به نظر من شرکت داده گستر امن برنا با رویکردهای ضابطهمحور و ارتباطات گسترده مدیرعامل به دنبال سودآوری است، اما این مسیر به هزینههای مالی و حقوقی برای کارکنان منجر میشود. به باور من، منافع شرکت بیشتر از طریق استقراض منابع از دسترنج کارکنان تأمین میشود و تعدادی مشتری یا فرد ذینفع از این روند بهره میبرند. متأسفانه به نظر میرسد حسابداري و تسویهها به صورت مطلوب انجام نمیشود و در مواردی شکایات کارگری زیادی در اداره کار ثبت شده است. از دید من، پرداختها و تسویهها بدون وجود شکایت یا تهدید به شکایت ممکن نیست و برای کارمندان عادی امنیت شغلی وجود ندارد. به تازگی، بهکارگیری نیروهای دورکار به شکل پروژهای مطرح شده تا از جریانات بدهیها و مسائل مربوطه بیخبر باشند و پرداختها به راحتی صورت گیرد. برای ارزیابی صحت این صحبتها، میتوان خروجی کار شرکت را بررسی کرد و منبع درآمدهای آن را مشخص کرد. ارتباط با کارمندان قدیمی شرکت در لینکدین میتواند دید بهتری بدهد و اطلاعات بیشتری ارائه دهد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ببین اگر امیدی به بهبود نیست چرا اینجایی؟ بابا تو نخبه ای همه جا دنبالتن چرا نمیری؟ سنگ پای قزوین پیش تو روش سفید شده شرکت نسبت به دو سال پیش مزایایش از ۱۶ میلیون ۸۰ میلیون شده بعد تو نخبه اومدی تخریب میکنی هرکی دوست نداره پاشه بره جا خالی شه آدمها بی انگیزه و سم پاش هیچ نقشی در این شرکت نداره
برای من که تازه کارلاین رو تجربه رو شروع کردم، تصمیم گرفتم بعضی از مزایا و معایب رو بگم تا کسانی که دارن دنبال کار باشند، دید روشنتری نسبت به شرایط اونجا پیدا کنن. میخوام از مزایا شروع کنم: خیلی از بابت زمان کار بهخودت بستگی داره و این برای کسایی که دنبال شغل دوم هستند یا دانشجو هستند، خبر خوبیه. از طرفی اکثر کارهایی که پیشنهاد میشن، از طرف کارلاین اسنپ میگیرن تا درب کارگاه رو برسیم، و بعد از پایان شیفت هم بهظاهر کارفرما بهت خبر میده که دوباره اسنپ بگیری. به نظر من در مجموع مزیت مشخص دیگهای وجود نداشت. اما به معایب و مشکلات میرسیم. روز اول که وارد دفتر میشوید برای استخدام، بهتون میگن که شیفت صبح حقوق حدود ۲۵ میلیون و شیفت شب حدود ۳۰ میلیون است و اینکه زمان کار بهطور کامل دست خودتونه و اکثر کارها با برنامهریزی است. کار شما در انبارالمانی است و وقتی قرارداد را میبندید تصور میکنید که مثل یک کارگر ثابت در یک کارخانه مشغول خواهید بود، اما بعد از کلاس آشنایی با کار نرمافزار و مباحث مربوطه، مشخص میشود که شما بیشتر کارگر روزمزد هستید و هر روز در شرکتهای مختلف کار میکنید: یک روز ممکن است با دیجیکالا کار کنید، روز دیگر با تیپاکس یا چاپار و سایرین. بعد از امضا قرارداد، سفتهای برابر با ۲۰ تا ۳۰ میلیون یا کارت ملی بهعنوان گرو میگیرند و میگویند پس از ده روز میتوانید مدارکتان را تحویل بگیرید. گاهی اوقات برنامه کاری طوری نیست که بتوانید بهطور منظم به محل برسید و گزینههای مختلف به شما پیشنهاد میشود اما اکثر مواقع مسیرشان یا دور است یا زمانبندیها با شما همخوانی ندارد. قبل از شروع قرارداد بهتون میگویند نهایتا میتونید بیلتوری ۲۵ کیلو را بلند کنید و بالاتر از این مقدار را دردست ندارید، اما وقتی وارد محل کار میشوید میبینید که این محدودیت عملی نیست و ممکن است وسایل سنگینتری هم بدهند. بنابراین درک سنگینی کار برای افرادی با مشکلات جسمی دشوار است. بعد از یکی دو روز از ثبتنام در کارلاین، معمولا با تلفن تماس میگیرند و به بهانه خوشآمدگویی سوالاتی میپرسند ولی نهایتا به این موضوع میرسند که باید حداقل سه روز در هفته کار کنید، در حالی که در کلاس آشنایی با کار گفتند زمان کاری کاملا دست خودتونه و میتونید هر روز که دوست دارید کار کنید. برای کسانی که دنبال کار ثابت نیستند اوضاع معمولا قابل قبول است، اما برای دانشجو یا کسی که بهعنوان کار دوم دنبال درآمده، مشکل ایجاد میکند. وقتی بهطور رسمی قرارداد مینویسید، باید برای انجام طب کار، سابقه سوءپیشینه و تست اعتیاد هزینه بدهید. بسیاری از جاها این تستها رایگان نیستند و اینجا هم چنین شرایطی وجود دارد. همچنین در روزی که برای عقد قرارداد به دفتر میروید و وارد کلاس آشنایی با کار میشوید، پایان کلاس یک کفش مخصوص کار و یک یونیفرم به شما داده میشود و گفته میشود که هزینه این وسایل حدود ۹۰۰ تومان است. میتوانید این مبلغ را همینجا پرداخت کنید یا بهعنوان گرو مدارک مثل شناسنامه یا کارت ملی بدهید تا ظرف ده روز به حسابتان برگشت داده شود، اما بههرحال پول یونیفرم و کفش بهحساب شما کسر میشود و گفته میشود بعد از هفتاد و پنج روز برگشت داده میشود. به نظر من این مبلغ برای یونیفرم ساده و کفش معمولی خیلی زیاد است و معمولا
سال جدید مدیریتی باعث شد فضای شرکت تغییرات قابل توجهی بکند و من به عنوان کارشناس فروش با این تغییرات احساس آرامش بیشتری کنم. مدیری که سالها در بخشهای مختلف تجربه داشت، توانست انسجام بین واحدها ایجاد کند و حتی کسانی که قبلا با ایشان آشنا نبودند هم کم کم به این تغییرات اعتماد کردند. در دوران سخت سال دوهزار و چهار، وقتی جنگ و کمبود ارز پررنگ بود، شرکت حقوق هیچکدام از کارکنان را عقب نینداخت؛ حتی فرصت جبران تا مدتی طولانی برای همگان فراهم شد. هماهنگی بین تیم فروش، تولید و پژوهش و توسعه هم بهبود یافت و قبلا با همصحبت شدن با سایر واحدها مشکل داشتیم. شناخت دقیق از مشتریان و بازار فضای تصمیمگیریها را هدفمندتر کرده است و رویکرد حمایتی مدیریت جدید با نتیجهمحوری همراه شده تا انگیزه تیم فروش به شکل قابل توجهی بالا رود. تیم فروش همدل و همآهنگ است و تبادل تجربه در آن به شدت جریان دارد. فرآیند فروش ساختار مشخصی پیدا کرده از مدیریت سرنخها تا پیگیری مشتریان و گزارشدهی منظم. آشنایی با محصولات و خدمات متنوع شرکت امکان ارائه پیشنهادهای ترکیبی را فراهم کرده و زمینه افزایش فروش را شکل داده است. فرصت یادگیری عملی در مذاکرات، ارائه محصول و ارتباط با مشتریان کلیدی هم وجود دارد و واحد فنی و پشتیبانی با ارائه پشتیبانی مناسب، کمک میکند راهکارهای فروش برای مشتریان قابل اعتماد و دقیق باشند. نقاط قابل بهبود در برخی دورهها حجم درخواستهای مشتریان روی تیم فروش فشار میآورد. فرایند تأیید برخی خروجیهای مشتریان میتواند سریعتر و سادهتر انجام شود. برای برخی محصولات جدید به آموزش بالاتر کارشناسان فروش و معرفی دقیقتر آنها به بازار نیاز داریم. همچنین سیستم پاداش و پورسانت میتواند شفافتر و ساختاریافتهتر ارائه شود تا انگیزه بیشتری ایجاد کند. جمعبندی کلی این تجربه برای من بهعنوان کارشناس فروش ارزشمند بود؛ وجود مدیریتی با سابقه و اثرگذار نقش بسزایی در هماهنگی بین واحدها، بهبود فرآیندهای فروش و افزایش انگیزه تیم داشت. این شرکت برای کسانی که به دنبال رشد، یادگیری و کار در محیطی حرفهای هستند، گزینهای مناسب به نظر میرسد.
در حال حاضر سالهاست در بخش فناوری اطلاعات این شرکت مشغول به کارم و اغلب وقتم صرف پشتیبانی فنی، توسعه ابزارهای داخلی و نگهداری سیستمها میشود. هرچه مرتبط با IT است، معمولا به دستم میخورد و از رفع مشکلات روزمره همکارها تا بهروزرسانی سرویسها و مشارکت در پروژههای نرمافزاری همه را در کنار هم تجربه میکنم. میتوان گفت که در مواقع بروز مشکل یا گیر کردن کارها، سریعترین راهحل را پیدا میکنم و این را اصولا به عملکرد تیمی خوب و همکاری مؤثر با همتیمیها نسبت میدهم. محیط کار برای من آرامش و فضای مطمئنی برای همکاری ایجاد میکند و از هر روز چیزهای تازهای میگیرم و از این حوزه واقعا رضایت دارم. در حال حاضر روی چند پروژه داخلی کار میکنم که هدفشان بهبود فرایندها و افزایش سرعت سرویسهاست. احساس میکنم حضورم در تیم واقعا مؤثر است و همین موضوع باعث میشود انگیزه بیشتری برای رشد و یادگیری داشته باشم.
واکنش من به کار در این شرکت پر از اضطراب و تردید بود و هر روز بیقراری بیشتری حس میکردم. کار بیش از حد به من فشار میآورد و با هر تغییر، حالم بدتر میشد. از بابت آینده نگران میشدم و احساس میکردم که جایی برای رضایت وجود ندارد. درخواست داشتم که هر چه سریعتر همه چیز پایان یابد و از این فضای کاری خارج شوم، اما ناکامیها و بیاعتمادی نسبت به رفتار همکارانم هم بیشتر میشد. در نهایت دلم میخواست محیط کار تا حداقل وجودی آرامش و نظم دوباره به دست آورد، چون واقعا به اشتیاقی برای ادامه کار و انرژی تازه نیاز داشتم.
سالها پیش در محلهای مقابل دانشگاه علم و صنعت به مدت چند ماه با این شرکت همکاری کردم و در نهایت گفتند پولی که قرار بود بگیرم را ندارند. ارتباط را قطع کردند و پیگیریها منجر به شکایت و اقدامات دیگر شد، و پس از مدتها فقط مقداری پرداخت کردند که نمیدانم کامل بود یا نه. توصیه میکنم دور اطراف این شرکت را نگشته یا فقط در قالب کارآموزی با احتیاط وارد شوید؛ مدیر آن زمان سعید فرمان بود. شاید اکنون شرایط فرق کرده باشد.
اگه خیلیییی بدبخت هستید و نیاز به پول دارید اونم برای کوتاه مدت وارد این شرکت بکشید ، شرکتی نیست به دید طولانی مدت بخوای بهش نگاه کنی ، به دلیل سو رفتار مدیریتی ! یکی نیست بگه وقتی سواد و علم و شعورو تحصیلات کافی مرتبط نداری چطوری مدیریت به عهده گرفتی از مدیران اصلی و میانی و هرکسی که احساس میکنه ذره ای نقش مهم داره همشون به شدت مشکلات رفتاری و روانی دارن ،فرار کنید نریییییید ، شرکت رو به شیوه عهد بوق اداره میکنن! دوتا کتاب مدیریتی طرف خونده بود اوضاع اینطوری نبود ، براساس ذهن کوچیک و سلیقه شخصی خودشون رفتار میکنن که کاملا غیر حرفه ای هست
تمام موارد منفی صفر تا صد واقعیت داره!!! همه چیز شرکت به شدت ضعیف هست !!! منابع انسانی از استخدام بگیر تا مدیریت افتضااااح ، از سرتاپا دروغ این شرکت ، تمامی نظراتی که حالت حمایت داره هم ، بدونید از خودشون اومدن نوشتن که خوب جلوه کنه!!! میکشوننتون اونجا واسه سو استفاده فقط ، مدیریت به شدت ضعیف و دور از ادب و شعور ، بعضیا فکر میکنن شرکت چون قدیمی تر هست بهتر میتونه باشه در حالی که کاملا همه چیز در خصوص این مورد ،کاملا برعکس هست ، بی نظمی و در چارچوب نبودن بیداد میکنه ،
بهترین بخشش برای من شرکتهایی هستند که از نظر پرداخت و مزایا با تکیه بر تیمی متخصص، پروژههای بزرگ داخلی و بینالمللی را در دست دارند و مدیریت با رویکردی باز و فراگیر را سرلوحه کار قرار میدهد. من به عنوان مدیر مالی در چنین فضایی تجربهای پویا و با ارزشی داشتم که با همکاری تیم مالی حرفهای و با دید وسیع نسبت به آینده، به رونق و پایداری مالی شرکت کمک میکرد.
به این شرکت احترام نمیگذارم و به خاطر برخورد نامناسب با رزومهها از شرکت خوشم نمیآید. آنها پوزیشنهای کاری را که درخواست میکنم بهزودی رد میکنند و نمیدانم انتظارشان چیست. برای من بهخاطر تکرار نارضایتی و بیثباتی در تصمیمگیری مسیر روشن نیست و توصیه نمیکنم رزومه بدهند. اینجا به نظر میرسد آگهیها واقعیت ندارد و نحوه رفتار با متقاضیان مناسب نیست.
اگر هیچ تجربه کاری ای ندارید و تازه میخواید شروع کنید شرکت خوبیه. اما اگر چند سال سابقه دارید و به دنبال جای بهتر و پیشرفتید خوب نیست به هیچ وجه. اولا که شما بستگی داره در کدام تیم تولید قرار بگیرید چون اصلا حجم کار تیم ها با هم یکی نیست بعضی تیم ها رسما بیکارن و اصلا مشتری ندارن و بعضی دیگه دنیای تیکت و مشتری و درخواست های جدیدن و از نظر حقوقی هیچ فرقی ندارن. مدیر های راهکار ها و حتی تیم لیدها اسم مدیر رو به یدک میکشن اما از لحاظ فنی در حد کارشناس ارشدین که در حد 15، 20 سال سابقه دارن برای همین شدن مدیر و اگر کسی این بین سوادی هم داشته باشه بعد یکی دو سال از چارگون میره و نمیتونه با چارگون بسازه. از نظر اخلاقی هم نمیدونن چه شوخی ای رو کجا بکنن و چه شوخی ای مناسب نیست هوش هیجانی صفر یکسری اهداف تعیین میکنن که هنوز شروع نشده یکسری دیگه بهش اضافه میشه بدون اینکه هماهنگی ای با توان تیم صورت بگیره و بعد از اون وسط اجرای اهداف کلی کار با اولویت بیشتر به تیم اعلام میشه و تمام توان تیم میره برای انجام کارهایی که هیچ برنامه ریزی ای براش نبوده و این چیزی نیست که تازگی داشته باشه تو تمام این چندین سالی که اینجا بودم این قضیه هست و از طرف تمام تیم ها اعلام میشه اما برنامه ریزی درستی براش نیست. هیچ معیار درستی برای ارتقا سمت شما نیست اینطور بگم که منابع انسانی اینجا کاملا بیکارن . یک گرید شغلی وجود داره که اون رو به خود شما حتی نشون نمیدن و معیارش فقط سابقه کار داخل چارگونتونه هر چی بیشتر بمونید گرید بالاتر میره و بعد اون رو میدن دست مدیرتون نظر بده که لایق ارتقا هستید یا نه! همین! یعنی اصلا مهم نیست شما کار یک سال رو درعرض 6 ماه انجام بدید یا کلی مهارت جدید یاد بگیرید. اتفاقا نه تنها مهارت جدید مهم نیست بلکه مدیر برای سرعت بیشتر خیلی اوقات میگه نصف مراحلم انجام نده رفاهی فقط بیمه تکمیلی وجود داره که بعد از چند سال رایگان براتون محاسبه میشه اما نه مزایایی نه پاداش خاصی نه مسافرتی نه تفریحی نه وعده غذایی نه اشتراکی هیچی هیچی رفاه صفره. حقوق اصلا خوب نیست شاید فقط برنامه نویسای بک اند حقوق بهتری بگیرن که اونم توی تیم های مهم به نسبت کاری که میکنن بازم کمه. تکنولوژی ها هم همه قدیمین و منسوخ شده
البته که هرجایی خوبی و بدی های خودشو داره و من تجربه داشتم که یک جای ثابت از نظر دو نفر ممکنه متقاوت به نظر بیاد ولی درکل دوران خوبی در آکاف داشتم و وقتی که برای من گذاشتند تا بتونم پیشرفت کنم در زمینه هوش مصنوعی برام خیلی خوب بود و امیدورام در ادامه راهشون موفق باشن موقع ک خواستم جدا شم تو اخرین اسکرام از من خدافظی شد و پاداش هم برام واریز شد
چندین ساله که اینجام ولی شرایط و جو شرکت 2 ساله که خرابه، چیزی نیست که تو این 2 سال اخیر ندیده باشیم! امیدی به بهبود با آقای دکتر ****** نیست!
در این شرکت احساس میکنم با سیستمهای پر از باگ و فشار کاری زیاد روبهرو بودم و به شدت ناامید شدم. گفته میشود که برخی پرداختیها به صورت غیرمنصفانهای کم میشود و در توزیع مزایا و فرصتهای برابر تبعیض وجود دارد، بهخصوص از سوی گروهی که به شرکت راه پیدا کرده و با روابط خانوادگی ارتباط دارند. نتیجهthis رویکردها به ایجاد بیاعتمادی و نارضایتی عمیق در تیم منجر شده است و به نظر میرسد پشتیبانی پروژهها ضعف دارد و پشتیبانی مناسب از طرف مدیریت جدی گرفته نمیشود. چنین وضعیتی برای من و همکارانم ناامیدکننده بود و تصور میکنم نیازمند بازنگری جدی در ساختارها و فرایندها و ایجاد شفافیت بیشتر در حقوق و مزایا است تا حس عدالت و احترام دوباره برقرار شود.
اگر امکان تجربهای حرفهای در محیطی با فرصت رشد ندارید، جایگزینهای بهتر را در نظر بگیرید و بیدرنگ به سمتشان بروید. کارکردن در چنین مجموعهای از نظر سطح کار واقعی، بهویژه برای افراد تازهکار، چندان رو به جلو نیست و هیچ مسیر روشن پیشرفتی احساس نمیشود. از بابت حقوق هم وضعیتی ناامیدکننده وجود دارد و پرداختها به ندرت مناسب است. به تجربهای که ارائه میشود اعتماد زیادی نمیشود کرد و توصیه میکنم اگر گزینههای دیگری در بازار کار دارید، به سمت آنها بروید و وقت را با این شرکت نگه ندارد.
من با این شرکت تجربهای نامطلوب و ناامیدکننده داشتم. دوستانم به من گفتند که از این مجموعه دور بمانم چون با رفتاری کلاهبردارانه و گستاخانه روبهرو شدم. سه سال از زندگی و سرمایهام را بیهوده از دست دادم. اوایل کار همه چیز را با بیپولی و بیاحترامی پیش بردند و وقتی قرارداد به پایان نزدیک شد، از من خواستند قرارداد را لغو کنم. ما خودمان تصمیم گرفتیم برای مهاجرت اقدام کنیم، اما صبر کردیم تا قرارداد کامل شود و مبالغ پیش پرداختی را به روپیه دریافت کردند در حالی که از ما پول را به یورو گرفته بودند.
در شرکت تابان شهر تجربهای تلخ از کار طراحی سایت دارم؛ روزهای ابتدایی حضورم خیلی به هم ریخته بود و به مرور فهمیدم که اصول کاری در اونجا خیلی جا نمیافتد. وقتی از کار خارج شدم و برای مصاحبههای بعدی اسم این شرکت را میگفتم، پاسخها معمولا با لبخند کنایهآمیز همراه بود و این نام آنقدر بین کارفرماها بدنام شده بود که ترجیح میدادم آن را از رزومهام حذف کنم تا سطح کارم کمتر به نظر برسد. حقوق بهطور ساعتی پرداخت میشود و در ایام تعطیلی رسمی هم از حقوق کسر میشد که واقعا بهصرفه نبود. عیدی، سنوات و پاداش وجود نداشتند و تنها مزیت موجود، بیمه بود که گاهی اوقات هم به صورت ناپیوسته پرداخت میشد. نسخه قرارداد را به من نمیدادند و قراردادها به صورتی بود که انگار بردهداری در قالب کار امروزین اجرا میشود. سرپرست تیم طراحی سایت کمترین دانشی از وردپرس داشت و کارآموزها از او جلو میزدند؛ او تنها به دلیل روابط نزدیک با مدیر به این منصب رسیده بود و اصولا تخصصی در برنامهنویسی نمیفهمید. همهی لیدهای تیم هم از نظر دانش در سطح پایینی بودند و به دلیل روابط خانوادگی و آشنایان با موقعیتهای بالا جابهجا میشدند. امنیت شغلی وجود نداشت و پرداختها اغلب به تأخیر میافتاد. شنود و جاسوسی در بین اعضا وجود داشت و خبرچینی به ارتقای رتبه منجر میشد. حتی احوالپرسی ساده بین همکاران هم با محدودیت مواجه بود و اگر احساس کنند نزدیکتر شدیم، جریمه میشدیم؛ ظاهرا صمیمیت و روابط دوستانه توی شرکت خوشایند نیست و ارتباط خارج از ساعات کار را هم دوست ندارند. مدیر پروژه اخلاقی و روانی نسبتا آشفتهای داشت که همواره در حال کوبیدن روی در و دیوار بود. ددلاینها عادلا نبودند و فرآیندهای کاری را بهخوبی درک نمیکردند؛ محیط کار پر از استرس و با حجم کار بالا بود. وقتی به مجموعههای دیگر منتقل شدم، متوجه شدم آنجا تنها از قالبهای آماده استفاده میکنند و به افراد اجازه توسعه یا شخصیسازی قالب و افزونهها را نمیدهند. به طور کلی، این مجموعه جایی برای رشد محسوب نمیشد و بسیاری از نمونهکارها فیک به نظر میرسیدند. خوشبختانه پس از آنجا در جایی با استانداردهای قابل قبول و محیط کاری منصفانه مشغول به کار شدم و متوجه شدم آنجا همواره تنها از ما بهعنوان منبع کار سخت بهره میبردند.
در یک محیط کاری با مدیریت ضعیف روبهرو شده بودم که گاهی به نظر میرسید ارتباطات در آن قطع شده و تصمیمگیریها ناقص و بیثباتاند. رفتار مدیران را نمیشد پیشبینی کرد و گاه به شکل غیرحرفهای با تیم برخورد میشد؛ انگار مسائل صرفا به شیوهای سطحی و بدون توضیح روشن مطرح میشد. کارفرمایان فرصتهای مشخص برای بهبود و آموزش فراهم نمیکردند و انتظارات از کارمندان بهطور یکسان و شفاف تعیین نمیشد. این وضعیت به من و دیگر همکاران احساس بیارزشی نسبت به کار میداد و فضای کار را از انگیزه خالی میکرد. در نتیجه، احساس کردم که توانمندیهای من به درستی به کار گرفته نمیشوند و چالشهای روزمره به شکلی پایدار مورد توجه قرار نمیگیرند. با این وجود، تجربهای بود که به من آموخت چگونه در مواجهه با فشارهای محیط کار، به دنبال راههای بهبود و حفظ حرفهایتم باشم.
در این شرکت، اوضاع بسیار پیچیده بود و من با دیدی واقعبینانه به تجربهام نگاه میکنم. مدیریت به شکلی افتضاح عمل میکرد و از توییقها و ارتباطات درست خبری نبود. انتظارات بالا و غیرمنطقی از طرف مدیران، فضای کار را به سمت فشار بیوقفه برد، تا حدی که احساس میکردم فرهنگ کار به شکل ارباب و برده درآمده است. مزایایی وجود نداشت و فضای سازمانی به طور کلی هیچ حمایتی ارائه نمیکرد. محیط کار به نظر من مزهی کار تیمی را میگرفت و به جای انگیزهدهی، ضررهای بیشتری ایجاد میشد. از سمت مدیریتی، امکان تغییر یا بهبود وضعیت وجود نداشت و با سرعت زیادی حتی پرسنل را به خروج سوق میدادند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.