امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
1- امتحان آنلاین برای شروع به کار و همینطور دریافت نمونه کار 2- رقابت بین مترجمان برای دریافت سفارش 3- تسویه ماهانه تا 5م هر ماه 4- سفارش های فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی و تولید محتوا 5- نرخ دستمزد معمولی و برای سفارش های طلایی نسبتا خوب 6- حجم کار نسبتا ثابت و گارانتی شده
ترجمیک خیلی خوبیها و بدیها داره، بزرگترین بدیش میشه همون که گاها فشار میاد به نیروها بابت حجم بالای کارها. ولی به طور کلی حجم کار بالا نیست. با وجود این همه آدم با استعداد که تو این شرکت هستن کارها رو میشه خیلی خوب انجام داد. کار کردن تو اینجا آرامش داره، بر پایه اعتماده و آدما چوب لای چرخ هم نمیکنن. چالش کاری خیلی زیاد نیست و اغلب کارها روی روال خودش افتاده و داره همونجوری پیش میره.
برای مصاحبه با مکو فکر میکنم چند سال قبل دو بار به این مجموعه رفتم و نتیجهی مصاحبهها را دقیقا به خاطر نمیآورم. مسئله این بوده که تصور میکنم برخی از افرادی که مصاحبه میگیرند سطح سواد و تخصصشان گاهی از آنچه با آن مواجه میشوند پایینتر است و چون فاصلهای ایجاد شده، ممکن است نسبت به دیگران رفتارهای غیرمنصفانهای از خود نشان دهند. من حاضر بودم شرطبندی کنم که آیا بین من و مصاحبهکنندگان، آزمونی دوستانه میگیرند تا ببینند چه کسی قبول میشود یا رد. به نظر میرسد نباید انتظار داشت هرکسی که برای مصاحبه میآید، آدمی بهراستی نخبه باشد. شانس یا هر عامل دیگری بعضا سبب میشود افراد بیرونی که توانمندی بیشتری دارند، فرصت استخدام پیدا نکنند و شرکت تنها به تخصص پایینتر بسنده کند تا بعدا با اختلافها روبهرو شود. این را من که سالها در صنعت کار کردهام، بهعنوان تجربهام میگویم. من کتابی تألیفی دارم و یکی از نسخههای آن را بهعنوان رزومه در روز مصاحبه همراه داشتم؛ آقایی که مصاحبه را انجام میداد کتاب را نگه داشت تا خودش بخواند و یاد بگیرد که چیست، و در پایان گفت که شما قبول نشدی. لازم به ذکر است که آن مصاحبه مربوط به بخش خودروهای برقی بود. همینطور به خاطر دارم که کسی میگفت پسرجان، با دو سوال میخواهی کل تخصص من را از دیدگاه خودت بسنجی. من عمری در صنعت تجربهی مصاحبه با دیگران را دارم و برخی افراد با اعتماد به نفس شاهکاری مواجهاند. بار دیگر به یاد دارم که به قسمت MAPCS رفتم؛ مدیر آنجا را نمیدانم نامش چیست، اما او را بیتجربه و بیسواد دیدم که دنبال نیرویی میگشت تا دقیقا همان کارهایی را انجام دهد که در ذهنش بود، و تازه کار قبلا انجام نشده بود. مصاحبه طوری بود که فرصت برای فکر کردن نمیداد و کمتر از پنج دقیقه به پایان رسید. برای من سؤال شد که آیا بهاندازهای که خودت با گذشتهات به خاطر پیدا کردن کار فعال بودی، دوباره به این شرکت روی آوردی؟
از حجم کار کنترل کردن تیم لید در کل تایم کاری مشکل سامانه ها و رفتارشون که انگار تقصیر توعه و استرسی که کل مدتی که تو اسنپ کار میکنید همراهتونه کیوسی های الکی و گیر بیخودی حقوق خیلی کم در حدی که با اون حجم کاری حس کارگر ارزونی که قاچاقی پول در میاره بهتون میده یه نگاه به فیش حقوقی بندازین از تعطیل کاری که نمیدن بگیر تا کسری کاری هایی که نداشتی و ازت کم میکنن از همون یه ذره حقوقتم میگیرن حس احمق بودن بهت میده از تعطیلات و جمعه هایی که با دوست و خانواده نمیتونی همراه باشی و 8 ساعت پشت سیستم گردن و چشمت داغون میشه برای 10 تومن!!!
روز مصاحبه بعد کلی بالا و پایین کردن، فرستادنم طبقه 5 روبروی اتاق مصاحبه کننده فرم پر کنم 2 آقا و یک خانم تو اتاق بودن اول انرژی خوبی گرفتم که ارتباط خوبی بینشون دیدم، ولی نزدیک 20 دقیقه من روبرو در اتاقشون نشسته بودم و منتظر مصاحبه بودم انگار نه انگار من مقابلشون بودم و منتظر مصاحبه ام، فقط اینا با هم حرف میزدن و میخندیدن مسخره میکردن برخوردشون واقعا طبیعی و حرفه ای نبود تو محیط کاری اونم جلو من که تازه آماده برای مصاحبه باهاشون بودم، وقت مصاحبه هم سوالات مسخره و از پیش افتاده میپرسیدن که من شک کردم جای درستی اومدم یا نه. برای چنین شرکتی وقت مصاحبه یعنی تلف کردن عمر!
فقط فرار کنید برای محاصبه رفتم مصاحبه کننده خانمی بود که بدلیل حاشیه های فراونش از 2 شرکت بانکی قبل که همکار بودیم، اخراج شد نمیدونم منو شناخت یا نه، حالا اینجا متاسفانه باز مقابل من بود، فقط دمم رو روی کولم گذاشتم فررررررررررررررررررررررررررار!!! پر حاشیه، پر دردسر، عدم تخصص، روان پریش، فرار.
ترجمیک تو کار ترجمه و ترجمه رسمی یه برند شناخته شده است و از این نظر کارکردن توش خوبه. تو ترجمیک امکان آزمون و خطا داشتیم و از لحاظ مرخصی و برخورد همکارا به طور کلی انعطاف پذیر بودیم. سعی می کردیم شرح وظایف رو تفکیک کنیم ولی گاهی نمیشد و آزاردهنده بود. حال و هوای استارتاپی و این که چند کار رو باید انجام میدادی وجود داشت و بعضی کارها به افراد وابسته می شد تا مثلا یه رویکرد سیستم. از لحاظ حقوق منظم بود پرداخت ها و عیدی و سنوات و اینا بود. گاه گاهی برنامه های جمعی و جشن و اینا هم داشتیم که بد نبود ولی خیلی فوق العاده هم نبود.
چیزی که در مصاحبه با شرکت ارم توجه من رو به خودش جلب کرد، ساختار حرفه ای و قوام پیدا کرده مصاحبه بود. از همون تماس اولیه تا ست کردن در کلندر با توضیحات کامل و مصاحبه های اول و دوم و نهایی که تمام جوانب فنی و منابع انسانی و مدیریتی توش لحاظ شده. هم باعث میشه روند اصولی جلو بره هم کمترین زمان تلف بشه و هم حس خوبی به طرف مقابل منتقل میشه. بعد از مدتها مصاحبه درست رو دیدم که نه تنها روش فکر شده و اجرایی کردنش، بلکه هیچ مرحله ای طرف مقابل دنبال عقده گشایی یا از سر باز کردن نبود و مشخص بود مهم چهارچوب حرفه ای مصاحبه کاری هست
به نظر من تنها شرکتی بود که همه موارد را صادقانه به من گفتن مصاحبه خوبی بود خیلی هم برخورد محترمانه ای داشتند کسانی که مصاحبه کردن افراد با سوادی بودن چنتا سوال فنی پرسیدن که من ۲ تا از سوال های تخصصی را کامل جواب ندادم ولی بهم گفتن مشکلی ندارد استرس نداشته باشید شرط پذیرش اولین جلسه مصاحبه نمی باشد فرصت داده خواهد شد با حضور در محیط توانمندی خودمو ثابت بکنم کلا ممنونم که به من روحیه دادید
تقریبا 3 سالی هست در این شرکت مشغول به کار هستم. مثل هر شرکتی مزایا و عیب زیاد داره. هر کسی باید با توجه به شرایطش تصمیم بگیره. این شرکت بزرگه و فکر کنم بیش از 800 نفر پرسنل داشته باشه که بیشترشون هم متخصصین کامپیوتر هستند. چندین اداره و معاونت و کلی تیم تخصصی هم داره که اصلا شبیه شرکتهای خصوصی نیست. اغلب مدیران دولتی هستند ولی خوشبختانه غیر از مدیران سطح بالا جابجایی و تغییر ندیدم. بسته به این که در چه اداره و تیمی باشی تجربههای مختلفی خواهید داشت. نه اونقدر سیاه که بعضیها رویا پردازی کردند و نه بهشت. جایی که من هستم جو کاری به طور کلی مثبت و دوستانه ست. البته، تجربه کار در هر گروه کاری میتواند متفاوت باشد. با این حال به نظرم این شرکت پتانسیل بالایی برای رشد و پیشرفت کارشناسی داره. باید تواناییهای تخصصی و سازمانی خوبی داشته باشید. مزایا: - محیط آرام و امن. - حقوق و پرداخت به منظم. - افزایش حقوق بنا به شرایط اقتصادی و علاوه بر افزایش مصوب دولت. - ناهار (خیلی تعریفی نداره ولی مزیت مهمیه). - امکان یادگیری بالا در کارهای تخصصی و هم کسب و کارهای سازمانی و بانکی. - غرب تهرانه و رفت و آمد برای ساکنین غرب راحته. اطرافش جای پارک هم خیلی هست که خیلی خوبه. - تنوع عجیب و غریب خدمات و محصول که برای من تجربه خیلی خوبی هست. - باشگاه و استخر و مراکز رفاهی داره که اگر اهل استفاده باشید خیلی خوبه. عیبهاش: - ساختار دولتی و سلسله مراتبی البته برای من مهم نیست چون دنبال جایگاه نیستم. - بیمه تکمیلیش ظاهرش خوبه ولی نه اونقدر و خیلی هم اپشن نداره. خداروشکر من استفاده نکردم. - فضاهاش از نظر استاندارد اداری جالب نیست بسته به تیمی که هستی. - روشهای تولید نرم افزار قدیمی نه اسکرامه نه روشهای دیگر اینش بده. - دورکاری و شناوری و هیبریدی اصلا معنی نداره تازه تابستون باید از 6 صبح سر کار باشی. - مراحل کارهای تخصصی و امنیتیش خیلی پیچیده است بنظرم برای دیپلوی باید سختی کار بدن.
تجربهام از بادبادک هفت آسمان را اینطور روایت میکنم که شرکت به نوعی از دروغها و توهمهای مدیریتی شکل گرفته است و اینکه دقیقا چه میگذرد درون سازمان روشن نیست. هر چه بیشتر در مجموعه میمانم، حال آرامی ندارم و احساس میکنم نشانههای افسردگی در پی دارد.
در محیطی که انصاف و نظم کمی دیده نمیشود کار کردم و تجربهام از شرکت مهنا این بود که فضا بیش از حد بینظم و بدون مدیریت است. حقوقها بهدرستی پرداخت نمیشود و معمولا باید برای دریافتشان مقاومت کرد؛ پاداش هم وجود ندارد و از لطفی هم خبری نیست. گلهمند بودن کارکنان در آنجا فقط مخصوص یک نفر نیست، بلکه به همه نیروها سراسر است و حتی سر حسابدار و منشی نیز از مدیرعامل فریاد میکشند. هیچ دیسیپلینی وجود ندارد و امکانات رفاهی کافی هم نیست؛ بهعنوان مثال آب خنک بهسختی پیدا میشود. برخی تجربهها درباره مدیریت بسیار خوب گفته میشود اما واقعیت این است که با کارکردن یک هفته در آنجا، میشود فهمید که محیط تا چه حد شلخته و بیمدریت است. شرکت مهنا هیچ مزیت مثبتی ندارد: نه فرصت رشد، نه پاداش مناسب و نه حقوق متناسب با کار، و فشار و حجم کار خیلی بالاست. طول مدت حضورم آنجا را از دست دادن زمان دانستهام و برای خودم تأسف میخورم. به هرکس که این پیام را میخواند، توصیه میکنم از تکرار اشتباه من پرهیز کند و آیندهاش را زیر سؤال نبرد.
دو سالی به صورت حضوری در این شرکت فعالیت کردم و با جنبههای گوناگون کارش آشنا شدم. فضای مدیریتی شرکت کاملا خانوادگی بود و از همسر و فرزندان و دامادها تشکیل میشد، و گاهی نگاه مدیران بالا به پایین بود و به نظرها و پیشنهادهای تخصصی احترام زیادی قائل نبودند. روابط با همکاران به سختی امکانپذیر بود و گاهی رفتارهای تند و ناسزا از طرف برخی مدیران دیده میشد. شبهایی هم بود که تا چهار، پنج صبح کار میکردم؛ با این وجود از نظر آنان تشکر نمیکردند و کار را طبیعی وظیفه میدانستند. چندی بعد مدیران میآمدند و میگفتند کمکاری یا کند بودن، وسط کار داد و فریاد داشتند و اوضاع به هم میریخت. تعهدات غیرواقعی زیادی میدادند و پرداخت حقوق به تأخیر میافتاد؛ در طول سه ماه هم گاهی حقوق فقط با تأخیر پرداخت میشد. ساعات کار کارکنان پنهان نگهداشته میشد و تنها در آخر ماه قابل مشاهده بود. انتظار کاری بیوقفه، حتی در تعطیلات رسمی، وجود داشت و تماسهای شبانه هم ادامه داشت. خروج از ساختمان شرکت با تبعاتی روبهرو میشد و حقوق کاهش مییافت. قراردادها اجازه نمیداد نسخهای از آنها گرفته شود و هنگام استعفا معمولا با فشار برای پرداخت نکردن یا تاخیر در پرداخت باقیمانده حقوق مواجه میشدم. نمونههای مشخصی از میکرومدیریت در شرکت وجود داشت: درباره کوچکترین تغییرات مدیرعامل دخالت میکردند و چون تخصص لازم را در آن حوزه نداشتند، غالبا نظر اشتباهی میدادند و مجبور میشدی به رغم احساس درست نبودن تصمیم، اجرای آن را بپذیری زیرا نتیجه میگشت که ما بلد نیستیم کار کنیم و خود مدیرعامل یا تیمش تصمیم را اجرا میکردند یا ممکن بود از همکاری با کارمند امتناع کنند. در برخی مواقع تشویق به مصرف مواد مخدر برای افزایش بهرهوری هم مطرح میشد. گفتگو با همکاران را به سختی میپذیرفتند و در نتیجه بخشی از کارها به دلیل محدودیت ارتباطی ناقص میماند. مخالفتهای مکرر با دورکاری وجود داشت، گرچه در شرایط خاص استثناء داشتند. شرکت کاملا تحت شنود بود و دوربینهای زیادی در محیط وجود داشت. فضای کار بینظم بود: اتاقی بزرگ که حدودا پنجاه نفر را کنار هم چیده بودند، بدون پارتیشن یا اتاق مشخص، و تهویهی نامطلوبی داشت تا جایی که در زمستان با لباسی سبک عرق میکردی. در کل مدیریت مجموعه رفتاری آزاردهنده داشت که به سلامت روحی و گاه فیزیکی کارکنان آسیب میزد و تجربهی کار در چنین محیطی برای من بهجز خستگی و ناامیدی نتیجهای نداشت. واقعا ارزش تجربه کردنش را نداشت و به هیچکس توصیه نمیکنم برای کار به این شرکت مراجعه کند.
سلام چیزی که من تجربه کردم: روند مصاحبه کاملا حرفه ای بود و همه خوش برخورد و سر وقت حاضر شدن. امنیت شغلی بالایی داره در حد دولتی. از لحاظ حقوقی و امتیازات کمی از متوسط بالاترن. پرداختیها منظم و به موقع است. جو خوبی داره و بنظرم ارزش امتحان رو داره. در کل هرگروهی جو اش متفاوته ولی بنظرم ارزش امتحانو داره.
با سلام. در ابتدا، از این که سفارشها را بهسرعت انتخاب میشدند و از سوی موسسه نظارتی بر انتخابها وجود نداشت و صرفا به سرعت مترجمان در انتخاب سفارشهای مبتنی بود، خیلی آزردهخاطر میشدم. اما، پس از تغییر شیوه توزیع سفارشها، در صورت فعال بودن خود مترجم، تعداد سفارشهایم بهتر شدند و اکثرا دستخالی نیستم.
ما اینجا کلا همکاری نداشتیم که بعد از 2 سال رفته باشه. چون یا شرکت خودش سریع تشخیص می ده که افراد مناسب نیستن و عذرشون رو می خواد، یا اینکه می مونن برای سالهای طولانی. اخیرا یه همکاری داشتیم که برادر مدیر عامل لطف کردن و ما رو نجات دادن از دستش. نمی دونم چه مشکلی داشت. پرخاشگر بود، در مورد تخصصش خالی بسته بود، بی نظم بود، اغلب اوقات هم توی دستشویی می موند. حالا شاید به گفته خودش مشکل نبود آب گرم بوده... خداوند بر خفیات عالم است .
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.