باورم نمیکنم که شرکت حامی مهاجر چنین رفتارهایی را ترویج دهد؛ من تجربهای دیدم که نشان میدهد این مجموعه به نظر از اطلاعات فردی استفاده میکند و علاوه بر این، پس از پایان استفاده از تواناییهای شما را اخراج میکند. مدیریت این سازمان را زوجی میبیند که با رفتارهایی بسیار توأم با بیاحترامی اداره میکنند و به سرعت به شرایط رفاهی قابل توجهی رسیدهاند. بهزعم من، گویی به این سرعت به موقعیت قدرت رسیدهاند و با این اوضاع، احتمالا اعتماد به آنها کم است. در برخی رفتارها، برخوردهای ناپسند گزارش شده و تهدیدهایی برای خاموش نگه داشتن صدای شکایات وجود داشته است. به هر جویای کار توصیه میکنم از ارتباط با این شرکت خودداری کند و به والدین و فرزندان مراقب باشند تا مسیر کاری فرزندشان به این مکان ختم نشود. چند روز پیش، خبری مبنی بر ورود پلیس به دفتر و انتقال برخی افراد گزارش شد و مدیر و همسرش هم پس از آن با هزینهکردن، ظاهرا به شیوههایی غیرشفاف مشکل را حل کردند و دوباره روند کلاهبرداری آغاز شد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
من هرگز از رفتارهای غیرواقعی یا ناسزاگویی استفاده نمیکنم. اما میخواهم با حفظ معنا و جلوه واقعیت تجربه را به شکلی تازه و طبیعی بازنویسی کنم. در مدت حضورم، با سابقه کاری بالا، انتظار داشتم رفتار حرفهای و همدلی در محیط کار دیده شود، اما فضای شرکت ارم نوش برای من خیلی ناسازگار بود. فضای کاری پر از استرس و بیاعتمادی بود و روابط بین همکاران سرد و دور از همکاری بود. به جای همدلی و پشتیبانی، حس میکردم که اختلافها و رقابتهای پنهانی بین کارکنان غالب است و این جو باعث کاهش همبستگی تیمی میشد. در سه ماه اول فعالیت، شاهد تغییرات پرسنلی زیادی در بخش امور مالی بودم و تعدادی از نیروها به دلایل مختلف جایگزین یا بازنشسته شدند. این تجربه برای من نکاتی درباره نیاز به فرهنگ سازمانی با تمرکز بر احترام، اعتماد و ارتباط مؤثر را بیش از پیش نمایان کرد.
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.
در مجموع، کار در این شرکت را تجربهای نسبتا آرامتر از بقیه کارها دانستهام، با فشار کاری کمتر و برخوردی که به کارمند سخت نمیگیرند. هر مجموعهای خوبیها و بدیهایی دارد و سیاستهای اینجا هم نقاط ضعف و قوتی دارند؛ اگر این مسائل بهبود یابد، بدون شک برای رشد شرکت هم کمککننده میشود. از مزیتهایش میتوان به پرداخت حقوق بهموقع، امنیت شغلی بالا، فضای آرام و محیط نسبتا خوب کاری، و جشنهای مناسبتی اشاره کرد. نکتهای که از نظر من نسبت به سایر شرکتهای ایرانی مثبتتر است این است که تا جایی که ممکن باشد از تعدیل نیرو استفاده نمیشود و این امر برایم اهمیت داشت.
سلام واقعا متوجه این حجم از بی انصافی بعضی از افراد نیستم که در خصوص شرکت کارآمد و پر تخصص مطالبی و می نویسند که هیچکدام درست نیست. خیلی خوب هست که یاد بگیریم اشکالات و نقص های خودمون و به محیط کار و حتی اطرافیان مربوط نکنیم. اینکه به خانوادگی بودن شرکت اشاره میشه برای من و دوستانی که در این شرکت مشغول به کار هستیم خنده دار هست چون مدیر عامل و همسر محترم ایشون در اداره شرکت مشارکت دارند که همسر ایشون بسیار برای رفاه پرسنل زحمت می کشند که با حضور ایشون شرکت و خانوادگی خطاب می کنند. توقع ندارید که صاحب شرکت در شرکت خودش حضور نداشته باشه تا برای خوشایند بعضی از این افراد شرکت از حالت خانوادگی در بیاد همین طرز فکر خودش نشون دهنده سطح پایین تفکر و درک افراد هست. من فکر میکنم این افراد بیشتر از یک موضوع ناراحت هستند که متاسفانه خودشون صلاحیت و توانایی اداره یک محیط کارآمدی مثل این شرکت و ندارند و فقط بعضی از کلمات و جملات و که در این صفحه میخونم فقط یک نکته به ذهن من خطور میکند و اون هم حسادت هست و شاید افرادی هستند که توانایی خودشون و نشون میدهند و پیشرفت می کنند و مورد توجه در شرکت قرار می گیرند که تحمل این موضوعات برای این افراد تنگ نظر قابل تحمل نیست. در هر صورت اگر شخصی با تعادل روحی و روانی مناسب باشید و در چارچوب قوانین حرکت کنید این شرکت محیط بسیار امن و پر از تجربه های خوب و مفید برای شما خواهد بود به خصوص افرادی که تازه شروع به کار می کنند.
بدترین و زشت ترین رفتار، انواع اقسام تهدید ها کافی است بهشان سفته بدهی تا روزگارت را سیاه کنند مدیر شرکت اصلا ممنوع الکار است! و بدترین آدمی که میتوانید در طول عمر خودتان باهاش اشنا بشید یک شرکت خانوادگی بدون هیچ پیشرفت که فقط توهین و تحقیر میشید و ازتان سواستفاده میشود باخت واقعی فقط در ظاهر و روزهای اول اکین بعدش کم کم میفهمین به چه جهنمی اومدین بخصوص وقتی موقع اولین حقوق شد!
در مجموعه مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی کار میکردم و از سال ۹۶ تا ۹۹ بهعنوان همراه مشاور فعالیت داشتم؛ در آن سالها اصول مشاوره را خوب آموختم اما حالا که تجربههای جدیدتر را دیدم فهمیدم تغییری در گذشته صورت نگرفته و دلایلی که خیلیها را به ترک این سازمان واداشت همچنان پابرجاست. برخورد سازمان ریشهدارا پادگانی و غیرمحترمانه و گاهی مستبدانه و طلبکارانه است و به چشم من رفتار خودشیفتهوارانهای در اینجا دیده میشود. حقوق دریافتی خیلی کم است و گاهی فقط با گفتن جملهای غیرمنطقی ممکن است از حقوق ناچیز کسر شود، بهخصوص وقتی بعد از دوازده ساعت کار خروج، اگر یک ورق هم جا بهجا باشد بهعنوان تخلف پیامک میدهند. هیچ درکی از شرایط کارکنان وجود ندارد و تنها به اجرای دستورات میپردازند. جلسات زیادی برگزار میشود اما بابت این جلسات بینشان پرداختی ندارند و خود را طلبگار میدانند. خاطرهای که خیلی به من میماند این است که در یکی از جلسات، مادر یکی از همکاران به رحمت خدا رفت و به او اجازه داده نشد جلسه را ترک کند. با آنهمه روایت، یکی از تصمیمهای مهم زندگیام ترک این سازمان بود و پس از آن پیشرفت قابلتوجهی را تجربه کردم.
من نزدیک چهار سال در این آموزشگاه فعالیت داشتم؛ ابتدا هشت ماه به عنوان معلم حقالتدریس و بقیه مدت را بهعنوان معلم هیئت علمی به کار گرفته شدم. در ابتدای مسیر خیلی خوب بود چون مسیر پیشرفت داشت و مدیران شایستهای وجود داشتند، اما به مرور اوضاع تغییر کرد. با خارج شدن مدیرعامل و مدیران دفتر مرکزی از رویاهای حرفهای، و پدید آمدن نگاه خودمحورانه در آنها، شیوههای مدیریت به تدریج افت کرد و فضای کار به سمت پایین رفت. مدت زمانی که کارمندها با تاخیرهای حقوقی مواجه شدند، این موضوع باعث نارضایتی شد. سال بعد هم همان روند تکرار شد و حقوق با تاخیری طولانی به دست میآمد؛ این موضوع موج اعتراضها را در پی داشت. پس از آن، برخی مدیران شعبه با رویکردی سختگیرانه وارد شدند و به حرف کارمندان گوش نکردند و تهدید به اخراج را مطرح کردند. یک هفته بعد، نامهای از مدیرعامل مبنی بر احتمال استمرار تاخیرهای حقوقی منتشر شد که مشخص بود هیچ پاسخ روشن یا تعهد شفافی دربر نداشت. در نشستهای گروهی، صراحتا بیان شد که مدیرعامل بیشتر به منافع شخصی و رشد خودش فکر میکند تا به وضعیت مدرسها. در نتیجه قراردادهای بهکارگیری گاه به شکلی بود که فهم دقیق آن برای کارکنان دشوار میشد. فیشهای حقوقی هم بهگونهای بود که رمزگشایی آنها دشوار مینمود و بهخاطر مسائل حقوقی و قراردادهای پیچیده، امکان پیگیری دقیق وجود نداشت. بنابراین اگر قصد کار در این مجموعه را دارید، باید به این نکته توجه کنید که چنین شرایطی ممکن است وجود داشته باشد. تنها مزیت قابلتوجه، وجود بیمه تأمین اجتماعی است که برای اعضای هیئت علمی کارکرد دارد و برای کارکنان حقالتدریس، پوشش بیمه معمولا بهطور کامل نیست.
برای من این پژوهشگاه محیطی با رانت و رابطهمحوری به نظر میرسد؛ پیشرفت در آن بیشتر به مسائل جانبی و زیرابزنیها بستگی دارد. درباره وابستگیها و روابط داخل این مجموعه پرسوجو کنید تا اگر خواستید از آنجا جدا شوید، با مشکلی مواجه نشوید. به هیچ وجه برنامهریزی بلندمدت برای آیندهشان نکنید و برای یک سال آینده برنامهریزی کنید، چرا که تغییر مدیران همواره به دلیل زیرابزنی شدید رخ میدهد و این تغییرات مداوم، شرایط کاری را نیز دستخوش تغییر میکند.
به عنوان من تجربهای از کار در شرکت پرداخت الکترونیک سداد را با صداقت تعریف میکنم، اما در کنارش میخواهم با نگاه واقعبینانهتری بازگو کنم. در اینجا احساس پوچی و سردرگمی کاری در این مجموعه را تجربه کردم و واقعیتها را به شکل منسجم بیان میکنم تا تصویر روشنتری ارائه شود. شرکت پرداخت الکترونیک سداد را محل کار بدی از نظر شرایط داخلی دیدم؛ برخورد با پرسنل به گونهای نبود که حس امنیت و حمایت بدهد. در برخی مواقع به نظر میرسید با کارمندان به شکل نامطلوبی رفتار میشود و فشار روی آنها افزایش مییابد. به نوعی به نظر میرسید که مدیریت در برخی تصمیمگیریها به بیبرنامهگی دچار است و این امر تبعاتی برای روحیه تیمی و کیفیت کار به دنبال دارد. برای ما کارمندان اغلب با روالهای تکراری و آزمونوخطا مواجه بودیم، به گونهای که کارها به طور مداوم با تغییر جهت انجام میشد و گاه قبل از انجام کار، دقیقا مشخص نبود چه نتیجهای حاصل میشود. این روند باعث شد حس عدم قطعیت در کار و بیاعتمادی نسبت به آینده شغلی شکل بگیرد. از این رو، در مقایسه با شرکتهای دیگر حوزه پرداخت که تجربه کار داشتم، اینجا سطحی از احساس پوچی و سردرگمی را بیشتر تجربه کردم. در پایان، به دلیل نبود یک برنامهریزی مشخص و مدیریت مناسب، تبعات تصمیمات مدیران از دید من بیش از همه به پرسنل تحمیل میشد و کمبود همسویی بین وظایف و هدفهای واحدها به چشم میخورد. بنابراین توصیهام این است که پیش از پیوستن به چنین محیطی به دقت شرایط کاری، فرهنگ سازمانی و رویکرد مدیریتی را بررسی کنید تا از هدر رفت زمان و انرژی جلوگیری شود.
من به این شرکت وقتمو فقط برای دوری از آدمهای سمی و غیرحرفهای اختصاص دادم و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم باهاشون همکاری کنید. ادعاهای بیپایان و رفتار غیر حرفهای با من روبهرو شد و به نظرم اینجا ارزش کار کردن پیدا نمیکرد. اگر برای خودتون ارزش قائلید، از این تیم پر از تعارض دوری کنید و تجربهی منو هم تکرار نکنید.
به چند واحد از این شرکت برخورد کردم و تجربهام از کار در تیم شبکه و زیرساخت را با شما به اشتراک میگذارم. اگر به دنبال محیطی مادون انتظار و پر از بیاخلاقی نیستید، بهتر است از فرصت کار در این واحد صرفنظر کنید. در این محیط با مدیرانی مواجه شدم که به نظر نمیرسید توانایی لازم را برای هدایت تیم داشته باشند. مسائل اخلاقی و رفتارهای غیر حرفهای به دفعات دیده شد و احساس کردم برخی همکاران با انگیزههای نامناسب وارد کار میشوند. امور مرتبط با کار طراحی و پیادهسازی تجهیزات نیز گاه با بینظمی و سردرگمی همراه بود. فضای کاری به گونهای بود که به جای تمرکز روی وظایف حرفهای، به روابط و رفتارهای غیر مرتبط با کار توجه زیادی میشد. در نتیجه تمرکز روی پروژهها و بهکارگیری استانداردهای فنی کمرنگ بود. اگر دنبال تجربهای با سطح حرفهای بالاتر و محیطی امن و حرفهای هستید، جایگزینهای بهتری وجود دارد. برای دیگر واحدها هم نگرانیهای مشابه مطرح میشد و به نظر میرسید مشکلات قابل توجهی در ساختار کار وجود دارد.
در این مجموعه فهمیدم که محیط کار چقدر با ظاهرش تفاوت دارد و چه اندازه بیثبات و ناهمسو با وعدههاست. به نظر میرسد نام و نشان خوبی دارد اما واقعا پر از ریاکاری، مدیریتی ناتوان و نیروی انسانیای که ناامید شده. سیستم منابع انسانی تنها برای ظاهرسازی است و رضایت شغلی یا رشد واقعی افراد برایشان اهمیت چندانی ندارد. اگر وظیفهای باشید، بهطور رسمی بهعنوان کارگر بیحقوق دیده میشوید. مدیریت میانی و سطح بالا اغلب بدون تخصص لازم انتخاب میشوند و بیشتر به جای کار فنی و تصمیمگیریهای منطقی، به روابط شخصی و تأییدهای سطح بالا تکیه میکنند. تصمیمگیریها اغلب به سلیقهای بودن نزدیکاند تا به بحثهای تخصصی؛ و افرادی با کمترین شایستگی در پوزیشنهایی قرار میگیرند که جلوی پیشرفت کل تیم را میگیرند. در این سازمان، زیرآبزنی بهنوعی یک مهارت است و اگر بلد نباشی با این بازی کنار بیایی، بهطور روزانه انگیزهات از بین میرود. اگر دنبال محیطی هستید که کارتان دیده شود، رشد کند یا حداقل استانداردهای حرفهای رعایت شود، قطعا اینجا جایی نیست که علاقه داشته باشید کار کنید. ما آمده بودیم خدمت به کشور و حالا بهخوبی فهمیدم چرا ساختارهای نظامی نمیتوانند بهدرستی کار کنند و در نتیجه کشور به این نقطه رسیده است.
به کارجویان تازهکار توصیه میکنم با دقت بیشتری وارد این شرکت نشوند. اولویت اول من این است که توضیح دهم چه تجربهای از کار در بوتان داشتم. موقعیت شغلی برای مدت کوتاهی پایدار نیست و هیچ حمایتی از جانب کارفرما حس نمیکنم؛ حتی اگر بیشترین تلاش را بکنید، تاثیری ملموس ندارد. امنیت شغلی وجود ندارد و باید آن را بهعنوان یک کار موقت نگاه کرد. در ابتدای کار، وعدههای زیادی درباره مزایا میگوشید اما به نظر من اکثرشان واقعی نیست یا غیرقابل اعتماد است. مدیریت وضعیتی بسیار ضعیف دارد و شرکت هیچ ساختار مشخص و منظم قابل اتکا ندارد. در نتیجه برداشت من این است که ارزش خیلی زیادی برای همکاری با این مجموعه قائل نبودن است.
برای این پروژه بهصورت دورکاری کار میکردم و در نهایت با وجود تعهدهای واضح، پرداخت حقوقم بهخاطر نبود حضور کامل کاهش یافت. در طول همکاری، با دریافت درخواستهای خارج از قرارداد برای کار اضافی مواجه شدم که بدون دریافت هزینه اضافه، انتظار تولید مداوم داشتند و این امر منجر به افزون شدن کارهای منطبق با قرارداد شد. چندین بار از من خواستند اگر نمیتوانم با شرایط فعلی ادامه بدهم، جدا شوم اما من تا پایان قرارداد ایستادم و در نهایت به بهانه اتمام نیافتن پروژه، مبلغی از حقوقم پرداخت نشد و ناچار شدم از طریق مراجع قانونی رسیدگی کنم. نهایتا جلب توجه به تاریخچه نظرات مثبت منتشر شده برای پروژه برایم اهمیت دارد که به نظر میرسد همزمان چند نظر در یک روز ارائه شدهاند و این موضوع طنزآمیز است. در کنار این تجربه، بهشدت ترجیح میدهم در محیطی مانند اسنپ کار کنم اما از همکاری با شرکت پارسیا افزار خودداری کنم.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
دوستان به شکل واضحی فهمیدم که در دورهای تجربهای ناخوشایند از محیط کار داشتم. در آن زمان مدیر مسئول انتقادهای بیاساس و ناسزاهای غیرمنصفانه به من و همکاران را آغاز میکرد و این رفتارها فضای کار را به شدت نامساعد میکرد. با وجود اینکه در مجموعهای با تخصصهای نرمافزاری کار میکردیم، گاهی با جملات تهدیدآمیز و جوکهای ناخوشایند روبهرو میشدم که باعث میشد افراد بیاحترامی به همدیگر ابراز کنند. به جای اینکه به کسانی که تجربه و دانش کافی ندارند گوشزد شود که زبان به نصیحت باز کنند، بهتر است هر کس در زمینهی مربوط به خودش تمرکز کند و از اظهار فضلهای بیمورد خودداری کند. در چنین محیطی که اکثر اعضاء دارای مدرک مهندسی نرمافزار یا بالاتر بودند، نیاز بود به جای تشدید ناهماهنگیها، با احترام به تجربههای مختلف تعامل شود. همچنین از نظر آموزشی، تشویق به ادامهی تحصیل و یادگیری مداوم در حوزههای مرتبط با کار اهمیت داشت تا سطح کیفی کار بالا برود و همگان بتوانند با هم هماهنگتر عمل کنند. در نهایت احساس میکردم رفتارهای غیرحرفهای و بیشخصیتی برخی افراد نسبت به همکاران واقعی و همسو با هدفهای تیمی، به کار گروهی لطمه میزند.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.
باورم نمیکنم که شرکت حامی مهاجر چنین رفتارهایی را ترویج دهد؛ من تجربهای دیدم که نشان میدهد این مجموعه به نظر از اطلاعات فردی استفاده میکند و علاوه بر این، پس از پایان استفاده از تواناییهای شما را اخراج میکند. مدیریت این سازمان را زوجی میبیند که با رفتارهایی بسیار توأم با بیاحترامی اداره میکنند و به سرعت به شرایط رفاهی قابل توجهی رسیدهاند. بهزعم من، گویی به این سرعت به موقعیت قدرت رسیدهاند و با این اوضاع، احتمالا اعتماد به آنها کم است. در برخی رفتارها، برخوردهای ناپسند گزارش شده و تهدیدهایی برای خاموش نگه داشتن صدای شکایات وجود داشته است. به هر جویای کار توصیه میکنم از ارتباط با این شرکت خودداری کند و به والدین و فرزندان مراقب باشند تا مسیر کاری فرزندشان به این مکان ختم نشود. چند روز پیش، خبری مبنی بر ورود پلیس به دفتر و انتقال برخی افراد گزارش شد و مدیر و همسرش هم پس از آن با هزینهکردن، ظاهرا به شیوههایی غیرشفاف مشکل را حل کردند و دوباره روند کلاهبرداری آغاز شد.
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
من هرگز از رفتارهای غیرواقعی یا ناسزاگویی استفاده نمیکنم. اما میخواهم با حفظ معنا و جلوه واقعیت تجربه را به شکلی تازه و طبیعی بازنویسی کنم. در مدت حضورم، با سابقه کاری بالا، انتظار داشتم رفتار حرفهای و همدلی در محیط کار دیده شود، اما فضای شرکت ارم نوش برای من خیلی ناسازگار بود. فضای کاری پر از استرس و بیاعتمادی بود و روابط بین همکاران سرد و دور از همکاری بود. به جای همدلی و پشتیبانی، حس میکردم که اختلافها و رقابتهای پنهانی بین کارکنان غالب است و این جو باعث کاهش همبستگی تیمی میشد. در سه ماه اول فعالیت، شاهد تغییرات پرسنلی زیادی در بخش امور مالی بودم و تعدادی از نیروها به دلایل مختلف جایگزین یا بازنشسته شدند. این تجربه برای من نکاتی درباره نیاز به فرهنگ سازمانی با تمرکز بر احترام، اعتماد و ارتباط مؤثر را بیش از پیش نمایان کرد.
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.
در مجموع، کار در این شرکت را تجربهای نسبتا آرامتر از بقیه کارها دانستهام، با فشار کاری کمتر و برخوردی که به کارمند سخت نمیگیرند. هر مجموعهای خوبیها و بدیهایی دارد و سیاستهای اینجا هم نقاط ضعف و قوتی دارند؛ اگر این مسائل بهبود یابد، بدون شک برای رشد شرکت هم کمککننده میشود. از مزیتهایش میتوان به پرداخت حقوق بهموقع، امنیت شغلی بالا، فضای آرام و محیط نسبتا خوب کاری، و جشنهای مناسبتی اشاره کرد. نکتهای که از نظر من نسبت به سایر شرکتهای ایرانی مثبتتر است این است که تا جایی که ممکن باشد از تعدیل نیرو استفاده نمیشود و این امر برایم اهمیت داشت.
سلام واقعا متوجه این حجم از بی انصافی بعضی از افراد نیستم که در خصوص شرکت کارآمد و پر تخصص مطالبی و می نویسند که هیچکدام درست نیست. خیلی خوب هست که یاد بگیریم اشکالات و نقص های خودمون و به محیط کار و حتی اطرافیان مربوط نکنیم. اینکه به خانوادگی بودن شرکت اشاره میشه برای من و دوستانی که در این شرکت مشغول به کار هستیم خنده دار هست چون مدیر عامل و همسر محترم ایشون در اداره شرکت مشارکت دارند که همسر ایشون بسیار برای رفاه پرسنل زحمت می کشند که با حضور ایشون شرکت و خانوادگی خطاب می کنند. توقع ندارید که صاحب شرکت در شرکت خودش حضور نداشته باشه تا برای خوشایند بعضی از این افراد شرکت از حالت خانوادگی در بیاد همین طرز فکر خودش نشون دهنده سطح پایین تفکر و درک افراد هست. من فکر میکنم این افراد بیشتر از یک موضوع ناراحت هستند که متاسفانه خودشون صلاحیت و توانایی اداره یک محیط کارآمدی مثل این شرکت و ندارند و فقط بعضی از کلمات و جملات و که در این صفحه میخونم فقط یک نکته به ذهن من خطور میکند و اون هم حسادت هست و شاید افرادی هستند که توانایی خودشون و نشون میدهند و پیشرفت می کنند و مورد توجه در شرکت قرار می گیرند که تحمل این موضوعات برای این افراد تنگ نظر قابل تحمل نیست. در هر صورت اگر شخصی با تعادل روحی و روانی مناسب باشید و در چارچوب قوانین حرکت کنید این شرکت محیط بسیار امن و پر از تجربه های خوب و مفید برای شما خواهد بود به خصوص افرادی که تازه شروع به کار می کنند.
بدترین و زشت ترین رفتار، انواع اقسام تهدید ها کافی است بهشان سفته بدهی تا روزگارت را سیاه کنند مدیر شرکت اصلا ممنوع الکار است! و بدترین آدمی که میتوانید در طول عمر خودتان باهاش اشنا بشید یک شرکت خانوادگی بدون هیچ پیشرفت که فقط توهین و تحقیر میشید و ازتان سواستفاده میشود باخت واقعی فقط در ظاهر و روزهای اول اکین بعدش کم کم میفهمین به چه جهنمی اومدین بخصوص وقتی موقع اولین حقوق شد!
در مجموعه مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی کار میکردم و از سال ۹۶ تا ۹۹ بهعنوان همراه مشاور فعالیت داشتم؛ در آن سالها اصول مشاوره را خوب آموختم اما حالا که تجربههای جدیدتر را دیدم فهمیدم تغییری در گذشته صورت نگرفته و دلایلی که خیلیها را به ترک این سازمان واداشت همچنان پابرجاست. برخورد سازمان ریشهدارا پادگانی و غیرمحترمانه و گاهی مستبدانه و طلبکارانه است و به چشم من رفتار خودشیفتهوارانهای در اینجا دیده میشود. حقوق دریافتی خیلی کم است و گاهی فقط با گفتن جملهای غیرمنطقی ممکن است از حقوق ناچیز کسر شود، بهخصوص وقتی بعد از دوازده ساعت کار خروج، اگر یک ورق هم جا بهجا باشد بهعنوان تخلف پیامک میدهند. هیچ درکی از شرایط کارکنان وجود ندارد و تنها به اجرای دستورات میپردازند. جلسات زیادی برگزار میشود اما بابت این جلسات بینشان پرداختی ندارند و خود را طلبگار میدانند. خاطرهای که خیلی به من میماند این است که در یکی از جلسات، مادر یکی از همکاران به رحمت خدا رفت و به او اجازه داده نشد جلسه را ترک کند. با آنهمه روایت، یکی از تصمیمهای مهم زندگیام ترک این سازمان بود و پس از آن پیشرفت قابلتوجهی را تجربه کردم.
من نزدیک چهار سال در این آموزشگاه فعالیت داشتم؛ ابتدا هشت ماه به عنوان معلم حقالتدریس و بقیه مدت را بهعنوان معلم هیئت علمی به کار گرفته شدم. در ابتدای مسیر خیلی خوب بود چون مسیر پیشرفت داشت و مدیران شایستهای وجود داشتند، اما به مرور اوضاع تغییر کرد. با خارج شدن مدیرعامل و مدیران دفتر مرکزی از رویاهای حرفهای، و پدید آمدن نگاه خودمحورانه در آنها، شیوههای مدیریت به تدریج افت کرد و فضای کار به سمت پایین رفت. مدت زمانی که کارمندها با تاخیرهای حقوقی مواجه شدند، این موضوع باعث نارضایتی شد. سال بعد هم همان روند تکرار شد و حقوق با تاخیری طولانی به دست میآمد؛ این موضوع موج اعتراضها را در پی داشت. پس از آن، برخی مدیران شعبه با رویکردی سختگیرانه وارد شدند و به حرف کارمندان گوش نکردند و تهدید به اخراج را مطرح کردند. یک هفته بعد، نامهای از مدیرعامل مبنی بر احتمال استمرار تاخیرهای حقوقی منتشر شد که مشخص بود هیچ پاسخ روشن یا تعهد شفافی دربر نداشت. در نشستهای گروهی، صراحتا بیان شد که مدیرعامل بیشتر به منافع شخصی و رشد خودش فکر میکند تا به وضعیت مدرسها. در نتیجه قراردادهای بهکارگیری گاه به شکلی بود که فهم دقیق آن برای کارکنان دشوار میشد. فیشهای حقوقی هم بهگونهای بود که رمزگشایی آنها دشوار مینمود و بهخاطر مسائل حقوقی و قراردادهای پیچیده، امکان پیگیری دقیق وجود نداشت. بنابراین اگر قصد کار در این مجموعه را دارید، باید به این نکته توجه کنید که چنین شرایطی ممکن است وجود داشته باشد. تنها مزیت قابلتوجه، وجود بیمه تأمین اجتماعی است که برای اعضای هیئت علمی کارکرد دارد و برای کارکنان حقالتدریس، پوشش بیمه معمولا بهطور کامل نیست.
برای من این پژوهشگاه محیطی با رانت و رابطهمحوری به نظر میرسد؛ پیشرفت در آن بیشتر به مسائل جانبی و زیرابزنیها بستگی دارد. درباره وابستگیها و روابط داخل این مجموعه پرسوجو کنید تا اگر خواستید از آنجا جدا شوید، با مشکلی مواجه نشوید. به هیچ وجه برنامهریزی بلندمدت برای آیندهشان نکنید و برای یک سال آینده برنامهریزی کنید، چرا که تغییر مدیران همواره به دلیل زیرابزنی شدید رخ میدهد و این تغییرات مداوم، شرایط کاری را نیز دستخوش تغییر میکند.
به عنوان من تجربهای از کار در شرکت پرداخت الکترونیک سداد را با صداقت تعریف میکنم، اما در کنارش میخواهم با نگاه واقعبینانهتری بازگو کنم. در اینجا احساس پوچی و سردرگمی کاری در این مجموعه را تجربه کردم و واقعیتها را به شکل منسجم بیان میکنم تا تصویر روشنتری ارائه شود. شرکت پرداخت الکترونیک سداد را محل کار بدی از نظر شرایط داخلی دیدم؛ برخورد با پرسنل به گونهای نبود که حس امنیت و حمایت بدهد. در برخی مواقع به نظر میرسید با کارمندان به شکل نامطلوبی رفتار میشود و فشار روی آنها افزایش مییابد. به نوعی به نظر میرسید که مدیریت در برخی تصمیمگیریها به بیبرنامهگی دچار است و این امر تبعاتی برای روحیه تیمی و کیفیت کار به دنبال دارد. برای ما کارمندان اغلب با روالهای تکراری و آزمونوخطا مواجه بودیم، به گونهای که کارها به طور مداوم با تغییر جهت انجام میشد و گاه قبل از انجام کار، دقیقا مشخص نبود چه نتیجهای حاصل میشود. این روند باعث شد حس عدم قطعیت در کار و بیاعتمادی نسبت به آینده شغلی شکل بگیرد. از این رو، در مقایسه با شرکتهای دیگر حوزه پرداخت که تجربه کار داشتم، اینجا سطحی از احساس پوچی و سردرگمی را بیشتر تجربه کردم. در پایان، به دلیل نبود یک برنامهریزی مشخص و مدیریت مناسب، تبعات تصمیمات مدیران از دید من بیش از همه به پرسنل تحمیل میشد و کمبود همسویی بین وظایف و هدفهای واحدها به چشم میخورد. بنابراین توصیهام این است که پیش از پیوستن به چنین محیطی به دقت شرایط کاری، فرهنگ سازمانی و رویکرد مدیریتی را بررسی کنید تا از هدر رفت زمان و انرژی جلوگیری شود.
من به این شرکت وقتمو فقط برای دوری از آدمهای سمی و غیرحرفهای اختصاص دادم و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم باهاشون همکاری کنید. ادعاهای بیپایان و رفتار غیر حرفهای با من روبهرو شد و به نظرم اینجا ارزش کار کردن پیدا نمیکرد. اگر برای خودتون ارزش قائلید، از این تیم پر از تعارض دوری کنید و تجربهی منو هم تکرار نکنید.
به چند واحد از این شرکت برخورد کردم و تجربهام از کار در تیم شبکه و زیرساخت را با شما به اشتراک میگذارم. اگر به دنبال محیطی مادون انتظار و پر از بیاخلاقی نیستید، بهتر است از فرصت کار در این واحد صرفنظر کنید. در این محیط با مدیرانی مواجه شدم که به نظر نمیرسید توانایی لازم را برای هدایت تیم داشته باشند. مسائل اخلاقی و رفتارهای غیر حرفهای به دفعات دیده شد و احساس کردم برخی همکاران با انگیزههای نامناسب وارد کار میشوند. امور مرتبط با کار طراحی و پیادهسازی تجهیزات نیز گاه با بینظمی و سردرگمی همراه بود. فضای کاری به گونهای بود که به جای تمرکز روی وظایف حرفهای، به روابط و رفتارهای غیر مرتبط با کار توجه زیادی میشد. در نتیجه تمرکز روی پروژهها و بهکارگیری استانداردهای فنی کمرنگ بود. اگر دنبال تجربهای با سطح حرفهای بالاتر و محیطی امن و حرفهای هستید، جایگزینهای بهتری وجود دارد. برای دیگر واحدها هم نگرانیهای مشابه مطرح میشد و به نظر میرسید مشکلات قابل توجهی در ساختار کار وجود دارد.
در این مجموعه فهمیدم که محیط کار چقدر با ظاهرش تفاوت دارد و چه اندازه بیثبات و ناهمسو با وعدههاست. به نظر میرسد نام و نشان خوبی دارد اما واقعا پر از ریاکاری، مدیریتی ناتوان و نیروی انسانیای که ناامید شده. سیستم منابع انسانی تنها برای ظاهرسازی است و رضایت شغلی یا رشد واقعی افراد برایشان اهمیت چندانی ندارد. اگر وظیفهای باشید، بهطور رسمی بهعنوان کارگر بیحقوق دیده میشوید. مدیریت میانی و سطح بالا اغلب بدون تخصص لازم انتخاب میشوند و بیشتر به جای کار فنی و تصمیمگیریهای منطقی، به روابط شخصی و تأییدهای سطح بالا تکیه میکنند. تصمیمگیریها اغلب به سلیقهای بودن نزدیکاند تا به بحثهای تخصصی؛ و افرادی با کمترین شایستگی در پوزیشنهایی قرار میگیرند که جلوی پیشرفت کل تیم را میگیرند. در این سازمان، زیرآبزنی بهنوعی یک مهارت است و اگر بلد نباشی با این بازی کنار بیایی، بهطور روزانه انگیزهات از بین میرود. اگر دنبال محیطی هستید که کارتان دیده شود، رشد کند یا حداقل استانداردهای حرفهای رعایت شود، قطعا اینجا جایی نیست که علاقه داشته باشید کار کنید. ما آمده بودیم خدمت به کشور و حالا بهخوبی فهمیدم چرا ساختارهای نظامی نمیتوانند بهدرستی کار کنند و در نتیجه کشور به این نقطه رسیده است.
به کارجویان تازهکار توصیه میکنم با دقت بیشتری وارد این شرکت نشوند. اولویت اول من این است که توضیح دهم چه تجربهای از کار در بوتان داشتم. موقعیت شغلی برای مدت کوتاهی پایدار نیست و هیچ حمایتی از جانب کارفرما حس نمیکنم؛ حتی اگر بیشترین تلاش را بکنید، تاثیری ملموس ندارد. امنیت شغلی وجود ندارد و باید آن را بهعنوان یک کار موقت نگاه کرد. در ابتدای کار، وعدههای زیادی درباره مزایا میگوشید اما به نظر من اکثرشان واقعی نیست یا غیرقابل اعتماد است. مدیریت وضعیتی بسیار ضعیف دارد و شرکت هیچ ساختار مشخص و منظم قابل اتکا ندارد. در نتیجه برداشت من این است که ارزش خیلی زیادی برای همکاری با این مجموعه قائل نبودن است.
برای این پروژه بهصورت دورکاری کار میکردم و در نهایت با وجود تعهدهای واضح، پرداخت حقوقم بهخاطر نبود حضور کامل کاهش یافت. در طول همکاری، با دریافت درخواستهای خارج از قرارداد برای کار اضافی مواجه شدم که بدون دریافت هزینه اضافه، انتظار تولید مداوم داشتند و این امر منجر به افزون شدن کارهای منطبق با قرارداد شد. چندین بار از من خواستند اگر نمیتوانم با شرایط فعلی ادامه بدهم، جدا شوم اما من تا پایان قرارداد ایستادم و در نهایت به بهانه اتمام نیافتن پروژه، مبلغی از حقوقم پرداخت نشد و ناچار شدم از طریق مراجع قانونی رسیدگی کنم. نهایتا جلب توجه به تاریخچه نظرات مثبت منتشر شده برای پروژه برایم اهمیت دارد که به نظر میرسد همزمان چند نظر در یک روز ارائه شدهاند و این موضوع طنزآمیز است. در کنار این تجربه، بهشدت ترجیح میدهم در محیطی مانند اسنپ کار کنم اما از همکاری با شرکت پارسیا افزار خودداری کنم.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
دوستان به شکل واضحی فهمیدم که در دورهای تجربهای ناخوشایند از محیط کار داشتم. در آن زمان مدیر مسئول انتقادهای بیاساس و ناسزاهای غیرمنصفانه به من و همکاران را آغاز میکرد و این رفتارها فضای کار را به شدت نامساعد میکرد. با وجود اینکه در مجموعهای با تخصصهای نرمافزاری کار میکردیم، گاهی با جملات تهدیدآمیز و جوکهای ناخوشایند روبهرو میشدم که باعث میشد افراد بیاحترامی به همدیگر ابراز کنند. به جای اینکه به کسانی که تجربه و دانش کافی ندارند گوشزد شود که زبان به نصیحت باز کنند، بهتر است هر کس در زمینهی مربوط به خودش تمرکز کند و از اظهار فضلهای بیمورد خودداری کند. در چنین محیطی که اکثر اعضاء دارای مدرک مهندسی نرمافزار یا بالاتر بودند، نیاز بود به جای تشدید ناهماهنگیها، با احترام به تجربههای مختلف تعامل شود. همچنین از نظر آموزشی، تشویق به ادامهی تحصیل و یادگیری مداوم در حوزههای مرتبط با کار اهمیت داشت تا سطح کیفی کار بالا برود و همگان بتوانند با هم هماهنگتر عمل کنند. در نهایت احساس میکردم رفتارهای غیرحرفهای و بیشخصیتی برخی افراد نسبت به همکاران واقعی و همسو با هدفهای تیمی، به کار گروهی لطمه میزند.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.