انتشارات جنگل در حوزه منابع انسانی بسیار ضعیفه و تقریبا تمامی امور غیرقانونی انجام میشه: قرارداد یک ماهه، بدون مبلغ، بدون امضای کارفرما پرداخت حقوق قسطی و در چند نوبت در طول ماه - گاهی پس از التماس کارمندان اخذ سفته + قرارداد محرمانگی رد کردن حقوق پایه برای بیمه ساعات کاری بالاتر از مصوب وزارت کار بدون پرداخت اضافه کار پرداخت اضافه کار تقریبا اواخر ماه بعدی علاوه بر این مسائل، کلا چیزی به نام ساختار سازمانی وجود نداره و معلوم نیست کی داره چی کار میکنه. نیروی خوب و حرفهای در این انتشارات که با روش دکان داران بازار اصفهان اداره میشه نمیمونه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با مفهوم جدیدی از آموزش و یادگیری آشنا شدم تو این شرکت تو این مدت 5 ماه همکاری چیزی نمونده که عملی یاد نگرفته باشم از این بابت خیلی راضیم فقط یمقدار دیر قرارداد بستن تقریبا 20 روز طول کشید
گول وعده های این شرکت رو نخورید. مشکلات مالی شدید و مدیران شرکت اصلا تخصص مدیریت شرکت رو ندارند خیلی راحت دروغ میگن استراتژی درست و مشخصی ندارن و خودشون هم دقیقا نمیدونن چی کار میخوان بکنن
با شش ماه کار در این شرکت تجربه من از کارشناس فنی آغاز شد و بسیاری از اتفاقاتی که همقطارانم نوشته بودند برای من هم تکرار شد. من تا نیمههای شب کار میکردم، قبل از آغاز رسمی ساعات کار ورود میزدم و به محیط آنجا میماندم، اما تا الان حتی یک ریال هم دریافت نکردم. پس از شش ماه با حال وروز ناسالم و روانی که به هم ریخته بود از آنجا جدا شدم و آرزو دارم دیگران گرفتار چنین وضعیتی نشوند.
بهنظر میرسید که در ابتدای کار با گروهی همدل و دلسوز روبهرو شدم و همه چیز به نظر خوب و امیدوارکننده میآمد. اما پس از یک تا دو هفته فهمیدم که مدرسها توانایی تدریس مطلوبی ندارند؛ سرفصلها بیش از حد رسمی و سطحی مرور میشد و به مرور فهمیدم توانایی عملی کدنویسی در مجموعه کم است. برنامهریزی چندان منسجم نبود و هدف اصلی ظاهرا رونق کسبوکار خود مجموعه بود تا رسیدن دوره به نتیجه و جذب کار. اکثر شرکتکنندگان تا ماهها هم نتوانستند وارد محیط کار شوند. این دوره بیشتر روی آمادگی مصاحبه شفاهی متمرکز است و به ارزش زمانی و شخصی شرکتکننده اهمیتی قائل نیستند؛ بهجای آن کتابهای زیادی به زبان اصلی معرفی میشود و هر روز به بهانهای میگویند تقصیر را با خود فرد است که یادگیری به نتیجه نرسیده است. دوستانی که قصد شرکت در چنین دورهای را دارند توصیه میکنم از نزدیک فضای مجموعه را بررسی کنند و از سایر کارآموزان نظر بگیرند. ضمنا رفتوآمد به مجموعه خیلی مشکل است و مسیر برگشت از نظر حملونقل عمومی دچار موانع زیادی است.
مدتی در این مجموعه کار کردم و به وضوح افت شدید مدیریت و رفتار ناشایست با همکاران را تجربه کردم. در حقیقت سوءاستفادههای فراتر از اصول شرکت و نادیده گرفتن حقوق تیم را دیدم؛ به طوری که در مدت کوتاهی بخش زیادی از همدلیها و انگیزهها از بین رفت و افراد بسیاری تصمیم به ترک گرفتند. نتیجهی این وضعیتی بود که به نظر میرسد شرکت به مرور زمان رو به نابودی میرود و تنها با تکرار وعدههای بدون پشتوانه پابرجاست.
بدون شک بد ترین تجربه کاری اینجانب در مرکز مشاوره هیوا بود. محیط بسیار بد و شلوغ کاری و حقوق ناچیز . هزینه تماس مشتری دقیقه ای ۱۵ هزار تومان بود و ماهارو مجبور میکردن هرجور که شده صحبت کردن را کش بدهیم حتی زمانیکه مشتری تمایلی به ادامه صحبت نداشت ماهارو مجبور میکردن که یه بحثی باز کنیم و به هر نحوی که شده دقایق تماس بالا ببریم فقط برای منفعت مالی شرکت و اگر میانگین دقایق مکالمه پایین بود تهدید به اخراج میکردند و هر روز مبلغی از حقوق کسر میشد. کارگاه های اموزشی خیلی ضعیف و سطحی برگزار میشد و برای پاسخگویی به مشتری باید تو گوگل سرچ و دنبال جواب میگشتیم . حقوق حداقل به یک هفته تاخیر پرداخت میشد. زمان قرارداد بستن سفته ۳۰ میلیون تومانی میگیرن تا در زمان تسویه حقوق کمتری بدهند و راه برای اعتراض نداشته باشیم . بیمه هم نمیکنن. کسی که دنبال پول حلال باشه و نتونه جیب ملتو خالی کنه با پر کردن دقیقه بعید میدونم اونجا بتونه دووم بیاره
از روزهای ابتدایی همکاری فهمیدم که فضای این شرکت با هیچکدام از تجربیات قبلیم قابل مقایسه نیست و اینجا اوضاع به شکل ناخوشایندی ناهمگون بود. در طول سالها کار در شرکتهای مختلف، چنین بینظمی و بیثباتی را کمتر دیدم و اینجا واقعا تجربهای متفاوت بود. نتیجهی برخی تلاشها بهطور واضح نمیافتاد و زمان من بیهوده صرف میشد. شرکت فاقد فضای حرفهای مناسب بود و بهنظر میرسید که مدیریت بهندرت به برنامهها، هدفها و وعدههای وعده دادهشده عمل میکند. به نظر میرسید در اینجا هماهنگی لازم بین تصمیمات و اجرای کار وجود ندارد و پیگیریهایی که انتظار میرفت انجام نمیشد. در تیم منابع انسانی هم به نظر میرسید که نقش و اهمیت نیروی کار چندان مدنظر نیست و تمرکز بیشتر روی تعدیل نیروست تا حفظ حقوق و پشتیبانی کارکنان. از نظر من حضور مدیریتی متنوعی هم وجود ندارد و ترکیب مدیریتی به گونهای بود که تجربههای مختلف و دیدگاههای تازه کمتر شنیده میشد.
مجموعه ای به شدت آماتور اما با پر مدعا، مدیر های میانی کار نابلد با طرز فکر های دهه هشتادی که محیط کاری رو خشک و غیر دوستانه کردن و اگرتو طول روز بیشتر از ۲ بار از سر میزت بلند شی بهت تذکر میدن یا اگر دیر برسی سرکار حتی ۵ دقیقه نامه اخطار برات میفرستن. البته این رفتار ها از بالای مجموعه مدیریت به مدیر های میانی سرایت کرده! مدیر عامل مجموعه یک ادم هیستریک که کنترلی روی خشم خودش نداره و این اجازه رو به خودش میده با هر نوع ادبیاتی که دوست داره با کارمند ها صحبت کنه از داد و بیداد کردن تا توهین های کلامی که بگذریم ، دائما در طول روز کاری دوربین های مجموعه رو چک میکنه و اگر موردی باب میلش نباشه به اتاق مربوطه میره و با هر نوع ادبیاتی که دوست داره به شخص مورد نظر میپره دیگه از بی برنامگی و نامنظم بودن کارها و نحوه کاری نگم براتون
به نظر میرسد که در این شرکت با بینظمی فراوان روبهرو شدم و رفتار مدیرعامل نیز به گونهای بود که ارزش کار و قوانین را به درستی رعایت نمیکردند. پیشنهاد نمیکنم با آنها همکاری کنم؛ به دلیل نبود قرارداد شفاف و رعایت نکردن اصول حرفهای، تجربهی کار با محیطی بیاعتماد و پویا نامناسب بود.
در این شرکت تنها دور خودم میچرخیدم و چیزی دستگیرم نمیشد؛ به عبارتی چیزی برای یادگیری وجود ندارد و تنها باید پروژهها را آماده میکردم. مدیران بارها تغییر میکردند و افراد دیگری به جای آنها وارد شرکت میشدند. به تعهداتی که داده بودم، از جمله کارانه، پاداش و پرداختیهای مناسبتی، کمترین توجهی نمیشد و همواره نبود نقدینگی را دلیل میشدند. هر گاه ارادهشان میکشید تعدیل نیرو انجام میدادند. ارتقای شغلی هم اگر به کسی ارتباطی نداشت یا اهل لطف و تعارف نبود، از ذهنم پاک میشد. پروژه بینتیجه بود، محیط پرتنش و مملو از شایعه و سمی.
عجیب ترین شرکتی که میتونید کار کنید همینجا ست. کار و کار و کار بدون حقوق و مزایا و جالب تر از اون شرکت اینقدر به خنسی خورده که بیمه بچه ها با تاخیر پرداخت میشه و علنا مدتی از شروع هر ماه رو بیمه درمانی نخواهید داشت مدیرانی به شدت بی سواد و درگیر روزمره و خاله زنکی بدون ذره ای پیشرفت و تکنولوژی های ب روز
من ۳ سال در این شرکت کار کردم اول اینک ب شدت رنج حقوقی شرکت پایینه هیچگونه مزایایی ندارند گول مصاحبه اول رو نخورید منابع انسانی ب شدت ضعیف عمل میکنه تسویه حسابتون رو بعد ۶ ماه الی یسال میتونید بگیرید جای پیشرفت نداره چیزی بهتون اضافه نمیشه متاسفانه عمریه ک هدر میره با کمترین حقوق و مزایا ب نظر من اخرین انتخابتون رسپینا باشه
با سلام شرکت به این بزرگی متاسفانه فقط کارشون شده نظارت به پشتیبان بدبخت با کمترین حقوق فقط کارشون شده جریمه نفرات دفتر تمامی بی مسئولیت و واقعا حیف سرکار بودنشون تمام فکرشون اینه که برای پشتیبان مشکل تراشی کنن هیچگونه دوستی و رفاقتی داخل شرکت وجود نداره همش شده باند بازی وقتی رئیس از برنامه دیوار انتخاب بشه باید فاتحه شرکت نفرات خوند هرکس که میشه مسئول تمام سعی اینه که هم زبان خودشو بیاره بالا بقیه هیچ شرکت شده ۲۰۰ کارمند که به ۱۰۰ تا پشتیبان نظارت کنن انگار پشتیبان برده و نوکر آنها هست هیچگونه احترام و شخصیتی برای پشتیبان قائل نیستند حیف وقتی که بزاری برای این افراد که فقط فکر منفعت خودشون هستن
باور دارم که هر سرمایهگذاری روی زمان و انرژیام ارزشمند است، پس تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم را به این شکل بازگو میکنم. در محیطی که به شدت غیرحرفهای به نظر میرسید، تلاش میکردند مباحثی که باید طی هفت ماه پوشش داده میشد را در دو تا سه ماه جا بدهند. فشار و استرسی که دائما به من وارد میکردند، نتیجهی مطلوبی به همراه نداشت و از نظر من کمبود حرفهای بودن در برخورد با شرکت مشهود بود.
به شدت برای اولین بار عصبی شدم...کاملا غیر حرفه ای رفتار می کنند...و با اعتماد به نفس کاذب بار فنی خودشون رو به رخ هم میکشن...خلاصه اینکه هر کی اینجا میاد فرار می کنه...بخصوص مدیرانش نیاز به رفتار درمانی دارند...
مدتهاست در این شرکت حضور دارم و از کارکنان قدیمی به شمار میروم؛ با چشم خودم شاهد پیشرفت روزافزون سازمان بودهام و همین داشتن دیدن رشد پیوسته، بیش از هر چیز دیگری به من حس تعلق میدهد. مدیران مجموعه با برنامهریزی دقیق و پشتکار بالا، همواره دست به دست هم دادهاند تا به اهداف شرکت برسند و این انگیزهی گروهی را در من تقویت میکند.
ورودی را که به خاطر دارم، در سالی که به شرکت ایران خودرو پیوسته بودم، تجربه کردم. شرکت به نظر میرسید منابع انسانی چندان فعال نباشد و فضای کارگری غالب باشد؛ تصمیمها بیشتر توسط مدیران و سرپرستان اجرا میشد و تاثیری هم از طرف کارکنان داشت یا نداشت. یکی از نمونههای قابلتوجه برای من، فردی بود که رئیس اداره سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک است؛ به دلیل ارتباطات گستردهای که داشت، گاه انعطاف بیشتری در برخورد با پرسنل نشان میداد. از لحاظ فنی هم احساس میکردم شرایط برای برنامهنویسان خیلی مناسب نیست و بیشتر برای کارمندان محوری طراحی شده است. من حدود چهار ماه فرصت همکاری با تیم را داشتم. سیستم ارزیابی عملکرد هم به شکلی بود که هر چه رئیس میخواست، مطرح میکرد و نتیجه نهایی میتوانست با هدفهای شخصی ملاک قرار بگیرد و گاهی به نظر میرسید با سطوح بالای امتیاز یا کمترین امتیاز همراه بود.
اینکه یکسری افراد میان عنوان میکنند که تقصیر نیروی انسانی سازمان هستش و یا تقصیر تیم اسکرام و میخواهند مقصر اصلی رو شخص دیگه ای جلوه بدن اینا همون هایی هستند که ازشون اسم برده شده و میان برای اینکه از زیر فشار فرار بکنند برای خودشون شریک جرم میتراشند گرچه تیم های نیروانسانی و اسکرام بی نقص نیستند و دارای نقاط ضعف و قدرت خودشون هستند ولی گلوگاه نیستند و تمامی موارد از این تیمها نشعت نمیگیره برفرض مثال که این چنین هم باشه از قدیم گفتند در دیزی بازه پس حیای گربه کجاست؟ اینکه یکسری ها بیان از ضعف تیمهای دیگه استفاده بکنند و مقاصد سیاسی و شخصی خودشون رو توی سازمان اجرا بکنند بدونه توجه به حرفه ای گری فقط فقط نشانه کثیف بودن شخصیت خودشون رو داره در آخر باز هم میگم دوست عزیز این حقه ها قدیمی شده پس سعی نکن گناه های خودتو رو بندازی گردن دیگران یکسری هارو فراری دادید یکسری ها رو هم اخراج کردید بازهم زبونتون دراز هستش؟ حداقل مرد باش پای کارهات وایستا و مثل آدمهای بزدل خودت رو پشت دیگران قایم نکن
شروع کار با شرکت به تأخیر و نامشخص بودن قرارداد همراه بود و هر ماه وعدهای برای ماه آینده میدادند. حقوق ماهانه به موقع پرداخت نمیشد و فیش حقوقی وجود نداشت؛ هیچکس به عنوان نیروی انسانی برای تیم مشخص نبود و معمولا یک نفر تمام کارها را انجام میداد. افزایش حقوق سالانه وقتی مشخص نمیشد، و پس از صحبت با مدیرعامل دائما بر سر مقدار توافقی حقوق چانهزنی میکردند. از زمانی که استخدام نیروی صفر انجام میدادند تا بیمه به مرور زمان و پس از چند ماه برقرار میشد. محصول صاحب محصول وجود نداشت و مدیریت این کار را خودش انجام میداد که به خاطر این بینظمی، فضا پر از آشفتگی بود. حجم کار بالا بود و فراتر از وظایف توسعه، وظایف دیگری مانند تحلیل کارها، رفع باگها، حل مشکلات پشتیبانی، ارتباط با کارفرماها و سایر امور نیز انجام میشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.