سپاسگزارم از تیمی که از همکاری باهاشون مشعوف شدیم، لذت بردیم، یادت گرفتیم و به امید پروردگار بتونیم بیشتر همکاری کنیم. ممنون از زحمت تیم خوب پیام آوا . http://blackrhinowheels.ir
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام برخلاف تصورم که در ابتدا شرکت و فضای شرکت رو بستری دیدم برای رشد و پیشرفت فردی، در ادامه هر چی جلو تر رفتم پشیمون تر شدم از قراردادی که امضا کردم. تسک ها نا مفهوم و نا مشخصمستندات هم همین طور. متون فنی رو با گوگل ترنسیلیت برات ترجمه میکنن که از روشون پیاده سازی کنی! و گاها اگه تسکی نداری،خودت باید دلبخواهی و بر اساس تجربه ت یه تسک تعریف کنی چون اگه ازشون تسک بخوای براشون حکم micro management رو داره که مخالفشن. کد ریوو رو نمیگم نداره ولی اجازه بدید بگم که با تمام احترام، سواد کد ریوو رو نداشتن. مدیریت فنی به شدت ضعیف و دل بخواهی بود کافی بود از کسی خوششون بیاد فقط همون آدمو قبول داشتن و بقیه همه زیر سوال بودن. در مورد حقوق هم همینطور بود صرفا افراد خاصی که تونسته بودن خودی نشون بدن و آشنای مدیریت بودن، راحت افزایش حقوق های با درصد بالا داشتن. و بقیه رو آدم حساب نمیکردن حتی. توی این شرکت به قول خودشون شما باید point of failure باشی تا بتونی حقوق خوب بگیری و سوال مهم اینه که آیا بستری در اختیارت قرار میدن بابت این فاکتور درامدی؟ کافی بود از کدهای قدیمی ای که مال ۳-۴ سال پیش بود ایرادی ببینن، شروع میکردن به مسخره کردن افراد قدیمی سازمان. جو برای من، جو زیر سوال بردن و تخریب اعتماد به نفس بود. منی که نیروی تازه کار نبودم. تمام افتحار بعضی هاشونم این بود که با وجود اینکه رشته ی مرتبط نخونده بودن تونسته بودن پیشرفت کنن توی این محیط و حتی بهتر از کسایی هستن که مهندسی کامپیوتر خوندن. حتی بر عکس تصور اولم اکثرا رشته های نامرتبط داشتن. اگه جنسیتتون مرد باشه بازم می تونین این محیط رو تحمل کنین یا حتی بهتون حال میدن و میگن و میخندن باهاتون. در غیر این صروت برای خانم ها، مخصوصا توی قسمت های فنی،هر کاری بکنین بازم ارزشی نداره. حتی سطح درامد خانم ها کمتره اینجا. در کنار تمام صحبت های منفی گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که اگه آدم یادگرفتن و دنبال کننده ی رشد فردی باشی، فرصت آموزش رو بهت میدن ولی مسیله ای که وجود داره اینه که مشخص نیست که این آموزش رو کجا بخوای استفاده کنی و آیا اصن به کارشون میاد یا نه؟!
تجربه من از کار در مهیمن کمتر از یک سال است. در گذشته ساختار منابع انسانی اینجا بیشتر به سمت گرایشهای مذهبی بود اما حالا تنوع فکری و فرهنگی را در کنار هم میبینم و هیچکس از دیگری درباره کاری درخواست نمیکند. با این وجود مدیران شرکت همچنان به شکل مذهبدار به نظر میرسند، اما حداقل شرایط نسبت به شرکتهای دیگر از چالشهای کمتری برخوردار است; خبری از زیرآبزنی و حرفهای بیمورد نیست، هرچند گاهی رفتارهای مغرورانه قابل توجهی از سوی بعضیشان دیده میشود و گمان میکنم خودشان را بیش از اندازه برتر میدانند. به نظرم این وضعیت ممکن است از نظر دیدگاهی به جایگاه شرکت صدمه بزند. حقوق در سطح کارهای تازهکار و پایینتر است، با این حال مزایای خوبی مانند هدایا و پاداشهای مناسبتها و عیدها وجود دارد، هرچند گاهی در انتخاب جوایز مانند روز زن و روز مرد بیدقتی دیده میشود و صرفا یک شاخه گل بهعنوان هدیه میدهند.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
شرکت پیام افزار پیک آسا بود و من تجربهای تلخ از همکاری در شرکت هلدینگ فناوری بنتک را دارم. در زمان کار، مدیری که در ظاهر بهعنوان سهامدار فامیل نزدیک بود و با عنوان مدیر معرفی میشد، بدون توجه به تیم و نیروها همواره به دنبال منافع شخصی بود و اکثر کارکنان حاضر نبودند بیش از یک سال با او کار کنند. او با رفتارهای تحقیرآمیز و دست به هر کاری میزد تا دیگران را تحت نفوذ خود قرار دهد. حتی افرادی که پیش از من در شرکت بودند و شرکت را ترک کرده بودند نیز از او ناراضی بودند و در طول همکاری با او با مشکلات زیادی روبهرو میشدند، بهگونهای که در گروههای مختلف شرکت نیز مشکلاتی را به وجود میآورد. فامیلهای زیادی را وارد مجموعه کرده بود و من تنها با یکی از اعضای گروه در ارتباط بودم که پر از اشتباهات بود و نمیتوانستیم مشکلی را بهطور جدی مطرح کنیم. رفتار او بهگونهای بود که هیچکس را به درستی پاسخگو نمیدانست و نیروها به سختی میتوانستند با او تعامل کنند. بهگفتهی افراد قبلی، او بهراحتی اخراج میکرد و حتی شنیده شده بود یک نفر را اخراج کرده که یکی از فامیلهای خود او بود و برای حفظ رازداری هیچکس را در جریان نمیگذاشت. این صحبتها از دوستان و همکاران قدیمی میگفتند که در دوران حضورشان در گروه، وقتی بهطور جدی نیاز داشتیم، دو نفر از اعضا را بهراحتی کنار گذاشت. به نظر من تنها کسانی که در این گروه میتوانستند سادهلوح باشند و تمام کارها را بهعهده بگیرند، افرادی با رفتار ساده و بدون نقد بودند؛ بنابراین توصیه میکنم به هیچ عنوان به چنین گروهی اعتمادی نکنید. شناخت من از این تجربه این بود که با مدیری که ظاهر مذهبی دارد، بهتر است فاصله گرفت و از ورود به چنین گروهی خودداری کرد.
نطرات دوستان کاملا درست و بجا هست شرکت فاسد و بی بند و باری هر چی دزد تر و زیرآب زن تر محبوب تر مدیران بسیار بی سواد که مثل کنه چسبیدن به اونجا، مدیران باسواد خودشون استعفا دادن منابع انسانی بسیار ضعیف اللخصوص کارگزینی که بسیار فاسد هست
سلام و درود خواستم تجربه قرارداد با کاربین رو در اینجا قرار بدم بعد از پرسش ها و تحقیقاتی که کردم به این موسسه اعتماد کردم(کاش اعتماد نمیکردم و خودم میرفتم توی سایت های کاریابی آلمانی و رزومه ارسال می کردم ) قرار شد با کاربین قرارداد ببندم(اصلا به شما میگن ما از وزارت کارمجوز داریم اهمیت ندین چون واقعا کاری براتون انجام نمیدن) موضوع قرارداد این بود که کاربین برای بنده در کشور آلمان کار پیدا کنه (حداکثر تعداد سه عدد کارفرمای آلمانی رو جهت مصاحبه با من قرار شد فیکس کنند حالا بماند که اگر در مصاحبه با اون سه نفر نتیجه گرفته نمیشد میبایست مبلغ اضافه ای بابت پیدا کردن کارفرما میدادید )قرار داد رو نوشتیم و من مبلغ صد ملیون از مبلغ کل قرارداد که سیصد ملیون بود رو پرداخت کردم بعد از پرداخت پول احساس کردم برخوردها تغییر کرد قبل از دریافت پول به شدت با احترام برخورد میکردند و خودشان را تبلیغ می کردند ولی بعد از پرداخت پول روال عوض شد حالا من باید هر روز زنگ میزدم تا پرونده را پیگیری کنم من هرچقدر راهنمایی میخاستم جهت نوشتن رزومه اصلا بلد نبودن و اون موردی هم که بلد بودن توی اینترنت سرچ کنید پیدا میکنید کلا یکسری مدارک ازم گرفتن و هیچ کار دیگه برام نکردن اونجا بود فهمیدم بدجوری توی دام اینا گرفتار شدم قرارداد رو خواندم دیدم کلا به نفع خودشون هست و اگر کنسل کنم بیست الی سی درصد رو بر می دارن درضمن ازم سفته هم گرفته بودن کلا گفتم خوب بیخیال ادامه میدم میرم جلو از اون طرف خواندن زبان آلمانی رو بردم جلو و قوی شدم بعد هشت ماه و با کلی پیگیری اینا گفتن یه مصاحبه برات اوکی کردیم رفتم مصاحبه کنم فهمیدم مصاحبه کننده از خودشون هستند و هماهنگ شده کلا دیگه ازشون متنفر شدم حتی از اون آدمهایی که اونجا کار میکنن و پول حروم در میارن بعدش شرایطم تغییر کرد و گفتم نمی خواهم ادامه بدم گفتن دلایل و مستندات باید بدی چرا نمی خواهی ادامه بدی دیگه مونده بودم چی بگم تا اینکه بعد دوسال هنوزم نتونستم پول رو بگیرم و میگن برو شکایت کن ممنون از تجربه کاری امیدوارم در دام این موسسه نیافتید یاحق
گروه به گروه فرق میکنه، تو گروهی که من بودم سرپرستی داشت، که خیلی دهن بین بود، با خیلی ها رابطه داشت و کار خوبها رو برمیداشت برای خودش حتی اگه ۶ ماه تو بردش میموند و وقت نمیکرد، به کسی نمیداد انجام بده! یکی از دخترا هم خیلی به پر و بالش میپیچید و همه وقت سرپرست رو میگرفت و سرپرست هم بدش نمیومد درگیر دختره بشه، تو کار هم خیییلی هواشو داشت و کلا دختره هم یکجوری میخواست به همه نشون بده که من بهش پیام دادم جوابمو این داده، میومد تو گروه مثلا با یکی از بچه های گروه های دیگه حرف میزد که آره تو واتساپ مثلا روز تعطیل یا شب بهش پیام دادم و اینجوری .. رو مخ بودن کلا، یک همچین رابطه هایی تو توسن انگار عادی بود، و یا روال! آرامش تو توسن نداری کلا، حاشیه این جور افراد خیلی زیاده و معمولا هم انگار موفق هستند تو شرکت! بالاخره پشت یکی قائم میشن دیگه! منابع انسانی هم کلا اونجا انگار نمیدونه کی به کیه و چی به چیه، فقط نگاه به دهن مدیرا میکنه هر چه قدر هم بچه ها ناراضی باشن اصلا اهمیتی نداره انگار براش، بچه های منابع انسانی اصلا خودشونو درگیر نمیکنند انگار و کلاه خودشو سفت میگیرن نیوفته! هیچ کدوم از بچه هایی که میشناختم خیلی با منابع انسانی مشکل داشتند و ازشون راضی نبودن، حتی واسه مسائل پیش پا افتاده بری به منابع انسانی بگی عملا دخلت در اومده، توجه هم نمیکنن بهت انگار مزاحمشون هم شدی و به عنوان مزاحم بهتره خفه شی یا زودتر بری.
کار کردن در این شرکت باعث افتخار من بود هرچند کوتاه اما متوجه شدم خیلی از موارد فنی را همچنان بایست یاد بگیرم، جا داره از فرصتی که به من داده شد تشکر کنم در همین مدت کوتاه خیلی موارد را یاد گرفتم، خیلی ابعاد و نگاهم به برنامه نویسی وسیع تر شد . با این وجود یک ماه قبل با من صحبت شد و برای سال جدید نتونستم حضور داشته باشم، با توجه به شرکت هایی که بنده تجره کاری داشتم نگاهم به ساختار سازمانی شان واقعا مثبت هست. هم از لحاظ فرصتی که داده می شود. هم بابت حقوق مدتی که نبودم و پرداخت شد، و به لحاظ پرسنل دوستان خوبی پیدا کردم .
امروز گزارش "حقوق های سال 1403 توسط جاب ویژن" اومد بیرون سران کاریزما و مدیرعامل پزداش دکتر "ر" شما به معنی واقعی کلمه دارین حق برنامه نویسان پایمال میکنین. رنج حقوقی شما کف بازاره(حتی از حداقلی بازار هم پایین تر). من نمیدونم مشاورین شما آقای دکتر "ر" اهل کدوم شهر هستن که از آب کره میگیرن رنج حقوقی کاریزما خجالت آور ترین رنج نسبت به بازار شک نکنین اگر بچه ها رنج ها رو ببینن از شرکت میرن شرکت کاریزما برای اینکه خودش نگه داره رسما دست توی جیب پرسنل امسال به اسم سهام و بازنسشتگی کرده چون میخواد به زور سهم خودش به نیروهاش بفروشه و از حقوقشون ماهیانه کم کنه. توی مملکتی که دلار توی توی 5 روز 8 هزار تومن گرون شده پس فقط حقوق که ارزش داره نه سهام که باید نیرو 48 ماه توی کاریزما باشه بعد بهش بدن و جالب تر این که شما دارین این سهام رو "میفروشین" نه بلا عوض. (امیدداریم ذره ای تفکر از پرسنل دیده بشه و جو گیر نشن) هر ماه میخوای از حقوق قسط سهام رو کم کنی!!!! خجالت و شرم چیز بدی نیست به خدا شما این سهام رو روی حقوق اضافه کن اگه مردی(که نیستی). خیلی واضح بخوام بگم تو میخوای مثلا 5 میلیون تومن حقوق زیاد کنی بعدش بیای 3 میلیون قسط سهامه 48 ماه دیگه رو کم کنی؟!؟!؟!؟ مگه زندانه؟!؟! مگه جنگه؟!؟!؟! گند دیگه هم قانون بلوکه کردن 10 درصد حقوق هر کاه. که اوج کثثافت کاریه. کدوم شرکتی میاد حقوق پرسنل رو بلوکه میکنه تا یک ماه بعد بهش بده!! البته شرکت پردازش مالی کاریزما این کثافت کاری رو میخواد اعمال کنه
شرکت آپاسای داده سیستم برای من تجربه متفاوتی رو رقم زده؛ از وقتی وارد شدم همون اوایل کارآموز بودم و سه ماه بدون حقوق کار میکردم، تصمیم خودم بود که در این بازه یادگیری بیشتری داشته باشم. در مدت دوره آزمایشی روی پروژهای خارجی به نام cabrozzak کار میکردم و با هدایت تیم لید بکاند، .NET Core رو به خوبی فراگرفتم و تا حد زیادی حرفهای شدم. پس از این دوره با قراردادی مناسب کارم را ادامه دادم و اکنون هنوز در شرکت حضور دارم. فضای کاری شرکت بسیار دوستانه و بدون استرس است. مدیرعامل با رویکردی مشابه سبک گوگل عمل میکند؛ برای حفظ روحیه و تعامل، جشنهای مناسبتی و تولدهای گروهی برگزار میشود، پلیاستیشن در دفتر گذاشته شده و ساعات کاری بهنوعی شناور است تا فضا را راحتتر کند. کارکنان هم با روحیه خوب کار میکنند و بهخصوص تیمهای قدیمی با اشتیاق وظایفشان را دنبال میکنند. از نظر فنی مدیرعامل واقعا حرفهای و علاقهمند به چالش است؛ بنابراین فناوریهای بهروز همیشه در اولویتاند و بهروزرسانی میشوند. به عنوان برنامهنویس در این شرکت با مسائل تازهای مواجه میشوم و اگر به چالشها علاقه داشته باشم، خوب میگذرد (برای من که دوست دارم، خوشحالکننده است). حقوق بهموقع پرداخت میشود و بیمهها هم بههمان ترتیب برقرارند؛ بیمه تکمیلی هم از حدود یک سال است که فعال است. جای پارک بهصورت نوبتی فراهم شده، سالن فوتبال خانودگی برای اعضا هر هفته یکبار رزرو میشود و اینها را میتوانم بهعنوان نکات مثبت بپرورانم. در مجموع طی این مدت تجربهای ناامیدکننده نداشتم و رضایت کامل دارم. امیدوارم تجربه من برای شما هم مفید باشد.
اگر میخوایین عمرتون هدر بره بیایین سمت شرکت پردازش مالی کاریزما شرکت به شدت بی برنامه فضای سمی و خاله زنک(اونقدری که دنبال این هستن که ببینن چه کسی کجاست و چی کار میکنه، کار خودشون یادشون رفته) یک سری PM به شدت بی تجربه و بی دانش که انگار میخوان "معدن زغال سنگ" حفاری کنن یک سری افراد که همیشه دغدغه جابجایی افراد توی طبقات و تیم های دیگه رو دارن عمرتون توی کاریزما هدر ندین چون سر سوزنی قدرشناسی و تشکر در زبان و "عمل" خیلی از مدیراش نیست موارد حقوق و مالی هم که به یاد ادارات دولتی و بایگانی میافتین(حداقلی ها) داشتن تجربه و تخصص هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ ارزشی توی کاریزما نداره(برگ برنده با .....مال و بله قربان گوهاست) دوستانی که زدین بیرون اگه بهتون زنگ زدن که برگردین که فلان میکنیم چنان میکنیم: حماقت نکنین و برنگردین چون به شدت فضای "مدیریت ذره بینی شده" حقوق که خنده دار خنده دار قانون بلوکه کردن "10 درصد حقوق" هم دیگه این زندان تکمیل تر کرده
کلا این شرکت رو 7-8 نفر میچرخونن کهاز قدیم کنار هم بودن و به شدت هیستریک و دورو و خاله زنک هستن. اگر به عنوان نیروی جدید وارد بشید با هر سطح سواد و در هر پوزیشنی زیر یک سال خودتون ازونجا فرار می کنید. روی حقوق که شبیه دلال ها چونه میزنن باهاتون. خودشون میگن 3 ماه آزمایشی ولی همون اول 12 تا قرارداد یکماهه میزارن جلوتون و میگن ما نیروی بلندمدت میخوایم ولی نسخه قرارداد بهتون میدن و نه اجازه میدن عکس بگیرین تا بتونن به هر بهونه ای اخراجتون کنن. انتهای ماه اول می بینی نصف حقوقتو نریختن و وقتی میپرسی چرا میگن 2 هفته آموزش دیدین!!! حالا آموزش چی بوده؟ شمارو وسط ازدحام اتاق تست و تولید میشونن پشت یه سیستم که 300 صفحه پی دی اف رو بخونی سه روز یه بارم ازت امتحان میگیرن! تقریبا تمام نیروهای سطح کارشناسی به طرف سطح مدیران و مدیرعامل در حال جاسوسی و زیرآب زنی هستند، مخصوصا خواهر مدیرعامل و اون خانمی که آخرشم معلوم نشد مدیر منابع انسانیه، امور مشتریانه، مارکتینگه، قرادادهاست یا... با 12 سال سابقه! تنها انسان شریف و سالمی که اونجا دیدم آبدارچی شرکت بود.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
متاسفانه بعد از رفتن پ و از فناوری اطلاعات یه ادم بی سواده دیگه (م ر) معاون فناوری هست که هیچی نمیدونه از پرداخت.و معلوم نیست با کدوم رابطه ای اومده و سداد رو تو منجلاب برده و برای اینکه ضعف خودش رو بپوشونه رییس ها رو مدیر کرده و و یک سری ها رو هم رییس کرده.واقعا بلبشوعه .ادمای کوتوله بالا سر کارن اونجا.افراد توانمند و فنی اینجا هم بعد از این همه سابقه چون رابطه خوبی ندارن و واسه رییسا پاچه خواری نمیکنن باید بسوزن و بسازن.
من فقط یه ماه اینجا موندم حجم کاری زیاد در مقابل حقوق بسیار کم و حتی مضحک. صرفا اگر میخواهید جایی مشغول باشید بهش فکر کنید وگرنه وقت خودتون رو هدر ندید.
شرکت داغون و مدبریت ضعیف در تمام ابعاد کارمنداش خوبن ولی همه چی افتضاح ادعای زیاد مدیران در حالی که هیچی نیستن لطفا کلاهتون افتاد اینجا نیاین بردارید هر کی میاد فرار میکنه نداشتن امنیت کاری و مالی همش همه چی تو هواس
مزایای فنی: مدیر فنی خوب(زمانی که من بودم البته) و برنامه نویس های خوب و با شخصیت جلسات اسکرام و daily جلسات آموزش بیزینس جلسات آموزش فنی متاسفانه علی رغم حضور انسان های شریف و متشخصی که در آنجا کار میکنند شرکت معایبی دارد لازم به ذکر هست معایب: در این شرکت کسری کار ۳ برابر حساب میشه حتی حقوق دوره آزمایشی رو هم با تاخیر پرداخت کردند آن هم با جریمه زیاد و کسر کار ضریب ۳ همه کارمندان حس کنترل شدن با دوربین و میکروفون دارند البته گویا این شرایط قبلا سخت گیرانه تر بود ولی الان کمی بهتر شده نیم ساعت زمان ناهار خوردن جز تایم کاری محسوب نمیشه برای تلفن صحبت کردن بیشتر از یکی دو دقیقه باید به بیرون برید و قبلش ساعت بزنید و برگردید دسترسی نامحدود به اینترنت عدم دسترسی نصب نرم افزار بعضا روابط فامیلی بسیار شدید هم مشاهده شد عدد بیمه همان عدد کارگری رد میشه منابع انسانی شرکت کلا یک خانم هست که عملا همه کارهای منابع انسانی رو انجام میده یک ماه آژمایشی هیچ قراردادی نبستند درصورتی که وعده قرارداد آزمایشی رو داده بودن از قبل ولی خبری نیست بنابراین در دوره آزمایشی از بیمه هم خبری نیست
معیارهای ارتقا هردفعه دلبخواهی فرق میکرد و بسیار سلیقه ای انجام می شد، مدیریت خیلی بد بخش ما ، درصد کار بالایی رو می خوان ، محیط کار پر استرس حقوقش با جاهای دیگه اصلا فرقی نمی کنه فقط اسمش اینکه تو مفید کارمی کنی ارتقا روی پارتی بازی و جنسیت بیشتر هست اعتراف می کنم از اینکه ۴سال در مفید کار کردم خیلیی پشیمانم
من در اواخر سال ۱۴۰۲ برای یکی از دپارتمانهای مهندسی شرکت رستافن اقدام جذب داشتم. فضای مصاحبه فنی نشان میداد که کارهای انجامشده عمق زیادی دارد و تیمی از افراد حرفهای دور هم جمع شدند. مصاحبه منابع انسانی برای من جذاب بود و در فضای نسبتا خوبی توضیح داده شد؛ سوالها دقیق بودند، هرچند به نظر میرسید که تا حدی سانسور وجود دارد. حقوق در مراحل نهایی اعلام نمیشد که این موضوع کمی ناهمگون با انتظار بود.
سپاسگزارم از تیمی که از همکاری باهاشون مشعوف شدیم، لذت بردیم، یادت گرفتیم و به امید پروردگار بتونیم بیشتر همکاری کنیم. ممنون از زحمت تیم خوب پیام آوا . http://blackrhinowheels.ir
سلام برخلاف تصورم که در ابتدا شرکت و فضای شرکت رو بستری دیدم برای رشد و پیشرفت فردی، در ادامه هر چی جلو تر رفتم پشیمون تر شدم از قراردادی که امضا کردم. تسک ها نا مفهوم و نا مشخصمستندات هم همین طور. متون فنی رو با گوگل ترنسیلیت برات ترجمه میکنن که از روشون پیاده سازی کنی! و گاها اگه تسکی نداری،خودت باید دلبخواهی و بر اساس تجربه ت یه تسک تعریف کنی چون اگه ازشون تسک بخوای براشون حکم micro management رو داره که مخالفشن. کد ریوو رو نمیگم نداره ولی اجازه بدید بگم که با تمام احترام، سواد کد ریوو رو نداشتن. مدیریت فنی به شدت ضعیف و دل بخواهی بود کافی بود از کسی خوششون بیاد فقط همون آدمو قبول داشتن و بقیه همه زیر سوال بودن. در مورد حقوق هم همینطور بود صرفا افراد خاصی که تونسته بودن خودی نشون بدن و آشنای مدیریت بودن، راحت افزایش حقوق های با درصد بالا داشتن. و بقیه رو آدم حساب نمیکردن حتی. توی این شرکت به قول خودشون شما باید point of failure باشی تا بتونی حقوق خوب بگیری و سوال مهم اینه که آیا بستری در اختیارت قرار میدن بابت این فاکتور درامدی؟ کافی بود از کدهای قدیمی ای که مال ۳-۴ سال پیش بود ایرادی ببینن، شروع میکردن به مسخره کردن افراد قدیمی سازمان. جو برای من، جو زیر سوال بردن و تخریب اعتماد به نفس بود. منی که نیروی تازه کار نبودم. تمام افتحار بعضی هاشونم این بود که با وجود اینکه رشته ی مرتبط نخونده بودن تونسته بودن پیشرفت کنن توی این محیط و حتی بهتر از کسایی هستن که مهندسی کامپیوتر خوندن. حتی بر عکس تصور اولم اکثرا رشته های نامرتبط داشتن. اگه جنسیتتون مرد باشه بازم می تونین این محیط رو تحمل کنین یا حتی بهتون حال میدن و میگن و میخندن باهاتون. در غیر این صروت برای خانم ها، مخصوصا توی قسمت های فنی،هر کاری بکنین بازم ارزشی نداره. حتی سطح درامد خانم ها کمتره اینجا. در کنار تمام صحبت های منفی گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که اگه آدم یادگرفتن و دنبال کننده ی رشد فردی باشی، فرصت آموزش رو بهت میدن ولی مسیله ای که وجود داره اینه که مشخص نیست که این آموزش رو کجا بخوای استفاده کنی و آیا اصن به کارشون میاد یا نه؟!
تجربه من از کار در مهیمن کمتر از یک سال است. در گذشته ساختار منابع انسانی اینجا بیشتر به سمت گرایشهای مذهبی بود اما حالا تنوع فکری و فرهنگی را در کنار هم میبینم و هیچکس از دیگری درباره کاری درخواست نمیکند. با این وجود مدیران شرکت همچنان به شکل مذهبدار به نظر میرسند، اما حداقل شرایط نسبت به شرکتهای دیگر از چالشهای کمتری برخوردار است; خبری از زیرآبزنی و حرفهای بیمورد نیست، هرچند گاهی رفتارهای مغرورانه قابل توجهی از سوی بعضیشان دیده میشود و گمان میکنم خودشان را بیش از اندازه برتر میدانند. به نظرم این وضعیت ممکن است از نظر دیدگاهی به جایگاه شرکت صدمه بزند. حقوق در سطح کارهای تازهکار و پایینتر است، با این حال مزایای خوبی مانند هدایا و پاداشهای مناسبتها و عیدها وجود دارد، هرچند گاهی در انتخاب جوایز مانند روز زن و روز مرد بیدقتی دیده میشود و صرفا یک شاخه گل بهعنوان هدیه میدهند.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
شرکت پیام افزار پیک آسا بود و من تجربهای تلخ از همکاری در شرکت هلدینگ فناوری بنتک را دارم. در زمان کار، مدیری که در ظاهر بهعنوان سهامدار فامیل نزدیک بود و با عنوان مدیر معرفی میشد، بدون توجه به تیم و نیروها همواره به دنبال منافع شخصی بود و اکثر کارکنان حاضر نبودند بیش از یک سال با او کار کنند. او با رفتارهای تحقیرآمیز و دست به هر کاری میزد تا دیگران را تحت نفوذ خود قرار دهد. حتی افرادی که پیش از من در شرکت بودند و شرکت را ترک کرده بودند نیز از او ناراضی بودند و در طول همکاری با او با مشکلات زیادی روبهرو میشدند، بهگونهای که در گروههای مختلف شرکت نیز مشکلاتی را به وجود میآورد. فامیلهای زیادی را وارد مجموعه کرده بود و من تنها با یکی از اعضای گروه در ارتباط بودم که پر از اشتباهات بود و نمیتوانستیم مشکلی را بهطور جدی مطرح کنیم. رفتار او بهگونهای بود که هیچکس را به درستی پاسخگو نمیدانست و نیروها به سختی میتوانستند با او تعامل کنند. بهگفتهی افراد قبلی، او بهراحتی اخراج میکرد و حتی شنیده شده بود یک نفر را اخراج کرده که یکی از فامیلهای خود او بود و برای حفظ رازداری هیچکس را در جریان نمیگذاشت. این صحبتها از دوستان و همکاران قدیمی میگفتند که در دوران حضورشان در گروه، وقتی بهطور جدی نیاز داشتیم، دو نفر از اعضا را بهراحتی کنار گذاشت. به نظر من تنها کسانی که در این گروه میتوانستند سادهلوح باشند و تمام کارها را بهعهده بگیرند، افرادی با رفتار ساده و بدون نقد بودند؛ بنابراین توصیه میکنم به هیچ عنوان به چنین گروهی اعتمادی نکنید. شناخت من از این تجربه این بود که با مدیری که ظاهر مذهبی دارد، بهتر است فاصله گرفت و از ورود به چنین گروهی خودداری کرد.
نطرات دوستان کاملا درست و بجا هست شرکت فاسد و بی بند و باری هر چی دزد تر و زیرآب زن تر محبوب تر مدیران بسیار بی سواد که مثل کنه چسبیدن به اونجا، مدیران باسواد خودشون استعفا دادن منابع انسانی بسیار ضعیف اللخصوص کارگزینی که بسیار فاسد هست
سلام و درود خواستم تجربه قرارداد با کاربین رو در اینجا قرار بدم بعد از پرسش ها و تحقیقاتی که کردم به این موسسه اعتماد کردم(کاش اعتماد نمیکردم و خودم میرفتم توی سایت های کاریابی آلمانی و رزومه ارسال می کردم ) قرار شد با کاربین قرارداد ببندم(اصلا به شما میگن ما از وزارت کارمجوز داریم اهمیت ندین چون واقعا کاری براتون انجام نمیدن) موضوع قرارداد این بود که کاربین برای بنده در کشور آلمان کار پیدا کنه (حداکثر تعداد سه عدد کارفرمای آلمانی رو جهت مصاحبه با من قرار شد فیکس کنند حالا بماند که اگر در مصاحبه با اون سه نفر نتیجه گرفته نمیشد میبایست مبلغ اضافه ای بابت پیدا کردن کارفرما میدادید )قرار داد رو نوشتیم و من مبلغ صد ملیون از مبلغ کل قرارداد که سیصد ملیون بود رو پرداخت کردم بعد از پرداخت پول احساس کردم برخوردها تغییر کرد قبل از دریافت پول به شدت با احترام برخورد میکردند و خودشان را تبلیغ می کردند ولی بعد از پرداخت پول روال عوض شد حالا من باید هر روز زنگ میزدم تا پرونده را پیگیری کنم من هرچقدر راهنمایی میخاستم جهت نوشتن رزومه اصلا بلد نبودن و اون موردی هم که بلد بودن توی اینترنت سرچ کنید پیدا میکنید کلا یکسری مدارک ازم گرفتن و هیچ کار دیگه برام نکردن اونجا بود فهمیدم بدجوری توی دام اینا گرفتار شدم قرارداد رو خواندم دیدم کلا به نفع خودشون هست و اگر کنسل کنم بیست الی سی درصد رو بر می دارن درضمن ازم سفته هم گرفته بودن کلا گفتم خوب بیخیال ادامه میدم میرم جلو از اون طرف خواندن زبان آلمانی رو بردم جلو و قوی شدم بعد هشت ماه و با کلی پیگیری اینا گفتن یه مصاحبه برات اوکی کردیم رفتم مصاحبه کنم فهمیدم مصاحبه کننده از خودشون هستند و هماهنگ شده کلا دیگه ازشون متنفر شدم حتی از اون آدمهایی که اونجا کار میکنن و پول حروم در میارن بعدش شرایطم تغییر کرد و گفتم نمی خواهم ادامه بدم گفتن دلایل و مستندات باید بدی چرا نمی خواهی ادامه بدی دیگه مونده بودم چی بگم تا اینکه بعد دوسال هنوزم نتونستم پول رو بگیرم و میگن برو شکایت کن ممنون از تجربه کاری امیدوارم در دام این موسسه نیافتید یاحق
گروه به گروه فرق میکنه، تو گروهی که من بودم سرپرستی داشت، که خیلی دهن بین بود، با خیلی ها رابطه داشت و کار خوبها رو برمیداشت برای خودش حتی اگه ۶ ماه تو بردش میموند و وقت نمیکرد، به کسی نمیداد انجام بده! یکی از دخترا هم خیلی به پر و بالش میپیچید و همه وقت سرپرست رو میگرفت و سرپرست هم بدش نمیومد درگیر دختره بشه، تو کار هم خیییلی هواشو داشت و کلا دختره هم یکجوری میخواست به همه نشون بده که من بهش پیام دادم جوابمو این داده، میومد تو گروه مثلا با یکی از بچه های گروه های دیگه حرف میزد که آره تو واتساپ مثلا روز تعطیل یا شب بهش پیام دادم و اینجوری .. رو مخ بودن کلا، یک همچین رابطه هایی تو توسن انگار عادی بود، و یا روال! آرامش تو توسن نداری کلا، حاشیه این جور افراد خیلی زیاده و معمولا هم انگار موفق هستند تو شرکت! بالاخره پشت یکی قائم میشن دیگه! منابع انسانی هم کلا اونجا انگار نمیدونه کی به کیه و چی به چیه، فقط نگاه به دهن مدیرا میکنه هر چه قدر هم بچه ها ناراضی باشن اصلا اهمیتی نداره انگار براش، بچه های منابع انسانی اصلا خودشونو درگیر نمیکنند انگار و کلاه خودشو سفت میگیرن نیوفته! هیچ کدوم از بچه هایی که میشناختم خیلی با منابع انسانی مشکل داشتند و ازشون راضی نبودن، حتی واسه مسائل پیش پا افتاده بری به منابع انسانی بگی عملا دخلت در اومده، توجه هم نمیکنن بهت انگار مزاحمشون هم شدی و به عنوان مزاحم بهتره خفه شی یا زودتر بری.
کار کردن در این شرکت باعث افتخار من بود هرچند کوتاه اما متوجه شدم خیلی از موارد فنی را همچنان بایست یاد بگیرم، جا داره از فرصتی که به من داده شد تشکر کنم در همین مدت کوتاه خیلی موارد را یاد گرفتم، خیلی ابعاد و نگاهم به برنامه نویسی وسیع تر شد . با این وجود یک ماه قبل با من صحبت شد و برای سال جدید نتونستم حضور داشته باشم، با توجه به شرکت هایی که بنده تجره کاری داشتم نگاهم به ساختار سازمانی شان واقعا مثبت هست. هم از لحاظ فرصتی که داده می شود. هم بابت حقوق مدتی که نبودم و پرداخت شد، و به لحاظ پرسنل دوستان خوبی پیدا کردم .
امروز گزارش "حقوق های سال 1403 توسط جاب ویژن" اومد بیرون سران کاریزما و مدیرعامل پزداش دکتر "ر" شما به معنی واقعی کلمه دارین حق برنامه نویسان پایمال میکنین. رنج حقوقی شما کف بازاره(حتی از حداقلی بازار هم پایین تر). من نمیدونم مشاورین شما آقای دکتر "ر" اهل کدوم شهر هستن که از آب کره میگیرن رنج حقوقی کاریزما خجالت آور ترین رنج نسبت به بازار شک نکنین اگر بچه ها رنج ها رو ببینن از شرکت میرن شرکت کاریزما برای اینکه خودش نگه داره رسما دست توی جیب پرسنل امسال به اسم سهام و بازنسشتگی کرده چون میخواد به زور سهم خودش به نیروهاش بفروشه و از حقوقشون ماهیانه کم کنه. توی مملکتی که دلار توی توی 5 روز 8 هزار تومن گرون شده پس فقط حقوق که ارزش داره نه سهام که باید نیرو 48 ماه توی کاریزما باشه بعد بهش بدن و جالب تر این که شما دارین این سهام رو "میفروشین" نه بلا عوض. (امیدداریم ذره ای تفکر از پرسنل دیده بشه و جو گیر نشن) هر ماه میخوای از حقوق قسط سهام رو کم کنی!!!! خجالت و شرم چیز بدی نیست به خدا شما این سهام رو روی حقوق اضافه کن اگه مردی(که نیستی). خیلی واضح بخوام بگم تو میخوای مثلا 5 میلیون تومن حقوق زیاد کنی بعدش بیای 3 میلیون قسط سهامه 48 ماه دیگه رو کم کنی؟!؟!؟!؟ مگه زندانه؟!؟! مگه جنگه؟!؟!؟! گند دیگه هم قانون بلوکه کردن 10 درصد حقوق هر کاه. که اوج کثثافت کاریه. کدوم شرکتی میاد حقوق پرسنل رو بلوکه میکنه تا یک ماه بعد بهش بده!! البته شرکت پردازش مالی کاریزما این کثافت کاری رو میخواد اعمال کنه
شرکت آپاسای داده سیستم برای من تجربه متفاوتی رو رقم زده؛ از وقتی وارد شدم همون اوایل کارآموز بودم و سه ماه بدون حقوق کار میکردم، تصمیم خودم بود که در این بازه یادگیری بیشتری داشته باشم. در مدت دوره آزمایشی روی پروژهای خارجی به نام cabrozzak کار میکردم و با هدایت تیم لید بکاند، .NET Core رو به خوبی فراگرفتم و تا حد زیادی حرفهای شدم. پس از این دوره با قراردادی مناسب کارم را ادامه دادم و اکنون هنوز در شرکت حضور دارم. فضای کاری شرکت بسیار دوستانه و بدون استرس است. مدیرعامل با رویکردی مشابه سبک گوگل عمل میکند؛ برای حفظ روحیه و تعامل، جشنهای مناسبتی و تولدهای گروهی برگزار میشود، پلیاستیشن در دفتر گذاشته شده و ساعات کاری بهنوعی شناور است تا فضا را راحتتر کند. کارکنان هم با روحیه خوب کار میکنند و بهخصوص تیمهای قدیمی با اشتیاق وظایفشان را دنبال میکنند. از نظر فنی مدیرعامل واقعا حرفهای و علاقهمند به چالش است؛ بنابراین فناوریهای بهروز همیشه در اولویتاند و بهروزرسانی میشوند. به عنوان برنامهنویس در این شرکت با مسائل تازهای مواجه میشوم و اگر به چالشها علاقه داشته باشم، خوب میگذرد (برای من که دوست دارم، خوشحالکننده است). حقوق بهموقع پرداخت میشود و بیمهها هم بههمان ترتیب برقرارند؛ بیمه تکمیلی هم از حدود یک سال است که فعال است. جای پارک بهصورت نوبتی فراهم شده، سالن فوتبال خانودگی برای اعضا هر هفته یکبار رزرو میشود و اینها را میتوانم بهعنوان نکات مثبت بپرورانم. در مجموع طی این مدت تجربهای ناامیدکننده نداشتم و رضایت کامل دارم. امیدوارم تجربه من برای شما هم مفید باشد.
اگر میخوایین عمرتون هدر بره بیایین سمت شرکت پردازش مالی کاریزما شرکت به شدت بی برنامه فضای سمی و خاله زنک(اونقدری که دنبال این هستن که ببینن چه کسی کجاست و چی کار میکنه، کار خودشون یادشون رفته) یک سری PM به شدت بی تجربه و بی دانش که انگار میخوان "معدن زغال سنگ" حفاری کنن یک سری افراد که همیشه دغدغه جابجایی افراد توی طبقات و تیم های دیگه رو دارن عمرتون توی کاریزما هدر ندین چون سر سوزنی قدرشناسی و تشکر در زبان و "عمل" خیلی از مدیراش نیست موارد حقوق و مالی هم که به یاد ادارات دولتی و بایگانی میافتین(حداقلی ها) داشتن تجربه و تخصص هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ ارزشی توی کاریزما نداره(برگ برنده با .....مال و بله قربان گوهاست) دوستانی که زدین بیرون اگه بهتون زنگ زدن که برگردین که فلان میکنیم چنان میکنیم: حماقت نکنین و برنگردین چون به شدت فضای "مدیریت ذره بینی شده" حقوق که خنده دار خنده دار قانون بلوکه کردن "10 درصد حقوق" هم دیگه این زندان تکمیل تر کرده
کلا این شرکت رو 7-8 نفر میچرخونن کهاز قدیم کنار هم بودن و به شدت هیستریک و دورو و خاله زنک هستن. اگر به عنوان نیروی جدید وارد بشید با هر سطح سواد و در هر پوزیشنی زیر یک سال خودتون ازونجا فرار می کنید. روی حقوق که شبیه دلال ها چونه میزنن باهاتون. خودشون میگن 3 ماه آزمایشی ولی همون اول 12 تا قرارداد یکماهه میزارن جلوتون و میگن ما نیروی بلندمدت میخوایم ولی نسخه قرارداد بهتون میدن و نه اجازه میدن عکس بگیرین تا بتونن به هر بهونه ای اخراجتون کنن. انتهای ماه اول می بینی نصف حقوقتو نریختن و وقتی میپرسی چرا میگن 2 هفته آموزش دیدین!!! حالا آموزش چی بوده؟ شمارو وسط ازدحام اتاق تست و تولید میشونن پشت یه سیستم که 300 صفحه پی دی اف رو بخونی سه روز یه بارم ازت امتحان میگیرن! تقریبا تمام نیروهای سطح کارشناسی به طرف سطح مدیران و مدیرعامل در حال جاسوسی و زیرآب زنی هستند، مخصوصا خواهر مدیرعامل و اون خانمی که آخرشم معلوم نشد مدیر منابع انسانیه، امور مشتریانه، مارکتینگه، قرادادهاست یا... با 12 سال سابقه! تنها انسان شریف و سالمی که اونجا دیدم آبدارچی شرکت بود.
شرکت گروه استیل البرز با واحد هفت الماسه که از نظر مالی به شدت به هم پیوستهاند، به چشم من به عنوان کارشناس ارشد یک سال حضور نشان میدهد. در ابتدای نشستن در تیم جذب منابع انسانی با گروهی حرفهای روبهرو میشوید که مصاحبه اول آنان از طریق اسکایپ انجام میشود و پس از ورود پکیجی خوشآمد هم دریافت میکنید؛ اما همراهش آزمایشهای اعتیاد، ورزشی و طب کار وجود دارد که شرکت هزینه آنها را میدهد و پس از شش ماه بهصورت قسطی از حقوق کسر میشود. سه ماه اول دوره آزمایشی است و پس از استخدام با امور کارکنان در حوزه منابع انسانی کار میکنید که گاهی رویکردی سنتی دارد و از نظر من نقدی بر آن وارد است. محیط کار به شکل اپنفیس است و فضا خیلی خشک و ساکت است، با این حال برخورد کارکنان با احترام است. در اکثر واحدها با وجود مدیرانی که گاهی بیادب هستند، میتوانید به راحتی با مدیرتان صحبت کنید، انتقاد یا دیدگاه را ابراز کنید و بالعکس گزارههای سازمانی نیز از کارکنان بازخورد میگیرد. نقطه قوت قابل توجه این است که در هیچجا باندبازی، چاپلوسی یا تفکیک جنسیتی وجود ندارد و مسیر پیشرفت برای همه روشن است؛ مدیران نیز استقبالگر هستند. جالب است که مدیران تماما تحصیلکردهاند و در حوزه کاری خود واقعا بهروز و فرزگی هستند؛ به نظر میرسد دلیل آن هیئتمدیره جوان است و در سیستمها بر لبه فناوری حرکت میکنند. ساعات کار از ۷:۳۰ تا ۱۷:۰۰ است و اگر خارج از مجموعه کار دارید، ناچارید مرتب مرخصی بگیرید. برخلاف برخی شرکتها که سهونیم روز مرخصی در ماه دارند، اینجا دو روز است و در مورد مرخصی و کسور حقوق با چالش مواجه میشوید. در بخش حقوق و مزایا نسبت به شرکتهای خصوصی معمولی، دستمزدها متوسط است و هر سه ماه یک کارانه تقریبا جذاب داده میشود؛ اما حقوق و کارانه عمدتا با تاخیر حدود ۴۵ روزه پرداخت میشود که نکتهای منفی است. جشنها و اعیاد گاه برگزار میشود، برای نمونه دعوت به دیجی و آمادهسازی میزهای مزه و هدیههای کوچک وجود دارد. همچنین هر فصل یک تور کاری با هزینه شرکت انجام میشود؛ مثلا به کویر یا شمال میروید. هر هفته دو روز سالن ورزشی و امکاناتی دیگر در اختیار دارید و ناهار نیز ارائه میشود که کیفیتی نسبتا قابل قبول دارد. کارت خرید سوپرمارکت هم وجود دارد که بهصورت جداگانه از حقوق ماهانه شارژ میشود. نکتهای نگرانکننده این است که غذای مدیران با کارکنان تفاوت دارد و این تفاوت به نظر میرسد تقلیدی از شرایط اربابر رعیت باشد. در مجموع س sincerityی هدف من بیانی صادقانه است تا شما دید دقیقتری نسبت به محیط کار بدست آورید.
متاسفانه بعد از رفتن پ و از فناوری اطلاعات یه ادم بی سواده دیگه (م ر) معاون فناوری هست که هیچی نمیدونه از پرداخت.و معلوم نیست با کدوم رابطه ای اومده و سداد رو تو منجلاب برده و برای اینکه ضعف خودش رو بپوشونه رییس ها رو مدیر کرده و و یک سری ها رو هم رییس کرده.واقعا بلبشوعه .ادمای کوتوله بالا سر کارن اونجا.افراد توانمند و فنی اینجا هم بعد از این همه سابقه چون رابطه خوبی ندارن و واسه رییسا پاچه خواری نمیکنن باید بسوزن و بسازن.
من فقط یه ماه اینجا موندم حجم کاری زیاد در مقابل حقوق بسیار کم و حتی مضحک. صرفا اگر میخواهید جایی مشغول باشید بهش فکر کنید وگرنه وقت خودتون رو هدر ندید.
شرکت داغون و مدبریت ضعیف در تمام ابعاد کارمنداش خوبن ولی همه چی افتضاح ادعای زیاد مدیران در حالی که هیچی نیستن لطفا کلاهتون افتاد اینجا نیاین بردارید هر کی میاد فرار میکنه نداشتن امنیت کاری و مالی همش همه چی تو هواس
مزایای فنی: مدیر فنی خوب(زمانی که من بودم البته) و برنامه نویس های خوب و با شخصیت جلسات اسکرام و daily جلسات آموزش بیزینس جلسات آموزش فنی متاسفانه علی رغم حضور انسان های شریف و متشخصی که در آنجا کار میکنند شرکت معایبی دارد لازم به ذکر هست معایب: در این شرکت کسری کار ۳ برابر حساب میشه حتی حقوق دوره آزمایشی رو هم با تاخیر پرداخت کردند آن هم با جریمه زیاد و کسر کار ضریب ۳ همه کارمندان حس کنترل شدن با دوربین و میکروفون دارند البته گویا این شرایط قبلا سخت گیرانه تر بود ولی الان کمی بهتر شده نیم ساعت زمان ناهار خوردن جز تایم کاری محسوب نمیشه برای تلفن صحبت کردن بیشتر از یکی دو دقیقه باید به بیرون برید و قبلش ساعت بزنید و برگردید دسترسی نامحدود به اینترنت عدم دسترسی نصب نرم افزار بعضا روابط فامیلی بسیار شدید هم مشاهده شد عدد بیمه همان عدد کارگری رد میشه منابع انسانی شرکت کلا یک خانم هست که عملا همه کارهای منابع انسانی رو انجام میده یک ماه آژمایشی هیچ قراردادی نبستند درصورتی که وعده قرارداد آزمایشی رو داده بودن از قبل ولی خبری نیست بنابراین در دوره آزمایشی از بیمه هم خبری نیست
معیارهای ارتقا هردفعه دلبخواهی فرق میکرد و بسیار سلیقه ای انجام می شد، مدیریت خیلی بد بخش ما ، درصد کار بالایی رو می خوان ، محیط کار پر استرس حقوقش با جاهای دیگه اصلا فرقی نمی کنه فقط اسمش اینکه تو مفید کارمی کنی ارتقا روی پارتی بازی و جنسیت بیشتر هست اعتراف می کنم از اینکه ۴سال در مفید کار کردم خیلیی پشیمانم
من در اواخر سال ۱۴۰۲ برای یکی از دپارتمانهای مهندسی شرکت رستافن اقدام جذب داشتم. فضای مصاحبه فنی نشان میداد که کارهای انجامشده عمق زیادی دارد و تیمی از افراد حرفهای دور هم جمع شدند. مصاحبه منابع انسانی برای من جذاب بود و در فضای نسبتا خوبی توضیح داده شد؛ سوالها دقیق بودند، هرچند به نظر میرسید که تا حدی سانسور وجود دارد. حقوق در مراحل نهایی اعلام نمیشد که این موضوع کمی ناهمگون با انتظار بود.