به مدت شش ماه در شرکت نماهنگ کار کردم و با وجود مدیریت خوب، مزایای بیمه هم داشتم، اما بینظمیهای موجود آزاردهنده بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک محیط کاری با فاصله از انصاف و نظم، من به عنوان سهامدار تجربهام را چنین توصیف میکنم که افرا رسا با ساختار مدیریتی نامناسب و ناکارآمد روبهرو بوده است. هیچ رسمیت قابلقبولی در سازمان احساس نمیشد و اغلب کارها به شکل دستهجمعی و با تصمیمگیریهای شخصی انجام میگرفت که نتیجهاش کنار گذاشتن چارچوبها و اصول مدیریتی بود. چند سال است که فعالیت ادامه دارد و با افزایش پهنای باند، مشکلات هم بیشتر شده اما تیم مدیریتی و تیم اجرایی همچنان در مسیر ضرر و ناکارآمدی باقی ماندهاند. پشتیبانی هم بیش از هر چیز به فردی خاص بستگی پیدا میکرد و هر تصمیمی هم که آن فرد میگرفت، تغییر قابلتوجهی نمیکرد.
اتلاف وقت کامل. به برنامه نویس با بیشتر از 15 سال سابقه یک قرارداد سه ماهه پیشنهاد میکنند. توهم کامل . از من پرسیدن که در مقابل سایرین چرا باید شما رو انتخاب کنیم و من گفتم کدوم سایرین من که سایرین رو نمیبینم.
در جایی کار میکردم که فشار زیادی روی من میگذاشتند و به سختی میتوانستم از پس توقعها بربیایم. در نتیجه بهطور متوالی با خستگی و تکرار اخطارهای بیپاسخ روبهرو شدم و احساس میکردم هیچ حد و حدودی برای کارمان وجود ندارد. علاوه بر این، آنها اصرار داشتند که حتما سیستم را روی لینوکس پیاده کنم، هرچند که من بهرغم تلاش، با مشکلاتی مواجه شدم و لپتاپم بهطور جدی آسیب دید. آنها میگفتند که مشکلی پیش نمیآید اما من تجربهای کاملا متفاوت داشتم و با کمبود حمایت و توجه روبهرو شدم. رفتارهای آنها پر از غرور و ادعا بود و احساس میکردم خیلیها فقط بلد بودن بگویند و عمل چندانی انجام نمیدادند. در کل جو تیمی برایم رضایتبخش نبود و احساس کردم هدف اصلی از کار، حس در تیغ زدن دیگران است تا واقعیتهای کاری.
من در روزمه خودم نوشته بودم متولد چه سالی هستم بعد از رفتن به اونجا گفتند یکی از موانع سن شماست.نمیدونم چرا اکثرا در طی مصاحبه من یاد دیالگهای سریال مختار میافتادم مختار : وقتي بتواني گريه کني يعني هنوز اندک غيرتي برايت باقي مانده. پس ميتوانيم مثل دو مرد با هم صحبت کنيم. نعمان : درک سخنان من براي چون تويي که محضر مدیرعامل خداوند را درک نکردهاي ثقيل است
حدود دوازده سال پیش از فارغالتحصیلی با آتیسان آشنا شدم و از طریق یک آگهی استخدام وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه کاری و دانش عملی، مدیران شرکت، بهخصوص مهندس شعبانی، من را برای کارآموزی پذیرفتند و شرطشان این بود که حداقل سه سال با آنها همکاری کنم. من هم با حمایت پدرم و با مشورت با ایشان قبول کردم و وارد شرکت شدم. دو سال ابتدایی، که جنبهی آموزشی داشت، به لحاظ کاری شرایط سخت و از نظر مالی محدود بود، اما از سال سوم به بعد وضعیت بهتری پیدا شد و تجربههای مفیدی کسب کردم. با دقت و سختگیری مدیریت، هر روز به تجربههایم افزوده شد و از نظر فنی و مهندسی نرمافزار رشد قابل توجهی داشتم؛ همچنین در حوزهی بانکداری دانشم بسیار پیشرفته شد. پس از هفت سال همکاری، یکی از بانکهای طرف قرارداد شرکت پیشنهاد همکاری داد و من طبق تعهد اخلاقی موضوع را با مهندس شعبانی در میان گذاشتم. ایشان با توجه به وضعیت مالی مناسب پیشنهاد، موافقت کردند که از شرکت جدا شده و در بانک مشغول به کار شوم. نکتهی جالب این است که ایشان با مذاکراتی که با مدیران بانک داشتند، شرایط استخدام من را با مزایای مالی بهتری تنظیم کردند. در طول هفت سال که در آتیسان بودم، به شدت برای شرکت تلاش کردم و رابطهی خوبی با مدیریت و تیم داشتم. به نظر من آتیسان برای افرادی مناسب است که علاقهمند به حضور حرفهای در دنیای مهندسی نرمافزار، کسب تجربههای تخصصی و کار با بانکهای اطلاعاتی هستند. اگر با دقت و اشتیاق کارها را پیگیری کنی، مدیریت شرکت از تو حمایت فنی و تجربی زیادی خواهد داشت و به سرعت پیشرفت میکنی. اما اگر دقت کافی به کار نداشته باشی و علاقهای به کار نشان ندهی، ممکن است با مشکلاتی در همکاری با مدیریت مواجه شوی؛ در دوران من نیز مشاهده کردهام که برخی همکاران به دلایلی کارشان را ادامه ندادند. از سوی دیگر، برخی تازهواردها وجود دارند که با وجود توانمندی کم در ابتدا، با گذر زمان پیشرفتهای خوبی داشتهاند و اکنون جذب شرکتها و سازمانهای بزرگ شدهاند و وضعیت مالی مناسبی پیدا کردهاند. نکتهی پایانی این است که محیط کار در آتیسان دوستانه و حرفهای و با آزادیهای نسبتا مطلوبی همراه است؛ این حس بعد از تجربه کار در بانکها بیشتر به چشم میآید، چون برخی محدودیتهای اداری و حفاظتی آنجا وجود دارد. این موضوع برای همکاران خانم بهطور مشخصتر محسوس است. هنوز هم دنبال جامعهی کاربری شرکتم و متوجه میشوم که مدیریت بیشتر ترجیح میدهد نیروهای با سابقه را حفظ کند تا نیروهای تازهکار را جذب کند؛ این برای افرادی جوان و جویای تجربه چندان دلنشین نیست. امیدوارم شرکت همچنان فضای رشد و پیشرفت را برای نیروهای جوان فراهم کند و در عین حال از نیروهای با تجربه نیز قدردانی کند. با وجود حضور ثابت در بانکهای بزرگ کشور، آتیسان ظرفیت گسترش به حدود پنجاه تا صد نفر را دارد، اما هنوز به نظر میرسد هیئت مدیره انگیزهای برای توسعهی حوزهی کاری و سرمایه انسانی ندارد. این کمبود، از نقاط ضعف شرکت محسوب میشود.
مسئول دفتر مدیرعامل شخصی بسیار دورو هست با دوستاش تو بخشهای مختلف شرکت حواشی برای افراد درست میکنه و همینطور اطلاعات محرمانه دفتر مدیریت رو تو اداره ها پخش میکنه. تمامی نامه هایی که به دفتر مدیریت میرسه بررسی میکنه، حتا بعضی نامه ها که اطلاعات شخصی افراد شرکت هست رو باز میکنه و دیتارو تو کل شرکت پخش میکنه حقوق و مزایای افراد، اطلاعات مربوط به مشخصات افراد مثل آدرس محل سکونت، مشخصات همسر، تعداد فرزند و ... که از طریق نامه ها و همینطور سامانه منابع انسانی توسط این افراد پخش میشه
سلام تو این شرکت از پایینترین رده تا بالاترین رده افرادی هستند که تا میتونن از شرایط موجود سواسفاده میکنند. اعضای محترم هیئت مدیره که نه تنها هیچ کاری برای پرسنل نمیکنند بلکه تا تونستن بدی کردند و حق افراد رو خوردند. عضو فنی هیئت مدیره که با جاسوس هایی که تو ادارات دارد و از اطلاعاتی که از اونها میگیرند بر علیه پرسنل استفاده میکند. مدیر سابق منابع انسانی که تا تونست برای پرسنل خودش سمت و حقوق بالا گرفت و مدیر فعلی منابع انسانی که بعد از رسیدن به سمت ریاست هیچ کاری برای پرسنل شرکت نکرد. عضو دیگر هیئت مدیره که با گماشتن آشنایان خود در برخی سمتها از منابع مالی شرکت استفاده میکند. این شرکت فقط به افرادی بها می دهد که کار نمیکنند و در پی حاشیه هستند.
در جلسه اول برای موقعیت دواپس در ساختمانی که در سعادت آباد بود، با مدیر تیم عملیات و توسعه روبهرو شدم و همه صحبتها بیشتر بهزبان فارسی بود. هر چند دقیقه یکی به جمع جلسه اضافه میشد و من باید از همان ابتدا توضیح میدادم که چه مهارتهایی دارم و چه کارهایی انجام دادهام؛ افراد مختلفی از جمله مدیر تیم توسعه و مدیر تیم عملیات و کارشناس تیم عملیات حضور داشتند. پرسشها بیشتر حول این بود که چه کار کردهام یا بلد هستم، و در نهایت برای جلسه دوم نمونه سوالی به من داده شد. با اصرار همکاران و تماسهای مکرر، به جلسه دوم رفتم که در آن شورا شامل تمامی مدیران سازمان بود که تقریبا هر ماه یکبار گرد هم میآیند تا استخدامکنندگان دور هم جمع شوند. فرقی هم ندارد سمت شغلیتان چه باشد، از زیرساخت تا شبکه و کابلکشی و تعمیر پرینتر سوال میپرسند و در پایان ممکن است از همه افراد نظر بدهند. اغلب به من یا سایرین درخواستی میدادند و تصمیمی که میخواستند بگیرند در همان جلسه یا پی در پی مشخص میشد. در نهایت گفتند مزایا خیلی زیاد است و حقوق بالاست، ساعات کاری نسبتا خوب است اما محیط کار از لحاظ فرهنگی و فناوری خیلی متفاوت و قدیمی بود؛ برای مثال هنوز از ورژن کنترل TFS استفاده میشد.
وقتی برای اولین بار به خاطر یک مصاحبه با تیم منابع انسانی در شرکت خانومی رفتم، در ادامه یک جلسه فنی هم داشتیم. سطح و نوع سوالات فنی نسبتا خوب بود، اما نتیجه مصاحبه را همان روز یا همان موقع دریافت نکردم. پس از گذشت یک ماه پیگیر شدم و گفتند که نتیجه را اعلام میکنند، اما دوباره خبری نشد. دوباره تماس گرفتم و گفتند برای اکنون جذب نداریم. این رفتار واقعا نامناسب بود؛ انتظار داشتم حداقل یک پاسخ شفاف بدهند بعد از انجام کل فرایند و این مدت طولانی.
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
در این شرکت، اوضاع به شدت سختگیرانه و فشارها زیاد بود و احساس میکردم محدودیتهای زیادی وجود دارد. کار با مدیرعامل، که تصور میکرد همهچیز فقط به خواستههای او بستگی دارد، برای من خیلی دشوار شده بود. به عنوان تازهکار، فضای کار برایم اصلا دلگرمکننده نبود و گاهی حس میکردم در شرایطی هستم که آزادی عمل واقعی ندارم. با وجود تمام چالشها، تجربهی کار میتواند درسهایی دربارهی مدیریت و فرآیندهای سازمانی بدهد، هرچند احتمال دارد برای برخی افراد انرژیبر باشد.
کلاهبردارن .اینطوری که کار میکنی پولت رو نگه میدارن از برج یازده حساب داریم یه خیلی آدم الان ۵ ماهه که پولمونو ندادن.به بچه های قراردادیشون حقوق میدن چون دولت میچسبه بهشون ولی قراردادی ها برگه قرارداد ندارن همه لسانی هستن و به هیچکس برگه قرارداد نمیدن.که نتونی سر دیرکرد ازشون شکایت کنی.بیمه که بماند.قیمتشونم نصف قیمت کار بیرون صحبت میکنن .میگن کار زیاد داریم ولی دروغی بیش نیست .بخوایم شکایت کنی ازشون که راه به جایی نمیبری چون قراردادت لسانیه باید یه سال درگیر پرونده شی و پولت و نمیدن
دوستان من مدتی زیادی تو این شرکت کار کردم. الان ایران نیستم، خالصانه بخوام بگم چیزی برای یاد گرفتن در این شرکت وجود نداره تو حوزه نرم افزار. اقای محمودی مدیر عاملش ادم بسیار زرنگی هست به هیچ وجه خودشو بد نشان نمیده، حواسش به همچی هست و اگه چیزی باب میلش نباشه به شخص دیگری میگه که با شما تذکر جدی بده برای ما اون زمان اقای بابایی بود. پسر اقای محمودی بود آرمان محمودی که متاسفانه کپی برابر اصل پدرش بود با اینکه اون زمان سن کمی داشت. یادمه مدیریت وسواس بسیار زیادی داشت مانیتورا پشت به دیوار بود و مدام به بهنه های مختلف رد میشدن تا ببینن کارمندا چیکار میکنن. حقوق سر موقع پرداخت میشد، بیمه حداقل وزارت کار رد میشد. تو دو پارت حقوقارو میریختن که اگر شکایت کنی دست به جایی بند نباشه. یادمه عصرانم میدادن، بستنی یا بیسکویت. ادم حرفه تو حوزه نرم افزار اونجا نداره شاید تو بحث الکترونیک باشه. صادقانه بگم جزء سیاه ترین دوران های کاری زندگیم بود، روان شما بهم میریزه اونجا. نظرات قبل را خوندم دیدم یک عده از طرف خود شرکت یا خصومت شخصی چیزهایی نوشته بودن که اکثرا درست بود. من نکاتی گفتم که بدونید تو این شرکت کار کردم تو حوزه برنامه اندروید و قفل سخت افزاری. من اگه برگردم به عقب هیچوقت، وقتمو هدر نمیدادم تو شرکت منشور سیمین.
من به اندازهای که روال کار رو درست فهمیدم حس کردم که پروژهای با عنوان نیرویSenior Back-end Developer برای کار از راه دور و با تسلط به PHP و Laravel به من پیشنهاد شد. چند روز بعد شخصی از شرکت با من تماس گرفت و مصاحبه فنی را از طریق تلفن انجام داد. چند ساعت بعد قرار شد از روز بعد کار را آغاز کنم و به کانال تلگرامشان اضافه شدم. در ایران شرکت با نامهای مشابه معرفی میشد: ارتباطات هوشمند هویار یا شرکت گندم و در کانادا با نام مدیاتل. طبق روند اداری پرسیدم که گفتند قرارداد ندارند و حتی با نیروهای سطح بالا هم قرارداد نبستهاند. در طول همکاری متوجه شدم که روزانه افراد متعددی به دلایل مختلف از گروه حذف میشدند و وقتی دلیل را میگرفتم، میگفتند بدون اطلاع قبلی از گروه خارج شدند و تمام دسترسیهایشان قطع شده است. بارها توهین شنیدم و نگاه از بالا به پایین نسبت به عملکردمان داشتند و این رفتار فقط با عنوان نیروهای برنامهنویس نبود. ساعات کاری برایشان معنایی نداشت و یک بار در ساعت سه و سیدقیقه صبح با من تماس گرفتند. در پایان ماه درباره پرداختی پرسیدم و پاسخ گفتند مگه در این دوره زمانی کسی حقوق میگیرد؟ و در پاسخ گفتند شوخی کردهاند، اما روشن بود که جدی نبودند و تا به امروز با من تسویه نشده است. طی دو ماه دفعات زیادی پیگیری کردم و به بهانههای مختلف امروز و فردا کردند؛ آخرین دلیلشان NDA بود که میگفتند فقط در صورت عقد قرارداد رسمی معتبر اعمال میشود، اما این آقا بدون بستن قرارداد و واریز حقوق از نیرو کار میکشید. این شرکت با نامهای زیر و تبلیغات استخدامی در سایتهای مختلف فعالیت میکند: ارتباطات هوشمند هویار (ایران)، شرکت گندم (ایران)، ارتباطات هوشمند گندم، شرکت مدیاتل (کانادا). اگر به تبلیغات با این عناوین پاسخ دادید یا با شما تماس گرفتند، به هیچ عنوان همکاری نکنید چون ممکن است یک ماه کامل از شما کار کشیده و حقوقتان پرداخت نشود.
هر ادعایی باید با سند باشه تصویر قرارداد رو اینجا میذارم تو خودتون قضاوت کنید. وقتی یک نفر مینویسه "سفته میگیرن یا جریمه میکنن" باید با مدرک باشه سفته میگیرن، 3 ماه قبل از استعفا هم باید اطلاع بدید و گرنه جریمه میکنن به هیچ عنوان رضایتنامه شغلی نمیدن مدیر تمام تیمها از هیات مدیره هست و اگر شما مدیر تیمی بشید (که از محالات هست) قدرتی ندارید و تصمیم گیرنده نیستید فقط بار بیشتری روتون میذارن! سمی بودن محیط تولید رو تو یک ماه اول با چشم میبینید و با ویژگیهای خاص هیات موسس هم آشنا میشید! کاملا مشخصه نظرات مثبت از طرف شرکت هست. اگه درست بررسی کنید متوجه میشید که یا حرفهای بدون مدرک نوشته شده یا در مورد صبحانه نوشتن یا کلی گویی شده!!! به نظرات مثبت دقت کنید، فقط از هیات مدیره (در واقع همون هیات موسس) تمجید شده در هر صورت برای کارآموزی خوبه ولی اگه سابقه کار مناسبی دارید خودتون رو با اداره کار درگیر نکنید
برخورد در مصاحبههای مپنا برخلاف تصور اولیه راستیآزمایی میشود؛ مرحله ابتدایی با مدیران بخش معمولا خوب پیش میرود اما در روند دوم رفتار برخی مدیران گاه ناخوشایند است و حس میشود نگاه آنها خیلی بالا است و به بیاهمیت بودن مسیر و سابقهی فعالیتها توجه نمیکنن. من در مصاحبه دوم با سوالات غیرمرتبط فنی روبهرو شدم و حس کردم برای تأیید یا پذیرش نیاز به داشتن معرف یا پارتی است تا بتوان پذیرفته شد. بعد از این مرحله، بخش منابع انسانی و ارزیابی روانشناختی و تکمیل پرونده هم وجود دارد. بهطور کل، فضای شرکت از بیرون ظاهرا ساده است ولی مدیران بیشتری از دانشگاهی مشخص میآیند و تمرکزشان روی بودجه و تخصیص بودجه است تا کار واقعی. در گذشته مپنا بهعنوان نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون گاهی به نظر میرسد بیشتر به جنبههای اداری و اقتصادی وابسته است. تمام کارها بهصورت عمومی این است که نشان دهی در حال انجام کار هستی، خروجی مشخصی برای پروژهها وجود ندارد و در صورت استخدام ممکن است تعهدها و ارزیابیهای اضافی سختگیرانهای بر عهدهات بگذارند که در نهایت منجر به بازنگری یا تغییر موضع شود. این موارد از نقاط ضعفی هستند که گفته میشود، اما مزایا هم وجود دارد: سرویسدهی به کارکنان برای ناهار یا امکانات رفتوآمد در ساعات مشخص وجود دارد، و حقوق نسبتا بالاتری نسبت به برخی موقعیتها ارائه میشود. محیط اطراف نیروگاه و محلی که میشود سکونت داشت هم از نقاط مثبت است و کار با همکاران باکلاس نیز دیده میشود، هرچند گاهی افراد با رفتارهای ناخوشایند یافت میشوند. به نظر من برای کسانی که سطح بالایی از تخصص در الکترونیک ندارند، یا به دنبال مهاجرت نیستند، این فضا خیلی مناسب نیست و بهتر است به گزینههای دیگر فکر کنند. اما اگر واقعا در پی تجربهای کاری و فرصتهایی برای رشد هستید، ممکن است با وجود چالشها، مسیر دیگری برای پیشرفت وجود داشته باشد. در نهایت، افرادی که قصد دارند موفق باشند باید با دقت به شرایط و مسیرهای حرفهای فکر کنند و یا به دنبال فرصتهای مستقل باشند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.