با سلام شرکت به این بزرگی متاسفانه فقط کارشون شده نظارت به پشتیبان بدبخت با کمترین حقوق فقط کارشون شده جریمه نفرات دفتر تمامی بی مسئولیت و واقعا حیف سرکار بودنشون تمام فکرشون اینه که برای پشتیبان مشکل تراشی کنن هیچگونه دوستی و رفاقتی داخل شرکت وجود نداره همش شده باند بازی وقتی رئیس از برنامه دیوار انتخاب بشه باید فاتحه شرکت نفرات خوند هرکس که میشه مسئول تمام سعی اینه که هم زبان خودشو بیاره بالا بقیه هیچ شرکت شده ۲۰۰ کارمند که به ۱۰۰ تا پشتیبان نظارت کنن انگار پشتیبان برده و نوکر آنها هست هیچگونه احترام و شخصیتی برای پشتیبان قائل نیستند حیف وقتی که بزاری برای این افراد که فقط فکر منفعت خودشون هستن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باور دارم که هر سرمایهگذاری روی زمان و انرژیام ارزشمند است، پس تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم را به این شکل بازگو میکنم. در محیطی که به شدت غیرحرفهای به نظر میرسید، تلاش میکردند مباحثی که باید طی هفت ماه پوشش داده میشد را در دو تا سه ماه جا بدهند. فشار و استرسی که دائما به من وارد میکردند، نتیجهی مطلوبی به همراه نداشت و از نظر من کمبود حرفهای بودن در برخورد با شرکت مشهود بود.
به شدت برای اولین بار عصبی شدم...کاملا غیر حرفه ای رفتار می کنند...و با اعتماد به نفس کاذب بار فنی خودشون رو به رخ هم میکشن...خلاصه اینکه هر کی اینجا میاد فرار می کنه...بخصوص مدیرانش نیاز به رفتار درمانی دارند...
مدتهاست در این شرکت حضور دارم و از کارکنان قدیمی به شمار میروم؛ با چشم خودم شاهد پیشرفت روزافزون سازمان بودهام و همین داشتن دیدن رشد پیوسته، بیش از هر چیز دیگری به من حس تعلق میدهد. مدیران مجموعه با برنامهریزی دقیق و پشتکار بالا، همواره دست به دست هم دادهاند تا به اهداف شرکت برسند و این انگیزهی گروهی را در من تقویت میکند.
ورودی را که به خاطر دارم، در سالی که به شرکت ایران خودرو پیوسته بودم، تجربه کردم. شرکت به نظر میرسید منابع انسانی چندان فعال نباشد و فضای کارگری غالب باشد؛ تصمیمها بیشتر توسط مدیران و سرپرستان اجرا میشد و تاثیری هم از طرف کارکنان داشت یا نداشت. یکی از نمونههای قابلتوجه برای من، فردی بود که رئیس اداره سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک است؛ به دلیل ارتباطات گستردهای که داشت، گاه انعطاف بیشتری در برخورد با پرسنل نشان میداد. از لحاظ فنی هم احساس میکردم شرایط برای برنامهنویسان خیلی مناسب نیست و بیشتر برای کارمندان محوری طراحی شده است. من حدود چهار ماه فرصت همکاری با تیم را داشتم. سیستم ارزیابی عملکرد هم به شکلی بود که هر چه رئیس میخواست، مطرح میکرد و نتیجه نهایی میتوانست با هدفهای شخصی ملاک قرار بگیرد و گاهی به نظر میرسید با سطوح بالای امتیاز یا کمترین امتیاز همراه بود.
اینکه یکسری افراد میان عنوان میکنند که تقصیر نیروی انسانی سازمان هستش و یا تقصیر تیم اسکرام و میخواهند مقصر اصلی رو شخص دیگه ای جلوه بدن اینا همون هایی هستند که ازشون اسم برده شده و میان برای اینکه از زیر فشار فرار بکنند برای خودشون شریک جرم میتراشند گرچه تیم های نیروانسانی و اسکرام بی نقص نیستند و دارای نقاط ضعف و قدرت خودشون هستند ولی گلوگاه نیستند و تمامی موارد از این تیمها نشعت نمیگیره برفرض مثال که این چنین هم باشه از قدیم گفتند در دیزی بازه پس حیای گربه کجاست؟ اینکه یکسری ها بیان از ضعف تیمهای دیگه استفاده بکنند و مقاصد سیاسی و شخصی خودشون رو توی سازمان اجرا بکنند بدونه توجه به حرفه ای گری فقط فقط نشانه کثیف بودن شخصیت خودشون رو داره در آخر باز هم میگم دوست عزیز این حقه ها قدیمی شده پس سعی نکن گناه های خودتو رو بندازی گردن دیگران یکسری هارو فراری دادید یکسری ها رو هم اخراج کردید بازهم زبونتون دراز هستش؟ حداقل مرد باش پای کارهات وایستا و مثل آدمهای بزدل خودت رو پشت دیگران قایم نکن
شروع کار با شرکت به تأخیر و نامشخص بودن قرارداد همراه بود و هر ماه وعدهای برای ماه آینده میدادند. حقوق ماهانه به موقع پرداخت نمیشد و فیش حقوقی وجود نداشت؛ هیچکس به عنوان نیروی انسانی برای تیم مشخص نبود و معمولا یک نفر تمام کارها را انجام میداد. افزایش حقوق سالانه وقتی مشخص نمیشد، و پس از صحبت با مدیرعامل دائما بر سر مقدار توافقی حقوق چانهزنی میکردند. از زمانی که استخدام نیروی صفر انجام میدادند تا بیمه به مرور زمان و پس از چند ماه برقرار میشد. محصول صاحب محصول وجود نداشت و مدیریت این کار را خودش انجام میداد که به خاطر این بینظمی، فضا پر از آشفتگی بود. حجم کار بالا بود و فراتر از وظایف توسعه، وظایف دیگری مانند تحلیل کارها، رفع باگها، حل مشکلات پشتیبانی، ارتباط با کارفرماها و سایر امور نیز انجام میشد.
با سلام خدمت همگی، اولین مورد این هست که بسیار بد قول هستن و حق خوری میکنن، توی سایت میزنن کارآموزی با حقوق بعد بدون هیچ دلیلی اخراج میکنن و از افراد بهره کشی میکنن و بعد چند مدت از شرکت میندازن بیرون! افراد زیادی اینطور شدن گول اینارو نخورید برای کار آموزی و این حرفا!
این شرکت محیط دوستانه و راحتی داره و شرایطی داره که آمادما میتونن توش رشد کنن.من غیر خوبی چیزی ندیدم و هر کسی که وجدان کاری داره و پول خوب میخواد میدونه که باید خوب کار کنه
دو ماه قبل به عنوان FrontEnd Developer با تمرکز روی ری اکت نیتیو برای پینک سوان دیجیتال مصاحبه دادم. به طور خلاصه، تیم را دیدم و قاعدتا تیم خوبی داشتند، اما رفتار و برخورد مدیر ارشد فناوری از نظر حرفهای نبود و جو مصاحبه فشار زیادی داشت. شرح تجربه به تفصیل: دو مصاحبه برای همین موقعیت داشتم. در اولین مصاحبه، منابع انسانی حرفهای به نظر میرسیدند اما پروسه ارائهشده از طرف شرکت با واقعیت تفاوت داشت. از آنها درخواست کردم نمونه کار شرکت را ببینم که قبول نکردند و گفتند در مصاحبه فنی توضیح میدهند. اگر اپی که قرار بود روی آن کار کنم را میدیدم، احتمالا ورودم به مصاحبه را دوباره بررسی میکردم چون اپ خیلی ساده بود. مصاحبه فنی با مدیر محصول و مدیر ارشد فنی برگزار شد و وقتی مدیر ارشد بالا آمد، رزومهام را نداشت و همکارش را فرستاد تا دوباره بفرستد. گفتند نیروی قویتری دنبال میکنند و از نظرشان من را به اندازه کافی نمیبینند، اما هیچ سوال فنی از من پرسید نشد؛ صرفا سوالاتی درباره شخصیت مطرح شد و هیچ تست تسکی ارائه نشد. وقتی وارد مصاحبه شدم، استرس قابل توجهی داشتم و امیدوار بودم شرایط را مدیریت کنم اما رفتار مقابل به من فضا نداد. در ادامه اذعان شد که برای یک ماه همکاری آزمایشی باید وضعیت را ثابت کنم. همچنین HR گفتند در شرکت قرارداد داخلی ندارند و همه چیز به زبان است و به دلیل کمبود اطلاعات درباره شرکت، کار از راه دور برایم خیلی مشکل بود. در همان مصاحبه فنی نام اپی که قرار بود روی آن کار کنم را گفتند که در استور نبود به خاطر باگ، ولی نسخه لایو ری اکت داشتند که لینک آن را نفرستادند و من به سختی خودم پیدا کردم و آن را بررسی کردم. از فرآیند آنبوردینگ پرسیدم و گفتند فردا متوجه میشوید. اگر توضیح میدادند چه اتفاقی میافتد نه وقت خودشان را میگرفتند و نه من را درگیر میکردند. روز بعد به شرکت رفتم، با تیم آشنا شدم. اکثر اعضا حدود ده نفر بودند و به نظر میرسید تیم نسبتا قوی است، که باعث شد تاحدی به شرکت اعتماد کنم. با مدیر محصول جلسه انبوردینگ داشتم و به او گفتم مصاحبه فنی من را از دید من خوب نمیدیدم. با توجه به محتوای سایت ری اکت، نکتههایی مطرح شد که برای تصمیمگیری بهتر باید مطرح میشدند. از آنها خواستم پیش از آغاز انبوردینگ سؤال بپرسم که چرا فعلا اپ را با همان رویکرد سایت ری اکت توسعه نمیدهند، و اینکه آیا میتوانیم فعلا یک نسخه بیدغدغه از ری اکت نیتیو داشته باشیم تا اپ دیباگ شود. دوست داشتم قبل از ورود به پروژه، به درکی روشن از تصمیمات ساخت پروژه برسم. با مدیر پروژه و تیم، گپ خود را ادامه دادم و توضیح دادم که نمیتوانم در روز اول به تسکهای پیچیده بپردازم و بدون دیدن کد، اعتماد لازم را ندارم. انتظار داشتم که با یک تست کوتاه یا کار عملی بتوانم ثابت کنم که میتوانم کار کنم، اما چنین رویکردی نبود و تنها اصرار بر ایجاد تسکهای بدون دید کامل وجود داشت. در مجموع روز اول هیچ فرایند مشخص انبوردینگ وجود نداشت و به من گفتند اگر تسکی را انجام بدی، میمانیم و اگر نه، قطع همکاری میکنیم. در نهایت خداحافظی کردیم. ارزیابی نهایی من از مجموعه، تیم را خوب دیدم اما سبک مدیریت را پایینبهبال و غیرحرفهای ارزیابی کردم. پروژه و وضعیت شرکت
سودشون از پرداخت نکردن حقوق و مزایا کارمندانشون و در نتیجه بیکیفیت بودن نتیجه پروژههاشون هست! البته که پشت پرده معلوم نیست چیکار میکنن و امکان داره همش کاور باشه برای پولشویی و .... رقابت سالم حالیشون نیست و همش با ربات دارن به رقبای خودشون اتک میزنن و از طرف دیگه یه سره تبلیغ میکنن که مثلا موفق دیده بشن! قراردادهاشون رو خیلی سفت و سخت میبندن که نه کارمند بتونه حرفی بزنه نه کارفرماها! هم به کارفرماها دروغ میگن هم به نیروهای خودشون! از خوابیدن کارمنداشون تو استدیو به دلیل اضافه کاری و سنگینی پروژهها گرفته تا رفتارها و روابط مشکوک بین مدیران و کارمندان خانم شرکت و رفت و آمدشون به استدیو و ... خبرچینی و جاسوسی منشی از کامندان فراموش نشه! به جای عیدی، آخر سال کامنداشون رو میبرن اردو توچال و با نوشیدنیهای الکلی بیکیفیت(حداقل ساقیتون رو عوض کنید) ازشون پذیرایی میکنن! کلا بدترین تجربه کاری زندگیم بود! اسطوره زندگی ****** هیتلره و همش داد میزنه و در و پنجره میکوبه(احتمالا مشکل روانی داره) خدایاری خیلی فاز داره! (احتمالا فاز اندروتیت) قاضی هم به شدت معتاده (احتمالا تریاک) تو یه همچین شرکتی با این حد از ساختار و رفتار غیرحرفهای، مدیرش ادعای کارآفرینی داره!
شرکت آهن آنلاین به من فرصت کارشناس جذب و استخدام را داد. در نخستین مرحله، مصاحبه با کارشناس منابع انسانی حدود یک ساعت طول کشید و با وجود این که تجربهای در حوزه منابع انسانی داشتم، سوالات چالشی و خوبی مطرح شد. نحوه برخورد مصاحبهگر نیز به نحوی بود که حس میکردم دنبال جانشینی برای جایگاه خود هستند، اما به شکل مثبتی رفتار شد. مرحله دوم با مدیر منابع انسانی برگزار شد؛ خانمی جوان و پرانرژی بودند و تجربهی بسیار خوبی ارائه میدادند. گفتوگوی ما حتی با وجود انتظار حقوق قابل قبولی داشت، چرا که سیستم حقوقی شرکت مناسب و رسیدگیها دقیق بود. در نهایت من پذیرفته نشدم. چند روز بعد تماس گرفتم تا نقاط ضعفم را بررسی کنم؛ برخوردشان همچنان محترمانه بود و گفتند از نظر فنی نقصی ندیدند، فقط به یک فرد با روحیهی بیشتر برونگرا نیاز دارند. با توجه به سابقهی شرکت تازهتأسیس بودن، رفتارهای حرفهای کارکنان فوقالعاده بود، محیط کار تمیز و مناسب به نظر میرسید، رفتارها سازمانیافته و منعطف بود و به نظر میرسید جای مناسبی برای کار باشد.
برای کاریابی به عنوان کارشناس اداری و منابع انسانی رزومه فرستادم و تماس گرفتند. چون هر هفته آگهیشان را میبینم، پرسیدم آیا مهارت خاصی مدنظرشان است که اغلب متقاضیان آن را ندارند یا دلیل این همه تبلیغات پیدرپی چیست؟ پاسخ آنها با بیاحترامی گفتند که به من ارتباطی ندارد و فقط به خودشان مربوط است. حتی دعوت به مصاحبه و ارتباط تلفنی صحیح هم بلد نیستند، چه رسد به نحوه برخورد با نیروها.
دارای تجربهای یکساله و نیم در شرکت فراگستر الکترونیک بودم. حقوق نسبتا پایین است، به همین دلیل ترجیح میدهند افراد تازهکار را استخدام کنند. با وجود مدیر خوب و مصاحبه حرفهای که با من انجام شد و نکات زیادی آموختم، مدیریت دید مثبتی نسبت به کارمندان ندارد و هرروز با دوربین و ضبط صدا نظارت میشود. فرصتهای پیشرفت محدود است و گاهی به نظر میرسد تنها با زیر آب زدن میتوان به موقعیت بهتری رسید. با وجود این، ساختار اداری مشخص و قوانین واضحی وجود دارد که به جلوگیری از بینظمی کمک میکند. شرکت برای استخدام، سفتهای با مبلغ بالا دریافت میکند و تعهد محضری برای عدم افشاء اطلاعات و عدم همکاری با شرکتهای رقیب تا مدت معینی پس از پایان همکاری میگیرند؛ رفتاری که چون محیطی بسیار سازمانی و دقیق نشان داده میشود، گویی آنجا همچون یک سازمان بزرگ دولتی است. فضای سازمانی و رفتار حرفهای چندان مطلوب نیست.
من در این شرکت بدون سنوات باقی میمانم و حقوق مانند وعدهشان تا بیستام هر ماه پرداخت میشود، هرچند گاهی تا بیستم هم کش آمد. برای کارمندانی با سابقه کم که برنامهای برای آینده ندارند و فقط به دنبال شغلی میگردند، ممکن است گزینه مناسبی باشد، اما اگر هدف شما رشد و مسیر شغلی مشخص نباشد و تمایلی به پیشرفت نداشته باشید، چنین محیطی مناسب است و حقوق پایین آن در کنار شبهدولتی بودن شرکت تحتتأثیر قرار میگیرد. اگر بخواهید قرارداد را قبل از پایان موعد قطع کنید، عیدی به شما تعلق نمیگیرد و باید دو ماه زودتر اطلاع دهید. همچنین از مرخصیها نمیتوانید استفاده کنید و مرخصیها بهطور کل تأیید نمیشود. کارفرما میتواند بیست درصد کل مبلغی که از ابتدای قرارداد به شما پرداخت شده را از شما کسر کند.
من سه سال و نیم تجربه کارمند در ایران خودرو را به چشم تجربهای واقعی به اشتراک میگذارم، اما قصد دارم از این تجربه به شکلی تازه و با بیانی روشن بنویسم تا لحن و معنا حفظ شود. سال ۱۳۹۹ از طریق شرکت ایران فاوا گسترش که مسئول جذب نیرو برای ایران خودرو بود، به عنوان نیرو برنامهنویس وارد شدم. ابتدای کار، واحد معاونت سیستمها به مدیریت آقای روهینا به من اختصاص یافت که بخش اصلی IT و نرمافزار شرکت محسوب میشود. طی مصاحبه و با تشخیص مدیر مربوطه، واحد سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک به ریاست آقای مهدی طالبیان برای من تعیین شد. از همان ابتدای ورود درگیر طراحی پروژهای فورس ماژول شدم و به قدری مشغله داشتم که فرصت فکر کردن به شرایط کار برایم میسر نبود و اضافهکاری اجباری تا حدود شش ماه ادامه داشت. در این مدت با وجود نمایش رفتارهای دو قطبی مدیر بخش، به دلیل اولویت کار به کار خود ادامه دادم، اما به مرور تحمل وضعیت سخت شد و همکاران هم از رفتارهای منفی او نالیدند. او هر روز اخلاقهای مختلفی داشت، کار را بیارزش میدانست، به همکاران توهین میکرد، اضافهکاری را اجباری میکرد و در امور خصوصی افراد دخالت میکرد. اینها تنها بخشی از ویژگیهای رفتاری او بود. پس از حدود یک سال، شرکت به من پیشنهاد داد قرارداد جدیدم با ایران خودرو تنظیم شود. با پایان فرایند ایرانخودروای شدن، متوجه شدم حقوقم حدود سه میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. چندین بار اعتراض کردم و قول اصلاح داده شد، اما پس از حدود هشت ماه پیگیری نتیجهای مشاهده نکردم. در کنار من، حدود هجده نفر دیگر از همکاران نیز قراردادشان با همان شرکت مادر بسته شد. پس از مدتی به دلیل رفتارهای زننده، حقوق غیرقابل تحمل و شرایط کاری که به کارگری شبیه شده بود، درخواست استعفا را به مدیر مستقیم فرستادم، اما با من موافقت نشد و وعده افزایش حقوق داده شد. همان وعده بیعمل ماند و پس از چند ماه دوباره بنده را به کار گماشتند، اما باز هم شرایط بهبود پیدا نکرد. در نهایت حدود یک ماه پیش بدون اطلاع قبلی، وقتی وارد شرکت شدم، دیدم کارت من غیر فعال است و فهمیدم قراردادم تمدید نشده است. اخیرا تصمیمات به سمت اخراج میرفت و از من برای تعیین تکلیف درخواست ملاقات میکردند اما با تاخیر به من پاسخ میدادند. این تجربه را بهطور دلسوزانه برای دوستانی که قصد ورود به این شرکت را دارند مینویسم تا از محیطی که میتواند اثرات منفی طولانی مدت روی کار و زندگی حرفهای بگذارد دوری کنند. محیطی که مدیر میتواند فارغتحصیل شریف باشد اما فرصت ۲.۵ سال از دست رفتن را برای من ایجاد کرده است، با وعدههای مکرر و بدون پایبندی به تعهدات، و بدون سوالی از دلیل خروج ۶ نفر نیرو در سه سال گذشته.
بعنوان یکی از همسران پرسنل یاس واقعا از شرکت ناراضی هستم خدا رو شکر که همسرم اومد بیرون زندگی پر از تنش رو فقط به کارمندانشان میدن با حقوقی که خیلی کمتر از جاهای دیگه س همسر من چندین سال اونجا کارکرد ولی فقط نوک قله رو نشون میدن و با دروغ و امید به آینده نگهشون میدارن در صورتی که اضافه کار اجباری ماه هم پرداخت نمیشد بهشون و از انرژی و جوانی نیرو استفاده میکنن و هیچ جایگاهی برا کارمندانشان قائل نیستند
آقا این تجربه های خوب رو که می بینید خود شرکت مینویسه ****** مینویسه که ****** هست مفت نمی ارزه چارگون ****** ****** ******: ****** چارگون ******: ****** جز بدترین آدم هایی بودند که تو زندگیم باهاشون آشنا شدم
به جرات میتونم بگم که تجربهام از کار با این شرکت به نسبت بقیه جاها کمتر از انتظار بود. مدیر منابع انسانی شرکت، با وجود قد کوتاهش، بیش از حد سعی میکرد از جایگاه خودش با منطق بالا به هر چیزی نگاه کنه و برخوردش همراه با غرور و تغیر لحن بود. این رفتار باعث میشد احساس کنم توی موقعیتی نیستم که به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم و گاهی واقعا از رفتارش خسته میشدم. از نظر من، اوضاع داخلی منابع انسانی شرکت تا حدی نامناسب بود و به عنوان نمونهای شاخص، برخی از کارها به شکلی کپیشده و بدون دقت انجام میشدند؛ به گونهای که گاهی دستورات فرآیندها به گونهای اعم از دستمال کاغذی روی سطحها مینشست که نشاندهنده بینظمی و کمدقتی در اجرایی کردن دستورها بود. به طور کلی این تجربه باعث شد احساس کنم محیط کار در این بخش از شرکت چندان حرفهای و منطبق با استانداردهای مطلوب نیست.
بهترین کار ممکن را در این شرکت ندارم؛ محیطی بینام و نشان با تیم مدیریت محتوا و سئو که حتی نمیدانند دقیقا چه کار میکنند، واقعا خستهکننده است. برای خودم ارزش قائلم و این تجربه را چنین به خاطر میسپارم.
با سلام شرکت به این بزرگی متاسفانه فقط کارشون شده نظارت به پشتیبان بدبخت با کمترین حقوق فقط کارشون شده جریمه نفرات دفتر تمامی بی مسئولیت و واقعا حیف سرکار بودنشون تمام فکرشون اینه که برای پشتیبان مشکل تراشی کنن هیچگونه دوستی و رفاقتی داخل شرکت وجود نداره همش شده باند بازی وقتی رئیس از برنامه دیوار انتخاب بشه باید فاتحه شرکت نفرات خوند هرکس که میشه مسئول تمام سعی اینه که هم زبان خودشو بیاره بالا بقیه هیچ شرکت شده ۲۰۰ کارمند که به ۱۰۰ تا پشتیبان نظارت کنن انگار پشتیبان برده و نوکر آنها هست هیچگونه احترام و شخصیتی برای پشتیبان قائل نیستند حیف وقتی که بزاری برای این افراد که فقط فکر منفعت خودشون هستن
باور دارم که هر سرمایهگذاری روی زمان و انرژیام ارزشمند است، پس تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم را به این شکل بازگو میکنم. در محیطی که به شدت غیرحرفهای به نظر میرسید، تلاش میکردند مباحثی که باید طی هفت ماه پوشش داده میشد را در دو تا سه ماه جا بدهند. فشار و استرسی که دائما به من وارد میکردند، نتیجهی مطلوبی به همراه نداشت و از نظر من کمبود حرفهای بودن در برخورد با شرکت مشهود بود.
به شدت برای اولین بار عصبی شدم...کاملا غیر حرفه ای رفتار می کنند...و با اعتماد به نفس کاذب بار فنی خودشون رو به رخ هم میکشن...خلاصه اینکه هر کی اینجا میاد فرار می کنه...بخصوص مدیرانش نیاز به رفتار درمانی دارند...
مدتهاست در این شرکت حضور دارم و از کارکنان قدیمی به شمار میروم؛ با چشم خودم شاهد پیشرفت روزافزون سازمان بودهام و همین داشتن دیدن رشد پیوسته، بیش از هر چیز دیگری به من حس تعلق میدهد. مدیران مجموعه با برنامهریزی دقیق و پشتکار بالا، همواره دست به دست هم دادهاند تا به اهداف شرکت برسند و این انگیزهی گروهی را در من تقویت میکند.
ورودی را که به خاطر دارم، در سالی که به شرکت ایران خودرو پیوسته بودم، تجربه کردم. شرکت به نظر میرسید منابع انسانی چندان فعال نباشد و فضای کارگری غالب باشد؛ تصمیمها بیشتر توسط مدیران و سرپرستان اجرا میشد و تاثیری هم از طرف کارکنان داشت یا نداشت. یکی از نمونههای قابلتوجه برای من، فردی بود که رئیس اداره سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک است؛ به دلیل ارتباطات گستردهای که داشت، گاه انعطاف بیشتری در برخورد با پرسنل نشان میداد. از لحاظ فنی هم احساس میکردم شرایط برای برنامهنویسان خیلی مناسب نیست و بیشتر برای کارمندان محوری طراحی شده است. من حدود چهار ماه فرصت همکاری با تیم را داشتم. سیستم ارزیابی عملکرد هم به شکلی بود که هر چه رئیس میخواست، مطرح میکرد و نتیجه نهایی میتوانست با هدفهای شخصی ملاک قرار بگیرد و گاهی به نظر میرسید با سطوح بالای امتیاز یا کمترین امتیاز همراه بود.
اینکه یکسری افراد میان عنوان میکنند که تقصیر نیروی انسانی سازمان هستش و یا تقصیر تیم اسکرام و میخواهند مقصر اصلی رو شخص دیگه ای جلوه بدن اینا همون هایی هستند که ازشون اسم برده شده و میان برای اینکه از زیر فشار فرار بکنند برای خودشون شریک جرم میتراشند گرچه تیم های نیروانسانی و اسکرام بی نقص نیستند و دارای نقاط ضعف و قدرت خودشون هستند ولی گلوگاه نیستند و تمامی موارد از این تیمها نشعت نمیگیره برفرض مثال که این چنین هم باشه از قدیم گفتند در دیزی بازه پس حیای گربه کجاست؟ اینکه یکسری ها بیان از ضعف تیمهای دیگه استفاده بکنند و مقاصد سیاسی و شخصی خودشون رو توی سازمان اجرا بکنند بدونه توجه به حرفه ای گری فقط فقط نشانه کثیف بودن شخصیت خودشون رو داره در آخر باز هم میگم دوست عزیز این حقه ها قدیمی شده پس سعی نکن گناه های خودتو رو بندازی گردن دیگران یکسری هارو فراری دادید یکسری ها رو هم اخراج کردید بازهم زبونتون دراز هستش؟ حداقل مرد باش پای کارهات وایستا و مثل آدمهای بزدل خودت رو پشت دیگران قایم نکن
شروع کار با شرکت به تأخیر و نامشخص بودن قرارداد همراه بود و هر ماه وعدهای برای ماه آینده میدادند. حقوق ماهانه به موقع پرداخت نمیشد و فیش حقوقی وجود نداشت؛ هیچکس به عنوان نیروی انسانی برای تیم مشخص نبود و معمولا یک نفر تمام کارها را انجام میداد. افزایش حقوق سالانه وقتی مشخص نمیشد، و پس از صحبت با مدیرعامل دائما بر سر مقدار توافقی حقوق چانهزنی میکردند. از زمانی که استخدام نیروی صفر انجام میدادند تا بیمه به مرور زمان و پس از چند ماه برقرار میشد. محصول صاحب محصول وجود نداشت و مدیریت این کار را خودش انجام میداد که به خاطر این بینظمی، فضا پر از آشفتگی بود. حجم کار بالا بود و فراتر از وظایف توسعه، وظایف دیگری مانند تحلیل کارها، رفع باگها، حل مشکلات پشتیبانی، ارتباط با کارفرماها و سایر امور نیز انجام میشد.
با سلام خدمت همگی، اولین مورد این هست که بسیار بد قول هستن و حق خوری میکنن، توی سایت میزنن کارآموزی با حقوق بعد بدون هیچ دلیلی اخراج میکنن و از افراد بهره کشی میکنن و بعد چند مدت از شرکت میندازن بیرون! افراد زیادی اینطور شدن گول اینارو نخورید برای کار آموزی و این حرفا!
این شرکت محیط دوستانه و راحتی داره و شرایطی داره که آمادما میتونن توش رشد کنن.من غیر خوبی چیزی ندیدم و هر کسی که وجدان کاری داره و پول خوب میخواد میدونه که باید خوب کار کنه
دو ماه قبل به عنوان FrontEnd Developer با تمرکز روی ری اکت نیتیو برای پینک سوان دیجیتال مصاحبه دادم. به طور خلاصه، تیم را دیدم و قاعدتا تیم خوبی داشتند، اما رفتار و برخورد مدیر ارشد فناوری از نظر حرفهای نبود و جو مصاحبه فشار زیادی داشت. شرح تجربه به تفصیل: دو مصاحبه برای همین موقعیت داشتم. در اولین مصاحبه، منابع انسانی حرفهای به نظر میرسیدند اما پروسه ارائهشده از طرف شرکت با واقعیت تفاوت داشت. از آنها درخواست کردم نمونه کار شرکت را ببینم که قبول نکردند و گفتند در مصاحبه فنی توضیح میدهند. اگر اپی که قرار بود روی آن کار کنم را میدیدم، احتمالا ورودم به مصاحبه را دوباره بررسی میکردم چون اپ خیلی ساده بود. مصاحبه فنی با مدیر محصول و مدیر ارشد فنی برگزار شد و وقتی مدیر ارشد بالا آمد، رزومهام را نداشت و همکارش را فرستاد تا دوباره بفرستد. گفتند نیروی قویتری دنبال میکنند و از نظرشان من را به اندازه کافی نمیبینند، اما هیچ سوال فنی از من پرسید نشد؛ صرفا سوالاتی درباره شخصیت مطرح شد و هیچ تست تسکی ارائه نشد. وقتی وارد مصاحبه شدم، استرس قابل توجهی داشتم و امیدوار بودم شرایط را مدیریت کنم اما رفتار مقابل به من فضا نداد. در ادامه اذعان شد که برای یک ماه همکاری آزمایشی باید وضعیت را ثابت کنم. همچنین HR گفتند در شرکت قرارداد داخلی ندارند و همه چیز به زبان است و به دلیل کمبود اطلاعات درباره شرکت، کار از راه دور برایم خیلی مشکل بود. در همان مصاحبه فنی نام اپی که قرار بود روی آن کار کنم را گفتند که در استور نبود به خاطر باگ، ولی نسخه لایو ری اکت داشتند که لینک آن را نفرستادند و من به سختی خودم پیدا کردم و آن را بررسی کردم. از فرآیند آنبوردینگ پرسیدم و گفتند فردا متوجه میشوید. اگر توضیح میدادند چه اتفاقی میافتد نه وقت خودشان را میگرفتند و نه من را درگیر میکردند. روز بعد به شرکت رفتم، با تیم آشنا شدم. اکثر اعضا حدود ده نفر بودند و به نظر میرسید تیم نسبتا قوی است، که باعث شد تاحدی به شرکت اعتماد کنم. با مدیر محصول جلسه انبوردینگ داشتم و به او گفتم مصاحبه فنی من را از دید من خوب نمیدیدم. با توجه به محتوای سایت ری اکت، نکتههایی مطرح شد که برای تصمیمگیری بهتر باید مطرح میشدند. از آنها خواستم پیش از آغاز انبوردینگ سؤال بپرسم که چرا فعلا اپ را با همان رویکرد سایت ری اکت توسعه نمیدهند، و اینکه آیا میتوانیم فعلا یک نسخه بیدغدغه از ری اکت نیتیو داشته باشیم تا اپ دیباگ شود. دوست داشتم قبل از ورود به پروژه، به درکی روشن از تصمیمات ساخت پروژه برسم. با مدیر پروژه و تیم، گپ خود را ادامه دادم و توضیح دادم که نمیتوانم در روز اول به تسکهای پیچیده بپردازم و بدون دیدن کد، اعتماد لازم را ندارم. انتظار داشتم که با یک تست کوتاه یا کار عملی بتوانم ثابت کنم که میتوانم کار کنم، اما چنین رویکردی نبود و تنها اصرار بر ایجاد تسکهای بدون دید کامل وجود داشت. در مجموع روز اول هیچ فرایند مشخص انبوردینگ وجود نداشت و به من گفتند اگر تسکی را انجام بدی، میمانیم و اگر نه، قطع همکاری میکنیم. در نهایت خداحافظی کردیم. ارزیابی نهایی من از مجموعه، تیم را خوب دیدم اما سبک مدیریت را پایینبهبال و غیرحرفهای ارزیابی کردم. پروژه و وضعیت شرکت
سودشون از پرداخت نکردن حقوق و مزایا کارمندانشون و در نتیجه بیکیفیت بودن نتیجه پروژههاشون هست! البته که پشت پرده معلوم نیست چیکار میکنن و امکان داره همش کاور باشه برای پولشویی و .... رقابت سالم حالیشون نیست و همش با ربات دارن به رقبای خودشون اتک میزنن و از طرف دیگه یه سره تبلیغ میکنن که مثلا موفق دیده بشن! قراردادهاشون رو خیلی سفت و سخت میبندن که نه کارمند بتونه حرفی بزنه نه کارفرماها! هم به کارفرماها دروغ میگن هم به نیروهای خودشون! از خوابیدن کارمنداشون تو استدیو به دلیل اضافه کاری و سنگینی پروژهها گرفته تا رفتارها و روابط مشکوک بین مدیران و کارمندان خانم شرکت و رفت و آمدشون به استدیو و ... خبرچینی و جاسوسی منشی از کامندان فراموش نشه! به جای عیدی، آخر سال کامنداشون رو میبرن اردو توچال و با نوشیدنیهای الکلی بیکیفیت(حداقل ساقیتون رو عوض کنید) ازشون پذیرایی میکنن! کلا بدترین تجربه کاری زندگیم بود! اسطوره زندگی ****** هیتلره و همش داد میزنه و در و پنجره میکوبه(احتمالا مشکل روانی داره) خدایاری خیلی فاز داره! (احتمالا فاز اندروتیت) قاضی هم به شدت معتاده (احتمالا تریاک) تو یه همچین شرکتی با این حد از ساختار و رفتار غیرحرفهای، مدیرش ادعای کارآفرینی داره!
شرکت آهن آنلاین به من فرصت کارشناس جذب و استخدام را داد. در نخستین مرحله، مصاحبه با کارشناس منابع انسانی حدود یک ساعت طول کشید و با وجود این که تجربهای در حوزه منابع انسانی داشتم، سوالات چالشی و خوبی مطرح شد. نحوه برخورد مصاحبهگر نیز به نحوی بود که حس میکردم دنبال جانشینی برای جایگاه خود هستند، اما به شکل مثبتی رفتار شد. مرحله دوم با مدیر منابع انسانی برگزار شد؛ خانمی جوان و پرانرژی بودند و تجربهی بسیار خوبی ارائه میدادند. گفتوگوی ما حتی با وجود انتظار حقوق قابل قبولی داشت، چرا که سیستم حقوقی شرکت مناسب و رسیدگیها دقیق بود. در نهایت من پذیرفته نشدم. چند روز بعد تماس گرفتم تا نقاط ضعفم را بررسی کنم؛ برخوردشان همچنان محترمانه بود و گفتند از نظر فنی نقصی ندیدند، فقط به یک فرد با روحیهی بیشتر برونگرا نیاز دارند. با توجه به سابقهی شرکت تازهتأسیس بودن، رفتارهای حرفهای کارکنان فوقالعاده بود، محیط کار تمیز و مناسب به نظر میرسید، رفتارها سازمانیافته و منعطف بود و به نظر میرسید جای مناسبی برای کار باشد.
برای کاریابی به عنوان کارشناس اداری و منابع انسانی رزومه فرستادم و تماس گرفتند. چون هر هفته آگهیشان را میبینم، پرسیدم آیا مهارت خاصی مدنظرشان است که اغلب متقاضیان آن را ندارند یا دلیل این همه تبلیغات پیدرپی چیست؟ پاسخ آنها با بیاحترامی گفتند که به من ارتباطی ندارد و فقط به خودشان مربوط است. حتی دعوت به مصاحبه و ارتباط تلفنی صحیح هم بلد نیستند، چه رسد به نحوه برخورد با نیروها.
دارای تجربهای یکساله و نیم در شرکت فراگستر الکترونیک بودم. حقوق نسبتا پایین است، به همین دلیل ترجیح میدهند افراد تازهکار را استخدام کنند. با وجود مدیر خوب و مصاحبه حرفهای که با من انجام شد و نکات زیادی آموختم، مدیریت دید مثبتی نسبت به کارمندان ندارد و هرروز با دوربین و ضبط صدا نظارت میشود. فرصتهای پیشرفت محدود است و گاهی به نظر میرسد تنها با زیر آب زدن میتوان به موقعیت بهتری رسید. با وجود این، ساختار اداری مشخص و قوانین واضحی وجود دارد که به جلوگیری از بینظمی کمک میکند. شرکت برای استخدام، سفتهای با مبلغ بالا دریافت میکند و تعهد محضری برای عدم افشاء اطلاعات و عدم همکاری با شرکتهای رقیب تا مدت معینی پس از پایان همکاری میگیرند؛ رفتاری که چون محیطی بسیار سازمانی و دقیق نشان داده میشود، گویی آنجا همچون یک سازمان بزرگ دولتی است. فضای سازمانی و رفتار حرفهای چندان مطلوب نیست.
من در این شرکت بدون سنوات باقی میمانم و حقوق مانند وعدهشان تا بیستام هر ماه پرداخت میشود، هرچند گاهی تا بیستم هم کش آمد. برای کارمندانی با سابقه کم که برنامهای برای آینده ندارند و فقط به دنبال شغلی میگردند، ممکن است گزینه مناسبی باشد، اما اگر هدف شما رشد و مسیر شغلی مشخص نباشد و تمایلی به پیشرفت نداشته باشید، چنین محیطی مناسب است و حقوق پایین آن در کنار شبهدولتی بودن شرکت تحتتأثیر قرار میگیرد. اگر بخواهید قرارداد را قبل از پایان موعد قطع کنید، عیدی به شما تعلق نمیگیرد و باید دو ماه زودتر اطلاع دهید. همچنین از مرخصیها نمیتوانید استفاده کنید و مرخصیها بهطور کل تأیید نمیشود. کارفرما میتواند بیست درصد کل مبلغی که از ابتدای قرارداد به شما پرداخت شده را از شما کسر کند.
من سه سال و نیم تجربه کارمند در ایران خودرو را به چشم تجربهای واقعی به اشتراک میگذارم، اما قصد دارم از این تجربه به شکلی تازه و با بیانی روشن بنویسم تا لحن و معنا حفظ شود. سال ۱۳۹۹ از طریق شرکت ایران فاوا گسترش که مسئول جذب نیرو برای ایران خودرو بود، به عنوان نیرو برنامهنویس وارد شدم. ابتدای کار، واحد معاونت سیستمها به مدیریت آقای روهینا به من اختصاص یافت که بخش اصلی IT و نرمافزار شرکت محسوب میشود. طی مصاحبه و با تشخیص مدیر مربوطه، واحد سیستمهای مکانیزه تامین و لجستیک به ریاست آقای مهدی طالبیان برای من تعیین شد. از همان ابتدای ورود درگیر طراحی پروژهای فورس ماژول شدم و به قدری مشغله داشتم که فرصت فکر کردن به شرایط کار برایم میسر نبود و اضافهکاری اجباری تا حدود شش ماه ادامه داشت. در این مدت با وجود نمایش رفتارهای دو قطبی مدیر بخش، به دلیل اولویت کار به کار خود ادامه دادم، اما به مرور تحمل وضعیت سخت شد و همکاران هم از رفتارهای منفی او نالیدند. او هر روز اخلاقهای مختلفی داشت، کار را بیارزش میدانست، به همکاران توهین میکرد، اضافهکاری را اجباری میکرد و در امور خصوصی افراد دخالت میکرد. اینها تنها بخشی از ویژگیهای رفتاری او بود. پس از حدود یک سال، شرکت به من پیشنهاد داد قرارداد جدیدم با ایران خودرو تنظیم شود. با پایان فرایند ایرانخودروای شدن، متوجه شدم حقوقم حدود سه میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. چندین بار اعتراض کردم و قول اصلاح داده شد، اما پس از حدود هشت ماه پیگیری نتیجهای مشاهده نکردم. در کنار من، حدود هجده نفر دیگر از همکاران نیز قراردادشان با همان شرکت مادر بسته شد. پس از مدتی به دلیل رفتارهای زننده، حقوق غیرقابل تحمل و شرایط کاری که به کارگری شبیه شده بود، درخواست استعفا را به مدیر مستقیم فرستادم، اما با من موافقت نشد و وعده افزایش حقوق داده شد. همان وعده بیعمل ماند و پس از چند ماه دوباره بنده را به کار گماشتند، اما باز هم شرایط بهبود پیدا نکرد. در نهایت حدود یک ماه پیش بدون اطلاع قبلی، وقتی وارد شرکت شدم، دیدم کارت من غیر فعال است و فهمیدم قراردادم تمدید نشده است. اخیرا تصمیمات به سمت اخراج میرفت و از من برای تعیین تکلیف درخواست ملاقات میکردند اما با تاخیر به من پاسخ میدادند. این تجربه را بهطور دلسوزانه برای دوستانی که قصد ورود به این شرکت را دارند مینویسم تا از محیطی که میتواند اثرات منفی طولانی مدت روی کار و زندگی حرفهای بگذارد دوری کنند. محیطی که مدیر میتواند فارغتحصیل شریف باشد اما فرصت ۲.۵ سال از دست رفتن را برای من ایجاد کرده است، با وعدههای مکرر و بدون پایبندی به تعهدات، و بدون سوالی از دلیل خروج ۶ نفر نیرو در سه سال گذشته.
بعنوان یکی از همسران پرسنل یاس واقعا از شرکت ناراضی هستم خدا رو شکر که همسرم اومد بیرون زندگی پر از تنش رو فقط به کارمندانشان میدن با حقوقی که خیلی کمتر از جاهای دیگه س همسر من چندین سال اونجا کارکرد ولی فقط نوک قله رو نشون میدن و با دروغ و امید به آینده نگهشون میدارن در صورتی که اضافه کار اجباری ماه هم پرداخت نمیشد بهشون و از انرژی و جوانی نیرو استفاده میکنن و هیچ جایگاهی برا کارمندانشان قائل نیستند
آقا این تجربه های خوب رو که می بینید خود شرکت مینویسه ****** مینویسه که ****** هست مفت نمی ارزه چارگون ****** ****** ******: ****** چارگون ******: ****** جز بدترین آدم هایی بودند که تو زندگیم باهاشون آشنا شدم
به جرات میتونم بگم که تجربهام از کار با این شرکت به نسبت بقیه جاها کمتر از انتظار بود. مدیر منابع انسانی شرکت، با وجود قد کوتاهش، بیش از حد سعی میکرد از جایگاه خودش با منطق بالا به هر چیزی نگاه کنه و برخوردش همراه با غرور و تغیر لحن بود. این رفتار باعث میشد احساس کنم توی موقعیتی نیستم که به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم و گاهی واقعا از رفتارش خسته میشدم. از نظر من، اوضاع داخلی منابع انسانی شرکت تا حدی نامناسب بود و به عنوان نمونهای شاخص، برخی از کارها به شکلی کپیشده و بدون دقت انجام میشدند؛ به گونهای که گاهی دستورات فرآیندها به گونهای اعم از دستمال کاغذی روی سطحها مینشست که نشاندهنده بینظمی و کمدقتی در اجرایی کردن دستورها بود. به طور کلی این تجربه باعث شد احساس کنم محیط کار در این بخش از شرکت چندان حرفهای و منطبق با استانداردهای مطلوب نیست.
بهترین کار ممکن را در این شرکت ندارم؛ محیطی بینام و نشان با تیم مدیریت محتوا و سئو که حتی نمیدانند دقیقا چه کار میکنند، واقعا خستهکننده است. برای خودم ارزش قائلم و این تجربه را چنین به خاطر میسپارم.