اونایی که مصاحبه رد شدن چیزیو از دست ندادن کلا این کارخونه فقط به فکر مشتریاشه تا کارگراش و... .....................................................
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
درود و احترام، تجربه اقدام به گذراندن امریه من در این سازمان: سفته سفید امضا 12 برابر دریافتی شما دوره آزمایشی نا معلوم بیان شرایط سفته بعد از گذروندن 3 مرحله مصاحبه منابع انسانی، فنی، لایو کد عدم مشخص بودن اینکه ساختار امریشون روال قانونی رسمی داره یا نه دید بالا به پایین مدیر عامل سیاست این شرکت به جای رشد، پیشرفت و ارزش آفرینی از فعالیت به استفاده که چه عرض کن سو استفاده از منابع انسانی به ویژه سربازان هست ممنون از کسایی که نظر گذاشتن و باعث آگاهی شدن. در آخر آروزی موفقیت برای همه.
با وجود فشارهای شدید و رفتار نامناسب مدیران، احساس کردم توهینها نسبت به کارکنان عادی شده و ساعات کار اغلب به صورت اجباری و فراتر از حد معمول بود. تهدید به اخراج اگر تمایلی به پذیرش شرایط نمیدادم، وجود داشت و به نظر میرسید ارزش انسانی نیروها برای شرکت چندان اهمیت ندارد.
افتضاح ترین و بدترین و پراسترس ترین دیر حقوق بده ترین و طلبکارترین و بدقول ترین غیر حرفه ای ترین و خاله زنکترین شرکتی که تا به حال دیدم این بوده.
وقتی از دوران پرتنش جنگ عبور میکردم، شرکت با حمایتی بیدریغ همراهمان بود. اول اینکه حقوقمان را یک هفته زودتر واریز کردند و علاوه بر این، برخی روزهای غیبت را خود شرکت تقبل کرد تا فشارهای روی تیم نباشد. همچنین چند روز هم برایمان مرخصی تعیین کردند تا نگرانی بیپولی یا فشار کاری کمتر شود.
من چند ماهی است که از این مجموعه جدا شدم و هدفم از نوشتن این تجربه، راهنمایی برای کسانی است که ممکن است بخواهند در آنجا همکاری کنند. معایب اصلی شامل کمبود نقدینگی و تاخیر در پرداخت حقوق است. همچنین فرصت تجربه کاری تنها در زمینههای مرتبط با صنعت برق است و در زمینههای دیگر شرکت چندان همکاری نمیکند، اگرچه پتانسیل بالایی دارد. جلسات کاری هم بسیار زیاد برگزار میشود. مزایا هم شامل حقوق همسطح با شرایط بازار است، وجود سالن ناهارخوری جداگانه که با توجه به اندازه شرکت نکته مثبتی محسوب میشود، فرصت رشد و پیشرفت شغلی، سطح بالای عملی پرسنل و عدم نیاز به اضافهکاری طولانی است. سال گذشته برای کسانی که در یک پروژه اصلی شرکت اضافهکاری داشتند، علاوه بر مبلغ اضافهکاری، پاداش قابل توجهی هم پرداخت کردند که از سوی تیم توسعه بود.
یک شرکت فقط زیر آب زنی و نظرسنجی های الکی...جز تحقیر چیز دیگه ای ندیدم و مثل برده رفتار میکنن...جز حقوق همه چیز بده و غیر از خستگی جسمی... روحتم خسته میشه...سه شیفت کار و کل زندگیت میشه کار و خواب...به جای اون باشگاه و مسخره بازی های دیگه کاش به فکر کارگر بودن خدا رو شکر تسویه کردم
آنچه من از این همه تجربه و روایت میبینم، یک «نظام پاداشدهی معکوس» است: هر چه بیسوادتر، جایگاه بالاتر! هر چه باندبازتر، حقوق بیشتر! هر چه بیاخلاقتر، مقربتر! این وضعیت فقط ناکارآمدی نیست، بلکه توهین به شعور تمام نیروهای متخصصی است که روزی با امید به این مجموعه قدم گذاشتند. شما به جای ساختن یک سازمان علمی، یک پادگان لمپنپرور ساختهاید که خروجیاش چیزی جز ناامیدی، فرسایش روحی و هدر دادن منابع نیست. این فقط سقوط یک واحد نیست، این نماد زوال یک سازمان است. شما با چنین مدیریتی نه تنها آیندهی تحقیق و توسعه را نابود کردهاید، بلکه نام کروز را هم لکهدار کردهاید. مهارتتون تو خراب کردن هر چیزی که دستتون میاد، فوقالعادهس. انگار هر روز مسابقه گذاشتید ببینید چطور میتونید انگیزه و استعداد آدمو له کنید. فکر میکنید این شرکت رو مدیریت میکنید، در حالی که همه میدونن فقط دارین وقت آدمای باهوش رو تلف میکنید. نگران نباشید، بالاخره یه روز همه فرار میکنن و شما هم میمونید با باندبازی و تصمیمات بیمعنیتون. کار کردن اینجا مثل شرکت در یه شو مسخرهست که همه میدونن هیچ چیز جدی نیست، فقط شما وانمود میکنید که مهمه. استعدادو له میکنید و بیکفایتیو تشویق. کسی که هنوز اینجا مونده، یا شجاعه یا هنوز نفهمیده باید فرار کنه. خلاصه، شما واقعا استاد خرابکاری و بیعرضگی هستید.
من 4-5 سال تو بخش نرم افزار بودم و فقط در مورد معاونت نرم افزار (ببخشید مافیای نرم افزار) می تونم نظر بدم! راستش اکثر برنامه نویس ها حتی نسل خیلی جوان آنها از سطح سواد و دانش خیلی پایینی برخوردار بودند که تقصیری هم نداشتند چون مدیران و سرپرست های پروژه ها و معاونت نرم افزار آدم های بیسواد و تنبل و فسیل بودند و تمایلی به کارهای جدید با تکنولوژی های جدید نداشتند و فقط حقوق و وام برایشان مهم بود! کلا دپارتمان نرم افزار یک مافیای مخوف بود بخصوص شخصی که پس از مهندس علی سلیمی به معاونت این بخش رسید (یک آرسن لوپن و نامرد واقعی و بی نظیر و نون به نرخ روز خور)! اکثر برنامه نویس ها تقریبا 10 درصد وقت را برای کارهای بی ارزش و مسخره و ساده اختصاص می دادند و بقیه وقت سر ها تو گوشی بود و یا داشتند با ارز دیجیتال کار می کردند و یا وقت تلف کنی با حرف و غیبت و زیراب زدن .... :) و جالب بود که این گروه از برنامه نویسان به شدت از فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی بدشون میامد و معتقد بودند که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی معتبر بیسواد هستند و ما فقط خوبیم!!!!!!!!! (البته بنده خودم در فیلد نرم افزار بچه های دانشگاه آزاد خیلی خیلی خوب زیاد دیدم منتهی نه در ناواکو!) این معاونت که از مشتی برنامه نویس و مدیر بیسواد و بی انگیزه و تنبل تشکیل شده بود به راحتی مدیریت ناواکو و حتی بانک مسکن را تحت فشار قرار می دادند و به اصطلاح گروکشی می کردند برای اهداف خودشان و متاسفانه مدیریت شرکت و بانک مسکن هم که آدم های فنی نبودند مجبور بودند تمکین کنند. در حالیکه بانک خیلی خیلی از نرم افزار ها و سیستم های بی کفیت و پر از باگ ناراضی بود .... اما اگر مدیریان و آی تی بانک آدم های مطلع و فنی بودند به راحتی می توانستند قید این نرم افزار ها را بزنند و این معاونت مافیایی و هزینه بر را تعطیل کنند و در عوض از شرکت های کاردرست نرم افزار بخرند و برنامه نویسان جدیدتر معاونت نرم افزار هم برای پشتیبانی این نرم افزارها نگه دارند! منتهی ترس از خوابیدن کار داشتند و البته معاونت نرم افزار هم با خرابکاری مانع می شد! و بانک مجبور بود این شرایط را بپذیرد! من فکر می کنم که با برکنار کردن معون نرم افزار و مسرپرست های پروژه اوضاع معاونت نرم افزار و کلا ناواکو بسرعت بهتر خواهد شد اما نمی دانم چرا بانک مسکن این کا را نمی کنه!
به نظر من شرکت آفاق خودرو موتور از نظر نظم و مدیریت وضعیت خوبی ندارد و هر ماه با تغییر و استخدام گسترده روبهرو است، چون هیچکس دوام نمیآورد. اگر آگهیهای استخدام را مرور کنید، میشود حدس زد که مشکل اصلی همین است؛ بنابراین توصیه میکنم تصمیمی برای آیندهتان با دید منفی نگیرید و مسیر شغلیتان را جدی بگیرید.
من در موننکو ایران، شرکتی که ظاهرا شیک و حرفهای به نظر میرسد و جزو گروه مپنا محسوب میشود، تجربیات خود را به اشتراک میگذارم. واقعیت این است که رفتار و وضعیت من با مدیر مستقیمم رابطهای مستقیم داشت و تعادل کار و زندگی در این محیط معنایی نداشت. ارزیابی عملکرد براساس میزان اضافهکاری بود و اگر اضافهکاری از سوی مدیران رضایتبخش نبود، با من برخورد میشد، و ممکن بود حتی کارانهای به من تعلق نگیرد یا شغلم را از دست بدهم. در مورد حقوق و مزایا هم نسبت به سایر شرکتها مبالغی پایینتر بود و در ابتدای استخدام به طور روشن صحبت نمیشدند. معمولا شایعاتی مبنی بر اینکه اضافهکاری را به حقوق اعلامی اضافه میکنند، شنیده میشد و به واقعیت نمیرسید. دریافت کارانه هم به من گفته میشد به صورت حقوق هر دو ماه، اما این مبلغ هرگز بهطور منظم پرداخت نمیشد و تاخیرهای زیادی داشت. مسیر رشد در این شرکت بیشتر به ارتباطات شخصی با مدیران بستگی داشت و معمولا جای پیشرفت محسوس و مشخصی وجود نداشت. با این حال یکی از مزایا، اشاره به شغل به عنوان تجربهای از شرکت در رزومه است.
زنگ خطر برای تمام شرکت ها امروز از طرف یکی از روابطم که واسط مشترک بین بنده و خانم هنگ.... ارش.....است متوج شدم که نامبرده از شرکت آرمان اخراج شده یا بیرون اومده.( البته علت خیلی هم مهم نیست) جالب تر از اون اینکه متوجه شدم ایشون در تاریخ 1404/06/06 در خصوص افرادی که در شرکت مستقیم یا غیر مستقیم همکاری داشته نظری نوشته که در این خصوص نظری ندارم منتهای هشداری مهم دارم برای تمام کارفرمایان یا شرکت هایی که قصد جذب نیرو دارند : اگر فرد نام برده(هنگ.... ارش.....) برای شرکتتون کاندید شد قبل از هر اقدامی، سلامت روانی ایشون رو بررسی کنید ایشون از بیماری "آپوتمنوفیلیا" که یک بیماری روانی است رنج میبرند و از آثار آن پلک زدن های پی در پی و بی وقفه، چاقی مزمن و....میباشد و در نهایت حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنها میباشد این تجربه ی تلخ کاری بنده و بسیاری از افراد دیگر هست که وظیفه انسانی خودم دانستم مطرح کنم
دو سالی را در ماورانت گذراندم و تجربهای موفق و پربار بود. از نظر فنی رشد قابل توجهی داشتم و پروژههای زیادی با نتیجههای مطلوب به ثمر رسیدند. فضای کار دوستانه و همسو با همکاران بود، اما به افرادی که از کار در محیطهای پرتور و شلوغ فرار دارند پیشنهاد نمیکنم؛ چون تعدد پروژهها همواره بالا بود و تیم منابع انسانی زیادی داشت.
به نظرم کار توی این شرکت تجربهای متفاوت و پرانرژی بود. اینجا فقط به کدنویسی محدود نمیشوی؛ دائم در حال یادگیری و پیشرفت هستی. فضای کار آنقدر فعال است که هر روز با چالشی تازه و هیجانآور روبهرو میشوی و از تازهترین فناوریها استفاده میکنی. چیزی که اینجا را از سایر places متمایز میکند این است که مدیران و همکاران واقعا به رشد تو اهمیت میدهند؛ هر ایدهای که داشته باشی به آنها میرسی و تشویقت میکنند تا روی پروژههای جدید کار کنی. حس پیوسته به بهبود خودت واقعا انگیزهات را بالا میبرد. در مجموع، اگر دنبال جایی هستی که هم از کار لذت ببری و هم هر روز چیز جدیدی یاد بگیری و به یک برنامهنویس حرفهایتر تبدیل شوی، این شرکت یکی از گزینههای عالی است.
من مدت دو سال اینجا همکاری داشتم در دفتر شیراز بودم تو vip مجتمع خلیج فارس با روف کاردن بود ! واقعا یه محیط بینظیر و استثنایی که شرکت های دیگه اینو نمیدیدین ! رفت وامد بهش ساده نبود که شش ما اخر با درخواستم موافقط کردند و یک کارت پارکینگشون هم بهم دادند که خیلی راحت تر شد ، واقعا میخوام تشکر از مهندس آذری که تجربه خودشون رو در اختیار من قرار دادند و امیدوارم همیشه موفق باشند
بهعنوان تجربهای شخصی از زمان کارم در گسترش سامانههای هوشمند آسمان، میخواهم با تبیین روشن و رکزبان توضیح بدهم که چه اتفاقاتی برایم افتاد و چه نکتههایی توصیه میشود. در موقعیت مدیریتی PMO بودم و به عنوان زنجیرهای از ارتباطات میان شرکت و تیمهای مختلف، متوجه شدم که یکی از همکاران قدیمیمان که به تازگی از شرکت آرمان اخراج شده یا از آن جدا شده، در ارتباط با افراد مرتبط با شرکت سابق نظری داده است. اشارهای به این نکته شد که این فرد در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۶ درباره افرادی که به نحوی با شرکت در ارتباط بودن، نظری ندارد و از بیان چیزی پرهیز کرده. اما نکته اصلی برای کارفرمایان و شرکتهایی که به دنبال جذب نیرو هستند این است که قبل از هر اقدامی درباره این فرد، سلامت روانی او بررسی شود. گفته میشود که او به بیماری آپوتمنوفیلیا مبتلاست، که نشانههایش شامل پلک زدنهای مکرر و بیوقفه، پرشهای بدنی و در نهایت احتمال حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنان است. این تجربه تلخ، برای من و بسیاری دیگر از همکارانم، هشدار انسانی بود و وظیفهام دانستم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم تا از وقوع رخدادهای مشابه جلوگیری شود.
در پارمیس کار کردن تجربهای بود که حس و حالش بیشتر به فضای کنترلی و سختگیرانه میماند تا محیطی حرفهای. هر تاخیر اینجا برابر با سه دقیقه جریمه بود و از حقوقمان کسر میشد. تا قبل از ناهار که از ساعت یک تا یک و نیم بود باید بیوقفه کار میکردیم و حتی رفت و آمد به دستشویی هم تحتنظر بود. اگر ناهار دیرتر از یک دقیقه میکشید، اخطاری دریافت میکردیم و پس از ناهار تا پایان ساعات کار هم باید بیوقفه ادامه میدادیم. هنگام امضای قرارداد سفتهای جلوی من گذاشتند و گفتند امضاکننده با قطع همکاری، این سفته و تسویهاش در سه ماه به من تحویل داده میشود؛ همین اتفاق هم افتاد. مدیریت مجموعه به شدت پارانویایی و ناسپاس است و اکثر وقتها مکالمات کارکنان را میشنود چون صداها ضبط میشود و در بقیه مواقع هم درباره موفقیتش در قالب سخنرانی صحبت میکند. زمان و تخصصامان را در پارمیس به هدر ندادم.
باسلام بهترین شرکتی بوده که تا بحال کار کردم از نحوه برخورد همکاران بخصوص مدیر واحد با اینکه تجربه کاری نداشتم ولی فرصت یادگیری یمن داده شد
سلام من دوماه پیش برای مصاحبه کارمند اداری رفته بودم کارخانه بدر فود که داخل شهرک صنعتی هست. تو حراست فرم پر کردم چند دقیقه نشستم اونجا هنگامی که آشغال هارو خالی میکنن به شدت بوی بدی میاد اونجا ولی داخل ساختمان برای مصاحبه رفتم اینطوری نبود سیستم تهویه داشت اول با یه خانم خوشرو و خوش برخورد حرف زدم که بهم گفت حقوقا بدون اضافه کاری حول هوش ۱۴ الی ۱۵ درمیاد ساعت کاریشم ۷ صبح تا ۵ ربع هست . بعدش با یه اقای فوق العاده بد اخلاق مزخرف مصاحبه کردم که بانگاهش میخواست ادمو بخوره فوق العاده بدداخلاق و بد بود و فقط میخواست با حرفاش تحقیرت کنه خلاصه که اینهمه راه که رفتم الکی بود وقبولم نکردن گفتن حالا چند نفر دیگه هم میخوان بیان مصاحبه اگه از تو بهتر نبود بهت زنگ میزنیم این طوری ردم کردن و بعد چند روز تماس گرفتم بهم گفتن استخدام انجام شده الانم هر ماه اون اگهی رو تو سایتا میبینم حتی حاظر نشدن چند روز آزمایشی کار کنم شاید کارم خوب بود گفتن تجربه کاریت کافی نیست و مرتبط نیست .واقعا متاسفم واسه این کارخانه فقط الکی رد میکنن مجبور شدم واسه کار برم پرند که خیلی دور تره از محل زندگیم هست . کلا واسه مصاحبه نرید نه حقوقش خوبه نه اخلاقا
واحد شبکه و امنیت یاس مزخرفترین واحد این سازمان هست که سرپرست و مدیرش قبلا احتمالا نگهبان پارک بودن یا جلوی علاالدین گلس و گوشی دست دوم خرید و فروش میکردن . خدا بخواد بعد از یاس هم باید برن جلوی علاالدین بساط کنن
اونایی که مصاحبه رد شدن چیزیو از دست ندادن کلا این کارخونه فقط به فکر مشتریاشه تا کارگراش و... .....................................................
درود و احترام، تجربه اقدام به گذراندن امریه من در این سازمان: سفته سفید امضا 12 برابر دریافتی شما دوره آزمایشی نا معلوم بیان شرایط سفته بعد از گذروندن 3 مرحله مصاحبه منابع انسانی، فنی، لایو کد عدم مشخص بودن اینکه ساختار امریشون روال قانونی رسمی داره یا نه دید بالا به پایین مدیر عامل سیاست این شرکت به جای رشد، پیشرفت و ارزش آفرینی از فعالیت به استفاده که چه عرض کن سو استفاده از منابع انسانی به ویژه سربازان هست ممنون از کسایی که نظر گذاشتن و باعث آگاهی شدن. در آخر آروزی موفقیت برای همه.
با وجود فشارهای شدید و رفتار نامناسب مدیران، احساس کردم توهینها نسبت به کارکنان عادی شده و ساعات کار اغلب به صورت اجباری و فراتر از حد معمول بود. تهدید به اخراج اگر تمایلی به پذیرش شرایط نمیدادم، وجود داشت و به نظر میرسید ارزش انسانی نیروها برای شرکت چندان اهمیت ندارد.
افتضاح ترین و بدترین و پراسترس ترین دیر حقوق بده ترین و طلبکارترین و بدقول ترین غیر حرفه ای ترین و خاله زنکترین شرکتی که تا به حال دیدم این بوده.
وقتی از دوران پرتنش جنگ عبور میکردم، شرکت با حمایتی بیدریغ همراهمان بود. اول اینکه حقوقمان را یک هفته زودتر واریز کردند و علاوه بر این، برخی روزهای غیبت را خود شرکت تقبل کرد تا فشارهای روی تیم نباشد. همچنین چند روز هم برایمان مرخصی تعیین کردند تا نگرانی بیپولی یا فشار کاری کمتر شود.
من چند ماهی است که از این مجموعه جدا شدم و هدفم از نوشتن این تجربه، راهنمایی برای کسانی است که ممکن است بخواهند در آنجا همکاری کنند. معایب اصلی شامل کمبود نقدینگی و تاخیر در پرداخت حقوق است. همچنین فرصت تجربه کاری تنها در زمینههای مرتبط با صنعت برق است و در زمینههای دیگر شرکت چندان همکاری نمیکند، اگرچه پتانسیل بالایی دارد. جلسات کاری هم بسیار زیاد برگزار میشود. مزایا هم شامل حقوق همسطح با شرایط بازار است، وجود سالن ناهارخوری جداگانه که با توجه به اندازه شرکت نکته مثبتی محسوب میشود، فرصت رشد و پیشرفت شغلی، سطح بالای عملی پرسنل و عدم نیاز به اضافهکاری طولانی است. سال گذشته برای کسانی که در یک پروژه اصلی شرکت اضافهکاری داشتند، علاوه بر مبلغ اضافهکاری، پاداش قابل توجهی هم پرداخت کردند که از سوی تیم توسعه بود.
یک شرکت فقط زیر آب زنی و نظرسنجی های الکی...جز تحقیر چیز دیگه ای ندیدم و مثل برده رفتار میکنن...جز حقوق همه چیز بده و غیر از خستگی جسمی... روحتم خسته میشه...سه شیفت کار و کل زندگیت میشه کار و خواب...به جای اون باشگاه و مسخره بازی های دیگه کاش به فکر کارگر بودن خدا رو شکر تسویه کردم
آنچه من از این همه تجربه و روایت میبینم، یک «نظام پاداشدهی معکوس» است: هر چه بیسوادتر، جایگاه بالاتر! هر چه باندبازتر، حقوق بیشتر! هر چه بیاخلاقتر، مقربتر! این وضعیت فقط ناکارآمدی نیست، بلکه توهین به شعور تمام نیروهای متخصصی است که روزی با امید به این مجموعه قدم گذاشتند. شما به جای ساختن یک سازمان علمی، یک پادگان لمپنپرور ساختهاید که خروجیاش چیزی جز ناامیدی، فرسایش روحی و هدر دادن منابع نیست. این فقط سقوط یک واحد نیست، این نماد زوال یک سازمان است. شما با چنین مدیریتی نه تنها آیندهی تحقیق و توسعه را نابود کردهاید، بلکه نام کروز را هم لکهدار کردهاید. مهارتتون تو خراب کردن هر چیزی که دستتون میاد، فوقالعادهس. انگار هر روز مسابقه گذاشتید ببینید چطور میتونید انگیزه و استعداد آدمو له کنید. فکر میکنید این شرکت رو مدیریت میکنید، در حالی که همه میدونن فقط دارین وقت آدمای باهوش رو تلف میکنید. نگران نباشید، بالاخره یه روز همه فرار میکنن و شما هم میمونید با باندبازی و تصمیمات بیمعنیتون. کار کردن اینجا مثل شرکت در یه شو مسخرهست که همه میدونن هیچ چیز جدی نیست، فقط شما وانمود میکنید که مهمه. استعدادو له میکنید و بیکفایتیو تشویق. کسی که هنوز اینجا مونده، یا شجاعه یا هنوز نفهمیده باید فرار کنه. خلاصه، شما واقعا استاد خرابکاری و بیعرضگی هستید.
من 4-5 سال تو بخش نرم افزار بودم و فقط در مورد معاونت نرم افزار (ببخشید مافیای نرم افزار) می تونم نظر بدم! راستش اکثر برنامه نویس ها حتی نسل خیلی جوان آنها از سطح سواد و دانش خیلی پایینی برخوردار بودند که تقصیری هم نداشتند چون مدیران و سرپرست های پروژه ها و معاونت نرم افزار آدم های بیسواد و تنبل و فسیل بودند و تمایلی به کارهای جدید با تکنولوژی های جدید نداشتند و فقط حقوق و وام برایشان مهم بود! کلا دپارتمان نرم افزار یک مافیای مخوف بود بخصوص شخصی که پس از مهندس علی سلیمی به معاونت این بخش رسید (یک آرسن لوپن و نامرد واقعی و بی نظیر و نون به نرخ روز خور)! اکثر برنامه نویس ها تقریبا 10 درصد وقت را برای کارهای بی ارزش و مسخره و ساده اختصاص می دادند و بقیه وقت سر ها تو گوشی بود و یا داشتند با ارز دیجیتال کار می کردند و یا وقت تلف کنی با حرف و غیبت و زیراب زدن .... :) و جالب بود که این گروه از برنامه نویسان به شدت از فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی بدشون میامد و معتقد بودند که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی معتبر بیسواد هستند و ما فقط خوبیم!!!!!!!!! (البته بنده خودم در فیلد نرم افزار بچه های دانشگاه آزاد خیلی خیلی خوب زیاد دیدم منتهی نه در ناواکو!) این معاونت که از مشتی برنامه نویس و مدیر بیسواد و بی انگیزه و تنبل تشکیل شده بود به راحتی مدیریت ناواکو و حتی بانک مسکن را تحت فشار قرار می دادند و به اصطلاح گروکشی می کردند برای اهداف خودشان و متاسفانه مدیریت شرکت و بانک مسکن هم که آدم های فنی نبودند مجبور بودند تمکین کنند. در حالیکه بانک خیلی خیلی از نرم افزار ها و سیستم های بی کفیت و پر از باگ ناراضی بود .... اما اگر مدیریان و آی تی بانک آدم های مطلع و فنی بودند به راحتی می توانستند قید این نرم افزار ها را بزنند و این معاونت مافیایی و هزینه بر را تعطیل کنند و در عوض از شرکت های کاردرست نرم افزار بخرند و برنامه نویسان جدیدتر معاونت نرم افزار هم برای پشتیبانی این نرم افزارها نگه دارند! منتهی ترس از خوابیدن کار داشتند و البته معاونت نرم افزار هم با خرابکاری مانع می شد! و بانک مجبور بود این شرایط را بپذیرد! من فکر می کنم که با برکنار کردن معون نرم افزار و مسرپرست های پروژه اوضاع معاونت نرم افزار و کلا ناواکو بسرعت بهتر خواهد شد اما نمی دانم چرا بانک مسکن این کا را نمی کنه!
به نظر من شرکت آفاق خودرو موتور از نظر نظم و مدیریت وضعیت خوبی ندارد و هر ماه با تغییر و استخدام گسترده روبهرو است، چون هیچکس دوام نمیآورد. اگر آگهیهای استخدام را مرور کنید، میشود حدس زد که مشکل اصلی همین است؛ بنابراین توصیه میکنم تصمیمی برای آیندهتان با دید منفی نگیرید و مسیر شغلیتان را جدی بگیرید.
من در موننکو ایران، شرکتی که ظاهرا شیک و حرفهای به نظر میرسد و جزو گروه مپنا محسوب میشود، تجربیات خود را به اشتراک میگذارم. واقعیت این است که رفتار و وضعیت من با مدیر مستقیمم رابطهای مستقیم داشت و تعادل کار و زندگی در این محیط معنایی نداشت. ارزیابی عملکرد براساس میزان اضافهکاری بود و اگر اضافهکاری از سوی مدیران رضایتبخش نبود، با من برخورد میشد، و ممکن بود حتی کارانهای به من تعلق نگیرد یا شغلم را از دست بدهم. در مورد حقوق و مزایا هم نسبت به سایر شرکتها مبالغی پایینتر بود و در ابتدای استخدام به طور روشن صحبت نمیشدند. معمولا شایعاتی مبنی بر اینکه اضافهکاری را به حقوق اعلامی اضافه میکنند، شنیده میشد و به واقعیت نمیرسید. دریافت کارانه هم به من گفته میشد به صورت حقوق هر دو ماه، اما این مبلغ هرگز بهطور منظم پرداخت نمیشد و تاخیرهای زیادی داشت. مسیر رشد در این شرکت بیشتر به ارتباطات شخصی با مدیران بستگی داشت و معمولا جای پیشرفت محسوس و مشخصی وجود نداشت. با این حال یکی از مزایا، اشاره به شغل به عنوان تجربهای از شرکت در رزومه است.
زنگ خطر برای تمام شرکت ها امروز از طرف یکی از روابطم که واسط مشترک بین بنده و خانم هنگ.... ارش.....است متوج شدم که نامبرده از شرکت آرمان اخراج شده یا بیرون اومده.( البته علت خیلی هم مهم نیست) جالب تر از اون اینکه متوجه شدم ایشون در تاریخ 1404/06/06 در خصوص افرادی که در شرکت مستقیم یا غیر مستقیم همکاری داشته نظری نوشته که در این خصوص نظری ندارم منتهای هشداری مهم دارم برای تمام کارفرمایان یا شرکت هایی که قصد جذب نیرو دارند : اگر فرد نام برده(هنگ.... ارش.....) برای شرکتتون کاندید شد قبل از هر اقدامی، سلامت روانی ایشون رو بررسی کنید ایشون از بیماری "آپوتمنوفیلیا" که یک بیماری روانی است رنج میبرند و از آثار آن پلک زدن های پی در پی و بی وقفه، چاقی مزمن و....میباشد و در نهایت حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنها میباشد این تجربه ی تلخ کاری بنده و بسیاری از افراد دیگر هست که وظیفه انسانی خودم دانستم مطرح کنم
دو سالی را در ماورانت گذراندم و تجربهای موفق و پربار بود. از نظر فنی رشد قابل توجهی داشتم و پروژههای زیادی با نتیجههای مطلوب به ثمر رسیدند. فضای کار دوستانه و همسو با همکاران بود، اما به افرادی که از کار در محیطهای پرتور و شلوغ فرار دارند پیشنهاد نمیکنم؛ چون تعدد پروژهها همواره بالا بود و تیم منابع انسانی زیادی داشت.
به نظرم کار توی این شرکت تجربهای متفاوت و پرانرژی بود. اینجا فقط به کدنویسی محدود نمیشوی؛ دائم در حال یادگیری و پیشرفت هستی. فضای کار آنقدر فعال است که هر روز با چالشی تازه و هیجانآور روبهرو میشوی و از تازهترین فناوریها استفاده میکنی. چیزی که اینجا را از سایر places متمایز میکند این است که مدیران و همکاران واقعا به رشد تو اهمیت میدهند؛ هر ایدهای که داشته باشی به آنها میرسی و تشویقت میکنند تا روی پروژههای جدید کار کنی. حس پیوسته به بهبود خودت واقعا انگیزهات را بالا میبرد. در مجموع، اگر دنبال جایی هستی که هم از کار لذت ببری و هم هر روز چیز جدیدی یاد بگیری و به یک برنامهنویس حرفهایتر تبدیل شوی، این شرکت یکی از گزینههای عالی است.
من مدت دو سال اینجا همکاری داشتم در دفتر شیراز بودم تو vip مجتمع خلیج فارس با روف کاردن بود ! واقعا یه محیط بینظیر و استثنایی که شرکت های دیگه اینو نمیدیدین ! رفت وامد بهش ساده نبود که شش ما اخر با درخواستم موافقط کردند و یک کارت پارکینگشون هم بهم دادند که خیلی راحت تر شد ، واقعا میخوام تشکر از مهندس آذری که تجربه خودشون رو در اختیار من قرار دادند و امیدوارم همیشه موفق باشند
بهعنوان تجربهای شخصی از زمان کارم در گسترش سامانههای هوشمند آسمان، میخواهم با تبیین روشن و رکزبان توضیح بدهم که چه اتفاقاتی برایم افتاد و چه نکتههایی توصیه میشود. در موقعیت مدیریتی PMO بودم و به عنوان زنجیرهای از ارتباطات میان شرکت و تیمهای مختلف، متوجه شدم که یکی از همکاران قدیمیمان که به تازگی از شرکت آرمان اخراج شده یا از آن جدا شده، در ارتباط با افراد مرتبط با شرکت سابق نظری داده است. اشارهای به این نکته شد که این فرد در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۶ درباره افرادی که به نحوی با شرکت در ارتباط بودن، نظری ندارد و از بیان چیزی پرهیز کرده. اما نکته اصلی برای کارفرمایان و شرکتهایی که به دنبال جذب نیرو هستند این است که قبل از هر اقدامی درباره این فرد، سلامت روانی او بررسی شود. گفته میشود که او به بیماری آپوتمنوفیلیا مبتلاست، که نشانههایش شامل پلک زدنهای مکرر و بیوقفه، پرشهای بدنی و در نهایت احتمال حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنان است. این تجربه تلخ، برای من و بسیاری دیگر از همکارانم، هشدار انسانی بود و وظیفهام دانستم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم تا از وقوع رخدادهای مشابه جلوگیری شود.
در پارمیس کار کردن تجربهای بود که حس و حالش بیشتر به فضای کنترلی و سختگیرانه میماند تا محیطی حرفهای. هر تاخیر اینجا برابر با سه دقیقه جریمه بود و از حقوقمان کسر میشد. تا قبل از ناهار که از ساعت یک تا یک و نیم بود باید بیوقفه کار میکردیم و حتی رفت و آمد به دستشویی هم تحتنظر بود. اگر ناهار دیرتر از یک دقیقه میکشید، اخطاری دریافت میکردیم و پس از ناهار تا پایان ساعات کار هم باید بیوقفه ادامه میدادیم. هنگام امضای قرارداد سفتهای جلوی من گذاشتند و گفتند امضاکننده با قطع همکاری، این سفته و تسویهاش در سه ماه به من تحویل داده میشود؛ همین اتفاق هم افتاد. مدیریت مجموعه به شدت پارانویایی و ناسپاس است و اکثر وقتها مکالمات کارکنان را میشنود چون صداها ضبط میشود و در بقیه مواقع هم درباره موفقیتش در قالب سخنرانی صحبت میکند. زمان و تخصصامان را در پارمیس به هدر ندادم.
باسلام بهترین شرکتی بوده که تا بحال کار کردم از نحوه برخورد همکاران بخصوص مدیر واحد با اینکه تجربه کاری نداشتم ولی فرصت یادگیری یمن داده شد
سلام من دوماه پیش برای مصاحبه کارمند اداری رفته بودم کارخانه بدر فود که داخل شهرک صنعتی هست. تو حراست فرم پر کردم چند دقیقه نشستم اونجا هنگامی که آشغال هارو خالی میکنن به شدت بوی بدی میاد اونجا ولی داخل ساختمان برای مصاحبه رفتم اینطوری نبود سیستم تهویه داشت اول با یه خانم خوشرو و خوش برخورد حرف زدم که بهم گفت حقوقا بدون اضافه کاری حول هوش ۱۴ الی ۱۵ درمیاد ساعت کاریشم ۷ صبح تا ۵ ربع هست . بعدش با یه اقای فوق العاده بد اخلاق مزخرف مصاحبه کردم که بانگاهش میخواست ادمو بخوره فوق العاده بدداخلاق و بد بود و فقط میخواست با حرفاش تحقیرت کنه خلاصه که اینهمه راه که رفتم الکی بود وقبولم نکردن گفتن حالا چند نفر دیگه هم میخوان بیان مصاحبه اگه از تو بهتر نبود بهت زنگ میزنیم این طوری ردم کردن و بعد چند روز تماس گرفتم بهم گفتن استخدام انجام شده الانم هر ماه اون اگهی رو تو سایتا میبینم حتی حاظر نشدن چند روز آزمایشی کار کنم شاید کارم خوب بود گفتن تجربه کاریت کافی نیست و مرتبط نیست .واقعا متاسفم واسه این کارخانه فقط الکی رد میکنن مجبور شدم واسه کار برم پرند که خیلی دور تره از محل زندگیم هست . کلا واسه مصاحبه نرید نه حقوقش خوبه نه اخلاقا
واحد شبکه و امنیت یاس مزخرفترین واحد این سازمان هست که سرپرست و مدیرش قبلا احتمالا نگهبان پارک بودن یا جلوی علاالدین گلس و گوشی دست دوم خرید و فروش میکردن . خدا بخواد بعد از یاس هم باید برن جلوی علاالدین بساط کنن