سازمانی با تغییرات زیاد به اندازه حقوق و مزایا دارند، اما متاسفانه در واحدی که من کار میکردم رفتار و اخلاق حرفه ای وجود نداشت مخصوصا از طریق یکی از سرپرست های واحد که واقعا متاسف هستم برای سازمان که همچین آدمی رو اونجا نگه داشتند. با نیروها بسیار بد برخورد میکنه ، فکر میکنه مسئول نگهداری چندتا خلافکار هست تا ازشون مراقبت کنه تا اینکه در کنار اونها باشه و مشکلات رو برطرف کنه. بماند که بقیه واحدها و کارخانه هم همه از این آقا بد میگن. امیدوارم در آینده اتفاقات مثبت رخ بده و سازمان به این موضوع ورود کنه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به عنوان یک خانم اصلا محیط تحقیق و توسعه را برای کار کردن خانم ها توصیه نمیکنم.تا زمانیکه آنجا بودم همیشه نگاه هیز و آلوده مدیر تحقیق و توسعه به خانم ها را میدیدم که چقدر محیط فاسدی بود که باعث خروج من از مجموعه شد. از طرفی مدیر تحقیق و توسعه یک آدم لیبل زن روی آدم ها بود که با اکثر افراد مشکل پیدا میکرد و خیلیا هم باهاش مشکل داشتن.از مدیریت مضخرفش از نوع حرف زدن و بد دهنی اش و خیلی از چیزهایی که بقیه در اینجا ذکر کردن.شخص مالک شرکت و مدیران ارشد شرکت افراد بسیار خیرخواه و خوبی بودند و واقعا حیف است که مجموعه کروز با وجود این افراد فاسد، چهره بدی از خود نشان میدهد و هیچ وقت متوجه نشدم که چرا مالک شرکت تغییری در مجموعه تحقیق و توسعه انجام نمیداد وقتی اینهمه خروجی نیروها و نارضایتی پرسنل را میدید.شنیده بودم که مالک کروز روی بحث سلامت رفتاری پرسنل مخصوصا ارتباط پرسنل خانم و آقا بسیار حساس هست اما تعجب میکنم چطور یه مدیر فاسد و هیز با نگاه های آلوده به پرسنل خانم را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه گذاشته بود. از ناکارآمدی مدیریت این شخص و باند بازی او و سیستم نوچه پروری او، من هم با نظر بقیه افرادی که ذکر کردند کاملا موافق هستم و تایید میکنم.امیدوارم مدیران ارشد روزی بیدار شوند و بخاطر تضمین سلامت محیط کاری برای پرسنل خانم و نیروهای آینده آنجا یک اقدام جدی در اخراج این فرد کنند که چهره شرکت را این افراد خراب نکنند.محیط تحقیق و توسعه به لطف وجود نوچه های این آقا بسیار سمی و مافیایی بود که در آخر باعث شد من از مجموعه خداحافظی کنم و روزی که این نوچه ها و اون مدیر فاسد رو نمیبینم واقعا در آرامش هستم.
سلام من 4سال و نیم هست که در شرکت بزرگ هیوا مشغول به کار هستم روزای اول استرس زیادی برای کار داشتم چون شناختی نداشتم و تجربه کافی نداشتم ولیراموزش های خوبی داشتم و تا وقتی که کاملا مسلط بشم اموزش کامل داشتم... توی این مدت حتی یه روز هم حقوقم دیر نشده پاداش گرفتیم.جشنواره های مختلف داریم. محیط کاریمون خیلی دوستانه ست و منظم... امیدوارم کمی منصفانه تر نظر بدیم که بقیه بتونن تصمیمات بهتری بگیرن
به عنوان کارشناس کنترل کیفیت در واحد مربوط به مادیران فرودگاه پیام کرج، تجربهای پرتنش را دارم که در قالب گزارشهای داخلی و بحثهای اداری به بنبستهای کاری و فشارهای غیرمنصفانه منجر شد. در روزهای کاری خودم و یکی از همکارانم با رفتارهای ناعادلانه و تهدیدآمیز روبهرو شدم که تصمیم به اخراج فراج برایمان گرفته شد؛ این اتفاق با فشارهای روانی و تهدید بیحمایت از فرزند نوزاد و اجاره مسکن همراه بود تا جانشینی برای من در پست مربوطه اعمال شود. در یکی از موارد، در ساعتی معین از روز، اخراج بنده به پیشنهاد یکی از همکاران و با دخالت افراد دیگر به سرعت ابلاغ شد و پس از آن وضعیت کاری من به طور کامل قطع گردید. پس از آن در ساعات بعدی، به صورت فشار مضاعف برای انجام وظایف دیگری مثل نظافت و مرتبسازی دفتر شخصی یک نفر از همکاران، وادار شدم که این کارها خارج از شرح وظایف من بود و باعث احساس بیپناهی و بیاحترامی شد. سریعا شاهد صدای ضبط شدهای از یکی از کارکنان اطلاعاتی و عملیاتی بودم که با دستورات مستقیم و با طراحی برخی افراد انجام شده بود و نشان از وجود هماهنگی میان برخی افراد داشت. وجود شاهدان و مدارک این مکالمه همواره در دست بررسی است و میتواند مبنای ادعای من باشد. بعضی از همکاران که خانواده دارای فرزند بودند نیز به دنبال گزارشهای نادرست از من کنار گذاشته شدند تا افراد دیگر بار کاری سنگینتری تحمل کنند. از نظر من، این شیوههای مدیریتی و برخی تصمیمات اداری با هدف محدود کردن رشد افراد متخصص و باانگیزه بوده و باعث کاهش فرصتهای توسعه برای کارکنان شده است. از سازمان مربوطه درخواست میکنم به موضوع با دقت و شفافیت بپردازد و جلوی تکرار چنین رفتارهایی را بگیرد. باور دارم که اجرای قانون و بازنگری در فرایندهای داخلی میتواند از بروز فشارهای غیرقانونی و رفتارهای توهینآمیز جلوگیری کند. همچنین لازم است سازوکارهای مناسب برای گزارش دهی و حفاظت از کارکنان در برابر فشارهای غیرمنصفانه تقویت شود تا محیط کار سالم و منصفانهتری فراهم شود.
در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
سلام بنده حدود ۸ سال سابقه کار در مجموعه شرکت کروز را دارم که حدود ۶ سال آن در واحد تحقیق و توسعه بوده و مابقی در واحد بیزنس یونیت. زمانی که از واحد تحقیق و توسعه به واحد بی یو منتقل میشدیم باوجود اینکه به فضای سمی و مبهم تحقیق توسعه واقف بودم کلا از لحاظ روحی به خاطر تغییرات ایجاد شده خیلی حال خوبی نداشتم. ولی اولین چیزی که در ماه های اولیه فعالیتم در واحد بیزینس یونیت برام آشکار شد شفافیت و سالم بودن محیط کار آن نسبت به تحقیق و توسعه بود که علت آن دقیقا نفرات بالاسری اکثرا آدم های باخلاق و با شخصیتی بود. این را مقایسه می کردم با فضای سیاسی و افسرده تحقیق و توسعه که ماحصل مافیای بین مدیریت آن و روسای تیم های نرم افزار و سخت افزار و مدیر وقت پروژه ای سی یو بود. تازه متوجه شدم که کار کردن در محیط سالم چقدر می تواند درگیری های الکی ذهنی را کم کند. مقایسه من کاملا نسبی است و دال بر ایده آل بودن آن نیست. خیلی متاسفم برای مدیریت ارشد که علیرغم این همه فیدبک هیچ کاری برای برهم زدن مافیای تحقیق و توسعه نمیکند.
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قوانین سختگیرانه ای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
متأسفانه، پردازش در سطح ملی در حال آسیب رساندن به برند کاریزما است و به نظر میرسد که مدیران باید هر چه سریعتر تدبیری بیندیشند. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
برای من همیشه روشن بود که شرکت سایبر صنعت با وجود سابقهای نسبتا طولانی در زمینه خود، اکنون با رویکرد تازه تیم مدیریتی به سمت پروژههای بزرگ و استراتژیهای توسعه صادرات خدمات فنی حرکت میکند. در سالهای گذشته نوسانهای معمول شرکتهای پیمانکاری فنی و مهندسی را دیدهام، اما در حال حاضر روندی مثبت در پیگیری چنین اهدافی مشاهده میکنم. به نظر من کسانی که به سازمانهای یادگیرنده و چابک علاقه دارند، نباید فرصت تجربهی کاری در این مجموعه را از دست بدهند.
سلام، به عنوان شخصی که چندین ماه در این شرکت بودم، تک تک کامنتای منفی متاسفانه تجربه کردم، از بی احترامی مسئولین تا اینکه جوری به حد جنون آدم روانی میکنن، که بدون مطالبه تمام حق حقوقی که داری برید، تمام کامنتای مثبت شک ندارم از مسئولین اونجا هستن، مگرنه ده برابر استخدام ها همیشه استفا دارند، هیچ کس از یه کار خوب با محیط خوب و حقوق خوب استفا نمی دهد.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
قبل از ورود به سایبر صنعت، حرف و حدیثهای مشابهی شنیده بودم و در مصاحبه هم به آن اشاره کردم. به من پیشنهاد دادند سه ماه آزمایشی کار کنم تا خودم تجربهاش را ببینم؛ چون کار پارهوقتای نداشتم، پذیرفتم و اکنون تقریبا دو ماه است که در این شرکت مشغول به کارم. از نظر حقوق هم، برای من مهم بود که پرداختها معمولا با دو تا سه روز تأخیر انجام میشود و در جشن بیستمین سالگرد شرکت هم حضور داشتم و امروز از کنار همکاران و این محیط کاری خوشحالم.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربه کاری در هیوا واقعا مثبت و آموزنده بود محیطی دوستانه و حرفهای دارن که همیشه انگیزه میده به پیشرفت و یادگیری بیشتر همه چیز منظم و به موقع پیش میره و حقوق هم همیشه سر وقت پرداخت میشه از کار کردن با تیم هیوا بسیار راضی هستم در طول مدت همکاری با هیوا، همیشه احساس کردم که یک تیم واقعی پشت من هست فضای کاری شاد و حمایتگر داره که به آدم انگیزه میده بیشتر تلاش کنه. مسئولین و همکاران همیشه کمککننده بودن و از اینکه هنوز در هیوا مشغول به کارم خوشحالم و قطعا این تجربه برای من خیلی مفید بوده
در شرکت گروه استیل البرز تجربه کردم که مدیرعامل بیش از هر چیز به ظاهر افراد اهمیت میدهد و برای فضای رشد و پیشرفت فرصت چندانی برای دیگران نمیگذارد. او به جای توجه به توانمندیهای واقعی، افرادی را استخدام میکند که تنها ظاهر مناسبی دارند ولی در عمل چیزی بلد نیستند. دلیلش را ارثی بودن منصب میدهم و معتقد نیستم که زحمتی برای شرکت کشیده باشند؛ به همین خاطر منافع و رشد شرکت برای ایشان اهمیت ندارد. با وجود اینکه کارفرمایان زیادی با حقوق بالا جذب میکند، اما کسانی که واقعا تلاش کرده و بااستعدادند را به بدترین شکل ممکن زیر فشار قرار میدهد. هر چه بتوانی رزومهای به شکل ساختگی بنویسی، ممکن است مدیرعامل به شدت به تو علاقه نشان دهد و در نتیجه به راحتی بیکار بمانی و هیچ دستاوردی برای خودت و شرکت صنایع ورق ایران نداشته باشید.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی
سازمانی با تغییرات زیاد به اندازه حقوق و مزایا دارند، اما متاسفانه در واحدی که من کار میکردم رفتار و اخلاق حرفه ای وجود نداشت مخصوصا از طریق یکی از سرپرست های واحد که واقعا متاسف هستم برای سازمان که همچین آدمی رو اونجا نگه داشتند. با نیروها بسیار بد برخورد میکنه ، فکر میکنه مسئول نگهداری چندتا خلافکار هست تا ازشون مراقبت کنه تا اینکه در کنار اونها باشه و مشکلات رو برطرف کنه. بماند که بقیه واحدها و کارخانه هم همه از این آقا بد میگن. امیدوارم در آینده اتفاقات مثبت رخ بده و سازمان به این موضوع ورود کنه
من به عنوان یک خانم اصلا محیط تحقیق و توسعه را برای کار کردن خانم ها توصیه نمیکنم.تا زمانیکه آنجا بودم همیشه نگاه هیز و آلوده مدیر تحقیق و توسعه به خانم ها را میدیدم که چقدر محیط فاسدی بود که باعث خروج من از مجموعه شد. از طرفی مدیر تحقیق و توسعه یک آدم لیبل زن روی آدم ها بود که با اکثر افراد مشکل پیدا میکرد و خیلیا هم باهاش مشکل داشتن.از مدیریت مضخرفش از نوع حرف زدن و بد دهنی اش و خیلی از چیزهایی که بقیه در اینجا ذکر کردن.شخص مالک شرکت و مدیران ارشد شرکت افراد بسیار خیرخواه و خوبی بودند و واقعا حیف است که مجموعه کروز با وجود این افراد فاسد، چهره بدی از خود نشان میدهد و هیچ وقت متوجه نشدم که چرا مالک شرکت تغییری در مجموعه تحقیق و توسعه انجام نمیداد وقتی اینهمه خروجی نیروها و نارضایتی پرسنل را میدید.شنیده بودم که مالک کروز روی بحث سلامت رفتاری پرسنل مخصوصا ارتباط پرسنل خانم و آقا بسیار حساس هست اما تعجب میکنم چطور یه مدیر فاسد و هیز با نگاه های آلوده به پرسنل خانم را به عنوان مدیر تحقیق و توسعه گذاشته بود. از ناکارآمدی مدیریت این شخص و باند بازی او و سیستم نوچه پروری او، من هم با نظر بقیه افرادی که ذکر کردند کاملا موافق هستم و تایید میکنم.امیدوارم مدیران ارشد روزی بیدار شوند و بخاطر تضمین سلامت محیط کاری برای پرسنل خانم و نیروهای آینده آنجا یک اقدام جدی در اخراج این فرد کنند که چهره شرکت را این افراد خراب نکنند.محیط تحقیق و توسعه به لطف وجود نوچه های این آقا بسیار سمی و مافیایی بود که در آخر باعث شد من از مجموعه خداحافظی کنم و روزی که این نوچه ها و اون مدیر فاسد رو نمیبینم واقعا در آرامش هستم.
سلام من 4سال و نیم هست که در شرکت بزرگ هیوا مشغول به کار هستم روزای اول استرس زیادی برای کار داشتم چون شناختی نداشتم و تجربه کافی نداشتم ولیراموزش های خوبی داشتم و تا وقتی که کاملا مسلط بشم اموزش کامل داشتم... توی این مدت حتی یه روز هم حقوقم دیر نشده پاداش گرفتیم.جشنواره های مختلف داریم. محیط کاریمون خیلی دوستانه ست و منظم... امیدوارم کمی منصفانه تر نظر بدیم که بقیه بتونن تصمیمات بهتری بگیرن
به عنوان کارشناس کنترل کیفیت در واحد مربوط به مادیران فرودگاه پیام کرج، تجربهای پرتنش را دارم که در قالب گزارشهای داخلی و بحثهای اداری به بنبستهای کاری و فشارهای غیرمنصفانه منجر شد. در روزهای کاری خودم و یکی از همکارانم با رفتارهای ناعادلانه و تهدیدآمیز روبهرو شدم که تصمیم به اخراج فراج برایمان گرفته شد؛ این اتفاق با فشارهای روانی و تهدید بیحمایت از فرزند نوزاد و اجاره مسکن همراه بود تا جانشینی برای من در پست مربوطه اعمال شود. در یکی از موارد، در ساعتی معین از روز، اخراج بنده به پیشنهاد یکی از همکاران و با دخالت افراد دیگر به سرعت ابلاغ شد و پس از آن وضعیت کاری من به طور کامل قطع گردید. پس از آن در ساعات بعدی، به صورت فشار مضاعف برای انجام وظایف دیگری مثل نظافت و مرتبسازی دفتر شخصی یک نفر از همکاران، وادار شدم که این کارها خارج از شرح وظایف من بود و باعث احساس بیپناهی و بیاحترامی شد. سریعا شاهد صدای ضبط شدهای از یکی از کارکنان اطلاعاتی و عملیاتی بودم که با دستورات مستقیم و با طراحی برخی افراد انجام شده بود و نشان از وجود هماهنگی میان برخی افراد داشت. وجود شاهدان و مدارک این مکالمه همواره در دست بررسی است و میتواند مبنای ادعای من باشد. بعضی از همکاران که خانواده دارای فرزند بودند نیز به دنبال گزارشهای نادرست از من کنار گذاشته شدند تا افراد دیگر بار کاری سنگینتری تحمل کنند. از نظر من، این شیوههای مدیریتی و برخی تصمیمات اداری با هدف محدود کردن رشد افراد متخصص و باانگیزه بوده و باعث کاهش فرصتهای توسعه برای کارکنان شده است. از سازمان مربوطه درخواست میکنم به موضوع با دقت و شفافیت بپردازد و جلوی تکرار چنین رفتارهایی را بگیرد. باور دارم که اجرای قانون و بازنگری در فرایندهای داخلی میتواند از بروز فشارهای غیرقانونی و رفتارهای توهینآمیز جلوگیری کند. همچنین لازم است سازوکارهای مناسب برای گزارش دهی و حفاظت از کارکنان در برابر فشارهای غیرمنصفانه تقویت شود تا محیط کار سالم و منصفانهتری فراهم شود.
در کارنوشتهام یک محیط پویا پیدا میکردم اما ناچار به قبول برخی تفاوتها شدم. با هر واحد که صحبت میکردم، اکثرا ناراضی بودند و دائما گلایه میکردند، هرچند رضایت برای ترک کردن وجود نداشت. جو کاری تا حدی من را تحت فشار میگذاشت. پرداختها و سطح حقوق به نظر میرسید که تفاوتهای زیادی دارد و تبعیض یا بیعدالتی در این بخش حس میشد. مدیران و معاونان با دوام تغییر میکردند و تغییرات مدیریتی زیادی را تجربه میکردند. شرایط در واحدهای مختلف واقعا تفاوت داشت و نمیشد درباره همه به یک شکل صحبت کرد. اگر به شرکت میآمدم، باید بدانم که مدیر مستقیم تا چه حد بر تجربهی کاری تأثیرگذار است و احتمالا خوششانس بودن هم در بهدست آوردن نتایج مثبت نقش دارد. در نهایت برای همگان موفقیت آرزو دارم.
سلام بنده حدود ۸ سال سابقه کار در مجموعه شرکت کروز را دارم که حدود ۶ سال آن در واحد تحقیق و توسعه بوده و مابقی در واحد بیزنس یونیت. زمانی که از واحد تحقیق و توسعه به واحد بی یو منتقل میشدیم باوجود اینکه به فضای سمی و مبهم تحقیق توسعه واقف بودم کلا از لحاظ روحی به خاطر تغییرات ایجاد شده خیلی حال خوبی نداشتم. ولی اولین چیزی که در ماه های اولیه فعالیتم در واحد بیزینس یونیت برام آشکار شد شفافیت و سالم بودن محیط کار آن نسبت به تحقیق و توسعه بود که علت آن دقیقا نفرات بالاسری اکثرا آدم های باخلاق و با شخصیتی بود. این را مقایسه می کردم با فضای سیاسی و افسرده تحقیق و توسعه که ماحصل مافیای بین مدیریت آن و روسای تیم های نرم افزار و سخت افزار و مدیر وقت پروژه ای سی یو بود. تازه متوجه شدم که کار کردن در محیط سالم چقدر می تواند درگیری های الکی ذهنی را کم کند. مقایسه من کاملا نسبی است و دال بر ایده آل بودن آن نیست. خیلی متاسفم برای مدیریت ارشد که علیرغم این همه فیدبک هیچ کاری برای برهم زدن مافیای تحقیق و توسعه نمیکند.
سلام وقت بخیر من در این شرکت کارمند بودم و از تجربه کاری در این شرکت لذت بردم به شما دوستان هم پیشنهاد می دم برای استخدام یک سری به این شرکت بزنید چون مزایای خوبی به کارمندان خودشون ارائه میدن ممنون از شما. ی
شرکت بینهایت داغون و بی دروپیکر هست، واقعا جای موندن نیست.بدون هیچگونه قصد و غرض میگم، چون نمیخوام اشتباه من رو بقیه مرتکب بشن. من بعد ازحدود یکسال و چند ماه کارکردن توی اینجا این موارد رو میگم: 1-دنبال یک شرکت و کار درست حسابی باشین. 2-این شرکت مشکل ساختاری و سازمانی داره 3-هرکسی که سرش به تنش بیارزه ، قطعا اینجا نمیمونه(شک نکنین، هیچ آدم باسواد بالای 2سال سابقه اینجا نمی بینید..) 4-حقوق تاخیر 3ماهه داره(این حداقلش هست) 5-روابط زیرپوستی و پنهان ، تا دلتون بخواد داره... 6-مدیرعامل به شدت ضعیف هست(کاری ندارم که یه سری چون جای دیگه ای ندیدن میگن این بهترین مدیرعامل دنیاس!) 7-برای مطالبات و حق و حقوقتون باید کفش آهنی بپوشین و اداره کار برین..توی اداره کار کلی پرونده شکایت از شرکت هست. 8-قرارداد کاری رو خیلی دیر بهتون میدن یا اصلا نمیدن 9-زیرساخت های شرکت از هر نظر منهدم هست. 10-مدیران اینجا هیچ دوره مدیریت ندیدن،هیچ جای دیگه ای هم مدیر نبودن!(فاجعه هستن) 11-واسه همه چی پول دارن، بجز پرداخت حقوق و حق بیمه! 12- آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین...آریا بنیز نیاین. اینجا هیچییش شبیه یه شرکت نیست، هرچیزی اینجا نوشتن درست هست. با احترام به خودم و همه ی کساییکه اینجا کار میکنن: آریا بنیز از داخل پوسیده و نابود هست. یه شرکت ورشکسته و بی پول، که هیچ ارزشی واسه آدم ها قائل نیست.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قواین سختگیرانهای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
من کار ترجمه رو به دلیل علاقه ام برای مطالعه در حوزه های مختلف شروع کردم. حالا علاوه بر درآمدی که از این مسیر دارم، می تونم تو زمینههای مختلف مطالعه هم داشته باشم. با وجود سختیهایی که این کار داره و مشکلاتی که موجود هست. ولی واقعا از روی علاقه وارد این حوزه شدم. بخش اعظم درآمد من از سایت ترجمیک هست. البته با دو موسسه دیگر هم همکاری دارم ولی در حد خیلی کم چون حقالزحمه ترجمیک خیلی بالاتر از این دو موسسه هست البته قوانین سختگیرانه ای هم داره. انشالله که مترجمها روزی به جایگاه واقعیشون برسن.
متأسفانه، پردازش در سطح ملی در حال آسیب رساندن به برند کاریزما است و به نظر میرسد که مدیران باید هر چه سریعتر تدبیری بیندیشند. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
برای من همیشه روشن بود که شرکت سایبر صنعت با وجود سابقهای نسبتا طولانی در زمینه خود، اکنون با رویکرد تازه تیم مدیریتی به سمت پروژههای بزرگ و استراتژیهای توسعه صادرات خدمات فنی حرکت میکند. در سالهای گذشته نوسانهای معمول شرکتهای پیمانکاری فنی و مهندسی را دیدهام، اما در حال حاضر روندی مثبت در پیگیری چنین اهدافی مشاهده میکنم. به نظر من کسانی که به سازمانهای یادگیرنده و چابک علاقه دارند، نباید فرصت تجربهی کاری در این مجموعه را از دست بدهند.
سلام، به عنوان شخصی که چندین ماه در این شرکت بودم، تک تک کامنتای منفی متاسفانه تجربه کردم، از بی احترامی مسئولین تا اینکه جوری به حد جنون آدم روانی میکنن، که بدون مطالبه تمام حق حقوقی که داری برید، تمام کامنتای مثبت شک ندارم از مسئولین اونجا هستن، مگرنه ده برابر استخدام ها همیشه استفا دارند، هیچ کس از یه کار خوب با محیط خوب و حقوق خوب استفا نمی دهد.
مدتهاست که در حوزه UI/UX تجربه میکنم و با چند کمپانی نرمافزاری همکاری داشتم. چند وقتی است که به این شرکت ملحق شدم، اما همواره ترسناک بود که شاید در روزهای اول ورود شرایط فرق کند و به همین دلیل شاید به این شرکت نمی آمدم. حالا تجربهام از این چند ماه با تمام باورهایی که پیش از پیوستن داشتم خیلی فرق دارد و انگار یا قبل از اینجا اوضاع بهکلی دیگری بوده یا تجربههای منفی واقعیت نداشتند. نظم، انضباط و پیگیری منظم کارها از سوی مدیر فنی عالی است و همواره آنقدر کار برایم ساده بوده که گذر زمان را حس نمیکنم. گروه توسعه، بهخصوص دوستان فرانتاند که بیشتر با من همکاری دارند، بسیار مهربان و صمیمی هستند. فضای حرفهای توسعه نرمافزار و ابزارها و روشهایی که استفاده میکنند برایم تازه و محرک بود و کار را خیلی سادهتر کرد. اینجا را اینقدر دوست دارم که گاهی به آینده پروژهها فکر میکنم و میگویم شاید از دست دادن حضورم در این تیم چیز خوبی نباشد. این حرفها را بهخاطر این نوشتم تا اگر شرایط استخدامیام فرق میکرد یا تصمیمم عوض میشد، فرصت را از دست ندهم و با خودم مرور کنم که نباید با ارائه اطلاعات نادرست به خودمان ظلم کنیم. امیدوارم این چند خط برای کسانی که واقعا دنبال یک جای حرفهای و خوب هستند مفید باشد.
قبل از ورود به سایبر صنعت، حرف و حدیثهای مشابهی شنیده بودم و در مصاحبه هم به آن اشاره کردم. به من پیشنهاد دادند سه ماه آزمایشی کار کنم تا خودم تجربهاش را ببینم؛ چون کار پارهوقتای نداشتم، پذیرفتم و اکنون تقریبا دو ماه است که در این شرکت مشغول به کارم. از نظر حقوق هم، برای من مهم بود که پرداختها معمولا با دو تا سه روز تأخیر انجام میشود و در جشن بیستمین سالگرد شرکت هم حضور داشتم و امروز از کنار همکاران و این محیط کاری خوشحالم.
افتضاح افتضاح نه حقوق میدن نه مزایا مدیر منابع انسانیش که اصلا تو باغ نیست مدیرانش هم که فقط به فکر جیب خودشونن اصلا به پرسنل اهمیت نمیدن سه ماه حقوق تأخیری داره خیلیا هم که رفتن هنوز نتونستن حقوق و عیدی و سنواتشونو بگیرن خدا لعنتشون کنه
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
تجربه کاری در هیوا واقعا مثبت و آموزنده بود محیطی دوستانه و حرفهای دارن که همیشه انگیزه میده به پیشرفت و یادگیری بیشتر همه چیز منظم و به موقع پیش میره و حقوق هم همیشه سر وقت پرداخت میشه از کار کردن با تیم هیوا بسیار راضی هستم در طول مدت همکاری با هیوا، همیشه احساس کردم که یک تیم واقعی پشت من هست فضای کاری شاد و حمایتگر داره که به آدم انگیزه میده بیشتر تلاش کنه. مسئولین و همکاران همیشه کمککننده بودن و از اینکه هنوز در هیوا مشغول به کارم خوشحالم و قطعا این تجربه برای من خیلی مفید بوده
در شرکت گروه استیل البرز تجربه کردم که مدیرعامل بیش از هر چیز به ظاهر افراد اهمیت میدهد و برای فضای رشد و پیشرفت فرصت چندانی برای دیگران نمیگذارد. او به جای توجه به توانمندیهای واقعی، افرادی را استخدام میکند که تنها ظاهر مناسبی دارند ولی در عمل چیزی بلد نیستند. دلیلش را ارثی بودن منصب میدهم و معتقد نیستم که زحمتی برای شرکت کشیده باشند؛ به همین خاطر منافع و رشد شرکت برای ایشان اهمیت ندارد. با وجود اینکه کارفرمایان زیادی با حقوق بالا جذب میکند، اما کسانی که واقعا تلاش کرده و بااستعدادند را به بدترین شکل ممکن زیر فشار قرار میدهد. هر چه بتوانی رزومهای به شکل ساختگی بنویسی، ممکن است مدیرعامل به شدت به تو علاقه نشان دهد و در نتیجه به راحتی بیکار بمانی و هیچ دستاوردی برای خودت و شرکت صنایع ورق ایران نداشته باشید.
قراردادش یک ماهست. یک ماه مثل الاغ بدون غذا تو یه جای بسته پر دوربین از آدم کار میکشن آخرشم 12 تومن میدن که باید خرج پادرد و کمردرد بکنی. 12 ساعت سرپایی مثل ربات و آدهم آهنی فقط بابد راه بری و اتوماتیک حمالی کنی