پرشیا خودرو ی دورهمی هست همه رد تعدیل میکنن جز فامیلها و دوستای مالک که حقیقت هست. هیچ کاری نداره شرکت و فقط از سیستم بانکی پول میگیره تو جاهای دیگه سرمایه گذاری میکنه قراردادها ۱ ماهه نهایت ۲ ماهه هست. امنیت شغلی ۰ ارتقا ۰ انگیزه ۰ محیط کاملا افسرده و ناامیدکننده
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت ۱۲ سال در بخش جذب شیر کاله کار کردم. عدم احترام و توجه به نیاز کارمندان به شدت لمس میشد.پارتی بازی در استخدام دوستان و خویشاوندان با سمت و حقوق بالا و عدم امکان پیشرفت با دلسردی پرسنل شده بود. پایین بودن حقوق نسبت به سایر واحد نرخ خروج پرسنل،دلسردی پرسنل و تخلفات را به شدت بالا برده بود. مدیرت سنتی و منسوخ بابت استفاده از مدیران مسن و یا جوان صرفا بله قربان گو. شرکت کاله صرفا یک شرکت مناسب جهت رزومه سازی طی یک تا دو سال می باشد و بیشتر ماندن جز دلسردی درجا زدن و مشکلات مالی دستاوردی ندارد.
داناپرداز دوست داره با یه اتاق بازی، یه فان تایم مثلا بگه منم به روزم و حواسم به تیمم هسن ولی هم منی که اونجا ماه ها کار کردم و هم خودشون میدونن همه اینا فقط برای فرار از حقیقت سمی بودن کار در داناپردازه. هیشکی اونا حالش خوب نیست، بگم که همه از سر ناچاری و برای تجربه جمع کردن دارن تحمل میکنن. من نزدیک دو سال اونجا بودم ندیدم یه تولد جشن بگیرن، ندیدم یه بسته هدیه به نیروهایشان بدم، جالبه که تو سایت های کاریابیشون از مزایا میگن ولی در عمل چیزی وجود نداره. همش دنبال ارزون ترین هان حتی نیروی کار و بخاطر همینه که بعد این همه سال نه تو شرکتهای رقیبشون کسی قبولشون داره نه مشتری آنچنانی اونجا مسئله زیاد داره از مدیران میانی بیمار و بی سواد بگیر تا مدیر عامل عصبی و بد اخلاقش من با سخت ترین ها اونجا کنار اومدم و خوشحالم الان جای خوبی دارم کار میکنم ولی هنوز حال بدم از داناپرداز بعد این همه مدت خوب نشده
محیط بسیار سمی مدیرعامل و پسرش پول پرست نظارت پی در پی و مداوم برنامه نویسان سطح پایین و آماتور. محصولات بی کیفیت و قطعات دست دوم به جای نو. مدیرعامل و پسرش با دانش پایین و ادعای بالا. حاشیه سازی عمدی به درخواست مدیر عامل. حقوق کم. عدم پرداخت سنوات. عدم امکان پیشرفت. شرکت کوچک. پاچه خواری که از علاقه مندیهای مدیرعامل هست توی نظرها نمونه پاچه خواری اورده شده طرف دوستش رو خراب میکنه و اسمش رو میاره و شرکت زیر پله ایی که هیچ حسنی نداره رو با شرکت نفت مقایسه می کنه که پاچه خواری کرده باشه که البته شاید کار مدیرعامل یا پسرش بوده هیچ هم ازشون بعید نیست و هرکار کثیفی از دستشون بر میاد. اگر می خواید دچار افسردگی حاد بشید درجا بزنید،دچار وجدان کثیف بشید،درکل وارد دوران سیاه زندگیتون بشید برید اونجا استخدام بشید. انسانیت در ساختار مدیریت اونجا تعریف نشده. مخصوصا برای خانم ها اونجا اصلا محیط مناسبی نیست.
شرکت گروه نرم افزار پیوست را تجربه کردم و در شرح حالم میخواهم از روندی بگویم که بیش از هر چیز روی روحیه و انگیزه من اثر گذاشت. با وجود ظاهری منظم از نظر اخلاقهای مدیران، رفتارهای سمی و تحقیرآمیز به شکل مداوم به چشم میخورد و گاه احساس میکنم آنها خودشان هم از این ویژگیها بیاطلاعاند. این موضوع فقط یک نمونه نیست و در طول سالها همکاری با آنها تبدیل به یک ویژگی شخصیتی شده است؛ اغلب مقاومت میکنند تا تغییرات را بپذیرند و فرضیاتی که دارند را تنها مسیر امن خود میدانند تا از کشمکش خارج نشوند. روی دیگر ماجرا این است که برای رضایت فردی و سلامت سازمانی هیچ تلاشی دیده نمیشود و نارضایتیها یا نابسامانیها با برخوردهای غیرحرفهای پاسخ داده میشود که در بهترین حالت احساس بیارزشی را منتقل میکند. همچنین اینجا جایی برای رشد سازمانی و تفکرات بنیادی وجود ندارد و همه چیز به تصمیمات کوتاهمدت گره میخورد؛ البته این وضعیت برای بسیاری از ما که ایرانچیستیم چیز عجیبی نیست. نکته دیگری که چشم من را گرفت، بیمیلی به تخصص و واگذار نکردن امور به متخصصان است و بیاهمیت دانستن بهروزرسانیها و استانداردهای تازه؛ این معنا میتواند در درازمدت به ضرر فرد منجر شود، چرا که سالها در پیوست میمانید و بعد برای پیوستن به شرکت دیگر با موانعی روبهرو میشوید. خود پیوست هم با چالشهایی روبهرو است کهروحیه را از کار میگیرد و میل به ترک را در افراد افزایش میدهد. هیچ طرح یا پلنی برای رشد و پیشرفت وجود ندارد و معمولا افراد رها میشوند تا توسط همان تفکر کوتاهمدت آسیب ببینند. نمیتوان گفت که همه تقصیرها از یک جای واحد است، چون کسبوکارها به صورت اخلاقی فرهنگ خودشان رفتار میکنند؛ اما پیوست هم در این موضوع کوتاهیهایی داشته و بیتردید به گردن خودش است. در بخشهایی از فضای پیوست، نشانههایی از احتکار تخصص و دانش و استخراج تجربه به صورت عمده دیده میشود. جدا از اینها، موقعیت فیزیکی شرکت به دسترسی مناسب به حملونقل عمومی محدود است و مثل خیلی از نقاط اداری-تجاری تهران، جمعیت و شلوغی آن منطقه را نمیتوان نادیده گرفت. رفتوآمد با خودرو شخصی هم به دلیل ترافیک منطقه بحرانزاست و باید در نظر گرفته شود. در پایان باید بگویم اگر برای رشد و پیشرفت و خوشبختی خود برنامه دارید و قصد دارید در بلندمدت زندگیای با رضایت بسازید، احتمالا فرصتهای این شرکت برای تحقق آن فراهم نیست.
شرکت دودکانی به شدت مزخرف و پر از عیب و ایراد اگر دقت کنید هیچ وقت هیچ کدوم از کارآموزی ها تو اون شرکت نمیمونن به علت اخلاق بد بهزاد دودکانی و هیچ گونه پروژه ای هم نداره اکثر پروژه ها مال خودشه یا اگر هم می گیره به صورت ناقص با چرب زبونی به کارفرما تحمیل میکنه ، از نظر برنامه نویسی هم واقعا ما چیزی ندیدم که بلد باشه انتظار داره کاراموزی هر کاری براش بکنه و فقط دنبال افراد چاپلوسه تا چاپلوسی کنن براش شما بری کاراموزای قبلیشو پیدا کنی هیچ کدوم ازش راضی نیستن و کاراموزی تو این شرکت برابر با حمالی
در ابتدای کار حقوقم را به درستی وعده نمیدادند و پس از گذشت ماهی کار سخت، تنها مبلغی ناگفته و ناچیز به من پرداخت شد. از همان روز اول، با وجود تلاش زیاد، هر بار که به دنبال رسیدن به حقم بودم، مدیر فروشگاه به من پاسخ نمیداد یا پاسخی مبهم میداد. مدیر منطقه هم از جانب فروشگاهها برای منابع مختلف فشار میآورد و به نظر میرسید که همه چیز فقط با اخطارها و وعدههای بیپایان ادامه دارد. با وجود این که در بخشهای قصابی، انبار و مسئولیتهای متعدد کار سنگین را انجام میدادم، گاه فشارها به اندازهای بود که تحملش برایم سخت میشد. در نهایت هیچ توضیحی برای خروج من ارائه نشد و پس از مدت زمانی کار در آن مجموعه، بدون اینکه دلیل مشخصی بیان شود، اخراج شدم. هیچگاه پاسخی درباره دلیل اخراج یا صراحت در گفتوگو با من داده نشد.
من برای این شرکت رزومه فرستاده بودم و تا حالا دو بار هم مصاحبه رفتم، راستش بعد خوندن این نظرات و متوجه شدن این موضوع که چقدر محیط کاریشون سمی و عذاب آوره تصمیم گرفتم از استخدام انصراف بدم. برام جای سوال داره یعنی واقعن مدیرعامل این شرکت این نظرات رو تا حالا ندیده؟ نمیدونه تو شرکتش چه خبره؟ چرا اهمیتی نمیده؟ چرا برای تغییر ساختارش کاری نمیکنه؟ چرا نمیخواد با استخدام دوتا مدیر خبره یه سر و شکلی به شرکتش بده؟
در حالی که شرکت هرمس کگردی نیست، من دیدم که وقتی چند نفر جوان با انگیزه و بدون پشتوانه وارد یک فضای پرالتهاب اقتصادی میشوند، برخی با حسادت واکنش نشان میدهند؛ مخصوصا اگر از شرکت جدا شده باشند. با حضور مدیر جدید منابع انسانی، مسئول دفتر که گمان میکرد تمام تصمیمها در دست اوست، به سمت جذب نیرو و ایجاد شبکههای داخلی شدت گرفت. آنها را یکی یکی ترغیب به ترک کار میکرد تا جای پای خود را محکمتر کند. اکنون که با وجود همه فشارها، شرکت مسیر خودش را با قدرت ادامه میدهد، طبیعی است که فکر کنم برخی به اینجا نقدهای بیپایه مینویسند.
اگر بخوام تجربهام رو توصیف کنم، باید بگم کار کردن در هرمس کپیتال برای من هم میتونه مثل گواهی تخصصی توی تحلیل و هم تجربهای ارزشمند در حوزه فناوری کارت سبز باشه تا برای گامهای بعدی در شرکتهای دیگه کمک کنه. شرکت ما تمرکز بالایی روی فناوریهای پیشرفته داره و در زمینه معاملات الگوریتمی، گروهی در کشور وجود داره که از نظر تواناییها خیلی قویان، هرچند معمولا زیاد دربارهشان صحبت نمیشود. به نظرات بیپایه و شایعاتی که اینجا و آنجا میشنویم توجهی نکنید؛ به نظر من برخی افراد فقط بارها این حرفها را تکرار میکنند.
ظهر با منبعی نامطمئن، تجربهام از کار در گروه توسعه سرمایهگذاری انتخاب اسنوا را با زبان خودم بازگو میکنم. کار در خط مونتاژ به شکل ممتد و پشتسرهم بود و انگار با ربات همتراز بودم؛ بهطور روزمره باید سریع و بیوقفه فعالیت میکردم و همیشه در حال حرکت بودم. ساعات کاری طولانی بود و در اکثر روزها بیش از چهارده ساعت درگیر بودم، بهحدی که خودم را عقب میکشیدم. خستگی از شدت کار به وضوح حس میشد و پای خط تولید مرتب درگیر بودم. با افزایش تیراژ تولید، کیفیت محصول کاهش مییافت و متوجه شدم که برخی قطعات خارجی با برند ایرانی ترکیب شدهاند. مواد اولیهای که استفاده میشدند، در بسیاری مواقع از جنسهای نسبتا ناموثوق و با کیفیت پایین بودند. غذای پرسنل هم از نظر بهداشت و کیفیت مناسب نبود.
به هیچکس توصیه نمیکنم یک محیط مریض و سمی که به هیچکس توصیه نمیکنم. من چندماه اونجا مدیر یکی از بخش ها بودم و حضور تو این شرکت رو به هیچکس توصیه نمیکنم. داناپرداز نماد کامل میکرومنیجمنت و کوتوله پروری هست. اگر با تحقیرشدن، دروغگویی، زیرآب زنی، بازی با کلمات، سفته دادن، عدم شفافیت حقوقی، هزینه آموزش مشکل ندارید بری داناپرداز. مثلا این شرکت بخاطر یادگرفتن نرم افزارش نصف حقوق ماه اولتون رو ازتون میگیره و وقتی حقوق رو واریز کردن متوجه این کار ناپسند میشین. بعد شما متوجه میشین اون فایل های pdf که تو سایتشون گذاشتن و شمارومجبور کردن بخونید و ازتون امتحان کتبی بگیرن باید بابتش پول بدین!!!
به عنوان کارمندی که با این شرکت همکاری داشتم، تجربهام از محیط کار اینگونه بود که فضا برای استقرار کارکنان مناسب نبود و کمبود پارکینگ همواره مسئلهساز بود. مدیریت ضعيفی حاکم بود و اصلا توصیه نمیکنم برای هیچکدام از متخصصان و هیئتها اینجا مشغول به کار شوند؛ افراد نامطلوبی در رأس تیمها قرار گرفتهاند و با سابقهی همیشگی طلبکار بودن در رفتارشان دیده میشود.
این شرکت بزرگ است و پشتیبانی آن از منظر من، واقعا بیثبات است. حقوق کم من را با تاخیر و بدون توضیح درست پرداخت میکنند و بخشی از مزایای ماموریت را هم به طور انتظار برآورده نمیشود. مدیریت مرکز مرزداران به شدت ضعیف است و فضای کار آن ترسناک به نظر میرسد. فرصت رشد و یادگیری در این مجموعه وجود ندارد و هیچ امتیازی برای پرسنلی که مدام در شعب بانک رفتوآمد هستند در نظر گرفته نمیشود. به طور صریح، گول اینکه در بانک کار میکنید را نخورید.
مدتهاست با سحاب پرداز همکاری میکنم و تجربهام این است که از نظر فرهنگ سازمانی تفاوت زیادی با شرکتهای دیگر دارد. چیزی که بیش از همه چشمگیر است، اعتماد بالایی است که بین اعضا برقرار است. به خصوص به مدیران ارشد و همسطحهایم توصیه میکنم که اینجا را در نظر بگیرند و تجربه کنند.
خدا نگذره از اين شركت جند ماهه كه از اونجا اومدم بيرون ميترسم جايي همكاري كنم همش مث يه تروما مياد جلو چشمم عصبي ميشم حلالشون نميكنم بي شعووور ترين كارمندارو داره
در یکی از سالهای کاریم با گیتی سامانه نوین شرق رو تجربه کردم و طول مدت حضورم دوسال بود. محیط کار تا حدی مرتب و دلنشین بود و تجهیزات لازم رو بهطور مناسب در اختیارمون میگذاشتن. با وجود اینها، رفتار برخی از همکاران بعد از ترک همکاری با شرکت واقعا منفی و غیرحرفهای بود؛ حتی اگر کسانی هم که با شرکت قطع همکاری میکردن رفتار مناسبی از خودشون نشون ندادن، حرفهای پشت سرشون پخش میشد و من هم با این وضعیت مواجه شدم. وقتی تصمیم به ترک گرفتم، به دلیل اینکه روی اکانت تلگرام من رمز گذاشته بودن که خود شرکت در اختیارم گذاشته بود، شکایتی مطرح شد و دو سال درگیر پرونده شدم. در حقیقت سایر همکاران هم رمز اکانتهای تلگرامشون رو گذاشته بودن، اما من نتونستم در دادگاه ثابت کنم که این کار معمول بوده چون مجوز کتبی نداشتن. دلیل این رفتار برام روشن نیست. این تجربه بدترین دوران کاری من در یک شرکت بود. حقوق رو بهموقع میگرفتم و تأخیر وجود نداشت، هرچند گزارش دقیقی از جزئیات فیشها ارائه نمیشد و بعدها فهمیدم که مرخصیهای من تماما بدون حقوق محاسبه میشدند در حالی که مرخصی استحقاقی داشتم. با این حال فضای بین همکاران دوستانه و گرمی داشت و خاطرات خوبی از دوستانم در اونجا مونده. در اون زمان کارها بهصورت اصولی انجام نمیشد و امکان یادگیری مطالب جدید برای من کمتر بود، اما با آزمون و خطا توانستم تجربههای ارزشمند زیادی کسب کنم. در کل، دورهای آموزنده بود هم از نظر حرفهای و هم از منظر روابط کاری و اجتماعی.
مزخرفترین شرکت فقط زیرااااب زنییییی و خاله زنک بااازی مثل یه برده باهات رفتارمیشه اصطحلاک و استرسش نمی ارزه حقوق ۳۱ واریزمیشه فرداش خالی خالی میشیییی عشق وحالو کارمندابانک میکنن ما دهنمون سرویس میشه کوفتم نمیدن به ما
با تایید نظرات قبلی فقط می تونم بگم نابود .. هم موقع رفتن دچار مشکل شدم ، هم موقع کار ، حالا هم که اومدم بیرون سنوات که سهله آخرین حقوقم هم ندادن ( لجبازی ) کارم به شکایت کشیده ... نه حقوق مزایا داره ، تکنولوژی های استفاده شده نابود و قدیمی ( به جای اینکه آپگریت شین دان گرد میشین ) ، جو استرس و اعصاب خوردی ( توی 6 ماه 4 بار معاونت عوض شد ) ، به صورت خیلی کلی حیات خلوت بانک نابود مسکن ...
شرکت!!!! ناواکو یه تیمارستانه **** داره که مثل اسمش بچس! نه فهم داره نه شعور! نه درک داره نه احساس! آدما براش مثل کالا میمونن نه حرمت حفظ میکنه نا شان بابا کارمند جماعت به درک حرف خودشم برا خودش پشمه! فک میکنه بازی یه روز بهن میگن مسئول دفتر این مدیری! فردا بهت میگن نه برو اون واحد! پس فردا با مدیر دعواش میشه میگه حالا برو ط۳!
پرشیا خودرو ی دورهمی هست همه رد تعدیل میکنن جز فامیلها و دوستای مالک که حقیقت هست. هیچ کاری نداره شرکت و فقط از سیستم بانکی پول میگیره تو جاهای دیگه سرمایه گذاری میکنه قراردادها ۱ ماهه نهایت ۲ ماهه هست. امنیت شغلی ۰ ارتقا ۰ انگیزه ۰ محیط کاملا افسرده و ناامیدکننده
مدت ۱۲ سال در بخش جذب شیر کاله کار کردم. عدم احترام و توجه به نیاز کارمندان به شدت لمس میشد.پارتی بازی در استخدام دوستان و خویشاوندان با سمت و حقوق بالا و عدم امکان پیشرفت با دلسردی پرسنل شده بود. پایین بودن حقوق نسبت به سایر واحد نرخ خروج پرسنل،دلسردی پرسنل و تخلفات را به شدت بالا برده بود. مدیرت سنتی و منسوخ بابت استفاده از مدیران مسن و یا جوان صرفا بله قربان گو. شرکت کاله صرفا یک شرکت مناسب جهت رزومه سازی طی یک تا دو سال می باشد و بیشتر ماندن جز دلسردی درجا زدن و مشکلات مالی دستاوردی ندارد.
داناپرداز دوست داره با یه اتاق بازی، یه فان تایم مثلا بگه منم به روزم و حواسم به تیمم هسن ولی هم منی که اونجا ماه ها کار کردم و هم خودشون میدونن همه اینا فقط برای فرار از حقیقت سمی بودن کار در داناپردازه. هیشکی اونا حالش خوب نیست، بگم که همه از سر ناچاری و برای تجربه جمع کردن دارن تحمل میکنن. من نزدیک دو سال اونجا بودم ندیدم یه تولد جشن بگیرن، ندیدم یه بسته هدیه به نیروهایشان بدم، جالبه که تو سایت های کاریابیشون از مزایا میگن ولی در عمل چیزی وجود نداره. همش دنبال ارزون ترین هان حتی نیروی کار و بخاطر همینه که بعد این همه سال نه تو شرکتهای رقیبشون کسی قبولشون داره نه مشتری آنچنانی اونجا مسئله زیاد داره از مدیران میانی بیمار و بی سواد بگیر تا مدیر عامل عصبی و بد اخلاقش من با سخت ترین ها اونجا کنار اومدم و خوشحالم الان جای خوبی دارم کار میکنم ولی هنوز حال بدم از داناپرداز بعد این همه مدت خوب نشده
محیط بسیار سمی مدیرعامل و پسرش پول پرست نظارت پی در پی و مداوم برنامه نویسان سطح پایین و آماتور. محصولات بی کیفیت و قطعات دست دوم به جای نو. مدیرعامل و پسرش با دانش پایین و ادعای بالا. حاشیه سازی عمدی به درخواست مدیر عامل. حقوق کم. عدم پرداخت سنوات. عدم امکان پیشرفت. شرکت کوچک. پاچه خواری که از علاقه مندیهای مدیرعامل هست توی نظرها نمونه پاچه خواری اورده شده طرف دوستش رو خراب میکنه و اسمش رو میاره و شرکت زیر پله ایی که هیچ حسنی نداره رو با شرکت نفت مقایسه می کنه که پاچه خواری کرده باشه که البته شاید کار مدیرعامل یا پسرش بوده هیچ هم ازشون بعید نیست و هرکار کثیفی از دستشون بر میاد. اگر می خواید دچار افسردگی حاد بشید درجا بزنید،دچار وجدان کثیف بشید،درکل وارد دوران سیاه زندگیتون بشید برید اونجا استخدام بشید. انسانیت در ساختار مدیریت اونجا تعریف نشده. مخصوصا برای خانم ها اونجا اصلا محیط مناسبی نیست.
شرکت گروه نرم افزار پیوست را تجربه کردم و در شرح حالم میخواهم از روندی بگویم که بیش از هر چیز روی روحیه و انگیزه من اثر گذاشت. با وجود ظاهری منظم از نظر اخلاقهای مدیران، رفتارهای سمی و تحقیرآمیز به شکل مداوم به چشم میخورد و گاه احساس میکنم آنها خودشان هم از این ویژگیها بیاطلاعاند. این موضوع فقط یک نمونه نیست و در طول سالها همکاری با آنها تبدیل به یک ویژگی شخصیتی شده است؛ اغلب مقاومت میکنند تا تغییرات را بپذیرند و فرضیاتی که دارند را تنها مسیر امن خود میدانند تا از کشمکش خارج نشوند. روی دیگر ماجرا این است که برای رضایت فردی و سلامت سازمانی هیچ تلاشی دیده نمیشود و نارضایتیها یا نابسامانیها با برخوردهای غیرحرفهای پاسخ داده میشود که در بهترین حالت احساس بیارزشی را منتقل میکند. همچنین اینجا جایی برای رشد سازمانی و تفکرات بنیادی وجود ندارد و همه چیز به تصمیمات کوتاهمدت گره میخورد؛ البته این وضعیت برای بسیاری از ما که ایرانچیستیم چیز عجیبی نیست. نکته دیگری که چشم من را گرفت، بیمیلی به تخصص و واگذار نکردن امور به متخصصان است و بیاهمیت دانستن بهروزرسانیها و استانداردهای تازه؛ این معنا میتواند در درازمدت به ضرر فرد منجر شود، چرا که سالها در پیوست میمانید و بعد برای پیوستن به شرکت دیگر با موانعی روبهرو میشوید. خود پیوست هم با چالشهایی روبهرو است کهروحیه را از کار میگیرد و میل به ترک را در افراد افزایش میدهد. هیچ طرح یا پلنی برای رشد و پیشرفت وجود ندارد و معمولا افراد رها میشوند تا توسط همان تفکر کوتاهمدت آسیب ببینند. نمیتوان گفت که همه تقصیرها از یک جای واحد است، چون کسبوکارها به صورت اخلاقی فرهنگ خودشان رفتار میکنند؛ اما پیوست هم در این موضوع کوتاهیهایی داشته و بیتردید به گردن خودش است. در بخشهایی از فضای پیوست، نشانههایی از احتکار تخصص و دانش و استخراج تجربه به صورت عمده دیده میشود. جدا از اینها، موقعیت فیزیکی شرکت به دسترسی مناسب به حملونقل عمومی محدود است و مثل خیلی از نقاط اداری-تجاری تهران، جمعیت و شلوغی آن منطقه را نمیتوان نادیده گرفت. رفتوآمد با خودرو شخصی هم به دلیل ترافیک منطقه بحرانزاست و باید در نظر گرفته شود. در پایان باید بگویم اگر برای رشد و پیشرفت و خوشبختی خود برنامه دارید و قصد دارید در بلندمدت زندگیای با رضایت بسازید، احتمالا فرصتهای این شرکت برای تحقق آن فراهم نیست.
شرکت دودکانی به شدت مزخرف و پر از عیب و ایراد اگر دقت کنید هیچ وقت هیچ کدوم از کارآموزی ها تو اون شرکت نمیمونن به علت اخلاق بد بهزاد دودکانی و هیچ گونه پروژه ای هم نداره اکثر پروژه ها مال خودشه یا اگر هم می گیره به صورت ناقص با چرب زبونی به کارفرما تحمیل میکنه ، از نظر برنامه نویسی هم واقعا ما چیزی ندیدم که بلد باشه انتظار داره کاراموزی هر کاری براش بکنه و فقط دنبال افراد چاپلوسه تا چاپلوسی کنن براش شما بری کاراموزای قبلیشو پیدا کنی هیچ کدوم ازش راضی نیستن و کاراموزی تو این شرکت برابر با حمالی
در ابتدای کار حقوقم را به درستی وعده نمیدادند و پس از گذشت ماهی کار سخت، تنها مبلغی ناگفته و ناچیز به من پرداخت شد. از همان روز اول، با وجود تلاش زیاد، هر بار که به دنبال رسیدن به حقم بودم، مدیر فروشگاه به من پاسخ نمیداد یا پاسخی مبهم میداد. مدیر منطقه هم از جانب فروشگاهها برای منابع مختلف فشار میآورد و به نظر میرسید که همه چیز فقط با اخطارها و وعدههای بیپایان ادامه دارد. با وجود این که در بخشهای قصابی، انبار و مسئولیتهای متعدد کار سنگین را انجام میدادم، گاه فشارها به اندازهای بود که تحملش برایم سخت میشد. در نهایت هیچ توضیحی برای خروج من ارائه نشد و پس از مدت زمانی کار در آن مجموعه، بدون اینکه دلیل مشخصی بیان شود، اخراج شدم. هیچگاه پاسخی درباره دلیل اخراج یا صراحت در گفتوگو با من داده نشد.
من برای این شرکت رزومه فرستاده بودم و تا حالا دو بار هم مصاحبه رفتم، راستش بعد خوندن این نظرات و متوجه شدن این موضوع که چقدر محیط کاریشون سمی و عذاب آوره تصمیم گرفتم از استخدام انصراف بدم. برام جای سوال داره یعنی واقعن مدیرعامل این شرکت این نظرات رو تا حالا ندیده؟ نمیدونه تو شرکتش چه خبره؟ چرا اهمیتی نمیده؟ چرا برای تغییر ساختارش کاری نمیکنه؟ چرا نمیخواد با استخدام دوتا مدیر خبره یه سر و شکلی به شرکتش بده؟
در حالی که شرکت هرمس کگردی نیست، من دیدم که وقتی چند نفر جوان با انگیزه و بدون پشتوانه وارد یک فضای پرالتهاب اقتصادی میشوند، برخی با حسادت واکنش نشان میدهند؛ مخصوصا اگر از شرکت جدا شده باشند. با حضور مدیر جدید منابع انسانی، مسئول دفتر که گمان میکرد تمام تصمیمها در دست اوست، به سمت جذب نیرو و ایجاد شبکههای داخلی شدت گرفت. آنها را یکی یکی ترغیب به ترک کار میکرد تا جای پای خود را محکمتر کند. اکنون که با وجود همه فشارها، شرکت مسیر خودش را با قدرت ادامه میدهد، طبیعی است که فکر کنم برخی به اینجا نقدهای بیپایه مینویسند.
اگر بخوام تجربهام رو توصیف کنم، باید بگم کار کردن در هرمس کپیتال برای من هم میتونه مثل گواهی تخصصی توی تحلیل و هم تجربهای ارزشمند در حوزه فناوری کارت سبز باشه تا برای گامهای بعدی در شرکتهای دیگه کمک کنه. شرکت ما تمرکز بالایی روی فناوریهای پیشرفته داره و در زمینه معاملات الگوریتمی، گروهی در کشور وجود داره که از نظر تواناییها خیلی قویان، هرچند معمولا زیاد دربارهشان صحبت نمیشود. به نظرات بیپایه و شایعاتی که اینجا و آنجا میشنویم توجهی نکنید؛ به نظر من برخی افراد فقط بارها این حرفها را تکرار میکنند.
ظهر با منبعی نامطمئن، تجربهام از کار در گروه توسعه سرمایهگذاری انتخاب اسنوا را با زبان خودم بازگو میکنم. کار در خط مونتاژ به شکل ممتد و پشتسرهم بود و انگار با ربات همتراز بودم؛ بهطور روزمره باید سریع و بیوقفه فعالیت میکردم و همیشه در حال حرکت بودم. ساعات کاری طولانی بود و در اکثر روزها بیش از چهارده ساعت درگیر بودم، بهحدی که خودم را عقب میکشیدم. خستگی از شدت کار به وضوح حس میشد و پای خط تولید مرتب درگیر بودم. با افزایش تیراژ تولید، کیفیت محصول کاهش مییافت و متوجه شدم که برخی قطعات خارجی با برند ایرانی ترکیب شدهاند. مواد اولیهای که استفاده میشدند، در بسیاری مواقع از جنسهای نسبتا ناموثوق و با کیفیت پایین بودند. غذای پرسنل هم از نظر بهداشت و کیفیت مناسب نبود.
به هیچکس توصیه نمیکنم یک محیط مریض و سمی که به هیچکس توصیه نمیکنم. من چندماه اونجا مدیر یکی از بخش ها بودم و حضور تو این شرکت رو به هیچکس توصیه نمیکنم. داناپرداز نماد کامل میکرومنیجمنت و کوتوله پروری هست. اگر با تحقیرشدن، دروغگویی، زیرآب زنی، بازی با کلمات، سفته دادن، عدم شفافیت حقوقی، هزینه آموزش مشکل ندارید بری داناپرداز. مثلا این شرکت بخاطر یادگرفتن نرم افزارش نصف حقوق ماه اولتون رو ازتون میگیره و وقتی حقوق رو واریز کردن متوجه این کار ناپسند میشین. بعد شما متوجه میشین اون فایل های pdf که تو سایتشون گذاشتن و شمارومجبور کردن بخونید و ازتون امتحان کتبی بگیرن باید بابتش پول بدین!!!
به عنوان کارمندی که با این شرکت همکاری داشتم، تجربهام از محیط کار اینگونه بود که فضا برای استقرار کارکنان مناسب نبود و کمبود پارکینگ همواره مسئلهساز بود. مدیریت ضعيفی حاکم بود و اصلا توصیه نمیکنم برای هیچکدام از متخصصان و هیئتها اینجا مشغول به کار شوند؛ افراد نامطلوبی در رأس تیمها قرار گرفتهاند و با سابقهی همیشگی طلبکار بودن در رفتارشان دیده میشود.
این شرکت بزرگ است و پشتیبانی آن از منظر من، واقعا بیثبات است. حقوق کم من را با تاخیر و بدون توضیح درست پرداخت میکنند و بخشی از مزایای ماموریت را هم به طور انتظار برآورده نمیشود. مدیریت مرکز مرزداران به شدت ضعیف است و فضای کار آن ترسناک به نظر میرسد. فرصت رشد و یادگیری در این مجموعه وجود ندارد و هیچ امتیازی برای پرسنلی که مدام در شعب بانک رفتوآمد هستند در نظر گرفته نمیشود. به طور صریح، گول اینکه در بانک کار میکنید را نخورید.
مدتهاست با سحاب پرداز همکاری میکنم و تجربهام این است که از نظر فرهنگ سازمانی تفاوت زیادی با شرکتهای دیگر دارد. چیزی که بیش از همه چشمگیر است، اعتماد بالایی است که بین اعضا برقرار است. به خصوص به مدیران ارشد و همسطحهایم توصیه میکنم که اینجا را در نظر بگیرند و تجربه کنند.
خدا نگذره از اين شركت جند ماهه كه از اونجا اومدم بيرون ميترسم جايي همكاري كنم همش مث يه تروما مياد جلو چشمم عصبي ميشم حلالشون نميكنم بي شعووور ترين كارمندارو داره
در یکی از سالهای کاریم با گیتی سامانه نوین شرق رو تجربه کردم و طول مدت حضورم دوسال بود. محیط کار تا حدی مرتب و دلنشین بود و تجهیزات لازم رو بهطور مناسب در اختیارمون میگذاشتن. با وجود اینها، رفتار برخی از همکاران بعد از ترک همکاری با شرکت واقعا منفی و غیرحرفهای بود؛ حتی اگر کسانی هم که با شرکت قطع همکاری میکردن رفتار مناسبی از خودشون نشون ندادن، حرفهای پشت سرشون پخش میشد و من هم با این وضعیت مواجه شدم. وقتی تصمیم به ترک گرفتم، به دلیل اینکه روی اکانت تلگرام من رمز گذاشته بودن که خود شرکت در اختیارم گذاشته بود، شکایتی مطرح شد و دو سال درگیر پرونده شدم. در حقیقت سایر همکاران هم رمز اکانتهای تلگرامشون رو گذاشته بودن، اما من نتونستم در دادگاه ثابت کنم که این کار معمول بوده چون مجوز کتبی نداشتن. دلیل این رفتار برام روشن نیست. این تجربه بدترین دوران کاری من در یک شرکت بود. حقوق رو بهموقع میگرفتم و تأخیر وجود نداشت، هرچند گزارش دقیقی از جزئیات فیشها ارائه نمیشد و بعدها فهمیدم که مرخصیهای من تماما بدون حقوق محاسبه میشدند در حالی که مرخصی استحقاقی داشتم. با این حال فضای بین همکاران دوستانه و گرمی داشت و خاطرات خوبی از دوستانم در اونجا مونده. در اون زمان کارها بهصورت اصولی انجام نمیشد و امکان یادگیری مطالب جدید برای من کمتر بود، اما با آزمون و خطا توانستم تجربههای ارزشمند زیادی کسب کنم. در کل، دورهای آموزنده بود هم از نظر حرفهای و هم از منظر روابط کاری و اجتماعی.
مزخرفترین شرکت فقط زیرااااب زنییییی و خاله زنک بااازی مثل یه برده باهات رفتارمیشه اصطحلاک و استرسش نمی ارزه حقوق ۳۱ واریزمیشه فرداش خالی خالی میشیییی عشق وحالو کارمندابانک میکنن ما دهنمون سرویس میشه کوفتم نمیدن به ما
با تایید نظرات قبلی فقط می تونم بگم نابود .. هم موقع رفتن دچار مشکل شدم ، هم موقع کار ، حالا هم که اومدم بیرون سنوات که سهله آخرین حقوقم هم ندادن ( لجبازی ) کارم به شکایت کشیده ... نه حقوق مزایا داره ، تکنولوژی های استفاده شده نابود و قدیمی ( به جای اینکه آپگریت شین دان گرد میشین ) ، جو استرس و اعصاب خوردی ( توی 6 ماه 4 بار معاونت عوض شد ) ، به صورت خیلی کلی حیات خلوت بانک نابود مسکن ...
شرکت!!!! ناواکو یه تیمارستانه **** داره که مثل اسمش بچس! نه فهم داره نه شعور! نه درک داره نه احساس! آدما براش مثل کالا میمونن نه حرمت حفظ میکنه نا شان بابا کارمند جماعت به درک حرف خودشم برا خودش پشمه! فک میکنه بازی یه روز بهن میگن مسئول دفتر این مدیری! فردا بهت میگن نه برو اون واحد! پس فردا با مدیر دعواش میشه میگه حالا برو ط۳!