شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سطح مصاحبه کننده ها از هر فردی که هوشیاری داشته باشه کمتره و قطعا به راحتی نیرو جذب میشه...ولی تا اونجا که من شنیدم اگر بیشتر از سه ماه بمونید شروع می کنن به بی احترامی که برید...نیروهای قدیمی ممتازشون رو نگاه کردم هر روز در جمع تحقیرشون می کنن و بهشون توهین می کنن...نیروهای قدیمی تر حق دستشویی رفتن یا آب خوردن بین تماس رو هم ندارن چون تهدید به اخراج میشن و تا چند روز به یک نفر گیر می کنند و به خاطر موارد بچگانه در گروه های جمعی تحقیر میشه... این رفتارو دیدم با اینکه ماه دوممه فکر نکنم بمونم...تیم لیدها از نظر فکری ضعیف
در واقعیت تجربهم نشون میداد که فشار کاری خیلی بالاست و همیشه حس میکردم زیر بار روانیِ بیپایانی کار میکنم. از بطن ماجرا، مدیران گاهی به ایجاد حاشیه و بیثباتی دامن میزدند و فضا را ناامن و سرد میکردند. جو کار به هیچوجه آرامشبخش نبود و برای انجام کارها فرصت یاッズن نبود. سرپرستان هم بهطور مشخص آموزشی ارائه نمیدادند و مجبور بودم از هر راهای که میتوانم خودم مطالب را یاد بگیرم و با دشواریهای مسیر مواجه بشم.
در حال حاضر به من پیشنهاد میشد که درباره آینده و اهدافم صحبت کنم و این موضوع بیشترین تمرکز را در مصاحبه داشت. با پرسشهایی مواجه شدم که میگفتند با چه ابزارهایی آشنایی دارم و چطور از آنها در کارم استفاده میکنم، و اینکه تا چه حد با الگوها و پترنهای رایج در رشته برنامهنویسی آشنایی دارم. درباره خود شرکت توضیحاتی دادند که زیرمجموعهای از یک مجموعه بزرگتر هستند و پروژههای مختلفی دارند. یکی از پروژهها قرار است مسیریابی دقیقی را شبیه به اپهای مسیریابی مشهور پیادهسازی کند و من هم باید بخشی از مسیریابی را بسازم. گفتند میتوانم قسمت مربوط به مسیریابی را بسازم؟ پاسخ دادم قبلاً چنین کاری را انجام ندادهام و نیاز است زمان و پژوهش بیشتری انجام بدهم چون کار نسبتا پیچیدهای است. ظاهراً توضیحاتشان قانعکننده بود. مصاحبهکننده فردی بود که برخوردی آرام و منطقی داشت و بیشتر به تعهد کاری و اخلاق حرفهای اهمیت میداد.
یکی از معدود جاهایی که واقعا مصاحبه گر بسیار بی اخلاق و بی شخصیت بود در طول مصاحبه مدام سوالات پراکنده میپرسید و از اینکه اکثر سوالات رو بخوبی پاسخ میدادم حرفای عجیب در میاورد در لحظه قضاوت و نقد نامربوط میکرد نمونه حرفایی که تو جلسه اول میزد و واقعا عجیب و تهوع آور بود شخصیتش - درسته داری جواب میدی ولی معلومه عمیق بلد نیستی - رزومه پر کردی اومدی اینجا ولی اندازه رزومه ای که پر کردی بلد نیستی به محض خروج از شرکت افتضاحشون تماس گرفتم با منابع انسانی و گفتم تمایل به ادامه روند ندارم اصلا نمیشه کار سالم با چنین آدمایی داشت
واقعا برخوردشون محترمانه و مثبت بود اچ آر خوب و متشخصی داره در مورد تیمشون هم شنیده بودم نسبت به میانگین مجموعه ها سطح فنی بالاتر و حرفه ای دارن دوست داشتم کار کنم باهاشون ولی رد شدم
تا حالا کسی نبوده از این خرابشده و محیط زیرآب زنی و سمیش با دلخوشی و خاطره خوب بیاد بیرون
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
شرکت پویا فن آوران را در یک تجربه مصاحبه بهزبان خودم میگویم که با صراحت و بیپرده بودن همراه بود. جلسهی مصاحبه خیلی سریع به نظر میرسید و انگار اولویتشان گرفتن سریع نفر جدید بود. بیشتر دربارهی سابقههای کاری گذشتهام بحث شد و از سوالات فنی خبری نبود. با مدیر پروژه صحبت کردم و در هیئت مدیرعامل شرکت خبری نبود؛ بهجای آن فردی که مسئول کل مجموعه بود، در مصاحبه کاملاً مضطرب بهنظر میرسید. از صحبتهای غیررسمی که در حین انتظار شنیدم فهمیدم کارمندان اغلب با مدت زمان کوتاهی کمتر از شش ماه از کار کنار گذاشته میشوند. تقریباً یک ساعت منتظرم گذاشتند و دفتر هم چندان پر نبود. همچنین شنیدم از نام برند معتبری برای جذب استفاده میکنند بدون ارتباط واقعی با فعالیتهایشان، و شنیدم حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشود. با پژوهش و مشاهدهای که در این مدت داشتم، بهنظر میرسد فرصت همکاری با این مجموعه مناسب نیست.
من رفتاری شبیه آشنا را توی مصاحبه تجربه کردم، و حضورم حدوداً یک ساعت طول کشید تا دعوت به جلسه شود. در همان نشست، بخش فنی از من سوال زیادی نکردند و وقتی درباره شرایط کاری پرسیدم، پاسخها خیلی ناامیدکننده بود: گفتند باید دو هفته بیایم و حقوق یا بیمهای پرداخت نمیشود، در حالی که سابقهای نزدیک به یازده سال دارم و نه دانشجو و نه بیسابقه. گفته شد اگر رفتار و عملکردم رضایتشان را جلب کند، ممکن است قرارداد بسته شود. همچنین گفتند مأموریتهای شهرستان را باید بهتنهایی انجام بدهم، اضافهکاری الزامی است و حق اعتراض هم وجود ندارد. به نظر میرسید هدفشان جذب نیروهای تخصصی است، اما بهطور عملی کار بهصورت رایگان میخواستند. چند روز بعد تماس گرفتند تا بیایم سر کار، ولی مدیرعامل بدون هماهنگی قبلی از حقوقی که مطرح شده بود، دویست هزار تومان کسر کرد و بیمه هم دو هفته بعد ثبت میشود.
در این شرکت هیچ چیزی برای تشویق به ادامهٔ همکاری وجود ندارد و من هم به هیچ عنوان علاقهمند به حضور دوباره در چنین فضایی نبودم. گمان میکنم روند مصاحبه اینجا به شدت ناکارآمد و آزاردهنده است و از همان ابتدا فهمیدم که دلیل این همه تناقض در رفتار کارکنان چیست؛ انگار نه انگار که اینجا محل کار است، انگار یک محیط کودکستانی بزرگ است که به جای حرفهای بودن، به بازی و سردرگمی تبدیل شده است. رفتارها به گونهای بود که احساس میکردم نه تنها از طرف مصاحبهکنندهها بلکه از کل فرآیند، به نحوی فاجعهآمیز سوءاستفاده میشود و نتیجهٔ آن میتواند به آسیبهای جدی برای افراد و حتی نهادهای مالی مرتبط منجر شود. در مجموع فضای شرکت برایم ناامیدکننده و تأسفآور بود و هیچ دلیلی برای ادامهٔ مسیر در آنجا نمیدیدم.
از آنجایی که این شرکت یکی از شرکت های عضو هلدینگ انرژی پاسارگاد می باشد مدیرها از طرف هلدینگ در حال عزل و نصب هستند. تیم مدیریتی با مدیریت های سایر شرکت ها زد و بند داشته و خیلی از افراد بی تجربه که فرزندان و معرفی شدگان هستند بر سایر افراد ترجیح دارند. از اینرو برای شرکت ۳ مجموعه می توان متصور بود: -تیم مدیریتی منصوبی و مرتبط با مدیریت هلدینگ که دارای حقوق و مزایای بالا هستند -تیم کارآموزان معرفی شده (از طریق همان زد و بند ها) -تیمی که تمامی سختی کار بر گردن آنهاست (بدون هیچ ارتقا و افزایش حقوقی که استحقاق آن را دارند)
من یکسال پیش رفتم اسنپ کارفیکس سپاهان شهر مصاحبه هیچ پاسخی ندادند و در طول مصاحبه سوالات بسیار خصوصی پرسیدند و اصلا به حریم شخصی اعتقاد نداشتند. حقوق زیر اداره کار پیشنهاد دادند و گفتند ما سیستم نداریم و همیشه باید لپتاپ بیاری سرکار
دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
متأسفانه نتیجهی مصاحبه برای من ناامیدکننده بود. با وجود اینکه مدیر فنی رفتارش محترمانه و دوستداشتنی بود، رفتارِ مدیریت مجموعه که در دست یک زوج بود، به شدت ناخوشایند بود. محیط کاری شرکت احساس خوبی به من نداد و فضای کلی آن مناسب نبود. حقوقی که پیشنهاد شد هم از میانگین بازار کمتر بود. بهطور کل، رفتن به این مصاحبه بیشتر از هدر رفتنِ زمان برای من نبود.
به نظرم شرکت رابین رایان جای خوبی نیست و تجربهٔ مصاحبهام گواهی بر این بود. ورودم به ساختمان دلهرهآور بود و برای فهمیدن مسیر مجبور شدم از چند نفر سؤال کنم تا بالاخره یکی راهنماییام کرد که روی یک صندلی بنشینم. وقتی بالاخره نوبتم رسید، انتظار داشتم جلسهٔ با برنامهٔ مشخصی برگزار شود، اما جلسهٔ مصاحبه بیبرنامه و با سوالهای سطحی شروع شد؛ به وضوح مشخص بود مسئولان تخصص لازم را ندارند و از قبل نقشهای برای جلسه نداشتند. چند روز بعد فرمی برای ارزیابی فرستادند که پاسخ دادم اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم، چون جلسه واقعاً بد بود و رفتار مصاحبهکنندگان اگرچه مودبانه به نظر میرسید اما کیفیت مناسبی نداشت. صحبتهایشان دربارهٔ شرکت نشان میداد اوضاع از آنچه تصور میکردم هم خرابتر است و این موضوع باعث شد برداشت اولیهام دربارهٔ شرکت اشتباه باشد. در نهایت فهمیدم که مسیر کاریشان را بهراستی نمیپسندم و به نظر من در آنجا کار مناسب نیست. نکتهٔ تأکیدیشان این بود که باید خیلی زیاد کار کنی.
شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
سطح مصاحبه کننده ها از هر فردی که هوشیاری داشته باشه کمتره و قطعا به راحتی نیرو جذب میشه...ولی تا اونجا که من شنیدم اگر بیشتر از سه ماه بمونید شروع می کنن به بی احترامی که برید...نیروهای قدیمی ممتازشون رو نگاه کردم هر روز در جمع تحقیرشون می کنن و بهشون توهین می کنن...نیروهای قدیمی تر حق دستشویی رفتن یا آب خوردن بین تماس رو هم ندارن چون تهدید به اخراج میشن و تا چند روز به یک نفر گیر می کنند و به خاطر موارد بچگانه در گروه های جمعی تحقیر میشه... این رفتارو دیدم با اینکه ماه دوممه فکر نکنم بمونم...تیم لیدها از نظر فکری ضعیف
در واقعیت تجربهم نشون میداد که فشار کاری خیلی بالاست و همیشه حس میکردم زیر بار روانیِ بیپایانی کار میکنم. از بطن ماجرا، مدیران گاهی به ایجاد حاشیه و بیثباتی دامن میزدند و فضا را ناامن و سرد میکردند. جو کار به هیچوجه آرامشبخش نبود و برای انجام کارها فرصت یاッズن نبود. سرپرستان هم بهطور مشخص آموزشی ارائه نمیدادند و مجبور بودم از هر راهای که میتوانم خودم مطالب را یاد بگیرم و با دشواریهای مسیر مواجه بشم.
در حال حاضر به من پیشنهاد میشد که درباره آینده و اهدافم صحبت کنم و این موضوع بیشترین تمرکز را در مصاحبه داشت. با پرسشهایی مواجه شدم که میگفتند با چه ابزارهایی آشنایی دارم و چطور از آنها در کارم استفاده میکنم، و اینکه تا چه حد با الگوها و پترنهای رایج در رشته برنامهنویسی آشنایی دارم. درباره خود شرکت توضیحاتی دادند که زیرمجموعهای از یک مجموعه بزرگتر هستند و پروژههای مختلفی دارند. یکی از پروژهها قرار است مسیریابی دقیقی را شبیه به اپهای مسیریابی مشهور پیادهسازی کند و من هم باید بخشی از مسیریابی را بسازم. گفتند میتوانم قسمت مربوط به مسیریابی را بسازم؟ پاسخ دادم قبلاً چنین کاری را انجام ندادهام و نیاز است زمان و پژوهش بیشتری انجام بدهم چون کار نسبتا پیچیدهای است. ظاهراً توضیحاتشان قانعکننده بود. مصاحبهکننده فردی بود که برخوردی آرام و منطقی داشت و بیشتر به تعهد کاری و اخلاق حرفهای اهمیت میداد.
یکی از معدود جاهایی که واقعا مصاحبه گر بسیار بی اخلاق و بی شخصیت بود در طول مصاحبه مدام سوالات پراکنده میپرسید و از اینکه اکثر سوالات رو بخوبی پاسخ میدادم حرفای عجیب در میاورد در لحظه قضاوت و نقد نامربوط میکرد نمونه حرفایی که تو جلسه اول میزد و واقعا عجیب و تهوع آور بود شخصیتش - درسته داری جواب میدی ولی معلومه عمیق بلد نیستی - رزومه پر کردی اومدی اینجا ولی اندازه رزومه ای که پر کردی بلد نیستی به محض خروج از شرکت افتضاحشون تماس گرفتم با منابع انسانی و گفتم تمایل به ادامه روند ندارم اصلا نمیشه کار سالم با چنین آدمایی داشت
واقعا برخوردشون محترمانه و مثبت بود اچ آر خوب و متشخصی داره در مورد تیمشون هم شنیده بودم نسبت به میانگین مجموعه ها سطح فنی بالاتر و حرفه ای دارن دوست داشتم کار کنم باهاشون ولی رد شدم
تا حالا کسی نبوده از این خرابشده و محیط زیرآب زنی و سمیش با دلخوشی و خاطره خوب بیاد بیرون
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
شرکت پویا فن آوران را در یک تجربه مصاحبه بهزبان خودم میگویم که با صراحت و بیپرده بودن همراه بود. جلسهی مصاحبه خیلی سریع به نظر میرسید و انگار اولویتشان گرفتن سریع نفر جدید بود. بیشتر دربارهی سابقههای کاری گذشتهام بحث شد و از سوالات فنی خبری نبود. با مدیر پروژه صحبت کردم و در هیئت مدیرعامل شرکت خبری نبود؛ بهجای آن فردی که مسئول کل مجموعه بود، در مصاحبه کاملاً مضطرب بهنظر میرسید. از صحبتهای غیررسمی که در حین انتظار شنیدم فهمیدم کارمندان اغلب با مدت زمان کوتاهی کمتر از شش ماه از کار کنار گذاشته میشوند. تقریباً یک ساعت منتظرم گذاشتند و دفتر هم چندان پر نبود. همچنین شنیدم از نام برند معتبری برای جذب استفاده میکنند بدون ارتباط واقعی با فعالیتهایشان، و شنیدم حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشود. با پژوهش و مشاهدهای که در این مدت داشتم، بهنظر میرسد فرصت همکاری با این مجموعه مناسب نیست.
من رفتاری شبیه آشنا را توی مصاحبه تجربه کردم، و حضورم حدوداً یک ساعت طول کشید تا دعوت به جلسه شود. در همان نشست، بخش فنی از من سوال زیادی نکردند و وقتی درباره شرایط کاری پرسیدم، پاسخها خیلی ناامیدکننده بود: گفتند باید دو هفته بیایم و حقوق یا بیمهای پرداخت نمیشود، در حالی که سابقهای نزدیک به یازده سال دارم و نه دانشجو و نه بیسابقه. گفته شد اگر رفتار و عملکردم رضایتشان را جلب کند، ممکن است قرارداد بسته شود. همچنین گفتند مأموریتهای شهرستان را باید بهتنهایی انجام بدهم، اضافهکاری الزامی است و حق اعتراض هم وجود ندارد. به نظر میرسید هدفشان جذب نیروهای تخصصی است، اما بهطور عملی کار بهصورت رایگان میخواستند. چند روز بعد تماس گرفتند تا بیایم سر کار، ولی مدیرعامل بدون هماهنگی قبلی از حقوقی که مطرح شده بود، دویست هزار تومان کسر کرد و بیمه هم دو هفته بعد ثبت میشود.
در این شرکت هیچ چیزی برای تشویق به ادامهٔ همکاری وجود ندارد و من هم به هیچ عنوان علاقهمند به حضور دوباره در چنین فضایی نبودم. گمان میکنم روند مصاحبه اینجا به شدت ناکارآمد و آزاردهنده است و از همان ابتدا فهمیدم که دلیل این همه تناقض در رفتار کارکنان چیست؛ انگار نه انگار که اینجا محل کار است، انگار یک محیط کودکستانی بزرگ است که به جای حرفهای بودن، به بازی و سردرگمی تبدیل شده است. رفتارها به گونهای بود که احساس میکردم نه تنها از طرف مصاحبهکنندهها بلکه از کل فرآیند، به نحوی فاجعهآمیز سوءاستفاده میشود و نتیجهٔ آن میتواند به آسیبهای جدی برای افراد و حتی نهادهای مالی مرتبط منجر شود. در مجموع فضای شرکت برایم ناامیدکننده و تأسفآور بود و هیچ دلیلی برای ادامهٔ مسیر در آنجا نمیدیدم.
از آنجایی که این شرکت یکی از شرکت های عضو هلدینگ انرژی پاسارگاد می باشد مدیرها از طرف هلدینگ در حال عزل و نصب هستند. تیم مدیریتی با مدیریت های سایر شرکت ها زد و بند داشته و خیلی از افراد بی تجربه که فرزندان و معرفی شدگان هستند بر سایر افراد ترجیح دارند. از اینرو برای شرکت ۳ مجموعه می توان متصور بود: -تیم مدیریتی منصوبی و مرتبط با مدیریت هلدینگ که دارای حقوق و مزایای بالا هستند -تیم کارآموزان معرفی شده (از طریق همان زد و بند ها) -تیمی که تمامی سختی کار بر گردن آنهاست (بدون هیچ ارتقا و افزایش حقوقی که استحقاق آن را دارند)
من یکسال پیش رفتم اسنپ کارفیکس سپاهان شهر مصاحبه هیچ پاسخی ندادند و در طول مصاحبه سوالات بسیار خصوصی پرسیدند و اصلا به حریم شخصی اعتقاد نداشتند. حقوق زیر اداره کار پیشنهاد دادند و گفتند ما سیستم نداریم و همیشه باید لپتاپ بیاری سرکار
دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
متأسفانه نتیجهی مصاحبه برای من ناامیدکننده بود. با وجود اینکه مدیر فنی رفتارش محترمانه و دوستداشتنی بود، رفتارِ مدیریت مجموعه که در دست یک زوج بود، به شدت ناخوشایند بود. محیط کاری شرکت احساس خوبی به من نداد و فضای کلی آن مناسب نبود. حقوقی که پیشنهاد شد هم از میانگین بازار کمتر بود. بهطور کل، رفتن به این مصاحبه بیشتر از هدر رفتنِ زمان برای من نبود.
به نظرم شرکت رابین رایان جای خوبی نیست و تجربهٔ مصاحبهام گواهی بر این بود. ورودم به ساختمان دلهرهآور بود و برای فهمیدن مسیر مجبور شدم از چند نفر سؤال کنم تا بالاخره یکی راهنماییام کرد که روی یک صندلی بنشینم. وقتی بالاخره نوبتم رسید، انتظار داشتم جلسهٔ با برنامهٔ مشخصی برگزار شود، اما جلسهٔ مصاحبه بیبرنامه و با سوالهای سطحی شروع شد؛ به وضوح مشخص بود مسئولان تخصص لازم را ندارند و از قبل نقشهای برای جلسه نداشتند. چند روز بعد فرمی برای ارزیابی فرستادند که پاسخ دادم اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم، چون جلسه واقعاً بد بود و رفتار مصاحبهکنندگان اگرچه مودبانه به نظر میرسید اما کیفیت مناسبی نداشت. صحبتهایشان دربارهٔ شرکت نشان میداد اوضاع از آنچه تصور میکردم هم خرابتر است و این موضوع باعث شد برداشت اولیهام دربارهٔ شرکت اشتباه باشد. در نهایت فهمیدم که مسیر کاریشان را بهراستی نمیپسندم و به نظر من در آنجا کار مناسب نیست. نکتهٔ تأکیدیشان این بود که باید خیلی زیاد کار کنی.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.