وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶٬۳۱۵ تجربه منتشرشده – صفحه ۱۲۹ از ۳۱۶
بانک ملت
بانکداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۳ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
بانکدار

در یک محیط کاری سرد و بی‌روح، حس می‌کنم تفاوت‌های فاحش بین نیروهای قراردادی و رسمی به شدت فشار می‌آورد و اخذ مرخصی نیز دشوار است؛ این چیزها من را به فکر فرصت‌های جدید می‌اندازد.

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
ساعت کاری بالا
جلسات کاری بیش از اندازه
عدم امکان استراحت بین کار
حقوق ناکافی
ویستا سامانه آسا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۳ دی ۱۴۰۳
۳٫۰
برنامه نویس

از لحاظ پرداخت حقوق خیلی نامردی میشه به یک سری ها حقوق بالا میدن به یک سری ها اصلا هم توجه نمیشه مثلا یک برنامه نویس رو ۳۰م بهش میدن به یک برنامه نویس دیگه هم سطج اون شخص یا حتی سطج کمتر از اون ۵۰ م میدن!!!

کروز
خودروسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
تحقیق و توسعه

سلام اتفاقی این صفحه را پیدا کردم و دیدم که همکاران و دوستان سابقم در کروز نظرات خودشان را در مورد واحد تحقیق و توسعه اینجا مینویسند و من هم قصد نداشتم خاطرات تلخ گذشته ها را در ذهنم مرور کنم و بنویسم اما مینویسم تا قدری منم آرام بگیرم از گفتن اینا من با تمام نظراتی که همکاران قدیمی اینجا قید کردند کاملا موافق هستم و نمیخواهم تکرار مکررات کنم نظرات بقیه رو.اما خواستم اینجا قدری در مورد رییس نرم افزار و رییس سابق ایسیو یا به قول دوستان رییس دوم ایسیو بنویسم. یادم میاد اوایل تاسیس تحقیق و توسعه بود که نفرات زیادی در مجموعه نبودند و تعداد کمی بودیم، این آقای رییس نرم افزار که سر و وضع اون زمانش معلوم بود از کجا آمده و پولی نداشت که حتی ماشین و خونه بخرد و من کاملا مطلع بودم یا همون آقای رییس دوم ایسیو که اونم همچین پول و موقعیت درستی نداشت ولی هر دوی این نفرات به برکت وجود مدیر تحقیق و توسعه و حمایت های بی حد و حصر مالی از اونا باعث شد این دو نفر ظرف مدت کمی به پول کلانی برسند که هر دوی اونا با هم بروند و در تهران خانه بخرند!!! همچنین سر و وضع ظاهری اونا هم به مرور زمان تغییر کرد و معلوم شد که شرکت به اونها خوب می‌رسد مخصوصا رییس نرم افزار که هر روز با یه لباس نو و خیلی خوشتیپ شرکت می‌آمد که یاد روزهای اولش که میفتم با چه وضعیتی می‌آمد تعجب میکردم که چقدر سریع و تابلو تغییر کرده.همین رییس نرم افزار رو تا جاییکه یادم هست حتی یکساعت مستمر ندیدم که پشت میزش کار کند و همش یا در حال خندیدن و جوک گفتن با نیروهاش بود یا همش در حال خوردن چیپس و پفک با پرسنل!!! کار زیادی ازش من ندیدم بکنه و فقط تو دفتر مدیر تحقیق و توسعه در حال چاپلوسی و پاچه خواری و گرفتن امتیاز و پول و ... برای خودش بود یا همین رییس دوم ایسیو که با شارلاتان بازی و کلک و حقه بازی باعث اخراج رییس اول ایسیو شد تا جای اونو بگیره و در آخر با توجه به بازخوردهای مستمر نیروهای مجموعه به معاونت محصول باعث شدن که رییس دوم ایسیو اخراج شد ولی بهش گفتن استعفا بده تا به شکل اخراج از مجموعه نره که باعث بشه شأن و شخصیتش خرد بشه که اینم از لطف و حمایت مدیر از او بود. همین آقای رییس ایسیو باعث نابودی تحقیق و توسعه و فرار نیروها شد که باعث شد چند نفر از جمله خودم قراردادش را سه ماهه کردن و در آخر اخراج کردن.جالب است که رییس نرم افزار خود را فردی دیندار و نمازخوان میداند اما حق و‌ ناحق کردن در حق یه عده را برای خودش عیب نمی‌داند.احتمالا این را بهش یاد نداده اند که دینداری فقط در نماز خواندن نیست. هیچوقت بدی هایی که این دو نفر در حق من کردند را فراموش نمیکنم و نمیبخشم. این دو نفر سبب نابودی کل مجموعه شدند که همه معترض بودند به تبعیض‌ها و گویی فقط همین دو نفر که نوچه های مدیر بودند فقط مهم بودند. امیدوار بودم معاونت محصول کاری از پیش ببرد و این باند مافیایی را منهدم کند اما نتوانست کاری از پیش ببرد جز اخراج رییس ایسیو و ایکاش همون سال رییس نرم افزار را هم اخراج کرده بود وقتی میدید آنقدر حجم شکایات بالاست.تقریبا ده سال در تحقیق و توسعه کار کردم و خیلی از بی تجربگی ها را در مدیران کوتوله دیدم که فقط ادعا بود و در آخر خسته شدم وقتی میدیدم در یک مجموعه مافیایی دارم کار میکنم که هر لحظه باید میترسیدی که ممکنه اخراجت کنن و همین باعث شد نتوانم شرایط را تحمل کنم و خودم را نجات دادم.همین که دیگه مجبور نیستم قیافه اون باند هرمی مدیر تحقیق و توسعه را هر روز ببینم این خودش یک آرامش فکری است.وقتی هر روز کسانی را ببینی که میدانی اونا پشت پرده با زد و بند دارن به ضرر تو کارهایی میکنن و به نفع خودشان که فقط جیبشون از مال صاحب کروز پر شود به هر قیمتی. این جماعت آنقدر کوتوله و حقیر بودند که واقعا در حد تحقیق و توسعه نبودند و بعضی وقتا به خودم میگفتم اگر مدیر تحقیق و توسعه فرد دیگری بود که از این دو نفر شارلاتان حمایت نمیکرد، الان این دو نفر یا در مدرسه معلم فیزیک بودن یا داشتن تو کارگاه برد لحیم میکردن. امید داشتم مسیولان کروز روزی پی به حقیقت ببرن اما دیدم عمرم داره بیهوده تلف میشه و الان که مهاجرت کردم و در شرکت های خارجی مشغول هستم تازه فهمیدم مدیر تحقیق و توسعه یعنی کی و رییس گروه یعنی کی و با چه معیارهایی که مدیر تحقیق و توسعه کروز با رییس های اون به ناخن کوچیکه این مدیران خارجی کار درست نمی‌رسند هم از توانایی علمی هم اخلاقی. در کروز رییسها فقط ادعای تو خالی بودند و هیچ چیزی نداشتن برای معرفی خود و تنها مهارت اونا آویزان شدن از مدیر تحقیق و توسعه بود برای رسیدن به اهداف مالی و پست های بالا که در اینکار واقعا استاد بودند. کارهایی که این دو نفری که گفتم انجام میدادند و مهارت های کلامی و زبان بازی اونا پیش مدیر را هر کسی مهارت ندارد انجام دهد.ولی کروز با تمام بدی هایی که داشت برای من خوبی هم داشت اینکه افراد شارلاتان را بهتر بشناسم و از اونا فاصله بگیرم که تو کروز پر بود از این آدمها از سطوح بالا تا پایین.

موسسه ملاصدرا
وکالت و حقوقیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۳٫۰
کارشناس فروش

به جایگاه حقوقی شرکت، با وجود تبلیغات پرطمطراق موسسه ملاصدرا، به نظر من حرفه‌ای بودن آن خیلی فراتر از اسم هلدینگ نیست. وقتی به بازار نگاه می‌کنم، می‌بینم که این مجموعه همچنان به سمت سیستم‌سازی واقعی نرفته و تلاش می‌کند با استفاده از چند ده تماس و چند بازاریاب، تنها از هر هزار تماس نهایتا چند قرارداد ثبت کند. جالب این است که بسیاری از کسانی که با این مجموعه قرارداد بسته‌اند، از خدمات ارائه‌شده رضایت ندارند؛ بی‌تردید همین موضوع ناشی از این است که بعد از فروش، اهمیت چندانی به مشتری‌های قبلی داده نمی‌شود و دنبال مشتری‌های جدید هستند. ساختار حقوقی هم به گونه‌ای است که به نظر من برای مجموعه بیشترین مزیت را دارد و در عمل نیرو وقتی خوب نمی‌فروشد، از نظر احترامی هم تحت فشار قرار می‌گیرد.

بانک ملت
بانکداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
بانکدار

در این شرکت احساس کردم که کمترین حقوق و مزایا بین بانک‌ها را دارم و بیشترین رفت و آمد و کار را بر دوش می‌کشم، بدون اینکه کارمند جایگاهی ویژه برایم قائل باشد. وام‌ها هم از ده سال پیش تغییری نکرده‌اند؛ با بیست و پنج میلیون تومان چه خودرویی می‌شود خرید که به نام وام خودرو بر آن نام نهاده‌اند؟ از خودم متأسفم که این مسیر را انتخاب کردم.

دیجی کالا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
بسته بندی

کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن

دیجی کالا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
بسته بندی

کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن

گلدیران
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
اپراتور

با سلام خدمت همه عزیزان من به عنوان نیرویی که ده سال در شرکت مشتریان گلدیران کار کردم می تونم بگم گلدیران از بیرون نمای قشنگی داره اما از درون بسیار زشت و برای کارمندان عذاب اور.تعدیل نیرو فراوان دارد و استرس شغلی بسیار زیاد.و امنیت شغلی اصلا ندارد و در ان واحد چند کار مختلف ازت می خوان و شما رو رباط فرض میکنن و مدیران ارشد به نظرات پرسنل برای بهبود شرایط کار توجهی ندارن .مدیران و سرپرستان از طریق روابط انتخاب میشن نه شایسته سالاری.سرپرستان واحد نه اخلاق حرفه ای دارن نه وجدان کاری و عاشق انسان های زیراب زن هستن و بسیار دهن بین . کارمندان قدیمی برایشان ارزشی ندارن و در اخر کارمندانی که متعهد هستن و سرشان به کارخودشان هست و بی حاشیه هستن رو تعدیل میکنن و کلا سلیقه ای برخورر میشه.سازمان های کوچک بسیار مناسب تر و محیط دوستانه تری دارن. با آرزوی موفقیت برای کارجویان محترم.

گسترش فناوری های نوین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۵٫۰
برنامه نویس

خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید می‌دونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری‌ های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمی‌دن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار می‌دن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.

ویستا سامانه آسا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
تجربه کاری در ویستا سامانه آسا

کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو

نت افراز ایرانیان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
پشتیبانی

در ابتدا باید بگویم که تجربه‌ای که با شرکت نت افراز ایرانیان داشتم بعضی جنبه‌ها از نظر من خیلی منفی بود و باعث شد حس ناخوشی عمیقی نسبت به جو کاری و رفتارهای سازمانی پیدا کنم. محیط کار به شکلی خشک و بی‌روح بود و فشارهای روانی زیادی بابت نحوه‌ی مدیریت و سیستم ارزیابی وجود داشت. مدیر عامل و مدیر واحدهای مختلف به طور منظم در دسترس نبودند و تنها برخی روزها به صورت محدود به دفتر می‌آمدند و ارتباطی نمی‌شد باهاشون گرفت. ایمیل زدن هم پاسخ مشخصی دریافت نمی‌کرد و گاهی به پرسش‌ها بی‌تفاوت بودند. به نظر می‌رسید فرآیند ارتباطی با رهبری شرکت چندان روشن نیست. همکاران مسئول هر بخش گاهی رفتارهای ناسازگار با هم داشتند و گزارش‌های محرمانه‌ای بین تیم‌ها رد و بدل می‌شد که احتمالا منجر به اخراج می‌شد. روحیه‌ی تیمی و فضای کاری خیلی خشک به نظر می‌رسید و انتظار دیکتاتوری وجود داشت. با وجود فشارها، کنترل‌های زیادی روی هر کار انجام می‌شد و گاهی به نظر می‌رسید که کار زیر ذره‌بین دقیق است و هر خطا می‌تواند عاقبت به اخراج منجر شود. گاهی از هم تیمی‌ها هم توقع بیشتری از من می‌رفت و در مقابل پاسخ مناسبی داده نمی‌شد. در برخی مواقع وقتی احتمال اعتراض به کارفرما یا مشتری بود، پاسخ یا بازخورد مشخصی دریافت نمی‌کردی و این هم به احساس ناامنی شغلی می‌انجامید. به نظر می‌رسید در تیم‌ها حضور افراد باتجربه و متخصص به اندازه‌ی کافی منطقی نیست و افراد با سهم بیشتری از قدرت در تیم‌ها باقی می‌مانند که سختی کار را برای بقیه افزایش می‌دهد. تعریف قرارداد و مقررات هم به شکلی بود که فهم آن برای من دشوار بود. برخی از اصول مثل پرداخت‌ها و مزایا تحت فشار زمانی و تغییرات مکرر قرار می‌گرفت و گاهی سفته‌ها و تعهدات مالی به شکل جدی‌تری مطرح می‌شد. در عین حال، دسترسی به استراحت مناسب در شیفت‌های کاری کم بود و بررسی‌های مربوط به تیکت‌های مشتریان و کیفیت پاسخ‌دهی به شکایات به صورت دقیق پیگیری می‌شد، اما نتیجه‌ی این پیگیری‌ها همیشه به نفع تیم بود یا نبود مشخص نمی‌بود و گاهی فاکتورهای پاسخگویی با معیارهای روشن نیست. از نظر تیمی، وضعیت به گونه‌ای بود که برای صحبت با تیم‌های دیگر یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات ساده هم محدودیت وجود داشت و برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، ارتباطات بین تیم‌ها کم‌رنگ بود. گاهی برخورد با مشتریان هم به شکل ناسازگار و با امتیازدهی‌های مختلف انجام می‌شد که در نهایت فشارها به کار من هم منتقل می‌شد. در کل، تجربه‌ام از این شرکت به دلیل فضای کنترل‌گرانه، فشار کاری بالا، و نبود ارتباط مؤثر با مدیران، تجربه‌ای ناخوشایند بود و باعث شد احساس عدم امنیت شغلی و تردید نسبت به آینده‌ی کاری را تجربه کنم. اگر قصد استخدام در چنین شرکتی را دارید، بهتر است به دقت شرایط کار، نحوه‌ی مدیریت و فرهنگ سازمانی را بررسی کنید تا با چالش‌های احتمالی روبه‌رو نشوید.

پیوند آزاد شبکه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
تجربه کاری در پیوند آزاد شبکه

مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربه‌ای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمی‌کنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفه‌ای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژه‌ها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفت‌های طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافه‌کاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمی‌شود. ساختار داخلی شرکت به‌طور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمان‌بندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت می‌شود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایت‌های شغلی خاصی ارائه نمی‌شود و در برخی مواقع بیمه‌ها نیز رد می‌شود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت می‌کرد.

ویستا سامانه آسا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۴٫۰
اسکرام مستر

من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا

شبکه مترجمین اشراق
ترجمه و ویراستاری آنلاینآذربایجان شرقی
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
مترجم

فعالیت من در شبکه مترجمین اشراق به خاطر بی‌انصاف بودن پرداخت‌ها مدتی اعتمادم را از دست داد. در اینجا احساس کردم حرفه‌ای بودن تشویق نمی‌شود و دستمزد عادلانه‌ای پرداخت نمی‌گردد. نتیجه این وضع این بود که بعضی از ترجمه‌ها به جای حفظ کیفیت، با ابزارهایی مثل گوگل ترنسلیت انجام می‌شدند و تحویل می‌افتادند.

کاریابی بین المللی کاربین
منابع انسانیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۵٫۰
تجربه کاری در کاریابی بین المللی کاربین

من چند وقتی بود که قصد مهاجرت داشتم ولی نمی‌دونستم از کجا شروع کنم. وقتی با این شرکت تماس گرفتم، خیلی سریع و با حوصله کمکم کردن که بفهمم چه کارهایی باید انجام بدم. همه‌چیز رو به‌طور واضح توضیح دادن و همین باعث شد روند کار خیلی راحت‌تر بشه.

کارنیل وب
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۵٫۰
تجربه کاری در کارنیل وب

در تجربه‌های شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامه‌نویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دوره‌های کاری‌ام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفه‌ای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجه‌اش یادگیری‌های فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هم‌اکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت به‌شدت انعطاف‌پذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبه‌نفـس و انگیزه‌های تازه به همراه داشت.

پرگاس طب
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۱٫۰
تجربه کاری در پرگاس طب

وضعه بد اقتصادی یه طرف وضعه حقوقه اینجام یه طرف مدیری که اصلا براش پرسنلش اهمیتی نداره واقعا متاسفم که وقتتونو اونجا تلف میکنین و میمونین باید خیلی شرایطه مالیت خوب باشه که اونجا مونده باشی

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
ساعت کاری بالا
حقوق ناکافی
کارنیل وب
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۵٫۰
تجربه کاری در کارنیل وب

امسال از نظر من یکی از برترین تجربه‌های کاری بود که توی کارنامه‌ام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفه‌ای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان می‌دادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکش‌های بی‌نتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده می‌شد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانم‌ها تشکیل می‌دادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت می‌کردم و آموزش‌های رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه می‌شد.

گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله)
کالای مصرفی و خوراکیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ دی ۱۴۰۳
۳٫۰
انبیه ساختمانی تکنسین

سلام ارز ادب بنده ۴ سال درکاله لبنی باعشق کار میکردم کار کردن بنده شاید با دیگران کمی متفاوت بود سعی میکردم باتمام وجود دل میسوزندم از نظر بعضی از پرسنل کار زیاد میکردم به کسی توجه در این مورد نمیکردم چون عاشق کارم بودم الان از مسئولین تقاضای برگشت بکار رو دارم بنده مشکلی نداشتم ودرشهر امل غریبم بعداز ۱۶ سال کار درتهران اومدم امل یه همسر ودو فرزند نخبه درخوارزمی دکتر شعبانی حضور داشتن چون مسولین کاله بودن اکثر مدیران رده بالا بنده رومیشناسن پیردشتی ودیگرا عنایتی وطاهری فقط تقاضای برگشت بکار رو خواستم بنده خدمتگذار کاله لبنی با تشکر خواهشن بی تفاوت درمقابل اینچنین پرسنلی راه جالبی نمیتواند باشد تشکر از شما

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.