برای ترجمیک کار میکردم و تجربهام رو از نزدیک میگم تا شاید برای بقیه مفید باشه. در آغاز همکاری با دانشجوها خوب بود، اما وقتی مرخصیها رسیده و حجم کار برای میانترمها بالا میرفت، به مشکلاتی برمیخوردیم. حقوق نسبتا منظم بود اما بالا نبود تا بهطور کامل با شرایط زندگی هماهنگ بشه. نحوه هماهنگی مرخصی به این شکل بود که از سه تا چهار روز قبل باید اطلاع میدادی و جابهجایی شیفت در این مدت آزاد نبود؛ به این معنی که شیفی که کار را با آن شروع کردهاید، تا پایان همان شیفت باید ادامه بدهید و تغییرش امکانپذیر نبود. بقیه امکانات معمولی باقی ماند. محیط شرکت نسبتا آرام بود و اجازه میداد کنار کار به درس هم رسیدگی کنم؛ فشار یا تنش کاری به شکل مداوم وجود نداشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در مجموع احساس من از کار در این شرکت این بود که به نیروها اهمیت زیادی داده نمیشود، بهخصوص در واحد پشتیبانی. تصورم این بود که باید فرصتهای آموزشی تخصصی برای کارکنان فراهم شود؛ آموزشهایی در حوزههای شبکه، برنامهنویسی، VoIP و تبلیغات و غیره، تا بتوانند با آمادگی بیشتری به وظایفشان عمل کنند. همچنین انتظار داشتم ارزیابیهایی همراه با آزمونهایی برگزار شود تا افراد دارای نمره مناسب بتوانند به واحدهای دیگر منتقل شوند یا با تغییر مسئولیتها مزایایی از لحاظ حقوقی دریافت کنند. اما به نظر میرسید که روشها درست اجرا نمیشوند و این موقعیت به شیوهای نزدیک به بردگی آموزشی است. نیروها با توجه به شرایط شرکت میدانند که بیشتر از سه تا چهار سال در اینجا باقی نمیمانند و اغلب تصمیم به ترک میگیرند. هدفی که به چشم میخورد این است که به کارمندان تنها برای پاسخگویی به مشتریان فرصت بدهند و سپس آنها را به حال خود واگذار کنند.
به عنوان یک نرم افزاری تجربه ای که در این چند سال داشتم این هست که هیچ وقت ندیدم رییس نرم افزار برای رشد افراد تیم تلاش خاصی بکند.هیچ برنامه ای برای ارتقا افراد ندارد و هر وقت که صحبت از رشد و ارتقا میشود هزار و یک بهانه و ایراد برای رد افراد می آورد.همیشه در جلسات با سیاسی بازی سعی در کوچک کردن کار دیگران و توجیه رفتار و تصمیمات اشتباه خود دارد.در این چند سال شاهد بودم که افراد با سواد و ارزشمندی از تیم نرم افزار رفتند و هیچ تلاشی برای حفظ آنها نکرد.افرادی که هر کدامشان یک وزنه غیرقابل جایگزین برای تیم بودند و سهم بسزایی در رشد خود ایشان و افراد دیگر داشتند. لیدرهای قدیمی اکثرا این تیم را ترک کردند چون جای رشدی برای خودشان نمیدیدند و کسی هم به فکر آنها نبود. تجربه کاری من در تیم نرم افزار تایید میکند که یک عده در واحد تحقیق و توسعه چشم دیدن افراد توانمند تر از خود را ندارند و حتی از رفتن آنها خوشحال هم میشوند.وقتی تجربه تیم های دیگر را هم میخواندم یک ربطی به این افراد که با عنوان مافیا از آنها یاد شده پیدا میکرد.اینکه این نوشته ها چقدر واقعیت دارد الله اعلم اما مشاهدات چند ساله من تایید میکند که نمیتوان به سادگی آنها را رد کرد.البته انتظار بیشتر از این هم با مدیریت نالایق این واحد نمیتوان داشت شرکت هم هیچ برنامه ای برای رسیدگی به این اوضاع ندارد.واحد تحقیق و توسعه یک ویترین نمایشی است که هفته ای چند بازدید از آن میشود و میروند پی کارشان.
سلام دوستان خسته نباشید ، این شرکت و شرکت هرمس اپلای هر دو 2 شرکت کلاه بردار و دزد هستند روال کاری ساده ای دارند به شما امید الکی میدن که میتونید و اینها ولی شمارو 2 سال منتظر نگه میدارن و بعد نصب پولتون رو پس میدن. بنده 3 سال با این شرکت همکاری داشتم ، مدیر عامل این شرکت بیماری روانی داره و نه سواد درستی داره ( دیپلم ) نه رفتار درست . علاوه بر این خواهر مدیر عامل رسما با سرچ کردن اسمش داخل گوگل پی میبرید که سال ها در بیمارستان روانی بوده و شکایات زیادی هم داره. مرخصی های شما عموما رد میشه ، اگر از وزارت کار استعلام بگیرید میبینید که 99 درصد افرادی که قطع همکاری کردن با این شرکت با شکایت تونستن تسویه کنن. محیط بسیار سمی داره تمام وبسایتشون پر از دروغ هست ، این شرکت توی 3 سالی که بنده کار میکردم فقط تونست 1 نفر رو براش افر بگیره که اونم کنسل شد. حقوق رو دیر میدن ، بیمه نمیکنن ، سفته با مبلغ های بالا میگرن . به هیچ عنوان اینجا کار نکنید.
اصلن شرکت خوبی نیست حقوقا دو ماه معوق و پرداخت حقوق هم موقع مناسبی نیست تو این شرکت هیچ پیشرفت شغلی نداری فقظ به درد کار آموز و دانشجو و اونی که شکمش سیره میخوره مدیراش اصلن سواد درستی ندارن و بسیار فرق میذارن بین نیرو ها و مدیران هم با سوابق بالا نمیتونن جای بهتری برن و بیشترین آمار شکایت رو در اداره کار دارد در کل مزایا خاصی نداره و حقتو اصلن درست پرداخت نمیکنن خیلی افتضاحه من همینجا کامنتا رو خوندم مادرم گفت خوب نیست نرو منم گفتم از کجا معلوم منم یک سال از عمرمو اینجا تلف کردم
روزهای کاری من در این شرکت تجربهای مثبت و سازنده بود. با وجود اینکه از جایگاه یک برنامهنویس وارد شدم، فضای کاری آرام و حرفهای تیم باعث شد احساس کنم همگام با آدمهای با تجربه کار میکنم. رفتار terlalu محترمانه و دوستانه مدیران و همکاران، برخوردی مناسب و حمایتگرانه را رقم میزد؛ به واقع میخوام بگویم تیم خیلی قابل اعتماد و حرفهای بود. از جمعآوری تجربهها و یادگیریهایی که در این مدت داشتم بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم این شرکت روزبهروز موفقتر شود. در بخش خدمات جدید مانند سئو هم فرصتهای تازهای برای جذب مشتریان ایجاد شده که احتمالا با توجه به سطح کیفی کار، نتایج بهتری خواهند داشت.
کار زیاد و طاقت فرسا،بازخواست روزانه و حتی ساعتی،بی عدالتی ،مدیر خشک و بدقلق،حقوق پایین،استرس بالا،به شدت بی چشم و رو هستند و کلا هر کسی که اونجا مشغول هست ،به زندگی شخصیش آسیبی وارد شده
برای من تجربهای بود که با وجود تمامی چالشها، نکات قابل توجهی داشت. در جایی که بهعنوان کارشناس گوگل ادز کار میکردم، با مدیری کوتاهقد روبهرو شدم که به دلیل کمبود مهارتهای مدیریتی، فشارهای غیرمنصفانهای را اعمال میکرد و آزار و اذیتهای مختلفی را به هم تیمیها منتقل میکرد. من هم شاهد بودم که اقداماتی مانند ربودن پروموشن اکانتها و فروش جداگانهشان انجام میشد و سود اصلی از همین مقوله بود. تیم منابع انسانی سازماندهی مشخصی نداشت و تعدادی از افراد بدون ساختار مشخص کنار هم کار میکردند تا کارها را جلو ببرند. با این وجود پرداخت حقوق بهموقع بود و این تنها نکته مثبت کار بود که تا حدی به یادگار میماند؛ در غیر این صورت، فضای شرکت هیچ نشانی از استانداردهای حرفهای را ارائه نمیداد.
یکتانت و تمام زیرمجموعههاش رو بخوام خلاصه کنم در یک کلمه، افتضاحه! سم خالصه!!! که فقط تونسته به پول خیلی زیاد برسه، بدون هیچ ساختار اصولی و درستی! و هنوزم هیاتی اداره میشه!! و همه چیز ظاهر سازی و سراب و دروغه! در این مدت بیش از ۲۴ ماه همکاری که تا شهریور داشتم، هر بار با بزک دوزک کردن شرکت و آوردن آدمهای سنیور تو تیمهای مختلف(فنی، محصول، فروش، مالی، مدیر اجرایی، اکانت و ...)، سعی کردن که صورت مساله رو پاک کنن، دریغ ازینکه آدمهای سنیور اصلا تو شرکت نموندن و فرار کردن زیر یک سال! آدمهای سنیور قدیمی و با سابقه هم رفتن از شرکت! سوال هم میکردیم از اچ آر آقای ا.ا که چرا رفتن، یه سری دروغ تحویلمون میدادن و پشت سرشون حرف میزدن و تهمت میزدن.(کلا گاسیپ و خاله زنکی تو کالچر یکتانت نهادینه شده!) دلایل خروج هم یکی رو میگفتن دزدی کرده، یکی رو میگفتن اصلا جونیور بوده، یه سری رو میگفتن کالچرفیت نبوده و مشکل اخلاقی داشته، دریغ ازینکه رفتار خودشون رو ببینن و به جای تهمت زدن، خودشون رو درست کنن! که چرا یکی مثل پ.ف رو زیر ۳ ماه از شرکت فراری دادن و گفتن آخرش مشکل اخلاقی داشته بنده خدا. یکی مثل م.ا که از قدیمیا بود و با س.م رفت، گفتن که دیگه دل نمیسوزوندن برای یکتانت. یکی مثل ن.ب رو اخراج کردن بدون توجیه درست و فقط به خاطر اعمال نظر خودشون، آخرشم گفتن مشکل پوشش داشته و رعایت نمیکرده. تو هیچ کیسی یکتانت مساله نداشت و همش مشکلات از بچهها بوده! :))) اینکه تیمهارو با یکتانت بدون هماهنگی قبلی مرج کنی و یه سری آدم رو بیکار کنی، هیچ ایرادی نداره، اینکه پشت ملت تهمت بزنی خوبه! نتیجه حذف نیروهای خوب و کار هیاتی رو دیدن و نتونستن کافه بازار رو بخرن. خلاصه که کالچر سمی و فضا خیلی بده. واقعا اگر دنبال این هستین که رزومهاتون رو خراب کنین و اعصابتون رو بهم بریزن، برید یکتانت و زیرمجموعههاش! راستی اینم بگم که همه پکهایی که میدن مثل یلدا و عید نوروز و حتی خوراکیهای شرکت، تهاتره!! وگرنه شرکت و زیرمجموعه هاش برای بچهها خرج نمیکنن! عدم پرداختی درست حق بیمه و مرخصی و اضافه کار و عیدی و سنوات هم بماند. :)))
شرکت بسیار عالی، ممنون از فرصتی که برای همکاری در این مجموعه بینظیر به من داده شد. از جو دوستانه، مدیریت حرفهای، حمایتهای فوقالعاده و شرایط کاری بسیار مطلوب، از جمله حقوق و مزایای عالی، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از نحوه انجام کارهای تسویه که به بهترین شکل و با دقت انجام شد، قدردانی میکنم. متأسفانه به دلیل قبولی در آزمون وکالت و شروع دوره کارآموزی امکان ادامه همکاری برای من فراهم نشد، اما امیدوارم این تیم موفق و درخشان همچنان در مسیر رشد و پیشرفت گام بردارد. برای شما و همه همکاران عزیز آرزوی موفقیت روزافزون دارم. موفق باشید ،رضایی
هر کس زودتر رفته کاریزما(پردازش مالی کاریزما) شده تیم لید وگرنه برین رزومه هاشون ببینین کجا کارکردن؟! چه پروژه ملی موفق داشتن؟! تیم لید ها بر اساس شایستگی فنی و اخلاقی انتخاب نشدن فقط فقط چون زودتر رفتن اونجا شدن تیم لید. به همین خاطر بعد از 3.5 سال کد زدن( همون کپی پیست gpt ) یه پروژه از کاریزما بیرون نیومده.
واقعا نمی ارزه کار تو دیجی کالا 3 ماه تو قسمت انبار کار کردم یک. ماه 12 ساعت بدون اف حقوق دریافتیم شد 13 و خورده ای و صحبت کرده بودم برای جا به جای که خوده سرپرست زد زیر حرفش دیگه عمق فاجعه مشخصه بماند از سرگروه های عقده ای سوله شرقی که کافیه ببینن 2 دقیقه نشستی سرت اوار میشن فقط بلدن مثل ربات کار بکشن و تهش هیچی به هیچی هر روز اشک یه دخترو در میاوردن با رفتارای عقده ایشون و نگاه بالا به پایین که داشتن در کل توصیه نمیشه کار تو دیجی کالا مخصوصا برای دخترا
خخخخ چی کار میکنه مدیر شون که همه رو فراری میده؟؟؟ دکتر "ر" استعفا بده برو دیگه چقدر بی نظم و بی برنامه زیرساخت که دیگه شاهکاره شاهکار روز 50 بار حداقل کل پروژه ها میاد پایین میره بالا شده الاکلنگ شما برو بپرس چرا جای نشستن تیم لیدها و سوگولی هاشون پشت به دیواره که کسی مانیتورشون نبینه چون دوستان به همت و قوت chat gpt کد کپی پیست کردن چار تا پروژه بیارن بالا
تجربه کاری موفقی داشتم،بسیار فرهنگ سازمانی بالایی دارد، همکاران قدیمی بشدت با اخلاق هستند، محیط شرکت هم خوبه، پیشنهاد میشه رزومه ارسال کنید، فضای کاری میتونه به پیشرفت کاریتون کمک کنه. خودم بنا به دلایلی استعفا دادم که امیدوارم تا ورود شما به شرکت ایشون رفته باشه و دوباره شرکت همون فضای خوبشو داشته باشه
از افتضاحات جدید این روزای شرکت پردازش مالی کاریزما: تیم IDP همون تیمی که "کلیه کارهای پیاده سازی امنیتی همه محصولات و پروژه های کاریزما" رو انجام میده کلا "استعفا" دادن و رفتن از تیم لید گرفته تا بقیه. رو به رشد چه رشدی به به.
من برای مصاحبه مالک محصول تیم کیدزی دعوت شدم برم پردیس بعد از چند مصاحبه، دعوت شدم به مصاحبه ی اخر یعنی مصاحبه ی منابع انسانی که به جرات جزو بدترین تجربه هام بود. دوتا خانم به شدت قیافه گرفتن نشستن روبروی من خانم مع.....ا حتی با خانم د......ی هم صحبت هم نشد. یک ساعت بدون مکث سوال کردن بعد از تموم شدن مصاحبه گفتن تا یک هفته بعد جواب میدن اما هیچ جوابی ندادن بعدش و من همچنان میبینم که آگهی برای این پوزیشن توی سایتای کاریابی هست و از جندین نفر هم شنیدم دقیقا تجربه ی عین بنده داشتن متوجه شدم این تیم احتمالا اصن نیرو نمیخاد فقط میخاد وقت بقیه ی کارجوها رو تلف کنه در کل حتی پیشنهاد نمیکنم برید مصاحبه ی حضوری ، چون تا پردیس میرید آخرش هم هیچ جوابی نمیدن
من حدود یک سال تو ترجمیک کار کردم و چون محل شرکت از طرشت رفت به صادقیه و رفت و آمد برام سخت شد دیگه اومدم بیرون. در این مدت اوایلش تو بحث آنبوردینگ یه مشکلاتی بود و طول میکشید تا جزئیات رو مسلط بشی. برای همکارایی که بعد از من هم میومدن این مسئله بود. البته به سرپرست هر بخش هم بستگی داشت. بیمه و حقوق و عیدی و سنوات و اینا مشکلی نداشت و سر موقع واریز میشد. روند کار هم نسبتا ثابت بود ولی روند آموزشیت بعد از مدتی دیگه تقریبا متوقف میشد.
برایم در این شرکت هم مزایا داشت هم محدودیتهایی که باعث شد ازش بیرون بیام. بسته به تیم و مدیران، جو کار فرق میکند و گاهی کمبودهای جدی وجود داشت؛ با این وجود فضایی نسبتا صمیمی و گرم در بسیاری مواقع تجربه میکردم. همکاران معمولا به هم کمک میکردند و دنبال زیراب زدن نبودند، از این رو میشد به راحتی روی همکاریهای دوستانه حساب کرد. حقوق در حوزه آیتی تقریبا متوسط بود و برای کسی که تازه وارد این مسیر میشود، فرصتهای آموزشی خوبی ارائه میشد تا نیرو تربیت کنند. کارانهها و تسویهها به تاخیر میافتادند و روالهای کاری مشخصی در شرکت وجود نداشت. در نهایت، جمعبندیم این بود که برای من هم تجربه یادگیری داشت و هم چند نفر از همکاران را شناختم، اما با توجه به آفر با حقوق بالاتر و اینکه تیمی که در آن بودم فناوری خاصی داشت، ترجیح دادم محیط را تغییر بدهم تا بتوانم فرصتهای جابجایی راحتتری داشته باشم.
به نظرم یکی از مواردی که باید به آن اشاره میشد این بود که یکسری از این افرادی که در مجموعه پست گرفتند دچار نوعی اعتماد به نفس کاذب و توهم شدند که فکر میکنند واقعا توانایی اونا باعث شده که به این جایگاه برسند فارغ از اینکه همه میدانند توانایی فنی اصلا مطرح نیست که اگر بود افراد بسیار شایسته تری وجود داشتند که به سبب وجود مسایل غیر فنی و حاشیه ای شانس رشد نداشتند. موضوع بعد در مورد مدیر که همکاران هم به آن اشاره کردند که این فرد یک عیاش به تمام معنا است و این که از نظر فنی هیچ چیزی برای عرضه ندارد و تاکنون خودش حتی یک پیچ یا یک برد ساده را هم طراحی نکرده اما همین فرد را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه میگذارند اونم با مدرک لیسانس!!!! به قول همکاران، ثابت هم شده بود که این فرد در سمت قبلی خود تکنسین بوده!!! این فرد چون خودش با روش های غیر فنی رشد کرده، در مجموعه هم همین منوال را در پیش گرفته که با روشهای غیر فنی و حاشیه ای افراد منصوب به خودش و حلقه نوچه ها را رشد میدهد.مدیر کلا با قرار دادن جاسوسان در گروهها سعی در جمع آوری اطلاعات مجموعه داشته و اگر موقعیت خود را در خطر ببیند، افراد منتقد خود و معترض را بگونه ای از مجموعه حذف میکند(با روش خاص خودش) تا صداها خاموش بشود.چندین سال با همین شیوه مدیریت کرده و هیچ نظارتی روی نوع رفتار این بشر اصلا نیست که آزادانه هر کاری میکند بدون آنکه به کسی پاسخگو باشد.معلوم نیست صاحبان شرکت از چه چیزی هراس دارند که با این فرد برخورد نمیکنند. سیستم مدیریتی این فرد همیشه جاسوس پروری و حذف افراد بوده تا با خاموش کردن صدای افراد معترض، ضعف ها را نشان ندهد و همیشه نشان دهد که مدیر با عملکرد بالایی است.در صورتیکه این فرد هیچ چیزی برای عرضه ندارد که در کلیپ های تبلیغاتی خودش را به عنوان یک مدیر نخبه جا میزند!!!! در مورد افراد جاسوس مجموعه،دوستان اشاره کردند به همکار خانمی با سابقه بالا که آنتن مدیر بوده که با نزدیک کردن خودش به افراد و طرح دوستی با آنان، اطلاعات داخلی مجموعه و افراد معترض را به مدیر منتقل میکند و اخیرا هم یک همکار آقا که به تازگی پست هم گرفته به این دسته از افراد جاسوس خبرچین اضافه شده است که اطلاعات به مدیر میدهد.
دنبال تجربهای حرفهای اما با نگاهی واقعبینانه بودم که برای مدت کوتاهی در شرکت اندیش گستر رهایافت داشتم. در واقع، وقتی وارد این مجموعه شدم، تنها چیزی که با من برخورد کرد یک فضاهای بچگانه و غیرسازمانی بود؛ گویی بیش از یک پروژه کارآموزی، با یک گروه نسبتا غیرحرفهای روبهرو شدم. از نگاه من، ریاست شرکت تا حد زیادی به شکل یک فرد منفرد و خودمحور جلوه میکرد و گاهی رفتارهای نامناسب مدیریتی هم دیده میشد. توصیه میکنم دوستانی که در قم فعال هستند از مدیران شرکت درباره سابقه و رفتارهایشان پرسوجو کنند تا بتوانند دید بهتری به دست آورند. تمرکز اصلی این مجموعه روی حوزه وب بود، اما به نظر من برداشت درست و علمی از این حوزه برای تیمی با این سطح از تجربه چندان مشخص به نظر نمیرسید و نحوه توزیع مسئولیتها به دلخواه و با شارلاتانی بودن همراه بود. در زمینه تجهیزات، انتظار داشتند که ما لپتاپ خودمان را بیاوریم و قرارداد یا تعهد کاری مشخصی از طرف شرکت ارائه نمیشد؛ بنابراین انتظار بیمه یا پشتیبانی سازندهای برای کارکنان وجود نداشت. با وجود تمام این مسائل، به نظر میرسد که در آینده با کسب تجربه بیشتر و بازنگری در شرایط کار، شرایط بهتری بتوان به دست آورد.
برای ترجمیک کار میکردم و تجربهام رو از نزدیک میگم تا شاید برای بقیه مفید باشه. در آغاز همکاری با دانشجوها خوب بود، اما وقتی مرخصیها رسیده و حجم کار برای میانترمها بالا میرفت، به مشکلاتی برمیخوردیم. حقوق نسبتا منظم بود اما بالا نبود تا بهطور کامل با شرایط زندگی هماهنگ بشه. نحوه هماهنگی مرخصی به این شکل بود که از سه تا چهار روز قبل باید اطلاع میدادی و جابهجایی شیفت در این مدت آزاد نبود؛ به این معنی که شیفی که کار را با آن شروع کردهاید، تا پایان همان شیفت باید ادامه بدهید و تغییرش امکانپذیر نبود. بقیه امکانات معمولی باقی ماند. محیط شرکت نسبتا آرام بود و اجازه میداد کنار کار به درس هم رسیدگی کنم؛ فشار یا تنش کاری به شکل مداوم وجود نداشت.
در مجموع احساس من از کار در این شرکت این بود که به نیروها اهمیت زیادی داده نمیشود، بهخصوص در واحد پشتیبانی. تصورم این بود که باید فرصتهای آموزشی تخصصی برای کارکنان فراهم شود؛ آموزشهایی در حوزههای شبکه، برنامهنویسی، VoIP و تبلیغات و غیره، تا بتوانند با آمادگی بیشتری به وظایفشان عمل کنند. همچنین انتظار داشتم ارزیابیهایی همراه با آزمونهایی برگزار شود تا افراد دارای نمره مناسب بتوانند به واحدهای دیگر منتقل شوند یا با تغییر مسئولیتها مزایایی از لحاظ حقوقی دریافت کنند. اما به نظر میرسید که روشها درست اجرا نمیشوند و این موقعیت به شیوهای نزدیک به بردگی آموزشی است. نیروها با توجه به شرایط شرکت میدانند که بیشتر از سه تا چهار سال در اینجا باقی نمیمانند و اغلب تصمیم به ترک میگیرند. هدفی که به چشم میخورد این است که به کارمندان تنها برای پاسخگویی به مشتریان فرصت بدهند و سپس آنها را به حال خود واگذار کنند.
به عنوان یک نرم افزاری تجربه ای که در این چند سال داشتم این هست که هیچ وقت ندیدم رییس نرم افزار برای رشد افراد تیم تلاش خاصی بکند.هیچ برنامه ای برای ارتقا افراد ندارد و هر وقت که صحبت از رشد و ارتقا میشود هزار و یک بهانه و ایراد برای رد افراد می آورد.همیشه در جلسات با سیاسی بازی سعی در کوچک کردن کار دیگران و توجیه رفتار و تصمیمات اشتباه خود دارد.در این چند سال شاهد بودم که افراد با سواد و ارزشمندی از تیم نرم افزار رفتند و هیچ تلاشی برای حفظ آنها نکرد.افرادی که هر کدامشان یک وزنه غیرقابل جایگزین برای تیم بودند و سهم بسزایی در رشد خود ایشان و افراد دیگر داشتند. لیدرهای قدیمی اکثرا این تیم را ترک کردند چون جای رشدی برای خودشان نمیدیدند و کسی هم به فکر آنها نبود. تجربه کاری من در تیم نرم افزار تایید میکند که یک عده در واحد تحقیق و توسعه چشم دیدن افراد توانمند تر از خود را ندارند و حتی از رفتن آنها خوشحال هم میشوند.وقتی تجربه تیم های دیگر را هم میخواندم یک ربطی به این افراد که با عنوان مافیا از آنها یاد شده پیدا میکرد.اینکه این نوشته ها چقدر واقعیت دارد الله اعلم اما مشاهدات چند ساله من تایید میکند که نمیتوان به سادگی آنها را رد کرد.البته انتظار بیشتر از این هم با مدیریت نالایق این واحد نمیتوان داشت شرکت هم هیچ برنامه ای برای رسیدگی به این اوضاع ندارد.واحد تحقیق و توسعه یک ویترین نمایشی است که هفته ای چند بازدید از آن میشود و میروند پی کارشان.
سلام دوستان خسته نباشید ، این شرکت و شرکت هرمس اپلای هر دو 2 شرکت کلاه بردار و دزد هستند روال کاری ساده ای دارند به شما امید الکی میدن که میتونید و اینها ولی شمارو 2 سال منتظر نگه میدارن و بعد نصب پولتون رو پس میدن. بنده 3 سال با این شرکت همکاری داشتم ، مدیر عامل این شرکت بیماری روانی داره و نه سواد درستی داره ( دیپلم ) نه رفتار درست . علاوه بر این خواهر مدیر عامل رسما با سرچ کردن اسمش داخل گوگل پی میبرید که سال ها در بیمارستان روانی بوده و شکایات زیادی هم داره. مرخصی های شما عموما رد میشه ، اگر از وزارت کار استعلام بگیرید میبینید که 99 درصد افرادی که قطع همکاری کردن با این شرکت با شکایت تونستن تسویه کنن. محیط بسیار سمی داره تمام وبسایتشون پر از دروغ هست ، این شرکت توی 3 سالی که بنده کار میکردم فقط تونست 1 نفر رو براش افر بگیره که اونم کنسل شد. حقوق رو دیر میدن ، بیمه نمیکنن ، سفته با مبلغ های بالا میگرن . به هیچ عنوان اینجا کار نکنید.
اصلن شرکت خوبی نیست حقوقا دو ماه معوق و پرداخت حقوق هم موقع مناسبی نیست تو این شرکت هیچ پیشرفت شغلی نداری فقظ به درد کار آموز و دانشجو و اونی که شکمش سیره میخوره مدیراش اصلن سواد درستی ندارن و بسیار فرق میذارن بین نیرو ها و مدیران هم با سوابق بالا نمیتونن جای بهتری برن و بیشترین آمار شکایت رو در اداره کار دارد در کل مزایا خاصی نداره و حقتو اصلن درست پرداخت نمیکنن خیلی افتضاحه من همینجا کامنتا رو خوندم مادرم گفت خوب نیست نرو منم گفتم از کجا معلوم منم یک سال از عمرمو اینجا تلف کردم
روزهای کاری من در این شرکت تجربهای مثبت و سازنده بود. با وجود اینکه از جایگاه یک برنامهنویس وارد شدم، فضای کاری آرام و حرفهای تیم باعث شد احساس کنم همگام با آدمهای با تجربه کار میکنم. رفتار terlalu محترمانه و دوستانه مدیران و همکاران، برخوردی مناسب و حمایتگرانه را رقم میزد؛ به واقع میخوام بگویم تیم خیلی قابل اعتماد و حرفهای بود. از جمعآوری تجربهها و یادگیریهایی که در این مدت داشتم بینهایت سپاسگزارم و امیدوارم این شرکت روزبهروز موفقتر شود. در بخش خدمات جدید مانند سئو هم فرصتهای تازهای برای جذب مشتریان ایجاد شده که احتمالا با توجه به سطح کیفی کار، نتایج بهتری خواهند داشت.
کار زیاد و طاقت فرسا،بازخواست روزانه و حتی ساعتی،بی عدالتی ،مدیر خشک و بدقلق،حقوق پایین،استرس بالا،به شدت بی چشم و رو هستند و کلا هر کسی که اونجا مشغول هست ،به زندگی شخصیش آسیبی وارد شده
برای من تجربهای بود که با وجود تمامی چالشها، نکات قابل توجهی داشت. در جایی که بهعنوان کارشناس گوگل ادز کار میکردم، با مدیری کوتاهقد روبهرو شدم که به دلیل کمبود مهارتهای مدیریتی، فشارهای غیرمنصفانهای را اعمال میکرد و آزار و اذیتهای مختلفی را به هم تیمیها منتقل میکرد. من هم شاهد بودم که اقداماتی مانند ربودن پروموشن اکانتها و فروش جداگانهشان انجام میشد و سود اصلی از همین مقوله بود. تیم منابع انسانی سازماندهی مشخصی نداشت و تعدادی از افراد بدون ساختار مشخص کنار هم کار میکردند تا کارها را جلو ببرند. با این وجود پرداخت حقوق بهموقع بود و این تنها نکته مثبت کار بود که تا حدی به یادگار میماند؛ در غیر این صورت، فضای شرکت هیچ نشانی از استانداردهای حرفهای را ارائه نمیداد.
یکتانت و تمام زیرمجموعههاش رو بخوام خلاصه کنم در یک کلمه، افتضاحه! سم خالصه!!! که فقط تونسته به پول خیلی زیاد برسه، بدون هیچ ساختار اصولی و درستی! و هنوزم هیاتی اداره میشه!! و همه چیز ظاهر سازی و سراب و دروغه! در این مدت بیش از ۲۴ ماه همکاری که تا شهریور داشتم، هر بار با بزک دوزک کردن شرکت و آوردن آدمهای سنیور تو تیمهای مختلف(فنی، محصول، فروش، مالی، مدیر اجرایی، اکانت و ...)، سعی کردن که صورت مساله رو پاک کنن، دریغ ازینکه آدمهای سنیور اصلا تو شرکت نموندن و فرار کردن زیر یک سال! آدمهای سنیور قدیمی و با سابقه هم رفتن از شرکت! سوال هم میکردیم از اچ آر آقای ا.ا که چرا رفتن، یه سری دروغ تحویلمون میدادن و پشت سرشون حرف میزدن و تهمت میزدن.(کلا گاسیپ و خاله زنکی تو کالچر یکتانت نهادینه شده!) دلایل خروج هم یکی رو میگفتن دزدی کرده، یکی رو میگفتن اصلا جونیور بوده، یه سری رو میگفتن کالچرفیت نبوده و مشکل اخلاقی داشته، دریغ ازینکه رفتار خودشون رو ببینن و به جای تهمت زدن، خودشون رو درست کنن! که چرا یکی مثل پ.ف رو زیر ۳ ماه از شرکت فراری دادن و گفتن آخرش مشکل اخلاقی داشته بنده خدا. یکی مثل م.ا که از قدیمیا بود و با س.م رفت، گفتن که دیگه دل نمیسوزوندن برای یکتانت. یکی مثل ن.ب رو اخراج کردن بدون توجیه درست و فقط به خاطر اعمال نظر خودشون، آخرشم گفتن مشکل پوشش داشته و رعایت نمیکرده. تو هیچ کیسی یکتانت مساله نداشت و همش مشکلات از بچهها بوده! :))) اینکه تیمهارو با یکتانت بدون هماهنگی قبلی مرج کنی و یه سری آدم رو بیکار کنی، هیچ ایرادی نداره، اینکه پشت ملت تهمت بزنی خوبه! نتیجه حذف نیروهای خوب و کار هیاتی رو دیدن و نتونستن کافه بازار رو بخرن. خلاصه که کالچر سمی و فضا خیلی بده. واقعا اگر دنبال این هستین که رزومهاتون رو خراب کنین و اعصابتون رو بهم بریزن، برید یکتانت و زیرمجموعههاش! راستی اینم بگم که همه پکهایی که میدن مثل یلدا و عید نوروز و حتی خوراکیهای شرکت، تهاتره!! وگرنه شرکت و زیرمجموعه هاش برای بچهها خرج نمیکنن! عدم پرداختی درست حق بیمه و مرخصی و اضافه کار و عیدی و سنوات هم بماند. :)))
شرکت بسیار عالی، ممنون از فرصتی که برای همکاری در این مجموعه بینظیر به من داده شد. از جو دوستانه، مدیریت حرفهای، حمایتهای فوقالعاده و شرایط کاری بسیار مطلوب، از جمله حقوق و مزایای عالی، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از نحوه انجام کارهای تسویه که به بهترین شکل و با دقت انجام شد، قدردانی میکنم. متأسفانه به دلیل قبولی در آزمون وکالت و شروع دوره کارآموزی امکان ادامه همکاری برای من فراهم نشد، اما امیدوارم این تیم موفق و درخشان همچنان در مسیر رشد و پیشرفت گام بردارد. برای شما و همه همکاران عزیز آرزوی موفقیت روزافزون دارم. موفق باشید ،رضایی
هر کس زودتر رفته کاریزما(پردازش مالی کاریزما) شده تیم لید وگرنه برین رزومه هاشون ببینین کجا کارکردن؟! چه پروژه ملی موفق داشتن؟! تیم لید ها بر اساس شایستگی فنی و اخلاقی انتخاب نشدن فقط فقط چون زودتر رفتن اونجا شدن تیم لید. به همین خاطر بعد از 3.5 سال کد زدن( همون کپی پیست gpt ) یه پروژه از کاریزما بیرون نیومده.
واقعا نمی ارزه کار تو دیجی کالا 3 ماه تو قسمت انبار کار کردم یک. ماه 12 ساعت بدون اف حقوق دریافتیم شد 13 و خورده ای و صحبت کرده بودم برای جا به جای که خوده سرپرست زد زیر حرفش دیگه عمق فاجعه مشخصه بماند از سرگروه های عقده ای سوله شرقی که کافیه ببینن 2 دقیقه نشستی سرت اوار میشن فقط بلدن مثل ربات کار بکشن و تهش هیچی به هیچی هر روز اشک یه دخترو در میاوردن با رفتارای عقده ایشون و نگاه بالا به پایین که داشتن در کل توصیه نمیشه کار تو دیجی کالا مخصوصا برای دخترا
خخخخ چی کار میکنه مدیر شون که همه رو فراری میده؟؟؟ دکتر "ر" استعفا بده برو دیگه چقدر بی نظم و بی برنامه زیرساخت که دیگه شاهکاره شاهکار روز 50 بار حداقل کل پروژه ها میاد پایین میره بالا شده الاکلنگ شما برو بپرس چرا جای نشستن تیم لیدها و سوگولی هاشون پشت به دیواره که کسی مانیتورشون نبینه چون دوستان به همت و قوت chat gpt کد کپی پیست کردن چار تا پروژه بیارن بالا
تجربه کاری موفقی داشتم،بسیار فرهنگ سازمانی بالایی دارد، همکاران قدیمی بشدت با اخلاق هستند، محیط شرکت هم خوبه، پیشنهاد میشه رزومه ارسال کنید، فضای کاری میتونه به پیشرفت کاریتون کمک کنه. خودم بنا به دلایلی استعفا دادم که امیدوارم تا ورود شما به شرکت ایشون رفته باشه و دوباره شرکت همون فضای خوبشو داشته باشه
از افتضاحات جدید این روزای شرکت پردازش مالی کاریزما: تیم IDP همون تیمی که "کلیه کارهای پیاده سازی امنیتی همه محصولات و پروژه های کاریزما" رو انجام میده کلا "استعفا" دادن و رفتن از تیم لید گرفته تا بقیه. رو به رشد چه رشدی به به.
من برای مصاحبه مالک محصول تیم کیدزی دعوت شدم برم پردیس بعد از چند مصاحبه، دعوت شدم به مصاحبه ی اخر یعنی مصاحبه ی منابع انسانی که به جرات جزو بدترین تجربه هام بود. دوتا خانم به شدت قیافه گرفتن نشستن روبروی من خانم مع.....ا حتی با خانم د......ی هم صحبت هم نشد. یک ساعت بدون مکث سوال کردن بعد از تموم شدن مصاحبه گفتن تا یک هفته بعد جواب میدن اما هیچ جوابی ندادن بعدش و من همچنان میبینم که آگهی برای این پوزیشن توی سایتای کاریابی هست و از جندین نفر هم شنیدم دقیقا تجربه ی عین بنده داشتن متوجه شدم این تیم احتمالا اصن نیرو نمیخاد فقط میخاد وقت بقیه ی کارجوها رو تلف کنه در کل حتی پیشنهاد نمیکنم برید مصاحبه ی حضوری ، چون تا پردیس میرید آخرش هم هیچ جوابی نمیدن
من حدود یک سال تو ترجمیک کار کردم و چون محل شرکت از طرشت رفت به صادقیه و رفت و آمد برام سخت شد دیگه اومدم بیرون. در این مدت اوایلش تو بحث آنبوردینگ یه مشکلاتی بود و طول میکشید تا جزئیات رو مسلط بشی. برای همکارایی که بعد از من هم میومدن این مسئله بود. البته به سرپرست هر بخش هم بستگی داشت. بیمه و حقوق و عیدی و سنوات و اینا مشکلی نداشت و سر موقع واریز میشد. روند کار هم نسبتا ثابت بود ولی روند آموزشیت بعد از مدتی دیگه تقریبا متوقف میشد.
برایم در این شرکت هم مزایا داشت هم محدودیتهایی که باعث شد ازش بیرون بیام. بسته به تیم و مدیران، جو کار فرق میکند و گاهی کمبودهای جدی وجود داشت؛ با این وجود فضایی نسبتا صمیمی و گرم در بسیاری مواقع تجربه میکردم. همکاران معمولا به هم کمک میکردند و دنبال زیراب زدن نبودند، از این رو میشد به راحتی روی همکاریهای دوستانه حساب کرد. حقوق در حوزه آیتی تقریبا متوسط بود و برای کسی که تازه وارد این مسیر میشود، فرصتهای آموزشی خوبی ارائه میشد تا نیرو تربیت کنند. کارانهها و تسویهها به تاخیر میافتادند و روالهای کاری مشخصی در شرکت وجود نداشت. در نهایت، جمعبندیم این بود که برای من هم تجربه یادگیری داشت و هم چند نفر از همکاران را شناختم، اما با توجه به آفر با حقوق بالاتر و اینکه تیمی که در آن بودم فناوری خاصی داشت، ترجیح دادم محیط را تغییر بدهم تا بتوانم فرصتهای جابجایی راحتتری داشته باشم.
به نظرم یکی از مواردی که باید به آن اشاره میشد این بود که یکسری از این افرادی که در مجموعه پست گرفتند دچار نوعی اعتماد به نفس کاذب و توهم شدند که فکر میکنند واقعا توانایی اونا باعث شده که به این جایگاه برسند فارغ از اینکه همه میدانند توانایی فنی اصلا مطرح نیست که اگر بود افراد بسیار شایسته تری وجود داشتند که به سبب وجود مسایل غیر فنی و حاشیه ای شانس رشد نداشتند. موضوع بعد در مورد مدیر که همکاران هم به آن اشاره کردند که این فرد یک عیاش به تمام معنا است و این که از نظر فنی هیچ چیزی برای عرضه ندارد و تاکنون خودش حتی یک پیچ یا یک برد ساده را هم طراحی نکرده اما همین فرد را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه میگذارند اونم با مدرک لیسانس!!!! به قول همکاران، ثابت هم شده بود که این فرد در سمت قبلی خود تکنسین بوده!!! این فرد چون خودش با روش های غیر فنی رشد کرده، در مجموعه هم همین منوال را در پیش گرفته که با روشهای غیر فنی و حاشیه ای افراد منصوب به خودش و حلقه نوچه ها را رشد میدهد.مدیر کلا با قرار دادن جاسوسان در گروهها سعی در جمع آوری اطلاعات مجموعه داشته و اگر موقعیت خود را در خطر ببیند، افراد منتقد خود و معترض را بگونه ای از مجموعه حذف میکند(با روش خاص خودش) تا صداها خاموش بشود.چندین سال با همین شیوه مدیریت کرده و هیچ نظارتی روی نوع رفتار این بشر اصلا نیست که آزادانه هر کاری میکند بدون آنکه به کسی پاسخگو باشد.معلوم نیست صاحبان شرکت از چه چیزی هراس دارند که با این فرد برخورد نمیکنند. سیستم مدیریتی این فرد همیشه جاسوس پروری و حذف افراد بوده تا با خاموش کردن صدای افراد معترض، ضعف ها را نشان ندهد و همیشه نشان دهد که مدیر با عملکرد بالایی است.در صورتیکه این فرد هیچ چیزی برای عرضه ندارد که در کلیپ های تبلیغاتی خودش را به عنوان یک مدیر نخبه جا میزند!!!! در مورد افراد جاسوس مجموعه،دوستان اشاره کردند به همکار خانمی با سابقه بالا که آنتن مدیر بوده که با نزدیک کردن خودش به افراد و طرح دوستی با آنان، اطلاعات داخلی مجموعه و افراد معترض را به مدیر منتقل میکند و اخیرا هم یک همکار آقا که به تازگی پست هم گرفته به این دسته از افراد جاسوس خبرچین اضافه شده است که اطلاعات به مدیر میدهد.
دنبال تجربهای حرفهای اما با نگاهی واقعبینانه بودم که برای مدت کوتاهی در شرکت اندیش گستر رهایافت داشتم. در واقع، وقتی وارد این مجموعه شدم، تنها چیزی که با من برخورد کرد یک فضاهای بچگانه و غیرسازمانی بود؛ گویی بیش از یک پروژه کارآموزی، با یک گروه نسبتا غیرحرفهای روبهرو شدم. از نگاه من، ریاست شرکت تا حد زیادی به شکل یک فرد منفرد و خودمحور جلوه میکرد و گاهی رفتارهای نامناسب مدیریتی هم دیده میشد. توصیه میکنم دوستانی که در قم فعال هستند از مدیران شرکت درباره سابقه و رفتارهایشان پرسوجو کنند تا بتوانند دید بهتری به دست آورند. تمرکز اصلی این مجموعه روی حوزه وب بود، اما به نظر من برداشت درست و علمی از این حوزه برای تیمی با این سطح از تجربه چندان مشخص به نظر نمیرسید و نحوه توزیع مسئولیتها به دلخواه و با شارلاتانی بودن همراه بود. در زمینه تجهیزات، انتظار داشتند که ما لپتاپ خودمان را بیاوریم و قرارداد یا تعهد کاری مشخصی از طرف شرکت ارائه نمیشد؛ بنابراین انتظار بیمه یا پشتیبانی سازندهای برای کارکنان وجود نداشت. با وجود تمام این مسائل، به نظر میرسد که در آینده با کسب تجربه بیشتر و بازنگری در شرایط کار، شرایط بهتری بتوان به دست آورد.