راهی که باهاش برای من روشن شد این بود که به محتوای اینجا اعتماد زیادی نکرد و بهتره قبل از قضاوت پشت هر سخنی رو بررسی کنیم. در بازار پرسنگین امروز و با مشکلات درآمدزایی، اگر جای شرکتها بودم، راهکاری برای حفظ سرمایه انسانی و حمایت از نیروهایم پیدا میکردم چون منابع انسانی مثل سرمایهم رو تشکیل میدن. معمولا اختلافاتی که مطرح میشه جنبهی شخصی داره و الزامی نیست به معنی بد بودن کل مجموعه باشه. واقعیت اینه که این سایت بیش از اینکه کمکی کنه، ممکنه منجر به ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها بشه. اگر فکر میکنی چون هر نظری میتونه منتشر بشه، مکان خوبی میتونه باشه، باید بگم که تصور اشتباهی داری؛ چون هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود نداره و همهچی بهمحض انتشار پخش میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من در آغاز تحتتأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهم از اون تأثیر، جز ضرر نتیجهای نداشت. بیایید با هوشیاری تصمیم بگیریم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من سه سال است که برای فکور به عنوان برنامهنویس کار میکنم و در این مدت با چالشهای زیادی رو به رو شدم. در ابتدای ورود با تغییرات گسترده تیم مواجه بودیم اما بعدا افراد حرفهای بیشتری به شرکت آمدند و جو کار آرامتر و دوستانهتر شد؛ تا به حال هیچکس استعفا نداده است. حقوقها در ابتدای سال تغییر کردهاند و امسال به شکل قابل توجهی بهبود یافتهاند. برای مناسبتهای مختلف چون تولد، روز زن و مرد و شب یلدا پاداش و هدایا دریافت کردهایم. یکی از مزایا، پرداخت بهموقع حقوق است و مدیر فنی شرکت هم کاملا منظم و حرفهای رفتار میکند. از نقاط ضعف میتوانم بگویم که وقتی کارمنی استعفا میدهد، تسویه حقوق آخرین ماه او انجام میشود.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولاً حالت شخصی دارن، نه لزوماً نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
هرگز بدون فیلتر کردن این محتوا وارد قضاوت نمیشم و سعی میکنم تجربهام را به زبان خودم و با نگاهی بیطرف بیان کنم. در دورهای که فضای بازار سخت بود و درآمدزایی برای شرکتها چالشزا میشد، اگر جای این سازمان بودم، پاسخ من به مشکلات، حمایت از تیم و حفظ منابع انسانی بود. به نظرم اغلب آنچه اینجا منتشر میشود، حاصل دلخوریها یا تجربههای شخصی افراد است و کمتر نمایانگر عملکرد کل مجموعه است. انسانها مثل سرمایهی ارزشمندی برای هر کسبوکاریاند و من فکر میکنم شرکتها باید از کارکنانشان پشتیبانی کنند تا فضای کار سالمی حفظ شود. متأسفانه خیلی از اختلافها بیشتر جنبه شخصی دارند تا اینکه نشانی از بد بودن تیم کار باشد. حقیقتش این است که محتوای این سایت بیشتر ترس و تردید ایجاد میکند تا فرصتهای تازه را باز کند. اگر کسی فکر میکند چون هر نظری میتواند منتشر شود، پس جای امنی است، باید بگویم این برداشت نادرست است؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به سرعت منتشر میشود. برای درک بهتر ماجرا، بهجای تعصب و هیجان، مناظرهای منطقی را ترجیح میدهم. ابتدای کار من هم تحت تأثیر این نظرات بودم، اما تجربهام از اثر آنها برای من جز ضرر چیزی نداشت. پس از تجربه، تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری پیش بروم و با دید بازتری درباره مسائل تصمیم بگیرم. بیاییم با هم هوشیارانهتر رفتار کنیم و تصمیمهایمان را با درکی واقعی و منصفانه بسازیم.
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا حالت شخصی دارن، نه لزوما نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
بهترین نکتهای که از کار با نایزک به ذهنم میرسد، همکارانی هستند که با آنها همکاری میکنم؛ از لحاظ اخلاقی و حرفهای واقعا عالیاند و حضور دورکاری هم مزیتی قابل توجه محسوب میشود. با این حال از جنبه مدیریتی اوضاع چندان مطلوب نیست و به نظرم در این شرکت کسی واقعا به بهبود شرایط توجه میکند یا اقدام جدی برای بهتر شدن انجام میدهد. تصمیمهای ناگهانی و بدون بررسی، پیامدهای ناخوشایندی به دنبال دارند.
کسایی که این پیام و میبینید نرید تو این شرکت اگه ۱٪ خودتونو دوست دارید پاتونو اونجا نزارید . ای کاش یکی به من میگفت که نرم . اومدم بیرون اما هنوز اسیب جسمی و روحی که بهم وارد شد از این شرکت لعنتی رومه. رفتم تو یه کار دیگه همون مزایا ولی زندگی تازه دارم میفهمم چیه
میفهمیدم که تا کنون برای دستاندرکاران اپلیکیشن بیش از بیستوپنج میلیارد تومان هزینه شده است؟ این هزینه اصلا بهصرفه است؟ تا کی قرار است چنین روندی ادامه پیدا کند؟ کسی که از این وضعیت بیخبر است، همینجا بیاید و توضیح بدهد. با هم صحبت میکنیم تا مشخص شود که در رویاها زندگی میکنید.
مدت کوتاهی قبل برای مصاحبه به این شرکت رفتم و قصد دارم تجربهام را با شما به اشتراک بگذارم. ورود با فرم استخدامی آغاز شد و مثل خیلی از شرکتها آن را تکمیل کردم. اما دو اتفاق برایم خیلی جلب توجه کرد: اول اینکه در حین تکمیل فرم، دو نفر از کارمندان زن که به نظر میرسید تازهکار هستند، به جای اینکه آموزش ببینند، به همکاران دیگر توهین و تحقیر میکردند و این صحنه جلوی من اتفاق افتاد که تازه برای مصاحبه آمده بودم. بعد خانمی از طبقه بالا آمدند و من را به واحد دیگری برای مصاحبه بردند؛ رفتارشان با من محترمانه و مناسب بود. خودکاری که برای تکمیل فرم در اختیارم گذاشته بودند را با خودم به واحد دیگر بردم و پس از مصاحبه همانجا گذاشتم. هنگام خروج از شرکت در طبقه پایین به واحد اداری گفتند که خودکاری را که با خود بردهام تحویل دهم و بروم، اما گفتند مشکلی نیست برگردم و بیاورم تا تحویل بدهم. من از این رفتارها خیلی تعجب کردم و احساس کردم یا هدف از بردن خودکار بود یا بین همکارانشان بحثی وجود داشت. به طور کلی شرایط داخلی شرکت را دوست نداشتم و پر از حاشیه و چالش بود.
من حدود ۷ ماهه که توی این شرکت فعالیت میکنم شرکت کوچیکه ولی پروژه های خیلی خوبی انجام میده توی پرداخت حقوق نسبتا منظمه و همکارای خوبی هم دارم از مزایاش هم اینه که ناهار میده و دسترسی به شرکت هم با وسایل نقلیه عمومی راحته
آشغال ترین جایی که کار کردم بود انقدر ادم های دزد و بی شرفی هستن که نمیتونم وصف کنم کلاهبردارای واقعین ، یه جوری قرارداد میبندن و یه جوری سرت کلاه میذارن که هیچ جوره نتونی ازشون شکایت کنی بی اخلاقن حرومتون باشه که خودتون تعدیل نیرو کردین بعد پولی که حقمون بود رو ندادین از حلقومتون پایین نرا خرج دوا درمونتون بشه
من برای شعبه یوسفآباد کار میکردم. حقوق دریافتی نسبت به باقی آموزشگاهها وضع بهتری داره و امکان رشد هم هست. برای افزایش حقوق یا باید درخواست مشاهده کلاس بدید یا باید در دورههای سفیر شرکت کنید و یا برای هیئت علمی شدن اقدام کنید. مدیریتش خیلی دخالتگر نیست و کارشناسها هم مناسب بودند اما پس از مدتی که کارشناسها عوض شدند کمی این وضع تغییر کرد.
با تجربهای چند ساله در ایسیکو، من بهعنوان کارشناس لجستیک در واحد انبار کراسداک ایرانخودرو مشغول به کار بودم. هدفم از پذیرش این موقعیت، پیشرفت در تخصص و ارتقاء حرفهای بود تا بتوانم سهمی در بهبود مجموعه و صنعت کشور ایفا کنم. رزومهام نشان میدهد که دارای مدرک کارشناسیارشد مهندسی مکاترونیک از دانشگاه صنعتی مالکاشتر هستم و رتبهام در کنکور سراسری در سهرقمی بود؛ همچنین خدمت وظیفه عمومی را به طور کامل انجام دادهام. طی مدت حضور در شرکت متوجه شدم که روند پیشرفت و ارتقاء بیشتر به روابط و آشناییها وابسته است تا به شایستگی و تخصص. بسیاری از افرادی که حداقل تحصیلات را ندارند در پستهای کلیدی منصوب میشوند، در حالی که نیروهای متخصص و تحصیلکرده ناچار به پذيرش چنین ساختاری هستند و کرامت کار و حرفهای آنها بهطور مکرر نادیده گرفته میشود. برخی تصمیمها و رفتارهای مدیریتی بهگونهای است که فرصتهای برابر رشد برای نخبگان ایجاد نمیشود و بسیاری از امیدواران به آیندهای روشن برای پیشرفت را ناامید میکند. امیدوارم ساختار مدیریتی این شرکت اصلاحپذیر باشد و به سمت شایستهسالاری حرکت کند تا نیروی انسانی باتوان کشور بتواند واقعا به تعالی برسد و آیندهای روشن پیش روی آن باشد.
در اینجا تجربهای تازه بود برای من که قبلا چنین وضعی را تجربه نکرده بودم؛ بیعمل بودن منجر به برخورد شدید و ناسزا میشد و من مجبور به سکوت بودم. قرارداد مشخصی برای استفاده مجدد از کار یا پایان کار وجود ندارد. بینظمی و نبود هماهنگی در سطح مدیریت بهوضوح دیده میشد و حتی با وجود وجود روابط خانوادگی در مجموعه، از من انتظار پاسخگو بودن میرفت در حالی که برخوردها معمولا توهینآمیز و دشوار بود. به طوری که ضعف مدیریتی به اندازهای واضح بود که میگفتی امکان فشار روانی و استرس بالا وجود دارد. اگر در حال حاضر شاغل نبودم، احتمالا کار نکردن را ترجیح میدادم و بهتر است از ورود به چنین فضایی خودداری کنم.
برای مصاحبه دعوت میشویم و بعد از آن میگویند جلسهای داریم. من برای مصاحبه حضوری زمان گذاشتم و هزینهها را صرف کردم؛ به من گفتند با من به صورت تلفنی صحبت میشود، اما در نهایت تماس نگرفتند و واقعا پوزش میخواهم. بهتر است وقتی برای مصاحبه زمان میگذاریم، مطمئن باشند که جلسهای وجود ندارد.
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد که انگار فقط میخواهد سطح آگاهی خودش را با نشان دادن دانش ادعاییاش بسنجند. وقتی من توضیح میدادم، به سرعت میخواست همان لحظه حرف مرا قطع کند و ادعا میکرد که این سوالها را منابع انسانی میدانند و من اطلاعی از آنها ندارم. سوال دیگری که مطرح کردم هم به نظر میرسید نامربوط یا غیر روشن باشد و پاسخ درستی از او دریافت نکردم و با رویکردی برتر از من میخواست که سوالی نپرسم. به نظر من بعضی سوالها دربارهی ظاهر و جذبهی فرد مطرح میشدند و پاسخ مناسبی هم داده نمیشد. برخورد ایشان گاهی بیادبانه و غیرحرفهای به نظر میرسید.
در نگاه من، هر شرکتی نقاط ضعف و قوتی داره، اما اینجا فضایی آرام و منظم دیدم. مدیران شرکت با تواضع، پرستیژ و سطح دانش بالا کار میکنن و رفتار حرفهای دارن. تنها نقطهضعف قابلتوجه مربوط به بخش مالی و اداری است که باید سریعتر رفع بشه؛ به نظر من ظاهر شرکت از کارکرد این واحدها شکل میگیره، بهخصوص در زمینه بیمه تکمیلی که چندین بار درخواست کردم اما ترتیب اثر داده نشد. هر درخواست دیگهای از این واحد اگر خیلی طول میکشه یا به طور کل انجام نمیشه تا وقتی که مستقیم به مدیریت مراجعه کنم تا او به واحد مربوطه دستور بده، که این وضع مناسبی نيست. از نظر حقوق و مزایا، پرداخت بسته به کیفیت کار هر فرد مشخص میشه و با وجود اینکه همه چیز از طریق مدیریت نهایی میشه، نظر من این بود که این روند با توافق من با مدیریت پیش رفت و در این خصوص مطابق با مصاحبه عمل شد.
من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
در حال حاضر مشغول به کارم و فضای کار سابق را کمفضا میدیدم، اما اکنون بخش فروش و پشتیبانی با واحد فنی جدا شده و این ترکیب خیلی خوب است. تنها نکتهای که از نظر من در وب وان داشتم همین بود و ایراد دیگری نمیتوانم بگیرم.
من زمانی که میخواستم وارد این سازمان بشم دوستان و خانواده گفتن نرو ولی من حماقت کردم و گوش نکردم یه سازمان با برده داری مدرن تایم استراحت نداری در هفته بیشتر روزارو باید بالای ۱۰ ۱۱ ساعت کار کنی تایم غذا خوردن نداری و هر وقت دیدی شرایط مناسبه باید بری بخوری اونمحدوده یک رب چند ماه یک بار انبار گردانی میشه و کسری بیارید از حسابتون کم میکنن کافیه سفارشات اینترنتی چند دیقه به تاخیر بخوره از همه جا بهت زنگ میزنن و هرچی بخوان بهت میگن من حدوده یک ساله تو این سازمانم واقعا از زندگی افتادم و مشکل اعصاب و روان پیدا کردم جدا از اون به مرور زمان مشکل کمر درد زانو درد.... پیدا میکنید قبلا از اینکه وارد این سازمان بدرد نخور بشین حتما با چند نفر مشورت کنید حماقتی که ما کردیمو شما نکنید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.