من در مرحله استخدام در شرکتی که عنوانش دولتی بود اما اسمش خصوصی به نظر میرسید، با وعدههای غیرواقعی مواجه شدم. در آغاز کار، به من وعدههای مالی مثل کارانههای غیرواقعی داده شد و درآمدم به صورت فریبندهای تشریح شد. نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که حتی با وجود سابقه کاری و مدتزمان حضورم در شرکت، در صورت قطع همکاری تنها از طریق شکایت امکان پسگیری پول وجود دارد و در غیر این صورت شرکت تسویهای انجام نمیدهد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من از وضعیتی که با کارگران این کارخانه مواجه شدم ناراحتم و احساس کردم رفتار مدیریت نسبت به حقوق و مسائل مالی خیلی نامناسب است، بهخصوص وقتی دیده میشود که برخی از قوانین پرداخت و تسویه نادیده گرفته میشود تا برند و مجموعه بهعنوان برند حفظ شود. به نظر میرسید در مجموعهای که در آن کار میکردم، اصول حرفهای و حقوقی به چشم نمیآمد و برخی از مدیران به پرداخت حقوق به موقع یا رعایت تعهدات مالی توجه نمیکردند. این وضعیت باعث میشد اعتماد به سیستم و شفافیت مالی زیر سؤال برود و از طرفی صدای کارگران بهعنوان گروهی از افراد که سختی کار میکنند، خاموش بماند. در چنین شرایطی احساس میکردم باید برای حفظ کرامت و حقوق خود و همکاران، موارد نقض حقوق کارگری و نحوه برخورد با حقوق و تسویهحساب را به درستی مطرح کنیم و دنبال شفافسازی و پاسخ صریح از سمت مسئولان باشیم. همچنین احتمال دارد که برخی از مدیران از بدهیهای معوق و مبالغ دریافتی در قالب کارکرد یا مزایا، بهطور کامل آگاه نباشند یا به گونهای عمل کنند که این امر به برند و سازمان آسیب نرساند. من همچنین به ضرورت گزارش منظم و قانونی هرگونه تخلفی که موجب تضییع حقوق کارکنان میشود تأکید میکنم تا هم از حیث حقوقی و هم از منظر اخلاقی، مجموعه پاسخگو باشد. هدف من حفظ عدالت کاری و اطمینان از تسویه منصفانه حقوق است، و در صورت نیاز، از طریق راههای قانونی و معتبر پیگیری میکنم تا اطمینان داشته باشم که حقوقمان بهدرستی پرداخت میشود و اعتبار برند نیز حفظ میشود.
هر چند نقد بسیاری بر سیستم اروا وارد است اما طی پیامهای بالا برخی از نفرات نسبت به بیان اتفاقات در آروا مقداری بی انصافی داشته اند . نداشتن بیمه تکمیلی که خانم گرافیست اشاره کردند کاملا غیر واقع است. شخصا از شرکت آروا جدا شده ام . بنا به دلایل شخصی این اتفاق رقم خورده است. اختلاف سلیقه بسیار داشته ام با مدیر بالادستی اما همواره این اختلاف سلیقه بر مبنای احترام و درک متقابل بررسی و مرتفع شده . مسیر رو به رشد اروا برای بسیاری از انسانها قابل همراهی نیست و موضوع قطع همکاری را به سازمانها ارتباط می دهند. طبیعتا در مسیر کاری چالش های بسیاری ایجاد می شود و این دلیلی بر بدیسازمانها نیست . به شخصه شرکت اروا رو بر کسانی که به دنبال رشد و یادگیری بالا هستند پیشنهاد می کنم
من به اندازهای که روال کار رو درست فهمیدم حس کردم که پروژهای با عنوان نیرویSenior Back-end Developer برای کار از راه دور و با تسلط به PHP و Laravel به من پیشنهاد شد. چند روز بعد شخصی از شرکت با من تماس گرفت و مصاحبه فنی را از طریق تلفن انجام داد. چند ساعت بعد قرار شد از روز بعد کار را آغاز کنم و به کانال تلگرامشان اضافه شدم. در ایران شرکت با نامهای مشابه معرفی میشد: ارتباطات هوشمند هویار یا شرکت گندم و در کانادا با نام مدیاتل. طبق روند اداری پرسیدم که گفتند قرارداد ندارند و حتی با نیروهای سطح بالا هم قرارداد نبستهاند. در طول همکاری متوجه شدم که روزانه افراد متعددی به دلایل مختلف از گروه حذف میشدند و وقتی دلیل را میگرفتم، میگفتند بدون اطلاع قبلی از گروه خارج شدند و تمام دسترسیهایشان قطع شده است. بارها توهین شنیدم و نگاه از بالا به پایین نسبت به عملکردمان داشتند و این رفتار فقط با عنوان نیروهای برنامهنویس نبود. ساعات کاری برایشان معنایی نداشت و یک بار در ساعت سه و سیدقیقه صبح با من تماس گرفتند. در پایان ماه درباره پرداختی پرسیدم و پاسخ گفتند مگه در این دوره زمانی کسی حقوق میگیرد؟ و در پاسخ گفتند شوخی کردهاند، اما روشن بود که جدی نبودند و تا به امروز با من تسویه نشده است. طی دو ماه دفعات زیادی پیگیری کردم و به بهانههای مختلف امروز و فردا کردند؛ آخرین دلیلشان NDA بود که میگفتند فقط در صورت عقد قرارداد رسمی معتبر اعمال میشود، اما این آقا بدون بستن قرارداد و واریز حقوق از نیرو کار میکشید. این شرکت با نامهای زیر و تبلیغات استخدامی در سایتهای مختلف فعالیت میکند: ارتباطات هوشمند هویار (ایران)، شرکت گندم (ایران)، ارتباطات هوشمند گندم، شرکت مدیاتل (کانادا). اگر به تبلیغات با این عناوین پاسخ دادید یا با شما تماس گرفتند، به هیچ عنوان همکاری نکنید چون ممکن است یک ماه کامل از شما کار کشیده و حقوقتان پرداخت نشود.
شنیدم که دو ماه و هفت روز با مجموعه ماندگار درمان ایرانیان کار کردم و به صورت رسمی از کار باهاشون استعفا دادم. در تصمیمی که گرفتم دلیلهای زیادی داشتم، از جمله رفتارهای بدون استاندارد مدیریتی و نبود حرفهایگری، بهویژه از جانب مدیر ارشد و CTO. پرداخت حقوق به موقع نبود و حقوق اسفند در اردیبهشت به مقدار ناچیزی پرداخت شد. بیمه هم ارائه نمیشد و ساعات کاری با استانداردهای معمول همخوانی نداشت؛ اغلب از من تا ساعت نه شب کار میکشیدند. عیدی پرداخت نمیشد و وظایف محوله هم گاه غیرعادی و سنگین بود، طوری که حتی جابهجایی اشیاء سنگین هم به عهده پرسنل میافتاد. انگیزه به سادگی از بین میرفت و مدیریتی ضعیف حاکم بود. قرارداد رسمی بسته نمیشد و اضافهکاری بدون پرداخت بود. اگر در فرومها فردی از این مجموعه تعریف میکند، به نظر من از جانب مدیران مجموعه است که برای نرمالسازی و تبلیغ نظر خودشان نظر میگذارند. اگر وارد مجموعه شدید، بهتر است بدون قرارداد به هیچ وجه همکاری را ادامه ندهید؛ آنها معمولا امضای قرارداد را به تعویق میاندازند و در نهایت به آن پایبند نیستند. تصور میکنم امکان دستکاری قرارداد هم وجود دارد، پس حتما نسخهای از قرارداد را از آنها بگیرید، در صورت جلسه یا توافقی که میبندند. با این وجود، اگر هنوز قرارداد بسته نشده، به شرط روشن بودن شرایط بهدنبال آن باشید. اگر چه اعلام میکنند زمان کار تا شش تاست، عملا تا ساعتهای پایانی شب نگه میدارند و به مرور پایان زمان کار را تا ساعتهای نه یا ده شب عادی میکنند. در تعطیلات نوروز حقوق واریز نشد و پیگیریها پاسخگو نبودند. حقوق بهمن و اسفند هم در اردیبهشت پرداخت شد، اما به مقدار وعدهدادهشده نبود و نهایتا نصف آن دو ماه پس از موعد پرداخت شد. اضافهکاری هم به ازای هر ساعت با مقدار ناچیزی جبران میشد. مرخصی هم با فشار و طنابکشی و تنها در شرایط خاص و به صورت سختگیرانه ممکن بود پرداخت شود. حقوق هم بهطور کلی با تأخیر پرداخت میشد و حتی اگر قرارداد وجود نداشت، ممکن بود حقوق پرداخت نشود. شاید وعده تشویقها، عیدی، اضافهکاری و پاداش داده شود، اما به هیچ وجه عمل نمیشود.
فوق العاده بی ادب و بی تربیت هستن اصن رفتار درست ندارن مدام ادمو خورد میکنن موقع استخدام جوری بر خورد میکنه پزشکشون که انگار برده گرفته داد میزنه ک انگار مثلا چخبره بی جهت بر همه ام ار ای و سونو و رفتن پیش روانپزشک مینویسه حتی مشکل ام نباش بر میدارن روت عیب میزارن ک استخدام نشی اونایی ام که قبول میکنن برای استخدام طی ۵ ماه میگن بیا یا ن واقعا متاسفم براشون خب اگه طرف بخاد ۵ ماه بیکار باشه ب چ درد میخوره ...کلی هزینه الکی میتراشن م
هر ادعایی باید با سند باشه تصویر قرارداد رو اینجا میذارم تو خودتون قضاوت کنید. وقتی یک نفر مینویسه "سفته میگیرن یا جریمه میکنن" باید با مدرک باشه سفته میگیرن، 3 ماه قبل از استعفا هم باید اطلاع بدید و گرنه جریمه میکنن به هیچ عنوان رضایتنامه شغلی نمیدن مدیر تمام تیمها از هیات مدیره هست و اگر شما مدیر تیمی بشید (که از محالات هست) قدرتی ندارید و تصمیم گیرنده نیستید فقط بار بیشتری روتون میذارن! سمی بودن محیط تولید رو تو یک ماه اول با چشم میبینید و با ویژگیهای خاص هیات موسس هم آشنا میشید! کاملا مشخصه نظرات مثبت از طرف شرکت هست. اگه درست بررسی کنید متوجه میشید که یا حرفهای بدون مدرک نوشته شده یا در مورد صبحانه نوشتن یا کلی گویی شده!!! به نظرات مثبت دقت کنید، فقط از هیات مدیره (در واقع همون هیات موسس) تمجید شده در هر صورت برای کارآموزی خوبه ولی اگه سابقه کار مناسبی دارید خودتون رو با اداره کار درگیر نکنید
سلام به طور خلاصه بخوام بگم یک محیط کاری هستش که با جهنم برابری میکنه اگر بفهمن که شما قصد پیشرفت و ترقی داری هر جور شده زیرابتو میزنن یا کارای دیگه میکنن تا از اونجا بندازنت بیرون یا خودت فرار کنی رفتار بعضی از کسانی که رئیس بخش هستن منو یاد رفتار سفید پوستا با بردههای سیاه پوست میندازه فقط فرقی که داره شلاق ندارن(کارخانه اتوبان فتح اینجوری بود جاهای دیگهرو نمیدونم) بقیه کسانی که تو اون بخش مشغول کار بودن در ظاهر دوست شما اما در باطن دشمن شما بنده اجبارا ۱ماه اونجا مشغول به کار بودم و یکی از بدترین تجربههای زندگیم بود،امیدورام نسیب دشمن آدم نشه
به خاطر امید زیادی که از همکاری با مدیران ۲۱ داشتم، انتظارهای بالایی از نتیجهها داشتیم اما چیزی که تصور میکردم به حقیقت نرسید. ادعاهای مطرح شده خیلی زیاد بود، اما در عمل نتایج و تغییرات با آن تفاوت چشمگیری داشت و در نهایت به خسارت و زیان منجر شد. به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
چند روز پیش شخصی به اسم "cto | تمام وقت" اومده اینجا پیام گذاشته که خودش جای بحث داره. البته اونقدری که توی مهدکودک سمی و کوتولو پرور شرکت پردازش مالی کاریزما به جوکر و مافیا و مولوی خوانی و فیلم نامه خوانی بها داده میشه به تخصص و دانش سر سوزنی بها داده نمیشه. توی این 14 ماه چیزی جز زیرآب زنی و دروغ و مدیرای نیم قرونی ندیدم. جدا این حجم از بیسوادی و بی تخصصی و تکروی توی تیم لیدها و مدیر محصولات مایه بسی تاسف و شرم هست. PM فقط از خاطرات واهی میگن مثلا: من چند سال پیش (کدوم سال؟؟) توی یه شرکتی(کدوم شرکت؟؟) یه پروژه ای (کدوم پروژه؟؟) با یه تیمی(کدوم تیم؟؟) به نتیجه (چه نتیجه ای؟؟) رسوندم!!!!!! 🙄 شما خودت کلاتو قاضی کن، به نظرت این مدیر(همین که خاطره واهی میگه) شگفت انگیز دقیقا چی کار کرده؟؟؟ #مدیر_سفارشی_نیم قرونی
عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان راجب کامنتهای منفی که بعضی از دوستان گذاشتن باید بگم که کاملا از روی احساسات هستش و هیچ منطقی پشتش نیست طبیعتا هر کجای این دنیا که برید و در هر شرکتی که مشغول باشید،نقاط قوت و ضعف وجود داره و هیچ کجا نیستش که فقط نقاط قوت محض داشته باشه. راجب شرکت منشور سیمین باید بگم که با وجود سابقه کاری پنج ساله ای که از همکاری با شخص شخیص جناب مدیرعامل و آقازاده لایق و بااستعداد و متشخص و خوش فکرشون دارم،همه چیز روی مسیر پیشرفت داره به جلو میره و شرکت با اتکا به دانش فنی و اختراعاتی که جناب مدیرعامل و آقازادشون انجام میدن روی ریل ترقی هستش و نکات منفی که دوستان گفتن وجود نداره طبیعت هرچیزی حد و حدودی داره.چه صحبت با تلفن و چه سرویس رفتن و کارای شخصی دیگه. قرار نیست آدم هرکاری دلش میخواد بکنه و توقع داشته باشه بازخواست نشه. خلاصه که شرکت منشور سیمین،شرکت خوبی هستش به شرطی که به وظایف خودتون آگاه باشید و توقع بیجا نداشته باشید.چون هم آزادی وجود داره و هم صمیمیت بین اعضا.من که کاملا راضی هستم از این شرکت
شرکت توسن سها را تجربه کردم و تصمیم گرفتم از زاویهی خودم روایت mớiی بسازم. اوایل حضورم رفتار همکاران و فضای شرکت بهخصوص احترام و ادب حاکم در محیط برایم جالب بود؛ چون تجربهی قبلیم فضای ناسالمی داشت، حضور در اینجا نوید امیدی میداد و انگیزه میگفتم که سالها بمانم و پیشرفت کنم. با این حال خیلی زود تفاوت بارز رفتار مدیرم را نسبت به بقیه حس کردم؛ او ظاهرا بهظاهر باهوش بهنظر میرسید اما کمتر تمایل داشت بیزینس را واضح توضیح بدهد و بیان مسئلهاش بهخوبی نبود. پرسشهای من هم که عادت دارم توضیح بگیرم، منجر به عکسالعملی ناخوشایند میشد. اولین تسک من واقعا چالشبرانگیز بود و با وجود تمام تلاشم نتیجهی قابل قبولی نگرفتم. در ادامه گفت که تمایل دارد یک کار خاص را با من بنویسم و ادعا کرد قبلا هم چنین کاری را انجام داده است. من آماده بودم یاد بگیرم و با اشتیاق کار میکردم؛ شبهای طولانی را برای جستوجو و یادگیری میگذراندیم تا کدی بنویسم. در نهایت تنها بخش کوچکی از کار مطابق انتظار او شد و بقیه را به دلخواه من لازم نبود. او گفت این بخش کافی نیست و کدی که نوشتم را قبول نکرد. من هم گفتم که پروژهی نهایی نبوده و برای دریافت کمک به او مراجعه کردم، اما پاسخها به من میگفتند که شیوهی من اشتباه است و باید بهصورت دیگری عمل کنم. در نهایت فهمیدم که منابعی که ادعا میکردند وجود دارد یا در دسترس بوده، حالا نیست و دسترسیها کاهش یافتهاند. سال پایان کار، معاون مدیریتی بالاتر از او را در جریان گذاشتم و او هم اظهار کرد که تسک همچنان ناقص است. از این تجربه احساس ناامیدی و تلخی داشتم و احساس میکردم با فردی که بهطور جدی برایمان شفاف نبود، مواجه شدم. فضای تیمی هماکنون لایهای از سوءتفاهم و ناسازگاری را نشان میداد و بهغایت رفتارهای ناسالم در برخی رویکردها دیده میشد؛ مدیری که به نظر میرسید جنبهی بیاعتماد و تفاوت فاحشی با دیگران دارد. با وجود تمام این موارد، من همچنان در پی تجربهای سازنده بودم و سعی میکردم از این تجربه درس بگیرم.
آقا اینا قورباغه رنگ میکنن جای قناری تحویلتون میدن متخصص استفاده از لغات تخصصی ولی در باطن هیچ خروجی ندارن مثلا منتظرید به قول خودشون نظام نامه فروش بهتون بدن، میبنی یه کاغذ کج پرینت شده با فونت تایمز نیو رومن 11 یک صفحه دستتونه که 50 تا غلط املایی و سیاست های متناقض هم توش داره، اما خب بهش میگن نظام نامه مثلا میگن وااااای شما نمودار استخوان ماهی ندارید؟؟؟؟؟؟؟ فایو وایز رو تو سیستمون پیاده نکردید؟؟؟؟؟؟ اوه اوه اوه بعد میان یه PDF میارن توضیحش میدن و این توضیحات یک ماه طول میکشه و شما فقط حق مشاوره دادید بدون هیچ خروجی عملیاتی تاثیر گذار بر بهبود فرآیندهاتون اولویت مولویت هم کلا باهاش غریبن مثلا شما کل سازمانت 60 نفره، یهو میان 40 نفر دیگه میخوان نیرو اضافه کنن خنده دار ترین اداعاشون داشتن خط قرمزه، اینا خط صورتیم ندارن، هم از استاندارد های اخلاق عدول میکنن، هم از استانداردهای علمی، شما یه کارفرمای خنگ باش کاملا به سلیقه تو میرن جلو که فقط قرارداد حفظ شه اینو که بهشون میگی لیست میکنن جاهایی که ازش اومدن بیرون، البته اون لیست بلند بالاست، اما تهشو که در میاری میفهمی اینا نبودن که بخاطر خط قرمزهاشون اون شرکت هار و ترک کردن، در واقع بخاطر کارشکنی ها و تخریب ها و بی نیتجه بودن حضورشون پرت شدن بیرون فریب سرفیس و تیوولی و قر و فر مشاوراشونو نخورین هیچی نیستن ما با همون حروف مدیران 21 کلمه مناسب تری ساختیم در وصف کامل تر این شرکت ( ری د م ا ن 21)
برای من حضور در این شرکت با وجود تظاهر به موفقیت، واقعا ناامیدکننده بود. دو-سه نفر از مشاوران نفوذ زیادی روی آقای خلیلی داشتند و در نتیجه ماهیت و هدف کلی مجموعه را زیر سوال میبردند. آن قدر تخریب شرکتهای مختلف، کارشکنی، زیرآبزدن و حذف نیروهای متخصص در شرکتهای طرف قرارداد دیدم که وجدانم اجازه ادامه همکاری با ۲۱ را نمیداد. زد و بند و نمایش ظاهرسازی بخشی از روال همیشگی این شرکت است و تلاششان این است که جای پای خودشان را با ورود منابع انسانی مطیع به داخل مجموعهها محکم کنند و آنها را به خودشان وابسته سازند. به علاوه، دیتای شرکتها را دستاورد اصلی خود میدانند و از همانها برای رزومه کارهای آینده استفاده میکنند. از دید من، بزرگترین اشتباه، قرارداد با این شرکت و با گروه دروغگو و متظاهر است. در نهایت فقط چند جلد پرونده اجرایی کپیشده و تعدادی فایل PDF میماند که ارزشی اضافه نمیآورد و احتمالا اگر بهکل خراب نشوید، همین هم بس است.
من از وضعیت مدیریت مجموعه ناراضیام و باور دارم که اعضای مدیریتی واقعا به تشخیص مناسب بودن شخص برای سمت خود اهمیت نمیدهند. اینجا مشکل این است که فردی با شخصیت ضعیف و هولزده به عنوان مدیر واحد انتخاب شده و این موضوع برای تمام پرسنل زن محسوس است؛ چرا که باهاش ارتباط برقرار کردن به نحوی لازم میشود و او رفتارهای ناپسندی از خود نشان میدهد. ای کاش مدیری با درک و شجاعت وجود داشت که بتواند با صراحت با موارد مختلف برخورد کند و مسیر بهبود را نشان بدهد.
این شرکت در زمینه توسعهی نرمافزار فعالیت داره. یکی از تجربههای مثبت من در این شرکت، همکاری با همکارای متخصص و پرانرژی هست. درسته شرکت بزرگ نیست. ولی تیم خوبی داره و محیط صمیمی ای هم داره.
داناپرداز جایی که هیچ تاکید میکنم هیچ ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیست و رفتار مدیران تنها چیزی که در شما ایجاد میکنه حس برده داریه. مدیران هیچ اعتقادی به تیم سازی ندارند و همگی گویی در رقابتن تا هر کدوم بیشتر به چشم مدیرعامل بیان حتی به قیمت زیرپا گذاشتن کارشناسان تحت مدیریتشون خبری از پیشرفت کاری در دانا نیست... خبری از پاداش عملکرد، بیمه تکمیلی مناسب نیست... تو مصاحبه ادعا میکنن به موقع حقوق میدن و به موقعشون در کار میشه ۶ تا ۱۰ ماه! خدا نکنه بخوای مرخصی بری، تا نمیری بهت مرخصی نمیدن... محیط فوق العاده سنگین و پر تنش! خلاصه کلام اگر کار اولی و بیسابقه هستید برای شروع، کسب تجربه دووم بیاری تا ۱ سال شاید بد نباشه، اونم به امید رهایی البته! راستی اینم بگم تا دلتون بخواد ورود و خروج نیرو دارن بدون اینکه این میزان نارضایتی براشون مهم باشه... داناپرداز شبیه کابوسه...
بعد از پنج سال همکاری با شرکت ادصاب، تجربه من از فضای کاری صمیمی و شرایط مساعدی که وجود دارد همیشه برایم دلنشین بوده و امیدوارم فضایی که برای آموزش پرسنل فراهم شده، گسترش پیدا کند تا همه احساس پیشرفت را تجربه کنند. واقعا پیشنهاد میکنم هرکس که به کار با این شرکت فکر میکند، یکبار بیاید و از نزدیک حال و هوای کار را ببیند. به نظر میرسد برخی از نظراتی که درباره ادصاب مطرح میشود، علاوه بر اینکه با دلایلی مختلف بیان میشود، گاهی همراه با توهین است و امیدوارم در آینده آرامش بیشتری حاکم شود.
به جرات میگم باید صبح و ظهر و شب برای کارمندای مفت بری که تا عصر درحال لاس زدنن و 5تا 10 شب تازه کار میکنن.باید 3نوبت داروی بیماران سادیسمی رو در سازمان پخش کنند پر از افرادی که واقعا از هر لحاظ هیچ اند ولی عاشق تحقیر و توهین و زیر اب زنی و حرف بردن و اوردن هستند.کار کردن درجه 10000 هم براشون نیست خوشند پول در میارن...اینا بعدا باید خرج درمون خودت بکنی چون جز سداد جایی امثال شمارو راه نمیدن
از بدترین شرکتهایی بود که کار کردم. یه محیط بشدت بی نظم و کارها بشدت پراکنده. چه مدیرعامل چه معاون و چه مدیرفنی، ممکنه بهت کار بدن و هیچ سلسله مراتبی نداره. سفته سنگین ازت میگیرن. بشدت بهت بی احترامی میکنن. مهم نیست چند سالته، مهم اینه اون شخص مدیر عامل باید عصبانیتش سرت خالی کنه. ممکنه به هر دلیلی که قصد ادامه نداشته باشی. طلبت بهت ندن که من تجربه کردم و حقوق ۲ ماه پاره وقت کار کردنم رو کلا ندادن و هزار تا بهانه جور کردن که این کارشون توجیه کنن. وقتی توی اون محیط هستی به وضوح میبینی که افراد زیرآب همو میزنن و هرکی واسه خودش تیم پچ پچ کردن داره. کاملا مشهود به افراد توهین میکنن و سرشون داد میزنن و مهم نیست اون لحظه چند نفر اونجا حضور دارن.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.