برای ورود به مادیران باید آمادگی کامل روحی و روانی داشته باشم، چرا که فضای کار اینجا میتواند بسیار پرتنش باشد. مدیر واحدی وجود دارد که رفتارهایش آزاردهنده و مخرب است و با وجود نارضایتی همکاران، محیط کار را برای آنها دشوار میکند. همچنین یکی از همکاران زن نیز به گونهای ناخوشایند غرغرو و منفی برخورد میکند که تعامل روزمره را سخت میکند. از تجربهای که دارم متوجه میشوم که فشار روانی و مدیریت استرس در چنین محیطی خیلی مهم است و نیازمند کنترل و حمایت مناسب است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
شرکت پیشتازان اقتصاد پویا را تجربه کردم و میخواهم از بودن در اینجا چیزی برخلاف انتظارم بگویم. رفتار مدیریتی در مجموعه بسیار ضعيف به نظر میرسید و تصمیمگیریها به خوبی سازماندهی نشده بود. پرداختها با تأخیرهای چندماهه انجام میشد و مبلغی که توافق شده بود معمولا محقق نمیشد. وقتی تصمیم به ترک میگیریم، ناچاریم با احتمال از دست رفتن مطالبات مواجه شویم و به سختی میتوان پیگیری کرد. در کل تجربهام آنجا disappointکننده بود و انتظاراتم را برآورده نکرد. اگر قصد پیوستن دارید، مراقب باشید که بعدها پشیمان نشوید.
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
با وجود مشکلاتی که در شرکت با آن مواجه بودم، تجربهام را اینطور بیان میکنم. مدیرعامل از نظر روحی با برخی اختلالها روبهروست و این موضوع روی فضای کاری تاثیر میگذارد. مرخصی گرفتن برای من همواره با چالش همراه بود و گاهی به شکل دشواری مطرح میشد. هیچ شرح وظایفی روشن وجود ندارد و بهنوعی هر کاری امکانپذیر بود که کنترل دقیق بر روی قالب کارها را کم میکرد. هر ماه فشار و استرسی از سمت مدیرعامل منتقل میشد مبنی بر اینکه در آن دوره منابع کافی وجود ندارد و حقوقها هم با نرم بازار قابل مقایسه نبود. تنها نکته مثبت کمی که در این محیط دیدم، پرداخت حقوق در ابتدای ماه بود.
بدترین شرکتی که میتونید کار کنید. اگه آدم زیرآب زن خبرچین و چاپلوسی باشید اونحا میتونید بالا بکشید خودتون رو. دریافتی بر مبنای اینکه چقدر سوگلی باشید بالا میره. اضافه کاری اجباریه. روز تعطیل ندارید.روزای تعطیل باید برید سرکار. اجباری! تو عید براتون شیفت میذارن خلاصه وظیفتونه اگه بگید نه کلیییی داستان براتون درمیارن. یه محیط کااااملااا مریض. اکثر مدیران و معاونا سواد فنی درستی ندارن. به شدت دنبال حاشیه درست کردن هستن. تا جاییکه بتونن فشار و تنش وارد میکنن. حقوق متوسطی داره ولی انقد حق و ناحق میشه که اعصاب برای آدم نمیمونه. یکی ممکنه نصف شما کار کنه ولی چون پارتی داره یا چون تونسته سوگلی بشه ۲ ۳ برابر شما حقوق بگیره. بعضی از رئیس اداره ها به معنای واقعی عقده هاشون رو آوردن تو شرکت خالی کنن. بعنوان مزایا وام میدن ولی اگه رئیس اداره تشخیص بده نمیخواد به شما وام تعلق بگیره میتونه جلوی وام شما رو بگیره. خلاصه اصلاااا توصیه نمیکنم این شرکت رو. اول که واردش میشید فکر میکنید عجب شرکت خوبیه! یکم که میگذره میبینید چه جای داغون و وحشتناکی هست برای کار کردن. اگه زبون نداشته باشید یا پارتی نداشته باشید همه تقصیراتشون رو میندازن گردن شما.
این تجربه را با نگاه خودم بازنویسی میکنم تا روایت تازه و روانی را منتقل کند و احساس اصلی استرس و انگیزه را حفظ کند. مصاحبهام با دو نفر از تیم بانک بود؛ یکی آقای قوامی و دیگری آقای اقبالی. آنها با رفتار آرام و محترمانهای برخورد کردند و هیچوقت اذیت یا تمسخر نکردند، هرچند من از قبل خیلی نگران بودم و میزان استرس برایم زیاد شده بود. سوالاتی که پرسیده شد اینها بودن: درباره خود و خانوادهام توضیح بدهم، اگر صد میلیون را داشتم و سودش سهچهارده درصد بود، سودش چقدر میشد؟ (این پرسش آنقدر من را به تپش قلب انداخت که مغز من یاری نمیکرد تا وقتی برگه را دیدم و حلش کردم). میتوانم به شهر دیگری بروم؟ خانوادهام مشکلی ندارند؟ درآمدم به چه صورت است؛ خود بانک خیلی بالاتر از این نیست. اگر به یک آموزشگاه زبان تدریس داشتم یا پشت باجه کار میکردم، کدام را ترجیح میدادم؟ آیا ورزش میکنم؟ چرا میخواهم وارد بانک شوم؟ معایب کار در بانک را میدانم یا نه؟ همواره اینقدر جدی بودن را توصیف کردهام یا نه؛ آنجا چه شد که به این درجه جدی شدم؟ اگر برگردم به گذشته، این مورد را رعایت میکنم. درونگرا هستم یا برونگرا؟ آدم دقیقی هستم یا نه؟ آیا سوالی دارم که بپرسم؟ در نهایت پرسیدم که با توجه به گزینش و مصاحبه، برای شما چه چیزهایی مهم است؟ پاسخهایشان با حوصله بود و فکر میکنم حرفشان درست بود. به نظر من نکتهی کلیدی این است که خودتان باشید؛ من سعی کردم خود واقعیام را ارائه بدهم، هرچند استرس ابتدایی تصورم را به هم ریخته بود. برای همه دوستان آرزوی موفقیت دارم.
من به عنوان یک کارشناس فنی که 15 سال تجربه کار در این شرکت را دارم برایم جالب بود که 8 نظر کاملا منفی که به نظرم تمام این نظرات بصورت برنامه ریزی شده توسط یک یا چند نفر مشخص در طول فقط 4 روز جهت تخریب شرکت بیان شده است . بنده این نظرات را رد میکنم و در هر شرکتی یکسری ایراداتی وجود دارد ولی در این شرکت این ایرادات گفته شده و با این شدت به هیچ وجه صحت ندارد و افراد فنی بسیار حرفه ای و با اخلاقی در این شرکت وجود دارد و تعداد افرادی که مانند بنده سالیان سال در این شرکت کار میکنند زیاد می باشند و علت آن نیز محیط سالم و اخلاق خوب همکاران و مدیران شرکت می باشد و بنده مثلا به عنوان مشاور در چند بانک دیگر نیز کار میکنم و به دلیل محیط خوبی که در شرکت گسترش وجود دارد حاضر نیستم با مبلغ بالاتر به شرکت دیگری بروم.
من حدود یک سالی هست که توی این شرکت کار میکنم و هنوزم اینجاام. وقتی اول کار میکردم راضی نبودم؛ چون خودم هم بلد نبودم چیزی. اما چند ماه اخیر همه چیز خیلی بهتر شده. برای گروه ما دوره آموزشی گذاشتن، مذاکرات رو هم به ما آموزش دادن و خود دکتر باهامون صحبت کرد و آموزش رو هم ارائه کرد. همکارام خیلی دوستداشتنیاند و همه چیز اوکیه.
به به چه خبره اینجا گفتم منم از غافله عقب نمونم بیام از تجربه کاری بیخودی که توی کاریزما داشتم بگم اول به هر کسی میخواد بره اونجا بگم مدیرتون خودش اولین نفری که زیراب تون میزنه شک نکنین اگه ازش سوال بپرسین زیر اب تون میزنه اگه بهش اعتراض کنین زیراب تون میزنه یادمه وقتی برای مصاحبه رفتم دهنم سرویس شد هر چی توی عالم برنامه نویسی بود ازم پرسیدن جلسه حقوق که هر چی خودشون بخوان میبندن حرف شما پشمه پشم من 7 ماه بودم و اومدم بیرون جو خاله زنک بازی که همه جاش هست شما خودتون قضاوت کنین اگه شرکت خفنی باشه چرا یه محصول خروجی ندارن؟ وجدانن یه جلسه روانشناسی گذاشتن که دو ساعت بود انگار بازپرس اگاهی بود زنه خودش مثل روان پریشا بود نه بن سفر دارن نه کارت باشگاه ورزش نه پاداش نه اضافه کار نه هدیه مناسبتی یه مشت نیرو جونیرو جمع کردن واحد اچ آرشون که .......ترین فقط فضولی فقط فضولی میکنن فنی هم که شما یه محصول ازشون بیرون دیدین؟! به طرز عجیبی دچار خودشیفتگی هستن تیم لید هاشون خدا کنه هیچ بدبختی گذرش به کاریزما نخوره
میتونم بگم از وقتی تجربه کار تو موپن رو داشتم نیاز به تراپی پیدا کردم. همکارایی به شدت غیرمعاشرتی، مدیر بدون وجدان که هیچ بویی از انسانیت نبردن. کاش اینجارو زود تر دیده بودم که الکی وقتم به عنوان کارآموز تلف نمیشد.
اگر از تغییرات پی در پی لایه بالایی سازمان که بانک ملی براش شده یه جور بازی و مدام مهره ها رو میچرخونه بگذریم، اگر از ساختمون سداد که واقعا لازمه عوض بشه بگذریم و اگه از بعضی آدم های با پارتی اومده و معرفی شده که به یمن بانک ملی در سداد می چپانند بگذریم :) جای خوبی می تونه برای کارکردن باشه، تیم ها آرامش دارن، روابط همکارا با هم خوبه، جو کلی سازمان مثبته، سالی یکی دوتا دوره آموزش تخصصی شرکت ساپورت میکنه بری، حقوق ها معمولیه نه پایینه نه بالاست اما مزایامون خوبه، خزر شهر و مشهد هتل هست که البته قرعه کشیه ولی ظرفیتش خوبه، پارکینگ برای کارکنان نداریم، ولی از یه ساعتی به بعد هزینه آژانس ت رو شرکت میده. در نهایت می کنم بگم سداد دو دسته ست یه سری آدم ها دلشون میخواد کار کنن، پیشرفت کنن، کار تیمی کنن و ... یه سری ها هم صرفا هستن، معرفی شده، با ده تا پارتی بیکار و بی هنر.. نمونه ش تو تیم ما، ما داریم له میشیم ایشون حال نداره، به مدیر میگیم میگه چیکارش کنم یه بار قبلا اخراج شده از صد جا نامه زدن...این بدترین چیز تو سداده. اینا رو که فاکتور بگیری باقی مونده میشه هم تیمی های خوب، آدم های باغیرت، کاری، بدی هم از مدیرا ندیدم.
تجربهام از این شرکت را به صورت صادقانه و با نگاهی تازه بازنویسی میکنم. اوایل کار حقوق کامل و بهموقع نبود و گاهی دیر میرسید یا هر از گاهی بهطور ناقص پرداخت میکردند. نظافتچی مجموعه با نامی که مردم به او میبردند، رفتاری فضول و مزاحم داشت و به هر گروهی از همکاران گزارش میداد. در نتیجه فضای کار خیلی آرام و بیاعتماد نبود و باهمکاران همچون ساکنان خانهای بیثبات رفتار میکردند. از طرفی بخش منابع انسانی به نظر میرسید نامش با واقعیت همخوانی ندارد. با وجود این، همکاران من جو مثبت و حمایتی داشتند و از هم حمایت میکردند.
در جایی کار میکردم که حقوق اصلا بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی کامل هم نبود. نظافتچیای به نام صفیانی بود که همچنان فضول و مزاحم حساب میشد. از این موضوع به یکی دیگر گزارش میداد و آن یکی به آن یکی، تا همه در جریان باشند. جایی که تکتک قسمتها را به خوبی تمیز نمیکردند و خیلی با هم حرف میزدند و با من هم بد رفتار میکردند. منابع انسانی واقعا انسانی نبودند. با وجود اینها، بچههای تیم هم خوب بودند و از همدلیهایشان بهره میبردم.
برای دوستانی که دنبال کار در مجموعه نورد لوله نیزار هستند، تجربهای که از کار در آنجا دارم رو بازنویسی میکنم تا دید روشنتری به دست بیارید. میخواهم بگویم محیط شرکت کاملا غیر حرفهای است و تیمی وجود دارد که حتی سادهترین تشخیصها رو هم بلد نیستند. مدیر کارخانه بیشتر از یک کارمند نیست و تمام حرکتهای ما با دوربینهای مدار بسته زیر نظر گرفته میشود. در اینجا رقابت منفی زیادی جریان دارد و اگر به حرفهای افراد همدست توجه نکنید، به راحتی ممکن است به مشکل بخورید. ساعات کاری طولانی و بیش از دوازده ساعت در روز است و در تعطیلات هم شرایط مساعدتی برای ساعات کار وجود ندارد، چون فاصله از قم خیلی زیاد است. اگر یک ماه اونجا باشید، اوضاع به مرور مشخص میشود که چند نفر به کار میآیند یا نه. به همه توصیه میکنم که آگاه باشند و فکر اولویت منافع کوتاهمدت را نکنند؛ هیچ پیشرفتی در اینجا انتظار نداشته باشید و دنبال ارتقای شغلی نباشید. حقوق به طور منظم مشخص نیست و گاهی در ماههای مختلف بین ده تا پانزده میلیون تومان بوده است، که این ناهمگونی غیرقابل پیشبینی است.
توصیه میکنم اصلا سمت این شرکت نرید نه منشی داره نه محیطیش به درد میخوره آشپزخونه نداشت در اون حد یه میز گذاشته بودن وسط سالن با چهار تا صندلی محیطیش خیلی دلگیر و کثیف بود
در اینجا با نگاهی واقعبینانه به تجربهام از شرکت بانی رایان پرداز نو میگویم. گمان من این است که در فضای این سایت، اغلب نظراتی که نوشته میشود یا توسط تیم منابع انسانی به شکل سادهانگارانه و جانبدارانه منتقل میگردد و یا نظرات منفی را به چشم میآورند، در عوض، نظرات مثبت نیز دیده میشود، مثل یکی از آنها که تاریخش به ۵ آذر ۱۴۰۲ برمیگردد. من از چنین رویکردی خسته شدهام و ترجیح میدهم فضای کاری واقعی را بدون فیلتر ببینم. به جای این روند، دوست دارم مدیریتی باسواد، باادب و متعهد به خانواده ببینم که از باندبازی و چشمچرانی و مطرحکردن مسائل قابلحاشیه در محیط کار خودداری کند و آنها را تنها به زندگی شخصیشان واگذار کنند.
من بیش از سیزده سال تجربه مرتبط با بازار آی تی دارم و بانـی نو واقعا تفاوتهای خاصی داره. جایی که میتونید واقعا یاد بگیرید اگر انگیزهی پیشرفت دارید و یکی از مجموعههاییه که هم واردات داره هم گارانتی میفراهم کنه. اگر بخوام بیشتر توضیح بدهم، تنها نکتهی ضعف این شرکت ساعات کاری نامشخص است که بعضی روزها واقعا خستهکننده میشود، اما در کنار اینها فضای بسیار صمیمی هست که اکثرا این موضوع را کمرنگ میکند. در محیطی که نیروها یکی یکی اضافه میشوند، مطمئنا حس پیشرفت را تجربه میکنید چون اندازه شرکت در حال رشد است. یکی از جاهایی است که پیشنهاد میکنم برای کار فکر کنید.
برای ورود به مادیران باید آمادگی کامل روحی و روانی داشته باشم، چرا که فضای کار اینجا میتواند بسیار پرتنش باشد. مدیر واحدی وجود دارد که رفتارهایش آزاردهنده و مخرب است و با وجود نارضایتی همکاران، محیط کار را برای آنها دشوار میکند. همچنین یکی از همکاران زن نیز به گونهای ناخوشایند غرغرو و منفی برخورد میکند که تعامل روزمره را سخت میکند. از تجربهای که دارم متوجه میشوم که فشار روانی و مدیریت استرس در چنین محیطی خیلی مهم است و نیازمند کنترل و حمایت مناسب است.
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
شرکت پیشتازان اقتصاد پویا را تجربه کردم و میخواهم از بودن در اینجا چیزی برخلاف انتظارم بگویم. رفتار مدیریتی در مجموعه بسیار ضعيف به نظر میرسید و تصمیمگیریها به خوبی سازماندهی نشده بود. پرداختها با تأخیرهای چندماهه انجام میشد و مبلغی که توافق شده بود معمولا محقق نمیشد. وقتی تصمیم به ترک میگیریم، ناچاریم با احتمال از دست رفتن مطالبات مواجه شویم و به سختی میتوان پیگیری کرد. در کل تجربهام آنجا disappointکننده بود و انتظاراتم را برآورده نکرد. اگر قصد پیوستن دارید، مراقب باشید که بعدها پشیمان نشوید.
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
با وجود مشکلاتی که در شرکت با آن مواجه بودم، تجربهام را اینطور بیان میکنم. مدیرعامل از نظر روحی با برخی اختلالها روبهروست و این موضوع روی فضای کاری تاثیر میگذارد. مرخصی گرفتن برای من همواره با چالش همراه بود و گاهی به شکل دشواری مطرح میشد. هیچ شرح وظایفی روشن وجود ندارد و بهنوعی هر کاری امکانپذیر بود که کنترل دقیق بر روی قالب کارها را کم میکرد. هر ماه فشار و استرسی از سمت مدیرعامل منتقل میشد مبنی بر اینکه در آن دوره منابع کافی وجود ندارد و حقوقها هم با نرم بازار قابل مقایسه نبود. تنها نکته مثبت کمی که در این محیط دیدم، پرداخت حقوق در ابتدای ماه بود.
بدترین شرکتی که میتونید کار کنید. اگه آدم زیرآب زن خبرچین و چاپلوسی باشید اونحا میتونید بالا بکشید خودتون رو. دریافتی بر مبنای اینکه چقدر سوگلی باشید بالا میره. اضافه کاری اجباریه. روز تعطیل ندارید.روزای تعطیل باید برید سرکار. اجباری! تو عید براتون شیفت میذارن خلاصه وظیفتونه اگه بگید نه کلیییی داستان براتون درمیارن. یه محیط کااااملااا مریض. اکثر مدیران و معاونا سواد فنی درستی ندارن. به شدت دنبال حاشیه درست کردن هستن. تا جاییکه بتونن فشار و تنش وارد میکنن. حقوق متوسطی داره ولی انقد حق و ناحق میشه که اعصاب برای آدم نمیمونه. یکی ممکنه نصف شما کار کنه ولی چون پارتی داره یا چون تونسته سوگلی بشه ۲ ۳ برابر شما حقوق بگیره. بعضی از رئیس اداره ها به معنای واقعی عقده هاشون رو آوردن تو شرکت خالی کنن. بعنوان مزایا وام میدن ولی اگه رئیس اداره تشخیص بده نمیخواد به شما وام تعلق بگیره میتونه جلوی وام شما رو بگیره. خلاصه اصلاااا توصیه نمیکنم این شرکت رو. اول که واردش میشید فکر میکنید عجب شرکت خوبیه! یکم که میگذره میبینید چه جای داغون و وحشتناکی هست برای کار کردن. اگه زبون نداشته باشید یا پارتی نداشته باشید همه تقصیراتشون رو میندازن گردن شما.
این تجربه را با نگاه خودم بازنویسی میکنم تا روایت تازه و روانی را منتقل کند و احساس اصلی استرس و انگیزه را حفظ کند. مصاحبهام با دو نفر از تیم بانک بود؛ یکی آقای قوامی و دیگری آقای اقبالی. آنها با رفتار آرام و محترمانهای برخورد کردند و هیچوقت اذیت یا تمسخر نکردند، هرچند من از قبل خیلی نگران بودم و میزان استرس برایم زیاد شده بود. سوالاتی که پرسیده شد اینها بودن: درباره خود و خانوادهام توضیح بدهم، اگر صد میلیون را داشتم و سودش سهچهارده درصد بود، سودش چقدر میشد؟ (این پرسش آنقدر من را به تپش قلب انداخت که مغز من یاری نمیکرد تا وقتی برگه را دیدم و حلش کردم). میتوانم به شهر دیگری بروم؟ خانوادهام مشکلی ندارند؟ درآمدم به چه صورت است؛ خود بانک خیلی بالاتر از این نیست. اگر به یک آموزشگاه زبان تدریس داشتم یا پشت باجه کار میکردم، کدام را ترجیح میدادم؟ آیا ورزش میکنم؟ چرا میخواهم وارد بانک شوم؟ معایب کار در بانک را میدانم یا نه؟ همواره اینقدر جدی بودن را توصیف کردهام یا نه؛ آنجا چه شد که به این درجه جدی شدم؟ اگر برگردم به گذشته، این مورد را رعایت میکنم. درونگرا هستم یا برونگرا؟ آدم دقیقی هستم یا نه؟ آیا سوالی دارم که بپرسم؟ در نهایت پرسیدم که با توجه به گزینش و مصاحبه، برای شما چه چیزهایی مهم است؟ پاسخهایشان با حوصله بود و فکر میکنم حرفشان درست بود. به نظر من نکتهی کلیدی این است که خودتان باشید؛ من سعی کردم خود واقعیام را ارائه بدهم، هرچند استرس ابتدایی تصورم را به هم ریخته بود. برای همه دوستان آرزوی موفقیت دارم.
من به عنوان یک کارشناس فنی که 15 سال تجربه کار در این شرکت را دارم برایم جالب بود که 8 نظر کاملا منفی که به نظرم تمام این نظرات بصورت برنامه ریزی شده توسط یک یا چند نفر مشخص در طول فقط 4 روز جهت تخریب شرکت بیان شده است . بنده این نظرات را رد میکنم و در هر شرکتی یکسری ایراداتی وجود دارد ولی در این شرکت این ایرادات گفته شده و با این شدت به هیچ وجه صحت ندارد و افراد فنی بسیار حرفه ای و با اخلاقی در این شرکت وجود دارد و تعداد افرادی که مانند بنده سالیان سال در این شرکت کار میکنند زیاد می باشند و علت آن نیز محیط سالم و اخلاق خوب همکاران و مدیران شرکت می باشد و بنده مثلا به عنوان مشاور در چند بانک دیگر نیز کار میکنم و به دلیل محیط خوبی که در شرکت گسترش وجود دارد حاضر نیستم با مبلغ بالاتر به شرکت دیگری بروم.
من حدود یک سالی هست که توی این شرکت کار میکنم و هنوزم اینجاام. وقتی اول کار میکردم راضی نبودم؛ چون خودم هم بلد نبودم چیزی. اما چند ماه اخیر همه چیز خیلی بهتر شده. برای گروه ما دوره آموزشی گذاشتن، مذاکرات رو هم به ما آموزش دادن و خود دکتر باهامون صحبت کرد و آموزش رو هم ارائه کرد. همکارام خیلی دوستداشتنیاند و همه چیز اوکیه.
به به چه خبره اینجا گفتم منم از غافله عقب نمونم بیام از تجربه کاری بیخودی که توی کاریزما داشتم بگم اول به هر کسی میخواد بره اونجا بگم مدیرتون خودش اولین نفری که زیراب تون میزنه شک نکنین اگه ازش سوال بپرسین زیر اب تون میزنه اگه بهش اعتراض کنین زیراب تون میزنه یادمه وقتی برای مصاحبه رفتم دهنم سرویس شد هر چی توی عالم برنامه نویسی بود ازم پرسیدن جلسه حقوق که هر چی خودشون بخوان میبندن حرف شما پشمه پشم من 7 ماه بودم و اومدم بیرون جو خاله زنک بازی که همه جاش هست شما خودتون قضاوت کنین اگه شرکت خفنی باشه چرا یه محصول خروجی ندارن؟ وجدانن یه جلسه روانشناسی گذاشتن که دو ساعت بود انگار بازپرس اگاهی بود زنه خودش مثل روان پریشا بود نه بن سفر دارن نه کارت باشگاه ورزش نه پاداش نه اضافه کار نه هدیه مناسبتی یه مشت نیرو جونیرو جمع کردن واحد اچ آرشون که .......ترین فقط فضولی فقط فضولی میکنن فنی هم که شما یه محصول ازشون بیرون دیدین؟! به طرز عجیبی دچار خودشیفتگی هستن تیم لید هاشون خدا کنه هیچ بدبختی گذرش به کاریزما نخوره
میتونم بگم از وقتی تجربه کار تو موپن رو داشتم نیاز به تراپی پیدا کردم. همکارایی به شدت غیرمعاشرتی، مدیر بدون وجدان که هیچ بویی از انسانیت نبردن. کاش اینجارو زود تر دیده بودم که الکی وقتم به عنوان کارآموز تلف نمیشد.
اگر از تغییرات پی در پی لایه بالایی سازمان که بانک ملی براش شده یه جور بازی و مدام مهره ها رو میچرخونه بگذریم، اگر از ساختمون سداد که واقعا لازمه عوض بشه بگذریم و اگه از بعضی آدم های با پارتی اومده و معرفی شده که به یمن بانک ملی در سداد می چپانند بگذریم :) جای خوبی می تونه برای کارکردن باشه، تیم ها آرامش دارن، روابط همکارا با هم خوبه، جو کلی سازمان مثبته، سالی یکی دوتا دوره آموزش تخصصی شرکت ساپورت میکنه بری، حقوق ها معمولیه نه پایینه نه بالاست اما مزایامون خوبه، خزر شهر و مشهد هتل هست که البته قرعه کشیه ولی ظرفیتش خوبه، پارکینگ برای کارکنان نداریم، ولی از یه ساعتی به بعد هزینه آژانس ت رو شرکت میده. در نهایت می کنم بگم سداد دو دسته ست یه سری آدم ها دلشون میخواد کار کنن، پیشرفت کنن، کار تیمی کنن و ... یه سری ها هم صرفا هستن، معرفی شده، با ده تا پارتی بیکار و بی هنر.. نمونه ش تو تیم ما، ما داریم له میشیم ایشون حال نداره، به مدیر میگیم میگه چیکارش کنم یه بار قبلا اخراج شده از صد جا نامه زدن...این بدترین چیز تو سداده. اینا رو که فاکتور بگیری باقی مونده میشه هم تیمی های خوب، آدم های باغیرت، کاری، بدی هم از مدیرا ندیدم.
تجربهام از این شرکت را به صورت صادقانه و با نگاهی تازه بازنویسی میکنم. اوایل کار حقوق کامل و بهموقع نبود و گاهی دیر میرسید یا هر از گاهی بهطور ناقص پرداخت میکردند. نظافتچی مجموعه با نامی که مردم به او میبردند، رفتاری فضول و مزاحم داشت و به هر گروهی از همکاران گزارش میداد. در نتیجه فضای کار خیلی آرام و بیاعتماد نبود و باهمکاران همچون ساکنان خانهای بیثبات رفتار میکردند. از طرفی بخش منابع انسانی به نظر میرسید نامش با واقعیت همخوانی ندارد. با وجود این، همکاران من جو مثبت و حمایتی داشتند و از هم حمایت میکردند.
در جایی کار میکردم که حقوق اصلا بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی کامل هم نبود. نظافتچیای به نام صفیانی بود که همچنان فضول و مزاحم حساب میشد. از این موضوع به یکی دیگر گزارش میداد و آن یکی به آن یکی، تا همه در جریان باشند. جایی که تکتک قسمتها را به خوبی تمیز نمیکردند و خیلی با هم حرف میزدند و با من هم بد رفتار میکردند. منابع انسانی واقعا انسانی نبودند. با وجود اینها، بچههای تیم هم خوب بودند و از همدلیهایشان بهره میبردم.
برای دوستانی که دنبال کار در مجموعه نورد لوله نیزار هستند، تجربهای که از کار در آنجا دارم رو بازنویسی میکنم تا دید روشنتری به دست بیارید. میخواهم بگویم محیط شرکت کاملا غیر حرفهای است و تیمی وجود دارد که حتی سادهترین تشخیصها رو هم بلد نیستند. مدیر کارخانه بیشتر از یک کارمند نیست و تمام حرکتهای ما با دوربینهای مدار بسته زیر نظر گرفته میشود. در اینجا رقابت منفی زیادی جریان دارد و اگر به حرفهای افراد همدست توجه نکنید، به راحتی ممکن است به مشکل بخورید. ساعات کاری طولانی و بیش از دوازده ساعت در روز است و در تعطیلات هم شرایط مساعدتی برای ساعات کار وجود ندارد، چون فاصله از قم خیلی زیاد است. اگر یک ماه اونجا باشید، اوضاع به مرور مشخص میشود که چند نفر به کار میآیند یا نه. به همه توصیه میکنم که آگاه باشند و فکر اولویت منافع کوتاهمدت را نکنند؛ هیچ پیشرفتی در اینجا انتظار نداشته باشید و دنبال ارتقای شغلی نباشید. حقوق به طور منظم مشخص نیست و گاهی در ماههای مختلف بین ده تا پانزده میلیون تومان بوده است، که این ناهمگونی غیرقابل پیشبینی است.
توصیه میکنم اصلا سمت این شرکت نرید نه منشی داره نه محیطیش به درد میخوره آشپزخونه نداشت در اون حد یه میز گذاشته بودن وسط سالن با چهار تا صندلی محیطیش خیلی دلگیر و کثیف بود
در اینجا با نگاهی واقعبینانه به تجربهام از شرکت بانی رایان پرداز نو میگویم. گمان من این است که در فضای این سایت، اغلب نظراتی که نوشته میشود یا توسط تیم منابع انسانی به شکل سادهانگارانه و جانبدارانه منتقل میگردد و یا نظرات منفی را به چشم میآورند، در عوض، نظرات مثبت نیز دیده میشود، مثل یکی از آنها که تاریخش به ۵ آذر ۱۴۰۲ برمیگردد. من از چنین رویکردی خسته شدهام و ترجیح میدهم فضای کاری واقعی را بدون فیلتر ببینم. به جای این روند، دوست دارم مدیریتی باسواد، باادب و متعهد به خانواده ببینم که از باندبازی و چشمچرانی و مطرحکردن مسائل قابلحاشیه در محیط کار خودداری کند و آنها را تنها به زندگی شخصیشان واگذار کنند.
من بیش از سیزده سال تجربه مرتبط با بازار آی تی دارم و بانـی نو واقعا تفاوتهای خاصی داره. جایی که میتونید واقعا یاد بگیرید اگر انگیزهی پیشرفت دارید و یکی از مجموعههاییه که هم واردات داره هم گارانتی میفراهم کنه. اگر بخوام بیشتر توضیح بدهم، تنها نکتهی ضعف این شرکت ساعات کاری نامشخص است که بعضی روزها واقعا خستهکننده میشود، اما در کنار اینها فضای بسیار صمیمی هست که اکثرا این موضوع را کمرنگ میکند. در محیطی که نیروها یکی یکی اضافه میشوند، مطمئنا حس پیشرفت را تجربه میکنید چون اندازه شرکت در حال رشد است. یکی از جاهایی است که پیشنهاد میکنم برای کار فکر کنید.