در این شرکت احساس میکردم با حجم کاری زیاد روبهرو هستم و اضافه کردن نیرو جدید به فائق آمدن بر فشارها کمک میکرد. شیفتبندی بهشدت نامتعادل بود و چالشهای زندگی را تحتتأثیر قرار میداد. حقوق نسبتا پایین بود و انتظارها هم بالاتر از حد معمول بود. پرداخت حقوق گاه به گاه نبود یا بهصورت نامنظم انجام میشد. در یک جمله اگر تجربهای ندارید، بیایید اینجا کمی رزومه جمع کنید و سپس به مسیر دیگری بروید؛ زیرا فرصتهای رشدی مشخصی در اینجا وجود ندارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت پیشنهاد همکاری گرفتم و کنجکاوانه برای گشت و گذاری کوتاه رفتم. فرآیند مصاحبه حرفهای نبود و به نظر میرسید بیشتر شبیه این که بگویند بیاییم ببینیم چه میشود. جلسه هماهنگیهای لازم، از قبیل آمادهسازی اتاق جلسه، پیش از ملاقات انجام نشده بود. همچنین هیچ توضیحی دربارهی افراد حاضر، شرح کار و انتظارات کارفرما قبل از جلسه ارائه شد. مصاحبهکنندگان تسلط کافی برای پیشبرد جلسه نداشتند و زمان مصاحبه به یک ساعت و چهل دقیقه رسید. در نهایت از یک قالب ریجکتی استفاده شد که ارتباطی با شرایط من نداشت؛ فقط کپی-پیست از اینترنت بود. وقتی علت ریجکتی را پرسیدم، پاسخ مشخصی داده نشد.
من یکسال کارکردم، علت جدا شدنم از شرکت این بود که قسمت تست بیشتر شبیه پشتیبانی بود و تماسهای ورودی زیاد بود، اگر باهاش مشکلی ندارید میتونید اونجا کار کنید و احساس خوبی خواهید داشت. ****** خوب و جذاب و خوش قولی بودند که همیشه به من لطف داشتند. من ازشون ممنونم که درکم کردند و با نیومدنم تا سه ساال تعهد موافقت کردند.
ادم عاقل از نظرات متوجه میشه کی داره حقیقت رو میگه، *** اگر تبلیغات و برندینگ تعریف نکنن، کی باید تعریف الکی کنه؟؟؟ اول اینکه ازت یه تعهد سه ساله میگیرن که اگه زودتر بخای بری خیلی رو مخت میرن- خودشون هر وقت بخان اخراج میکنن. آدمای تازه به دوران رسیده ای هستن، اگر افزایش حقوق بدن و زودتر از قراردادت بری به تعداد ماهها اون افزایش رو موقع تسویه حساب ازت کسر میکنن. حتی به خودشونم رحم نمیکنن، برادرزاده ****** مسوول آی تی بود، مادرش بیمارستان بستری شد و نمیتونست بیاد، اونقد اذیتش کردن که ول کرد رفت. سیستم اداری کاملا سنتی و دپریکیت شدست. و هر واحدی یه باند شده، مثلا سرپرست تولید با دورویی تموم کارشو پیش میبره. مهم نیست نرم افزار پر از باگ با اون قیمت نجومی مشتری رو اذیت کنه، چون مسوولیت پذیر نیستند. ساعت کاری تا ساعت 5 بود و اگر بخای اضافه کار هم بمونی باید حتما از ساعت 18 رد شه که محاسبه بشه. خلاصه برادرانه بگم اینجا خودتونو از دنیا عقب نندازید.
من سالی یکسال و نیم اینجا فعالیت دارم و در ابتدا روزهای کاری هشت ساعت بود با یک ساعت استراحت، اما بعد گفتن که استراحت لازم نیست و حالا میگویند نه تنها کمکی به استراحت نمیشود بلکه ساعات کار به نه ساعت افزایش یافته است. فشار کار خیلی بالاست و همیشه باید ایستاده کار کرد و یا سفارشها را آماده یا بار نیسان و کامیون را خالی کرد. شیفتها به صورت چرخشی برگزار میشوند، اما اضافهکاریهای من را نمیدادند. طی این مدت نه هیچ افزایش حقوقی رخ داده و نه ارتقای شغلی اتفاق افتاده است. فضای روابط کاری پر از پارتیبازی و سوءاستفاده است. مدیر ما با استخدام یک خانم مجرد و ارتباطی که دارد، به او مرخصیهای زیادی میدهد یا ما را شیفت شب میفرستد و آن خانم را در شیفت صبح قرار میدهد تا با هم کارهای دور زدن انجام بدهند. وقتی درباره خرابکاریهای یکی از افراد در بخش عملیات توضیح دادیم که این شخص برای شرکت مشکلاتی درست میکند و از بچهها استفاده میکند یا فاکتورهای صوری برای خریدها میسازد، آنها قبول نکردند و هیچ اقدام مشخصی انجام نشد. نمیدانم آیا دست این افراد در یک دفتر کار میکند یا نه، اما نتیجه این است که هیچ اقدامی صورت نگرفته است. هر کدام از مدیران اسنپ اگر بخواهیم بیایند و با آنها صحبت کنیم تا ثابت شود، در نهایت بینتیجه باقی میماند.
یه شرکت کوچک با حواشی زیاد... خدا رو شکر زود شناختمشون... باند و مافیا در همه بخشهای مختلف تشکیل شده. خاله زنک بازی وحشتناکه. یه منشی اصلی داره (که ژست مدیریت میگیره ولی...) که خودش منشا همه حواشی و حرف و حدیثه. شنیدم که فقط دستشویی دوربین نداره وگرنه حتی آب خوردن رو هم گزارش میدن که چرا آب خوردیم.. اونقدر نرم افزار پر باگ و مشکلی دارن که حد نداره. قبلا از چند تا از دوستانم شنیده بودم که نرم افزار این شرکت خطا زیاد داره... تیم ضعیفی در نرم افزار نویسی دارن. اگه ایراد بگیری ازشون، باهات کات میکنن. یه.. تحلیل هم که کلا تعطیل. طرز فکر سنتی هستش.. خلاصه اینکه حواستون باشه...
من در مدت تقریبا سه سال کارم در این شرکت اون هم دقیقا وقتی که توی بدترین بحرانها به سر میبرد، دیدم که مدیریت چطور با تلاش شبانه روزی و مسئولیت پذیری فوق العاده تونستن با در نظر گرفتن راحتی کارمندها ورق رو برگردونن و شرکت رو دوباره سرپا نگه دارن. طبیعتا هیچ سازمانی بدون عیب و ایراد نیست اما خصیصیه های خوب بادبادک، مثل فرصت کار کردن کنار بهترینها در هر حوزه، امکان بی نظیر رشد و یادگیری و همچنین کار کردن با به روز ترین راه حلهای دنیای تکنولوژی چیزهایی هستن که میتونن محیط عالی ای برای کسانی که به دنبال شکوفا شدن هستن فراهم کنه. از نظر حقوق و پرداختی ها هم من کمتر شرکت یا استارتاپی توی این حوزه میشناسم که حقوقش در این حد مناسب وبالا باشه. یه مزیت خیلی بزرگ دیگه ای که این شرکت داره امکان کار کردن با برندهای بزرگ و شناخته شده س که یه سر به سایتشون بزنین متوجه میشین که با چه کمپانی های معتبری کار میکنن. به طور کلی من تجربه خیلی مثبتی داشتم و فکر میکنم میتونه انتخاب مناسبی برای کسانی باشه که توی محیط کارشون علاوه بر کسب درآمد به دنبال یادگیری و رشد کردن توی حوزه خودشون هم هستن.
برای افرادی که تشنه پیشرفتن به شدت توصیه میکنم. محیط حرفه ای و دوستانه، فضا برای حرکت لبه تکنولوژی و خلق ایده و R&D مهیاست و کیفیت کدها به شدت بالاست. به واسطه وجود افراد قوی تو هر حوزه، میتونین راحت از هر استک چیزی که لازم دارینو از بچه هاشون بپرسین و یاد بگیرین. من به عنوان کسی که چندین سال این شرکت بودم، در مجموع از شرایط این شرکت خیلی راضی بودم. رفتار پرسنل و مدیرها همه خوبه و جو لذت بخشیو فراهم کردن، به مناسبت های مختلف جشن گرفته میشه تا روحیه پرسنل عوض شه، یخچال QUBY تو شرکت هست برای خرید راحت تر.
شرکت بادبادک هفت آسمان به جرأت یکی از بهترین محیطهای کاری ایران رو داره. جو بسیار مثبتی که بین افراد برقراره و رفتار حرفه ای مدیران باعث میشه کار توی این شرکت تجربه واقعا جذابی باشه. استفاده از بهترین تجهیزات و تکنولوژیها یکی دیگه از مزایای حضور در این شرکت هستش و جای رشد بسیاری رو برای افراد داره. کار با افراد حرفهای و وجود دپارتمان های تخصصی یکی دیگه از مزایای حضور در بادبادک هفت آسمانه. موضوعی که شاید در اول کار منو کمی اذیت کرد حساسیت رو کیفیت نرم افزار تولید شده بود ولی بعد از ماه اول متوجه شدم وجود استانداردهای کاری و دغدغه های کیفی نه تنها برای اذیت کردن نیست بلکه باعث میشه که بعد از مدتی کار و تلاش در بادبادک از شما یک برنامهنویس خبره ساخته بشه. به طور کلی کمتر شرکتی محیط کاری، امکانات و فضای رشد شرکت بادبادک هفت آسمان رو داره.
توی جاباینجا آگهیشون رو دیدم که برای قسمت فانتوری بود و تونستم توی مصاحبه های فنی قبول شم و درنهایت آفر رو بپذیرم. ۵ مرحله مصاحبه داشتیم. مرجله اول مصاحبه منابع انسانی طور بود و میخواستن ببینن من با نیازهای شرکت کانفلیکت دارم یا نه. مصاحبه سرراستی بود و چالشی نداشت. مصاحبه دوم با تیم لید بود که بیشتر گپ و گفت فنی بود و سوال ریز فنی توش نپرسیدن. خیلی ادم کول ای بود کسی که مصاحبه میگیرفت و کلی باهم حرف زدیم. انتهای این جلسه یک تسک برام ارسال کردن. که تسک هم سبک بود هم مدت زمان کمی طول میکشید انحام دادنش. ددلاینش دو روز بود. جلسه بعدی جلسه تسک ریویو بود که چیکارا کردی تو تسک و اینا با همون تیم لید. اینم خیلی جلسه سرراستی بود. همه این جلسه ها تو میت بودش راستی. جلسه ۴ ام با بیزینس دایرکتور یا همون مدیرعامل بود. که بیشتر گپ و گفتی بود که ببین من چجور ادمی هستم و با تیمشون مچ میشم یا نه. و خیلی ادم باحالی بود. و در نهایت جلسه اخر جلسه آفر بود، که هرچند آفرشون خیلی خیلی کم بود به نسبت سطحی که خود شرکت تعیین کرده بود. اما من به دلیل علاقم به تیم و سطح فنی اونجا آفر رو پذیرفتم. البته قول دادن بعد از ۳ ماه باهام دوباره مذاکره کنن. کل فرایند مصاحبه حدود ۲۰ روز طول کشید.
شرکت تجارت الکترونیک اول خیلی ظاهری جذاب دارد و از بیرون احساس میکنید شرکت بزرگی است، اما بعد از گذراندن یک هفته متوجه مشکلات فراوان میشوم. در آنجا اکثر افراد در سازمان مدیرند و تعداد مدیران بیشتر از کارشناسهاست و اغلب مدیران سطح سوادی کارشناس هم ندارند. نرمافزارهای تولیدی پر از باگاند و منابع انسانی ضعف زیادی دارند. پاداش معنایی ندارد و کارکنان اغلب با دیدی بالا به پایین به همدیگر نگاه میکنند. حقوق هم بهطور منظم پرداخت نمیشود و زمان دقیق پرداخت مشخص نیست.
در نهایت احساس کردم فرایند مصاحبه با فراگستر برای من تجربهای مثبت بود و در دو جلسه احساس خوبی نسبت به مسیر همکاری داشتم. به ویژه در جلسه دوم که جناب شریفی، مدیر مجموعه، حضور داشتند و با نگاه کاملا تخصصیشان بنده را به همکاری راهنمایی کردند و از من برای پیوستن به تیم حمایت کردند. دو نکته بیش از هر چیز مرا مردد کرد و مانع تمایل به همکاری شد: اولا سفتهای با مبلغ قابل توجه و تأیید ضامن؛ ثانیتا پرسشهای مربوط به پشتیبانی فنی در صورتی که گروه شغلی آموزش مدنظر نبود.
برای مدت سه ماه اول کار در واحد احراز هویت اوضاع خیلی خوب بود و کار تخصصی انجام میدادم تا اینکه مدیری میانی، به دلیل روابطی که داشت، فردی غیر حرفهای را به عنوان سرپرست منصوب کرد و این خانم به تدریج از موقعیتش سوءاستفاده کرد. حتی نماینده منابع انسانی واحد پشتیبانی هم به علت رابطه استخدامی با ایشان در بلوبانک نمیتوانست اقدامی بکند. این فرد با تحقیر و تهدید به اخراج کارکنان کارش را پیش میبرد و مدیر واحد نیز به دلیل ترس از از دست دادن موقعیتش در حوزه کاری اجازه دخالت نمیداد. محیط واحد احراز هویت پر از تهدید و تحقیر بود و هرگونه اعتراض منجر به اخراج میشد. در نیمه اول سال هزار و چهارصد و یک، وقتی قرارداد را تمدید کنم یا نشد، به خاطر انجام ندادن کارهای شخصی ایشان، در نیمه دوم همان سال به من گفتند قرارداد را تمدید نکنند و من تعدیل شدم؛ البته من استعفا ندادم و تا حد امکان تلاش کردم تا مدیران منابع انسانی و بازرسان بانک سامان هم ورود کنند، اما هیچیک نتوانستند کاری از پیش ببرند. حضور من در بلوبانک به مدت هجده ماه بود و به دلیل نیاز مالی و امید به پیشرفت شغلی، با احساس تحقیر و فشار در آذر ماه سال هزار و چهارصد و یک پایان یافت. لازم به ذکر است که ارتقاء سطح شغلی، پاداشهای فصلی و تأیید درخواست وام سازمانی از سوی این خانم به شرط دریافت هدایا و انجام کارهای شخصی، خرید وعدههای صبحانه و برخی خریدهای خاص و تهیه مواد مخدر منوط شده بود؛ و اگرچه تا حدی اوضاع بهتر شده، اما هنوز ادامه دارد.
این شرکت توسط یک دیکتاتور اعظم اداره میشه و تمام راهکار های چگونه سازمان خود را نابود کنیم اعمال میشود. شرکتی که ادعا میکنه داره نرم افزار oss پیشرفته کلاریتی میسازه ولی اصلا هیچ دانش و تجربه موثر در زمینه مخابرات ندارد. جالب اینجاست که کار تحلیل بازار و کشف محصول هم از برنامه نویس میخواهند در صورتی که اصلا با رویکرد اجایل تولید برنامه و تیم پروداکت اشنایی ندارند. کاملا عین پادگان رفتار میکنن و تا به حال ۲ بار در ۲ سال گذشته کل تیم فنی استعفا دادند. حقوق دیر پرداخت میشه و هیچ مزایایی نداره در صورت دیرکرد از حقوق کسر میشه ولی اضافه کاری پولی پرداخت نمیکنن بیمه تکمیلی نداره، ۳ برابر حقوق سفته میگیرن با دوربین توی هر اتاقی کنترل میکنن کاملا مدیران بی سواد و عقده ای داره عملا اعصاب و روانتون هم بهم میریزه
به نظر من این شرکت از نظر رفتاری با کارکنان شرایط مناسبی ندارد. مدیرعامل همواره با آه و ترشرویی با تیم برخورد میکرد و پشت سر هم در حال فریب دادن دیگران بود. روند استخدام هم بر پایه ظاهر افراد بود نه تواناییها و مهارتها، و این باعث ایجاد جو باندی و رفتارهای غیر حرفهای میشد. وقتی صحبت از حقوق میشد، پرداختها به تأخیر میافتاد و این تا حد زیادی بر اعتماد تیم تاثیـر منفی گذاشت. به طور کلی، ادبیات مدیرعامل نسبت به کارکنان مناسب نبود و برای بسیاری از همکاران تجربهای شکستخورده بود تا پیروزی.
برای یکی از شرکت های زیرمجموعه دیجی کالا رزومه فرستادم که بعد از حدودا سه هفته از سمت منابع انسانی تماس گرفتند و یک جلسه نیم ساعت ست کردند توی این جلسه بیشتر در رابطه با سوابق شغلی؛ چالش ها و حقوق در خواستی سوال میشه؛ چند تا سوال فنی هم میپرسند؛ بعد از اون تسک میفرستند که براش شیش روز وقت دادند ؛ تسک نسبتا سنگین بود و من متأسفانه خیلی خوب نتونستم براش وقت بزارم و خب دعوت به مصاحبه نداشتم اما مرحله بعدی طبق گفته خودش؛ مصاحبه تکنیکال و بعد از اون تطابق فرهنگی که چند روز باید توی شرکت کار کنید و بقیه اعضای تیم بهتون امتیاز بدهند.
مرحله اول مصاحبه منابع انسانی که در رابطه با سوابق شغلی و چالش های که توی شغل قبلی داشتی و همچنین حداقل حقوق درخواستی صحبت میشه مرحله دوم تسک فنی ارسال میشه که دو روز وقت میدن و حدودا دو هفته بعد برای مصاحبه تکنیکال تماس گرفتن؛ مصاحبه تکنیکال صرفا سوال های الگوریتمی که مصاحبه کننده خیلی خوب راهنمایی میکنه . مرحله آخر مصاحبه با مدیر عامل که یه سری سوالات کلی پرسیده میشه. به نظرم اگه گزینه های بهتری دارید وقت و انرژیتون رو برای این شرکت نذارید چون مرحله آخر هم امکان ریجکت شدن بالاست.
بعد از یک ماه رزومه فرستادن رفتم مصاحبه برای پوزیشن برنامه نویسی. دو نفر بودند که اطلاعات فنی خوبی داشتن، خوش برخورد هم بودن. مصاحبه خوبی بود و به گفته یکیشون به لحاظ فنی اوکی بودم. مبلغ پیشنهادیمو گفتم و اعلام کردن که تماس میگیریم. بعد از چند روز زنگ زدن گفتن تو پیام رسان بله برات یک فرم فرستادیم! پر کن و ارسال کن. من که بله نداشتم ولی فکر کنم بله با اجازه خودش منو ثبت نام کرده بود!! فرم هم پر کردم و ارسال کردم. بعد از دو هفته زنگ زدم که چی شد؟ گفتن خبرت میکنیم. بعد از یکماهو نیم زنگ زدم که چی شد؟ گفتن که خبرت میکنیم و الان بیش از 2 ماه شده که رفتن خبر بدن. آخه من نمیفهمم نیرو نمیخواین برای چی وقت آدمارو میگیرین؟ حداقل خبر بدین به این دلایل رد شدین آدم تکلیفشو بدونه.
از تجربهای که در این شرکت داشتم، این باور را دارم که آنها بیشترین ارزش را برای جوانان جویای یادگیری قائل هستند و محیطی امن برای کار و کسب درآمد فراهم میکنند. در این مجموعه، فضای آموزشی و توسعه مهارتها به شکلی جدی پیگیری میشد و این امر برای من بهعنوان مدیرعامل سهیم در رهبری، تجربهای مثبت بود. با وجود اینکه برخی جنبههای کارکردی را در قالب یک ساختار سازمانی دانشگاهگونه میدیدم، اما توجه به رشد فردی و ارتقای دانش کارکنان از اولویتهای مجموعه بود. به طور کلی، میتوانم بگویم که محیط کاری با ثبات و فرصتهای یادگیری مستمر برای کسانی که به دنبال پیشرفت هستند، ارائه میداد.
من مدت ۳ سال آسا کار کردم تیمها جوش با هم فرق میکنه ولی در کل این شرکت به آدم حس بی ارزشی و ناتوانی میده باند بازی توش موج میزنه اونایی برندن که اهل شعاف باشن در تیم ما که اینطور بود البته از تیم های دیگه هم اینو میشنیدم در کل از اینکه از اونجا اومدم بیرون کاملا خوشحال و راضیم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.