همه ی ما در واحد فنی مشغول هستیم. واحدی که با سپردن به یک شخص نالایق به پروژه انتقال قدرت تبدیل شده! سردرگمیم از مدیران ارشدی که ادعای انتخاب افراد شایسته دارند. در حالیکه رییسان قابلی برای مدیریت این واحد داشتند. مدیری به شدت دروغگو و حقه باز آنقدر زیرک و کاربلد که خودش هم دروغای خودش رو باور میکنه! وقتش مدیران ارشد یک فکر حسابی در مورد این شخص داشته باشند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهای از کار در این شرکت ندارم و نگرانم که شرایطش رو هم نخواهم داشت؛ اخیرا یکی از دوستانم از آنها شکایتی کرده است؛ به نظر میرسد در وزارت کار به نامشان بدنامی وجود دارد، حقوق پرداخت نمیشود و بیمه هم مراعات نمیشود. سفتههای ما را هم پس نمیدهند و به نظر میرسد از همان ابتدا، روشهای فرار از تعهدات را بلدند و پیگیری نشدن حقوقی برای افراد استخدامشده از همان روز اول به ذهنشان رسیده است.
هرگز به داتین نروید هرگز، یعنی فاجعه ترین جایی که مصاحبه شدم یعنی فقط دلم می خواست بدونم این بی سواد ها که از مهدکودک فارغالتحصیل شدن دقیقا مبنای استخدام شون چی بوده تو این شرکت چی میگذره خدا میدونه ولی علت فجایع بزرگی که اول برای مردم بعدم برای سپه و پاسارگاد اتفاق افتاد تو اولین مصاحبه محرزه داتین تو مهدکودکی بیش نیستی واقعا جای تاسف داره
خیلی شرکت بدی هست بابت باکس پول کم کردن گفتن عکس بفرست فرستادم ولی پول کم کردن من کلا حذف کردم دوستان نرم افزار رو پاک کنید تا تعداد سفیر این شرکت کم بشه تا کلا جمع کنن اینا دزد هستن پول الکی و بدون اطلاع رسانی قبلی کم میکنن و دیگه هم برگشت نمیزنن مسیرها خیلی طولانی و کرایه ها نصبت به مسیر خیلی خیلی پایین تر هست کلا یه شرکت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیک و کم اهمیتی هست
یکی از تجربههای من این بود که با وجود وعدههای صریح شرکت، در عمل به آنها پایبند نبودند و پس از چند مرحله مصاحبه بینتیجه کار را رها کردند؛ بهویژه از صرف وقت مخاطب استقبال نمیشد و ارزش وقتگذاشتن را برایم پایین آمد.
اردیبهشت ۹۴ قرارداد ۳ ماهه بام بستن با حقوق یک میلیون و دویست هزار تومان. گفته بودم که بکندکار هستم اما دیدم یه فایل فتوشاپی میدن و کل فرانت و بک سایت رو باید خودت بزنی و به هر کس یه پروژه کامل مجزا میدن و اصلا تیم ورکی در میان نیست، یه روز از کوره در رفتم و با مشت کوبیدم رو میز برنامه نویس ارشدی که ریش پرفسوری داشت و فریاد زدم این چه وضعیه ، قرارداد سه ماهه من تمدید نشد و اومدم بیرون فریلنسر شدم و خیلی هم راضی ام.
شما با تمام وجود تعریف عملی یک بیمار سادیسمی و بی تربیت و بیشعور رو میتونید در عرض چند روز کار تواین شرکت درک کنید.اگر فرصت ورود به این شرکت رو دارین حتما کمی فکر کنید و برای جای دیگه هم رزومه بدین.وقت و کمال انسانی خودتون رو تز بین نبرین
فشار کاری افتضاح در حد این که در هر شیفت ۹:۳۰ کار مداوم فقط یه رب تایم ناهار و ۱۵ دقیقه استراحت دارید بعد از دوسال فعالیت نه پیشرفت شغلی در کار بود و نه احترامی دریافت مرخصی با هزار منت و اطلاع رسانی از هفته قبل در حد یکی دو روز امکان پذیر بود. حقوق و مزایا پایین، آسیب دیدن روح و جسم بالا
من حدود شش ماه ویزیتور حضوری این مجموعه بودم. هیچ مرخصی یا تعطیلی جز جمعهها برایم وجود نداشت و از سرپرست تا مدیر فروش و بالاتر همه بیادبی و خودخواه بودند. فشار کاری بالاست و اخلاق کاری هم بهشدت زیر سؤال میرفت؛ همه چره بیقانونی و خودخواهی را پیش میبردند. در مجموع، تجربهای بود که دیگر هرگز تکرارش نمیکنم.
فضای شرکت خیلی دوستانه و مثبت بهنظر میرسید؛ همه افراد بخش منابع انسانی و مدیر مربوطه و حتی نگهبانان با برخوردی دوستانه و خوب از من استقبال کردند. سوالاتی که مطرح شد کاملا مرتبط و مناسب بود و تسلطم نسبت به مباحث هم تا حد زیادی خوبی بود. نکته مثبت این بود که با وجود تأخیر من در رسیدن به مصاحبه، روند مصاحبه همچنان برگزار شد و برخورد تیم نمونهگشایی عالی بود و همکاری خوبی داشتند تا من بتوانم مصاحبه را انجام بدهم.
شرکت حلوای عقاب به من فرصت بانظیری برای ملاقات با تیم منابع انسانی داد و از همان لحظه اول محیطی منظم و حرفهای را به نمایش گذاشت. کارشناس طراحی بودن من با وجود فاصلهی کم تا شرکت، تمام تکالیف روز مصاحبه را بهطور دقیق دنبال کردند و حتی نگهبانی هم از وجود مصاحبه مطلع بود که این، نشانهی نظم بالای شرکت بود. با گرمابانی و احترام کامل، مرا به بخش منابع انسانی معرفی کردند و با تیمی حرفهای روبهرو شدم. پذیرایی دوستانه و برخوردی مهربانانه داشتند، هرچند انتظار آنها از سطح تخصصی بیش از سطح من بود و شباهتی به تواناییهای من نشان نمیداد. در نهایت سه روز طول کشید تا بهطور قطع مطلع شدم که پذیرفته نشدهام؛ پیام آنها محترمانه بود و احترام را همچنان حفظ میکرد. در پایان، بهعنوان حسن ختام، تیم منابع انسانی شرکت حلوای عقاب چنین آرزویی را بر زبان آوردند که برای من در آیندهای مناسب و در صورت شایستگی، دوباره در خدمتشان باشم. ایام بهکام.
در ابتدای کار با تأسف از نپیوستن به تیم، اما تجربهام نشان داد که فضای سازمانی منظم و با برخوردی محترمانه بود. پذیرایی اندکی انجام شد و برای مسیر طیشده تا مصاحبه، از من دلجویی کردند که این رفتار به نظر من منعکسکننده شخصیت کلی شرکت بود. روند فنی مصاحبه به شکل منظم و حسابشده پیش رفت. نتیجه را حدود سه روز پس از مصاحبه اعلام کردند و این نیز نمادی از نظم و ساختار حرفهای سازمان بود. در کل تجربهام مثبت بود.
مدت کوتاهی با تیمی منظم و محترم آشنا شدم که استقبال گرمی داشتند و پس از پرکردن فرمهای معمول سازمانی، به مصاحبه فنی رفتم. دو نفر داور مصاحبه بودند و نحوه، نوع و ترتیب سوالها به وضوح نشان میداد که تیمی حرفهای هستند. پس ادامه دادم و با واحد منابع انسانی مصاحبه کردم؛ رفتارشون خیلی محترمانه بود. نتیجه مصاحبه برای من مثبت نبود و حدود چهار روز بعد از مصاحبه، خبر قبولی را دریافت نکردم. با این وجود میتوانم بگویم تجربهای ارزشمند بود.
با وجود اینکه خیلی تلاش میکردم، تجربهام از کار در گلفام سفر به شدت ناامیدکننده بود. وعدهها اغلب عملی نمیشد و برخورد با من بیاحترامی بود. به جای قدردانی، با کمکاری و بیثباتی روبهرو میشدم؛ قراردادها بسته نمیشد و حقوقها عقب میافتاد. مبلغ پورسانت هم پرداخت نمیگردید و در برابر هر سوالی، من را به سمت پیشبرد شکایت هدایت میکردند و در نهایت تنها در 4 تا 5 ماه واقعا دنبال پولم میافتادم، با احساس تحقیر شدید.
در تجربهای که از شرکت گروه مهبانگ دارم، بیشترین رضایت را از فضای کاری و نحوهی مدیریت احساس کردم. جو دوستانه و همدلی بین همکاران برایم بسیار ارزشمند بود. پرداخت حقوق بهموقع و بدون کاهش حقوق، از نکات مثبتی بودند که دنبالشان میکردم. مدیران جوان و خلاق انگیزهی یادگیری و رشد را در کارم تقویت میکردند و فرصتهای تازهای برای توسعهی مهارتها در اختیارم میگذاشتند. وقتی بحران یا چالشی پیش میآمد، با استفاده از تبادل نظر جمعی و نظرات تیم به حل موضوع میرسیدیم. پس از آنکه بحران جدی تری به وجود آمد، به خوبی از پس مدیریت وضعیت برآمدند و روند بهبود را به جلو بردند. در نهایت، هیچ کاهش حقوقی برای من یا همکاران اعمال نشد.
در گروه مهبانگ تجربهی من در کارم این بود که به دنبال یافتن مرزهای ممکن در نوشتن و انتشار هر چیزی باشم. هدفم این بود که ببینم آیا میشود به سادگی هر حرف یا ادعایی را نوشت و آن را منتشر کرد یا نه. با این قصد، چندین بار این آزمون را تکرار کردم تا ببینم چگونه میتوان محتوا را به شکل ساده و بدون محدودیت تولید و منتشر کرد یا خیر. نتیجهای مشخص نگرفتم اما احساس کردم این تجربه، بهخصوص در فضای نویسندگی و انتشار، میتواند دغدغههای اخلاقی و مدیریتی زیادی به همراه داشته باشد و نیازمند دقت و مسئولیتپذیری بیشتری باشد. در نهایت، دریافتم که بررسی صحیح قابلیت انتشار هر متن نیازمند رویکردهای شفاف و چارچوبهای اخلاقی است تا از آسیبرسانی به افراد یا مجموعهها جلوگیری شود.
سلام بنده آگهی این شرکت را در جاب ویژن دیدم برای استخدام کارمالیاتی وتماس گرفتم وادرس شرکت را دادن وگفتند ۱تا ۴ تایم مصاحبه هست وقتی رفتم حدودا ۲۰ نفری برای مصاحبه آمده بودند ومنفی اجازه نمیداد کسی با کسی حرف بزند ویک مدیر بسیار هیز داشت که با نگاهش به خانم ها آنها رو معذب میکرد و وقتی رفتم داخل گفتم برای استخدام آمدم بدون اینکه سوالی در مورد کار بپرسد گفت باید دوره کاراموزی بگذرونی و۴۴۰۰ مبلغ ثبت نام است یک ماه دوره داره و منشی رو صدا کرد ومنفی با دستگاه کارت خوان آمد برای کشیدن پول وگفت با خودت دفتر کل.روزنامه.واسناد حسابداری بیار ودوره یک ماهه تبدیل شد به ۳ ماه و استخدامی در کار نبود شرکت مالیاتی نیست پارسیان حساب اموزشگاه هست آموزش حسابداری مقدماتی در سطح دانشگاه مهندس جلیلی مدیر موسسه کلاهبردار و هیز است مراقب باشین
در ماههای اخیر تعدادی از سفیران پلتفرم میاره (miare.ir) گزارش دادهاند که مبالغی نامتناسب و غیرمنصفانه بابت خسارت کالا از حساب آنها کسر شده است. در بسیاری از این موارد، کالا از سوی فروشگاه مبدأ دچار ایراد یا آسیب بوده و سفیر هیچ نقشی در بروز خسارت نداشته است. طبق مقررات رسمی میاره که در وبسایت این شرکت منتشر شده، جبران خسارت تنها در صورتی بر عهده سفیر است که خسارت مستقیما ناشی از تقصیر او باشد، مانند گمکردن بسته یا آسیب فیزیکی در حین جابهجایی. بنابراین کسر مبالغ چندبرابری از حساب سفیران در شرایطی که قصور از سوی فروشگاه یا پلتفرم رخ داده، اقدامی خلاف مقررات داخلی میاره و مغایر با قوانین کشور از جمله ماده ۲۲۱ قانون مدنی، ماده ۴ قانون حمایت از حقوق مصرفکننده و ماده ۳۷ قانون تجارت الکترونیکی محسوب میشود که همگی بر تناسب و انصاف در جبران خسارت تأکید دارند. اگر شما نیز به عنوان سفیر میاره با چنین وضعیتی مواجه شدهاید و مبلغی بیش از ارزش واقعی کالا از حسابتان کسر شده، میتوانید بهصورت رسمی از طریق سامانه اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی به نشانی ecunion.ir شکایت خود را ثبت کنید. پس از ورود به سایت، گزینه «ثبت شکایت» را انتخاب کرده و در بخش نوع شکایت، گزینه «خسارت وارده به اشخاص ثالث بر اساس وقوع تخلف» را برگزینید. سپس مشخصات خود از جمله نام، کد ملی و شماره تماس را وارد کرده و در قسمت متن شکایت بنویسید که پلتفرم میاره مبلغی نامتناسب با ارزش واقعی کالا به عنوان خسارت از حساب شما کسر کرده و درخواست بررسی، ارائه مستندات و بازگشت وجه را دارید. حتما مدارکی مانند اسکرینشات از اپلیکیشن، رسید تسویه یا پیامهای پشتیبانی را نیز پیوست کنید. پس از ثبت شکایت، یک کد پیگیری دریافت میکنید که از طریق بخش «پیگیری شکایت» در همان سایت قابل بررسی است. اتحادیه معمولا طی چند روز کاری نتیجه اولیه را اعلام میکند و در صورت احراز تخلف، پلتفرم موظف به جبران خسارت و اصلاح رویه خود خواهد بود. کسر وجه بدون دلیل موجه و خارج از ارزش واقعی کالا، تخلف صنفی محسوب میشود و پیگیری آن حق قانونی هر سفیر است. آگاهسازی و ثبت شکایت جمعی باعث میشود روند بررسی با جدیت بیشتری انجام گیرد و از تکرار رفتارهای ناعادلانه جلوگیری شود. اگر تجربه مشابهی دارید، شکایت خود را ثبت کرده و این اطلاعرسانی را با سایر سفیران میاره به اشتراک بگذارید تا همه از حقوق خود آگاه شوند.
به نظرم ساعات کار ۹ تا پر استرس است و وقتی اضافهکاری هم در بر میگیرد واقعا فضای خالی برای زندگی باقی نمیماند. اگر کارمند تحت فشار باشد و ذهنش مشغول کارهای عقبافتاده باشد و ترافیک هم سر خانه و زندگیاش را بزند، چگونه میتواند از پس کارها بربیاید و حجم کار را با اضافهکاری کم کند؟ شبانهروز فقط ۹ ساعت برای انجام کار کافی نیست، حالا اگر دو ساعت هم اضافه کار شود و باز رفتوبرگشت هم به مجموع اضافه شود، به عبارتی تقریبا ۱۳ ساعت میشود. با ۸ ساعت خواب، سه ساعت باقی میماند تا به کارهای روزانه برسد. پس کی فرصت زندگی و استراحت باقی میماند؟ واقعا این روال کار را دوست دارید و میخواهید چنین سبک زندگی را تجربه کنید؟
یادش به خیر مدتها پیش بعد از سالها تلاش و مطالعه برای یک پوزیشن شغلی در این شرکت، برای مصاحبه اقدام کردم و بعد از یک ماه برو بیا با این که از نظر فنی کاملا تایید شده بودم ردم کردن و به چشم دیدم کسی استخدام شد که با توجه به صحبتهایی که داشتم باهاش مطمئنم یک شب به اندازه من بی خوابی نکشیده بود برای ورود به همکاران سیستم و دانش منو نداشت فقط یه کم سر زبون داشت که من نداشتم. توی مصاحبه یکی از سوالها این بود که اگه از شرکت بهتری پیشنهادی داشته باشی استعفا میدی و میری؟ الان من ازشون میپرسم: این دوستمون هنوز توی شرکت هست یا گذاشت و رفت جای بهتر؟ :) ولی من انقدر دوست داشتم همکاران رو که مطمئنم تا ابد و یک روز میموندم اونجا. شما من رو و تخصص من رو از دست دادید. من از مدیریت و کارمندان اون سالهای همکاران سیستم قلبا راضی نیستم به خاطر این اتفاق و همیشه این ناراحتی باهام هست. چون واقعا با یک تصمیم لحظه ای سرنوشت انسانها رو تغییر میدن بدون اینکه براشون مهم باشه تو با دست خالی چه مسیری رو اومدی و چه موانعی رو پشت سر گذاشتی.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.