افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
برای حدود شش ماه در شرکت احمقان راه قهوهای کار کردم و حالا تجربهام را به صورت واقعبینانه و با بیانی تازه بازگو میکنم. بعد از خیلی از کامنتها که درباره بدیهای شرکت گفته شده بود، مدیرانشان شروع به گذاشتن کامنتهای فیک کردند و از خوبیهایی که وجود خارجی ندارند گفتند. مدت زمان کار من در این شرکت را توضیح میدهم؛ به نظر من هر کسی که وارد این مجموعه شده با دروغهای معرفی شرکت روبهرو شده و به سادگی آنها را باور کرده است. شرکت را سه برادر مدیریت میکنند و اگر پدر مرحومشان اینجا را تاسیس نکرده بود، شاید به جایگاهی که امروز هستند نمیرسیدند. در حقیقت مدیریت اینجا را میشود روشن دید. سرپرست بخش شبکه و زیرساخت فردی بود که ادعایی داشت اما دانش پایهای درباره شبکه نداشت و گهگاه حرفهای فلسفی میزد و کمتر به کار خودش میپرداخت. مدیر فنی، که یکی از همان برادران است، وقتی صحبت میکرد، به نظر میرسید با زبانی غیرمعمول حرف میزند چون هیچ دلیل روشن و منطقی پشت گفتارش نبود. بیسوادی، بیاخلاقی، تلف کردن وقت دیگران، کنجکاوی بیش از حد و چشمناپاکی شاخصهای رفتاریاش بود. اما از همه بدتر مدیریت عامل بود که دوباره یکی از برادران است؛ فردی که رفتارهایش خلاف اصول مربوط به مدیریت و کارورزی بود. در ابتدای کار فکر میکردم شوخی میکند اما بعدها فهمیدم که درگیر چه ماجراهایی است و باید تحت درمان باشد. در بیشتر کامنتهایی که دیدم، صحت آنها را قبول داشتم جز مواردی که چهار یا پنج ستاره میگرفتند و با طنز و نوشتارشان همخوانی نداشتند؛ احتمالا توسط برادران نوشته شده بودند. من هم در این شرکت واقعا زحمت کشیدم، اما اشکالات جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالها وجود داشت. سه تا چهار ماه اول، اکثر این مشکلات را برطرف کردم و شبکه را به حالت پایداری رساندم، اما وقتی فهمیدم اخلاق حرفهای، شفافیت در پرداخت حقوق و حریم شخصی در اینجا وجود ندارد، ناامید شدم و تصمیم گرفتم فقط شش ماه را پر کنم و آنجا را ترک کنم. در نهایت پس از شش ماه از شرکت خداحافظی کردم؛ و با وجود تمام تجربههایی که برایشان کار کرده بودم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم از نظر اخلاقی بررسی کرد و صلاحیت من را پاسخگو بود ولی به من گفتند که شرکت مقصد هم چندان خوشایند نیست و پاسخ دادن به مکاتباتشان نیز کمتعالی است. با وجود اینکه در بحث مهاجرت کاری هم درگیر بودم، شش ماه حضور در این شرکت برای رزومه من نقطه منفی محسوب شد. به هر حال از این تجربه فهمیدم که اگر در یک سازمان دروغ گفته شود، نتیجهاش فقط آسیب به اعتبار فرد و کاهش اعتماد دیگران است. لطفا شرکتを مدیران با صداقت رفتار کنید تا نتیجه کار شما به شکلی مطلوب و محترمانه باشد.
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل را تجربه کردم و نمیخواهم جزئیات خاصی که مربوط به افراد است فاش شود. در مصاحبهای برای نقش کارشناس مرکز تماس حاضر شدم؛ دو نفر بهعلاوه خانمی که مسئول منابع انسانی بود جلسه را برگزار کردند. رزومهام را از طریق یکی از اعضای فامیل برای شرکت ارسال کردم و وقتی فرم بررسی رزومه را دیدند، توضیح دادند به دلیل ارتباط خویشاوندی من با یکی از کارکنان، امکان استخدام وجود ندارد. مشکلی که پیش آمد این بود که برای این کار باید به شهر دیگری سفر میکردم، چون شهر ما فرصت استخدامی برای این شرکت نداشت. به این موضوع فکر نکرده بودند که من با آشنایی و تجربه در کار، که کار نسبتا دشواری است، برای مصاحبه میآیم. همچنین میتوانستند از همان اول با تماس تلفنی خبر بدهند که به دلیل وجود اقوام نزدیک در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند تا مسیر حضور در مصاحبه طی نشود.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی
من با وجود مدیران اجرایی در واحد پروژهها، احساس کردم رفتارها حرفهای نیست و برخی از تصمیمها با معیارهای انسانی همسو نمیشود. در نگاه کلی، فضای کار برای خانمها چندان مطلوب به نظر نمیرسد و گاهی به وجود فساد یا رفتارهای نامناسب اشاره میشود. تیم بازرسی و تولید نیز از نظر من بهطور یکپارچه زمانهی مطلوبی را ارائه نمیدهد و مشکلاتی در بهرهوری و عدالت برقرار است. با این وجود، نکتهای که بیش از هر چیز بیرون میچسبد، احساس رانت و فساد در مجموعه است که بهوضوح در برخی از بخشها دیده میشود. در مجموع، تجربهام از محیط کار به عنوان محلی که مشکلات ساختاری و بیعدالتی وجود دارد، توصیف میشود.
سلام بنده مدتی در میاره مشغول بکار بودم پس از چند روز متوجه شدم بنده را بابت سفری که از سوی خود خریداربنا به اظهار مسئول وال مارکت کنسل شده مبلغ پانزده میلیون ریال بدهکار کرده تند آنهم تحت عنوان جریمه عدم تحویل کالا . بنده چندین مرتبه به پشتیبانی میاره موضوع را اطلاع دادم درخواست رسیدگی کردم حتی دو سه مرتبه به وال مارکت مراجعه کردم چندین ایمیل با شرح کامل اتفاق برای میاره ارسال کردم اما دریغ از کوچکترین پاسخ ،رسیدگی یا تماسی از سوی میاره . الان هم که حسابم را باز میکنم بدهکاری همچنان در بالای صفحه به من دهن کجی میکند. اکنون با خواندن مطالبی که دوستان نوشته اند از اینکه بعضی ها تشکر کردن که میاره چقدر زیاد به مشکلات سفیران توجه دارد واقعا تعجب کردم . شاید هم بنده آدم بی ارزشی بودم و واقعا میاره به سفیرلنش توجه دارد .
بعد از گذشت حدود سه ماه از اشتغال در شرکت یکتانت، متاسفانه باید بگم که حرفهایی که راجع به نگاه از بالا به پایین زده میشه کاملا صحت داره، شاید یک ماه اول همه چیز اونطوری باشه که شما میخواین اما بعد از یکماه همه چیز تغییر میکنه و نگاه ازبالا به پایین کاملا حس میشه، علیرغم اینکه در جلستان مصاحبه و جلسه آنبوردینگ روز اول پرسنل منابع انسانی راجع به شناوری زمان صحبت می کنن، بعد از یک ماه حتی به زمان ناهاری که شما پشت میزت نبودی هم انتقاد میشه که چرا به جای نیم ساعت 40 دقیقه پشت میز نبودی، و هرکاری هم بکنید باز هم بازدهی و عملکرد شما رضایت بخش نخواهد بود، این شرکت فقط در حرف تسک محوره و در عمل کاملا سنتی عمل میشه، اتفاقی که برای من افتاد مثل این بود که انگار بعد از اینکه تخلیه اطلاعاتی شدی و کل پلنت رو برای سازمان ارائه دادی دیگه استفاده ای برای سازمان نداری و با شما خداحافظی میشه تا با اطلاعاتی که از شما دریافت شده کار رو پیش ببرن، موضوع دیگه اینه که صبر برای مدیران شرکت اصلا معنی نشده و تصورشون اینه که همه کار ها به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن انجام میشه و اگر مشکلات مانع هایی برای انجام کار بوجود بیاد مشکل از شماس نه چیز دیگه.
روزهای کاری من در شرکت تدبیر کیش ویرا را با نگاهی مثبت و واقعبین آغاز میکنم. من تقریبا بیش از یک سال است که اینجا کار میکنم و از شرایط نسبتا رضایت دارم؛ هرچند دوست دارم با صراحت بگویم هر چیزی بسته به دیدگاه فردی است و نمیخواهم اغراق کنم. آنچه بیش از هر چیز در این محیط به چشم میخورد، گرمی و صمیمیت بین اعضاست؛ همخانوادهای مانند کنار هم بودن و با هم گذراندن روزهای خوب را تجربه میکنیم. در این محل خبری از جو بدبینی یا همدستی در صحبتهای پایینتر دربارهی دیگران نیست؛ برخی افراد شاید در آغاز به اشتباه به اینجا آمدهاند که خدا را شکر با آنها و نگرششان خداحافظی کردیم. البته هر شرایط منفی هم ممکن است وجود داشته باشد، اما به نظر من این موضوع بستگی به دیدگاه هر فرد دارد. درست مثل اینکه هر روز با غر زدن به خود و زندگی روبهرو شویم و با این شیوه چیزی جز تکرار بدیها و ناخوشیها دیده نمیشود. اما اگر نگاهمان را تغییر بدهیم و خوبیها و بدیها را با هم ببینیم و در کنار هم به سوی دیدی مثبتتر حرکت کنیم، دنیا برایمان زیباتر جلوه میکند. از اینکه تا انتهای متن همراه شدید، از شما سپاسگذارم.
من واقعا از اینکه همه چیز با این شرکت پیش رفت، حس راحتی داشتم، ولی بعضی وقتها که مشکلاتی پیش میومد، حس میکردم کمی بیشتر باید پیگیری میکردن. اما در مجموع با پشتیبانیشون تونستم به نتیجه برسم و این برام خیلی مهم بود.
قبل از هر چیز، احساس میکنم حجم کار نسبتا متناسب با موقعیت است و فضایش دوستانه و صمیمی است. شرکت در مسیر رشد قرار دارد و هر روز امکانات بیشتری اضافه میکند. فضای کاری، چون خانوادهگونه است، و مدیران همواره در حال آموزش دادن و پیشرفت هستند.
در این شرکت برای من تجربهای مفید و آموزنده رقم خورد. اکثر ورودیهای تیم تازهکار یا trainees هستند و بهمرور، آموختههای بیشتری کسب میکنند. با توجه به رویکرد شرکت، به traineeها حقوقی پرداخت میشود که اغلب با کار در دوران کارآموزی تطابق دارد. متأسفانه برخی از نیروها پس از مدت کوتاه کارآموزی به جای قدردانی از شرکت، انتظار سطح حقوقی برابر با افراد با سابقه را دارند و با عنوانهایی چون فولاستک و با دو سال سابقه، حقوقی مشابه با نیروهای با تجربه درخواست میکنند. به طور کلی، از اینکه پیام آوا فرصت یادگیری و رشد به من داد، همواره سپاسگزارم.
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
فساد مالی: 1000 از 1000 فساد اخلاقی: 1000000000000 از 1000 پارتی بازی :1000000000000 از 1000 پیشرفت با خبرچینی و کارهای غیر اخلاقی: 1000000000000 از 1000 سطح علمی سازمان :منفی 1000 از 1000 سرعت تغییر مدیر عامل سداد : 1000 از 1000 (3بار درسال) پیشرفت در کار با دانش فنی : منفی 1000 از 1000
من با وجود واریزیهای اخیر بانک ملت احساس میکنم برداشتها و تفاوتهای بین حقوق و مزایا با سود سپرده سنواتی به شدت اثرگذار است. در جریان ولادت حضرت زهرا و ولادت حضرت علی و عید مبعث، این واریزها برای اقشار مختلف پرسنل انجام شد: ۶۰ ساعت برای هر دو طرف، هم برای آقایان و هم برای خانمها. همچنین سود سپرده سنوات از ۲۶ درصد به ۲۹/۵ درصد افزایش یافت و واریز ماهانه آن هم انجام شد. با سابقه ۲۷ سال کار، همکار ما در بانک ملت سپردهای دارد که سودی حدود بیست و د۲۲ میلیون تومان در هر ماه بهغیر از حقوق دریافت میکند. تصور کنید که هر پانزدهم ماه مبلغی معادل حقوقتان به حسابتان به عنوان سود سپرده سنوات واریز میشود. این وضعیت برای ما در بانک تجارت، با دریافتیهای کمتر از بیست میلیون و نه سنوات و نه سهامی از بانک، تفاوت فاحشی دارد و تنها به خاطر کارکردن در بانک است که احساس رضایت میکنیم. در مقایسه با بانک ملت، جایگاه ما شبیه رباتهایی با حقوق و مزایای کم است و از بانکها انتظار تسهیلات بالا نداریم؛ به دنبال کارنو، وامهای صنفی نو و سایر گزینهها هستیم تا بهبود وضعیت پیدا کنیم.
افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
در این شرکت، از نظر من رفتارها و اخلاق سازمانی به گونهای بود که اعتمادم نسبت به مدیریت کاهش پیدا کرد. موقعیتهای مختلف نشان میداد که اطراف مدیران و اعضای خانوادهشان نقش پررنگی دارند و بعضی تصمیمها به نظر میرسید منصفانه نباشد. کارمندان نزدیک به خانواده، حضور زیادی داشتند و این موضوع باعث شد احساس کنم شایستهسالاری کمتر رعایت میشود. با وجود این، بخشهایی از کار حرفهای و وظایف روزمره به خوبی پیش میرفت اما رفتارها و شیوههای مدیریت به طور کلی رضایتبخش نبود.
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
برای حدود شش ماه در شرکت احمقان راه قهوهای کار کردم و حالا تجربهام را به صورت واقعبینانه و با بیانی تازه بازگو میکنم. بعد از خیلی از کامنتها که درباره بدیهای شرکت گفته شده بود، مدیرانشان شروع به گذاشتن کامنتهای فیک کردند و از خوبیهایی که وجود خارجی ندارند گفتند. مدت زمان کار من در این شرکت را توضیح میدهم؛ به نظر من هر کسی که وارد این مجموعه شده با دروغهای معرفی شرکت روبهرو شده و به سادگی آنها را باور کرده است. شرکت را سه برادر مدیریت میکنند و اگر پدر مرحومشان اینجا را تاسیس نکرده بود، شاید به جایگاهی که امروز هستند نمیرسیدند. در حقیقت مدیریت اینجا را میشود روشن دید. سرپرست بخش شبکه و زیرساخت فردی بود که ادعایی داشت اما دانش پایهای درباره شبکه نداشت و گهگاه حرفهای فلسفی میزد و کمتر به کار خودش میپرداخت. مدیر فنی، که یکی از همان برادران است، وقتی صحبت میکرد، به نظر میرسید با زبانی غیرمعمول حرف میزند چون هیچ دلیل روشن و منطقی پشت گفتارش نبود. بیسوادی، بیاخلاقی، تلف کردن وقت دیگران، کنجکاوی بیش از حد و چشمناپاکی شاخصهای رفتاریاش بود. اما از همه بدتر مدیریت عامل بود که دوباره یکی از برادران است؛ فردی که رفتارهایش خلاف اصول مربوط به مدیریت و کارورزی بود. در ابتدای کار فکر میکردم شوخی میکند اما بعدها فهمیدم که درگیر چه ماجراهایی است و باید تحت درمان باشد. در بیشتر کامنتهایی که دیدم، صحت آنها را قبول داشتم جز مواردی که چهار یا پنج ستاره میگرفتند و با طنز و نوشتارشان همخوانی نداشتند؛ احتمالا توسط برادران نوشته شده بودند. من هم در این شرکت واقعا زحمت کشیدم، اما اشکالات جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالها وجود داشت. سه تا چهار ماه اول، اکثر این مشکلات را برطرف کردم و شبکه را به حالت پایداری رساندم، اما وقتی فهمیدم اخلاق حرفهای، شفافیت در پرداخت حقوق و حریم شخصی در اینجا وجود ندارد، ناامید شدم و تصمیم گرفتم فقط شش ماه را پر کنم و آنجا را ترک کنم. در نهایت پس از شش ماه از شرکت خداحافظی کردم؛ و با وجود تمام تجربههایی که برایشان کار کرده بودم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم از نظر اخلاقی بررسی کرد و صلاحیت من را پاسخگو بود ولی به من گفتند که شرکت مقصد هم چندان خوشایند نیست و پاسخ دادن به مکاتباتشان نیز کمتعالی است. با وجود اینکه در بحث مهاجرت کاری هم درگیر بودم، شش ماه حضور در این شرکت برای رزومه من نقطه منفی محسوب شد. به هر حال از این تجربه فهمیدم که اگر در یک سازمان دروغ گفته شود، نتیجهاش فقط آسیب به اعتبار فرد و کاهش اعتماد دیگران است. لطفا شرکتを مدیران با صداقت رفتار کنید تا نتیجه کار شما به شکلی مطلوب و محترمانه باشد.
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
به پادگان و زندان همگام رادین خوش آمدید . ورودی با جملاتی پر شده که با خوندنش آدم به عقل مسولین شرکت شک میکنه بجای گرفتن انگیزه بیشتر انگیزه شما خاموش میشه. ورودی با گیت های مترو بسته شده که شما مجبورید برای یه چک کردن گوشیتون هم باید از گیت خارج بشید . برای رفتن بالای پشت بام و یه هواخوری یا کشیدن سیگار هم باید به زودی انگشت خروج بزنید . شاید هم در آینده ای نزدیک در ورودی سرویس های بهداشتی هم گیت خروج نصب کنن تا مبادا دسشویی رفتن هم جز ساعت کاری حساب بشه
شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل را تجربه کردم و نمیخواهم جزئیات خاصی که مربوط به افراد است فاش شود. در مصاحبهای برای نقش کارشناس مرکز تماس حاضر شدم؛ دو نفر بهعلاوه خانمی که مسئول منابع انسانی بود جلسه را برگزار کردند. رزومهام را از طریق یکی از اعضای فامیل برای شرکت ارسال کردم و وقتی فرم بررسی رزومه را دیدند، توضیح دادند به دلیل ارتباط خویشاوندی من با یکی از کارکنان، امکان استخدام وجود ندارد. مشکلی که پیش آمد این بود که برای این کار باید به شهر دیگری سفر میکردم، چون شهر ما فرصت استخدامی برای این شرکت نداشت. به این موضوع فکر نکرده بودند که من با آشنایی و تجربه در کار، که کار نسبتا دشواری است، برای مصاحبه میآیم. همچنین میتوانستند از همان اول با تماس تلفنی خبر بدهند که به دلیل وجود اقوام نزدیک در شرکت نمیتوانند من را استخدام کنند تا مسیر حضور در مصاحبه طی نشود.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی
من با وجود مدیران اجرایی در واحد پروژهها، احساس کردم رفتارها حرفهای نیست و برخی از تصمیمها با معیارهای انسانی همسو نمیشود. در نگاه کلی، فضای کار برای خانمها چندان مطلوب به نظر نمیرسد و گاهی به وجود فساد یا رفتارهای نامناسب اشاره میشود. تیم بازرسی و تولید نیز از نظر من بهطور یکپارچه زمانهی مطلوبی را ارائه نمیدهد و مشکلاتی در بهرهوری و عدالت برقرار است. با این وجود، نکتهای که بیش از هر چیز بیرون میچسبد، احساس رانت و فساد در مجموعه است که بهوضوح در برخی از بخشها دیده میشود. در مجموع، تجربهام از محیط کار به عنوان محلی که مشکلات ساختاری و بیعدالتی وجود دارد، توصیف میشود.
سلام بنده مدتی در میاره مشغول بکار بودم پس از چند روز متوجه شدم بنده را بابت سفری که از سوی خود خریداربنا به اظهار مسئول وال مارکت کنسل شده مبلغ پانزده میلیون ریال بدهکار کرده تند آنهم تحت عنوان جریمه عدم تحویل کالا . بنده چندین مرتبه به پشتیبانی میاره موضوع را اطلاع دادم درخواست رسیدگی کردم حتی دو سه مرتبه به وال مارکت مراجعه کردم چندین ایمیل با شرح کامل اتفاق برای میاره ارسال کردم اما دریغ از کوچکترین پاسخ ،رسیدگی یا تماسی از سوی میاره . الان هم که حسابم را باز میکنم بدهکاری همچنان در بالای صفحه به من دهن کجی میکند. اکنون با خواندن مطالبی که دوستان نوشته اند از اینکه بعضی ها تشکر کردن که میاره چقدر زیاد به مشکلات سفیران توجه دارد واقعا تعجب کردم . شاید هم بنده آدم بی ارزشی بودم و واقعا میاره به سفیرلنش توجه دارد .
بعد از گذشت حدود سه ماه از اشتغال در شرکت یکتانت، متاسفانه باید بگم که حرفهایی که راجع به نگاه از بالا به پایین زده میشه کاملا صحت داره، شاید یک ماه اول همه چیز اونطوری باشه که شما میخواین اما بعد از یکماه همه چیز تغییر میکنه و نگاه ازبالا به پایین کاملا حس میشه، علیرغم اینکه در جلستان مصاحبه و جلسه آنبوردینگ روز اول پرسنل منابع انسانی راجع به شناوری زمان صحبت می کنن، بعد از یک ماه حتی به زمان ناهاری که شما پشت میزت نبودی هم انتقاد میشه که چرا به جای نیم ساعت 40 دقیقه پشت میز نبودی، و هرکاری هم بکنید باز هم بازدهی و عملکرد شما رضایت بخش نخواهد بود، این شرکت فقط در حرف تسک محوره و در عمل کاملا سنتی عمل میشه، اتفاقی که برای من افتاد مثل این بود که انگار بعد از اینکه تخلیه اطلاعاتی شدی و کل پلنت رو برای سازمان ارائه دادی دیگه استفاده ای برای سازمان نداری و با شما خداحافظی میشه تا با اطلاعاتی که از شما دریافت شده کار رو پیش ببرن، موضوع دیگه اینه که صبر برای مدیران شرکت اصلا معنی نشده و تصورشون اینه که همه کار ها به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن انجام میشه و اگر مشکلات مانع هایی برای انجام کار بوجود بیاد مشکل از شماس نه چیز دیگه.
روزهای کاری من در شرکت تدبیر کیش ویرا را با نگاهی مثبت و واقعبین آغاز میکنم. من تقریبا بیش از یک سال است که اینجا کار میکنم و از شرایط نسبتا رضایت دارم؛ هرچند دوست دارم با صراحت بگویم هر چیزی بسته به دیدگاه فردی است و نمیخواهم اغراق کنم. آنچه بیش از هر چیز در این محیط به چشم میخورد، گرمی و صمیمیت بین اعضاست؛ همخانوادهای مانند کنار هم بودن و با هم گذراندن روزهای خوب را تجربه میکنیم. در این محل خبری از جو بدبینی یا همدستی در صحبتهای پایینتر دربارهی دیگران نیست؛ برخی افراد شاید در آغاز به اشتباه به اینجا آمدهاند که خدا را شکر با آنها و نگرششان خداحافظی کردیم. البته هر شرایط منفی هم ممکن است وجود داشته باشد، اما به نظر من این موضوع بستگی به دیدگاه هر فرد دارد. درست مثل اینکه هر روز با غر زدن به خود و زندگی روبهرو شویم و با این شیوه چیزی جز تکرار بدیها و ناخوشیها دیده نمیشود. اما اگر نگاهمان را تغییر بدهیم و خوبیها و بدیها را با هم ببینیم و در کنار هم به سوی دیدی مثبتتر حرکت کنیم، دنیا برایمان زیباتر جلوه میکند. از اینکه تا انتهای متن همراه شدید، از شما سپاسگذارم.
من واقعا از اینکه همه چیز با این شرکت پیش رفت، حس راحتی داشتم، ولی بعضی وقتها که مشکلاتی پیش میومد، حس میکردم کمی بیشتر باید پیگیری میکردن. اما در مجموع با پشتیبانیشون تونستم به نتیجه برسم و این برام خیلی مهم بود.
قبل از هر چیز، احساس میکنم حجم کار نسبتا متناسب با موقعیت است و فضایش دوستانه و صمیمی است. شرکت در مسیر رشد قرار دارد و هر روز امکانات بیشتری اضافه میکند. فضای کاری، چون خانوادهگونه است، و مدیران همواره در حال آموزش دادن و پیشرفت هستند.
در این شرکت برای من تجربهای مفید و آموزنده رقم خورد. اکثر ورودیهای تیم تازهکار یا trainees هستند و بهمرور، آموختههای بیشتری کسب میکنند. با توجه به رویکرد شرکت، به traineeها حقوقی پرداخت میشود که اغلب با کار در دوران کارآموزی تطابق دارد. متأسفانه برخی از نیروها پس از مدت کوتاه کارآموزی به جای قدردانی از شرکت، انتظار سطح حقوقی برابر با افراد با سابقه را دارند و با عنوانهایی چون فولاستک و با دو سال سابقه، حقوقی مشابه با نیروهای با تجربه درخواست میکنند. به طور کلی، از اینکه پیام آوا فرصت یادگیری و رشد به من داد، همواره سپاسگزارم.
در این شرکت فضای کار روشن و منظم نیست و با وجود درخواستهای منظم برای رعایت نشانهها و افتتاحیههای قانونی، تابلو ورودی و حتی ساختمان محلی مشخص ندارد. به جای جلوی درب اصلی، گفته میشود برای جلوگیری از پیگیریهای شهری، کارمندان را به رفت و آمد از کوچه پشتی هدایت میکنند تا گمراهی ایجاد شود. از نظر من، این مجموعه به طور قابل توجهی نقص در شفافیت و روالهای قانونی دارد و به همین دلیل احساس میکنم با اعمال برخی شیوههای نامناسب مالی و ارزی روبه رو هستم.
شرکت مزبور را به عنوان کارفرمایی با رفتارهای غیرقانونی تجربه کردم و معتقدم که نظارت سازمانهای نظارتکننده مانند غذا و دارو و اداره کار بر این مجموعه ضروری است. در واحدهای مختلف، دوربینهای حفاظتی وجود دارد و ضبط صدا انجام میشود. به گفتهی این کاربر، برادر مدیرعامل ایشان نیز در برخی اقدامات به نظر میرسد که کلاهبرداری در کار باشد.
فساد مالی: 1000 از 1000 فساد اخلاقی: 1000000000000 از 1000 پارتی بازی :1000000000000 از 1000 پیشرفت با خبرچینی و کارهای غیر اخلاقی: 1000000000000 از 1000 سطح علمی سازمان :منفی 1000 از 1000 سرعت تغییر مدیر عامل سداد : 1000 از 1000 (3بار درسال) پیشرفت در کار با دانش فنی : منفی 1000 از 1000
من با وجود واریزیهای اخیر بانک ملت احساس میکنم برداشتها و تفاوتهای بین حقوق و مزایا با سود سپرده سنواتی به شدت اثرگذار است. در جریان ولادت حضرت زهرا و ولادت حضرت علی و عید مبعث، این واریزها برای اقشار مختلف پرسنل انجام شد: ۶۰ ساعت برای هر دو طرف، هم برای آقایان و هم برای خانمها. همچنین سود سپرده سنوات از ۲۶ درصد به ۲۹/۵ درصد افزایش یافت و واریز ماهانه آن هم انجام شد. با سابقه ۲۷ سال کار، همکار ما در بانک ملت سپردهای دارد که سودی حدود بیست و د۲۲ میلیون تومان در هر ماه بهغیر از حقوق دریافت میکند. تصور کنید که هر پانزدهم ماه مبلغی معادل حقوقتان به حسابتان به عنوان سود سپرده سنوات واریز میشود. این وضعیت برای ما در بانک تجارت، با دریافتیهای کمتر از بیست میلیون و نه سنوات و نه سهامی از بانک، تفاوت فاحشی دارد و تنها به خاطر کارکردن در بانک است که احساس رضایت میکنیم. در مقایسه با بانک ملت، جایگاه ما شبیه رباتهایی با حقوق و مزایای کم است و از بانکها انتظار تسهیلات بالا نداریم؛ به دنبال کارنو، وامهای صنفی نو و سایر گزینهها هستیم تا بهبود وضعیت پیدا کنیم.