در این شرکت فضای کار بهگونهای است که حقوق بالا انتظار نمیرود، اما محیط کار نسبتا مناسبی دارد و فشار روی پروژهها وجود ندارد. برای مطالعه فرصت کافی دارید و ساعات کار ثابت نیستند، با این حال در مورد مرخصی و انجام کارهای شخصی با شما کنار میآیند. برای افراد کارآموز و تازهکار، جای مناسبی به نظر میرسد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شب تجربهای از طرف من بود که بهخاطر مشکلات داخلی شرکت احساس میکردم به هیچوجه فضای مناسبی برای کار نیست؛ در نگاه من، تمرکز اصلی شرکت تنها روی منافع خودشان است.
مدتهایی از بهترین روزهای عمرم در این شرکت گذشت اما واقعا به هدر رفت؛ نبود فرصت برای رشد و یادگیری چیزی جز یکنواختی نبود. حقوق کارکنان معمولی واقعا پایین است و تنها میانگین رو مدیران بالا میکشند. من همواره فکر میکردم اگر این سالها را در مسیر درست هزینه میکردم، اکنون به مراتب توانایی بهتری کسب میکردم. واقعا این مدت میتوانست با موفقیت همراه باشد.
در یک شرکت تازه تجربه کردم که مدیرش به نظر من بیتوجه و بیکفایت میآمد. او نحوه برخوردم با همکاران را نمیفهمید و برای برنامهنویسها ارزش قائل نبود. تصورش این بود که یک برنامهنویس مانند چیزی است که به راحتی میشود ریختنش دور، بدون در نظر گرفتن پشتکار و تلاش تیم.
در این شرکت تجربهی کاریام کنار گذاشته شد تا به من تعهد دهد که سه سال در هیچ شرکت گردشگری کار نکنم، اما پس از مدتی فشار آوردند و تعهد پنجساله امضا کردم. هیچ نقطهی رشد و پیشرفتی در اینجا وجود ندارد و تنها نکتهی مثبت، مدیر فنی است که فردی باتجربه و آشنا به فناوریهای روز است. حقوق پایین است و اضافهکاری و مزایا هم با حداقل دستمزد وزارت کار محاسبه میشود. برنامهی آموزشی یا تفریحی برای تیم برنامهنویسی وجود ندارد.
شرکت مو تن رو به عنوان یک محیط کار نسبتا خوب و تازهتأسیس به من برخورد کرد؛ فضای کار دوستانه و صمیمی بود و بودن در کنار تیمی خوب احساس امنیت میداد. برای نقشهای برنامهنویسی بکاند واقعا پیشنهاد میکنم تجربهاش را امتحان کنید، اما درباره سایر موقعیتها مطمئن نبودم.
بیشتر از هر چیز، محیط کار ایران تلنت پر از هیجانهای منفی بود و به طور مداوم بیثباتی حاکم بود. از زمانی که شرکت از sister company به gulf talent پیوست، اوضاع به شدت دگرگون شد و فضای کار به شکل جهادی و بیثبات پیش رفت. ارتباط با خارج از شرکت عمدتا از طریق لینکدین انجام میشود و رویکرد روابط عمومی تنها با این کانالها شکل میگیرد. جو شرکت پر از حاشیه بود و خیلی زود با تبدیل سابقهی کاری افراد، آنان را اخراج میکردند تا اطلاعات داخلی محفوظ بماند؛ در طول سالها تنها یک نفر با سابقهی طولانی در مجموعه باقی مانده است. حقوق بالاست اما برخی از سمتها به افراد بیتجربه و چاپلوس واگذار میشد تا نیازهای داخلی را سریعتر پوشش دهند. برخورد مدیران و همکاران تمایل به خودشیفته بودن و استفاده از شوخیهای بیمورد داشت و بیشتر وقتها علاقهی شدیدی به مصاحبههای پیوسته وجود داشت. جلسات طولانی همواره به تعریف و تمجید از مدیرعامل و همدستانش اختصاص داده میشد.
من تجربه همکاری بلندمدتی رو در چارگون داشتم نظرات دیگه رو که خوندم دلم گرفت قبول میکنم که مثل هر شرکتی بدیهای خودش رو داره ولی انقدر هم سیاه و تاریک نیست و خوبیهاش هم کم نیستن. توی چارگون فضا بسیار صمیمی و دوستانه است و در اصل همکاران و تیمت به خانواده دومت تبدیل میشن. فضایی هست که اگر به دنبال رشد باشی، شاید نه خیلی راحت ولی اگر تلاش کنی میتونی فضای رشد خودت رو پیدا کنی و حمایت هم از همکاران و مدیرانت داشته باشی. رنج حقوقی به نسبت سایر شرکتهای هم صنف پایین هست اما مزایای خودش رو هم داره، مثل امنیت شغلی، مثل فضای رشد، مثل مزایای رفاهی، فضای دوستانه، ساعت کار شناور متناسب با شغلها مختلف. تعاونی کارکنان و وامهای مختلفی که میشه دریافت کرد. اونجا کار خیلی زیاده و تمومی نداره، گاهی تعادل کار و زندگی به اجبار با توجه به شرایط به هم میریزه، اما اینکه این شرایط همیشگی و دائم نباشه تا حد زیادیش دست خود افراد هست و میتونن توش تغییر ایجاد کنن. به رشد و آموزش و دانش کارشناسان حوزههای مختلف بها داده میشه، شاید برای برخی مشاغل کافی نباشه، ولی قطعا بیشتر از خیلی از شرکتهای دیگه هست. در حال تغییر تکنولوژی و به سمت استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا رفتن داره قدم برمیداره، با توجه به بزرگی شرکت، تیمها و نرمافزارها پیچیدگیهای خودش رو داره و زمان میبره، برای مثال همسو کردن مشتریان از نظر شرایط سختافزاری و نرمافزاری، همسو کردن دانش کارشناسانی که باید این تغییر و محقق کنن، و ... اما در کل داره قدمهای محکمی رو در این سمت برمیداره. نکته دیگه هم اینکه شرکت دانشبنیان هست و آقایونی که سربازی نرفتن میتونن از این مزیت برای امریه گرفتن یا پروژههای بنیاد ملی نخبگان استفاده کنن. در کل در کنار تمام نقاط ضعف و قوتی که داره با توجه به شرایط شما میتونه انتخاب خوبی برای شما باشه یا نباشه، بستگی داره به دنبال شغل بلندمدت و رشد هستین، یا دارین به درآمد مقطعی فکر میکنید، فضا و محیط کاری چقدر براتون اهمیت داره و ... مثل هر شرکت دیگهای میتونه برای خیلیها فصای مناسبی باشه و برای خیلیهای دیگه نه، مثل هر جامعه بزرگ دیگری افراد خوب و بد توش وجود دارن و ممکنه همکاران فوقالعاده خوبی رو در کنارتون داشته باشید، یا همکارانی که شما باهاشون مشکلاتی رو تجربه کنید. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. پ.ن: سال تاسیس شرکت ذکر نشده بود که سال تاسیس ۱۳۷۷ هست.
با تأیید همه تجربههای بد که دوستان اشاره کردن، شرکت چارگون اول که میری مصاحبه و حقوق درخواستی اعلام میکنی، یکم چونه میزنن بعد دیگه چیزی نمیگن فکر میکنی حقوق الان حل شده. مرحله بعد دعوت میکنن چند روز بری تست بدی که سطح سواد و تشخیص بدن ، مرحله بعد کلی با مدیران مختلف و درنهایت مدیرعامل جلسه میذارن و همه که دونه دونه تایید کردن و حدود ۳ هفته وقتت و گرفتن، درنهایت مدیر منابع انسانی تماس میگیره و حقوق خیلی کمتر و پیشنهاد میده و میگه اگر موافقید یک جلسه دیگم بیاید با من . فضای کاری شرکت اکثرا شاده و بچهها میگن بلند بلند میخندن و تمرکز رو از دست میدی. اکثر مدیراشونم به یه عده پاچهخار خیلی بها میدن و عملا فقط اونا رو میبینن و حرف همونا رو قبول دارن. در کل هیچ بار علمی به کسی اضافه نمیشه و یه مشت کار پوچ تو شرکت انجام میشه با تکنولوژی و سیستم کاری قدیمی.
بیان تجربه من این است که حقوقها همچنان نامنظم و پایین هستند و بیشتر به نظر میرسد تحت نظر وزارت کار باشد. پرداختها به طور مکرر با تاخیر روبهروست و وعدههای دادهشده مبنی بر پرداخت در همان روز یا حداکثر تا چهار تا پنج ماه، اغلب تحقق نمییابد و ممکن است یک ماه طول بکشد تا واریز انجام شود. خیلی از همکاران یا از شرکت رفتند یا تغییر وضعیت یافتهاند و گاهی از جابهجاییها بیثباتی مشاهده میشود. احترام به نیروهای باکیفیت وجود ندارد و بینظمی در کار جاری است. من این شرکت را توصیه نمیکنم زیرا به وقت و زمان من آسیب زده است.
باورم نمیشود که کار با این مجموعه را آغاز کردم؛ حقوق آخرین ماه را با من پرداخت نکردند و من مجبور شدم از طریق مراجع پیگیری کنم. دادگاه کار رای داد که باید حقوقم را بپردازند، اما همچنان پولی وصول نشده و باید به مراحل قانونی بعدی بیارایم. این شرکت برایم تجربهای منفی بود و پیشنهاد نمیکنم تجربه کنید. رفتار حرفهای در حد صفر بود و اگر حقوق من بهطور قانونی پرداخت میشد، وضع الان اینطور نبود.
کار کردن در گروه جی اس ام را بهسان تجربهای پرتنش و ناهمگون به خاطر میآورم. اوضاع رابطهای بین کارکنان بهطور گستردهای نامتوازن بود؛ افراد جذاب یا با دوستیهای بیشتر، اغلب بهعنوان معیار باقیماندن انتخاب میشدند. حقوق هم بهطور منظم و مطابق برنامه نبود؛ اغلب چهار تا پنج ماه میگذشت و تنها دو ماه از آنها پرداخت میشد و همواره میبایست از شرکت مطالبه میکردی تا مابهالتفاوت را بگیری. گاهی تسویه چکها هم به تعویق میافتاد و تنها برای چهار ماه آینده پرداخت میشد. گزارش میکنم که برخی مدیران با سطح دانش پایین بهخاطر مسیر و روابطشان به پستیها رسیده بودند و این موضوع از نظر من قابل قبول نبود. زمینه کاری شرکت مشخص نبود و پروژهها هر طور که پیدا میکردند قبول میشد و از من انتظار میرفت در هر موقعیت شغلی همکاری کنم. اضافهکارها هم بهطور مناسب پرداخت نمیشد. وضعیت بهخصوص زمانی بحرانی شد که برخی از کارکنان برای شرکت غذا داشتند و برخی دیگر نه؛ تفاوت در رفتار با منابع انسانی دیده میشد و انصاف بهطور یکسان رعایت نمیشد. مدرک دانشگاهیام تحت پوشش بیمه قرار داشت و بهدلیل نگرانیهای اداری برای مدت نزدیک به سه ماه در گرو نگه داشتند.
شرکت ویستا سامانه آسا را تجربه کردم و به واقع از این محیط کار تجربهای ناگوار داشتم. مدت قراردادها به وضوح با واقعیت تفاوت داشت و به محض شروع کار بدون قرارداد نگهداشته میشدم تا اینکه در نهایت قراردادها به ماه سوم میرسیدند و نسخهی دقیق آن به من ارائه نمیشد. وظایفم به وضوح توضیح داده نمیشد و هیچ حمایتی از طرف همکاران یا مسئولین ندارید. افراد قدیمیتر احساس مالکیت میکنند و گمان میکنند تازهواردها بیسواد یا تحت نظر آنها هستند. ارتباط با مدیران هم برقرار نیست و تنها با واحد منابع انسانی روبهرو میشوید که حرفهایشان پر از ابهام است و به نظر میرسد برای فرار از پاسخگویی تلاش میکنند. یکی از مدیران منابع انسانی که ادعا میکند روانشناس است، با تجربهای که داشت از تحلیل شخصیت افراد ناتوان بود و عملکردی ابتدایی داشت. اضافهکار بر اساس معیار مشخصی حساب نمیشود و ساعتهای کاری همواره بهدرستی در نظر گرفته نمیشود، با وجود اینکه در واقعیت ساعات کاری برایتان دروغ گفته میشود. سابقهی بیمه هم بهدرستی مدیریت نمیشود و ناگاه از شما انتظار استعفا میرود تا نامهی استعفایشان را بنویسید. امکان پیشرفت شغلی وجود ندارد و این تجربه برای من یکی از بدترینهاست. در عین حال حقوق بهموقع پرداخت میشود، شرکت وعدههای غذایی شامل ناهار و صبحانه را فراهم میکند و میانوعده هم میدهد و در مواقع نیاز نیز مرخصی داده میشود.
شرکت چارگون را تجربه کردم و دوباره به اندازهی کافی تلاشم را برای تأیید نظرات همتیمیها به کار بردم. واقعا احساس کردم چارگون جای درستی نیست، و این تجربه برای من نکات مهمی داشت. اگر تصمیم دارید وارد این مجموعه شوید، به شما دو نکته بگویم: اولا از نظر علمی اگر بمانید احتمالا رشد خواهید کرد و پیشرفت میکنید، ثانیا ترجیحا اگر میخواهید به این مجموعه نزدیک شوید، بهتر است مرد باشید و به تنهایی هم باشید چون احتمال دارد در آنجا بهنوعی به روال مدیران تبدیل شوید. در اینجا مدیران به جز چند نفر، از نظر تحصیلی و تخصصی سطح بالایی ندارند؛ تنها ظاهر حرفهای و رفتار گشادهای دارند و غالبا با وعدههای بیپشتوانه، بسیاری از کارشناسان را جذب میکنند و وقتی از کار آنها انتقاد کنید، به راحتی مخالفت میکنند و ممکن است فرصتهای شما را از دست بدهید. درک من از آیندهای که به آن اشاره میشود این بود که گاهی وعدهها واقعیت ندارد و طول میکشند تا روشن شود. محیط کار گاهی جنبههای غیررسمی و محافل داخلی را هم دارد؛ سعی کنید با همکاران قدیمی وارد این ماجراها نشوید و فاصلهتان را حفظ کنید.
در این شرکت، با همهی دشواریها و فشارهای کاری روبهرو میشدم و تلاش میکردم تا با حفظ عزت نفس به تصمیمهای درست برسیم. تجربهای بود که برای من درسهای زیادی داشت و به شکل قابل توجهی روی نحوهی برخورد شرکت با افراد و وظایفش اثرگذار بود. با وجود چالشهای موجود، احساس میکردم هر روز فرصتهایی برای یادگیری و بهبود وجود دارد، اما گاهی فشارهای غیرمنصفانه و فضاهای غیرسازنده آرامش من را تحت تأثیر قرار میداد. در مجموع، این تجربه باعث شد تا من اهمیت حمایت تیمی و فرهنگ کار سالم را بهتر درک کنم و به دنبال محیطی باشم که به ارزشهای حرفهای پایبند باشد.
من در چارچرخ به عنوان توسعهدهنده بکاند مشغول به کار شدم. در دورهای که استارتاپ با کمبود نقدینگی و تیم کافی مواجه بود، تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم تا زمانی که سرمایهگذار جذب کنند و حقوقم را دریافت کنم. طی سالی که آنجا بودم فقط شش ماه دریافتم و پس از جذب سرمایه، همچنان حقوقی برای من پرداخت نشد و با یک پیام کوتاه تشکر اعلام کردند که نمیتوانند بیشتر از این پرداخت کنند. حتی اکنون حقوق بقیه همکاران را هم پرداخت نکردند. به هیچ عنوان توصیه نمیکنم آنجا کار کنید؛ محیطی غیرحرفهای، پر از حاشیه و با مدیریتی تقریبا ناکارآمد که خودش هم کسبوکارشان را به شکل قابل توجهی دچار مشکل کرده بود.
در محیط کار رایان هم افزا چیزهای خوبی یاد گرفتم و از جو کاری ممتازی که آنجا حاکم بود رضایت داشتم. حقوق و مزایا هم مناسب بودند و مدیران باتجربهای در کنار تیم حضور داشتند که فضای یادگیری مثبتی ایجاد میکرد.
من در فرتک به عنوان برنامهنویس، DevOps و مسئول کانفیگ و مدیریت سرورها کار میکردم. در این شرکت امکان تصمیمگیری فردی خیلی بالاست و هرکس در هر موقعیت شغلی آزادی عمل زیادی دارد تا نظرات و پیشنهادهای خود را درباره هر حوزهای با تیم و مدیران در میان بگذارد. در فرتک هیچ ساختار منسجم مدیریتی-کارمندی وجود ندارد و مدیران با همکارانشان همپیاله و همراه کد میزنند تا شرکت را پیش ببرند و به مرور زمان شاهد پیشرفت روزافزون بودند. به افراد جوان و تازهکار یا کسانی که سابقه کاری کمی دارند، توجه و فرصت داده میشود تا تجربههای زیادی در اینجا کسب کنند.
شرکت پردازش و ذخیرهسازی سریع داده (پرسا) تجربهای را با زبان بیپرداختن به تندرویها و با حفظ واقعیتها نقل میکند. من هم مانند خیلیهای دیگر با دیدی انتقادی به مشکلات مدیریتی اشاره دارم و نکتههای کلیدی را برای کسانی که قصد ورود به شرکت دارند بازگو میکنم. حقوق و مزایا در این شرکت در فرایند استخدام دو مقدار از شما خواسته میشود: حداقل حقوق مطلوب و حقوق ایدهآل. بسته به رزومه و عملکردتان، دستمزدتان در همان بازه تعیین میشود. برخی شرکتها رقم درخواستشده را خالص در نظر میگیرند و برخی ناخالص؛ در پرسا معمولا رقم ناخالص در نظر گرفته میشود و کسرهای بیمه و مالیات از آن کم میشود، پس بهتر است در فرم استخدام رقم خالص پس از کسری را بنویسید. در این شرکت خبری از کارانه، پاداش یا اضافهکاری برای کارکنان نیست و حقوق با تاخیر پرداخت میشود، هرچند بهطور معمول به تعویق یکماه نمیافتد. تعادل کار و زندگی در پرسا به گونهای است که هیچوقت احساس بیکاری نکنید و ممکن است به اشتغال با تکلیفهای بیهوده برخورد کنید؛ به نظر میرسد مدیران فرض میکنند برای هر ریال پرداختی باید بیشترین استفاده را از شما ببرند. مدیریت بزرگترین مسئله شرکت را تشکیل میدهد. مدیران و مدیران ارشد غالبا از فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف هستند و اغلب روابط استاد–شاگردی با یکدیگر دارند. با وجود سطح تحصیلی بالا، تجربه لازم برای کار تیمی و مدیریت بیرون از کلاس را ندارند و اکثر آنها رشتهشان مهندسی است. نتیجه این وضعیت، نبود توانایی لازم برای اداره تیمها و حل مسائل است. هر روز جلسات مدیریتی زیادی برگزار میشود که با توجه به تعداد پرسنل و حجم کار، بیثمر و وقتگیر است و خروجی مفیدی ندارد. امنیت شغلی و فرصتهای پیشرفت هم گاه با وجود حوزه کاری بکر و نبود رقابت داخلی و حمایتهای دانشبنیان به نظر امیدوارکننده میآید، اما پیشرفت شغلی به دست افراد وابسته به ارتباطات و روابط داخلی است و همانطور که در بخش مدیریت هم گفته شد، ردههای بالا به تواناییهای افراد چندان بستگی ندارد. فرهنگ کار چندان دوستانه نیست؛ همکاران معمولا تمایل به همکاری و به اشتراکگذاری اطلاعات ندارند و بسیاری از پرسنل به دنبال یافتن شغلهای دیگرند و تعهد نسبت به شرکت پایین است. توصیه پایانی اگر سابقه کار ندارید، اینجا میتواند نقطهی آغاز خوبی باشد تا با فضای کار آشنا شوید و بهتدریج پوست آبدار کار کردن با شرایط را به دست آورید. اما اگر نیروی باتجربه و کاربلدی هستید، احتمالا فرصتهای بهتری پیش رویتان قرار میگیرد.
تازه از خدمت سربازی برگشته بودم و پیشتر چهار سال در تعمیر بردهای الکترونیکی و وسایل ریزپردازنده کار کرده بودم. در طول خدمت، مهارتهای لازم در CSS3، HTML، JavaScript، jQuery و Git را بهخوبی بهدست آوردم و به دنبال کار با اولویت داشتن بیمه بودم. وقتی به این شرکت پیوستم، تجربههای ارزشمندی کسب کردم و در طول ماه اول بیمه برایم تأیید شد. مدیر شرکت فردی بسیار باسواد و کاربلد است و مشتریان بزرگی دارد که این مسأله نشاندهنده عملکرد مثبت شرکت است.
در این شرکت فضای کار بهگونهای است که حقوق بالا انتظار نمیرود، اما محیط کار نسبتا مناسبی دارد و فشار روی پروژهها وجود ندارد. برای مطالعه فرصت کافی دارید و ساعات کار ثابت نیستند، با این حال در مورد مرخصی و انجام کارهای شخصی با شما کنار میآیند. برای افراد کارآموز و تازهکار، جای مناسبی به نظر میرسد.
شب تجربهای از طرف من بود که بهخاطر مشکلات داخلی شرکت احساس میکردم به هیچوجه فضای مناسبی برای کار نیست؛ در نگاه من، تمرکز اصلی شرکت تنها روی منافع خودشان است.
مدتهایی از بهترین روزهای عمرم در این شرکت گذشت اما واقعا به هدر رفت؛ نبود فرصت برای رشد و یادگیری چیزی جز یکنواختی نبود. حقوق کارکنان معمولی واقعا پایین است و تنها میانگین رو مدیران بالا میکشند. من همواره فکر میکردم اگر این سالها را در مسیر درست هزینه میکردم، اکنون به مراتب توانایی بهتری کسب میکردم. واقعا این مدت میتوانست با موفقیت همراه باشد.
در یک شرکت تازه تجربه کردم که مدیرش به نظر من بیتوجه و بیکفایت میآمد. او نحوه برخوردم با همکاران را نمیفهمید و برای برنامهنویسها ارزش قائل نبود. تصورش این بود که یک برنامهنویس مانند چیزی است که به راحتی میشود ریختنش دور، بدون در نظر گرفتن پشتکار و تلاش تیم.
در این شرکت تجربهی کاریام کنار گذاشته شد تا به من تعهد دهد که سه سال در هیچ شرکت گردشگری کار نکنم، اما پس از مدتی فشار آوردند و تعهد پنجساله امضا کردم. هیچ نقطهی رشد و پیشرفتی در اینجا وجود ندارد و تنها نکتهی مثبت، مدیر فنی است که فردی باتجربه و آشنا به فناوریهای روز است. حقوق پایین است و اضافهکاری و مزایا هم با حداقل دستمزد وزارت کار محاسبه میشود. برنامهی آموزشی یا تفریحی برای تیم برنامهنویسی وجود ندارد.
شرکت مو تن رو به عنوان یک محیط کار نسبتا خوب و تازهتأسیس به من برخورد کرد؛ فضای کار دوستانه و صمیمی بود و بودن در کنار تیمی خوب احساس امنیت میداد. برای نقشهای برنامهنویسی بکاند واقعا پیشنهاد میکنم تجربهاش را امتحان کنید، اما درباره سایر موقعیتها مطمئن نبودم.
بیشتر از هر چیز، محیط کار ایران تلنت پر از هیجانهای منفی بود و به طور مداوم بیثباتی حاکم بود. از زمانی که شرکت از sister company به gulf talent پیوست، اوضاع به شدت دگرگون شد و فضای کار به شکل جهادی و بیثبات پیش رفت. ارتباط با خارج از شرکت عمدتا از طریق لینکدین انجام میشود و رویکرد روابط عمومی تنها با این کانالها شکل میگیرد. جو شرکت پر از حاشیه بود و خیلی زود با تبدیل سابقهی کاری افراد، آنان را اخراج میکردند تا اطلاعات داخلی محفوظ بماند؛ در طول سالها تنها یک نفر با سابقهی طولانی در مجموعه باقی مانده است. حقوق بالاست اما برخی از سمتها به افراد بیتجربه و چاپلوس واگذار میشد تا نیازهای داخلی را سریعتر پوشش دهند. برخورد مدیران و همکاران تمایل به خودشیفته بودن و استفاده از شوخیهای بیمورد داشت و بیشتر وقتها علاقهی شدیدی به مصاحبههای پیوسته وجود داشت. جلسات طولانی همواره به تعریف و تمجید از مدیرعامل و همدستانش اختصاص داده میشد.
من تجربه همکاری بلندمدتی رو در چارگون داشتم نظرات دیگه رو که خوندم دلم گرفت قبول میکنم که مثل هر شرکتی بدیهای خودش رو داره ولی انقدر هم سیاه و تاریک نیست و خوبیهاش هم کم نیستن. توی چارگون فضا بسیار صمیمی و دوستانه است و در اصل همکاران و تیمت به خانواده دومت تبدیل میشن. فضایی هست که اگر به دنبال رشد باشی، شاید نه خیلی راحت ولی اگر تلاش کنی میتونی فضای رشد خودت رو پیدا کنی و حمایت هم از همکاران و مدیرانت داشته باشی. رنج حقوقی به نسبت سایر شرکتهای هم صنف پایین هست اما مزایای خودش رو هم داره، مثل امنیت شغلی، مثل فضای رشد، مثل مزایای رفاهی، فضای دوستانه، ساعت کار شناور متناسب با شغلها مختلف. تعاونی کارکنان و وامهای مختلفی که میشه دریافت کرد. اونجا کار خیلی زیاده و تمومی نداره، گاهی تعادل کار و زندگی به اجبار با توجه به شرایط به هم میریزه، اما اینکه این شرایط همیشگی و دائم نباشه تا حد زیادیش دست خود افراد هست و میتونن توش تغییر ایجاد کنن. به رشد و آموزش و دانش کارشناسان حوزههای مختلف بها داده میشه، شاید برای برخی مشاغل کافی نباشه، ولی قطعا بیشتر از خیلی از شرکتهای دیگه هست. در حال تغییر تکنولوژی و به سمت استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا رفتن داره قدم برمیداره، با توجه به بزرگی شرکت، تیمها و نرمافزارها پیچیدگیهای خودش رو داره و زمان میبره، برای مثال همسو کردن مشتریان از نظر شرایط سختافزاری و نرمافزاری، همسو کردن دانش کارشناسانی که باید این تغییر و محقق کنن، و ... اما در کل داره قدمهای محکمی رو در این سمت برمیداره. نکته دیگه هم اینکه شرکت دانشبنیان هست و آقایونی که سربازی نرفتن میتونن از این مزیت برای امریه گرفتن یا پروژههای بنیاد ملی نخبگان استفاده کنن. در کل در کنار تمام نقاط ضعف و قوتی که داره با توجه به شرایط شما میتونه انتخاب خوبی برای شما باشه یا نباشه، بستگی داره به دنبال شغل بلندمدت و رشد هستین، یا دارین به درآمد مقطعی فکر میکنید، فضا و محیط کاری چقدر براتون اهمیت داره و ... مثل هر شرکت دیگهای میتونه برای خیلیها فصای مناسبی باشه و برای خیلیهای دیگه نه، مثل هر جامعه بزرگ دیگری افراد خوب و بد توش وجود دارن و ممکنه همکاران فوقالعاده خوبی رو در کنارتون داشته باشید، یا همکارانی که شما باهاشون مشکلاتی رو تجربه کنید. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. پ.ن: سال تاسیس شرکت ذکر نشده بود که سال تاسیس ۱۳۷۷ هست.
با تأیید همه تجربههای بد که دوستان اشاره کردن، شرکت چارگون اول که میری مصاحبه و حقوق درخواستی اعلام میکنی، یکم چونه میزنن بعد دیگه چیزی نمیگن فکر میکنی حقوق الان حل شده. مرحله بعد دعوت میکنن چند روز بری تست بدی که سطح سواد و تشخیص بدن ، مرحله بعد کلی با مدیران مختلف و درنهایت مدیرعامل جلسه میذارن و همه که دونه دونه تایید کردن و حدود ۳ هفته وقتت و گرفتن، درنهایت مدیر منابع انسانی تماس میگیره و حقوق خیلی کمتر و پیشنهاد میده و میگه اگر موافقید یک جلسه دیگم بیاید با من . فضای کاری شرکت اکثرا شاده و بچهها میگن بلند بلند میخندن و تمرکز رو از دست میدی. اکثر مدیراشونم به یه عده پاچهخار خیلی بها میدن و عملا فقط اونا رو میبینن و حرف همونا رو قبول دارن. در کل هیچ بار علمی به کسی اضافه نمیشه و یه مشت کار پوچ تو شرکت انجام میشه با تکنولوژی و سیستم کاری قدیمی.
بیان تجربه من این است که حقوقها همچنان نامنظم و پایین هستند و بیشتر به نظر میرسد تحت نظر وزارت کار باشد. پرداختها به طور مکرر با تاخیر روبهروست و وعدههای دادهشده مبنی بر پرداخت در همان روز یا حداکثر تا چهار تا پنج ماه، اغلب تحقق نمییابد و ممکن است یک ماه طول بکشد تا واریز انجام شود. خیلی از همکاران یا از شرکت رفتند یا تغییر وضعیت یافتهاند و گاهی از جابهجاییها بیثباتی مشاهده میشود. احترام به نیروهای باکیفیت وجود ندارد و بینظمی در کار جاری است. من این شرکت را توصیه نمیکنم زیرا به وقت و زمان من آسیب زده است.
باورم نمیشود که کار با این مجموعه را آغاز کردم؛ حقوق آخرین ماه را با من پرداخت نکردند و من مجبور شدم از طریق مراجع پیگیری کنم. دادگاه کار رای داد که باید حقوقم را بپردازند، اما همچنان پولی وصول نشده و باید به مراحل قانونی بعدی بیارایم. این شرکت برایم تجربهای منفی بود و پیشنهاد نمیکنم تجربه کنید. رفتار حرفهای در حد صفر بود و اگر حقوق من بهطور قانونی پرداخت میشد، وضع الان اینطور نبود.
کار کردن در گروه جی اس ام را بهسان تجربهای پرتنش و ناهمگون به خاطر میآورم. اوضاع رابطهای بین کارکنان بهطور گستردهای نامتوازن بود؛ افراد جذاب یا با دوستیهای بیشتر، اغلب بهعنوان معیار باقیماندن انتخاب میشدند. حقوق هم بهطور منظم و مطابق برنامه نبود؛ اغلب چهار تا پنج ماه میگذشت و تنها دو ماه از آنها پرداخت میشد و همواره میبایست از شرکت مطالبه میکردی تا مابهالتفاوت را بگیری. گاهی تسویه چکها هم به تعویق میافتاد و تنها برای چهار ماه آینده پرداخت میشد. گزارش میکنم که برخی مدیران با سطح دانش پایین بهخاطر مسیر و روابطشان به پستیها رسیده بودند و این موضوع از نظر من قابل قبول نبود. زمینه کاری شرکت مشخص نبود و پروژهها هر طور که پیدا میکردند قبول میشد و از من انتظار میرفت در هر موقعیت شغلی همکاری کنم. اضافهکارها هم بهطور مناسب پرداخت نمیشد. وضعیت بهخصوص زمانی بحرانی شد که برخی از کارکنان برای شرکت غذا داشتند و برخی دیگر نه؛ تفاوت در رفتار با منابع انسانی دیده میشد و انصاف بهطور یکسان رعایت نمیشد. مدرک دانشگاهیام تحت پوشش بیمه قرار داشت و بهدلیل نگرانیهای اداری برای مدت نزدیک به سه ماه در گرو نگه داشتند.
شرکت ویستا سامانه آسا را تجربه کردم و به واقع از این محیط کار تجربهای ناگوار داشتم. مدت قراردادها به وضوح با واقعیت تفاوت داشت و به محض شروع کار بدون قرارداد نگهداشته میشدم تا اینکه در نهایت قراردادها به ماه سوم میرسیدند و نسخهی دقیق آن به من ارائه نمیشد. وظایفم به وضوح توضیح داده نمیشد و هیچ حمایتی از طرف همکاران یا مسئولین ندارید. افراد قدیمیتر احساس مالکیت میکنند و گمان میکنند تازهواردها بیسواد یا تحت نظر آنها هستند. ارتباط با مدیران هم برقرار نیست و تنها با واحد منابع انسانی روبهرو میشوید که حرفهایشان پر از ابهام است و به نظر میرسد برای فرار از پاسخگویی تلاش میکنند. یکی از مدیران منابع انسانی که ادعا میکند روانشناس است، با تجربهای که داشت از تحلیل شخصیت افراد ناتوان بود و عملکردی ابتدایی داشت. اضافهکار بر اساس معیار مشخصی حساب نمیشود و ساعتهای کاری همواره بهدرستی در نظر گرفته نمیشود، با وجود اینکه در واقعیت ساعات کاری برایتان دروغ گفته میشود. سابقهی بیمه هم بهدرستی مدیریت نمیشود و ناگاه از شما انتظار استعفا میرود تا نامهی استعفایشان را بنویسید. امکان پیشرفت شغلی وجود ندارد و این تجربه برای من یکی از بدترینهاست. در عین حال حقوق بهموقع پرداخت میشود، شرکت وعدههای غذایی شامل ناهار و صبحانه را فراهم میکند و میانوعده هم میدهد و در مواقع نیاز نیز مرخصی داده میشود.
شرکت چارگون را تجربه کردم و دوباره به اندازهی کافی تلاشم را برای تأیید نظرات همتیمیها به کار بردم. واقعا احساس کردم چارگون جای درستی نیست، و این تجربه برای من نکات مهمی داشت. اگر تصمیم دارید وارد این مجموعه شوید، به شما دو نکته بگویم: اولا از نظر علمی اگر بمانید احتمالا رشد خواهید کرد و پیشرفت میکنید، ثانیا ترجیحا اگر میخواهید به این مجموعه نزدیک شوید، بهتر است مرد باشید و به تنهایی هم باشید چون احتمال دارد در آنجا بهنوعی به روال مدیران تبدیل شوید. در اینجا مدیران به جز چند نفر، از نظر تحصیلی و تخصصی سطح بالایی ندارند؛ تنها ظاهر حرفهای و رفتار گشادهای دارند و غالبا با وعدههای بیپشتوانه، بسیاری از کارشناسان را جذب میکنند و وقتی از کار آنها انتقاد کنید، به راحتی مخالفت میکنند و ممکن است فرصتهای شما را از دست بدهید. درک من از آیندهای که به آن اشاره میشود این بود که گاهی وعدهها واقعیت ندارد و طول میکشند تا روشن شود. محیط کار گاهی جنبههای غیررسمی و محافل داخلی را هم دارد؛ سعی کنید با همکاران قدیمی وارد این ماجراها نشوید و فاصلهتان را حفظ کنید.
در این شرکت، با همهی دشواریها و فشارهای کاری روبهرو میشدم و تلاش میکردم تا با حفظ عزت نفس به تصمیمهای درست برسیم. تجربهای بود که برای من درسهای زیادی داشت و به شکل قابل توجهی روی نحوهی برخورد شرکت با افراد و وظایفش اثرگذار بود. با وجود چالشهای موجود، احساس میکردم هر روز فرصتهایی برای یادگیری و بهبود وجود دارد، اما گاهی فشارهای غیرمنصفانه و فضاهای غیرسازنده آرامش من را تحت تأثیر قرار میداد. در مجموع، این تجربه باعث شد تا من اهمیت حمایت تیمی و فرهنگ کار سالم را بهتر درک کنم و به دنبال محیطی باشم که به ارزشهای حرفهای پایبند باشد.
من در چارچرخ به عنوان توسعهدهنده بکاند مشغول به کار شدم. در دورهای که استارتاپ با کمبود نقدینگی و تیم کافی مواجه بود، تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم تا زمانی که سرمایهگذار جذب کنند و حقوقم را دریافت کنم. طی سالی که آنجا بودم فقط شش ماه دریافتم و پس از جذب سرمایه، همچنان حقوقی برای من پرداخت نشد و با یک پیام کوتاه تشکر اعلام کردند که نمیتوانند بیشتر از این پرداخت کنند. حتی اکنون حقوق بقیه همکاران را هم پرداخت نکردند. به هیچ عنوان توصیه نمیکنم آنجا کار کنید؛ محیطی غیرحرفهای، پر از حاشیه و با مدیریتی تقریبا ناکارآمد که خودش هم کسبوکارشان را به شکل قابل توجهی دچار مشکل کرده بود.
در محیط کار رایان هم افزا چیزهای خوبی یاد گرفتم و از جو کاری ممتازی که آنجا حاکم بود رضایت داشتم. حقوق و مزایا هم مناسب بودند و مدیران باتجربهای در کنار تیم حضور داشتند که فضای یادگیری مثبتی ایجاد میکرد.
من در فرتک به عنوان برنامهنویس، DevOps و مسئول کانفیگ و مدیریت سرورها کار میکردم. در این شرکت امکان تصمیمگیری فردی خیلی بالاست و هرکس در هر موقعیت شغلی آزادی عمل زیادی دارد تا نظرات و پیشنهادهای خود را درباره هر حوزهای با تیم و مدیران در میان بگذارد. در فرتک هیچ ساختار منسجم مدیریتی-کارمندی وجود ندارد و مدیران با همکارانشان همپیاله و همراه کد میزنند تا شرکت را پیش ببرند و به مرور زمان شاهد پیشرفت روزافزون بودند. به افراد جوان و تازهکار یا کسانی که سابقه کاری کمی دارند، توجه و فرصت داده میشود تا تجربههای زیادی در اینجا کسب کنند.
شرکت پردازش و ذخیرهسازی سریع داده (پرسا) تجربهای را با زبان بیپرداختن به تندرویها و با حفظ واقعیتها نقل میکند. من هم مانند خیلیهای دیگر با دیدی انتقادی به مشکلات مدیریتی اشاره دارم و نکتههای کلیدی را برای کسانی که قصد ورود به شرکت دارند بازگو میکنم. حقوق و مزایا در این شرکت در فرایند استخدام دو مقدار از شما خواسته میشود: حداقل حقوق مطلوب و حقوق ایدهآل. بسته به رزومه و عملکردتان، دستمزدتان در همان بازه تعیین میشود. برخی شرکتها رقم درخواستشده را خالص در نظر میگیرند و برخی ناخالص؛ در پرسا معمولا رقم ناخالص در نظر گرفته میشود و کسرهای بیمه و مالیات از آن کم میشود، پس بهتر است در فرم استخدام رقم خالص پس از کسری را بنویسید. در این شرکت خبری از کارانه، پاداش یا اضافهکاری برای کارکنان نیست و حقوق با تاخیر پرداخت میشود، هرچند بهطور معمول به تعویق یکماه نمیافتد. تعادل کار و زندگی در پرسا به گونهای است که هیچوقت احساس بیکاری نکنید و ممکن است به اشتغال با تکلیفهای بیهوده برخورد کنید؛ به نظر میرسد مدیران فرض میکنند برای هر ریال پرداختی باید بیشترین استفاده را از شما ببرند. مدیریت بزرگترین مسئله شرکت را تشکیل میدهد. مدیران و مدیران ارشد غالبا از فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف هستند و اغلب روابط استاد–شاگردی با یکدیگر دارند. با وجود سطح تحصیلی بالا، تجربه لازم برای کار تیمی و مدیریت بیرون از کلاس را ندارند و اکثر آنها رشتهشان مهندسی است. نتیجه این وضعیت، نبود توانایی لازم برای اداره تیمها و حل مسائل است. هر روز جلسات مدیریتی زیادی برگزار میشود که با توجه به تعداد پرسنل و حجم کار، بیثمر و وقتگیر است و خروجی مفیدی ندارد. امنیت شغلی و فرصتهای پیشرفت هم گاه با وجود حوزه کاری بکر و نبود رقابت داخلی و حمایتهای دانشبنیان به نظر امیدوارکننده میآید، اما پیشرفت شغلی به دست افراد وابسته به ارتباطات و روابط داخلی است و همانطور که در بخش مدیریت هم گفته شد، ردههای بالا به تواناییهای افراد چندان بستگی ندارد. فرهنگ کار چندان دوستانه نیست؛ همکاران معمولا تمایل به همکاری و به اشتراکگذاری اطلاعات ندارند و بسیاری از پرسنل به دنبال یافتن شغلهای دیگرند و تعهد نسبت به شرکت پایین است. توصیه پایانی اگر سابقه کار ندارید، اینجا میتواند نقطهی آغاز خوبی باشد تا با فضای کار آشنا شوید و بهتدریج پوست آبدار کار کردن با شرایط را به دست آورید. اما اگر نیروی باتجربه و کاربلدی هستید، احتمالا فرصتهای بهتری پیش رویتان قرار میگیرد.
تازه از خدمت سربازی برگشته بودم و پیشتر چهار سال در تعمیر بردهای الکترونیکی و وسایل ریزپردازنده کار کرده بودم. در طول خدمت، مهارتهای لازم در CSS3، HTML، JavaScript، jQuery و Git را بهخوبی بهدست آوردم و به دنبال کار با اولویت داشتن بیمه بودم. وقتی به این شرکت پیوستم، تجربههای ارزشمندی کسب کردم و در طول ماه اول بیمه برایم تأیید شد. مدیر شرکت فردی بسیار باسواد و کاربلد است و مشتریان بزرگی دارد که این مسأله نشاندهنده عملکرد مثبت شرکت است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.