وقتی به توسن فکر میکنم، بیشتر از هر چیز رضایتی که از یک تجربه بلندمدت کاری داشتم به ذهن میرسد. مدت چهار سال با این شرکت همکاری کردم و همین مدت، آیندهام را به شکل قابل توجهی شکل داد. به خاطر مسائل خانوادگی نتوانستم همچنان در تهران بمانم، اما همان زمان هم حس میکردم انتخاب درست را انجام دادهام. اگر کسی دنبال یک تجربه خوب و همکاری طولانی با مجموعهای قابل اعتماد است، پیشنهاد میکنم توسن را مدنظر قرار بدهد؛ قطعا نتیجه میگیرد. شرکت از نظر سطح حرفهای در سطح قابل قبولی قرار داشت، حقوق و مزایای مناسبی ارائه میکرد و تیم مدیریتش با قلبی مهربان کنار همکاران و کارمندها بودند. هر سازمانی نقاط ضعف دارد و گاهی کمبودهایی هم دیده میشد، اما در کل از حضور در این مجموعه راضی بودم و هنوز هم با تعدادی از دوستان ساکن توسن در ارتباطم و برآوردشان مثبت است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مدت طولانی با توسـن همکاری داشتم و وقتی نظرات دیگران را دیدم، دلگیر شدم؛ اما به نظرم هر شرکتی هم مزایا و هم معایبی دارد و توسـن نقاط روشن و ویژگیهای مثبتی هم دارد. بر خلاف برخی شرکتها که به دنبال تعادل بین کار و زندگی هستند، من تجربهی ادغام کار و زندگی در توسـن را حس کردم. یکی از ارزشمندترین ویژگیهای این شرکت، حمایت از کارکنان و خانوادهشان است؛ این را دست کم نگیرید. تنها بخشی از این حمایتها شامل حقوق بهموقع، کارانه و پاداش پایان سال است که این موضوع را بهخوبی میفهمی. اینکه حقوق نسبتا مناسب است، را هم نمیتوان انکار کرد. سوای حقوق، بخشهای انگیزشی، رفاهی، سفرها، تأمین مواد خوراکی و سایر مزایا هم وجود دارد که شاید برای بسیاری از شرکتها معمول باشد. کسبوکار توسـن حساس است و بیشتر خدمات نرمافزاری را به موسسات مالی و بانکها ارائه میدهد؛ این تجربه به من یاد میدهد که چگونه در پروژههای بزرگ و مهم و حساس با دستگاهای کسبوکار سروکار پیدا کنید. توسـن مشتریان خارجی دارد و این، فرصتی است برای کسانی که میخواهند تجربه کار با مشتریان بینالمللی و زبان انگلیسی را به دست بیاورند. همچنین ساختمان جدید توسـن با محیطهای دیگر تفاوت زیادی دارد و بهگونهای طراحی شده که فاصله مدیری با همکاران تا حد زیادی از بین میرود. اگر یکی از اعضای فامیل درجه یک در توسـن کار میکند، دورکاری آنجا را بهخاطر خط قرمز بودنش کنار بگذارید؛ فامیلبازی در این شرکت وجود ندارد. به پیشرفت و آموزش در حوزههای مختلف اهمیت داده میشود؛ شاید برای برخی شغلها خیلی کافی نباشد، اما نسبت به برخی شرکتهای دیگر هم کمتر نیست. بهطور کلی اگر بتوانی جذب شوی و در توسـن بمانی، به یکی از متخصصها تبدیل میشوی. در کل بهخصوص کسانی که عاشق کار در توسـن هستند، پیشنهاد میکنم حتما تلاششان را بکنند. هم تجربهی ورود خودم و هم مدت زمانی که با توسـن همکاری داشتم، نشان میدهد ورود به این شرکت کار دشواری است؛ اما اگر موفق شوی، از تصمیمات پشیمان نخواهی شد. در آن دوره، تعداد پرسنل و سالهای فعالیت را بهدرستی ثبت نمیکردند؛ زمانی که ما بودیم بیش از هشتصد نفر پرسنل داشتند و اکنون قطعا بیشترند و جشن بیستسالگی را برگزار کردهاند. موفق باشید
شرکت آرسینا تجربهای کاری ناامیدکننده برای من رقم زد. به مدت شش ماه با آنها همکاری کردم و نتیجهای که گرفتم خیلی رضایتبخش نبود. شرکت در زمینه طراحی اپلیکیشن و فروش آنلاین فعالیت میکرد. فضای کاری به شکل خانوادگی پیش میرفت و اکثر تصمیمها پشت درهای بسته و با نظرهای مختلف اطرافیان گرفته میشد. همین فضای نسبتا خودمانی باعث شد محیط مثل خانهای باشد که وسایل شخصی خیلی وقتها دیده میشد و هر کس نظری میداد. با اینکه مدیران ذاتا فرد بدی نبودند، اما به لحاظ حرفهای فاقد فرهنگ سازمانی بودند و برای رفتار با افراد یا بهبود فرایندهای کاری که حتی یک ریال هزینه داشت هم با مشکل رو به رو میشدند و اشتیاقی به تغییر نشان نمیدادند. آنچه به شدت آسیبزا بود این بود که حتی یک نسخه از قرارداد را هم به کارمند نمیدادند و حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد. هر ماه مجبور بودیم با تماسها و ارائه دلایل متعدد پیگیر حقوق باشیم تا آن بالاخره پرداخت انجام شود. در نهایت رفتارهای غیرحرفهای مدیریت باعث شد تصمیم بگیرم از شرکت جدا شوم. وقتی برای شکایت رفتم متوجه شدم بیمهام تاکنون رد نشده است و در نهایت از طریق اداره کار توانستم حقوق مربوطه و جبران خسارتها را بگیریم؛ همچنین پرداخت حق بیمه نیز پیگیری شد. این تجربه به من یاد داد که به سمت شرکتهای کوچک و فامیلی نروم و قبل از هر همکاری جدی درباره تعهدات مالی و بیمه مطمئن شوم.
به همان روزها که در ریحون کار میکردم با همه تفاوتها، تجربهای واقعی را به یاد دارم. الان دیگر ریحون وجود ندارد و بسیاری از همکاران با اخلاق و انرژی بالایشان به شرکتهای دیگر رفتند. رهبری را در آن زمان آقای کبیری به عهده داشت که با اخلاق و مهربانی بلندپرواز و شاد بود؛ شریک تجاریشان اما فرانسوی یا ایرانی نبود و به نحوی معمولا کارها را سختتر میکردند و در مخالفتها دست بالا را داشتند. همکاران ما همگی افراد خوبی بودند و از نظر سطح اجتماعی و طبقه همسطح یکدیگر بودند. با وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی، هنوز دلتنگ تکتک همکارانم هستم. واقعیت ماجرا این بود که بازار سفارش غذا با روشهایی غیر اخلاقی تحت تسلط اسنپ درآمد و به این شکل شاید دست کم بیست نفر از ریحون و چیلیوری بیکار شدند. اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، هر جا آقای کبیری حضور دارند مکان نسبتا مناسبی است و در پروژههای بعدی شرکت، فکر میکنم همکاری با ایشان را توصیه کنم.
خب از چی بگم براتون... قبل از ورود تصویر خوبی ازشون داشتم و بعد از خروج اینطور نبود هیچ وقت از ترک آسا پشیمان نشدم، روزی که خارج شدم تمام دپارتمان مون (11 نفر) . چند نفر دیگه همه ناراحت بودیم. من دکترای IT از دانشگاه تهران دارم و نزدیک 10 ساله در حوزه مدیریت پروژه های نرم افزاری شاغل هستم (اینو گفتم که سابقه کاریم مشخص باشه در ارتباط با مواردی که میخوام بگم). چند مشکل باعث شد این اتفاق بیفته: اول اینکه: مدیر منابع انسانی زبون باز، با لیبل روانشناس میشینه جلوت ولی عملا مهره مدیریت برای تعامل با افراد است. قرار بود یک قرارداد 3 ماه داشته باشیم اما یک قرارداد 20 روزه نوشتن و ماه به ماه تمدید کردن مثل کارگرها(از اول قرار بود ابتدا یک قرارداد 3 ماه داشته باشیم و سپس یک ساله) و همین مساله باعث شد در اتمام 3 ماه من چند پیشنهاد کاری که داشتم روی میز بزارم و در حقیقت از ماه دوم من دنبال کار بودم. جالب اینکه انتهای مثلا 3ماه که با بی نظمی شد 4 ماه باز هم قرارداد 3 ماه دادن خیلی دیگه خنده بود دوم اینکه: من نتوانستم با مدیر دپارتمان تحلیل ارتباط برقرار کنم نمیدونم مشکل از من بود یا او اما وقتی نتونی با مدیرت ارتباط برقرار کنی کار سخت هست ببینید مشکل اینجا بوده اون درگیر همه پروژه ها بود و اصلا زمانی نداشت برای شناخت من، مثلا میگفت من فلان چیز رو گفتم چرا انجام ندادی درحالی که اصلا به من نگفته بود و وقتی من میگفتم نگفتی با لحن نسبتا تندی حاشا میکرد و من ابزاری برای اثباتش نداشتم کارهای به جای اینکه در یک سیستم مدیریت وظایف ارجاع بشه شفاها گفته میشد و من یاد داشت میکردم و برای خودم یه ترلو گذاشته بودم و تو اون میزدم خب واقعا با این سیستم ممکنه آدم تسکی رو یادش بره یادمه یبار 8 صبح جلسه داشتیم و من 10 دقیقه به 8 رسیدم و اومدم یه نون داغ کنم یه لقمه درست کنم بعد برم تو جلسه 8 و دو دقیقه (توروخدا به اعداد دقت کنید) رسیدم به اتاق جلسات با لحنی تند که ما 8 جلسه داشنیم کجایی و ...، جالب اینکه دو نفر دیگه (جلسه 4 نفره) یک اصلا نرسید به جلسه و اون شخص 8 و 20 دقیقه رسید ولی اون روز واقعا در ذهن من موند یا مثلا کل کار من به عنوان تحلیلگر شده بود سند زدن، و تحلیل هارو خودشون انجام میدادن و به من میگفتن مستند کن، من از کارم لذت نمیبردم مشکل سوم: من یک بار هم تیم فنی را در 4 ماه حضورم ندیدم (البته کرونا هم دخیل بود)، کل پروژه ای که من کار میکردم در طول 120 روز حتی یک بار پابلیش نشد، جلسات فنی و daily به شدت نامنظم هر دو هفته برگزار میشد، در کل به لحاظ فنی بار نداشت، میگفتن هر نکته تحلیل هست مستند شه و به تیم فنی بدیم تا ریزترین چیزها در حالی که در محیط شارپ خیلی از مسائل باید با جلسه حل بشه و نیازی نیست مستند سازی افراطی صورت بگیرد. بعد 4 ماه با اینکه نظرشون به ادامه همکاری بود من همه این موارد رو بهشون گفتم و خارج شدم با قلبم تسویه هم 2 ماه بعد با حرف و حدیث انجام شد در آخر فکر میکنم اگر در دپارتمانی دیگر بودم شاید شاید شاید در آسا میماندم
من تجربهای ناامیدکننده از شرکت سان دارم که هنوز هم ذهنم را درگیر میکند. ورود و خروج کارکنان در سال اول کار مشخص نبود و اضافهکاری هم وجود نداشت. پس از مدت کوتاهی و گذراندن کارهای فراوان و نصب سرورها در شهرستانهای مختلف، مدیر اصفهانی گفت که بابت هر شهری که به دلیل کار برای این پروژه رفتم، دونهای بیست تومان پاداش میگیرم. آن حرف برایم خیلی تاثیر منفی داشت و اعصابم را خراب کرد؛ سرانجام پس از شش ماه از شرکت رفتم و با زحمت خیلی توانستم تا نصف حقم را بگیرم. جاهایی که کار میکردم، تعدادی از همکاران واقعا استعدادهای برجستهای بودند که اکثرشان راهی آمریکا شدند. هیچ مزایای مشخصی وجود نداشت و تنها کاری که انجام میدادیم، فشار کاری بیوقفه بود و هیچ امیدی به آینده نبود. در آن بازه زمانی فقط دو بار پاداش گرفتم و آن هم دو پاداش وزارت کار بود که بهطور کامل وصول شد. مدیریت شرکت خیلی سختگیر و بیرحم بود و خدمات رفاهی یا حمایتی در اختیار کارکنان نبود.
اگر نیروی کار مبتدی هستین کارکردن تو این شرکت میتونه براتون مفید باشه اما اگر متوسط یا حرفه ای هستین ابدا اجازه ی رشد از یه حدی به بعد بهتون داده نمیشه و شرایط رو به قدری براتون سخت میکنن که خودتون رفتن رو ترجیح بدین، رفتارهای احساسی و هیجانی زیادی رو از طرف مدیریت میبینین که منجر به رفتن و قطع همکاری غیر حرفه ای با پرسنل میشه. در کل ارزش زیادی برای منابع انسانی قائل نیستن، دریافتی ها دیر و حتی ماه ها به تعویق میوفته و حتی به نسبت عرف بازار کار بسیار کمتر هست. در کل مدیریت هیچ درک متقابل و تعامل با پرسنل ندارند و حاظر به وقت گذاشتن برای کارمندان خود نیست. بسیار مغرورن و هیچ انتقادی رو هم قبول نمی کنن. و حتی به همه به چشم بدبین نگاه می کنن.
سلام، تجربهای که از فرست کوئست دارم اینه که من محمدرضا هستم و بیش از شش سال سابقه کار دارم؛ از این مدت، تقریبا دو سالی است که در این شرکت فعالیت میکنم و واقعا راضیام. محیط کار سالم، روابط دوستانه و فضای آرامی که وجود دارد، از جمله عوامل اصلی رضایت من هستند. فرهنگ سازمانی خوب، مدیران با رفتار حرفهای و توجه به افراد تیم همواره باعث شده احساس کنم در مسیر یادگیری و پیشرفت قرار دارم. نکتهای که به نظر من منفی میرسد، به دلیل شرایط کرونا مربوط به قراردادهای کوتاهمدت است؛ با این حال صادقانه باید بگویم مدیریت همواره تلاش کرده راههای جدیدی برای کارآفرینی و پروژههای تازه پیدا کند تا قراردادها بسته شوند.
تجربهای که از کار در این شرکت دارم، به من این واقعیت را ثابت کرد که محیط کاری بسیار مناسبی است. با وجود اینکه از مدیریت برخی بخشها نواقصی احساس میشد، تیم فنی بسیار با دانش و از نظر انعطافپذیری فوقالعاده بود و همواره کمک حال همدیگر بودیم. من تجربه کردم که بچههای زرینپال در طول مدت حضورم یکی از بهترین محیطهای کاری را برای خود سامان داده بودند.
ممکنه تعجب کنید که در حوزه IT چنین شرکتی وجود دارد.... مدیرانی باسابقه کم و تخصص کم یا تخصص های غیرمرتبط برای واحدها و تیم های مختلف استخدام میشوند و مدام هم عوض می شوند::: با عوض شدن مدیران، ساختار شرکت یا تیم ها و سیاستها عوض میشود. من این چهارسال فقط برای پروژه خودمان پنج مدیر پروژه دیده ام و میدانم همین اوضاع برای پروژه ها و واحدهای دیگر هم هست. در این مدت دو مدیر عامل هم برای شرکت دیده ام. یک هفته پیش، مدیر عامل شرکت در یک برخورد بسیار عجیب با یکی از برنامه نویسان دعوای لفظی عجیبی سر موضوعی بی اهمیت به راه انداخت و او را جلوی چشم همه اخراج کرد و با داد و فریاد به منشی واحد گفت: "این اخراجه! از فردا حق ورود به شرکت رو نداره!!! اثر انگشتش رو حذف کنید!" البته بعد از چند روز با وساطت بقیه آن بنده خدا را سرکار برگرداندند. با ورود این مدیرعامل جو شرکت مسموم و ترسناک شده است. منابع انسانی شرکت و رسیدگی به کارمند(به جزبیمه تکمیلی) صفر است، حتی وضعیت خدمات و بهداشت شرکت اصلا مناسب نیست...... ممکن است اول کار بخاطر کثیفی سرویس بهداشتی سرخورده شوید! حتی اگر موقع نقل و انتقالات بین ساختمان ها آمدند و به شما گفتند "باید سر میز و صندلیها را خودتان بگیرید و بین طبقات جابجا کنید." اصلا متعجب نشوید! چون این اتفاق افتاده تکنولوژی مورد استفاده خیلی خیلی قدیمی است و اصلا قابل توصیه نیست. ساختمان شرکت هم همینطور...... ساعت کاری شرکت 8تا5 است البته چهارشنبه ها8تا4 است و پنح شنبه ها و جمعه ها یا تعطیلات هم اگر به شما نیاز باشد باید بیایید. اگر صبح حتی نیم ساعت هم دیر بیایید باید مرخصی رد کنید به همین دلیل بعد مدتی مانده مرخصی همه منفی است، شناوری اصلا ندارند و به زمان ورود و خروج خیلی حساسند. فقط میتوانید 4 روز در ماه مرخصی اول وقت بزنید!! اصلا سیستم ورود و خروج به شما اجازه ثبت بیشترش را نمیدهد.پس بیشتر از4 روز دیر بیایید کسری حقوق میخوریدوجریمه میشوید.فعلا حدود چهار ماه است که اضافه کاری ممنوع شده با دورکاری از اساس مشکل دارند. اوایل کرونا(ماه فروردین) حدود یکماه دورکاری نوبتی گذاشتند که آنهم وابسته به این بود که شانس بیاورید و به شما مودم برسد. در این 9 ماهه تعداد زیادی از کارمندان کرونا گرفته اند و شرکت هم اخیرا فقط حدود 2 ماه اخیر آنهم نوبتی و برای تیم های محدودی دورکاری گذاشته است و الان که تهران از وضعیت قرمز خارج شده و وضعیتش نارنجی شده دورکاری لغو شده است از طرفی شرکت برای دوران کرونا قدرت خرید مودم به قدر کافی را ندارد تا کارمندان را دورکاری بفرستد و برای دورکاری مودم لازم دارید و تعدادی مودم نوبتی بین کارمندان میچرخد و هر کس مودم نداشته باشد دورکاری نمی رود. منت زیادی بابت دورکاری سرتان میگذارند. مودم هم مدام قطع می شودیا آنتن نمیدهد پس اگر مودم نوبتی به شما تعلق بگیرد و کاری داشته باشید احتمالا دوباره به شرکت می روید. جلسات دورکاری را از طریق اینترنت شما برگزار میکنند و شرکت هیچ هزینه ای برای استفاده شما از اینترنت شخصی تان برایتان واریز نمیکندو حق رفت وآمد آن روزها را هم از حقوقتان کسر می کند.......اگر کرونا بگیریدحقوق نمیگیرید و بایدبروید از بیمه استعلاجی بگیرید چندین بار پیش آمده که هیچ اطلاعی نمیدهند و کارمند را دم عید تعدیل میکنند یا قراردادش را تمدید نمیکنند خلاصه توجه به حقوق انسانی و شخصیت کارمند در این شرکت خیلی پایینه... هرسال خیلی کارمندان استعفا میدهند و مدام نیروی جدید می آید! موقع استعفای نیروها، شرکت، هیچ تلاشی برای حفظ آنها یا تغییر نظرشان نمی کند. اگر سیگاری هستید و در ساختمانهای خاصی ازین شرکت کار میکنید وضع سختی تجربه خواهیدکرد چون مدیرعامل جدید شرکت با سیگار مشکل دارد و این را وقت مصاحبه به شما نمیگویند، پشت بام را قفل میکنندو باید انگشت خروج بزنیدو بروید خیابان سیگار بکشیدو مرخصی رد کنیدوشاید حتی بیرون ساختمان هم به شما گیر بدهند!!!!! در مصاحبه وعده های زیادی میدهند که اصلا عمل نمیشودو نیرو را برای جذب فریب میدهند و طوری با اعداد حقوقتان بازی میکنند که گیج شویدو متوجه حقوق واقعیتان نشوید::::: افزایش حقوق سالانه نرخی است که دولت هر سال اضافه میکند و بیشتر نیست. بعد از یک سال اگر شرایط داشتید وام(به مبلغ 25 میلیون تومان) هم به شما میدهند و از شما قبل از وام چک میگیرند. وعده وام مسکن هم درمصاحبه میدهند که رویش حساب نکنید! این وام بعد از دو سال مشمولتان میشود که هیچ فرقی با وام مسکن اوراقی نداردو باید مثل وام مسکن اوراقی کلی پول بدهید اوراق بخرید فقط یک مقدار کم سودش کمتر است و اگر بخواهید قطع همکاری کنید باید حتما حتما تسویه کنید و روز قطع همکاری را سررسید همه قسطهای وامتان میکنند و از آن روز جریمه تعلق میگیرد پس بهتر است به جای اینکه شرکت را واسطه کنید خیلی راحت وام مسکن اوراقی عادی را خودتان از همان بانک مسکن بگیرید. هیچ کسی برای این وام اقدام نمیکند. پس در حد وعده مصاحبه است.موقع اعیاد مهم هم معمولا 250 یا 500 تومان میدهند که در سال سه_چهار بار است و 22بهمن یک پایه حقوق میدهندو تولد کارت هدیه صدهزارتومنی میدهند.غیر اینها پاداشی ندارد حتی اگر ازدواج کنید هدیه نمیگیرید بیمه تکمیلی بعد از دوره سه ماهه آزمایشی تعلق میگیرد. کار در این شرکت را فقط به کسانی توصیه میکنم که سابقه کاری شان در فیلدشان صفر است این روزها یک میز فوتبال دستی در پشت بام گذاشتند وچونکه اکثرا پشت بام قفل است(اگر هم قفل نباشد باران و برف میآید)امکان استفاده ندارید و یا موقعیت آن جوری جلوی چشم است که مدام مدیران کنترلتان میکنند و یا توپش را برمیدارندو نمی توانید سراغش بروید بچه ها اغلب باهم صمیمی و گرمند. بعضی تیم ها هم جلسات آموزشی بین خودشان میگذارند که البته ما نداریم.
اسم من افشین هست از اون کارمندا که خیلی رو راسته و بعضی وقت ها آدم ها از دستش ناراحت میشن ولی به طور کلی بچه خوبی هستم فقط ترجیه میدم با حقیقت تلخ روبرو بشم به جای دروغ شیرین برای همین هروقت مخالف چیزی باشم بدون تعارف نظرمو میگم حتی اگر اون فرد مدیرم باشه بعضی از همکارام میگن خیلی خوبه که بدون در نظر گرفتن سمت افراد می تونی انتقاد کنی البته همیشه فیدبک خوب گرفتم از این قضیه خوب نظر من در مورد فرست کوئست: ۱- یه شرکت کوچیک با ایده های خیلی بزرگ ۲- ایده ها فقط مربوط به مدیریت نیست ایده شما اینجا ارزش داره ومرتبا برای در میان گذاشتن ایده ها دور هم جمع میشیم ۳- اگر استخدام فرست کوئست شدید بدونید حتما لایق بودید چون بارها مورد ارزیابی قرار گرفته اید و انقدر مناسب بودید که قرار کارهای مهم و بزرگی به شما واگذار شه. ۴- تو شرایط تحریم، بیماری و اتفاقات ناگوار گذشته ،مدیریت به جای پا پس کشیدن و شونه خالی کردن تلاش کرده راه چاره ای پیدا کنه تا مثل خیلی از شرکت ها از تعدیل نیروهای خوب و بی تقصیر جلوگیری کنه که البته خدارو شکر تا امروز موفق بوده ۵- تو ی فرست کوئست خوب بودن حال شما خیلی مهمه نه فقط از طرف مدیریت بلکه کارمندا بیشتر از اینکه همکار باشن یه دوست خوبن برای شما ۶- تو فرست کوئست همه کنار هم و باهم بدون ادعا کار می کنن و امکان نداره وقتی سوال یا کمکی از کسی بخواهید با لبخند پاسخ شمارو نده . ۷- تو فرست کوئست کسی رفت و آمد شما یا کاراتونو چک نمیکنه و حتی دستگاه حضور غیاب وجود نداره چون معتقدند انسان ها قابل اعتماد و قابل احترامند همین انتخاب واعتماد هوشمندانه باعث شده خود شما از ته دل نخوای کم و کسری بزاری ( اعتماد خیلی حس خوبیه) ۸- تجربه من با مدیریت خیلی مطلوب بوده باور دارم که از هیچ کاری برای رضایت من کارمند کوتاهی نمیکنن و خیلی هم قابل اعتماد هستند.(تجربه کردم که میگم) از خوبیا که تعدادشون هم خیلی زیاد تر هست ومن به چند موردشون فقط اشاره کردم بگذریم و قسمت های منفی هم بگیم خوب من فقط یک مورد به ذهنم میرسه که البته خیلی نمیتونم فرست کوئست رو مقصر بدونم اما دغدقه منم هست با دلیل اتفاقات سال ۹۸ و شیوع بیماری تا به امروز شرکت های گردشگری با مشکلات عدیده ای رو برو شدن که از جمله اون مشکلات اقتصادی هست همین باعث شده که خیلی شرکتها یا تعطیل بشن یا به فکر تعدیل نیروها بیفتند که حقیقتا چاره ای نداشتند اما فرست کوئست یه مدیر با تدبیر و خوب داره و فقط در این شرایط جهت حفظ نیروها مدت قرارداد هارو کم کرد هرچند خداروشکر همیشه تمدید کرده اما دلهره از دست دادن شغل و محیط دوست داشتنی شرکت ٫ در روزهای پایانی هر دوره قرارداد حس عدم امنیت شغلی رو به ما کارمندا القا میکنه من از همکاری با این شرکت بسیار راضی هستم و میگم هم همکارای خیلی خوبی دارم هم مدیرای بسیار فهمیده وانسانی امیدوارم شما هم روزی تجربه خوب همکاری با فرست کوئست رو داشته باشید.
سالها پیش با این شرکت همکاری میکردم و تجربهام از آنجا اینطور بود که تمام ابزارها و قراردادهای مرتبط با پروژههای جدید بیمارستانی در دسترس بود و از جنبه فنی، نسبتا خوب عمل میکردند، هرچند رفتارهای غیررسمی و پیچیدهای هم وجود داشت. در زمان خودشان در برخی مواقع قراردادها تغییر کرد و حقوق عدهای که از امضای قرارداد جدید سرباز زده بودند، پرداخت نشد. سفته هم گرفته شده بود و این مسئله خیلی خصوصی و حساس بود. در نهایت از شرکت جدا شدم و خداحافظی کردم. چیزی که در این تجربه دیدم این بود که پرداخت حقوق بهطور نامشخص و با تاخیر صورت میگرفت؛ گاه ماهی یکدهم، گاه بیستم یا بیستوهفتم هر ماه بود. به نظر میآمد که جذب نیروهای شهرستانی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. چند وقت قبل به یک بیمارستان خصوصی رفتم و با آنها همان تجربه را مقایسه کردم؛ به نظر میرسد سیستم مشابهی در آنجا وجود ندارد. اگر به دنبال یادگیری هستید، بهتر است کد را بخوانید و به دنبال مستندات نباشید؛ نکته مهمی وجود ندارد.
شرکت به معنای واقعی از کارکنانش بیگاری میکشه با حقوق بسیار پایین تر از سطح بازار . در مورد قرارداد که 50 میلیون سفته البته چند سال پیش الان احتمالا بیشتر شده، اون هم در وجه مدیر عامل بدون اینکه قید کنن برای تضمین کار هست با تاریخ اعتبار 5 سال ازتون میگیرند.در حال حاضر هم به هیچکدوم از کارمنداشون که استعفا دادن سفته هاشونو ندادن . همچنین همیشه توی اگهی هاشون میزنن اموزش میدیم در صورتی که هیچ اموزشی در کار نیست در واقع یه نفر رو میخان که r&d کنه براشون دانش ماژولهایsap که دانشش رو ندارن و براشون مستند کنه و خودش هم پیاده سازی کنه و پشتیبانی هم بکنه تنها اموزششون اینه که چهارتا کتاب 500 صفحه ای بهتون میدن میگن خودت بخون یادیگیر .منت هم میگذارن سرکارمنداشون که همین که شما توی فضای شرکت تنفس میکنید و از امکانات استفاده میکنید خودش برای شما مزیته. تا اونجایی ک میدونم تعداد زیادی از کارمنداشون از ایران رفتن به خاطر اینکه بازار sap رو این شرکت قبضه کرده و اگر از شرکت ناراضی باشن توی ایران جای دیگه ای برای کار ندارند. در مورد حقوق هم میگن توانایی پرداخت بیشتر نداریم درصورتی که برای استقرار sap پولهای کلانی از شرکتها میگیرندو برای کوچکترین چیزی هزینه اضافی از شرکتها میگیرند. در مورد بیمه هم من بعدا که لیست بیمه رو دیدم متوجه شدم روزهای زیادی رو پرداخت نکردند. در مورد همکاران هم اکثرشون فکر میکنن میخاین جلشون رو بگیرید و دانششون رو به هیچ عنوان منتقل نمیکنن و رقابت منفی زیادی وجود داره. شرکت هم تا حد ممکن سعی میکنه ادم های درون گرا رو استخدام کنه که بتونه راحت کنترل کنه و براش دردسر نشن
برای مدتها فکر میکنم بزرگترین مشکل این سازمان، سبک مدیریتی و حالت انفعالی حاکم بر آن است. در گذشته شرکت خدمات انفورماتیک به عنوان یکی از شرکتهای نسبتا خوب شناخته میشد، اما پس از چند سال که در اینجا کار میکنم، متوجه شدم چه ضربههایی به همکاران وارد میشود. حقوق برخی مدیران به شدت بالاتر از سطح تخصصی برنامهنویسان است و به واسطة این تفاوت سطح حقوق، نمایندهای از دیوان عدالت اداری در شرکت حضور دارد تا دریافتیها را کنترل کند. در نتیجه سالهای زیادی است که حتی دستمزد اضافی خارج از چارچوب قانونی را هم مشاهده نمیکنم و وضعیتی که قبلا در مصاحبهها و عرف شرکت گفته میشد، اکنون فراموش شده است. یکی از فریبهای بزرگ این است که پایه حقوق درخواستی را به افراد نمیدهند و میگویند تا هفتاد درصد از مبلغ درخواستی را میپردازند و باقی را به عنوان کارانه تا میانه ماه پرداخت میکنیم، اما این تنها یک بازی بافقط به ظاهر درست است. با وجود درآمد مناسب شرکت، همواره سعی میشود با تاخیر در پرداختها و تبلیغ حذف کارانه، به تدریج کارانه را محو کنند؛ و این احتمالا به دلیل دستمزدهای بالا برای مدیران است. مدیرانی که اگر برای مصاحبه به شرکتهای دیگر بروند، به سختی معادل شغل معمولی پیدا خواهند کرد. از وعدههای دیگر استخدام برای کاهش دستمزد و پایه حقوق، وعده پرداخت بهرهوری هر سه ماه یکبار بود. اما بهرهوری سالهاست پرداخت نشده و هیچ اقدام جدی هم در این باره دیده نمیشود. نگاه بیپاسخ به مدارک تحصیلی پرسنل در شرکتی که شعارش این است: آینده تو بساز، از دیگر مشکلات است که شرکت را با شرکتهای سطح دو یا سه مقایسه میکند. ارتقای تحصیلی کارکنان تاثیری در حقوق دریافتی ندارد و سالهاست همکاران فنی و متخصص با ارتقای تحصیلی تنها به صورت محدود در پروژهها استفاده میشوند. اغلب همکاران فنی در مجموعههای دیگر به عنوان مشاور فعالیت دارند زیرا این شرکت توان استفاده از تجربههای جدید و نوآور را ندارد. اگر از مدیران سؤال کنید، قطعا تأیید میکنند که صدها ایده از همکاران در حوزه توسعه کسبوکار گرفته شده اما هیچ نتیجهای از آنها مشاهده نمیشود. این ایدهها تنها جمعآوری میشود بدون تقدیر، پاداش یا بازخورد معمولی. مشکلات فراوانی وجود دارد و در تجربههای بعدی با شما بهاشتراک میگذارم. به مدیران توصیه میکنم روند انفعال جاری، نادیده گرفتن حقوق کارکنان و بیتوجهی به رشد و ارتقای آنان را دوباره ارزیابی کنند و به امور معیشتی کارکنان هم توجه بیشتری نشان دهند.
مدیریت خیلی ضعیف و عملا بچه گانه تضييع حقوق و مزایای کارکنان( مانند حساب نشدن اضافه کار طبق مقررات وزارت کار) نداشتن واحدی بنام مالی جهت محاسبه حقوق و... (همه توسط منشی، معاون و یا مدیریت انجام می شود) بکاربردن الفاظ رکیک و توهین به شخص و خانواده شخص توسط مدیریت با کارکنانی ک عدم همکاری با آنان مسجل شده است. عدم قرارداد شفاف با کارمندان انتظار غیر منطقی از کارمندان ساعات کاری طبق دلخواه مدیریت ( تجربه بنده تا ساعت 12 و 30 دقیقه شب) استفاده ابزاری از حقوق جهت پیشبرد اهداف و یا به قول مدیریت مجموعه (ادب کردن کارمند) به طور مثال واریز حقوق با تاخیر یک یا دوهفته بعد از واریز حقوق کل مجموعه عدم توانایی انتقال خواسته توسط مدیریت به کارمند نداشتن مدیر پروژه و ارتباط مستقیم کارمند با مدیرعامل برگزاری جلسات بدون خروجی و طولانی که عملا باعث تضعیف روحیه کارکنان می شود (تجربه خودم 6 ساعت مداوم و بدون وقت استراحت بین جلسه) برای خود بنده بدترین تجربه کاری در 11 سال سابقه کاری بود
در یک محیط باثبات برای رشد فردی کار میکنم که در پارک فناوری مستقر است و دو ساختمان بزرگ دارد، با سالن غذاخوری و نمازخانه و امکانات دیگر. اخیرا مدیرعامل مجموعه تغییر کرده و مشخص نیست در آینده چگونه خواهد شد؛ اما در زمان مدیریت قبلی، شرایط خیلی خوب بود و هنوز چارچوب آن دوران در شرکت پابرجا است.
شرکت خانوادگی هستش و خب تو این مدل شرکت ها روابط خانوادگی و ... زیاده مدیر ها هم که اکثرا با هم فامیل هستند و هر کدام جز یکی از گروه های قدرت تو شرکت حقوق رو سر وقت میدن ولی نصف بقیه شرکت ها و ایتم پاداش اخر سال هم هر چقدر بیشتر فامیل باشی بیشتر هستش تکنولوژی تقریبا قدیمی و علاقه عجیبی به ejb داره اند و شاید نصف وقتت رو مجبور باشی به رفع باگ اختصاص بدی و از نصف باقی مونده هم بخش زیادیش برای پیدا کردن ریشه باگ ها می گذره و به همین خاطر تولید محصولات جدید به کندی پیش میره ارتقا به شکل شرکت داخل یک سری جلسات هست که اکثر سوال ها از قبل مشخص چون زیاد به روز نمیشن آدم هاش و با ی رفاقت با ارزیاب ها حله :)
همیشه تصورم از همکاری با این شرکت دیدنی بود اما واقعا تفاوتش با انتظارها خیلی زیاد بود. در واقع تنها نکته روشن این بود که همکاران همواره اهل یادگیری بودند و با انگیزه کار میکردند، هرچند که با مرور زمان تعدادشان کمتر شد. نظام مدیریت کارها به شدت مشکل داشت و هر چیزی سر جای خودش نبود. در کل برای تازهکارها و کسانی که دنبال یک سازمان منظم و مطلوب میگردند، این تجربه اصلا پیشنهاد نمیشود.
برای مدت تقریبا یک سال در این مجموعه حضور داشتم و در اکثر روزها یا تحت فشار بودم یا با فشارهای کاری رو به رو میشدم یا حداقل به گونهای مدیریت اذیتم میکرد. هیچ برنامهریزی مشخصی در کارهای شرکت وجود ندارد و ارزشهای سازمانی بهطور مداوم تغییر میکند. تمام تصمیمها تنها توسط یک نفر گرفته میشود و فرصتی برای گفتگو درباره تصمیمها نیست؛ از نظر مدیریت، حرف او درست است و تیم فنی فاقد دانش کافی است. انتظار دارید در هر زمان و هر مکانی در خدمت شرکت باشید و این را وظیفهی شما میدانید؛ همواره در استرس کاری، تحقیر و فشار مدیریتی هستید. تنها نکته مثبت شرکت هم تیمیها و همکاران من بودند و اگر حضور آنها نبود، خیلی زود از آنجا جدا میشدم. اصلا این شرکت را پیشنهاد نمیکنم؛ نه رشد فنی خواهید داشت و نه رشد شغلی و خیلی زود از کارکردن در اینجا دلزده میشوید. وقتی تصمیم به خروج داشتم، مرا مجبور کردند سه ماه همکاری با آنها را ادامه بدهم و با تهدیدهای حقوقی و شکایت به مشکلاتی برخورد کردم که اوضاع را وخیمتر کرد. این سه ماه آخر شرایط را برایم بدتر و جهنمی کرد.
من مدت زمان خیلی کوتاهی توی این شرکت کار کردم و تصمیم گرفتم این تجربه را با شما در میان بگذارم، چون واقعا با مشکلات عجیبی روبهرو شدم و نمیفهمم چرا بقیه حرفی نزدهاند. یکی از دلایلی که شنیدم سفتهست و ظاهرا خیلیها را اذیت میکنند، اما خوشبختانه من از پرداختش خودداری کردم. نخستین موضوع این بود که روی همه کارکنان نرمافزار داخلی به نام تايم دكتر نصب شده بود؛ کافی بود پنج دقیقه به موس و کیبورد دست نزنید تا از کارهایتان باخبر شوند و رفتارهایتان مثل ربات ارزیابی میشد. از طرفی حق مسکن به ما نمیدادند و پول خرد را درون نرمافزار شرکت خرج میکردند و برای برداشت باید کارمزد میپرداختیم؛ کارمزد پول خودمان که بدون اجازه در نرمافزارشان ریخته میشد. این موضوع بهویژه تأسفآور بود. حقوق به اندازه کافی منظم نبود و در نهایت دو ماه بهطور کامل بیمهام را لحاظ نکردند. درباره برخی مسائل شخصی هم میدانم که ممکن است در هر شرکت وجود داشته باشد، اما این سیستم بردهداری، عدم پرداخت بیمه و رفتارهای نامناسب منابع انسانی قابل بخشش نیست. واقعا به دوستانم هشدار میدهم که فریب نام شرکت پيام گستر را نخورند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.