این مجموعه فقط اسم در کرده ولی واقعا این چیزی که میگند نیست الان تمام پروژه های شرکت عقب افتاده و پر از پرونده های حقوقی داره، کل این شرکت شده یک خانم که شده همه کاره شرکت و کسی جرات نداره بهش حرف بزنه چون زیر نظر مدیر عامل حمایت میشه و در حد سواد دیپلم هم نداره به هم دستور میده و بد رفتاری میکنه یه ذره فهم و شعور نداره خلاصه ۹ ماه وقت خودمو اونجا بیخودی گذروندم داخل مهندسی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از کمهوش بودن منابع انسانی همین بس که اومده توی یه روز پنج تا کامنت گذاشته که همشونم میگن {شرکت خوبیه حقوق دیر و زود میشه ولی نمیسوزه و ما هم دیگه اونجا نیستیم به دلایل شخصی}، خانم کم هوش حداقل متن رو عوض کن. اول این که این شرکت توی کل عمر کاریش حتی و تاکید میکنم حتی یک بار هم حقوق رو به موقع نداده چه برسه زود. دوم اینکه بله چهار پنج نفری هستن که رفتن و برگشتن که علتش چند تا چیزهص یکی اینه که ادم ضعیفین جای دیگه کار به درد بخور پیدا نکردن و علت دیگشم اینه بر میگیردن با یه حقوق خیلی بالا و سر تایم برای اون افراد خاص که عمدتا نقش مدیریتی دارن.
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
من دو سال پیش تو این شرکت کار میکردم به دلایل شخصی مجبور شدم بیام بیرون، کامنتا رو که میخوندم دیدم چقدر نظرات با دشمنی نوشته شده. این شرکت قطعا مثل هر شرکت و هر جای دیگه ای بدی های خودشو داره و نه اینجوری که آدما میگن.ادمایی که نظرات ب این بدی مینویسن اگر منصف باشن باید از خوبی های شرکت هم بگن.تو این شرکت فضا برای رشد زیاد داری و مثل پادگان باهات رفتار نمیکنن، حقوقشون دیر و زود میشه ولی هیچوقت پولتونو نمیخورن و محاسبات تسویه حسابشون مطابق قانونه.
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر
تایم کاری شیفت عصر بطور خلاصه بگم این شرکت تمام راه های کلاه برداری رو بلده و این فرقی نمیکنه مردم باشه یا نیروی خودش این شرکت 3 قسمت it تحصیلی و حقوقی داره و تو هر 3 واحد روند کاری به یه شکله حالا چطور به این شکل که تماس با این شرکت دقیقه ای 15 هزار رو قبض تلفن مشترک میندازه و اینا میگن به هرروشی شده تایم مکالمه افزایش پیدا کنه و به موازات اون به شما حقوق داده میشه یعنی تایم مکالمه کم حقوق کم سرپرست های این شرکت بشکل برده با شما رفتار میکنن و حقوق شمارو تاجایی که بشه به دلایل چرت و پرت مختلف (جریمه بابت درست نشستن رو صندلی) کم میکنن یکی از نمونه کلاه برداری سر نیروی خودشون اینکه 3 ماه اول رو بیمه نمیکنن (زمان مصاحبه میگن بیمه از روز اول) و برای اینکه شما دستتون جایی بند نباشه حقوق رو نقدی میدن بهتون یا اینکه عیدی رو بشکل وام بشما میدن (برگه ای رو اسفند میارن امضا کنید که توش نوشته مثلا یه پایه حقوق بعنوان وام گرفتم از شرکت در صورت امضا نکردن هم عیدی نمیدن بهتون) بعدا مثلا از شرکت بخواید شکایت کنید این برگه رو برعلیهتون استفاده میکنن و میگن باید مبلغ رو بدید به شرکت خلاصه بگم امضا کردن قرار داد با این شرکت کلی آه ناله ادم فقیر پشتتونه
امروز به این سایت سر زدم و چون یکی دوتا کامنت ناعادلانه دیدم با اینکه چند وقت است در شرکت نیستم ولی باید بگویم این شرکت در شاخه کاری خودش از بهترینهاست . هم محیطش سالم و امن است وهم اگر کسی بخواهد چیزهای زیادی در مهندسی یاد می گیرد حقوقش بعضی وقتها دیر و زود دارد ولی نمی سوزد . شرکت احترام می گذارد ولی ناز کسی را نمی کشد شاید بعضی خوششون نیاد
درود بر قشر شریف و زحمت کش راستش نوشتن خیلی از نظرات رو در اینجا جایز نمی دونم و ایکاش فرهنگ کار در جامعه نهادینه بشه که هر کارمند و کارگری هرگونه مطالبه خود را بتونه از مستقیم کارفرمای خود داشته باشه. این قشر زحمت کش تمام تلاش خود را می کنند تا با تحمل رنج و مشقت آسایش رو به خانواده خود به ارمغان بیاورند. متاسفانه این موضوع زمانی زجرآور می شود که افراد علیرغم شایستگی و زحماتشان به حق و حقوقی که می خواهند نمی رسد و مجبورا به خاطر شرایط بد اقتصادی و آنچه که مسئولیت در قبال خانواده نامیده می شود، هرگونه تعرض و بی حرمتی را تحمل کنند. نمونه این تعرضات، سوئ استفاده ها و رفتارهای غیراخلاقی که عمدتا با خانم ها می شود را خود به عینه دیدم. اتفاقات غیر اخلاقی که در واحد تحقیق و توسعه شرکت توسط مدیر مجموعه و یکی از رئیس های آن برای چند نفر از خانم های مجموعه شده است چیزی است که همیشه ذهنم را آزار می دهد زمانی که فکر می کنم این افراد علیرغم بازگویی مطالب به واحد منابع انسانی ناامیدانه شرکت را ترک کردند ولی افراد خطاکار هنوز در مجموعه هنوز کار می کنند و حتی ارتقا هم گرفته اند مغزم سوت می کشد! هر وقت به یاد حالات روحی دوستم که درجواب درخواست ارتقاش با پیشنهاد شرمانه مدیر (یعنی ملاقات خصوصی) مواجه شده بود می افتم قلبم از جایش کنده می شود. لحظات مضطربی که بین گفتن موضوع به همسرش و نگرانی از پیامدهای ناگوارش گیر کرده بود. روزهایی که در تلاطم افکار منفی و انتقام جویانه دندان به دندان می خایید ولی چون کار نمی توانست از پیش ببرد هر روز شکسته تر از دیروز میشد و .. بعضی از موارد مشابه را بعضی از خانم ها علنی کردن ولی دریغ از یک اقدام درخور و در حد شعور تحقیق و توسعه از سمت منابع انسانی یا مدیریت عامل. این مطلب را علیرغم میل باطنی در اینجا نوشتم تا تائیدی بر بعضی از کامنت ها باشد که به رفتارهای هرزه مدیر مجموعه پرداخته بودند. در مورد فضای سمی آر اندی هم چیزی های را که دیگران نوشتند تا حد زیادی قبول می کنم و متاسفانه در سمت های کلیدی اکثرا افرادی با سطح سواد و همچنین روابط اجتماعی بسیار پایین قرار داده شده است که این انگیزه افراد مستعد را تحت الشعاع قرار می دهد. هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من یا حق
در مصاحبه فنی آنلاین تا حد زیادی موفق بودم، اما وقتی در جلسه حضوری تایید شد که سطح کیفیت شرکت پایین است، اوضاع فرق کرد. فرایندهای منابع انسانی و شیوه برگزاری مصاحبه به شکل حداقلی بود و پیشنهاد حقوق هم از بازار پایینتر و غیرقابل رقابتی به نظر میرسید. مدیر محصول که مصاحبهکننده بود، توانایی و سطح فنی لازم را نداشت و مشخص نیست چه مسیری باعث رسیدن به چنین نقطهای شده است.
با هر نفس کشیدنم به خدا واگذارت میکنم آقای قائم مقام شرکت آروا- با هر نفسم دارم به خدا میگم بین ما قضاوت کنه هر صبحم رو به امید این شروع میکنم که خبر این رو بشنوم که صدای من به خدا رسیده
من حدود 3 سال (از آذر سال 1400 ) است که در این شرکت در سمت برنامه نویس بک اند کار می کنم. بصورت اتفاقی این سایت را دیدم. بیشتر نظر ها قدیمی است و مربوط به قبل از ورود من به شرکت عصر فناوری دانش است. چون اون موقع نبودم نمی تونم در خصوص درستی یا نادرستی مطالب نظر بدهم. در طی این مدت که من در واحد تولید نرم افزار یا به اصطلاح خودشون موتورخونه شرکت کار می کنم محیط برایم بسیار جذاب و یادگیرنده بوده است. برعکس بسیاری از نظرات دوستان قبلی، کار من از یک برنامه نویس جونیور شروع شد و الان طی مدت سه سال با چیزهای زیادی که از کار در این شرکت یاد گرفتم الان در سمت برنامه نویس ارشد بک اند کار می کنم. هر چند ابتدا تعداد نیروهای واحد برنامه نویسی کم بود ولی به خاطر پروژه هایی که شرکت گرفته و دو محصولی که داره چند تا تیم برنامه توسعه داره و از آخرین تکنولوژی های CI/CD هم استفاده می کنه. در خصوص ساعت کاری از زمانی که من اومدم یکساعت شناوری داشته و مشکلی هم نداشتم. پروژه ابرستان شرکت که یه Cloud Accounting است در به روز رسانی فناوری های شرکت نقش مهمی داشته است که می تونه برای کسایی که علاقمند به یادگیری فناوری های روز هستند جذاب باشه. مهمترین نکته این شرکت که تقریبا در تمامی نظرهای هم میشه اون را دید پرداخت به موقع حقوق است که همیشه منظم بوده.
بدترین تجربه کاریم تو سداد بودش.داخل بک افیس همه باهات خوبن تا زمانی که کارت تداخل نداشته باشه باهاشون.کار م منم جوری بود در ارتباط با مدیرا بود همش .مدیرهای دو رو که ظااهرا باهات مشکلی ندارند و خوش رو هم بودند. ولی موذی تر و بد ذات تر از اونا ندیدم.اراستگی و نظافت هم که صفر بود . اونجا.معاونیین هم چون دانش خاصی نداشتن پیرو مدیرا بودن.
سلام دوستان وقت همگی بخیر این پیج را چند روز پیش یکی از دوستان بهم معرفی کرد و من هم از این فرصت استفاده کردم تا نظراتم را با شما تلاشگران و فرهیختگان در میان بگذارم. واقعیت امر این است که تعداد شرکت های که در ایران و در زمینه خودرو و الکترونیک خودرو کار می کنند اندک شمارند. این باعث شده است که رقابت بین کارفرما ها کم باشد چراکه خوب می داند که با اندکی حقوق بالاتر می تواند افراد با استعداد در شرکت خود جذب کند و علاوه بر آن به خاطر مسئله بالانس نبودن عرضه و تقاضا همیشه دست پیش را بگیرد و بر اساس رول های شخصی و شبه_سازمانی رفتار کند. شرکت خصوصی است و از این نظر شاید حق داشته باشد. من به عنوان کارشناس مسئول واحد تحقیق و توسعه الکترونیک با این قضیه کنار اومدم و بالای هشت سال است که علیرغم تمامی حواشی، موضوعات اخلاقی، بی عدالتی ها، سیاسی بازی های مدیریت و دو رئیس تیم های فانکشن، وظایفم را پیش می برم. چیزی که اخیرا آزاردهنده شده است بحث نظرسنجی ها تشریفاتی و نتایج همیشه مثبت و رو به بهبود آن است که با وقایع حاکم بر مجموعه تناقض زیادی دارد! متاسفانه آخرین نظرسنجییی که اخیر توسط مشاور تحقیق و توسعه انجام شد کلا رویکرد جالبی نداشت چراکه با برگزاری جلسات رودرو محرمانه بودن نظر سنجی را از بین برد. متاسفانه مشاور محترم که در واقع داماد یکی از صاحبان شرکت می باشد، شخصیت کینه ای مدیرش را نمی شناسد و اینکه ایشان با افراد منتقد مجموعه قراره چجوری برخورد کند بر افراد قدیمی کاملا واضح و مبرهن است و بعضا در نظرات همین پیج نوشته شده است. علاوه بر آن اتفاقی که رخداد این بود که سطح محافظه کاری در مجموعه به شدت بالا خواهد رفت و کسی انتقاد نخواهد کرد که همه این ها باز به نفع رئیس ها و مدیر مجموعه تمام خواهد شد. یادم هست در فضای که دو سال پیش توسط معاونت محصول ایجاد شد خیل کثیری از کارشناسان تحقیق و توسعه برای ارائه مسایل و مشکلات انباشته شده از سنوات قبل به ایشان و حتی واحد منابع انسانی مراجعه کردند. اعتراضات و نکات منفی ارائه شده علیه مدیر تحقیق و توسعه و یکی دوتا از رئیس های ایشان به حدی بود که بحث اخراج ایشان تا عید آن سال شایع شده بود. البته بخشی از این مسائل به پرونده اخلاقی ایشان بر میگشت. حال اینکه با این همه داده، مشاور مجموعه دوباره در این مورد نظرسنجی انجام می دهد و افراد منتقد را به نوعی در مجموعه شناسایی می کند خود سوال بزرگی است. اگرچه بخشی از سوالات نظرسنجی مربوط به کل شرکت می باشد ولی بنده نیز مثل برخی از کارکنان قبلی و فعلی مجموعه معتقدم که داده کافی برای انجام خیلی از مشکلات و فضای سمی و رعب انگیز تحقیق و توسعه وجود دارد چیزی که وجود ندارد اهتمام جسارت مدیریت ارشد به تغییر می باشد با آروزی کامیابی و سربلندی
من از کروز خیلی راضی بودم ب دلایل مشکلات خانوادگی بیرون اومدم من فوق العاده کار در اونجا راضی بودم بهترین جایی بود که کار کردم ارزومه برگردم دوباره به این کار
در واقع برای من تجربهای ناخوشایند از شرکت هیواوب بود و احساس کردم باید با صداقتی که دارم بیانش کنم. در ابتدا در کلاسهای این مجموعه شرکت کردم و دریافتم که هزینههای کلاسها بسیار بالا است و بازده چندانی ندارد؛ پیشنهاد میکنم افراد دنبال کلاسهای معتبرتر بروند. پس از آن به سمت آموزش طراحی سایت و سئو رفتم، اما فاصلهای بین دانش من و مطالب ارائهشده وجود نداشت و چیزی به تجربهام اضافه نشد. در دوره کارآموزی از من خواسته شد که به شاگردان مدرس درس بدهم، در حالی که یکی از شاگردان پول داده بود تا با مدیر درس بخواند و به جای آن من برای تدریس در کلاس حضور پیدا میکردم؛ من نیز ناچار بودم وگرنه به بچههای کردههای مردم صدمه میزدم. به هر حال اگر بودجهتان محدود نیست، پیشنهاد میکنم در کلاسهای اینجا شرکت نکنید و به کارآموزی هم نروید.
من 9 ساله که در این شرکت مشغول به کار هستم. زمان مدیریت دکتر یز.. و آتش.. عالی بود همه چیز. گروهای شغلی مشخص و یکسان وجود داشت. اما الان شرکت پر شده از بیسوادهای رسمی بانک که همشون پست بالا و مدیریت گرفتن. دیگه قراردادها سلیقه ای شده. طبق نظر شخصی و نوع ارتباط با افراد تعیین میکنند هرکسی چقدر بگیره. کارمندهای رسمی بسیار مغرور و بی ادب هستند و هرکاری که بخوان میکنند. فقط شرکت در حال از دست دادن نیروی خوب و با سابقه است. شرکت و بانک مدیر ندارد و عملا شرکت رو رسمیها و بانک رو مدیران بیسواد مدیریت میکنند که اونم فامیلای خودشونو میارن با حقوق خیلی بالا. پر از حاشیه. سطح پایین بخش فنی. در کل نه اینجا حالت خوبه نه پیشرفتی خواهید داشت. فقط عمر هدر دادنه.
متاسفانه هرچی همکاران و البته ما مشکلان شرکت رو به گوش نیروی انسانی و مسولین شرکت رسوندیم ولی متاسفانه فایده ای ندارد. بدترین قسمت شرکت نیروی انسانی و مسول نیروی انسانی هستش که به قولی وظیفه اصلیش سرو سامان دادن به نیروها و بررسی مشکلات ریز و درشتشون هست ولی تنها کاری که توی شرکت انجام نمیدن خمین وظایف هستش .
سلام قبل از هرچیزی از کسانی که این پیج رو ایجاد کردند تشکر می کنم. همه دوستان تقریبا بر مزایا و معایب این شرکت اتفاق نظر دارند و از نظر بنده هم کاملا صحیح است. چیزی که به نظرم در اینجا از قلم افتاده بحث دیکتاتوری و سیستم ارباب رعیتی حاکم بر فضای شرکت است که شاید در برخی از موارد به خاطر سایز شرکت توجیه پذیر باشد ولی در بلند مدت رو مخ آدم میره. نمونه آن مرخصی های اجباری که دیکته می کنن و معمولا تا آخر سال با کمبود مرخصی مواجه میشیم. مسله دیگه کلا شوآف کردن کارهاست. اکثر آدم های قدیمی که سمت گرفته اند آدم های بی سواد و نالایق هستند که تنها هنرشان چاپلوسی و بزرگنمایی کارهای کوچک و سنگ اندازی در مسیر افراد باسواد و کاربلد هستش. البته ظاهرا مدیریت ارشد هم با این قضیه مشکلی ندارد چرا که به حد کافی چنین مسائلی فیدبک داده شده است. مسئله بعدی پیشرفت کاری در این سازمان خیلی محدود است و معمولا به خاطر زد وبندهایی که بین مدیر مجموعه و بعضی افراد معتمد ایشان وجود دارد این پروسه به صورت سلیقه ای انجام می شود. به خاطر همین بعد یکسال کار کردن در این مجموعه وارد فاز مقایسه شده و مدام به فکر تغییر سازمان می افتی. علاوه بر آن اخراج کردن نیروها در این مجموعه مثل آب خوردن است و به سبب آن نمیتوان بلند مدت به آن اعتماد کرد. مرسی از همه
نمی خواستم نظری بدهم چون اخلاقی نمی دانم ولی جون این چندروز خیلی نظرها شبیه نظر خودم دیدم گفتم جند تا مسیله هم من بگویم.خانم ....منابع انسانی به من قول داده بود که بعد از یک مدت حقوقم اضافه می شود وقتی سر آن وقت شد گفت من این حرف را نزدم . بعدها از چند تا همکاران در نهارخوری شنیدم به آنها هم وعده داده بوده بعد زیر همه چیز زده.خانم ....که همه کاره است دو بار من را صدا زد و خیلی بد صحبت کردو شنیدم باهمه همین رفتارهای خشن را می کند .
این مجموعه فقط اسم در کرده ولی واقعا این چیزی که میگند نیست الان تمام پروژه های شرکت عقب افتاده و پر از پرونده های حقوقی داره، کل این شرکت شده یک خانم که شده همه کاره شرکت و کسی جرات نداره بهش حرف بزنه چون زیر نظر مدیر عامل حمایت میشه و در حد سواد دیپلم هم نداره به هم دستور میده و بد رفتاری میکنه یه ذره فهم و شعور نداره خلاصه ۹ ماه وقت خودمو اونجا بیخودی گذروندم داخل مهندسی
از کمهوش بودن منابع انسانی همین بس که اومده توی یه روز پنج تا کامنت گذاشته که همشونم میگن {شرکت خوبیه حقوق دیر و زود میشه ولی نمیسوزه و ما هم دیگه اونجا نیستیم به دلایل شخصی}، خانم کم هوش حداقل متن رو عوض کن. اول این که این شرکت توی کل عمر کاریش حتی و تاکید میکنم حتی یک بار هم حقوق رو به موقع نداده چه برسه زود. دوم اینکه بله چهار پنج نفری هستن که رفتن و برگشتن که علتش چند تا چیزهص یکی اینه که ادم ضعیفین جای دیگه کار به درد بخور پیدا نکردن و علت دیگشم اینه بر میگیردن با یه حقوق خیلی بالا و سر تایم برای اون افراد خاص که عمدتا نقش مدیریتی دارن.
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
من دو سال پیش تو این شرکت کار میکردم به دلایل شخصی مجبور شدم بیام بیرون، کامنتا رو که میخوندم دیدم چقدر نظرات با دشمنی نوشته شده. این شرکت قطعا مثل هر شرکت و هر جای دیگه ای بدی های خودشو داره و نه اینجوری که آدما میگن.ادمایی که نظرات ب این بدی مینویسن اگر منصف باشن باید از خوبی های شرکت هم بگن.تو این شرکت فضا برای رشد زیاد داری و مثل پادگان باهات رفتار نمیکنن، حقوقشون دیر و زود میشه ولی هیچوقت پولتونو نمیخورن و محاسبات تسویه حسابشون مطابق قانونه.
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر
تایم کاری شیفت عصر بطور خلاصه بگم این شرکت تمام راه های کلاه برداری رو بلده و این فرقی نمیکنه مردم باشه یا نیروی خودش این شرکت 3 قسمت it تحصیلی و حقوقی داره و تو هر 3 واحد روند کاری به یه شکله حالا چطور به این شکل که تماس با این شرکت دقیقه ای 15 هزار رو قبض تلفن مشترک میندازه و اینا میگن به هرروشی شده تایم مکالمه افزایش پیدا کنه و به موازات اون به شما حقوق داده میشه یعنی تایم مکالمه کم حقوق کم سرپرست های این شرکت بشکل برده با شما رفتار میکنن و حقوق شمارو تاجایی که بشه به دلایل چرت و پرت مختلف (جریمه بابت درست نشستن رو صندلی) کم میکنن یکی از نمونه کلاه برداری سر نیروی خودشون اینکه 3 ماه اول رو بیمه نمیکنن (زمان مصاحبه میگن بیمه از روز اول) و برای اینکه شما دستتون جایی بند نباشه حقوق رو نقدی میدن بهتون یا اینکه عیدی رو بشکل وام بشما میدن (برگه ای رو اسفند میارن امضا کنید که توش نوشته مثلا یه پایه حقوق بعنوان وام گرفتم از شرکت در صورت امضا نکردن هم عیدی نمیدن بهتون) بعدا مثلا از شرکت بخواید شکایت کنید این برگه رو برعلیهتون استفاده میکنن و میگن باید مبلغ رو بدید به شرکت خلاصه بگم امضا کردن قرار داد با این شرکت کلی آه ناله ادم فقیر پشتتونه
امروز به این سایت سر زدم و چون یکی دوتا کامنت ناعادلانه دیدم با اینکه چند وقت است در شرکت نیستم ولی باید بگویم این شرکت در شاخه کاری خودش از بهترینهاست . هم محیطش سالم و امن است وهم اگر کسی بخواهد چیزهای زیادی در مهندسی یاد می گیرد حقوقش بعضی وقتها دیر و زود دارد ولی نمی سوزد . شرکت احترام می گذارد ولی ناز کسی را نمی کشد شاید بعضی خوششون نیاد
درود بر قشر شریف و زحمت کش راستش نوشتن خیلی از نظرات رو در اینجا جایز نمی دونم و ایکاش فرهنگ کار در جامعه نهادینه بشه که هر کارمند و کارگری هرگونه مطالبه خود را بتونه از مستقیم کارفرمای خود داشته باشه. این قشر زحمت کش تمام تلاش خود را می کنند تا با تحمل رنج و مشقت آسایش رو به خانواده خود به ارمغان بیاورند. متاسفانه این موضوع زمانی زجرآور می شود که افراد علیرغم شایستگی و زحماتشان به حق و حقوقی که می خواهند نمی رسد و مجبورا به خاطر شرایط بد اقتصادی و آنچه که مسئولیت در قبال خانواده نامیده می شود، هرگونه تعرض و بی حرمتی را تحمل کنند. نمونه این تعرضات، سوئ استفاده ها و رفتارهای غیراخلاقی که عمدتا با خانم ها می شود را خود به عینه دیدم. اتفاقات غیر اخلاقی که در واحد تحقیق و توسعه شرکت توسط مدیر مجموعه و یکی از رئیس های آن برای چند نفر از خانم های مجموعه شده است چیزی است که همیشه ذهنم را آزار می دهد زمانی که فکر می کنم این افراد علیرغم بازگویی مطالب به واحد منابع انسانی ناامیدانه شرکت را ترک کردند ولی افراد خطاکار هنوز در مجموعه هنوز کار می کنند و حتی ارتقا هم گرفته اند مغزم سوت می کشد! هر وقت به یاد حالات روحی دوستم که درجواب درخواست ارتقاش با پیشنهاد شرمانه مدیر (یعنی ملاقات خصوصی) مواجه شده بود می افتم قلبم از جایش کنده می شود. لحظات مضطربی که بین گفتن موضوع به همسرش و نگرانی از پیامدهای ناگوارش گیر کرده بود. روزهایی که در تلاطم افکار منفی و انتقام جویانه دندان به دندان می خایید ولی چون کار نمی توانست از پیش ببرد هر روز شکسته تر از دیروز میشد و .. بعضی از موارد مشابه را بعضی از خانم ها علنی کردن ولی دریغ از یک اقدام درخور و در حد شعور تحقیق و توسعه از سمت منابع انسانی یا مدیریت عامل. این مطلب را علیرغم میل باطنی در اینجا نوشتم تا تائیدی بر بعضی از کامنت ها باشد که به رفتارهای هرزه مدیر مجموعه پرداخته بودند. در مورد فضای سمی آر اندی هم چیزی های را که دیگران نوشتند تا حد زیادی قبول می کنم و متاسفانه در سمت های کلیدی اکثرا افرادی با سطح سواد و همچنین روابط اجتماعی بسیار پایین قرار داده شده است که این انگیزه افراد مستعد را تحت الشعاع قرار می دهد. هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من یا حق
در مصاحبه فنی آنلاین تا حد زیادی موفق بودم، اما وقتی در جلسه حضوری تایید شد که سطح کیفیت شرکت پایین است، اوضاع فرق کرد. فرایندهای منابع انسانی و شیوه برگزاری مصاحبه به شکل حداقلی بود و پیشنهاد حقوق هم از بازار پایینتر و غیرقابل رقابتی به نظر میرسید. مدیر محصول که مصاحبهکننده بود، توانایی و سطح فنی لازم را نداشت و مشخص نیست چه مسیری باعث رسیدن به چنین نقطهای شده است.
با هر نفس کشیدنم به خدا واگذارت میکنم آقای قائم مقام شرکت آروا- با هر نفسم دارم به خدا میگم بین ما قضاوت کنه هر صبحم رو به امید این شروع میکنم که خبر این رو بشنوم که صدای من به خدا رسیده
من حدود 3 سال (از آذر سال 1400 ) است که در این شرکت در سمت برنامه نویس بک اند کار می کنم. بصورت اتفاقی این سایت را دیدم. بیشتر نظر ها قدیمی است و مربوط به قبل از ورود من به شرکت عصر فناوری دانش است. چون اون موقع نبودم نمی تونم در خصوص درستی یا نادرستی مطالب نظر بدهم. در طی این مدت که من در واحد تولید نرم افزار یا به اصطلاح خودشون موتورخونه شرکت کار می کنم محیط برایم بسیار جذاب و یادگیرنده بوده است. برعکس بسیاری از نظرات دوستان قبلی، کار من از یک برنامه نویس جونیور شروع شد و الان طی مدت سه سال با چیزهای زیادی که از کار در این شرکت یاد گرفتم الان در سمت برنامه نویس ارشد بک اند کار می کنم. هر چند ابتدا تعداد نیروهای واحد برنامه نویسی کم بود ولی به خاطر پروژه هایی که شرکت گرفته و دو محصولی که داره چند تا تیم برنامه توسعه داره و از آخرین تکنولوژی های CI/CD هم استفاده می کنه. در خصوص ساعت کاری از زمانی که من اومدم یکساعت شناوری داشته و مشکلی هم نداشتم. پروژه ابرستان شرکت که یه Cloud Accounting است در به روز رسانی فناوری های شرکت نقش مهمی داشته است که می تونه برای کسایی که علاقمند به یادگیری فناوری های روز هستند جذاب باشه. مهمترین نکته این شرکت که تقریبا در تمامی نظرهای هم میشه اون را دید پرداخت به موقع حقوق است که همیشه منظم بوده.
بدترین تجربه کاریم تو سداد بودش.داخل بک افیس همه باهات خوبن تا زمانی که کارت تداخل نداشته باشه باهاشون.کار م منم جوری بود در ارتباط با مدیرا بود همش .مدیرهای دو رو که ظااهرا باهات مشکلی ندارند و خوش رو هم بودند. ولی موذی تر و بد ذات تر از اونا ندیدم.اراستگی و نظافت هم که صفر بود . اونجا.معاونیین هم چون دانش خاصی نداشتن پیرو مدیرا بودن.
سلام دوستان وقت همگی بخیر این پیج را چند روز پیش یکی از دوستان بهم معرفی کرد و من هم از این فرصت استفاده کردم تا نظراتم را با شما تلاشگران و فرهیختگان در میان بگذارم. واقعیت امر این است که تعداد شرکت های که در ایران و در زمینه خودرو و الکترونیک خودرو کار می کنند اندک شمارند. این باعث شده است که رقابت بین کارفرما ها کم باشد چراکه خوب می داند که با اندکی حقوق بالاتر می تواند افراد با استعداد در شرکت خود جذب کند و علاوه بر آن به خاطر مسئله بالانس نبودن عرضه و تقاضا همیشه دست پیش را بگیرد و بر اساس رول های شخصی و شبه_سازمانی رفتار کند. شرکت خصوصی است و از این نظر شاید حق داشته باشد. من به عنوان کارشناس مسئول واحد تحقیق و توسعه الکترونیک با این قضیه کنار اومدم و بالای هشت سال است که علیرغم تمامی حواشی، موضوعات اخلاقی، بی عدالتی ها، سیاسی بازی های مدیریت و دو رئیس تیم های فانکشن، وظایفم را پیش می برم. چیزی که اخیرا آزاردهنده شده است بحث نظرسنجی ها تشریفاتی و نتایج همیشه مثبت و رو به بهبود آن است که با وقایع حاکم بر مجموعه تناقض زیادی دارد! متاسفانه آخرین نظرسنجییی که اخیر توسط مشاور تحقیق و توسعه انجام شد کلا رویکرد جالبی نداشت چراکه با برگزاری جلسات رودرو محرمانه بودن نظر سنجی را از بین برد. متاسفانه مشاور محترم که در واقع داماد یکی از صاحبان شرکت می باشد، شخصیت کینه ای مدیرش را نمی شناسد و اینکه ایشان با افراد منتقد مجموعه قراره چجوری برخورد کند بر افراد قدیمی کاملا واضح و مبرهن است و بعضا در نظرات همین پیج نوشته شده است. علاوه بر آن اتفاقی که رخداد این بود که سطح محافظه کاری در مجموعه به شدت بالا خواهد رفت و کسی انتقاد نخواهد کرد که همه این ها باز به نفع رئیس ها و مدیر مجموعه تمام خواهد شد. یادم هست در فضای که دو سال پیش توسط معاونت محصول ایجاد شد خیل کثیری از کارشناسان تحقیق و توسعه برای ارائه مسایل و مشکلات انباشته شده از سنوات قبل به ایشان و حتی واحد منابع انسانی مراجعه کردند. اعتراضات و نکات منفی ارائه شده علیه مدیر تحقیق و توسعه و یکی دوتا از رئیس های ایشان به حدی بود که بحث اخراج ایشان تا عید آن سال شایع شده بود. البته بخشی از این مسائل به پرونده اخلاقی ایشان بر میگشت. حال اینکه با این همه داده، مشاور مجموعه دوباره در این مورد نظرسنجی انجام می دهد و افراد منتقد را به نوعی در مجموعه شناسایی می کند خود سوال بزرگی است. اگرچه بخشی از سوالات نظرسنجی مربوط به کل شرکت می باشد ولی بنده نیز مثل برخی از کارکنان قبلی و فعلی مجموعه معتقدم که داده کافی برای انجام خیلی از مشکلات و فضای سمی و رعب انگیز تحقیق و توسعه وجود دارد چیزی که وجود ندارد اهتمام جسارت مدیریت ارشد به تغییر می باشد با آروزی کامیابی و سربلندی
من از کروز خیلی راضی بودم ب دلایل مشکلات خانوادگی بیرون اومدم من فوق العاده کار در اونجا راضی بودم بهترین جایی بود که کار کردم ارزومه برگردم دوباره به این کار
در واقع برای من تجربهای ناخوشایند از شرکت هیواوب بود و احساس کردم باید با صداقتی که دارم بیانش کنم. در ابتدا در کلاسهای این مجموعه شرکت کردم و دریافتم که هزینههای کلاسها بسیار بالا است و بازده چندانی ندارد؛ پیشنهاد میکنم افراد دنبال کلاسهای معتبرتر بروند. پس از آن به سمت آموزش طراحی سایت و سئو رفتم، اما فاصلهای بین دانش من و مطالب ارائهشده وجود نداشت و چیزی به تجربهام اضافه نشد. در دوره کارآموزی از من خواسته شد که به شاگردان مدرس درس بدهم، در حالی که یکی از شاگردان پول داده بود تا با مدیر درس بخواند و به جای آن من برای تدریس در کلاس حضور پیدا میکردم؛ من نیز ناچار بودم وگرنه به بچههای کردههای مردم صدمه میزدم. به هر حال اگر بودجهتان محدود نیست، پیشنهاد میکنم در کلاسهای اینجا شرکت نکنید و به کارآموزی هم نروید.
من 9 ساله که در این شرکت مشغول به کار هستم. زمان مدیریت دکتر یز.. و آتش.. عالی بود همه چیز. گروهای شغلی مشخص و یکسان وجود داشت. اما الان شرکت پر شده از بیسوادهای رسمی بانک که همشون پست بالا و مدیریت گرفتن. دیگه قراردادها سلیقه ای شده. طبق نظر شخصی و نوع ارتباط با افراد تعیین میکنند هرکسی چقدر بگیره. کارمندهای رسمی بسیار مغرور و بی ادب هستند و هرکاری که بخوان میکنند. فقط شرکت در حال از دست دادن نیروی خوب و با سابقه است. شرکت و بانک مدیر ندارد و عملا شرکت رو رسمیها و بانک رو مدیران بیسواد مدیریت میکنند که اونم فامیلای خودشونو میارن با حقوق خیلی بالا. پر از حاشیه. سطح پایین بخش فنی. در کل نه اینجا حالت خوبه نه پیشرفتی خواهید داشت. فقط عمر هدر دادنه.
متاسفانه هرچی همکاران و البته ما مشکلان شرکت رو به گوش نیروی انسانی و مسولین شرکت رسوندیم ولی متاسفانه فایده ای ندارد. بدترین قسمت شرکت نیروی انسانی و مسول نیروی انسانی هستش که به قولی وظیفه اصلیش سرو سامان دادن به نیروها و بررسی مشکلات ریز و درشتشون هست ولی تنها کاری که توی شرکت انجام نمیدن خمین وظایف هستش .
سلام قبل از هرچیزی از کسانی که این پیج رو ایجاد کردند تشکر می کنم. همه دوستان تقریبا بر مزایا و معایب این شرکت اتفاق نظر دارند و از نظر بنده هم کاملا صحیح است. چیزی که به نظرم در اینجا از قلم افتاده بحث دیکتاتوری و سیستم ارباب رعیتی حاکم بر فضای شرکت است که شاید در برخی از موارد به خاطر سایز شرکت توجیه پذیر باشد ولی در بلند مدت رو مخ آدم میره. نمونه آن مرخصی های اجباری که دیکته می کنن و معمولا تا آخر سال با کمبود مرخصی مواجه میشیم. مسله دیگه کلا شوآف کردن کارهاست. اکثر آدم های قدیمی که سمت گرفته اند آدم های بی سواد و نالایق هستند که تنها هنرشان چاپلوسی و بزرگنمایی کارهای کوچک و سنگ اندازی در مسیر افراد باسواد و کاربلد هستش. البته ظاهرا مدیریت ارشد هم با این قضیه مشکلی ندارد چرا که به حد کافی چنین مسائلی فیدبک داده شده است. مسئله بعدی پیشرفت کاری در این سازمان خیلی محدود است و معمولا به خاطر زد وبندهایی که بین مدیر مجموعه و بعضی افراد معتمد ایشان وجود دارد این پروسه به صورت سلیقه ای انجام می شود. به خاطر همین بعد یکسال کار کردن در این مجموعه وارد فاز مقایسه شده و مدام به فکر تغییر سازمان می افتی. علاوه بر آن اخراج کردن نیروها در این مجموعه مثل آب خوردن است و به سبب آن نمیتوان بلند مدت به آن اعتماد کرد. مرسی از همه
نمی خواستم نظری بدهم چون اخلاقی نمی دانم ولی جون این چندروز خیلی نظرها شبیه نظر خودم دیدم گفتم جند تا مسیله هم من بگویم.خانم ....منابع انسانی به من قول داده بود که بعد از یک مدت حقوقم اضافه می شود وقتی سر آن وقت شد گفت من این حرف را نزدم . بعدها از چند تا همکاران در نهارخوری شنیدم به آنها هم وعده داده بوده بعد زیر همه چیز زده.خانم ....که همه کاره است دو بار من را صدا زد و خیلی بد صحبت کردو شنیدم باهمه همین رفتارهای خشن را می کند .