مدتی است که در این شرکت مشغول به کار هستم. طبیعتا هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست، اما تجربهی من تا به امروز نشان داده که بسیاری از مشکلات مطرحشده در برخی از نظرات، بیشتر ریشه در مسائل شخصی دارند تا نقدهای سازنده و واقعی. نقد منصفانه و سازنده همیشه قابل احترام است و کمک میکند تا سازمان رشد کند، اما زمانی که نظرات به سمت تخریب و بیان عقدههای فردی میروند، نهتنها بیثمر هستند، بلکه فضای ناسالمی ایجاد میکنند. آقای دکتر هاشمی با سابقهی حرفهای در حوزههای مختلف بانکی و دانش تخصصی بالا، نقش مهمی در هدایت فنی و ساختاری شرکت دارند. بهجای تمسخر یا قضاوتهای سطحی، بهتر است تلاش کنیم با رشد فردی و حرفهای، در بهبود محیط کاری سهم داشته باشیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با سلام، این پیام با هدف شفافسازی و اطلاعرسانی به عموم عزیزان گذاشته می شود که ممکن است با مشاهده برخی نظرات گمراهکننده، ذهنیتی نادرست نسبت به مجموعه شرکت پیدا کنند. پرداخت حقوق و مزایا در این شرکت همواره مطابق توافق اولیه و قوانین کار انجام شده و تمامی موارد بهصورت شفاف در قراردادها ذکر شده است. ادعای پرداخت وام یا تسهیلات ویژه به مدیران نیز کاملا بیاساس بوده و اسناد مالی شرکت این موضوع را بهروشنی رد میکند. از سوی دیگر، در صورت نامطلوب بودن شرایط کاری، منطقی است که این مسائل در همان دورهی آزمایشی سهماهه مطرح میشد. ادامه همکاری پس از این دوره و تا پایان قرارداد، بهوضوح بهمعنای پذیرش شرایط و توافق دوطرفه است، نه زمینهای برای طرح اتهام پس از قطع رابطه کاری. اینجا یک شرکت است، نه نهاد حمایتی که کسی را بهاجبار یا مادامالعمر تحمل کند، لذا در چارچوب قوانین وزارت کار، شرکتها موظفاند افراد را در دورهی مشخص ارزیابی کنند و در صورت عدم تطابق، ادامه همکاری نداشته باشند. احترام متقابل، تعهد و عملکرد حرفهای پایهی تداوم همکاری است. همچنین با توجه به ادبیات تکرار شونده این پیام ها و سوابق پیگیریهای قانونی قبلی، تقریبا برای ما مشخص است که این نظرات مشابه از سوی چه فردی منتشر میشود. انتشار مطالبی حاوی اتهام، آن هم بهصورت ناشناس، اقدامی غیرحرفهای و از نظر قانونی قابل پیگیری است. همکاران ما نیز این حق را برای خود محفوظ میدانند که در جهت صیانت از اعتبارشان، موضوع را از مسیر حقوقی پیگیری کنند.
سلام هنوز تو این شرکت مشغول هستم مثل هر شرکت دیگری خوب و بد خودشو دارد ولی چیزی که از کامنت ها متوجه شدم این هستش که بیشتر کامنت ها مسائل و مشکلات شخصی هست که فرد چون نمیتونسته مشکل شخصیش رو حل بکنه و دچار ناکامی شده از این سایت کمک گرفته که رفتار تلافی جویانه خودش را به نمایش بگذارد آگاه باشیم و وارد بازی خصمانه و تلافی جویانه افراد باهم نشیم و تصمیم درست را بگیریم ممنون از شما
مدیر بودم و بیش از پانزده سال است که در این کلینیک فعالیت میکنم و با کارکنانم به مدت طولانی همکاری میکنم. این مدت زمان تجربهای بسیار لذتبخش و پر از رمز و راز است و از کار کردن در اینجا خرسندم.
من برای دوره کارآموزی مستقیما توی یکی از اداره های برج همراه اول پذیرفته شدم. راجع دپارتمان خودمون میتونم نظر بدم چون با بقیه بخش ها ارتباطی نداشتیم ولی کلا کارای هماهنگی و قرار داد کارآموزا بدست آکادمی همراه انجام میشه اونم با پوشش شرکت های متفرقه. دوره کارآموزی ما خیلی طولانی بود و با تقویم خودشون همخونی نداشت و ما در حد نصفش هم حقوق و بیمه نگرفتیم. خود دوره هم چندان مفید نبود و میشه گفت عملا از کارآموزی کردن و بدست آوردن تجربه هیچ خبری نبود و حتی حضور مارو توی محیط برج همراه موکول کردن به اواخر دوره که اونم در حد رفع تکلیف از سر خودشون بود. راجع جذب و آینده کاری هم مدام وعده وعید میدادن و شفافیتی وجود نداشت و آخرش هم هیچکدوم از بچه های ما نه چیزی از بابت کارآموزی دستگیرمون شد که بهش افتخار کنیم یا استفاده ببریم و نه زمینه همکاری با همراه اول فراهم شد. به شخصه اگه یه شرکت کوچک یا معمولی بود قطعا در هفته های اول که دیدم بی نظمی و بی برنامگی حاکمه و قرار نیست اهداف نرمال کارآموزی محقق بشه به دوره خاتمه میدادم و خارج می شدم ولی خودمو با اسم و بزرگی شرکت گول زدم و ماه ها تحمل کردم و آخرش هم نتیجه همون پشیمونی و افسردگی نصیبم شد. حیف اون خوشحالی و امیدواری خامی که موقع پذیرفته شدن بهم دست داد و این من رو خیلی میسوزونه. واقعا مگه آدم قراره چندبار در عمرش فرصت کنه کارآموزی بره که اینطوری با وقت و اعتمادش بازی بشه؟ این تجربه درس های تلخی بهم داد و باعث بی اعتمادی من به خیلی چیزا شد که فکر میکنم توی این جو حاکم بر کشور نباید هم اعتماد می کردم و مبنای همه حرفا و وعده هارو دروغ در نظر میگرفتم چون همینطور بود.
من برای موقعیت شغلی استقرار نرم افزار اقدام کردم ، 5 جلسه با من مصاحبه کردن و حدود دو ماه از وقت من رو گرفتن و طوری بهم القا کردن و حرف زدن که انگار کار اوکی شده و من استخدام شدم و بهشون گفتم موقعیت های شغلی دیگه هم هستن میخوام اقدام کنم ، گفتن نه اقدام نکن دیگه میخای بیای اینحا دو ماه از وقت و انرژیم گذاشتم دوبار بصورت آنلاین یبارش پیش کمیته و یبارش کمیته سه نفره ، سه بار هم بصورت حضوری بهم گفتن بیا که رفتم مصاحبه شدم توی پنج تا مصاحبه هم سوالات تکراری میپرسیدن. آخر سر قرار شده بود بهم خبر بدن که چه تاریخی برم برای قرارداد که دیدیم خبری ازشون نیست خودم پیگیر شدم که گقتن تایید نکردن :| به قطع یقین میتونم بگم یکی از بی نظم ترین و مسخره ترین شرکتایی بود که رفتم ، باعث شدن من چند تا موقعیت شغلی رو از دست بدم
با وجود سابقهای طولانی در مجموعه کاله، احساس میکنم فضای کار به گونهای اداره میشود که برخی تصمیمگیریها به سلیقهای بودن گرایش دارد و گروهی از افراد با رانت شرکت به کارگیری و جابهجایی نیروها را در اختیار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت این است که افراد با تجربهای مانند من با فشار و تهدید مواجه میشوند و جایگاه شغلیشان به راحتی به خطر میافتد. صدای انتقادات ما پاسخگو نیست و پاسخ یا راهحلی از سوی منابع مسئول دریافت نمیکنیم.
من در یکی از شرکتها تجربه کاریم رو اینطور دیدم: جای کار واقعیای نبود و انگار فقط برای چند سایت مختلف احساس یک کارگاه بردهداری وجود داشت. شیفتهای شب و آخر هفته و ایام تعطیل هم بود و حقوق هم در مقابل این همه کار برای ارائه خدمات متنوع، خیلی مناسب نبود. پاداش یا عیدی و سنواتی در کار نبود و هر اندازه که بیشتر کار میکردم، هیچ کمالی در حقوقهای پایان دوره نمیدیدم. در صورت اشتباه، ممکن بود جریمه بشیم و حتی پاداشی هم نصیبمون نشه. جشنها و دورهمیها هم نبود و به نظر میرسید اسمش شرکت نیست و فقط یک واحد کاری ساده است. گاهی حقوق به شکل نقدی داده میشد و گاهی هم به ارز دیجیتال که مالیات کمتری براش در نظر میگرفتند. از روز اول بیمه نبودم و احتمال اینکه از ماه سوم به بعد بیمه بشم وجود داشت تا مالیاتها سادهتر باشه. اگر کاری خارج از حوزه کاریام انجام میدادم، مدیر مجموعه ازم کار بیشتری میخواست و فشارها بالا میگرفت. نتیجه این بود که عیدی و سنواتی وجود نداشت و برای اینکه حجم کار را به نفع خودش کم کنه، به صحبت از شرکتهای بزرگ و حجم کارشون استناد میکرد، اما باورش نمیکردم. چون واقعا اونجا به عنوان شرکت مطرح نبود و بیشتر شبیه یک دکان بود. در زمان توافق، حقوق به موسسات نامطمئن میافتاد و ناهار هم با خودم میبردم و ساعات ناهار جز ساعات کاری محسوب نمیشد. ساعات کاری به طور معمول هشت و نیم بود و گاهی اگر مدیر کار داشت، بیشتر هم طول میکشید. مدیر واحد هیچ احترامی نسبت به پرسنل قائل نبود و برای ترتیب جلسه باهاش باید پشت در منتظر میماندی یا اینکه تلفن رو بیوقفه میگرفت تا پاسخ بدهد. آنها از تشکر هم خبری نبود و این مسائل برای من نشانههای واضحی از محیط نامساعد بود.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
اخیرا هشت ماه در شرکت کاله، در اصفهان، به عنوان فروشنده مویرگی کار میکردم و تجربههایم را به صورت تجربهای واقعی بازگو میکنم. اوضاع سازمانی به شدت نامنظم بود و با وجود تلاشهایم، مشکلاتی مانند بیعدالتی و دزدی داخلی مشاهده میشد. در طول ماههای نخست حقوقم به ۶٫۵ میلیون رسید و در ماههای بعدی به ۱۴ و ۱۸ میلیون تغییر داشت. وقتی هدف فروش به بالای صد میرسید، هدف لبنیات به بالای ۳۰۰ میرفت و گاهی با سطح ردی تا ۱۳۰ درصد مواجه میشدم. سه ماه که مسیر را ساختم، منطقه و مسیر من را به شخص دیگری واگذار کردند و کار من با همان خانم جایگزین شد. مسیر جدید هم پر بود از مانده حساب و شکایات مشتریان. حدود پنج ماه در آن مسیر ادامه دادم و موفق به رشد دوباره فروش شدم، اما باز هم حقخوری اتفاق افتاد. در تعطیلات عید و حتی جمعهها هم سر کار بودم. چهار پاداش از طرح من توسط مدیر مالی به نام دری برداشت شد. زمانی که تصمیم به استعفا گرفتم، پیشنهاد پست مدیریت به من داده شد اما قبول نکردم و از شرکت رفتم. دلیل اصلی من این بود که با رفتارهای دزدانه نمیتوان به کار ادامه داد. من نهمین نیرویی بودم که طی سه ماه شرکت را ترک کردم و مطمئنم که این شرکت به زودی به خاطر این سلوک مدیریتی نامناسب به مشکلات جدی میخورد.
بدترین مدل حقوق دادن رو دارن. حقوقی که توافق کردی رو با کارانه (۳ ماه یکبار) و عیدی و بن کارت جمع زدن. بعد از اینکه حقوق اول رو میگیرید میفهمید چه کلاهی سرتون رفته، طوری که بعد از ۳ ماه ازمایشی کمتر کسی اینجا مونده. با اینکه ادعای اتصال به بانک رو دارن اما یه وام ۱۰ تومنی هم نمیدن حتی به افراد قدیمی. من شنیدم که وام هارو مدیرای میانی برای خودشون برمیدارن و پیش کارمندا از نداری و بدبختی حرف میزنن. سبک کاریشون هم به شیوه برده های مصر باستان بیشتر میخوره تا یه شرکت تکنولوژی! نه سیستم تسک و منیجمنت وجود داره نه ارزیابی عملکرد کارکنان. فقط امیدوارم تو تیم اون ***** نباشید. مغز و روانتون بهم میریزه و حسرت یه خواب اروم باهاتون میمونه.
در اینجا من سه سال مدیر تولید بودم، اما فهمیدم که در این مجموعه همهجا با روابط و پارتیبازی پیش میرود و تفاوتی بین ردهها دیده نمیشود. صاحب شرکت وانمود میکند که به فداکاری و خوبی مینگرد، اما واقعیت این نیست و هر تصمیم نهایی را خودش میگیرد و خوب بلد است ظاهر را حفظ کند تا در هر محیطی با هر سطح اجتماعی و فکری کنار بیاید. منظورم از هر فرمان دقیقا همین است، از جمله تعدیل نیرو یا هر چیز دیگر که گفتم. بهطور کلی اینجا به نظر من یک شرکت خصوصی است که مشابه خیلی جاهای دیگر عمل میکند. از دنبال شدن یا پیگیری بیش از حد بپرهیزید و به خودتان فکر کنید. انسانها برای جهان خارج میآیند و بهتر است زمانتان را برای خودتان صرف کنید نه برای کارفرما؛ چنین محیطهایی به نام روابط ارباب و رعیت توصیف میشوند و معمولا با لفظ کارفرما و کارگر از آنها یاد میشود. در پایان، برای آینده و زندگی خودتان تلاش کنید و به خودتان اهمیت بدهید.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
محیط شرکت برای خانمها بسیار مناسب هست و احساس امنیت میشه کرد. مدیریت شرکت هم خانم هستند. پیشنهاد میکنم برای خانمها برای کار در یک محیط امن.
سلام حدود ۹ماه به اجبار به دلیل مشکلات مالی و شخصی در شرکت آروا مشغول به کار بودم این سازمان یک عمده فروشی هستش که به واسطه پول و روابط به شرکت تبدیل شده اصلا مدیریت صحیح و hrوجود نداره و مدیران بسیار کوتوله اجازه نمیدن که شما مسیر درست و روند درست رو در شرکت داشته باشه چه برسه بخوای به بقیه هم این رویه رو یاد بدی از مدیر فروش ایران تا مدیران مناطق اصلا سواد درست حسابی ندارن و بسیار تجربی و کوچه بازاری فروش و مشتری رو میبینن اصلا چیزی به عنوان احترام به شما گذاشته نمیشه فقط اونجا میتونید دوستان همدرد پیدا کنید که دنبال موقعیت هستن که جدا بشن از سازمان
برای مدتی وضعیت پرداختیها بد بود و روند خروج نیرو بالا بود و من هم در حال جدایی از شرکت بودم، اما از بیش از یک سال اخیر وضع بهتر شد و پرداختیها مرتب شد. از نظر شرایط کاری هم درک بهتری پیدا کردم؛ اپیدمی کرونا، آلودگی هوا و جنگ به طور کلی فشار بیشتری به حضور پرسنل وارد نمیکردند. اما بعضی مدیران را میشد غرور شدیدشان را حس کرد و احتمالا شخصیتشان اینطور است. مدیران سطح پایینتر هم همین رفتار را نشان میدادند؛ به نظر من.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و نکاتی که دیدم را با توجه به واقعیتها بازگو میکنم. در اکثر بخشهای گروه مالی کاریزما، کسانی که تصمیمگیری را بر عهده دارند، دارای سطح سواد و دانشی مناسب نیستند و کسانی که دانش و تجربه دارند، فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار جذاب است و در مصاحبهها مدیرانی که سوالات را میپرسند، به شکلی تصویرسازی میکنند که آدم دوست دارد در آنجا کار کند، اما یک ماه اول کار هم نگذشته، اختلافها و واقعیتها روشن میشود و متوجه میشوم که فضایی سرشار از بینظمی و بیاخلاقی وجود دارد. مدیران عامل بیشتر نقش دلالی دارند تا مدیریت شرکت و وقتشان را صرف جستوجوی مشتری میکنند و برای به دست آوردن مشتری هر کار غیر حرفهای و غیر اخلاقی انجام میدهند. اگر کار خود را به خوبی بلد باشید، احتمالا با مدیر مستقیم خود به مشکل خواهید خورد، چون اغلب مدیران میانی تنها به سخنوریهای پوچ و چاپلوسی مدیرعامل بسنده میکنند و با این هنر، حقوقهای بالایی میگیرند، اما در زمینه کاریشان کوچکترین دانشی ندارند. اما مدیر منابع انسانی هم تصویری را نشان میدهد که برایش منابع انسانی شرکت مهم نیست. تنها شرکت سبدگردان کاریزما تا حدی قابل دفاع است، زیرا مدیرعاملش تا حدی به مدیریت شرکت فکر میکند و انصافا فرد باسوادی است. اگر دنبال کار بدون حاشیه هستید، به هیچ وجه به کاریزما فکر نکنید؛ اما اگر به حاشیه و هیاهو علاقه دارید و میخواهید بدون تمرکز روی کار بمانید، کاریزما میتواند گزینهی مناسبی باشد.
مدتی است که در این شرکت مشغول به کار هستم. طبیعتا هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست، اما تجربهی من تا به امروز نشان داده که بسیاری از مشکلات مطرحشده در برخی از نظرات، بیشتر ریشه در مسائل شخصی دارند تا نقدهای سازنده و واقعی. نقد منصفانه و سازنده همیشه قابل احترام است و کمک میکند تا سازمان رشد کند، اما زمانی که نظرات به سمت تخریب و بیان عقدههای فردی میروند، نهتنها بیثمر هستند، بلکه فضای ناسالمی ایجاد میکنند. آقای دکتر هاشمی با سابقهی حرفهای در حوزههای مختلف بانکی و دانش تخصصی بالا، نقش مهمی در هدایت فنی و ساختاری شرکت دارند. بهجای تمسخر یا قضاوتهای سطحی، بهتر است تلاش کنیم با رشد فردی و حرفهای، در بهبود محیط کاری سهم داشته باشیم.
با سلام، این پیام با هدف شفافسازی و اطلاعرسانی به عموم عزیزان گذاشته می شود که ممکن است با مشاهده برخی نظرات گمراهکننده، ذهنیتی نادرست نسبت به مجموعه شرکت پیدا کنند. پرداخت حقوق و مزایا در این شرکت همواره مطابق توافق اولیه و قوانین کار انجام شده و تمامی موارد بهصورت شفاف در قراردادها ذکر شده است. ادعای پرداخت وام یا تسهیلات ویژه به مدیران نیز کاملا بیاساس بوده و اسناد مالی شرکت این موضوع را بهروشنی رد میکند. از سوی دیگر، در صورت نامطلوب بودن شرایط کاری، منطقی است که این مسائل در همان دورهی آزمایشی سهماهه مطرح میشد. ادامه همکاری پس از این دوره و تا پایان قرارداد، بهوضوح بهمعنای پذیرش شرایط و توافق دوطرفه است، نه زمینهای برای طرح اتهام پس از قطع رابطه کاری. اینجا یک شرکت است، نه نهاد حمایتی که کسی را بهاجبار یا مادامالعمر تحمل کند، لذا در چارچوب قوانین وزارت کار، شرکتها موظفاند افراد را در دورهی مشخص ارزیابی کنند و در صورت عدم تطابق، ادامه همکاری نداشته باشند. احترام متقابل، تعهد و عملکرد حرفهای پایهی تداوم همکاری است. همچنین با توجه به ادبیات تکرار شونده این پیام ها و سوابق پیگیریهای قانونی قبلی، تقریبا برای ما مشخص است که این نظرات مشابه از سوی چه فردی منتشر میشود. انتشار مطالبی حاوی اتهام، آن هم بهصورت ناشناس، اقدامی غیرحرفهای و از نظر قانونی قابل پیگیری است. همکاران ما نیز این حق را برای خود محفوظ میدانند که در جهت صیانت از اعتبارشان، موضوع را از مسیر حقوقی پیگیری کنند.
سلام هنوز تو این شرکت مشغول هستم مثل هر شرکت دیگری خوب و بد خودشو دارد ولی چیزی که از کامنت ها متوجه شدم این هستش که بیشتر کامنت ها مسائل و مشکلات شخصی هست که فرد چون نمیتونسته مشکل شخصیش رو حل بکنه و دچار ناکامی شده از این سایت کمک گرفته که رفتار تلافی جویانه خودش را به نمایش بگذارد آگاه باشیم و وارد بازی خصمانه و تلافی جویانه افراد باهم نشیم و تصمیم درست را بگیریم ممنون از شما
مدیر بودم و بیش از پانزده سال است که در این کلینیک فعالیت میکنم و با کارکنانم به مدت طولانی همکاری میکنم. این مدت زمان تجربهای بسیار لذتبخش و پر از رمز و راز است و از کار کردن در اینجا خرسندم.
من برای دوره کارآموزی مستقیما توی یکی از اداره های برج همراه اول پذیرفته شدم. راجع دپارتمان خودمون میتونم نظر بدم چون با بقیه بخش ها ارتباطی نداشتیم ولی کلا کارای هماهنگی و قرار داد کارآموزا بدست آکادمی همراه انجام میشه اونم با پوشش شرکت های متفرقه. دوره کارآموزی ما خیلی طولانی بود و با تقویم خودشون همخونی نداشت و ما در حد نصفش هم حقوق و بیمه نگرفتیم. خود دوره هم چندان مفید نبود و میشه گفت عملا از کارآموزی کردن و بدست آوردن تجربه هیچ خبری نبود و حتی حضور مارو توی محیط برج همراه موکول کردن به اواخر دوره که اونم در حد رفع تکلیف از سر خودشون بود. راجع جذب و آینده کاری هم مدام وعده وعید میدادن و شفافیتی وجود نداشت و آخرش هم هیچکدوم از بچه های ما نه چیزی از بابت کارآموزی دستگیرمون شد که بهش افتخار کنیم یا استفاده ببریم و نه زمینه همکاری با همراه اول فراهم شد. به شخصه اگه یه شرکت کوچک یا معمولی بود قطعا در هفته های اول که دیدم بی نظمی و بی برنامگی حاکمه و قرار نیست اهداف نرمال کارآموزی محقق بشه به دوره خاتمه میدادم و خارج می شدم ولی خودمو با اسم و بزرگی شرکت گول زدم و ماه ها تحمل کردم و آخرش هم نتیجه همون پشیمونی و افسردگی نصیبم شد. حیف اون خوشحالی و امیدواری خامی که موقع پذیرفته شدن بهم دست داد و این من رو خیلی میسوزونه. واقعا مگه آدم قراره چندبار در عمرش فرصت کنه کارآموزی بره که اینطوری با وقت و اعتمادش بازی بشه؟ این تجربه درس های تلخی بهم داد و باعث بی اعتمادی من به خیلی چیزا شد که فکر میکنم توی این جو حاکم بر کشور نباید هم اعتماد می کردم و مبنای همه حرفا و وعده هارو دروغ در نظر میگرفتم چون همینطور بود.
من برای موقعیت شغلی استقرار نرم افزار اقدام کردم ، 5 جلسه با من مصاحبه کردن و حدود دو ماه از وقت من رو گرفتن و طوری بهم القا کردن و حرف زدن که انگار کار اوکی شده و من استخدام شدم و بهشون گفتم موقعیت های شغلی دیگه هم هستن میخوام اقدام کنم ، گفتن نه اقدام نکن دیگه میخای بیای اینحا دو ماه از وقت و انرژیم گذاشتم دوبار بصورت آنلاین یبارش پیش کمیته و یبارش کمیته سه نفره ، سه بار هم بصورت حضوری بهم گفتن بیا که رفتم مصاحبه شدم توی پنج تا مصاحبه هم سوالات تکراری میپرسیدن. آخر سر قرار شده بود بهم خبر بدن که چه تاریخی برم برای قرارداد که دیدیم خبری ازشون نیست خودم پیگیر شدم که گقتن تایید نکردن :| به قطع یقین میتونم بگم یکی از بی نظم ترین و مسخره ترین شرکتایی بود که رفتم ، باعث شدن من چند تا موقعیت شغلی رو از دست بدم
با وجود سابقهای طولانی در مجموعه کاله، احساس میکنم فضای کار به گونهای اداره میشود که برخی تصمیمگیریها به سلیقهای بودن گرایش دارد و گروهی از افراد با رانت شرکت به کارگیری و جابهجایی نیروها را در اختیار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت این است که افراد با تجربهای مانند من با فشار و تهدید مواجه میشوند و جایگاه شغلیشان به راحتی به خطر میافتد. صدای انتقادات ما پاسخگو نیست و پاسخ یا راهحلی از سوی منابع مسئول دریافت نمیکنیم.
من در یکی از شرکتها تجربه کاریم رو اینطور دیدم: جای کار واقعیای نبود و انگار فقط برای چند سایت مختلف احساس یک کارگاه بردهداری وجود داشت. شیفتهای شب و آخر هفته و ایام تعطیل هم بود و حقوق هم در مقابل این همه کار برای ارائه خدمات متنوع، خیلی مناسب نبود. پاداش یا عیدی و سنواتی در کار نبود و هر اندازه که بیشتر کار میکردم، هیچ کمالی در حقوقهای پایان دوره نمیدیدم. در صورت اشتباه، ممکن بود جریمه بشیم و حتی پاداشی هم نصیبمون نشه. جشنها و دورهمیها هم نبود و به نظر میرسید اسمش شرکت نیست و فقط یک واحد کاری ساده است. گاهی حقوق به شکل نقدی داده میشد و گاهی هم به ارز دیجیتال که مالیات کمتری براش در نظر میگرفتند. از روز اول بیمه نبودم و احتمال اینکه از ماه سوم به بعد بیمه بشم وجود داشت تا مالیاتها سادهتر باشه. اگر کاری خارج از حوزه کاریام انجام میدادم، مدیر مجموعه ازم کار بیشتری میخواست و فشارها بالا میگرفت. نتیجه این بود که عیدی و سنواتی وجود نداشت و برای اینکه حجم کار را به نفع خودش کم کنه، به صحبت از شرکتهای بزرگ و حجم کارشون استناد میکرد، اما باورش نمیکردم. چون واقعا اونجا به عنوان شرکت مطرح نبود و بیشتر شبیه یک دکان بود. در زمان توافق، حقوق به موسسات نامطمئن میافتاد و ناهار هم با خودم میبردم و ساعات ناهار جز ساعات کاری محسوب نمیشد. ساعات کاری به طور معمول هشت و نیم بود و گاهی اگر مدیر کار داشت، بیشتر هم طول میکشید. مدیر واحد هیچ احترامی نسبت به پرسنل قائل نبود و برای ترتیب جلسه باهاش باید پشت در منتظر میماندی یا اینکه تلفن رو بیوقفه میگرفت تا پاسخ بدهد. آنها از تشکر هم خبری نبود و این مسائل برای من نشانههای واضحی از محیط نامساعد بود.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
اخیرا هشت ماه در شرکت کاله، در اصفهان، به عنوان فروشنده مویرگی کار میکردم و تجربههایم را به صورت تجربهای واقعی بازگو میکنم. اوضاع سازمانی به شدت نامنظم بود و با وجود تلاشهایم، مشکلاتی مانند بیعدالتی و دزدی داخلی مشاهده میشد. در طول ماههای نخست حقوقم به ۶٫۵ میلیون رسید و در ماههای بعدی به ۱۴ و ۱۸ میلیون تغییر داشت. وقتی هدف فروش به بالای صد میرسید، هدف لبنیات به بالای ۳۰۰ میرفت و گاهی با سطح ردی تا ۱۳۰ درصد مواجه میشدم. سه ماه که مسیر را ساختم، منطقه و مسیر من را به شخص دیگری واگذار کردند و کار من با همان خانم جایگزین شد. مسیر جدید هم پر بود از مانده حساب و شکایات مشتریان. حدود پنج ماه در آن مسیر ادامه دادم و موفق به رشد دوباره فروش شدم، اما باز هم حقخوری اتفاق افتاد. در تعطیلات عید و حتی جمعهها هم سر کار بودم. چهار پاداش از طرح من توسط مدیر مالی به نام دری برداشت شد. زمانی که تصمیم به استعفا گرفتم، پیشنهاد پست مدیریت به من داده شد اما قبول نکردم و از شرکت رفتم. دلیل اصلی من این بود که با رفتارهای دزدانه نمیتوان به کار ادامه داد. من نهمین نیرویی بودم که طی سه ماه شرکت را ترک کردم و مطمئنم که این شرکت به زودی به خاطر این سلوک مدیریتی نامناسب به مشکلات جدی میخورد.
بدترین مدل حقوق دادن رو دارن. حقوقی که توافق کردی رو با کارانه (۳ ماه یکبار) و عیدی و بن کارت جمع زدن. بعد از اینکه حقوق اول رو میگیرید میفهمید چه کلاهی سرتون رفته، طوری که بعد از ۳ ماه ازمایشی کمتر کسی اینجا مونده. با اینکه ادعای اتصال به بانک رو دارن اما یه وام ۱۰ تومنی هم نمیدن حتی به افراد قدیمی. من شنیدم که وام هارو مدیرای میانی برای خودشون برمیدارن و پیش کارمندا از نداری و بدبختی حرف میزنن. سبک کاریشون هم به شیوه برده های مصر باستان بیشتر میخوره تا یه شرکت تکنولوژی! نه سیستم تسک و منیجمنت وجود داره نه ارزیابی عملکرد کارکنان. فقط امیدوارم تو تیم اون ***** نباشید. مغز و روانتون بهم میریزه و حسرت یه خواب اروم باهاتون میمونه.
در اینجا من سه سال مدیر تولید بودم، اما فهمیدم که در این مجموعه همهجا با روابط و پارتیبازی پیش میرود و تفاوتی بین ردهها دیده نمیشود. صاحب شرکت وانمود میکند که به فداکاری و خوبی مینگرد، اما واقعیت این نیست و هر تصمیم نهایی را خودش میگیرد و خوب بلد است ظاهر را حفظ کند تا در هر محیطی با هر سطح اجتماعی و فکری کنار بیاید. منظورم از هر فرمان دقیقا همین است، از جمله تعدیل نیرو یا هر چیز دیگر که گفتم. بهطور کلی اینجا به نظر من یک شرکت خصوصی است که مشابه خیلی جاهای دیگر عمل میکند. از دنبال شدن یا پیگیری بیش از حد بپرهیزید و به خودتان فکر کنید. انسانها برای جهان خارج میآیند و بهتر است زمانتان را برای خودتان صرف کنید نه برای کارفرما؛ چنین محیطهایی به نام روابط ارباب و رعیت توصیف میشوند و معمولا با لفظ کارفرما و کارگر از آنها یاد میشود. در پایان، برای آینده و زندگی خودتان تلاش کنید و به خودتان اهمیت بدهید.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
محیط شرکت برای خانمها بسیار مناسب هست و احساس امنیت میشه کرد. مدیریت شرکت هم خانم هستند. پیشنهاد میکنم برای خانمها برای کار در یک محیط امن.
سلام حدود ۹ماه به اجبار به دلیل مشکلات مالی و شخصی در شرکت آروا مشغول به کار بودم این سازمان یک عمده فروشی هستش که به واسطه پول و روابط به شرکت تبدیل شده اصلا مدیریت صحیح و hrوجود نداره و مدیران بسیار کوتوله اجازه نمیدن که شما مسیر درست و روند درست رو در شرکت داشته باشه چه برسه بخوای به بقیه هم این رویه رو یاد بدی از مدیر فروش ایران تا مدیران مناطق اصلا سواد درست حسابی ندارن و بسیار تجربی و کوچه بازاری فروش و مشتری رو میبینن اصلا چیزی به عنوان احترام به شما گذاشته نمیشه فقط اونجا میتونید دوستان همدرد پیدا کنید که دنبال موقعیت هستن که جدا بشن از سازمان
برای مدتی وضعیت پرداختیها بد بود و روند خروج نیرو بالا بود و من هم در حال جدایی از شرکت بودم، اما از بیش از یک سال اخیر وضع بهتر شد و پرداختیها مرتب شد. از نظر شرایط کاری هم درک بهتری پیدا کردم؛ اپیدمی کرونا، آلودگی هوا و جنگ به طور کلی فشار بیشتری به حضور پرسنل وارد نمیکردند. اما بعضی مدیران را میشد غرور شدیدشان را حس کرد و احتمالا شخصیتشان اینطور است. مدیران سطح پایینتر هم همین رفتار را نشان میدادند؛ به نظر من.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و نکاتی که دیدم را با توجه به واقعیتها بازگو میکنم. در اکثر بخشهای گروه مالی کاریزما، کسانی که تصمیمگیری را بر عهده دارند، دارای سطح سواد و دانشی مناسب نیستند و کسانی که دانش و تجربه دارند، فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار جذاب است و در مصاحبهها مدیرانی که سوالات را میپرسند، به شکلی تصویرسازی میکنند که آدم دوست دارد در آنجا کار کند، اما یک ماه اول کار هم نگذشته، اختلافها و واقعیتها روشن میشود و متوجه میشوم که فضایی سرشار از بینظمی و بیاخلاقی وجود دارد. مدیران عامل بیشتر نقش دلالی دارند تا مدیریت شرکت و وقتشان را صرف جستوجوی مشتری میکنند و برای به دست آوردن مشتری هر کار غیر حرفهای و غیر اخلاقی انجام میدهند. اگر کار خود را به خوبی بلد باشید، احتمالا با مدیر مستقیم خود به مشکل خواهید خورد، چون اغلب مدیران میانی تنها به سخنوریهای پوچ و چاپلوسی مدیرعامل بسنده میکنند و با این هنر، حقوقهای بالایی میگیرند، اما در زمینه کاریشان کوچکترین دانشی ندارند. اما مدیر منابع انسانی هم تصویری را نشان میدهد که برایش منابع انسانی شرکت مهم نیست. تنها شرکت سبدگردان کاریزما تا حدی قابل دفاع است، زیرا مدیرعاملش تا حدی به مدیریت شرکت فکر میکند و انصافا فرد باسوادی است. اگر دنبال کار بدون حاشیه هستید، به هیچ وجه به کاریزما فکر نکنید؛ اما اگر به حاشیه و هیاهو علاقه دارید و میخواهید بدون تمرکز روی کار بمانید، کاریزما میتواند گزینهی مناسبی باشد.