جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به دلایلی نتونستم با این مجموعه همکاری داشته باشم اما مصاحبه خیلی خیلی حرفهای و دوستانه ای داشتیم و بسیار بازخورد های سازنده ای بهم دادن ازشون ممنونم
مصاحبه اولیه بسیار ضعیف انجام میشه و پیشنهاد کاری به شما داده میشه، نه حقوقی معلوم میشه نه شرح وظایفت معلومه. اول اینکه بسیار روابط براساس آشنابازیه و سواد هیچی ملاکی برای استخدام نیست. بسیار عدم شفافیت در کار وجود داره و امنیت شغلی نداره و زود به زود افراد کار را ترک میکنن. اصلا توصیه نمیشه حتی یک ساعت وقت بگذارید واسه مصاحبه و اینکه فاصله اش از تهران بسیار زیاده و امکانات ضعیف. مدیریت ضعیف در کار مشهوده و راستگو و قابل اطمینان نیستند متاسفانه. توی این بازار کار که خیلی از شرکت ها تلاش برای بهبود خودشون انجام میدن؛ این شرکت و روسای آن از این وادی به دورند.
دوست عزیزی که میخوای وارد رمیس بشی حواست باشه فقط ظاهر پر زرق و برق رمیس توی لینکدین و اینستاگرام رو نبینی. از تجربه من امنیت شغلی بسیار پایین است و حتی سابقه طولانی در شرکت هم تضمینی برای ماندن نیست. میلیارد میلیارد هزینه ایونت ها، دورهمی ها، ساخت کافه و... میکنن ولی کارمندای با حقوق حدود ۳۰ میلیون تومن تعدیل میشن در حالیکه افراد با حقوق های بسیار بالاتر حفظ میشن. و وقتی علت رو پرسیدیم، گفتن سیاست های شرکت به این صورته
اول اینکه هیچ تابلو و نام نشانی حتی پلاک وجود نداشت ساختمان چند طبقه قدیمی با یه ورودی تنگ تاریک هیچ ساختار استانداری ندیدم مشخص بود یه روش قدیمی رو برای پیش بردن اهداف ادامه میده و اصلا در فضای رقابتی اقدامی بابت به روز شدن و رقابت نکردن البته شاید چون انحصار تولید گلاب دارن رقیبی نداشته باشن که بخوان خودشونو اپدیت کنن ولی برای کارکنان خوب نیست اکثرا فقط یه کار بیس بدون تخصص و یادگیری رو انجام میدادن که فقط حقوق بگیرن و توانایی هاشون پایین و از دانش شغل خودشون عقب میوفتن چون شرکت پلنی برای توانمند سازی نداشت مزایا هم که تو همون ۲۰ سال پیش مونده چیز خاصی نداشتن ۶ روز کاری در هفته در کل جای حرفه ای بنظر نمیومد همه چی تو ۵۰ سال پیش گیر کرده بود انگار دکور در دیوار طراحی دیزاین
من یکسال پیش رفتم اسنپ کارفیکس سپاهان شهر مصاحبه هیچ پاسخی ندادند و در طول مصاحبه سوالات بسیار خصوصی پرسیدند و اصلا به حریم شخصی اعتقاد نداشتند. حقوق زیر اداره کار پیشنهاد دادند و گفتند ما سیستم نداریم و همیشه باید لپتاپ بیاری سرکار
دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
به نظرم شرکت رابین رایان جای خوبی نیست و تجربهٔ مصاحبهام گواهی بر این بود. ورودم به ساختمان دلهرهآور بود و برای فهمیدن مسیر مجبور شدم از چند نفر سؤال کنم تا بالاخره یکی راهنماییام کرد که روی یک صندلی بنشینم. وقتی بالاخره نوبتم رسید، انتظار داشتم جلسهٔ با برنامهٔ مشخصی برگزار شود، اما جلسهٔ مصاحبه بیبرنامه و با سوالهای سطحی شروع شد؛ به وضوح مشخص بود مسئولان تخصص لازم را ندارند و از قبل نقشهای برای جلسه نداشتند. چند روز بعد فرمی برای ارزیابی فرستادند که پاسخ دادم اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم، چون جلسه واقعاً بد بود و رفتار مصاحبهکنندگان اگرچه مودبانه به نظر میرسید اما کیفیت مناسبی نداشت. صحبتهایشان دربارهٔ شرکت نشان میداد اوضاع از آنچه تصور میکردم هم خرابتر است و این موضوع باعث شد برداشت اولیهام دربارهٔ شرکت اشتباه باشد. در نهایت فهمیدم که مسیر کاریشان را بهراستی نمیپسندم و به نظر من در آنجا کار مناسب نیست. نکتهٔ تأکیدیشان این بود که باید خیلی زیاد کار کنی.
در طول دوران کارم در بخش فنی شرکت، شرایط کار بسیار سخت و نامطلوب بود و فشار مدیریتی زیادی احساس میکردم. مدیر بخش هیچوقت نتوانست بهطور مؤثری تیم را راهبری کند و بیشتر از هر چیز به چاپلوسی و حفظ رابطههای سطحی اهمیت میداد؛ گویا برایش تنها بلهسمتها ارزش داشتند و دغدغههای افراد باتجربه و باسواد را چندان جدی نمیگرفت. جو کار به صورت فئودالی و با فضایی که رقابت ناسالم و زیرآبزنی در آن رایج بود، پیش میرفت. گزارشرسانیها به بالادستیها چندان تفاوتی ایجاد نمیکرد و هدف غالب، ادامهی تولید بود. استرس آنقدر زیاد بود که آرامش و زندگی روزمرهام تحت تأثیر قرار میگرفت؛ خوشحالام که از آنجا جدا شدم و حالا در حال فراموش کردن تجربهی آنجا هستم.
متأسفانه نتیجهی مصاحبه برای من ناامیدکننده بود. با وجود اینکه مدیر فنی رفتارش محترمانه و دوستداشتنی بود، رفتارِ مدیریت مجموعه که در دست یک زوج بود، به شدت ناخوشایند بود. محیط کاری شرکت احساس خوبی به من نداد و فضای کلی آن مناسب نبود. حقوقی که پیشنهاد شد هم از میانگین بازار کمتر بود. بهطور کل، رفتن به این مصاحبه بیشتر از هدر رفتنِ زمان برای من نبود.
اول بگم لوکیشن شرکت دقیق روبرو مصلی و جالب اینکه هیچ تابلویی نداره و انگار فرار مالیاتی یا متعلق به سازمان امنیتیه که نمیخوان دیده بشن ۹۵ درصد کارکنان ظاهر و تفکر کاملا مذهبی دارن انگار رفتی صف اول نماز جمعه نشستی که مطمعنم اگه تو این خط فکری نیستین اذیت میشین پس نرین بهتره . نمیدونم وابسته به چه نهادیه ولی فضای خشک بی روح و بسته ای داشت و مشخص بود کسایی که اعتقادات مذهبی ندارن سخت در عذابن اونجا ولی دم نمیزنن البته سعی میکنن افراد مث خودشون رو جذب کنن که تنش ایجاد نشه . مصاحبه کننده های منابع انسانی اصلا دانش به روز نداشتن و عین مداح های هییت بود ظاهرشون .کلا انگار قرارداد با شریف دارن که همه کارکنانشون رو از اونجا بگیرن البته دانشجویانی که سطح معمولی دارن و شاید جای دیگه کار نمیتونن پیدا کنن که اونم عجیبه بخاطر بسته بودن فضا اصلا آپدیت نیستن تو فرایندها من نپسندیدم
در ابتدا که ورودم با نگهبانی هماهنگ نشده بود در جریان نبودن تا راهنمایی کنند از غذاهایی که اسنپ میاورد مشخص بود وعده ناهار خود شرکت نمیده و یه ترافیک رفت اومد ادما تایم ناهار شکل گرفته بود بعد از کمی انتظار بین دو طبقه جابه جا شدم اتاق مصاحبه وایب خوبی نمیداد موقع انتظار یه آدمایی دم ورودی اتاق مصاحبه وایساده بودن بلند بلند با موبایل حرف میزدن حتی میخواستن بیان تو اتاق مصاحبه حرف بزنن میدیدن من نشستم برمیگشتن( فون باکس رو هنوز کشف نکردن) محیط شرکت فلت الکی شلوغ پلوغ تنگ تاریک ادما تو هم دیگه هی میرن میان حس شلختگی وبی نظمی میداد خیلی عجیب ترین چیزی که دیدم یه مراجعه کننده تو اون گرما اومد از ابسرد کن آب بخوره گفتن لیوان نداریم و جالب تر اینکه تو هیچ طبقه هم کنار ابسرد کن لیوان نبود بعد حرف از محیط حرفه ای میزنن سوالایی که سرپرست جذب مطرح کردن لول بالایی نداشت و فکر میکنم تجربه عمیقی نداشتن در کل جذابیت بالایی از لحاظ محیط کاری ، مزایا و سطح تخصص تو این فضای رقابتی برای من نداشت و تا جایی که متوجه شدم خروج بالایی در بین همکاران دارن شاید برای کسایی که تازه میخوان وارد محیط کار بشن مناسب باشه
اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!
شرکت به صورت خانوادگی اداره میشه جوری که مدیر عامل نقشی نداره بیشتر همسر و خانواده همسرشون در تایید و یا عدم همکاری با پرسنل نقش دارند. هرروز یا باهم قهرن یا دعوا میکنند به طوری که شما واقعا نمیدونی چه کاری واسه چه کسی انجام بدی که کسی بهش برنخوره. هرروز طلب کارا پشت در شرکت هستند به طوری که نصف روز با دادو بیداد و جواب دادن به این طلب کارها میگذره.و برای خودشون کاملا ااا عادی هست!!! از اونجا بری بیرون که باید یا خداحافظی کنی با حق و حقوقت یا باید به شکایت و شکایت کشی ببری جلو. سمی ترین بدرد نخور ترین شرکتی هست که طی این سالها کار میکردم.
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
در مصاحبه با عنوانِ برنامهنویس .NET سطح میانی بود که تجربهای نسبتاً ناخوشایند رقم خورد. حدود یک ساعت معطل شدم چون مصاحبهکننده به دلیل رفتن به ناهار دیگر باز نگشته بود. وقتی کار را آغاز کرد، رفتارش نسبت به من خیلی بیحوصله و بحثبرانگیز بود و بخشهای زیادی از تجربههایم را نادیده گرفت. در نهایت، پیشنهادی با حقوقی پایینتر از سطح جونیور ارائه دادند و وقتی گفتم قبول نیست، گفتند حقوقی که مدنظر دارم را برای سِنیورها کنار میگذارند. فضای دفتر خیلی خشک و رسمی بود و طراحی محیط نیز قدیمی و نادرست بود.
فضایی برای رشد وجود داره و حتی اگه تجربه یا مدرک هم نداشته باشی میتونی وارد تیم بشی و از نزدیک کار رو یاد بگیری. شرکت تازهتاسیسه و عمدتاً با سازمانهای دولتی و شهرداریها همکاری میکنه؛ اما معمولاً پرداختها تاخیر دارن که برنامهریزی مالی رو سخت میکنه و گاهی حقوقها بهموقع نیست. با وجود اینها، برای من یادگیری و پیشرفت اولویت داشت و حقوق بهموقع اهمیتی در برابر اینها نداشت، بنابراین شخصاً مشکلی با وضع موجود نداشتم.
تجربهای از مصاحبه که در بخش فنی کارگاهشی را گذراندم را با ارزش قائل شدم و درباره حال و هوای آن توضیح میدهم. با حوصله به سوالهای آنها درباره پروژهها و کارهای گذشتهام پاسخ دادم؛ مشخصاً درباره هر مرحله از تستها، چگونگی ثبت نتایج و تحلیلم از آنها پرسیدند و دلیل انتخاب همان رویکرد را هم جویا شدند. در طول مصاحبه حس میکردم مدیر UX و مسئول محصول واقعاً به این حوزه آشنایی دارند و از انتظاراتشان برای این نقش کاملاً روشن است. احتمالاً هر چیزی که در رزومهام نوشته شده بود را میتوانستند بهراحتی با دقت ارزیابی کنند، چون گاه برخی جزئیات را فراموش کرده بودم و ایکاش قبلش مرور میکردم. از من خواستند بهطور همسو با تیم کار کنم، انعطافپذیر باشم و نشان دهم قصد دارم در این حوزه بمانم.
جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
به دلایلی نتونستم با این مجموعه همکاری داشته باشم اما مصاحبه خیلی خیلی حرفهای و دوستانه ای داشتیم و بسیار بازخورد های سازنده ای بهم دادن ازشون ممنونم
مصاحبه اولیه بسیار ضعیف انجام میشه و پیشنهاد کاری به شما داده میشه، نه حقوقی معلوم میشه نه شرح وظایفت معلومه. اول اینکه بسیار روابط براساس آشنابازیه و سواد هیچی ملاکی برای استخدام نیست. بسیار عدم شفافیت در کار وجود داره و امنیت شغلی نداره و زود به زود افراد کار را ترک میکنن. اصلا توصیه نمیشه حتی یک ساعت وقت بگذارید واسه مصاحبه و اینکه فاصله اش از تهران بسیار زیاده و امکانات ضعیف. مدیریت ضعیف در کار مشهوده و راستگو و قابل اطمینان نیستند متاسفانه. توی این بازار کار که خیلی از شرکت ها تلاش برای بهبود خودشون انجام میدن؛ این شرکت و روسای آن از این وادی به دورند.
دوست عزیزی که میخوای وارد رمیس بشی حواست باشه فقط ظاهر پر زرق و برق رمیس توی لینکدین و اینستاگرام رو نبینی. از تجربه من امنیت شغلی بسیار پایین است و حتی سابقه طولانی در شرکت هم تضمینی برای ماندن نیست. میلیارد میلیارد هزینه ایونت ها، دورهمی ها، ساخت کافه و... میکنن ولی کارمندای با حقوق حدود ۳۰ میلیون تومن تعدیل میشن در حالیکه افراد با حقوق های بسیار بالاتر حفظ میشن. و وقتی علت رو پرسیدیم، گفتن سیاست های شرکت به این صورته
اول اینکه هیچ تابلو و نام نشانی حتی پلاک وجود نداشت ساختمان چند طبقه قدیمی با یه ورودی تنگ تاریک هیچ ساختار استانداری ندیدم مشخص بود یه روش قدیمی رو برای پیش بردن اهداف ادامه میده و اصلا در فضای رقابتی اقدامی بابت به روز شدن و رقابت نکردن البته شاید چون انحصار تولید گلاب دارن رقیبی نداشته باشن که بخوان خودشونو اپدیت کنن ولی برای کارکنان خوب نیست اکثرا فقط یه کار بیس بدون تخصص و یادگیری رو انجام میدادن که فقط حقوق بگیرن و توانایی هاشون پایین و از دانش شغل خودشون عقب میوفتن چون شرکت پلنی برای توانمند سازی نداشت مزایا هم که تو همون ۲۰ سال پیش مونده چیز خاصی نداشتن ۶ روز کاری در هفته در کل جای حرفه ای بنظر نمیومد همه چی تو ۵۰ سال پیش گیر کرده بود انگار دکور در دیوار طراحی دیزاین
من یکسال پیش رفتم اسنپ کارفیکس سپاهان شهر مصاحبه هیچ پاسخی ندادند و در طول مصاحبه سوالات بسیار خصوصی پرسیدند و اصلا به حریم شخصی اعتقاد نداشتند. حقوق زیر اداره کار پیشنهاد دادند و گفتند ما سیستم نداریم و همیشه باید لپتاپ بیاری سرکار
دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
به نظرم شرکت رابین رایان جای خوبی نیست و تجربهٔ مصاحبهام گواهی بر این بود. ورودم به ساختمان دلهرهآور بود و برای فهمیدن مسیر مجبور شدم از چند نفر سؤال کنم تا بالاخره یکی راهنماییام کرد که روی یک صندلی بنشینم. وقتی بالاخره نوبتم رسید، انتظار داشتم جلسهٔ با برنامهٔ مشخصی برگزار شود، اما جلسهٔ مصاحبه بیبرنامه و با سوالهای سطحی شروع شد؛ به وضوح مشخص بود مسئولان تخصص لازم را ندارند و از قبل نقشهای برای جلسه نداشتند. چند روز بعد فرمی برای ارزیابی فرستادند که پاسخ دادم اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم، چون جلسه واقعاً بد بود و رفتار مصاحبهکنندگان اگرچه مودبانه به نظر میرسید اما کیفیت مناسبی نداشت. صحبتهایشان دربارهٔ شرکت نشان میداد اوضاع از آنچه تصور میکردم هم خرابتر است و این موضوع باعث شد برداشت اولیهام دربارهٔ شرکت اشتباه باشد. در نهایت فهمیدم که مسیر کاریشان را بهراستی نمیپسندم و به نظر من در آنجا کار مناسب نیست. نکتهٔ تأکیدیشان این بود که باید خیلی زیاد کار کنی.
در طول دوران کارم در بخش فنی شرکت، شرایط کار بسیار سخت و نامطلوب بود و فشار مدیریتی زیادی احساس میکردم. مدیر بخش هیچوقت نتوانست بهطور مؤثری تیم را راهبری کند و بیشتر از هر چیز به چاپلوسی و حفظ رابطههای سطحی اهمیت میداد؛ گویا برایش تنها بلهسمتها ارزش داشتند و دغدغههای افراد باتجربه و باسواد را چندان جدی نمیگرفت. جو کار به صورت فئودالی و با فضایی که رقابت ناسالم و زیرآبزنی در آن رایج بود، پیش میرفت. گزارشرسانیها به بالادستیها چندان تفاوتی ایجاد نمیکرد و هدف غالب، ادامهی تولید بود. استرس آنقدر زیاد بود که آرامش و زندگی روزمرهام تحت تأثیر قرار میگرفت؛ خوشحالام که از آنجا جدا شدم و حالا در حال فراموش کردن تجربهی آنجا هستم.
متأسفانه نتیجهی مصاحبه برای من ناامیدکننده بود. با وجود اینکه مدیر فنی رفتارش محترمانه و دوستداشتنی بود، رفتارِ مدیریت مجموعه که در دست یک زوج بود، به شدت ناخوشایند بود. محیط کاری شرکت احساس خوبی به من نداد و فضای کلی آن مناسب نبود. حقوقی که پیشنهاد شد هم از میانگین بازار کمتر بود. بهطور کل، رفتن به این مصاحبه بیشتر از هدر رفتنِ زمان برای من نبود.
اول بگم لوکیشن شرکت دقیق روبرو مصلی و جالب اینکه هیچ تابلویی نداره و انگار فرار مالیاتی یا متعلق به سازمان امنیتیه که نمیخوان دیده بشن ۹۵ درصد کارکنان ظاهر و تفکر کاملا مذهبی دارن انگار رفتی صف اول نماز جمعه نشستی که مطمعنم اگه تو این خط فکری نیستین اذیت میشین پس نرین بهتره . نمیدونم وابسته به چه نهادیه ولی فضای خشک بی روح و بسته ای داشت و مشخص بود کسایی که اعتقادات مذهبی ندارن سخت در عذابن اونجا ولی دم نمیزنن البته سعی میکنن افراد مث خودشون رو جذب کنن که تنش ایجاد نشه . مصاحبه کننده های منابع انسانی اصلا دانش به روز نداشتن و عین مداح های هییت بود ظاهرشون .کلا انگار قرارداد با شریف دارن که همه کارکنانشون رو از اونجا بگیرن البته دانشجویانی که سطح معمولی دارن و شاید جای دیگه کار نمیتونن پیدا کنن که اونم عجیبه بخاطر بسته بودن فضا اصلا آپدیت نیستن تو فرایندها من نپسندیدم
در ابتدا که ورودم با نگهبانی هماهنگ نشده بود در جریان نبودن تا راهنمایی کنند از غذاهایی که اسنپ میاورد مشخص بود وعده ناهار خود شرکت نمیده و یه ترافیک رفت اومد ادما تایم ناهار شکل گرفته بود بعد از کمی انتظار بین دو طبقه جابه جا شدم اتاق مصاحبه وایب خوبی نمیداد موقع انتظار یه آدمایی دم ورودی اتاق مصاحبه وایساده بودن بلند بلند با موبایل حرف میزدن حتی میخواستن بیان تو اتاق مصاحبه حرف بزنن میدیدن من نشستم برمیگشتن( فون باکس رو هنوز کشف نکردن) محیط شرکت فلت الکی شلوغ پلوغ تنگ تاریک ادما تو هم دیگه هی میرن میان حس شلختگی وبی نظمی میداد خیلی عجیب ترین چیزی که دیدم یه مراجعه کننده تو اون گرما اومد از ابسرد کن آب بخوره گفتن لیوان نداریم و جالب تر اینکه تو هیچ طبقه هم کنار ابسرد کن لیوان نبود بعد حرف از محیط حرفه ای میزنن سوالایی که سرپرست جذب مطرح کردن لول بالایی نداشت و فکر میکنم تجربه عمیقی نداشتن در کل جذابیت بالایی از لحاظ محیط کاری ، مزایا و سطح تخصص تو این فضای رقابتی برای من نداشت و تا جایی که متوجه شدم خروج بالایی در بین همکاران دارن شاید برای کسایی که تازه میخوان وارد محیط کار بشن مناسب باشه
اصلا محیط مناسبی نیست. صرفا جایی که از طریقش بتونین وارد بازار کار بشین یکم تجربه کسب کنین و بعدم خارج بشید برید یک محیط حرفه ای. فقط جایی هست که برید تجربه کسب کنید بعد که مهارت پیدا کردید خارج بشید. قدر مهارتتون رو نمیدونن و همیشه شما رو کوچیک میکنن هیچ کاری نمیکنید. حجم کاری بسیار بالاست و به خاطر تعدد کارها به هیچی نمیرسید همیشه هم باید جواب پس بدید که چرا کارها مونده. مدیریت بد این مجموعه با دوربین ثانیه به ثانیه کارتون رو چک میکنه بسیار بی ادب هستن و اصلا احترام نفر مقابلشون رو رعایت نمیکنن. شرح شغلیتون مشخص نیست و همه کاری باید بکنید. در ضمن حق و حقوقتون رو کم و زیاد پرداخت میکنن و هیچوقت نمیفمید چقدر در ماه دریافتی دارید. به زور و کلی منت براتون بیمه تامین اجتماعی رد میکنن تازه اگر دانشجو باشید اونم کم میکنن ازتون. تایم نهارتون یکم زیاد بشه فوری بهتون گیر میدن. بیمه تکمیلی هم ندارن. سفته های چند صد میلیونی هم موقع ورود ازتون میگیرن کلیم منت به سرتون میزارن که ما خوبیم و بهترینیم ولی هیچی نیستن. اگر سلامت روانی و جسمیتون براتون مهمه و میخواید برید حرفه ای کار کنید، اصلا جای خوبی نیست!!!! فقط به درد این میخوره که یه 4 5 تومنی تو دوره دانشجویی دستتون رو بگیره همین!
شرکت به صورت خانوادگی اداره میشه جوری که مدیر عامل نقشی نداره بیشتر همسر و خانواده همسرشون در تایید و یا عدم همکاری با پرسنل نقش دارند. هرروز یا باهم قهرن یا دعوا میکنند به طوری که شما واقعا نمیدونی چه کاری واسه چه کسی انجام بدی که کسی بهش برنخوره. هرروز طلب کارا پشت در شرکت هستند به طوری که نصف روز با دادو بیداد و جواب دادن به این طلب کارها میگذره.و برای خودشون کاملا ااا عادی هست!!! از اونجا بری بیرون که باید یا خداحافظی کنی با حق و حقوقت یا باید به شکایت و شکایت کشی ببری جلو. سمی ترین بدرد نخور ترین شرکتی هست که طی این سالها کار میکردم.
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
در مصاحبه با عنوانِ برنامهنویس .NET سطح میانی بود که تجربهای نسبتاً ناخوشایند رقم خورد. حدود یک ساعت معطل شدم چون مصاحبهکننده به دلیل رفتن به ناهار دیگر باز نگشته بود. وقتی کار را آغاز کرد، رفتارش نسبت به من خیلی بیحوصله و بحثبرانگیز بود و بخشهای زیادی از تجربههایم را نادیده گرفت. در نهایت، پیشنهادی با حقوقی پایینتر از سطح جونیور ارائه دادند و وقتی گفتم قبول نیست، گفتند حقوقی که مدنظر دارم را برای سِنیورها کنار میگذارند. فضای دفتر خیلی خشک و رسمی بود و طراحی محیط نیز قدیمی و نادرست بود.
فضایی برای رشد وجود داره و حتی اگه تجربه یا مدرک هم نداشته باشی میتونی وارد تیم بشی و از نزدیک کار رو یاد بگیری. شرکت تازهتاسیسه و عمدتاً با سازمانهای دولتی و شهرداریها همکاری میکنه؛ اما معمولاً پرداختها تاخیر دارن که برنامهریزی مالی رو سخت میکنه و گاهی حقوقها بهموقع نیست. با وجود اینها، برای من یادگیری و پیشرفت اولویت داشت و حقوق بهموقع اهمیتی در برابر اینها نداشت، بنابراین شخصاً مشکلی با وضع موجود نداشتم.
تجربهای از مصاحبه که در بخش فنی کارگاهشی را گذراندم را با ارزش قائل شدم و درباره حال و هوای آن توضیح میدهم. با حوصله به سوالهای آنها درباره پروژهها و کارهای گذشتهام پاسخ دادم؛ مشخصاً درباره هر مرحله از تستها، چگونگی ثبت نتایج و تحلیلم از آنها پرسیدند و دلیل انتخاب همان رویکرد را هم جویا شدند. در طول مصاحبه حس میکردم مدیر UX و مسئول محصول واقعاً به این حوزه آشنایی دارند و از انتظاراتشان برای این نقش کاملاً روشن است. احتمالاً هر چیزی که در رزومهام نوشته شده بود را میتوانستند بهراحتی با دقت ارزیابی کنند، چون گاه برخی جزئیات را فراموش کرده بودم و ایکاش قبلش مرور میکردم. از من خواستند بهطور همسو با تیم کار کنم، انعطافپذیر باشم و نشان دهم قصد دارم در این حوزه بمانم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.