سالها در شرکتی کار میکنم که از سال ۱۳۹۳ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من بسیار جالب بود که با مسائل زیادی روبهرو شدم تا اینکه با مهندس افشاری دیدار کردم. درباره وضعیتم صحبت کردم و او پیشنهاد کرد تا مدتی به صورت کارآموز کنار تیمشان باشم؛ پذیرفتم و هرگز تصور نمیکردم جایی شروع به کار کنم که مدیرش اعضای تیم را همچون اعضای خانوادش میدید و بهشدت به آنها توجه میکرد و از هر نظر کمکشان میکرد.
با وجود حقوق نسبتا کم، من دو سالی را در کنار تیم فنی فراشبکه نوین سپری کردم و با فضای حرفهای این مجموعه آشنا شدم. اخلاق مدیریتی فوقالعاده و رویکرد جوانمحور مدیر عامل باعث شد با وجود کار سخت و فشار پروژهها، احساس دستهجمعی و همکاری را به خوبی تجربه کنم. به علاوه، مدیر عامل بهطور منظم اطلاعات را با تیم به اشتراک میگذاشت و شفافیت در کار را حیاتی میدانست. همان موقع و در کنار حقوق پایه، درآمد به صورت پورسانت نیز بود و من در پروژههای مختلف سهمی داشتم.
برای مدتی در این شرکت به عنوان توسعهده وب مشغول کار شدم و با معرفی یکی از آشنایان وارد گروه شدم، جایی که چند نفر دیگر هم بهطور همزمان به استخدام درآمدند. با وجود سابقه و تخصصی که داشتم، پروژهای نرمافزاری را به سرانجام رساندیم و مشتری رضایت نسبی را اعلام کرد. اما پس از مدت کوتاه، پرداختی بابت کارها انجام نشد و مدیران هر روز روی مسائل تازهای تمرکز میکردند؛ به طوری که دو ماه سپری شد و هیچ مبلغی به حساب من واریز نشد. نهایتا آنها فرصت دادند تا به این نتیجه برسند که تکمیل همکاری به روش فعلی را ادامه ندهم. از نظر اخلاقی و شیوه کار تیمی و همچنین تخصص، عملکردی مطلوب نبود و بیشتر به دنبال بازیهای سیاسی و تصمیمهای ناهمسو میگشتند.
در شش سالی که در این مجموعه خدمت کردم، تجربههای ارزشمندی را به دست آوردم و خیلی چیزها آموختم. به طور کلی از کارم در این شرکت رضایت دارم.
شرکت تازه تأسیس با چشماندازی به آینده را تجربه کردم، جایی که تخصص مخفی بهکارگیری میشد و من همواره در کنار تیم بودم.
در محیط کار با شرکت لیمویی تجربهای داشتم که حس همکاری و آرامش را همزمان به من منتقل میکرد. فضای دوستانه و حمایتگر، روابط خوب تیمی و پیوسته رشد روزانه از جمله ویژگیهای بارز آن بود.
باور کنید من همواره در تلاش برای درک عمیقتر از تجربههای کاری هستم و این بار میخواهم با زبان خودم روایت کنم که چه تجربهای از کار در شبکه گستران سنا داشتم. به عنوان عضوی نرمافزاری، در حوزههای مرتبط با شبکههای کامپیوتری و سیستمهای نظارت تصویر فعالیت میکردم. در نقش مهندس نرمافزار، موقعیت من بیش از هر چیز به کار در شبکههای کامپیوتری متمرکز بود و مسئولیتهایی در مسیر بهبود و توسعه زیرساختهای این حوزه به عهده میگرفتم. همچنین با تمرکز بر سیستمهای نظارت تصویر، به طراحی و پیادهسازی راهکارهایی برای رصد و تحلیل تصویر پرداختم تا کیفیت و کارایی نظارتها ارتقا یابد.
در این شرکت با وجود فرصتهای خوب، برخی از مدیران به دلیل بیدقتی یا کمسواد بودن به نظر خودم اعتبار مجموعه را زیر سوال میبردند و این موضوع واقعا ناامیدکننده بود. انتظار داشتم که کارشناسان بتوانند کمکاری مدیریتی را جبران کنند؟ فقط همین.
در رویاپردازی من، پروفایل یکی از شرکتهای خوب مشهد است که در حال حاضر استعدادهای زیادی را جذب میکند. با توجه به اینکه در ایران شبکه اجتماعی به معنای واقعی وجود ندارد، پروفایل سعی میکند فضای لازم را فراهم کند تا خلأ بزرگ را پر کند و بتواند یکی از بهترین شبکههای اجتماعی ایرانی شود. در پروفایل همه چیز در حال حرکت است و میشود گفت هر روز با چالشهای تازهای روبهرو میشویم و دوست داریم همیشه در کنار لبههای فناوری باقی بمانیم. تنها نکتهای که به نظر من کم و کسری دارد، دستمزدهاست که نسبت به سایر شرکتها پایینتر است. امیدوارم با جذب سرمایهگذار این موضوع هم بهبود یابد.
در محیطی پویا با مدیریتی بینظیر و فوقالعاده کار میکردم و این تجربه واقعا برای من ارزشمند بود. حقوق و مزایا به تدریج افزایش یافتند و این موضوع نکتهای مثبت در کار من بود. نام وبسایت شرکت را به خاطر میآورم که paytakhtfanavari.com بود.
بی تردید وارد این مجموعه شدم و حالا به عنوان موشن گرافیست حدودا یک سالی میشود که در آن جا فعالیت میکنم. جو کار خیلی سالم و پر انرژی است و هماکنون در مرحلهی پیشرفت قرار دارد و حس میکنم با اشتیاق بیشتری به کار میپردازند.
در این شرکت تجربههای ارزشمند زیادی را پشت سر گذاشتم و از همکاران محترم سپاسگزارم. امیدوارم همگی روزهای بهتری را پیش رو داشته باشیم و دعا میکنم که با هم به سمت آیندهای روشنتر گام برداریم. آمین.
در این شرکت با همکاری با تیمی متخصص و باتجربه، بهترین دوران زندگی را تجربه کردم و از مدیریت مجموعه سپاسگزارم.
به نظرم این شرکت با وجود همه سختیها، پتانسیلهای زیادی داره و امیدوارم تیمش موفقیتهای پی در پی بگیره. من به عنوان یک مهندس نرمافزار تجربهام از همکاری با مجموعه رو مثبت میدیدم و احساس رضایت داشتم.
در دو سالی که در کارینا فعالیت میکردم، تجربهای نسبتا مثبت داشت و با وجود مشکلاتی کوچک، فضای کار برایم رضایتبخش بود. منابع انسانی تیم به خوبی به نیروها رسیدگی میکرد و به ویژه جشنهایی که برگزار میکردند با اشتیاق و علاقهای واقعی برگزار میشد. از نظر مدیریتی، تیم ما با ضعفی قابل توجه روبهرو بود، اما به طور کلی عملکرد خوبی داشتیم و از حضور در کارینا راضی بودم. در مجموع، تجربه کار در کارینا برای من خیلی خوب بود.
با وجود فضای صمیمی و پرانرژی شرکت نیلسو، من به عنوان برنامهنویس اندروید احساس میکردم هر روز انگیزه و فعال بودن تیم از من سلب نمیشود. همکاران با هدف مشترک روی پروژهها تمرکز میکردند و در مسیر همدیگر را حمایتی میکردند. مدیریت به اجازهی استفاده از بهترین فناوریها و روشهای روز را میداد و همین موضوع موجب میشد از گرفتار شدن در مسائل فرعی فاصله بگیرم.
به عنوان تجربهای از کارم در نیلسو، بهعنوان برنامهنویس، دوست داشتم بگویم که پلتفرم هوشمند این شرکت که روزنه هوشمند تجارت نام دارد، محیطی بسیار پویا و منحصر به فرد بود. تیم چابک و پر از انرژی بود و فضا پر از نشاط و انگیزه برای یادگیری و پیشرفت. در اینجا فضا ایمن بود و فرصتهای توسعه حرفهای و تخصصی زیادی وجود داشت. شرایط کاری به گونهای بود که انگیزههای فردی را تقویت میکرد و همواره خواستار پیشرفت کلی تیم و در نتیجه شرکت میکردم.
در یکی از سایتها خیلی سریع آگهیهای رایگان ثبت میکنه و بهخوبی دنبالکننده داره.
من از فضای شرکت خیلی فاصله میگرفتم اما خلاصهای که از تجربهام به دست میآید این است که اونجا وضع خیلی بحرانی بود و به شدت بیثبات و پر از دروغ و رانت بود. مدیران و بخشهای مختلف بدون شفافیت عمل میکردند و هر فردی که بهتر دمخور با چاپلوسی بود، جایگاه بالاتری میگرفت، در حالی که نیروهای بااستعداد اغلب از شرکت میرفتند یا اخراج میشدند. حقوق به صورت منظم پرداخت نمیشد و گاهی برای چند ماه تاخیر داشت و با کسر حقوق یا چکهای طولانیمدت جبران میکردند. فضای کار شدیدا مسموم بود و روابط کاری بیشتر به جای تمرکز روی کار، حول محور دوستیهای شخصی، لطف و تهمت میچرخید. برخی مدیران در گزارشها بیشتر از واقعیت نشان میدادند و رفتارهای خاصی مثل حمایت از دوستان یا شریکها برای ارتقای بعضیها و کنار گذاشتن سایرین رایج بود. منابع انسانی هم به جای هدایت درست، با چاشنی چاپلوسی و ترجیح دادن افراد مشخص کار میکرد و بعضا تصمیمهای پر هزینهای بدون نتیجه مطلوب گرفته میشد. شرکت در واقع بدون ثبات و با انگیزههای متفاوت به عملیات میپرداخت؛ پروژهها گاهی در زمینههای مختلف مثل فناوری، ویلاسازی یا غذاهای ارگانیک مطرح میشد، اما اکثر پروژهها پس از صرف هزینههای زیادی نیمهکاره رها میشدند و نتیجه مطلوبی هم ارائه نمیدادند. به طور کل، این شرکت با وجود ظاهر خصوصی، سطحی از سوءمدیریت و بیثباتی را نشان میداد که برای کار کردن خطرناک و غیرقابل اعتماد به نظر میرسید. اگر دنبال تجربهای با ثبات و حرفهای هستید، از کارکردن در چنین محیطی خودداری کنید و به دنبال جاهای با سابقه و سیستماتیکتر بگردید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.