اگر سواد ای تی داری وقتتو تو این شرکت هدر نده چون اینا با راه اندازی شرکتایی مثل افق کوروش و از این قبیل دارن یه سوپر مارکت بزرگ رو راه اندازی میکنن - مثلا مدیر بالا سری بنده که تو مهمترین قسمت نتوورک بودم یک بازنشسته از سازمان دیگه بود که همش خواب بود و چون با مدیرعامل آشنا بود گزاشتنش اونجا - تو شرکت مدیران بالادست خیلی دزدی میکنن و تماما چاپلوس - اصلا شرکت فقط فاز چاپلوسی داره - من باید دانش خودمو آپدیت نگه دارم و اگر اینکار رو نکنم قطعا جا میمونم - شما به عنوان نامبر وان شبکه و امنیت وارد شرکت میشی و باید زیر دست دخترخاله مهری کار کنی که گربه بازی میکنه و اصلا امنیت رو فقط در حد حفاظ آهنی میدونه - در کل یک کره شمالی در ایران هست با تمام حرفهایی که اگر بگم باورتون نمیشه - من تجربه خوبی اونجا نداشتم و خیلی زود فرار کردم و الان به راحتی دارم برای بزرگتر از گلرنگ کار میکنم و دانش خوبی کسب کردم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من نویسنده، این شرکت زیر مجموعهای نوآور است و در تازهترین حوزهها فعالیت میکند، هرچند اوضاع درست نیست و حقوق نسبتا پایین است. اگر کاربلد باشی، میتواند تجربهی خوبی باشد و به لحاظ حقوقی هم حالت مطلوب است، اما اگر بخواهی با همگروهیها همخوانی داشته باشی و حرفی بزنی یا کنار بقیه بیتفاوت باشی، به نظر میرسد مهرهی کلیدی محسوب نشوی و عقب میمانی.
من در شرکت گلپخش اول زیر مجموعه هلدینگ گلرنگ کار کردم اونجا شرایط برای کار کردن این طوری مصاحبه html css js react قوی باشد ولی ۱۵۰ میلیون سفته بدهید ضامن حتما بالای ۵ سابقه کار در گلرنگ یا دولتی یا ۳سال بازنشسته دولت باشد
دوستان به هیچ عنوان تاکید میکنم به هیچ عنوان وارد این شرکت نشین اگر وقتتون و عمرتون براتون ارزشمنده به عنوان یک فرد بزرگ تر بهتون میگم به هیچ عنوان وارد این شرکت نشین این شرکت دقیقا شما رو به چشم یک برده میبینه از حقوق که نگم براتون که شما با ساعتی 38 تا 45 استخدام میشین و اگه 180 ساعت در ماه کار کنید حداکثر دریافتی شما میشه 7 تا 7 نیم چون بیمه هم از حقوقتون کم میکنن که از این 7 نیم دریافتی شما یک بخشیش هم عیدی و سنوات شما هستش بله درست شنیدید. الان حقوق یک کارگر ساده طبق وزارت کار حداقل 8 میلیون هستش به همراه بیمه و آخر سال هم عیدی دریافت میکنن ولی تو تابان شهر شما چیزی به اسم عیدی ندارین و همین حداکثر 7 نیم که دریافت میکنین به همراه عیدی هستش. یعنی خالص حقوق شما خیلی پایین تر از وزارت کاره که هیچ شرکتی چنین شرایطی نداره نکته دوم اینکه شما ساعتی حقوق میگیرین یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه 4 روز تعطیل رسمی در ماه باشه شما حقوق ندارین و مجبور هستین بقیه روز ها تا ساعت 8 9 شب تو شرکت کار کنید تا بتونین اون روز هایی که تعطیل رسمی بوده رو از نظر مالی جبران کنید برای خودتون. برای مثال الان نزدیک عید نوروز هستیم و شما تعطیلات عید نوروز هیچ گونه حقوقی دریافت نمیکنید. یعنی جدا از اینکه هزارتومن هم عیدی دریافت نمکینید و تعطیلات عید حقوق ندارین، شما حتی حقوق اسفند ماه رو هم بعد از تعطیلات عید دریافت میکنید. خنده داره نه؟ دیگه از چی بگم براتون؟ اصن قسمت مالی داستان بمونه به کنار، شما اونجا حتی آرامش هم ندارین. اونجا دقیقا عین یک زندان میمونه که حق نفس کشیدن هم نداری. مدیر نیرو ها شخص ****** یک فردیه که یک درصد هم مدیریت کردن بلد نیست و فقط آرامش رو از شما میگیره. همش عصبانیه و گوشی رو میکوبه رو میز در و پنجره ها رو میکوبه و اصلا شما رنگ آرامش رو نمیبینید. باور کنید تا مدت ها روی روح و روانتون تاثیر منفی میزاره این شخص. حقوق که هیچی، آرامش و امنیت شغلی هم که هیچی، دیگه چی بگم براتون؟ شاید پیش خودتون بگین شاااااید حداقل دانش داشته باشن، ولی در صورتی که یکذره تاکید میکنم حتی یکذره در این مجموعه علم و دانش مرتبط با کار وجود نداره و دانش این مجموعه درحد مبتدیه. عزیزان من وظیفه خودم دونستم بیام این صحبت ها رو انجام بدم و روشن کنم شمارو که خودتون رو بیچاره نکنید اگر حتی یک درصد به حرف های من شک داشتین، خیلی ساده میتونین یک هفته به عنوان کارآموز وارد این مجموعه بشین و خودتون از نزدیک تماشا کنید. به هیچ عنوان گول کامنت های مثبت اینجا رو نخورین چون خوده****** این کامنت های فیک رو قرار میده و حتی بازم میگم اگر حرف های من رو هم یک درصد باور ندارین خیلی راحت یک هفته به عنوان کارآموز وارد این شرکت بشین و خودتون از نزدیک ببینید. خودتون رو بیچاره نکنید.یاحق
این شرکت بزرگترین شرکت شمالغرب و رتبه یک شورای عالی انفورماتیک است. از نظر فنی شرکت دارای پروژه های بزرگ بوده و پرسنل تواناییی بالایی دارند. این شرکت در مرکز تجاری تبریز واقع شده و دارای تیم های قوی در حوزه های تحلیل پیاده سازی و استقرار می باشد. این شرکت یک تیم قوی در حوزه هوش مصنوعی نیز داشته و اعضای آن هیات علمی دانشگاه می باشند. علاوه بر بحث های فنی محیط کاری صمیمی بین اعضای تیم بوده و اعضا می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند.این شرکت محصولات مختلفی را داشته و درارای ۵ شرکت زیر مجموعه در حوزه های فناوری اطلاعات است آموزش مستمر همکاران از مزایای دیگر این شرکت است. این شرکت پروژه های مختلفی را در رده ملی نیز دارد. از جمله این آیتم ها می توان به همکاری بت شرکت های کره ای و ارمنستانی اشاره کرد. ------------------------------------------------- این شرکت بزرگترین شرکت شمالغرب و رتبه یک شورای عالی انفورماتیک است. از نظر فنی شرکت دارای پروژه های بزرگ بوده و پرسنل تواناییی بالایی دارند. این شرکت در مرکز تجاری تبریز واقع شده و دارای تیم های قوی در حوزه های تحلیل پیاده سازی و استقرار می باشد. این شرکت یک تیم قوی در حوزه هوش مصنوعی نیز داشته و اعضای آن هیات علمی دانشگاه می باشند. علاوه بر بحث های فنی محیط کاری صمیمی بین اعضای تیم بوده و اعضا می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند.این شرکت محصولات مختلفی را داشته و درارای ۵ شرکت زیر مجموعه در حوزه های فناوری اطلاعات است تانتانتانتاااااااااااااننننننن .
در آغاز فهمیدم فضای کاری نسبتا دوستانه است، اما به مرور فهمیدم چه خبر است و فضا چگونه کار میکند. از نظر فنی وضعیت خوب بود و انبوهی از افراد تماموقت روی توسعه اسمارتیز تمرکز داشتند؛ برنامهنویسان و رهبران تیمهای مختلف کار میکردند. افراد جوان و خوشمشرب بودن و با مصاحبههای فنی به مجموعه وارد شده بودند. اما به تدریج متوجه شدم برخی اعضا در گروهی با مدیر فنی از بانک کارآفرین و همراه حضور دارند. مدیرعامل هم وارد صحنه شد. پرداخت حقوق به صورت نامنظم بود و برخی دستمزدهای غیرمعمول دریافت میکردند. مدیر تیم تست هم در کنار آنها حضور داشت و به شکل ابربازی به ما میگفتند این مینیبوس که اشاره میکردند، در واقع گروه مافیاشان است؛ ابتدا یک پژو و سپس پیکان بود. فهمیدم افرادی که در تیم حضور نداشتند، دوام نمیآوردند. دو تا از برنامهنویسها به این گروه بیتوجهی میشدند؛ یکی از آنها که با همین اتوبوس آمد بدون مصاحبه فنی و با اعتراض مدیر یکی از تیمها به تیم تزریق شد و حقوق همان برنامهنویس افزایش یافت. مسئول تیم همواره به جای خوب بودن کار، در حال رفتن و مسخره کردن مدیر تیمش بود. وقتی اعتراض کردم و گفتم کار درستی نیست، مرا در موقعیتهایی قرار دادند تا استعفا بدهم؛ بیشتر هم در حال تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام خود بودند. بیشتر اعضای این مینیبوس از بیرون پروژه جذب میشدند و نورچشمیها بدون توانایی فنی و بدون رزومه وارد تیم میشدند. تیم منابع انسانی هم به نحوی تغییر پیدا کرد. در نهایت سه نفر از برنامهنویسها از وضعیت اعتراض کردند. وقتی پروژه به نتیجه رسید، مدیر تیم تغییر کرد و فردی که با مینیبوس آمده بود و بدون رزومه و تجربه، به جای مدیر سابق نشست.
اینجا یسری اپشن و ایتم داره ولی اصلا و ابدا جای نوآوری نیست. حقوق متوسط به پایین میدن که اموارتت بگذره .شرکت پر از بروکراسی هست. منطق جایی در شرکت خدمات نداره و همش روابط فامیلی باند بازی پر کرده جای رویکرد تیمی رو . اگر جوان هستی سعی کن بری استارتاپ های بزرگ و بعد ش از ایران بپر برای همیشه تا خوشبخت بشی . من 12 سال عمرم رو خدمات گذاشتم و واقعا از زندگی و تورم و همه چیز عقب موندم
بسیار بسیار شرکت تخ***می نیایید که بدبخت میشید. بزرگترین مشکل این شرکت از نظر بنده، ضعف مدیریت و مدیریت منفعل این شرکت است. اولا که خیلی شلوغ و بی نظم بود همه چی. بعد هم که فرم دادن بهم پر کردم یه آقایی اومدن با من مصاحبه کردن که من متوجه نشدم سمتشون چیه !! کلی سوالای هوش از من پرسیدن که به نظرم لازم نبود! سوالای فنی هم که پرسیدن خیلی سطحی و کم بود در حد ۲-۳ تا !! آخر مصاحبه هم سر حقوق به توافق رسیدیم تقریبا آخرم معلوم نشد چی شد همین الانم که ۲ ماه گذشته هیچ خبری ندادن!! حدسم اینه که حقوق پایین بگه. اگه خیلی دوست داره توی این شرکت کار کنه البته!
یک شرکت به شدت بد و غیر حرفه ای. مدیران فنی به شدت بی سواد هستنند. متاسفانه از بی دانش ترین ادم ها در این شرکت استفاده شده. چرا که نصف بیشترشون به خاطر روابط و پارتی در این شرکت مشغول به کار هستند... البته درستش اینه بگیم مشغول خواب و استراحت و برخی فعالیت های خاص دیگه هستن!!!! جای دیگه ای بهشون کار نمیدن و کجا بهتر از آرمان. پارتی داشته باشی میمونی چندین سال، نداشته باشی خودت با پای خودت فرار میکنی از اونجا. سطح حقوق ها به شدت پایین. فضای سمی. هرچی بهتون میگن به عنوان آپشن های شرکت همش دروغ و شو هست. خودتون رو گرفتار همچین جا و ادمایی نکنید.
موسسین شرکت هیچ سابقه فعالیت در شرکت دیگر ندارند و رفتارشان با افراد تصادفی و بدون حساب و کتاب هست. در ابتدا با ادعای زیاد ظاهر میشن اما خیلی وقتا برای پرداخت حقوق با سختی مواجه میشن. تنها به درد افرادی میخوره که میخوان کاری رو شروع کنن و رزومه اولیه ای داشته باشند. نرخ ماندگاری نیروی انسانی پایین، استاد گرفتن نیروی باانگیزه و تبدیل آن به نیروی بی انگیزه هستند.
یه بنده خدایی زنگ زدند که رزومه شمارو در فلان سایت دیدیم و چندتا سوال کوتاه پرسیدند از جمله اینکه مدرک تحصیلیتون چیه! کارشناسی ارشد دارین دیگه! (واقعا برنامه نویس لزومی داره ارشد داشته باشه!) از این چشم پوشی کردم و منتظر این بودم که زمان تعیین کنند برای مصاحبه که با کمال تعجب گفتند برین تو سایت ما رزومتونو در فلان جای سایت آپلود کنید! (مگه شما رزومه منو ندیدین دیگه چرا من باید دوباره کاری کنم) که منم دیگه خدافظی کردمو الان چند ماهیه که رفتم رزوممو آپلود کنم :) واقعا چطوری دولوپر میگیرین، معما شد برام.
من بعد از تماس نیروی انسانی شرکت که چندباری تماس گرفتن تصمیم گرفتم برای مصاحبه برم. دو نفر درب ساختمان حراست بودند که اصلا از تایم مصاحبه خبر نداشتن و حاضر نبودن تماس بگیرند و هماهنگ کنند . و برخورد بسیار بدی داشتند. بعد از تماس و کلی معطلی تصمیم گرفتم باهاشون مصاحبه نکنم و برگردم همیشه کسی که میذارن جلوی در نماینده شرکته و برخوردش نشون دهنده این هست که اون شرکت چقدر بینظم میتونه باشه
خلاصه میگم: روند کارها: تکراری و بسیار کند تکنولوژی : بسیار قدیمی مبلع دریافتی: باندبازی و هیج ربطی به میزان تخصص شما نداره مدیران: بسیار بسییار ناکارآمد . این بخش بدترین قسمت کارتون هست. چون باید به مدیران بی سواد توضیح بدین. اونایی موفقن که دروغگو هستن حجم کار: بسیار بالا با دورکاری حتی جمعه هم براتون نمیذارن حق هیج اظهار نظری هم قطعا ندارید
متاسفانه اکثر نقاط ضعفی که در مورد این شرکت تو این 5 سال اخیر می شنوید و میخونید حقیقت داره. من خودم نزدیک به 2 سال اونجا انرژی گذاشتم به خاطر حاشیه هاش سعی کردم فقط مشغول کارم باشم، اما به این نتیجه رسیدم که در بهترین حالت اونجا بودن درجا زدن هست حداقل از نظر فنی. بیشتر مشکلاتش به خاطر انتصاب مدیر عامل دستوری هست که چون نتیجه نمی گیرند یا دولت عوض میشه، تند تند عوض میشه و بعد به خاطر خروج تقریبا تمام متخصصص های با ارزش قبلی شرکت در چند سال اخیر هست. اگر تازه کار هستید و میخواهید یک سری کلمات یاد بگیرید و تحمل هم دارید، بد نیست.
دوستان نظراتی که میخونید و تعریف مثبت کردند ۹۹ درصدشون دروغه متأسفانه مدیریت این مجموعه دست خانمی هست که ایشون کاملا واضحه عقده مدیریت دارن و به قولی تازه به دوران رسیده هستن البته من گفتم بعد از گذشت چند سال درست شده و خب هر عقده ای بعد از گذشت زمان درست میشه ولی بعد از تماس با یکی از دوستانی که هنوز اونجا مشغوله متوجه شدم که نه درست بشو نیستن، ببینید اختیار دست خودتونه که حرف من و کسایی که منفی گفتن رو باور کنید یا نه فوقش میرید اونجا یکی دو ماه از عمرتون رو تلف میکنید و تجربه میشه: ازتون از لحاظ حقوقی و در غالب تعهداتی رو میگیرن که بعد ها هیچ حرکتی نتونید علیهشون انجام بدید، سفته مبلغ بالا میگیرن و جالبه که بدونید اینها کاملا قانونی میشه وقتی که زیرش امضا و اثر انگشت بزنید! اگر با زورگویی، دیرکرد در پرداخت حقوق و انجام وظایف خارج از محدوده تخصصتون و گاها خواسته های نابجای مدیریت ازتون مشکلی ندارید برید چون با کمال احترام میگم در کارشون حرفه ای هستند اما در بحث منش و اخلاق کاری و اجتماعی زیر صفر. والسلام
امروز با چه وضعیتی تو یک متر برف مرخصی گرفتم برم مصاحبه. نیم ساعت زودتر رفتم تو ماشین یکی از بچهها آماده شدم تو اسکایپ که حضرات بیان. دونفر اومدن مصاحبه اول بسم الله گفتن لبتابت کو؟عزیزم مصاحبه شونده کف دستشو بو کرده باید با لبتاب بیاد؟ بعدشم بدون ۱ کلمه عذرخواهی فرمودن ما وقتای آزادمونو به خانم فلانی اعلام میکنیم بهتون بگن.اینجوری فایده نداره. خانم فلانی هم که حاجی حاجی مکه. یعنی حتی نیومد تو جلسه مصاحبه. خداروشکر که پرونده اسنپ کامل برای من بسته شد. یکم خوب بود اگه رسم مهمان نوازی و ادب رو رعایت میکردید. ملت همه مثل شما ریموت نیستن تو جای گرم و نرم بشینن پشت لبتاب و بعد با هرهر و کرکر جلسه و ترک کنن.
برای من منی که در واحد کالا کارگزاری آگاه بودم، تجربهای خیلی سخت و پرتنش بود. از آبان سال هزار و چهارصد و بیست به مدت هفت ماه در همان واحد فعالیت کردم تا اینکه تصمیم به ترک بگیرم. حدودا سی روز فروردین به مدیران اطلاع دادم که قصد تغییر به کارگزاری دیگری را دارم و حتی خودم دنبال فرصت شغلی در جای دیگر شدم، اما تعلل مدیر واحد آنقدر بالا بود که نیرو تا ۱۷ خرداد شروع به کار نکرد. برای جابهجایی بین کارگزاریها لازم بود نامه خروج بگیرم و من نهایتا از طریق شکایت نامه خروجم را در ده مرداد دریافت کردم. علاوه بر فشار کاری بسیار بالا، مدیر بخش دائما ناراضی بود و انتظار بهتری از کل تیم داشت. حقوق پایه به عنوان امری اساسی را برای مجردها در نظر نمیگرفت. فضا به نحوی بود که هر کسی میتوانست هر لباسی بیندازد و سر کار بیاید، اما همان حقوق پایه را میگرفت. من اطلاعاتی از سایر بخشها ندارم، اما بخش کالای کارگزاری آگاه واقعا تجربهی بدی برای من بود.
سلام من قبلا توی این شرکت کار میکردم . باید بگم از نظر فشار کاری یکی از بدترین شرکت ها هست. حجم بسیار زیاد کار به شما وارد میشه. افراد با شما به ظار صمیمی هستند ولی قدیمیتر ها شما رو به جمع خودشون راه نمیدن. شرکت خانوادگی هست و افراد به دو دسته ی خودی و غیر خودی تقسیم میشن. تیم من با تیم اقای جعفری تعامل زیادی داشت و به جرات میشه گفت اقای جعفری یکی از بهترین مدیران اونجا هست. با دانش مهربان و شوخ طبع . به موقع جدی و دقیق و حساس به کار. به راحتی توی تیم پشت سر همدیگه حرف میزنن. با حقوق کم از شما انتظار سینیور بودن رو دارن. توی حرفاشون ، محترمانه به شما توهین میکنن.به شما حس ناکافی بودن میدن. از رشد شما حمایت نمیکنن و فقط انجام تسک ها براشون مهمه. فقط میخان کار خودشون پیش بره . بهتون میگن تایم مطالعه شخصی دارین ولی عملا تایمی براتون نمیمونه و فقط براشون انجام کار خودشون مهمه. اسم بزرگی داره چون شرکت ثروتمندیه اما بعضی از فرهنگ هاشون کاملا مذخرفه. جلسات زیاد دارن که خروجی زیادی نداره. ارتقای دانش شما اهمیت چندانی براشون نداره و فقط شعار میدن. تجربه ی بدی نیست
دوست داشتم تجربهم رو یه نگاه تازه و ساده بسازم تا واقعیتها به صورت روشنتری آدم رو بتونه بگیرن. از اول میخواستم با شرکت تبیان همکاری کنم، اما در عمل وضع فرق میکرد. در روزهای اول قولهای فراوانی داده میشد، اما در طول مدتی که با تیم کار میکردم حتی یکی از این وعدهها اجرایی نشد. به دلیل مدیریت ضعیف برخی پروژهها به نتیجه مشخصی نمیرسیدیم یا نصف کار رها میشد یا با بیبرنامگی بعد از کلی تلاش کنسل میکردن. حقوق هم نسبت به جایهای دیگه کم بود و این به خاطر پایه پرداختی پایین بود. خبری از تشویق یا مزایا هم نبود. مصاحبههای عجیب و حاشیههای زیادی داشتیم. یکی از موارد این بود که شرکت چند ساختمان داشت که یکی از ما واحدها داخل ساختمان قدیمیاش شرایط مناسبی نداشت. همکاران واحد ما نسبتا خوب بودن اما ساختمان اصلی و قدیمیاش که فقط چند متر از ما فاصله داشت، داخلی شبیه پادگان داشت و جوش در آنجا با بخش ما کاملا فرق میکرد. خانمهای اونجا همگی چادری بودن، اما ساختمان ما آزاد بود. مدیران در اولویتهای کاری نه تخصص و تعهد لازم برای کار داشتن و نه پشت کار عملی؛ بیشتر جنبههای حاشیهای دیده میشد. به طور کلی، شرکت برای تازهکارها مناسبتر بود تا برای افراد باتجربه.
شرکت تبیان را تجربه کردم و حالا با یادآوریاش احساس میکنم بسیار ناامید شدم. همیشه این طرز تفکر وجود داشت که سازمانهای دولتی یا حاکمیتی پر از بینظمی و کارمندانی بیکفایتی هستند، در حالی که شرکتهای خصوصی را جای کسانی میدانند که نتیجهی تلاششان حقوق و مزایای متناسب میبرد. اما این شرکت چیزی بود که میشد گفت ترکیبی از همهی اینهاست: گویی شتر گاو پلنگی است که تنها بدیهای همهی دستهبندیها را یکجا جمع کرده است. این مجموعه تحت نظر یک نهاد حاکمیتی قرار داشت و به نظر میرسید اولویتهای اصلی آن در جای دیگر بود تا توسعهی واقعی شرکت. گمان میکنم برخی افراد با پارتیبازی و رانت دور هم جمع شده بودند تا پروژهای مانند تاسیس مرکزی با رویکرد بنیادین را راهاندازی کنند تا از رانتهای دولتی بهره ببرند. بخش فنی که من در آنجا بودم یکی از بدترین تجربههای کاری من بود. شرکت به معروفترین کارگذاریهای بازار سرمایه خدمات ارائه میکرد و درآمد خوبی داشت، اما در بخش فنی که من کار میکردم، نیرو بیشتر به عنوان نگهبان یا خدماتی حقوق میگرفت تا یک تیم فنی واقعی. از لحاظ هدایا و مناسبتها هم هیچ حمایتی نبود، اما برای مراسم مذهبی انرژی زیادی صرف میشد. مدیران همگی بهنظر میرسید که بر پایهی رانت و آشناییهای خانوادگی یا دوستانه انتخاب شدهاند. قرار بود دورهای از جابینجا استفاده شود، اما آن هم به خاطر وجود افراد بیکار اطرافشان بود. برای پیشرفت در آنجا باید فقط دنبال جایگاه پاچهخواری بود، هر چند این هم محدود بود چون شاید مدیران احساس خطر میکردند که طرفی شاخ شود. از نظر دانشی هیچ چیزی اضافه نمیشد چون سیستمشان ده سال پیش بود و تغییری در آن نبود. چیزی هم به من آموزش داده نمیشد چون خودشان تجربهکاری داشتند. فضای کار هم پر از حاشیهسازی و رفتارهای ناپایدار بود؛ در تیم چیزهایی مانند همدستیهای غیررسمی وجود داشت و به راحتی نمیشد فهمید حقوق چگونه محاسبه میشود؛ سه عدد مختلف میدیدم: وجه واریزی از SMS، فیش حقوقی و سابقه بیمه، و آخرش هم برای سنوات، کفهی حقوق را به سمت پایین میکشیدند. برای خانمها هم حجاب اجباری بود و وقتی کارمندان میرفتند، جلوی شرکت چادر را از سر برمیداشتند تا نشان دهند که این فشار از روی اجبار است. ماه رمضان هم در شرکت الزامی بود و روزهداری در محل کار بهاجبار وجود داشت. افطاری برای کارمندان ارائه نمیشد، با این وجود رعایت میشد. زیارت عاشورا و نماز جماعت هم معمول بود. خلاصه اینکه آنجا را میتونم بهعنوان یک شرکت دولتی با تجهیزات و روشهای قدیمی توصیف کنم؛ اگر به آنجا وارد شوید، تجربهی کاریتان به یکی از بدترینها تبدیل میشود. اگر مرد هستید، بهتر است وارد امریه نشوید؛ این کار فقط برای آشنایان است و شاید برای شما همانند سربازی بهتر باشد تا تجربهی امریه در آنجا.
اگر سواد ای تی داری وقتتو تو این شرکت هدر نده چون اینا با راه اندازی شرکتایی مثل افق کوروش و از این قبیل دارن یه سوپر مارکت بزرگ رو راه اندازی میکنن - مثلا مدیر بالا سری بنده که تو مهمترین قسمت نتوورک بودم یک بازنشسته از سازمان دیگه بود که همش خواب بود و چون با مدیرعامل آشنا بود گزاشتنش اونجا - تو شرکت مدیران بالادست خیلی دزدی میکنن و تماما چاپلوس - اصلا شرکت فقط فاز چاپلوسی داره - من باید دانش خودمو آپدیت نگه دارم و اگر اینکار رو نکنم قطعا جا میمونم - شما به عنوان نامبر وان شبکه و امنیت وارد شرکت میشی و باید زیر دست دخترخاله مهری کار کنی که گربه بازی میکنه و اصلا امنیت رو فقط در حد حفاظ آهنی میدونه - در کل یک کره شمالی در ایران هست با تمام حرفهایی که اگر بگم باورتون نمیشه - من تجربه خوبی اونجا نداشتم و خیلی زود فرار کردم و الان به راحتی دارم برای بزرگتر از گلرنگ کار میکنم و دانش خوبی کسب کردم
برای من نویسنده، این شرکت زیر مجموعهای نوآور است و در تازهترین حوزهها فعالیت میکند، هرچند اوضاع درست نیست و حقوق نسبتا پایین است. اگر کاربلد باشی، میتواند تجربهی خوبی باشد و به لحاظ حقوقی هم حالت مطلوب است، اما اگر بخواهی با همگروهیها همخوانی داشته باشی و حرفی بزنی یا کنار بقیه بیتفاوت باشی، به نظر میرسد مهرهی کلیدی محسوب نشوی و عقب میمانی.
من در شرکت گلپخش اول زیر مجموعه هلدینگ گلرنگ کار کردم اونجا شرایط برای کار کردن این طوری مصاحبه html css js react قوی باشد ولی ۱۵۰ میلیون سفته بدهید ضامن حتما بالای ۵ سابقه کار در گلرنگ یا دولتی یا ۳سال بازنشسته دولت باشد
دوستان به هیچ عنوان تاکید میکنم به هیچ عنوان وارد این شرکت نشین اگر وقتتون و عمرتون براتون ارزشمنده به عنوان یک فرد بزرگ تر بهتون میگم به هیچ عنوان وارد این شرکت نشین این شرکت دقیقا شما رو به چشم یک برده میبینه از حقوق که نگم براتون که شما با ساعتی 38 تا 45 استخدام میشین و اگه 180 ساعت در ماه کار کنید حداکثر دریافتی شما میشه 7 تا 7 نیم چون بیمه هم از حقوقتون کم میکنن که از این 7 نیم دریافتی شما یک بخشیش هم عیدی و سنوات شما هستش بله درست شنیدید. الان حقوق یک کارگر ساده طبق وزارت کار حداقل 8 میلیون هستش به همراه بیمه و آخر سال هم عیدی دریافت میکنن ولی تو تابان شهر شما چیزی به اسم عیدی ندارین و همین حداکثر 7 نیم که دریافت میکنین به همراه عیدی هستش. یعنی خالص حقوق شما خیلی پایین تر از وزارت کاره که هیچ شرکتی چنین شرایطی نداره نکته دوم اینکه شما ساعتی حقوق میگیرین یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه 4 روز تعطیل رسمی در ماه باشه شما حقوق ندارین و مجبور هستین بقیه روز ها تا ساعت 8 9 شب تو شرکت کار کنید تا بتونین اون روز هایی که تعطیل رسمی بوده رو از نظر مالی جبران کنید برای خودتون. برای مثال الان نزدیک عید نوروز هستیم و شما تعطیلات عید نوروز هیچ گونه حقوقی دریافت نمیکنید. یعنی جدا از اینکه هزارتومن هم عیدی دریافت نمکینید و تعطیلات عید حقوق ندارین، شما حتی حقوق اسفند ماه رو هم بعد از تعطیلات عید دریافت میکنید. خنده داره نه؟ دیگه از چی بگم براتون؟ اصن قسمت مالی داستان بمونه به کنار، شما اونجا حتی آرامش هم ندارین. اونجا دقیقا عین یک زندان میمونه که حق نفس کشیدن هم نداری. مدیر نیرو ها شخص ****** یک فردیه که یک درصد هم مدیریت کردن بلد نیست و فقط آرامش رو از شما میگیره. همش عصبانیه و گوشی رو میکوبه رو میز در و پنجره ها رو میکوبه و اصلا شما رنگ آرامش رو نمیبینید. باور کنید تا مدت ها روی روح و روانتون تاثیر منفی میزاره این شخص. حقوق که هیچی، آرامش و امنیت شغلی هم که هیچی، دیگه چی بگم براتون؟ شاید پیش خودتون بگین شاااااید حداقل دانش داشته باشن، ولی در صورتی که یکذره تاکید میکنم حتی یکذره در این مجموعه علم و دانش مرتبط با کار وجود نداره و دانش این مجموعه درحد مبتدیه. عزیزان من وظیفه خودم دونستم بیام این صحبت ها رو انجام بدم و روشن کنم شمارو که خودتون رو بیچاره نکنید اگر حتی یک درصد به حرف های من شک داشتین، خیلی ساده میتونین یک هفته به عنوان کارآموز وارد این مجموعه بشین و خودتون از نزدیک تماشا کنید. به هیچ عنوان گول کامنت های مثبت اینجا رو نخورین چون خوده****** این کامنت های فیک رو قرار میده و حتی بازم میگم اگر حرف های من رو هم یک درصد باور ندارین خیلی راحت یک هفته به عنوان کارآموز وارد این شرکت بشین و خودتون از نزدیک ببینید. خودتون رو بیچاره نکنید.یاحق
این شرکت بزرگترین شرکت شمالغرب و رتبه یک شورای عالی انفورماتیک است. از نظر فنی شرکت دارای پروژه های بزرگ بوده و پرسنل تواناییی بالایی دارند. این شرکت در مرکز تجاری تبریز واقع شده و دارای تیم های قوی در حوزه های تحلیل پیاده سازی و استقرار می باشد. این شرکت یک تیم قوی در حوزه هوش مصنوعی نیز داشته و اعضای آن هیات علمی دانشگاه می باشند. علاوه بر بحث های فنی محیط کاری صمیمی بین اعضای تیم بوده و اعضا می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند.این شرکت محصولات مختلفی را داشته و درارای ۵ شرکت زیر مجموعه در حوزه های فناوری اطلاعات است آموزش مستمر همکاران از مزایای دیگر این شرکت است. این شرکت پروژه های مختلفی را در رده ملی نیز دارد. از جمله این آیتم ها می توان به همکاری بت شرکت های کره ای و ارمنستانی اشاره کرد. ------------------------------------------------- این شرکت بزرگترین شرکت شمالغرب و رتبه یک شورای عالی انفورماتیک است. از نظر فنی شرکت دارای پروژه های بزرگ بوده و پرسنل تواناییی بالایی دارند. این شرکت در مرکز تجاری تبریز واقع شده و دارای تیم های قوی در حوزه های تحلیل پیاده سازی و استقرار می باشد. این شرکت یک تیم قوی در حوزه هوش مصنوعی نیز داشته و اعضای آن هیات علمی دانشگاه می باشند. علاوه بر بحث های فنی محیط کاری صمیمی بین اعضای تیم بوده و اعضا می توانند تجربه های خود را به اشتراک بگذارند.این شرکت محصولات مختلفی را داشته و درارای ۵ شرکت زیر مجموعه در حوزه های فناوری اطلاعات است تانتانتانتاااااااااااااننننننن .
در آغاز فهمیدم فضای کاری نسبتا دوستانه است، اما به مرور فهمیدم چه خبر است و فضا چگونه کار میکند. از نظر فنی وضعیت خوب بود و انبوهی از افراد تماموقت روی توسعه اسمارتیز تمرکز داشتند؛ برنامهنویسان و رهبران تیمهای مختلف کار میکردند. افراد جوان و خوشمشرب بودن و با مصاحبههای فنی به مجموعه وارد شده بودند. اما به تدریج متوجه شدم برخی اعضا در گروهی با مدیر فنی از بانک کارآفرین و همراه حضور دارند. مدیرعامل هم وارد صحنه شد. پرداخت حقوق به صورت نامنظم بود و برخی دستمزدهای غیرمعمول دریافت میکردند. مدیر تیم تست هم در کنار آنها حضور داشت و به شکل ابربازی به ما میگفتند این مینیبوس که اشاره میکردند، در واقع گروه مافیاشان است؛ ابتدا یک پژو و سپس پیکان بود. فهمیدم افرادی که در تیم حضور نداشتند، دوام نمیآوردند. دو تا از برنامهنویسها به این گروه بیتوجهی میشدند؛ یکی از آنها که با همین اتوبوس آمد بدون مصاحبه فنی و با اعتراض مدیر یکی از تیمها به تیم تزریق شد و حقوق همان برنامهنویس افزایش یافت. مسئول تیم همواره به جای خوب بودن کار، در حال رفتن و مسخره کردن مدیر تیمش بود. وقتی اعتراض کردم و گفتم کار درستی نیست، مرا در موقعیتهایی قرار دادند تا استعفا بدهم؛ بیشتر هم در حال تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام خود بودند. بیشتر اعضای این مینیبوس از بیرون پروژه جذب میشدند و نورچشمیها بدون توانایی فنی و بدون رزومه وارد تیم میشدند. تیم منابع انسانی هم به نحوی تغییر پیدا کرد. در نهایت سه نفر از برنامهنویسها از وضعیت اعتراض کردند. وقتی پروژه به نتیجه رسید، مدیر تیم تغییر کرد و فردی که با مینیبوس آمده بود و بدون رزومه و تجربه، به جای مدیر سابق نشست.
اینجا یسری اپشن و ایتم داره ولی اصلا و ابدا جای نوآوری نیست. حقوق متوسط به پایین میدن که اموارتت بگذره .شرکت پر از بروکراسی هست. منطق جایی در شرکت خدمات نداره و همش روابط فامیلی باند بازی پر کرده جای رویکرد تیمی رو . اگر جوان هستی سعی کن بری استارتاپ های بزرگ و بعد ش از ایران بپر برای همیشه تا خوشبخت بشی . من 12 سال عمرم رو خدمات گذاشتم و واقعا از زندگی و تورم و همه چیز عقب موندم
بسیار بسیار شرکت تخ***می نیایید که بدبخت میشید. بزرگترین مشکل این شرکت از نظر بنده، ضعف مدیریت و مدیریت منفعل این شرکت است. اولا که خیلی شلوغ و بی نظم بود همه چی. بعد هم که فرم دادن بهم پر کردم یه آقایی اومدن با من مصاحبه کردن که من متوجه نشدم سمتشون چیه !! کلی سوالای هوش از من پرسیدن که به نظرم لازم نبود! سوالای فنی هم که پرسیدن خیلی سطحی و کم بود در حد ۲-۳ تا !! آخر مصاحبه هم سر حقوق به توافق رسیدیم تقریبا آخرم معلوم نشد چی شد همین الانم که ۲ ماه گذشته هیچ خبری ندادن!! حدسم اینه که حقوق پایین بگه. اگه خیلی دوست داره توی این شرکت کار کنه البته!
یک شرکت به شدت بد و غیر حرفه ای. مدیران فنی به شدت بی سواد هستنند. متاسفانه از بی دانش ترین ادم ها در این شرکت استفاده شده. چرا که نصف بیشترشون به خاطر روابط و پارتی در این شرکت مشغول به کار هستند... البته درستش اینه بگیم مشغول خواب و استراحت و برخی فعالیت های خاص دیگه هستن!!!! جای دیگه ای بهشون کار نمیدن و کجا بهتر از آرمان. پارتی داشته باشی میمونی چندین سال، نداشته باشی خودت با پای خودت فرار میکنی از اونجا. سطح حقوق ها به شدت پایین. فضای سمی. هرچی بهتون میگن به عنوان آپشن های شرکت همش دروغ و شو هست. خودتون رو گرفتار همچین جا و ادمایی نکنید.
موسسین شرکت هیچ سابقه فعالیت در شرکت دیگر ندارند و رفتارشان با افراد تصادفی و بدون حساب و کتاب هست. در ابتدا با ادعای زیاد ظاهر میشن اما خیلی وقتا برای پرداخت حقوق با سختی مواجه میشن. تنها به درد افرادی میخوره که میخوان کاری رو شروع کنن و رزومه اولیه ای داشته باشند. نرخ ماندگاری نیروی انسانی پایین، استاد گرفتن نیروی باانگیزه و تبدیل آن به نیروی بی انگیزه هستند.
یه بنده خدایی زنگ زدند که رزومه شمارو در فلان سایت دیدیم و چندتا سوال کوتاه پرسیدند از جمله اینکه مدرک تحصیلیتون چیه! کارشناسی ارشد دارین دیگه! (واقعا برنامه نویس لزومی داره ارشد داشته باشه!) از این چشم پوشی کردم و منتظر این بودم که زمان تعیین کنند برای مصاحبه که با کمال تعجب گفتند برین تو سایت ما رزومتونو در فلان جای سایت آپلود کنید! (مگه شما رزومه منو ندیدین دیگه چرا من باید دوباره کاری کنم) که منم دیگه خدافظی کردمو الان چند ماهیه که رفتم رزوممو آپلود کنم :) واقعا چطوری دولوپر میگیرین، معما شد برام.
من بعد از تماس نیروی انسانی شرکت که چندباری تماس گرفتن تصمیم گرفتم برای مصاحبه برم. دو نفر درب ساختمان حراست بودند که اصلا از تایم مصاحبه خبر نداشتن و حاضر نبودن تماس بگیرند و هماهنگ کنند . و برخورد بسیار بدی داشتند. بعد از تماس و کلی معطلی تصمیم گرفتم باهاشون مصاحبه نکنم و برگردم همیشه کسی که میذارن جلوی در نماینده شرکته و برخوردش نشون دهنده این هست که اون شرکت چقدر بینظم میتونه باشه
خلاصه میگم: روند کارها: تکراری و بسیار کند تکنولوژی : بسیار قدیمی مبلع دریافتی: باندبازی و هیج ربطی به میزان تخصص شما نداره مدیران: بسیار بسییار ناکارآمد . این بخش بدترین قسمت کارتون هست. چون باید به مدیران بی سواد توضیح بدین. اونایی موفقن که دروغگو هستن حجم کار: بسیار بالا با دورکاری حتی جمعه هم براتون نمیذارن حق هیج اظهار نظری هم قطعا ندارید
متاسفانه اکثر نقاط ضعفی که در مورد این شرکت تو این 5 سال اخیر می شنوید و میخونید حقیقت داره. من خودم نزدیک به 2 سال اونجا انرژی گذاشتم به خاطر حاشیه هاش سعی کردم فقط مشغول کارم باشم، اما به این نتیجه رسیدم که در بهترین حالت اونجا بودن درجا زدن هست حداقل از نظر فنی. بیشتر مشکلاتش به خاطر انتصاب مدیر عامل دستوری هست که چون نتیجه نمی گیرند یا دولت عوض میشه، تند تند عوض میشه و بعد به خاطر خروج تقریبا تمام متخصصص های با ارزش قبلی شرکت در چند سال اخیر هست. اگر تازه کار هستید و میخواهید یک سری کلمات یاد بگیرید و تحمل هم دارید، بد نیست.
دوستان نظراتی که میخونید و تعریف مثبت کردند ۹۹ درصدشون دروغه متأسفانه مدیریت این مجموعه دست خانمی هست که ایشون کاملا واضحه عقده مدیریت دارن و به قولی تازه به دوران رسیده هستن البته من گفتم بعد از گذشت چند سال درست شده و خب هر عقده ای بعد از گذشت زمان درست میشه ولی بعد از تماس با یکی از دوستانی که هنوز اونجا مشغوله متوجه شدم که نه درست بشو نیستن، ببینید اختیار دست خودتونه که حرف من و کسایی که منفی گفتن رو باور کنید یا نه فوقش میرید اونجا یکی دو ماه از عمرتون رو تلف میکنید و تجربه میشه: ازتون از لحاظ حقوقی و در غالب تعهداتی رو میگیرن که بعد ها هیچ حرکتی نتونید علیهشون انجام بدید، سفته مبلغ بالا میگیرن و جالبه که بدونید اینها کاملا قانونی میشه وقتی که زیرش امضا و اثر انگشت بزنید! اگر با زورگویی، دیرکرد در پرداخت حقوق و انجام وظایف خارج از محدوده تخصصتون و گاها خواسته های نابجای مدیریت ازتون مشکلی ندارید برید چون با کمال احترام میگم در کارشون حرفه ای هستند اما در بحث منش و اخلاق کاری و اجتماعی زیر صفر. والسلام
امروز با چه وضعیتی تو یک متر برف مرخصی گرفتم برم مصاحبه. نیم ساعت زودتر رفتم تو ماشین یکی از بچهها آماده شدم تو اسکایپ که حضرات بیان. دونفر اومدن مصاحبه اول بسم الله گفتن لبتابت کو؟عزیزم مصاحبه شونده کف دستشو بو کرده باید با لبتاب بیاد؟ بعدشم بدون ۱ کلمه عذرخواهی فرمودن ما وقتای آزادمونو به خانم فلانی اعلام میکنیم بهتون بگن.اینجوری فایده نداره. خانم فلانی هم که حاجی حاجی مکه. یعنی حتی نیومد تو جلسه مصاحبه. خداروشکر که پرونده اسنپ کامل برای من بسته شد. یکم خوب بود اگه رسم مهمان نوازی و ادب رو رعایت میکردید. ملت همه مثل شما ریموت نیستن تو جای گرم و نرم بشینن پشت لبتاب و بعد با هرهر و کرکر جلسه و ترک کنن.
برای من منی که در واحد کالا کارگزاری آگاه بودم، تجربهای خیلی سخت و پرتنش بود. از آبان سال هزار و چهارصد و بیست به مدت هفت ماه در همان واحد فعالیت کردم تا اینکه تصمیم به ترک بگیرم. حدودا سی روز فروردین به مدیران اطلاع دادم که قصد تغییر به کارگزاری دیگری را دارم و حتی خودم دنبال فرصت شغلی در جای دیگر شدم، اما تعلل مدیر واحد آنقدر بالا بود که نیرو تا ۱۷ خرداد شروع به کار نکرد. برای جابهجایی بین کارگزاریها لازم بود نامه خروج بگیرم و من نهایتا از طریق شکایت نامه خروجم را در ده مرداد دریافت کردم. علاوه بر فشار کاری بسیار بالا، مدیر بخش دائما ناراضی بود و انتظار بهتری از کل تیم داشت. حقوق پایه به عنوان امری اساسی را برای مجردها در نظر نمیگرفت. فضا به نحوی بود که هر کسی میتوانست هر لباسی بیندازد و سر کار بیاید، اما همان حقوق پایه را میگرفت. من اطلاعاتی از سایر بخشها ندارم، اما بخش کالای کارگزاری آگاه واقعا تجربهی بدی برای من بود.
سلام من قبلا توی این شرکت کار میکردم . باید بگم از نظر فشار کاری یکی از بدترین شرکت ها هست. حجم بسیار زیاد کار به شما وارد میشه. افراد با شما به ظار صمیمی هستند ولی قدیمیتر ها شما رو به جمع خودشون راه نمیدن. شرکت خانوادگی هست و افراد به دو دسته ی خودی و غیر خودی تقسیم میشن. تیم من با تیم اقای جعفری تعامل زیادی داشت و به جرات میشه گفت اقای جعفری یکی از بهترین مدیران اونجا هست. با دانش مهربان و شوخ طبع . به موقع جدی و دقیق و حساس به کار. به راحتی توی تیم پشت سر همدیگه حرف میزنن. با حقوق کم از شما انتظار سینیور بودن رو دارن. توی حرفاشون ، محترمانه به شما توهین میکنن.به شما حس ناکافی بودن میدن. از رشد شما حمایت نمیکنن و فقط انجام تسک ها براشون مهمه. فقط میخان کار خودشون پیش بره . بهتون میگن تایم مطالعه شخصی دارین ولی عملا تایمی براتون نمیمونه و فقط براشون انجام کار خودشون مهمه. اسم بزرگی داره چون شرکت ثروتمندیه اما بعضی از فرهنگ هاشون کاملا مذخرفه. جلسات زیاد دارن که خروجی زیادی نداره. ارتقای دانش شما اهمیت چندانی براشون نداره و فقط شعار میدن. تجربه ی بدی نیست
دوست داشتم تجربهم رو یه نگاه تازه و ساده بسازم تا واقعیتها به صورت روشنتری آدم رو بتونه بگیرن. از اول میخواستم با شرکت تبیان همکاری کنم، اما در عمل وضع فرق میکرد. در روزهای اول قولهای فراوانی داده میشد، اما در طول مدتی که با تیم کار میکردم حتی یکی از این وعدهها اجرایی نشد. به دلیل مدیریت ضعیف برخی پروژهها به نتیجه مشخصی نمیرسیدیم یا نصف کار رها میشد یا با بیبرنامگی بعد از کلی تلاش کنسل میکردن. حقوق هم نسبت به جایهای دیگه کم بود و این به خاطر پایه پرداختی پایین بود. خبری از تشویق یا مزایا هم نبود. مصاحبههای عجیب و حاشیههای زیادی داشتیم. یکی از موارد این بود که شرکت چند ساختمان داشت که یکی از ما واحدها داخل ساختمان قدیمیاش شرایط مناسبی نداشت. همکاران واحد ما نسبتا خوب بودن اما ساختمان اصلی و قدیمیاش که فقط چند متر از ما فاصله داشت، داخلی شبیه پادگان داشت و جوش در آنجا با بخش ما کاملا فرق میکرد. خانمهای اونجا همگی چادری بودن، اما ساختمان ما آزاد بود. مدیران در اولویتهای کاری نه تخصص و تعهد لازم برای کار داشتن و نه پشت کار عملی؛ بیشتر جنبههای حاشیهای دیده میشد. به طور کلی، شرکت برای تازهکارها مناسبتر بود تا برای افراد باتجربه.
شرکت تبیان را تجربه کردم و حالا با یادآوریاش احساس میکنم بسیار ناامید شدم. همیشه این طرز تفکر وجود داشت که سازمانهای دولتی یا حاکمیتی پر از بینظمی و کارمندانی بیکفایتی هستند، در حالی که شرکتهای خصوصی را جای کسانی میدانند که نتیجهی تلاششان حقوق و مزایای متناسب میبرد. اما این شرکت چیزی بود که میشد گفت ترکیبی از همهی اینهاست: گویی شتر گاو پلنگی است که تنها بدیهای همهی دستهبندیها را یکجا جمع کرده است. این مجموعه تحت نظر یک نهاد حاکمیتی قرار داشت و به نظر میرسید اولویتهای اصلی آن در جای دیگر بود تا توسعهی واقعی شرکت. گمان میکنم برخی افراد با پارتیبازی و رانت دور هم جمع شده بودند تا پروژهای مانند تاسیس مرکزی با رویکرد بنیادین را راهاندازی کنند تا از رانتهای دولتی بهره ببرند. بخش فنی که من در آنجا بودم یکی از بدترین تجربههای کاری من بود. شرکت به معروفترین کارگذاریهای بازار سرمایه خدمات ارائه میکرد و درآمد خوبی داشت، اما در بخش فنی که من کار میکردم، نیرو بیشتر به عنوان نگهبان یا خدماتی حقوق میگرفت تا یک تیم فنی واقعی. از لحاظ هدایا و مناسبتها هم هیچ حمایتی نبود، اما برای مراسم مذهبی انرژی زیادی صرف میشد. مدیران همگی بهنظر میرسید که بر پایهی رانت و آشناییهای خانوادگی یا دوستانه انتخاب شدهاند. قرار بود دورهای از جابینجا استفاده شود، اما آن هم به خاطر وجود افراد بیکار اطرافشان بود. برای پیشرفت در آنجا باید فقط دنبال جایگاه پاچهخواری بود، هر چند این هم محدود بود چون شاید مدیران احساس خطر میکردند که طرفی شاخ شود. از نظر دانشی هیچ چیزی اضافه نمیشد چون سیستمشان ده سال پیش بود و تغییری در آن نبود. چیزی هم به من آموزش داده نمیشد چون خودشان تجربهکاری داشتند. فضای کار هم پر از حاشیهسازی و رفتارهای ناپایدار بود؛ در تیم چیزهایی مانند همدستیهای غیررسمی وجود داشت و به راحتی نمیشد فهمید حقوق چگونه محاسبه میشود؛ سه عدد مختلف میدیدم: وجه واریزی از SMS، فیش حقوقی و سابقه بیمه، و آخرش هم برای سنوات، کفهی حقوق را به سمت پایین میکشیدند. برای خانمها هم حجاب اجباری بود و وقتی کارمندان میرفتند، جلوی شرکت چادر را از سر برمیداشتند تا نشان دهند که این فشار از روی اجبار است. ماه رمضان هم در شرکت الزامی بود و روزهداری در محل کار بهاجبار وجود داشت. افطاری برای کارمندان ارائه نمیشد، با این وجود رعایت میشد. زیارت عاشورا و نماز جماعت هم معمول بود. خلاصه اینکه آنجا را میتونم بهعنوان یک شرکت دولتی با تجهیزات و روشهای قدیمی توصیف کنم؛ اگر به آنجا وارد شوید، تجربهی کاریتان به یکی از بدترینها تبدیل میشود. اگر مرد هستید، بهتر است وارد امریه نشوید؛ این کار فقط برای آشنایان است و شاید برای شما همانند سربازی بهتر باشد تا تجربهی امریه در آنجا.