی یا توضیح در مورد شرایط کار شکل گرفت که تعجب کردم ولی تصور کردم باتوجه به رزومه و مهارت هام نیاز به ارزیابی مجدد ندیدن ولی اینطور نبود در اصل دانش لازم رو برای سنجیدن نداشتن بعد از اون مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی داشتم ایشون گرم و صمیمی بودن سپس کلی مدارک شخصی از من گرفتند (در حالی که استخدام هنوز قطعی نبود و اشتباه کردم اعتماد کردم مدارک فرستادم) قرار شد مصاحبه نهایی با مدیر عامل انجام بشه که بعد از مصاحبه به من گفتند همه موافق همکاری هستند فقط می بایست یکبار هم حضوری دفتر اصفهان بیایید تا مدیر عامل ارزیابی نهایی داشته باشن جالب این بود که این دعوتشون بدون در نظر گرفتن هزینه ایاب ذهاب و… بود و میگفتن با خودتونه در حالیکه سایر شرکت های معتبر یا نامعتبر متوجه هستن اگر کسی رو از شهر دیگه با مسافت ۵۰۰ کیلومتری می خوان دعوت کنن تمام هزینه هاش رو پرداخت کنن و این لحظه بود که در مورد این روند غیر اصولی طی شده و ادامه فرایند با این شرکت به فکر فرو رفتم و در نهایت با تردید تصمیم به سفر گرفتم . ۱۰۰۰ کیلومتر رفت برگشت با مخاطرات جاده طی کردم و حضورا با مذیر عامل ملاقات کردم در نهایت تایید نهایی رو دادن و قرار شد مدارک تکمیل کنم بعد از حداقل ۶ مرحله مصاحبه انلاین و حضوری که شامل هزینه و گذشت زمان و نادیده گرفتن سایر موقعیت هام بود مدیر جذب نالایق با من تماس کرفت و با لحن دستوری مدل بازجویی تازه شرایط کار رو رو کرد که روزانه چندساعت اضافه کار اجباری داری ، پنجشنبه ها کاریه ، ماهی یکبار باید بری ماموریت شهرستان فقط با اتوبوس پرواز و تاکسی در کار نیست ، حق نظر در مورد استخدام ها نداری، علاوه بر جذب تشکیل پرونده هم با خودته، از وقتی رسیدی شرکت باید گزارش کار پر کنی هر روز بفرستی ، و هر هفته یکبار باید بیای دفتر اصفهان جلسه !!!!! همون لحظه صحبتش رو قطع کردم و گفتم نمیتونم هر هفته بیام شهرستان و جلسه انلاین شرکت می کنم که گفت نه منم گفتم شرایطی که میگی اصلا برام قابل قبول نیست و چرا این چیزارو الان میگی که کلی زمان و هزینه کردم و روز اول کاملا شرایط دیگه ای بهم اعلام شده بود و… این آدم که اصلا نه رفتار و نه علم و نه دانش جذب استخدام داشت هیچ جوابی نداد مطمعنم از این شگرد استفاده می کنن تا آدم ها رو فریب بدن طرف ناچارا قبول کنه چون اگه اول میگفت هیچچچچ فرد باتجربه حتی کسایی که تازه میخوان بیان تو این فیلد شرایط مسخرشو قبول نمی کنن و بعد پیگیری کردم همکاران خودشون هم تایید کردند ایشون اصلا صلاحیت این شغل رو نداره و هرکی باهاش کار میکنه داره استعفا میده و سوابق قبلیش محدود پراکنده تو شرکت های اجر پزی و… بوده و نصف من سابقه کار داشت و مطمعنم یک دهم من تخصص نداشت و بعید میدونم حتی توانایی صحبت در مورد شغل خودش رو داشته باشه و نمیدونم چجوری با چه روشی اومده اون شرکت البته تازه اونجا استخدام شده و مطمعنم زیاد دووم نمیاره اینارو گفتم قبل از هر تصمیمی با اطلاع باشین تا مثل من نقره داغ نشین اصلا توصیه نمی کنم جای بشدت غیر حرفه ای
در ابتدای کار، وقتی رزومه را ارسال کردم، ظرف یک روز با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ورودی ساختمان قدیمی و فرسوده بود و همان لحظه ذوق من کمی تحلیل رفت. رفتار پرسنل خوب بود، اما راهنماییشان کاملاً ناکافی بود و بین واحدها دچار سردرگمی میشدم. خود مصاحبهگر برخوردی خوشرو داشت اما به نظر میرسید در حوزه آیتی تخصص چندانی نداشت؛ سوالها سطحی و غیرحرفهای بود و هیچ سوال فنیای مطرح نشد. درباره حقوق هم پیشنهادشان واقعاً پایین بود؛ همان مقدار حقوق یک تحلیلگر کارآموز بود در حالی که من سابقه و دستاوردهای تحریمی بالاتری داشتم. در همان ملاقات گفتند پذیرش شدی و پرسیدند چه زمانی میتوانی شروع کنی، اما با آن حقوق موافق نبودم. در مسیر به چند نفر از کارکنان هم گفتم که احساس نابرابری حقوق وجود دارد و از جنبههای مختلفی نسبت به جایگاه و کارهای انجامشده گلایه داشتند. به نظر من برای تازهکارها یا کسانی که میخواهند با جدیت وارد محیطی تازه شوند، شاید مناسب باشد، اما برای افراد با سابقه تجربهشده توصیه نمیکنم.
دو هفته بیشتر از فرستادن رزومه نمیگذشت که با من تماس گرفتند و خوشحال شدم برای گفتوگو باهاشون. اول از همه درباره شرکت و شیوهی کار توضیح دادن و سپس زمان مصاحبه رو مشخص کردند. مصاحبه به صورت آنلاین و با حضور دو نفر بود و جلسه دقیقاً از همون لحظهی مقرر آغاز شد. در ابتدای کار، استرس زیادی داشتم اما پس از چند دقیقه آرامش برگشت چون همکاران خیلی مهربان و فضادار بودند و جو صمیمی بود. توانستم به خوبی صحبت کنم و ایدهها و تجربههام رو بهخوبی منتقل کنم. طول مصاحبه حدود یک ساعت و چند دقیقه بود و هر نکتهای رو که بلد نبودم با حوصله توضیح دادن تا برام روشن بشه و یاد بگیرم. در کل تجربهام مثبت بود و امیدوارم در مرحلهی بعدی سهمیه قبول شدن رو پیدا کنم.
دو بار بهعنوان داوطلب استخدام برای شرکت کالکتور پذیرش شدم، اما روند کار خیلی حرفهای به نظر نمیرسید. جلسه مصاحبه در جمع کارکنان واحد برگزار شد و من و سایرین کنار هم به صحبتهایم گوش میدادیم که احساس آرامش نسبی به من نمیداد. مصاحبهکننده بیشتر به سابقه کار قبلیم میپرداخت و گویی هدفش جمعآوری اطلاعات از آن دوره بود تا ارزیابی توانمندیها یا اهداف من.
سلام این شرکت به خودیه خود در تهران شناخته شده نیست ودر اراک ظاهرا مرکزیت دارد ودر تهران شاید شعبه جدید باشد ولی تماسی که گرفته شد با بنده علا رقم اینکه تمام توضیحات کافی کامل ولازم در رزومه نوشته شده بود روع کردن به پرسیدن همان سوال ها که نشان میداد اون فرد تماس گیرنده یا کلا رزومه را نخوانده بود ویا از روی کنجکاوی های خود داشت سوال میپرسید چون کعمولا کسی که تایید میکند رزومه را بدون شک این مدل سوال هارو نمیپرسد پس اول اینکه این خانوم منشی به شدت نامناسب برای این امر هستش یا اگر مارمند منابع انسانی بوده که دیکه بدتر .ودوم اینکه رفتار خیلی مغرورانه وگویی که مثلا فرد کار جو کارتن خواب وهم لس هستش و منتظر این است تا اینها لطف ورحم کنند وفرصت کار بهش بدهند ودر نهایت پرسیدند مشغول بکاری کفتم بله گفتند چرا گفتم بخاطر رشد پیشرفت ونبود فضای رشد در محل کار فعلی واینکه مسلما حقوق پایین جای فعلی وبعداز چند دقیقه دیدم رزومه ی من رد شده والبته من رفتم که امصراف از ارسال رزومه را فهال کنم که اونها پیش دستی کرده بودند ولی درکل رفتار نامتاسب و عدم مطالعه ی رزومه و این مکالمه نشان میدهد این شرکت به شدت ضعیف هستش بخصوص در حوزه منابع امسانی وجذب نیرو وپیشنهاد میکنم اگر مجبور بودین در حد چند ماه نهایت یکسال تا پیداکردن کار مناسب به این مدل شرکت های اماتور حوچیک وعاری از سواد واخلاق سازمانی پرهیز کنید
از طریق جاب ویژن رزومه ارسال کردم. بعد دو هفته برای یک ایمیل اومد. یک نظرسنجی که مواردی که داخل رزومه شخصی و رزومه جاب ویژنم بود توش پرسیده شده بود. از طریق ایمیل ارسال شد. در پاسخ ایمیل تشکرم پاسخی دریافت نکردم. ده روز بعد تماس گرفته شد برای مصاحبه. روز مصاحبه متوجه شدم این اولین مرحله مصاحبه هست و با منابع انسانی هست. مصاحبه با وبکم خاموش مسئول منابع انسانی بود و بعد از اشاره به وبکم خاموش باز هم همون روند ادامه دار بود. بعدش هم تماسی با من گرفته تشد یا اطلاع رسانی نشد برای اعلام قبولی یا ردی. در جاب ویژنم اطلاعی داده نشد. مصاحبه گویا سه مرحله ای بود.
صبحی که برای موقعیت مدیر محصول رفتم مصاحبه، حرفها و سوالات رفتاری زیادی پرسیدن و من هم پاسخها رو با دقت گفتم. وقتی پرسیدم تیم مدیریت محصول چطور سازمان یافته است، متوجه شدم فرد مصاحبهکننده از جنبههای فنی چندان آشنا نیست. به من گفتند ساعات کار از هشت شروع میشود، هزینه رفتوآمد ندارند و پارکینگ هم وجود ندارد. به وضوح فضای شرکت با انتظارات من برای یک نقش مدیریتی تفاوت داشت. در نهایت گفتند نتیجه، چه خوب و چه بد، به من اطلاع میدهند، اما پس از شش ماه حتی یک پیام هم دریافت نکردم.
برای کار به عنوان برنامهنویس به بخش نرمافزار رفتم و با رفتاری ناخوشایند از سمت مدیر بخش روبهرو شدم که واقعاً گرایش به غرور و بیاحترامی داشت. تیم برخوردی کاملاً غیرحرفهای و از بالا به پایین داشت و بهشدت دلزدهام کرد تا جایی که تصمیم گرفتم ادامه ندم و از شرکت صرفنظر کنم. هنوز هم برام سواله که چرا چنین مدیری در اونجا حضور داره.
در اولین فرصتی کارا رفتم و احساس کردم توی مصاحبه جلو میبرم، اما یک اتفاق غیرمنتظره کار دستم داد. شب قبل از برنامه، از تیم منابع انسانی ایمیلی رسید با زمان مصاحبهٔ الگوریتمی برای فردا، که ایمیل هم به پوشهٔ اسپم رفت و من فرصت آمادهسازی پیدا نکردم. با این حال فرایند مصاحبه را دوست داشتم. انتظار داشتم بیشتر دربارهٔ تجربههایم و نقش نودجیاس صحبت کنند، اما سوالات غالباً به سبک رقابتیِ ACM و المپیاد بود. با همکاری مصاحبهکننده روند پیش رفت و ناگهان دیدم کنار تخته مشغول ثبت لاگ و محاسبهٔ پیچیدگیها هستم. اگر مرور نکرده باشی با مفاهیم پایه مانند باینری جستوجو، مرجسورت و هشمپ، ممکن است یادآوریها کمی سخت شود؛ اما من با تلاش توانستم پنج سال عقب بیفتم و دوباره یاد بگیرم. توصیهام این است که پیش از حضور در مرحلهٔ بعدی، روی مباحث الگوریتمی مسلط شوید و چند سوال تمرین کنید. نکتهٔ دیگر اینکه برخیها گفتهاند آب نوشیده نشده؛ من چای نوشیدم و خیلی هم خوب بود. مصاحبهکننده گفت حتی اگر نسبت به منفی بودن نظر داشتند خبر میدهند، اما تا الان خبری نشده. وقتی پرسیدم نتیجهٔ کارم چیست، گفت نه خیلی عالی بود نه بد؛ احساس میکنم اوکی بودم، اما احتمالاً سطح انتظار بالا باشد یا همردههای خیلی قوی وجود دارند.
برای ی مصاحبه حدودا ۳ ساعت وقت صرف َشد.مصاحبه که نه ی جورایی شبیه ب بازجویی بود،مدیر منابع انسانی تمایل داشتن اسم افراد بستگان آدم هم بدونن که فکر کنم اگه غیر مستقیم بحث عوض نمیشد ،ایشون تمایل شدید برای کنکاش در زندگی خصوصی افراد دارن ...از کشف سلیقه و طرز فکرو موارد دیگه اِبایی نداشتن.ی ساعت کلا پرزنت کردیم...بعد حدودا ۲ ساعت منتظر موندن ی مدیر جدید دیگه اومدن ب اضافه نفرات قبل مصاحبه کننده و ازمن خواسته شد مجددا همه چیز رو از اول توضیح بدم..ی جوری برخورد شد که اصلا برای چی اومدی اینجا،؟برای چی میخوای برای ما کار کنی؟چرا معرف نداری؟استرس گرفته بودم ،ب محض اینکه گفتن پاشو برو نفهمیدم چطوری از اون ساختمون اومدم بیرون!!!..
جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.