هیچ کدوم از اعضاء دارای اخلاق و قوانین کاری مناسبی نمیباشند و برخورد آنها با کارمند در حد زیر صفر میباشد. به طوری که هرلحظه خودت را سرزنش میکنی برای کار کردن در این شرکت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
با وجود بیش از یک سال همکاری با Royal Pardaz Tim، اکنون تمایل دارم این دوره را از رزومهام حذف کنم. امکانات رفاهی در شرکت وجود ندارد و حقوق هم به طور نامنظم پرداخت میشود. برای دریافت سنوات و عیدی ناچار شدم از طریق شکایت پیگیری کنم. به طور کلی مدیریتی وجود ندارد و هیچ تلاشی برای نگهداشت پروژههای جاری انجام نمیشود. مدیران اجرایی سطح دانش پایینی دارند که این موضوع بسیار آزاردهنده است. به طور کلی توصیه نمیکنم برای همکاری با این شرکت اقدام کنید.
من سه سال در امنافزار گستر شریف کار کردم و حرف اصلی من اینه که آنها بیرون از شرکت در حوزه امنیت نامی بزرگ دارند، اما در عمل شرایط به این شکل نیست. در این دوران فقط من و همتیمیهایم توانستیم پروژهها را تجربه کنیم و انگیزهای زیادی برای باقی ماندن در این شرکت نداشتم. مدیریـتها به مکرر تغییر کردند و تعدادی از نیروهای خوب که میشناختم رفتند؛ شرکت حتی به آنها توجهی نکرد و پروژههای ارزشمند نیز از دست رفت. امنیت شغلی محسوس نبود و حقوقها را بهراحتی افزایش نمیدهند یا با مقاومت روبهرو میکنند. بنابراین توصیه نمیکنم برای کار در اینجا اقدام کنید. بیرون از این شرکت، در حوزه امنیت و فناوری اطلاعات همچنان فرصتهای زیادی وجود دارد و احتمالا موفقتر خواهید بود. برایتان آرزوی موفقیت میکنم.
من از هفت سال پیش به تیم آسا پیوستهام و همواره با وجود نبود تجربه قبلی وارد این شرکت شدم. آسا واقعا در پیشرفت من نقش مهمی ایفا کرد و معتقدم بعضی از همکاران بیانصافی درباره این شرکت صحبت میکنند. فضای کاری در آسا بسیار دوستانه و دلنشین است و به شخصه از کارکردن در این مجموعه لذت میبرم.
شرکت به شدت غیر حرفه ای، پرداخت ها نامنظم، دریافت پروژه های زیاد و تحویل یک سورس کد اماده و ناقص به مشتری، بد قولی های زیاد برای پرداخت حقوق ساعات خارج از کار، انتظار کار زیاد.بدترین تجربه ی کاری پنج سال اخیرم
من با کارپینو تجربه خوبی از همکار بودن پیدا کردم و هنوز هم ارتباطاتمونو حفظ کردم؛ هرچند هیچکدوم از همکارانم به کارپینو برنمیگردن و بعضی مدیران یا فرآیندهای سخت شرکت، حس بردگی میداد. حقوق معمولا با دو هفته تاخیر و کمبود بوده و در پایان کار مرخصی و سایر مزایا هم بهطور کامل پرداخت نشد. قرارداد را هم در لحظهای که میخواستم جدا شوم، از من خواستن امضا کنم. این تجربه، تلخترین تجربه حرفهای من تا امروز بود.
در این مجموعه با محیط کاری غیرشفاف و توضیحناقص روبهرو بودم که به شدت بر رفتار حرفهای اعضای تیم مدیریتی سایه میافکند. ورود به کار با تجربهای از یک رفتار خانوادگی و نسبتا فاقد احترام همراه است که این فضای نامطلوب به کارکنان نیز منتقل میشود و گوش دادن به خاطرات مدیر فنی، تبدیل به عادت روزمره شده است. مدیریت شرکت به نوعی حصار از برخوردهای سلیقهای تبدیل شده و گاهی مدیران، خودباوری و نظرهای قطعی را در هر موضوعی اعمال میکنند؛ به طوری که برای حضور در جلسات صبحگاهی با حضور مدیرعامل، صحبت از اهدافی میشود که به نظر من هرگز عملی نمیگردد و ساختار درآمدی شرکت همواره پیچیده و بحثبرانگیز است. در پارکینگ، حضور خودروهای گرانقیمت و معاملات ضمنی مربوط به آنها دیده میشد و اگر با چنین نقلوانتقالهایی برخورد میکردید، لازم بود تا از خود واکنش نشان ندهید. حقوق و دستمزد به شکل مداوم فاقد شفافیت بود و فیش حقوقی به سادگی در اختیار کارمندان قرار نمیگرفت. تاخیرهای پرداخت به مدت طولانی وجود داشت و وقتی اعتراض میکردیم، با پاسکاری میان مدیریتهای مختلف روبهرو میشدیم و وعدههایی میدادند که عملی نمیشدند. تسویهحسابها با پیگیریهای شبانهروزی و کسریهای قابل توجه انجام میشد، حداقل عیدی و سنوات هم با تاخیرهای چندین ماه ارائه میشد و مشاهده میکردم که بارها کارکنان درگیریها و شکایاتی داشتند. مسئله رفاهی و نگهداری از نظافت هم چندان مساعد نبود. به عنوان نمونه احتمال داشت در سرویس بهداشتی مایع دستشویی موجود نباشد و برای دریافت دستمال کاغذی باید پیگیری کرد. میز کار هرگز بهطور منظم تمیز نمیشد و امور رفاهی کمبود داشت. اگر خودرویی داشتید و پارکینگ خالی بود، همان خودرو را باید خارج از شرکت پارک میکردید چون جای پارک نبود. غذا را باید خودتان گرم میکردید و گاز رومیزی تنها وسیله موجود بود. چای نیز با یک کتری قدیمی باید دم میشد و در هر طبقه یخچالی وجود داشت که چندین سال است نظافت نشده بود. در حوزه فنی و تجربه کاری، فرایند تولید نرمافزار به صورت سنتی انجام میشد و ادعای رعایت روشهای چابک وجود داشت اما هیچکدام از اصول آن به درستی اجرا نمیشد. اکثرا نیروهای باکیفیت یا وجود نداشتند یا به کارهای شخصی خود میپرداختند. به عقیده من، آموزش کارآموزی در چنین فضایی میتواند ذهنیت اشتباهی از تجربه کاری شکل بدهد. حریم خصوصی کارکنان، امنیت و احترام به آنها با محدودیتهایی همراه بود و امنیت فردی به طور کامل تامین نمیشد. ساعات کاری به شکل شناور تعریف نشده بود و هر تاخیر کوتاه، با کسر حقوقی سنگین مواجه میشد. کسر کار و اضافه کار نیز به صورت شفاف تنظیم نمیشد.
مدت دو سال در این شرکت حضور داشتم و تجربهای نسبتا ناخوشایند از کار در آن داشتم شیفت عصر را به عهده داشتم و فردی سطح پایین را به عنوان سرپرست برای این شیفت انتخاب کردند، فردی که با زیردستانش برخوردی ناگوار و از دید فنی هم چندان مسلط نبود کارکنان شرکت واقعا زحمت میکشند اما تیم مدیریت و مالی رفتارشان بهتازگی و به شدت ناشیانه بود برای مثال مسئول مالی هر روز دنبال این بود که مشخص کند چه کسی در شرکت سیگار میکشد، فقط به این خاطر که پدرش سابقا سیگار میکشیده و تجربهای خوب از افراد سیگاری ندارد تسویهحسابها طولانی شد و تقریبا هشت ماه به طول انجامید؛ در نهایت با پیگیری خودم موفق شدم پول را دریافت کنم عدم پیشرفت کاری و نوعی «بردهداری» بهعنوان از مزایای کار در پارس پک مطرح میشد نظرهای مثبتی که بهطور مکرر درج میشد را به سختی میپذیرفتم
من بعد از چند سال فعالیت به عنوان برنامهنویس وب در علوم سبز، معتقدم این مجموعه برای کارآموزی یا همکاری کوتاهمدت گزینه مناسبی بهنظر میرسد؛ اما خیلی از وعدههای بلندمدت عملی نمیشوند و از نظر حقوق و پیشرفت شغلی، وضعیت معمولی و کمتحرک است.
باور کنید تجربه من نشان میدهد که این شرکت در زمینه نرمافزارهای بازرسی و کنترل کیفیت فعالیت میکند و عمدتا در صنایع نفت و گاز و برای ارزیابی شناورها حضور دارد؛ فضای بازارشان بهطور مشخص به مشتریان خاص و بازاریابی با تمرکز کمین بازار اختصاص دارد. بهعنوان نمونه، فرصتهایی که برای این مجموعه مطرح میشود عبارتاند از: - کارآموزی - موقعیتهای برنامهنویس، طراحی سیستمها، تحلیلگر پایگاه داده و کارشناس استقرار سیستمها - کارشناس کنترل کیفیت برای گزینههای دوم و سوم، داشتن تجربه طولانیمدت در حوزه تخصصی تولیدات همان مجموعه حداقل به مدت پنج سال لازم است. تجربه من به همکاری میان این شرکت و شرکتی که در آن کار میکردم روی یک پروژه مشترک در سال ۱۳۹۹ برمیگردد که نتایج مطلوبی داشت. ضمنا امکان دورکاری وجود دارد و محیط کار برنده فضای نسبتا رسمی است.
شرکت ما را به عنوان یک فرصت رشد دیدم اما با برخی ضعفهای مدیریتی و سیاستهای داخلی روبهرو نبودم. از نظر فنی شرکت نسبتا قوی به نظر میرسید یا حداقل تلاش میکرد که سطح خوبی ارائه دهد و برای من که به عنوان جونیور وارد شدم، تجربه مفیدی از نظر پیشرفت به همراه داشت. با این حال فضای کاری بسیار بستهای داشت که گروهبندی خاصی از افراد تصمیمگیرنده همهکاره بودند و برای سایرین فرصت پیشرفت چندانی وجود نداشت. در تقسیمبندی کارکنان دو دسته دیده میشد: گروهی که خود را مغز متفکر میدانستند و تمام تصمیمها با آنها بود، و گروهی که تا حد معینی برای پیشرفت شرکت تلاش میکردند اما از نظر حقوق و مزایا بهآن اندازه که شرکت میخواست، در اولویت نبودند. برای من که به عنوان جونیور وارد شده بودم، قرار بود پس از یک هفته کارآموزی قرارداد و حقوقی حداقلی امضا شود؛ اما خیلی سریع زیر وعدههایشان زدند و تا دو ماه هیچ حقوقی پرداخت نشد. نکته دیگر این است که وعدهها و وعدههای آینده به عنوان ترفندی مدیریتی بارها و بارها تکرار میشد تا اینکه به طور غیر مستقیم فهمیدم قراردادی در کار نیست. با این وجود، حداقل حقوقی به موقع پرداخت میشد تا کارها رو به راه بیفتد، اما طی حدود یک سالی که اینجا کار میکردم هیچ قرارداد کتبی نداشتم. در بحث حقوق و مزایا، همانطور که گفته شد سفت بودن با گروه دوم وجود داشت: بیمه تا حد ممکن به موقع رد میشد تا برای شرکت مشکلی پیش نیاید، اما برای کاهش هزینهها، غالبا از حداقل حقوق وزارت کار استفاده میشد. افزایش حقوق سالیانه، عیدی و سنوات هم تقریبا به همین شکل بود. به طور مشخص، حتی پس از leaving company هم با برخی مسائل مواجه بودم و عیدی را پس از پیگیریهای مکرر در ده ماه و سنوات را در سه ماه دریافت کردم.
من موقعیت مکانی و محیط کار این شرکت را نسبتا مطلوب دیدم، ولی واقعیت این بود که برای رشد فردی باید بیشتر تلاش کرد. حقوق نسبت به شرکتهای مشابه پایینتر بود و سطح کاربری هم در حد متوسط بود (۶ از ۱۰)، بنابراین اگر دنبال پیشرفت هستید باید بیشتر خودتان دست به کار شوید و از همترازها یاد بگیرید، چون خیلی آنها به اندازه کافی به شما آموزش نمیدهند. شرکت برخی جشنهای مناسبتی و وعدههای صبحانه و ناهار را فراهم میکرد و از هزینه نهار تا حدود شصت درصد را پرداخت میکرد. همچنین سیستمی برای ثبت تسکها داشتند تا با استارت و استاپ کارها مشخص شود چه مقدار زمان صرف هر تسک شده است؛ این مورد برای برخیها ممکن است آزاردهنده یا دستپا گیر باشد. برای کسانی که به شرکتهای پایدار علاقه دارند و انتظار حقوق دقیقا سرموعد را دارند، اینجا ممکن است مناسب باشد؛ اما اگر رشد هم در نظر باشد، باید خودتان تلاش کنید چون چیزی بهطور غیراخلاقی در این زمینه به شما یاد داده نمیشود. یک نکته منفی که در تیم دیدم این بود که اکثر افراد با سمتهای مختلف سعی میکردند بگویند نیرو برای ما چندان هم مهم نیست و بهسرعت میتوانند جایگزینشان کنند؛ نمیدانم چرا چنین رویکردی وجود دارد، اما همین حرف را شنیدم.
در ابزارمارت جو سازمانی بسیار دوستانهای دارم و فضای کار بهگونهای است که دل تنگش میشود بعد از ترک؛ محیطی صمیمی که بهطور ناخودآگاه انگیزه میدهد تا رشد کنم. تنها نکتهی منفی اینجا این است که سطح حقوق نسبتا پایین است، مخصوصا برای کارهای پارهوقت دانشجویی و کارآموزی مناسب است.
رویایی که اول ورود به شرکت داشتیم خیلی زود تبدیل به تجربهای متفاوت شد. من هم مثل خیلیها وقتی وارد شدم، فکر میکردم با تیمی باحال و پروژههای جذاب روبرو میشم، اما مسیر کار خیلی زود تغییر کرد و هر روز پویاتر شدن کارها به معنای دقیق برنامهریزی مشخص نبود. در ابتدای راه همه چیز به نظر خوب میرسید، اما به تدریج پیامها عوض شد و مشخص شد که گاهی فقط در همان لحظه حال و هوای کار تغییر میکند و گاه تصمیمات به سلیقه مدیران بستگی دارد. پرداخت حقوق تا حدی منظم بود، اما احساس میشد که سیاستهای حقوق و مزایا تا حد زیادی به نظر شخصی مدیریت وابسته است و گاهی تفاوت زیادی با واقعیت دارد. انتظار میرفت که محصولات خارج از ایران فروخته شوند، اما سود و هزینهها به شکل قابل قبولی همسو نبود و خروجی کار اغلب صفر بود، گرچه به ما میگفتند اپلیکیشن آینده روشنی خواهد داشت. یکی از تجربیات ناخوشایند، اخراج ناگهانی بعضی همکاران بود که بدون اطلاع قبلی یا توضیح دقیق انجام میشد و هر کس برای رفتنش دلیلی متفاوت به ما میگفت. وقتی از دلایل حضور یا خروج افراد سوال میکردیم، با پاسخهای متفاوت و تفاوتهای فاحش روبهرو میشدیم. به دلیل حضور مدیران اصلی خارج از کشور، روزهای یکشنبه و تعطیلات داخلی با حضور ما تفاوت داشت و جو نسبت به قوانین کار سخت حساس بود. دوران کرونا نیز کنترلها به شدت افزایش یافت و برای مرخصی و اضافهکاری با موانع بیشتری روبهرو میشدیم. قوانین کار تا جایی که به نفع شرکت بود، اجرایی میشد و به منافع کارمند توجه کمتری داشت. حقوق برنامهنویسان iOS با یک الگوی مرحلهای ارائه میشد و در برخی شرایط با وجود وعده استخدام با دستمزد دورقمی، فشار اقتصادی زیادی احساس میشد. در کنار این، تبلیغات درباره استخدام با رقمهای بالاتر هم مطرح میشد که از دید تیم ناراحتکننده بود. در عین حال، محیط شرکت برای برخی از افراد خوشایند بود: امکانات غذا و خوراکی رایگان وجود داشت، همدلی بین همکاران بالا بود و حداقل بیمه کارمندی فراهم بود. همچنین برای تازهکارها محیط مناسبی به نظر میرسید و محل کار آرامی داشت. در نهایت نکات مثبت زیر به صورت روشن باقی میماند: - وعده غذای رایگان ناهار و خوراکیهای ساده - همدلی میان اعضای تیم - حداقل سطح بیمه کارمندی - محیط مناسب برای آغاز کار جدید - سکوت نسبی و آرامش فضای کار اگر تصمیم به کار گرفتن در این مجموعه دارید، برایتان آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم با درنظر گرفتن نکات مطرحشده، تجربهای بهتر رقم بخورد.
برایم آدانیک افزار تجربهای فراموشنشدنی بود، جایی که فضای کار با وجود روزهای سخت، به طرز غیرمنتظرهای احساس خانه بودن میداد. طبیعی است که رفتار مدیران با ایدههای تازه و خلاقیت برای من یکی از بزرگترین دلایل پیوستن به این تیم بود؛ آنها با باز بودن ذهن و پذیرش تغییر، فضای کار را پویا و بهروز نگه میداشتند. حضور مدیر منابع انسانی با آگاهی، همدلی و کارآمدی، نقش تسکیندهنده و انگیزهبخش بزرگی برای تیم بود و کنار هم بودن با او حس امنیت شغلی و اعتماد را تقویت میکرد. در کنار این، اولویت دادن به رضایت کارکنان و توجه به دغدغههایشان از دیگر ویژگیهای مثبت محیط آدانیک بود، که باعث شد از همان ابتدای حضور احساس کنم جایی برای رشد دارم. یکی از زمینههای قابل بهبود، کمبود دورههای آموزشی برای اعضای تیم در دپارتمان منابع انسانی است؛ با افزایش این آموزشها بهطور قطع تعاملات کاری، وفاداری شغلی و رضایت کارکنان بهبود بیشتری خواهد یافت. در کنار این، نبود ساختار سازمانی روشن برای همه اعضا و نبودن عناوین شغلی مشخص نیز بهعنوان نقطهای برای بازنگری مطرح است؛ با توجه به دیدگاه اولیه تکسطحی در آدانیک، بازنگری و بازتعریف این جنبهها میتواند به فرآیندهای کارآمدتر و مسیر حرفهای شفافتری منجر شود.
در این شرکت انتظار دریافت حقوقی ندارم و از این رو با ورود به آن ناامیدی را هم همراه میآورم. با وجود نکات مثبتی که وجود دارد، بیشترین بار من روی مسئلهای اقتصادی افتاده است که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. به گونهای که ممکن است پنج ماه سپری شود و حتی مبلغی مثل دو میلیون تومان هم به حسابم واریز نشود.
من در این شرکت تجربهای داشتم که بهتر است دیگران از آن درس بگیرند. مدیر شرکت فردی با مدرک دکتراست اما واقعا از حوزه نرمافزار و کسبوکار همسو با این زمینه بیاطلاع است. به قولهایی که میدهند هیچ اعتمادی نباید داشت چون به راحتی یادشان میرود. پروژهها هیچ نقشه راه مشخصی ندارند و ناگهان با تغییر جهتهای تجاری مواجه میشوید؛ هر بار باید بخشهایی از کار را که نوشتهاید پاک کنید و دوباره از نو شروع کنید. احترام به برنامهنویسها چندان پایدار نیست و این از شاخصهای بارز محیط کاری محسوب میشود. به خاطر ضعف مدیریت، فضایی از beneath the surface وجود دارد که توجیهات و چاپلوسی جای شایستگی و تواناییها را میگیرد. حقوق به دو بخش پرداخت میشود که بخش دومش بهنامه توافقی با شرکت بستگی دارد و ممکن است در هر زمان پرداخت نشود. حتی در قرارداد نیز حقوق پایه بهعنوان حقوق کار مشاغل وزارت کار ثبت میشود و بخش دوم هم گاهی بهصورت نقدی و به دلخواه شرکت واریز میشود؛ در مواردی شبیه پرداخت پنج تا شش میلیون تومان به شکل اسکناس کوچک میافتد. به لحاظ جالبی، شرکت با اینکه لطف میکند حقوق میدهد، گاه صحبت از این میکند که در زمان مقرر حقوق را پرداخت میکند یا از منابع شرکت برای پرداخت حقوق استفاده میکند. گاهی میبینی که بیست روز از کار گذشته و هیچ پرداختی انجام نشده و هیچ پاسخی از سوی مدیران نیست. جلسات بینتیجهای بهوفور برگزار میشود؛ همایشهای طولانی برای جمعکردن همه در اتاق وجود دارد اما از طرف دیگر انتظار میرود کارها بینقص و در موعد مقرر تحویل شود.
به عنوان نویسندهی پروژههای بکاند، من وقتی شرکت با سابقهای حدود بیست سال فعالیت رو در نظر میگیرم، کمتر با مشکلات مرسوم استارتاپی مواجه شده بودم؛ با این حال، به دلیل ماهیت پروژههای نرمافزاری، شرکت به نظر کهنه یا خاموش نمیآمد. اگر به مفاهیم بازار سرمایه علاقه دارید، این محیط میتواند محفلی مناسب برای یادگیری بیشتر باشد و تجربه و دانش تیم در این حوزه ملموس است. فضای کاری در شرکت دوستانه و صمیمی است و همکارها به سهولت با هم ارتباط برقرار میکنند. مدیران سطح بالا به سرپرستهای تیمها اعتماد دارند و دخالت مستقیم در جزئیات کارها معمولا زیاد دیده نمیشود. پرداختها منظم و به موقع انجام میشود و بخشی از دستمزد بر اساس عملکرد به صورت کارانه در دورههای سهماهه پرداخت میشود. قراردادها به صورت رسمی و تکبرگی منعقد میشوند و تحت پوشش بیمه تکمیلی هم هستند. در خصوص حضور فیزیکی کارکنان، زمان دقیق حضور اهمیت ندارد و ملاک اصلی، پیشرفت کار و ارائه سرویس مطابق با برنامهی از پیش طراحیشده است.
در شرکت ایران سایت بود که فهمیدم تحت فشار، تواناییهایم را بهتر میشناسم و رشد کردم؛ تجربهای که باعث شد به وجود انگیزهای دوباره برای بازگشت به این تیم احساس کنم. دوست دارم دوباره فرصت کار در این شرکت را داشته باشم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.