در میان روزهای کاریام، تجربهای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر میسپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونهای از برخورد نامناسب مصاحبهکننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظر شیوه برقراری ارتباط، چندان حرفهای نبود. کلماتش ناخوشایند بود و جملاتش با دقت کافی چیده نمیشد؛ پوزخندهای پی در پی تمرکزم را بههم میزد و در نتیجه نتوانستم بهتر به سوالات پاسخ بدهم و نهایتاً از جلسه خارج شدم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
بسیار بی سواد و بی ادب و پر ادعا فقط میخوان بزنن تو سر کارمنداشون و اصلا هم براشون مهم نیست شرکت چقدر پیشرفت کنه تو مصاحبه فقط میپریدن تو حرف من و اگر همبا چیزی مخالفتی داشتم میگفتن تو اصلا سازگار نیستی کلا یک برده میخوان و نمیذارن پیشرفت کنی . پروژه بسیار قدیمی و سایت شرکت مدام قطع یا اینقدر سنگین که به زور بالا میاد مصاحبه کننده ای بود که تخصصش دیتابیس بود ولی در مصاحبه از من سوالات .net هم میپرسید و این درصورتی هست که چندتا از دوستان من قبلا مصاحبه رفتن به اون ها گفته بود من فقط دیتابیس میپرسم و برای سوالات .net صبر کنین تا همکارم بیاد . همکار .net هم که به شدت بی ادب پر مدعا و با کلی تاخیر و کلی منت جالبه که به جای مفهوم فقط کد نویسی میپرسید یعنی فقط برنامه نویسی رو حفظ کرده بود در کل هم چه برنامه نویس چه منابع انسانیش فقط بهم پوس خند میزدن و تیکه مینداختن . لطفا وقت خودتون رو برای این شرکت تلف نکنین .
در این شرکت به یک مصاحبهٔ بکاند امیدوار بودم، اما تجربه خیلی ناامیدکننده بود. مصاحبهکننده قصد داشت جذاب بهنظر برسد، اما واقعاً بیاطلاعی زیادی داشت و هیچ شناختی از سیستم پیدا نکردم. به جای سوالهای منطقی، مشکلات داخلی تیم را کشاند وسط جلسه و با سؤالات بیربط و غیرواقعی فضای مصاحبه را دچار اختلال کرد. ضمن آن، حجم بالای سوالات مربوط به بخش منابع انسانی هم وجود داشت؛ چیزی حدود دویست و بیست سوال در قالب نظرسنجی! به نظر میرسد مدیران بدگمانی دارند و واحد HR با هر دویست تا سیصد سوال بیهدف، فرایند را طولانی میکند. به طور کلی پروسهٔ دعوت و مصاحبه نزدیک به حوالیِ هفتاد و پنج روز طول کشید.
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چندصفحهای طولانی فرستاد که تکمیلش زمانبر بود؛ فرصت زیادی برای ارسال نداشتم اما دوباره با ادب تماس گرفتند و تأکید کردند که حتماً ارسال کنم. پس از ارسال فرم، یکی از اعضای تیم فنی با من تماس گرفت و چند سوال نسبتاً ساده از من پرسید. یک تست هم ارائه شد که با تأخیر فرستادم، اما پذیرفته شدم. سپس مدیر بخش و واحد منابع انسانی تماس گرفتند؛ برخوردشان خیلی خوب و محترمانه بود. مدیر پروژه سوالات پایهایتری مطرح کرد و HR از امکانات، مزایا و وضعیت شرکت توضیح داد. در کل فرایند منظم و محترمانه پیش رفت و انرژی منفی در آن حس نکردم؛ الان منتظرم تکمیل شود و کار را آغاز کنم.
برای رفتن به مصاحبه با مدیر محصول در عمارت خانه دوست، دو مرحله تماس تلفنی آغاز کار بود. در مرحله اول بیشتر پیگیری میکردن که آیا واقعاً قصد تغییر شغل داری یا نه و بعد برای جلسهای تلفنی رسمی برنامهریزی میکردن. پس از آن جلسهای با حضور یکی از مدیران ارشد و مدیر منابع انسانی داشتیم که چالشبرانگیز بود؛ سؤالات هم فنی بود و هم برای ارزیابی نحوه حل مسئله، روش تحلیل و پیدا کردن راهحل مطرح میشد. این جلسه تقریباً دو ساعت طول کشید و نتیجه را در جلسه گروهی اعلام میکردن؛ تقریباً یک هفته طول میکشید تا خبر نهایی برسد. بعداً فهمیدم که پذیرفته شدم و جلسه بعدی بیشتر جنبه ارائه پیشنهاد همکاری و آشنایی با فرهنگ سازمانی و تیمها را داشت. تأکید اصلی روی این بود که واقعاً خودِ خودت باشی؛ اکثر افراد در آنجا تجربه و مهارت بالایی دارن و سینیور هستند، بنابراین اگر سعی کنی از اندازه واقعی فراتر نشان بدهی، به سرعت مشخص میشود و معمولاً به چالش کشیده شده و نتیجهاش مطلوب نیست. از ویژگیهای کلیدی که برایشان مهم بود میتوان به سماجت، پشتکار، تابآوری کم و بیشنگر و داشته باشی توانایی ارائه راهحلهای عملی برای مسائل اشاره کرد. در این مصاحبه هیچ سؤال درباره اعتقادات مذهبی یا دینی مطرح نشد.
به طور کلی مصاحبه در این شرکت ۳ مرحله داره: ۱-فنی اولیه (آنلاین) ۲- مدیر فنی(حضوری) ۳-منابع انسانی از نظر هماهنگی و تایم مصاحبه و اینا تقریبا همه چی اوکی بود. هر چند از زمانی که رزومه فرستادم ۱ ماه طول کشید بررسی کنن و برای مصاحبه دعوت کنن. مصاحبه اولیه آنلاین برگزار شد. سوالات خیلی کلیشه ای و انگار از روی کتاب میخوندن و میپرسیدن. اصلا تجربه کاری و سطح سنیوریتی طرف براشون مهم نیست، انگار دارن نیروی جونیور میگیرن و سوالات جزیی و کلیشه ای. بعضی هاش اینقد مسخره بود که بهشون میگفتم این چیزا رو میدونم اما یک بار هم در طول ۱۰ سال گذشته به کار نیومده! خلاصه که مصاحبه کننده خودش اونقدر حرفه ای نیست که بفهمه برای چه پوزیشنی و سطحی داره مصاحبه میکنه تا نحوه مصاحبه و سوالات رو تنظیم کرده باشه. یه قالب، برای همه. خیلی هم مسخره. نتیجه بعد از ۲ هفته با پیگیری خودم بهم گفتن قبول شدی و مرحله بعدی با مدیر فنی. مدیر فنی آفای سلیمانی یه جوان حدودا ۳۵ ساله که تازه ۵ ماهه اینجا CTO شده. بماند که وقتی تجارب قبلیش رو هم میخوندم به نظرم خیلی منطقی نبود. (توی لینکدین هست) با اینکه نیمساعت زودتر هم رسیدم باز هم مصاحبه با یه ربع تاخیر از تایم ست شده انجام شد. توی این یه ربع محیط شرکت رو یه دید زدم و بدک نبود. شبیه محیط های استارتاپی بود. درهم ریختگی کاری رو میشد توی رفتار آدم ها دید. مصاحبه شروع شد، مشخص بود رزومه کاری من رو از قبل خونده بود و از هر قسمت یه نکته پاورقی هم از قبل خونده بود که حین مصاحبه سعی کنه منو گیر بندازه. مشخصه طرف توی اون حوزه کار نکرده، چون سوالاتی که میپرسید بیشتر حالت تئوری محض داشت، توی کار هیچوقت بهش بر نمیخوری. مشخص بود رفته بود در مورد اون حوزه و تکنولوژی ای که من کار کردم مطالعه کرده و چند تا نکته خاص رو حفظ کرده بود که بتونه مچمه بگیره!!! منم که آدمی نیستم خیلی تفت بدم، اگر چیزی یادم نباشه یا دقیق بلد نباشم رک و راست میگم «نمیدونم». معلوم بود با هر «نمیدونم» من چشماش برق میزد!! انگار که آره دارم مچتو میگیرم!! ههه!! حین توضیحات من یهو الکی توی یه مواردی خیلی ریز وارد میشد، انگار دنبال یه چیزی بود، نمیدونم بهشون رسید یا نه، اما آخرش لو داد که دنبال اینه ببینه من دقیقا اونجا چه نقشی داشتم. گفتم خب من یه مهندسم! تسک میاد و من انجام میدم!! اما نظرش این بود حتی جونیور هم باشی بالاخره باید یه تز هایی داده باشی و تا تهش رفته باشی که بتونی به شرکت بعدی ارایه بدی بگی من این دستاوردها رو داشتم!! ولی ظاهرا با دستاوردهای عددی حال نمیکرد. توی دلم گفتم خب قرار نیست همه مثل تو نتیجه کار تیمشون رو به اسم خودشون ببرن جای دیگه ارایه بدن!! اون چیزی که توی ذهنته نتیجه زحمت کل تیمه نه یک فرد!! خلاصه آخراش الکی به اسم اینکه جلسه دارم مصاحبه رو زود تموم کرد و حتی زمان نداد که من سوالامو بپرسم. انگار من دارم بازجویی میشم. میگم الکی چون بعد از جلسه دیدم که توی لابی شرکت داشت واسه خودش میچرخید!! همینقد ضایع! بعد از ۲ روز همون ایمیل کلیشه ای رو فرستادن که رد شدی و با یه نفر دیگه که مرتبط تره ادامه دادیم. مشخص بود اینم دروغ میگن، چون همون روز دیدم که دوباره همون آگهی قبلی رو زدن. دقیقا همون متن ولی تاریخش امروز بود. مشخص نیست اصلا نیرو میخوان یا نه. چی میخوان، با خودشون چند چندن! خوشحال به همچین آدم هایی هم تیمی نشدم! مرسی که خودشون رو اینقد زود نشون میدن که آدم تکلیفش رو بدونه!!!
برای من فرصت صحبت با تیم منابع انسانی همزمان با بررسی فنی روشن بود اما در نهایت از این تجربه چند نکته مشخص برون میزد. در ابتدای کار با واحد منابع انسانی گفتم که زمانبندی مصاحبه خوب بود و برخورد آنها عادی و مناسب بود؛ چیز خاصی در برخورد آن جلسه دیده نشد. بین جلسه اولیه و مصاحبه فنی حدود نیم ساعت فاصله افتاد و در همان لحظه مصاحبهگر فنی به نظر میرسید که از جریان رزومه و پرسشنامه من بیخبر است و همین موضوع باعث شد که ورق زدنها طی مصاحبه به سرعت انجام شود. بخش عمدهای از سوالات در مصاحبه فنی حول موضوعاتی بود که به طور مستقیم به نقش مدنظر مربوط نمیشد و بهنظر میرسید که اهدف آنها بیشتر بر اساس تجربهها و روالهای آموختهشده توسط خودشان بود تا منابع یا منابع آموزشی مشخص. توضیحی که از طرف مصاحبهگر فنی منتقل میشد به نظر میآمد که خوب سازماندهی نشده و در نتیجه احتمالاً بیشتر سوالها در ذهن او باقی میماند و این امر من را سردرگم میکرد. به نظر میرسید تمرکز آنها روی مطابقت با روالهای آموزشی یا تجربیات شخصی بود تا تطابق با نیازهای واقعی شغل. نکتهای که از دید من مهم بهنظر میرسید این بود که تیم منابع انسانی کمتر از بحثها درباره مستندات و منابع آموزشی گله میکردند و بهنوعی این موضوع را در نظر میگرفتند.
بابت این شرکت احساس سردرگمی داشتم و خیلی دوست داشتم کار کنمش. اولین بار با واحد منابع انسانی صحبت کردم و موافقت گرفتن، سپس مدیر واحد هم تأیید کرد. جلسه حضوری و آموزشی هم برگزار شد و به خاطر همین انتظار کشیدم و فرصت دیگری رو از دست دادم. قرار بود هفته بعد جلسه فنی برگزار بشه، اما از همون نخستین جلسه خبری نشد. پیام فرستادم و تأیید هم شد، ولی جوابی نگرفتم. به طور کلی حس میکنم فقط وقت مارو میگیرن؛ شرحوظایف رو اول میگن و بعد به مرور آنها رو اضافه میکنن. به خاطر نباید به ظاهر شرکتها اعتماد کرد و گول اسم بعضیشون رو نخورد. یادمه منابع انسانی در مصاحبه خیلی سردرگم بود و نتونست جلسه رو به خوبی مدیریت کنه.
من با بخش منابع انسانی شروع کردم و اوضاع دستکم روشن و آرام بود. فردای آن روز جلسهای داشتم با مدیر ارشد مربوط به پوزیشن که برخوردشان بسیار حرفهای و دقیق بود. یک نصیحت هم داشتند: صادق بمون و خود واقعیات باش.
در گروه گلدن گیت فامیلی تجربهای از مصاحبه داشتم که با دوختگی زمان و بیانضباطی تیم منابع انسانی همراه بود. ابتدا پروژهای را معرفی کردند که سطح زیادی از وقتم را گرفت، سپس در مراحل بعدی برای مصاحبهها به موقع حاضر نمیشدند و رفتاری نشان میدادند که انگار حضور من اهمیتی ندارد. چنین روال دو بار تکرار شد و حتی بهانههایشان هم تکراری و بیاعتبار به نظر میرسید. پس از چند مرحله مصاحبه ظاهراً تصمیم به همکاری داشتند اما خبری به من ندادند و مدتی طول کشید تا از جانب خودم پیگیری کنم. وقتی با آنها تماس گرفتم، گفتند درگیر کارهای دیگری هستند. بهطور کل فرهنگ کاری شرکت را ناامیدکننده دیدم و پیشنهاد نمیکنم به سمتشان بروید.
برای مصاحبه وارد شرکت وابسته به یک مجموعه شدم و از همان ابتدا حس میکردم با جلسهای طولانی روبهرو هستم. وقت مصاحبه مشخص بود اما من نیم ساعت زودتر رسیدم و کار پر کردن حدود پنج فرم کاغذی را شروع کردم که خیلی طول کشید؛ تقریباً یک ساعت و ربع طول کشید و انگار داشتم در یک امتحان شرکت میکردم، ای کاش از اول میگفتن طول جلسه چنینخواهد بود. بعد گفتن مدیر جلسه نیست و میتوانم چهل و پنج دقیقه صبر کنم؛ من گفتم نه، بالاخره آن خانم از مدیر خواهش کرد جلسه را جا به جا کنند تا من وارد شوم. مدیر با عجله سؤال میپرسید و حتی فرصت نمیداد جواب یک سوال را کامل بدهم تا برود سر سوال بعدی؛ در واقع احساس کردم به زمان من توجهی نمیشود. فرمهایی که پر کرده بودم هم به نظرم غیرحرفهای بود چون رزومهمان را در سایت پر جزئیات داشتیم و از ما خواسته میشد دوباره همانها را بنویسیم. سوالات طولانی از جنس روانشناسی و کار بود و نکتهای دقیق در حوزه فنی مطرح نمیشد؛ مشخص نبود دقیقاً از ما چه کاری را میخواهند. از آنها پرسیدم آیا قصد ادامه تحصیل یا خروج از کشور داری؟ یا چند ساعت در روز میتوانی مفید کار کنی؟ طوری صحبت میکردند که انگار بیش از حد قانون کار انتظار دارند، از ۷:۳۰ صبح تا حدود ۵:۳۰ عصر بدون استراحت. زبان انگلیسی هم بیشتر به صورت شفاهی بود، پس باید خوب باشد. به طور کلی اگر مرز بین کار و زندگی برایت مهم است، اینجا خیلی به آن توجه نمیشود؛ انگار از آدم میخواهند صبور، مستعد و همزمان قادر به مدیریت حجم بالای کار باشد— یعنی اگر بتوانی مثل یک ربات کار کنی، شاید مناسب باشی. در کل تجربهام خیلی آشفته، پر از بینظمی و با توقعات غیرواقعی بود.
سلام وقتتون بخیر مصاحبه انجام شد بنده رو به زور به دلیل عدم امضای قرارداد از شهرستان به تهران کشوندن ساعت ها از شعبه به شعبه دیگر ارجاع دادن و پس از اخذ قرارداد بعد از برگشت به شهرستان قرارداد رو بدون هیچ دلیل منطقی فسخ کردن و ادامه همکاری صورت نگرفت زمان و هزینه ای که برای این سفر کارمندی مثل من پرداخت شد بسیار گزاف بود برای مدیریت این شرکت متاسفم
سلام وقتتون بخیر من برای این شرکت رزومه فرستادم قبول شدم از بنده سفته ۱۰۰ میلیونی خواسته شد ولی با حقوق ناچیز اداره کار و از شهرستان باید تهران میرفتم اما هیچ رو نوشتی از قرارداد برای من ارسال نشد و اصرار به امضای قرارداد به تهران پس اینکه آماده حرکت شدم پیام دادم تا ساعت امضای قرارداد رو بپرسم به من گفته شد به دلیل عدم اعتماد شما به شرکت ما نمیتوانیم شمارو قبول کنیم آخه چه اعتمادی؟ حتی رو نوشت قرارداد ارسال نشد تا من سفته ۱۰۰ میلیونی رو تحویل بدم!!!! مدیران تهران اغلب به زمان و تایمی که کارمند از شهری به شهری دیگه میزارن رو بی ارزش میدونن و اهمیتی نمیدن تجربه فوق العاده بدی برای من رقم خورد
ببینید اول میگن ساعت 1 بیا بعد خیلی تاکید که سر وقت بیا بعد میری نیم ساعت معطل میشی میری مصاحبه اصلا فنی حرف نمیزنن از نظر فنی بسیار ضعیف من معمولا مصاحبه نمیرم برای کار ثابت فریلنسرم خداروشکر اوکیه وضعیت برای فان رفته بودم چون 100 متر با خونمون فاصله داره گفتم ببینم چجوری که فاجعه بود مصاحبه از سوالات شخصی که چنتا خواهر برادر داری تا نقاط قوت و ضعفت چیه جمع کنین بابا تو ایرانیم بعد برای چی مارو انتخاب کردین منم گفتم چون نزدیک بود به خونمون بعد همون روز گفتن بیرون وایسا برای مصاحبه دوم منم گفتم یه آبی چایی عنی بدید گرمه به زور یه لیوان آب تو لیوان پلاستیکی دادن بعد همه اونجا کراوات و لباس یه شکل برای یه شرکت نو نیم که حداقل از هنر چیزی نمیفهمه زیاد گه میخورن خلاصه مصاحبه دومم هم واینسادم کلا یه اتاق مصاحبه داشتن 5 نفر اومده بودن مصاحبه مردم مگه ک.ی.ر شمان؟؟ دیگه به اون منشی دم در گفتم من رفتم گفت چرا گفتم مسخرتونم مگه نیم ساعت معطل شدم برای مصاحبه نیمساعتم بمونم برای دومی
خیلی محیط خوبی بود. اول در اتاق انتظار یه فرمیدرباره خودم پر کردم. با مدیر مستقیم دیجیتال مارکتینگ صحبت کردم و ایشون با احترام ازم سوالاشون رو پرسیدن. بعد به دیدار مدیرعامل رفتیم تا ایشون هم تایید کنن. بعد از اون سرپرستم رو دیدیم و ایشون هم خیلی محترمانه برخورد کردند. محیط خوب بود و همه با احترام رفتار میکردند
برای کارشناس ارشد منابع انسانی رزومه دادم و تایید اولیه شد ۴۰ روز بعد ساعت ۷ غروب تماس کرفتن و مصاحبه انلاین برای چندروز بعد ست کردن بعد گفتن تو بله لینک میفرستیم که تا ۱ ساعت قبل مصاحبه نفرستادن خلاصه راس ساعت انلاین شدم اما دیدم کسی داخل روم نیست پیگیری کردم بعد از ۱۰ دقیقه یه خانم ا.پ که خودش به اصطلاح کارشناس شریک تجاری بود انلاین شد نکته اینکه درست نیست کسی که سطح پایین تر و تجربه غیر مرتبط و سطحی نسبت به اون شاخه داره برای مصاحبه انتخاب میشد .بعد از سلام علیک گفتن نت شما ضعیفه منم گفتم یکبار ریکانکت کنم البته این روزا هم که مشکل نت همگانی و باید اینو درک می کردن که نکردن بعد از استارت دوباره دیدم رفتن از روم و باز پیگیری کردم گفتن تایم مصاحبه تموم شده و اولین فرصت دوباره ست میکنیم منم منتظر بودم تا ۲ هفته بعد ایمیل گرفتم که رد شدین !!!!! اصلا مصاحبه نکردن که بخوام رد بشم و مطمعنم اون خانم همدلی، درک عمیق و تجربه لازم رو برای مصاحبه نداشت که شاید این فرصت برای افراد مهم باشه پس با حس مسیولیت پذیری پیگیری کنن انگار یکی از افراد خوانواده خودشون باشه. پس موضوع رو حتی به مدیر منابع انسانی گفتم جالب اینکه ایشون عکس العمل خاصی انجام نداد !!! قطعا اگر اچ آر با کیفیتی داشتن حتما پیگیری میکردن تو ارزیابی اون مصاحبه کر تاثیر میدادن اما فهمیدم کلا داغونن و خوب شد قسمتم نشد برند کارفرمایی ضعیف و تیم اچ آر که نیاز به توانمند شدن داره متاسفم واقعا یوقت اینجارو انتخاب کردین بدونین که اچ آری با کیفیتی بابت رسیدگی به مسایلتون وجود نداره و به دنبال نیرو باکیفیت نیستن فقط اگه باهاتون حال کنن یا اون خانم احساس کنن ظاهری شبیه خودشونی استخدامی کاملا سلیقه ای
محل این شرکت یک ساختمان نو نیم و بی نشان بود یک دفتر کوچیک تو در تو ۹۰ متری بوی غذا سوخته پیچیده بود همه جا مصاحبه با سرپرست جذب استخدام شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های درخور بدم چون مهارت تخصصی خودم این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست تا کسی که تازه کاره رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن افراد کم تجربه در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یک جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست کاملا واقعیت رو بیان کردم هرچند با برداشتی که کردم قابل پیش بینی هست که بعد از این کامنت خودشون کامنت فیک بزارن و شروع به تعریف تمجید از خودشون می کنن
امتحان ورودی برای رز نور به عنوان توسعهدهنده Backend یکی از تجربیات بهیادماندنیم شد. در یک مسابقه فنی، تیم ما جزو برگزیدهها بود و یک هفته بعد از تماس شرکت، پیشنهاد همکاری گرفتم. در حال حاضر در شرکت دیگری بودم اما تصمیم گرفتم که فرصت مصاحبه را بسنجم و برای پنجشنبه قرار گفتیم تا وقت کمتری برای کارهای دیگر داشته باشم. مرحله نخست با مدیر پروژهای خانم بود و پرسشهای فنی زیادی مطرح کرد. در ابتدا استرسی نداشتم و انگیزهام فقط عبور از مصاحبه نبود، اما کمکم با فشار سؤالها برای پاسخگویی دقیق تلاش کردم؛ از جزئیات کدنویسی تا تواناییهای من در داتنت. چند سوال خیلی ریز و نکتهای بود که نتوانستم پاسخ دقیق بدهم و کمی اضطرابم بالا رفت. خوشبختانه برخورد با این خانم در طول مصاحبه آرامشبخش و حمایتی بود. به من گفت در مقابل فشارها نترس و لازم نیست حتماً به همه سوالها پاسخ بدهی؛ این جملهاش خیلی آرامم کرد. بهوضوح مشخص بود که او مسلط است و خوب میداند چه میکند، و جالب بود که مدیر پروژهای زن با این سطح از تخصص در زمینهاش چنین استادهای باشد. چند روز بعد با تماس از بخش منابع انسانی برای مرحله بعدی مصاحبه روبهرو شدم، اما تصمیم گرفتم الان تجربه را ادامه ندهم و به مرحله بعدی پاسخ منفی بدهم. بعدها بهخاطر نگاه اخلاقی به رفتارهای گذشته فکر کردم شاید رفتن به مصاحبه و سپس انصراف کار درست حرفهای نبوده؛ به این موضوع هم فکر کردم. این تجربه به من یاد داد که باید کاملاً آماده باشم و مسائل را ساده نگیرم، چون ممکن است از من سوالاتی بپرسند که انتظارش را ندارم. گاهی سختترین چالشهای کدنویسی مطرح میشود و گاهی هم سوالی نسبتاً ساده اما برای دیدن روند تفکر. اگر به دنبال چالش و حل مسئله هستید، به نظر میرسد این شرکت جای مناسبی باشد. همچنین به ذهنم رسید که فضای کار بازتابدهنده رفتارهای دینی شرکت است و برایشان این موضوع اهمیت دارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.