وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶٬۶۵۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۱۲۵ از ۳۳۳
ویستا سامانه آسا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس·۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
برنامه نویس

وقتی صحبت از آسا به میان می‌آید، یک تصویر پیچیده در ذهنم باقی می‌ماند از مکانی که در نگاه من نه تنها حرفه‌ای نیست بلکه پر از حاشیه‌های غیرمنصفانه است. به خاطر تجربه‌ام، می‌خواهم صریح و روشن حرف بزنم و گاردهای رایج را کم کنم تا واقعیت ملموس برای دیگران هم روشن شود. در این شرکت، به نظر می‌رسید انتظارات از کارکنان فراتر از توان آدم باشد و برخوردها اغلب سطحی و غیرقابل‌قبول بود. فضای کار گاهی به نظر می‌رسید که بیشتر صرف نمایش و ظاهرسازی می‌شود تا بهره‌وری واقعی. در بخش منابع انسانی، با وجود ادعاهای حرفه‌ای، کمترین توجه به همدلی و رعایت شأن همکاران دیده می‌شد و رفتار برخی همکاران به گونه‌ای بود که احترام متقابل نادیده گرفته می‌شد. از دید من، واحد مالی هم به جای کارکردن برای بهبود نتیجه‌ها، بیشتر به شکل کلیشه‌ای و با نگاهی سطحی به امور نگاه می‌کرد و گاه تصور می‌کردند کارمند بانک هستند نه تیمی برای بهبود فرآیندها. در واحد ارزیابی و اسکرام مسترها، جو غالبا به نظر جاسوسی می‌آمد و شنیده‌های معمولی به سرعت به همه منتقل می‌شد؛ این فضا احساس امنیت شغلی را کم می‌کرد. لیدهای تیم‌ها نیز اغلب تجربه کافی نداشتند و کارها به شکل غیرسازمان‌یافته انجام می‌شد، به طوری که از نظر من این تیم‌ها فاقد توان پیشبرد پروژه‌ها بودند. برخلاف انتظار، زمان‌بندی و تعهد برای اضافه‌کاری واقعا وجود داشت اما انعطاف لازم برای مدیریت زمان کارکنان کمتر بود. در واحد عملیات هم تنش‌زا بود و برخی از بخش‌ها بیش از اندازه در محوطه رفت‌وآمد داشتند تا کار اصلی پروژه‌ها. تیم گرافیک اما از نظر من پتانسیل بالایی داشت و می‌توانست به خوبی کارهای بصری را پیش ببرد. با این وجود، برخی از واحدها به جای تمرکز بر استخراج نیازهای واقعی کسب‌وکار و تبدیل آن به استراتژی، بیش از اندازه به کارهای سطحی مشغول بودند. مصاحبه‌ها گاهی به نظر می‌رسید که برای ارزیابی دقیق طراحی نشده‌اند و در عمل بسیاری از سوالات فرعی و به‌ظاهر مرتبط مطرح می‌شد که پاسخ آن‌ها به آسانی داده می‌شد اما در عمل ارزشی برای تصمیم‌گیری نداشت. پس از ورود به شرکت، فهمیدم که برخی مفاهیم پایه مانند گیت را به صورت ابتدایی کارآزموده می‌برند، اما در عمل درک کامل و اجرایی از فرآیندها وجود ندارد. نمی‌توانم با قطعیت بگویم که همه چیز نادرست است، اما به عنوان تجربه‌ای که پنج سال طول کشید، متوجه شدم که رفت و آمد و فرهنگ شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و روابط وابسته است تا به کار و نتیجه. به نظر من، شرکت به جای تمرکز روی بهبود فرایندها و ایجاد ارزش واقعی برای مشتریان، به دنبال تبلیغ و ظاهرسازی بود و از نظر من این رویکرد به محیط کار لطمه می‌زد. در نهایت، اوایل کار با اشتیاق وارد شدم اما با دیدن برخی رفتارها و سیاست‌های داخلی، انگیزه و اشتیاقم نسبت به ادامه کار کاهش یافت. از آنجا که به دنبال جایگاهی مناسب گشتم، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر دهم و افرادی را که واقعا به توانمندی‌هایم نیاز داشتند معرفی کنم به جای دیگری که به رشد من کمک کند.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تحلیلگر·۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
تحلیلگر

دوستی گفتن مدیر منابع انسانی کاری نمیکنه،دوستان تو این شرکت زیراب زنی حرف اول و میزنه خیلی که مثلا الان جایگاه خوبی دارن به صغیرو کبیر رحم نکردن و ناکارامدی و بی سوادی خودشونو و پروژه هاشونک گردن زمین و زمان میندازن مثل کاریزما کارت باگ جنریتور،تعدیل و رفع مشکلات باید از اون قسمتها شروع شه.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
۳.۰

بالاخره یک نفر از تیم مثلا منابع انسانی هلدینگ هم صحبت کرد. آدمهایی که از ترس مدیرشون فقط باید تملقش رو بگن و چاپلوسی کنن و مدیری که رفتارش هیچ شباهتی به مدیر منابع انسانی نداره. هیچ همدلی با بچه های شرکت نداره. اتفاقا باید نگران برخورد و رفتار تندش باشین در مواقع سختی. کسی که هیچ جا برای پرسنل تلاش نمیکنه و فقط شوآف هست. توی پردازش هم که اومد عملا فقط اومد که مثلا جو رو آروم کنه و همه ما رو مسخره و معطل خودش کرد و هیچ دستاوردی هم نداشت فقط نگران ابقا و حضور خودشه، اینا حق الناسه بخدا

پرداخت اول کیش (جیرینگ)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فنی·۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
فنی

در شرکت پرداخت اول کیش (جیرینگ) تجربه فنی من از چند سال پیش معلوم بود که بودن یا نبودن مسئله‌ایه که به وضوح مشخص بود چه اتفاقی خواهد افتاد. اونایی که آدم‌های زرنگ بودن، به سمت خروج رفتن و باقی‌مانده‌ها ضررش رو بیشتر حس می‌کردن. من هم دیدم که کسانی که موندن، نتیجه‌ی منفی این تصمیم رو به‌خصوص برای آینده شرکت و تیم احساس می‌کنن.

فناوری اطلاعات ناواکو
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۳.۰
کارشناس

با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن، افرادی که محیط ناواکو رو فشل بی مقدار و پرحاشیه می دونن ولی نمی دونم چرا هستن و خودشون دارن خرابکاری و دزدی بیشتری می کنند ! کثافت کاری و فساد بطور عیان انجام می شه

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
عدم پیشرفت
بی نظمی کاری
هدر دادن منابع
مدیریت ضعیف
بد قول
ارکید فارمد
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

من در واحد آی تی مشغول بکار بودم که خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم و دراومدم. محیط در ظاهر بسیار شیک و تمیز و مرتبه و بخاطر آزادی پوشش خانم ها در ظاهر شبیه شرکت های خارجیه ولی در باطن محیط بسیار سمی و استرس آوریه. حتی وقتی کار درستی هم طبق okr انجام میدی، بازم فیدبک منفی ممکنه بگیری و کلا همیشه بازخواست میشی. حجم کار بسیار بالاست و اصلا تایم زندگی و کار معنی خاصی ندارد. بدتر از همه اینکه اصلا کارهات دیده نمیشه و هیچ پیشرفت و ارتقایی وجود ندارد. وعده و وعید اولش که می‌خوام جذبت کنند میدن ولی در عمل هیچ کدوم را عملی نمیکنن. مدیریت CTO نه تنها که مدیریت بلد نیست، بلکه مهارت های نرم و سختش هم بسیار ضعیفه و همیشه فقط از خودش تعریف می‌کنه و وقتی از مشکلاتی که در کار دارید صحبت کنید، اصلا براش راهکاری ندارد. فضای بین تیمی هم رقابتیه تا رفاقتی... بدترین استرس هم عدم امنیت شغلیه که قراردادها سه ماهه است و هیچ تضمینی برای ادامه همکاری وجود ندارد!! امیدوارم ثبت تجربه ام راهگشا باشه.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
کارمند

کاریزما یک شرکت با ظاهر خوب و شیک هستش بر خلاف ظاهرش فوق العاده مدیران کوچک و جو بد داره جالبه بعد از اتمام کارهاش راحت قطع همکاری می کند و تعدیل، یک مدیر منابع انسانی کوچیک مثل خانم گ.ط گذاشتن جلو حتی فهم و درکی از مصاحبه خروج نداره فقط یک مشت پاچه خوار و چاپلوس دور خودش جمع کرده که کسی جاشو نگیره ، وقتی منافعش به خطر میوفته اورژانس باید بیاد احیاش کنه صد سال هم این شرکت به گرد پای مفید، آگاه ، فارابی و... نمیرسه

پرداخت الکترونیک پاسارگاد
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس مالی·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس مالی

شرکت پرداخت الکترونیک پاسارگاد را تجربه کردم، اما محیط مالیش با وجود مزیت‌های گسترده، پر از مشکلات مدیریتی و عدم کفایت بود. همکاران رده بالای بخش مالی ظاهر متفاوتی از چیزی که انتظار می‌رفت نشان می‌دادند؛ مدیران رده بالا گاهی به جای تمرکز روی اصول حرفه‌ای، به تبلیغات از خود و جاه‌طلبی بیش از حد می‌پرداختند و این رفتارها بر کار تیم اثر منفی می‌گذاشت. یکی از مدیران مالی هم بیش از حد به حواشی می‌پرداخت و به نظر نمی‌رسید که به اندازه کافی تخصص و تجربه لازم را داشته باشد؛ به رغم تحصیلات نسبتا پایین، به دلیل نفوذ و پارتی‌بازی در پست مدیر مالی نشسته بود. وظیفه اصلی مدیر مالی همواره بستن حساب‌هاست اما روند کار به درستی پیش نمی‌رفت و گاهی مجبور می‌شدیم برخی نکات را برای حسابرس توضیح دهیم تا حساب‌ها روشن بماند. اگرچه از سطح فردی انتظار می‌رود که با کوشش و تجربه، کار را بهبود بدهد، به نظر می‌رسید که فاصله زیادی تا این هدف وجود دارد و با وجود نیروهای متخصص، محیطی سمی و ناکارآمد باقی مانده بود. امیدوارم در آینده با افزایش شایسته‌سالاری و کاهش صرفا‌‌ پارتی‌بازی، فضای کار بهتری برای تیم مالی فراهم شود.

منشور سیمین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۲.۰
برنامه نویس

انسانی بر قله خرد ایستاده است که مسئولیت کارهای خود را بپذیرد ... سیاست تفرقه بنداز و پادشاهی کن در منشور سیمین توسط مدیر عامل پیاده میشد اما جناب آقای نو..ری هم سیاست زیرآب زنی خودش را داشت ایشون به واسطه ضعف فنی که داشت که در کامنت های دیگه هم اشاره شده که به ممد باگ و ممد اکسپشن معروف بودن هر جا احساس خطر میکردند زیرآب میزدنند حتی مورد داشتیم زیرآب یک نفر را به خاطر اینکه تایم نهار با ایشون نمیرفت و با یکی دیگه از بچه ها که صمیمی تر بود و میرفت و آقای نو..ری با اون شخص دشمنی داشت زده بودن و روز آخر دلیل اینکه زیرآبش زده بود بهش گفته بود هر چند که هر عملی را عکس العملی است، زمین گرد است و نتیجه کارهایمان به خودمان بازمیگردد جناب نو..ری نکته جالب اینجاست که دختر خانم؟/آغا پسر؟ (نوشتن آقا با غ معنی دارد) هر چه آقای نو..ری گذاشته گویا او برداشته و تربیتش ترکیبی از پدر و آقای نو..ری هست شما در منشور یک کارمند بلاتکلیف هستید نمیدانید کارهای واگذاری شده توسط مدیر عامل را انجام دهید یا کارهای دختر خانم/آغا پسر شایسته مدیر عامل و فقط شما در ضررهای وارده به شرکت مقصر هستید نه این بلاتکلیفی بی انتها و تصمیم گیری های عجیب این دو شخص کار کردن در منشور به این صورت است که شما توسط دوربین کنترل میشوید، توسط دختر خانم؟/آغای پسر مدیر عامل کنترل میشوید، توسط خود مدیر عامل کنترل می شوید و کاملا موقع رفتن میتوانید فیلم سینمایی یا سریال خودتان را از شرکت دریافت کنید به کارگردانی گردانندگان منشور سیمین

نوین چرم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مسئول دفتر قائم مقام مدیرعامل·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
مسئول دفتر قائم مقام مدیرعامل

من از اوایل مرداد تا پایان شهریور همان سال، در دفتر قائم‌مقام مدیرعامل بودم و با فضایی پرالتهاب روبه‌رو شدم. جایی که حجم کارها به شدت بالا بود، اما نتیجه‌گیری مطلوب نبود و به‌دلیل بی‌انضباطی در سایر واحدها و ناتوانی در پرداخت به‌موقع حقوق و مزایا، انگیزه‌ی همکاران هم کاهش می‌افتاد. قائم‌مقام مدیرعامل بیشتر به کنترل همه‌چیز می‌پرداخت و حتی به کارهای کوچک و بی‌ربط هم ورود می‌کرد، که این موضوع باعث می‌شد فرصت کافی برای رفع مشکلات اصلی سازمان باقی نماند. روزهای معمول با جلسات پرشمار مدیران همراه بود که خروجی‌شان اغلب عبارت از مصوبات بلندپرواز اما بدون اجرای مؤثر بود. در طول روز با حجم زیادی از تماس‌های گوناگون روبه‌رو می‌شدم و باید هم‌زمان به امور مربوط به صورتجلسات و یادداشت‌ها رسیدگی می‌کردم، در حالی که نتیجه‌ای ملموس دریافت نمی‌کردیم. کارها غیر مرتبط با نقش دفتر نیز فراری می‌بودند؛ از جمله کارهای جانبی مانند هماهنگی اسنپ برای پرسنل یا پیگیری امور مربوط به مجوزها و فروش‌ها و رسیدگی به شکایات مشتریان که هیچ‌کس متولی مشخصی برای آن‌ها نبود. تهیه لیست مساعده‌گیران، مدیریت خروج کالاها که باید امضای قائم‌مقام می‌گرفت، پیگیری دستورپرداخت‌های مالی، و رسیدگی به مسائل مربوط به فرودگاه یا جوازها همگی به‌نوعی با هم تداخل داشتند و هر روز با مشکلات تازه‌ای همراه بود. همچنین با دخالت‌های غیرضروری مدیران دیگر، ناتوانی بخش منابع انسانی، اختلاف وظایف و کندی سیستم موجود برای دریافت وسایل اداری از انبار روبه‌رو شدم؛ به‌طوری که مجبور شدم از لوازم شخصی‌ام استفاده کنم و هیچ فضای بایگانی مناسبی برای پرونده‌های قائم‌مقام وجود نداشت. در نهایت این فشارها به قدری بود که تصمیم گرفتم مسیرم را عوض کنم و از آن موقعیت خارج شدم.

تدبیر کیش ویرا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
برنامه نویس

به‌دست آوردن حقوق بالا تنها مزیت شرکت است و حتی آن هم عادلانه به همه تعلق نمی‌گیرد؛ باید به خوبی تسلط داشت تا دیده شوی. مدیران واقعا بی‌رحم‌اند اما اغلب اعضای تیم نسبتا خوب هستند؛ دو سه نفر هم بی‌کفایت‌اند که همیشه حضور دارند. محیط کار با همان حال و هوای فضاهای غذاخوری بین شهرهای دورافتاده فرقی ندارد. پرداختی‌ها هم طبق میلشان صورت می‌گیرد و گاهی در زمان‌های مختلف، بدون سازوکار مشخص واریز می‌شود. اگر یک سال آنجا کار کنید و دقیقا بدانید حقوقتان چقدر است، می‌شود گفت اتفاقی شگفت است. داستان‌های زیادی وجود دارد و خلاصه اگر جای دیگری پیدا نکردید و خیابان بودید، شاید اینجا گزینه‌ای باشد.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فرزکارcnc·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
فرزکارcnc

در این شرکت دسترسی به حقوق منظم و مزایا وجود ندارد و حتی حقوق‌ها دیر پرداخت می‌شود. در یکی از کارگاه‌ها با بخش‌هایی مثل فرزکاری سی‌ان‌سی روبه‌رو هستم و فضای کار مثل پادگان است، همچنین نمی‌توان گوشی همراه آورد. سرویس رفت‌وآمد هم جای کمی دارد و باید تا خود شرکت بایستی ایستاده باشید. تغذیه در اول کار بدون توضیح هزینه‌ای دارد؛ پس از استخدام مشخص می‌شود که هر روز برای غذا حدود سی تومان باید پرداخت کنید و اگر در مرخصی بروید یا به موقع مراتب را اطلاع ندهید، با جریمه‌ای مانند بیست و پنج تومان یا در برخی موارد هشتاد تومان مواجه می‌شوید و هزینه غذاتان هم کاهش می‌یابد. ساعات کاری طولانی است و پنج‌شنبه‌ها ظاهرا تعطیل است اما از شما می‌خواهند بیایید؛ اگر قصد دارید اینجا شرکت کنید، به حرف‌های من اعتماد نکنید.

خدمات انفورماتیک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

در یکی از کامنت ها به Onboarding اشاره شده کاملا به درست مطرح شده اگر اومدی خدمات انفورماتیک Onboarding نداره دنبالش نگرد و حالا تصور کن Kpi هم مثلا دارند البته مثلا ! یکی نیست بگه وقتی آموزشی نیست شاخص کلیدی عملکرد بر مبنای چی هست نیروهای جدید اینجا نابود میشن مگر پررو باشند و از پس قدیمی ها بر بیایی

خدمات انفورماتیک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

مدیر عامل جدید این شرکت کلا به تئوری توطئه خیلی علاقمند هست از روزی که اومده کلی از نفرات رو بی دلیل یا بیرون کرد یا سمتشون رو ازشون گرفت حالا هم شایعه شده تعدیل نیروی 30 درصدی میخواد انجام بده واقعا تأسف بار هست

عدم امنیت شغلی
بد قول
آکاف
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس اندروید ·۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
۵.۰
برنامه نویس اندروید

نسبت به بقیه شرکت های ایرانی تجربه خوبی بود ولی همیشه باگ ها و نکات ریز رابط کاربری رو به عنوان باگ تو جیرا میزدمد که باعث میشد به پروژه که مثلا تو سه ماه زدی تا چهار ماه بعدش فقط باگ گیری کنی و ریزه کاری هاشو جمع کنی‌ ، دیگه توان ادامه دادن نداشتم ولی کلا اوکی بود تجربه

فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
خرده فروشی، عمده فروشی و فروشگاه های زنجیره ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·جانشین فروشگاه·۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
جانشین فروشگاه

افتضاح _ اضافه کاری وحشتناک حتی چند روز پشت سر هم _ حقوق کم و وعده های سرخرمن مثل فروش و پاداش و ویزیت _ تعدد کار بالا در فروشگاه که همه به دوش شماست ( صندوقداری، تحویل بار، خالی کردن بار، چینش بار، لیبل گیری اجناس، نظافت، واریزی بانک، کارهای سیستمی مانند موجودی، کارکرد بچه ها، ویزیتوری، حتی رانندگی و...) _ سیستم نادرست ( دسترسی نداشتن به موجودی کامل فروشگاه، سیستم کارکرد خراب، مشکلات صندوق و...) _ توقعات بیجا با وجود تعدد کار بالا و سختی کار _ عدم توانایی انسان برای کوچکترین کارهای روزانه _ ایجاد هزینه جانی، مالی و روانی برای کارکنان که از همه بدتره

مایکت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه شونده·۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
مصاحبه شونده

تجربه‌ای که از مصاحبه داشتم را با این سبک بازنویسی می‌کنم تا بیان تازه و طبیعی شود، اما معنا و احساس اصلی حفظ بماند. در فروردین سال دو هزار و چهارده مصاحبه‌ای داشتم با مدیر منابع انسانی و مدیر فنی؛ آن روز ابتدا دقیق نمی‌شد فهمید که آیا مصاحبه فنی است یا منابع انسانی. پرسش‌ها درباره دلیل ترک شرکت بود و من توضیح دادم که با ارزش‌های شرکت قبلی هم‌سو نبودم و با وجود اینکه تخصصم لیدینگ بود، به خاطر تفاهم نرسیدن در بعضی مسایل، تصمیم به خروج گرفتم. سوالات پی‌درپی و تعقیبی آن‌ها حس می‌شد که بیشتر شبیه بازجویی است تا گفتگو. توضیح دادم که نمی‌توانم درباره همکاران سابقم به پشت سرشان صحبت کنم و کارجو ممکن است گاهی مجبور باشد یک سال در یک محیط کار کند که با آن محیط سازگار نیست و در نهایت سریع‌تر خارج شود. همچنین گفتم نباید از من تعهدی مبنی بر وجود عیوب در محیط یا همکاران گرفت یا چنین برداشت‌هایی ایجاد شود که گویی من در حال ناسپاسی هستم. در نهایت برخورد مدیر منابع انسانی به فیلمی که از روئی‌اش در می‌آورد کمی ناراحت‌کننده بود، به‌نظرم راست‌سازانه و به نوعی توهین‌آمیز می‌آمد. در مجموع تجربه‌ای ناخوشایند و ناراحت‌کننده بود و احساس کردم گروه مصاحبه ادایی رفتار می‌کردند.

فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
خرده فروشی، عمده فروشی و فروشگاه های زنجیره ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

من تهران حسابدار بودم بعد تو فروشگاه افق کوروش شهر خودمون کار پیدا کردم گفتن بیا صندوق دار و فروشندگی کن من با خوشحالی و اعتماد به نفس رفتم سرصب بار اومد گفتن بیا خالی من خالی کردم گفتم مشکل نداره کاره بلاغره بعد یه کامیون دیگه اومد گفتم فایده نداره بی سرو صدا زدم بیرون تنها جایی که تکلیفت مشخص نیست

آدوراطب
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

برای شش سال در این شرکت کار کردم و به شدت احساس می‌کنم که سودجویی و سوءاستفاده از موقعیت وجود دارد، روابط نامناسب رایج است و تعادل زندگی و کار به‌هم خورده است. مدیرعامل را بی‌سواد می‌دانم و باور دارم که گاه از جان انسان‌ها هم به سود خود استفاده می‌شود. پیشنهاد می‌کنم که اگر به آینده‌تان فکر می‌کنید، اینجا گزینه مناسبی نیست. به طور کلی برای کسانی که به دنبال کار جمعی و صحبت‌های بی‌هدف هستند، شاید فضا مناسب باشد؛ اما برای رشد و امنیت شغلی منصفانه نیست.

قاصدک سامانه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·PHP·۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
PHP

شرکت قاصدک سامانه را نسبتا خوب پیدا کردم، اما واقعیت‌ها و احساس من از اونجا با هم تفاوت داشت. چند وقتی که اینجا بودم احساس فشار زیادی داشتم و به شدت نامطمئن بودم وقتی مدیرعامل هر روز با حرف‌های تشویقی درباره خودش از من می‌خواست که همزمان با سایر تیم‌ها کار کنم. اگر یکی روز با این مدیرعامل کار کنی، مطمئن باش که با منطق خودش صدای کاملا متفاوتی از گفتگوهایی که اینجا درباره او می‌شنوی تجربه می‌کنی. از هم‌تیمی‌هایی که پایین‌تر از او بودن هم گاهی درگیری‌هایی پیش می‌ومد، چه در گفتار و چه در رفتار، که گاهی به نحوه پذیرایی از نیروها در وعده ناهار هم رسید. بعضا شنیده می‌شد که بعضی همکاران برای شرکت کار می‌کردند و منابع انسانی هم به حساب شرکت پرداختی‌ها را بررسی می‌کرد. سایر همکاران با تجربه هم به مرور از شرکت رفتند یا به دنبال مسیرهای دیگری رفتند. در یکی دو مورد حقوق‌های مانده هم به تأخیر افتاد و گاهی از کار بیرون رفتن، و بعدها به برخی رویدادهای خانوادگی هم نسبت داده شد. در حال حاضر، مقداری از حقوق‌ها به شکل نامطلوبی دور گردن اطرافیانی شد که ارتباطات نزدیک با مدیر داشتند. روزهایی هم بود که آن فرد به سفر می‌رفت و در این فاصله رفتار و تصمیماتش به نظر می‌رسید ترکیبی از رفتارهای سنتی و مذهبی را دنبال می‌کند، اما من در نهایت درباره معیارهایی که برای نماز یا باورهای شخصی مدیر مطرح می‌شود، نظر قطعی‌ای ندارم و تلاش می‌کنم روی عملکرد و جنبه‌های حرفه‌ای کار تمرکز کنم. با این وجود، از هرچه می‌گویند و نوشته می‌شود، آنچه برای من در تجربه کاری اهمیت داشت، شفافیت در پرداخت حقوق، رفتار حرفه‌ای با نیروها و امکان ادامه مسیر شغلی معقول بود.

ویستا سامانه آسا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس·۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
برنامه نویس

وقتی صحبت از آسا به میان می‌آید، یک تصویر پیچیده در ذهنم باقی می‌ماند از مکانی که در نگاه من نه تنها حرفه‌ای نیست بلکه پر از حاشیه‌های غیرمنصفانه است. به خاطر تجربه‌ام، می‌خواهم صریح و روشن حرف بزنم و گاردهای رایج را کم کنم تا واقعیت ملموس برای دیگران هم روشن شود. در این شرکت، به نظر می‌رسید انتظارات از کارکنان فراتر از توان آدم باشد و برخوردها اغلب سطحی و غیرقابل‌قبول بود. فضای کار گاهی به نظر می‌رسید که بیشتر صرف نمایش و ظاهرسازی می‌شود تا بهره‌وری واقعی. در بخش منابع انسانی، با وجود ادعاهای حرفه‌ای، کمترین توجه به همدلی و رعایت شأن همکاران دیده می‌شد و رفتار برخی همکاران به گونه‌ای بود که احترام متقابل نادیده گرفته می‌شد. از دید من، واحد مالی هم به جای کارکردن برای بهبود نتیجه‌ها، بیشتر به شکل کلیشه‌ای و با نگاهی سطحی به امور نگاه می‌کرد و گاه تصور می‌کردند کارمند بانک هستند نه تیمی برای بهبود فرآیندها. در واحد ارزیابی و اسکرام مسترها، جو غالبا به نظر جاسوسی می‌آمد و شنیده‌های معمولی به سرعت به همه منتقل می‌شد؛ این فضا احساس امنیت شغلی را کم می‌کرد. لیدهای تیم‌ها نیز اغلب تجربه کافی نداشتند و کارها به شکل غیرسازمان‌یافته انجام می‌شد، به طوری که از نظر من این تیم‌ها فاقد توان پیشبرد پروژه‌ها بودند. برخلاف انتظار، زمان‌بندی و تعهد برای اضافه‌کاری واقعا وجود داشت اما انعطاف لازم برای مدیریت زمان کارکنان کمتر بود. در واحد عملیات هم تنش‌زا بود و برخی از بخش‌ها بیش از اندازه در محوطه رفت‌وآمد داشتند تا کار اصلی پروژه‌ها. تیم گرافیک اما از نظر من پتانسیل بالایی داشت و می‌توانست به خوبی کارهای بصری را پیش ببرد. با این وجود، برخی از واحدها به جای تمرکز بر استخراج نیازهای واقعی کسب‌وکار و تبدیل آن به استراتژی، بیش از اندازه به کارهای سطحی مشغول بودند. مصاحبه‌ها گاهی به نظر می‌رسید که برای ارزیابی دقیق طراحی نشده‌اند و در عمل بسیاری از سوالات فرعی و به‌ظاهر مرتبط مطرح می‌شد که پاسخ آن‌ها به آسانی داده می‌شد اما در عمل ارزشی برای تصمیم‌گیری نداشت. پس از ورود به شرکت، فهمیدم که برخی مفاهیم پایه مانند گیت را به صورت ابتدایی کارآزموده می‌برند، اما در عمل درک کامل و اجرایی از فرآیندها وجود ندارد. نمی‌توانم با قطعیت بگویم که همه چیز نادرست است، اما به عنوان تجربه‌ای که پنج سال طول کشید، متوجه شدم که رفت و آمد و فرهنگ شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و روابط وابسته است تا به کار و نتیجه. به نظر من، شرکت به جای تمرکز روی بهبود فرایندها و ایجاد ارزش واقعی برای مشتریان، به دنبال تبلیغ و ظاهرسازی بود و از نظر من این رویکرد به محیط کار لطمه می‌زد. در نهایت، اوایل کار با اشتیاق وارد شدم اما با دیدن برخی رفتارها و سیاست‌های داخلی، انگیزه و اشتیاقم نسبت به ادامه کار کاهش یافت. از آنجا که به دنبال جایگاهی مناسب گشتم، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر دهم و افرادی را که واقعا به توانمندی‌هایم نیاز داشتند معرفی کنم به جای دیگری که به رشد من کمک کند.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تحلیلگر·۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
تحلیلگر

دوستی گفتن مدیر منابع انسانی کاری نمیکنه،دوستان تو این شرکت زیراب زنی حرف اول و میزنه خیلی که مثلا الان جایگاه خوبی دارن به صغیرو کبیر رحم نکردن و ناکارامدی و بی سوادی خودشونو و پروژه هاشونک گردن زمین و زمان میندازن مثل کاریزما کارت باگ جنریتور،تعدیل و رفع مشکلات باید از اون قسمتها شروع شه.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
۳.۰

بالاخره یک نفر از تیم مثلا منابع انسانی هلدینگ هم صحبت کرد. آدمهایی که از ترس مدیرشون فقط باید تملقش رو بگن و چاپلوسی کنن و مدیری که رفتارش هیچ شباهتی به مدیر منابع انسانی نداره. هیچ همدلی با بچه های شرکت نداره. اتفاقا باید نگران برخورد و رفتار تندش باشین در مواقع سختی. کسی که هیچ جا برای پرسنل تلاش نمیکنه و فقط شوآف هست. توی پردازش هم که اومد عملا فقط اومد که مثلا جو رو آروم کنه و همه ما رو مسخره و معطل خودش کرد و هیچ دستاوردی هم نداشت فقط نگران ابقا و حضور خودشه، اینا حق الناسه بخدا

پرداخت اول کیش (جیرینگ)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فنی·۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
فنی

در شرکت پرداخت اول کیش (جیرینگ) تجربه فنی من از چند سال پیش معلوم بود که بودن یا نبودن مسئله‌ایه که به وضوح مشخص بود چه اتفاقی خواهد افتاد. اونایی که آدم‌های زرنگ بودن، به سمت خروج رفتن و باقی‌مانده‌ها ضررش رو بیشتر حس می‌کردن. من هم دیدم که کسانی که موندن، نتیجه‌ی منفی این تصمیم رو به‌خصوص برای آینده شرکت و تیم احساس می‌کنن.

فناوری اطلاعات ناواکو
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۳.۰
کارشناس

با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن، افرادی که محیط ناواکو رو فشل بی مقدار و پرحاشیه می دونن ولی نمی دونم چرا هستن و خودشون دارن خرابکاری و دزدی بیشتری می کنند ! کثافت کاری و فساد بطور عیان انجام می شه

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
عدم پیشرفت
بی نظمی کاری
هدر دادن منابع
مدیریت ضعیف
بد قول
ارکید فارمد
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

من در واحد آی تی مشغول بکار بودم که خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم و دراومدم. محیط در ظاهر بسیار شیک و تمیز و مرتبه و بخاطر آزادی پوشش خانم ها در ظاهر شبیه شرکت های خارجیه ولی در باطن محیط بسیار سمی و استرس آوریه. حتی وقتی کار درستی هم طبق okr انجام میدی، بازم فیدبک منفی ممکنه بگیری و کلا همیشه بازخواست میشی. حجم کار بسیار بالاست و اصلا تایم زندگی و کار معنی خاصی ندارد. بدتر از همه اینکه اصلا کارهات دیده نمیشه و هیچ پیشرفت و ارتقایی وجود ندارد. وعده و وعید اولش که می‌خوام جذبت کنند میدن ولی در عمل هیچ کدوم را عملی نمیکنن. مدیریت CTO نه تنها که مدیریت بلد نیست، بلکه مهارت های نرم و سختش هم بسیار ضعیفه و همیشه فقط از خودش تعریف می‌کنه و وقتی از مشکلاتی که در کار دارید صحبت کنید، اصلا براش راهکاری ندارد. فضای بین تیمی هم رقابتیه تا رفاقتی... بدترین استرس هم عدم امنیت شغلیه که قراردادها سه ماهه است و هیچ تضمینی برای ادامه همکاری وجود ندارد!! امیدوارم ثبت تجربه ام راهگشا باشه.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباری · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
کارمند

کاریزما یک شرکت با ظاهر خوب و شیک هستش بر خلاف ظاهرش فوق العاده مدیران کوچک و جو بد داره جالبه بعد از اتمام کارهاش راحت قطع همکاری می کند و تعدیل، یک مدیر منابع انسانی کوچیک مثل خانم گ.ط گذاشتن جلو حتی فهم و درکی از مصاحبه خروج نداره فقط یک مشت پاچه خوار و چاپلوس دور خودش جمع کرده که کسی جاشو نگیره ، وقتی منافعش به خطر میوفته اورژانس باید بیاد احیاش کنه صد سال هم این شرکت به گرد پای مفید، آگاه ، فارابی و... نمیرسه

پرداخت الکترونیک پاسارگاد
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس مالی·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
کارشناس مالی

شرکت پرداخت الکترونیک پاسارگاد را تجربه کردم، اما محیط مالیش با وجود مزیت‌های گسترده، پر از مشکلات مدیریتی و عدم کفایت بود. همکاران رده بالای بخش مالی ظاهر متفاوتی از چیزی که انتظار می‌رفت نشان می‌دادند؛ مدیران رده بالا گاهی به جای تمرکز روی اصول حرفه‌ای، به تبلیغات از خود و جاه‌طلبی بیش از حد می‌پرداختند و این رفتارها بر کار تیم اثر منفی می‌گذاشت. یکی از مدیران مالی هم بیش از حد به حواشی می‌پرداخت و به نظر نمی‌رسید که به اندازه کافی تخصص و تجربه لازم را داشته باشد؛ به رغم تحصیلات نسبتا پایین، به دلیل نفوذ و پارتی‌بازی در پست مدیر مالی نشسته بود. وظیفه اصلی مدیر مالی همواره بستن حساب‌هاست اما روند کار به درستی پیش نمی‌رفت و گاهی مجبور می‌شدیم برخی نکات را برای حسابرس توضیح دهیم تا حساب‌ها روشن بماند. اگرچه از سطح فردی انتظار می‌رود که با کوشش و تجربه، کار را بهبود بدهد، به نظر می‌رسید که فاصله زیادی تا این هدف وجود دارد و با وجود نیروهای متخصص، محیطی سمی و ناکارآمد باقی مانده بود. امیدوارم در آینده با افزایش شایسته‌سالاری و کاهش صرفا‌‌ پارتی‌بازی، فضای کار بهتری برای تیم مالی فراهم شود.

منشور سیمین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۲.۰
برنامه نویس

انسانی بر قله خرد ایستاده است که مسئولیت کارهای خود را بپذیرد ... سیاست تفرقه بنداز و پادشاهی کن در منشور سیمین توسط مدیر عامل پیاده میشد اما جناب آقای نو..ری هم سیاست زیرآب زنی خودش را داشت ایشون به واسطه ضعف فنی که داشت که در کامنت های دیگه هم اشاره شده که به ممد باگ و ممد اکسپشن معروف بودن هر جا احساس خطر میکردند زیرآب میزدنند حتی مورد داشتیم زیرآب یک نفر را به خاطر اینکه تایم نهار با ایشون نمیرفت و با یکی دیگه از بچه ها که صمیمی تر بود و میرفت و آقای نو..ری با اون شخص دشمنی داشت زده بودن و روز آخر دلیل اینکه زیرآبش زده بود بهش گفته بود هر چند که هر عملی را عکس العملی است، زمین گرد است و نتیجه کارهایمان به خودمان بازمیگردد جناب نو..ری نکته جالب اینجاست که دختر خانم؟/آغا پسر؟ (نوشتن آقا با غ معنی دارد) هر چه آقای نو..ری گذاشته گویا او برداشته و تربیتش ترکیبی از پدر و آقای نو..ری هست شما در منشور یک کارمند بلاتکلیف هستید نمیدانید کارهای واگذاری شده توسط مدیر عامل را انجام دهید یا کارهای دختر خانم/آغا پسر شایسته مدیر عامل و فقط شما در ضررهای وارده به شرکت مقصر هستید نه این بلاتکلیفی بی انتها و تصمیم گیری های عجیب این دو شخص کار کردن در منشور به این صورت است که شما توسط دوربین کنترل میشوید، توسط دختر خانم؟/آغای پسر مدیر عامل کنترل میشوید، توسط خود مدیر عامل کنترل می شوید و کاملا موقع رفتن میتوانید فیلم سینمایی یا سریال خودتان را از شرکت دریافت کنید به کارگردانی گردانندگان منشور سیمین

نوین چرم
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مسئول دفتر قائم مقام مدیرعامل·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
مسئول دفتر قائم مقام مدیرعامل

من از اوایل مرداد تا پایان شهریور همان سال، در دفتر قائم‌مقام مدیرعامل بودم و با فضایی پرالتهاب روبه‌رو شدم. جایی که حجم کارها به شدت بالا بود، اما نتیجه‌گیری مطلوب نبود و به‌دلیل بی‌انضباطی در سایر واحدها و ناتوانی در پرداخت به‌موقع حقوق و مزایا، انگیزه‌ی همکاران هم کاهش می‌افتاد. قائم‌مقام مدیرعامل بیشتر به کنترل همه‌چیز می‌پرداخت و حتی به کارهای کوچک و بی‌ربط هم ورود می‌کرد، که این موضوع باعث می‌شد فرصت کافی برای رفع مشکلات اصلی سازمان باقی نماند. روزهای معمول با جلسات پرشمار مدیران همراه بود که خروجی‌شان اغلب عبارت از مصوبات بلندپرواز اما بدون اجرای مؤثر بود. در طول روز با حجم زیادی از تماس‌های گوناگون روبه‌رو می‌شدم و باید هم‌زمان به امور مربوط به صورتجلسات و یادداشت‌ها رسیدگی می‌کردم، در حالی که نتیجه‌ای ملموس دریافت نمی‌کردیم. کارها غیر مرتبط با نقش دفتر نیز فراری می‌بودند؛ از جمله کارهای جانبی مانند هماهنگی اسنپ برای پرسنل یا پیگیری امور مربوط به مجوزها و فروش‌ها و رسیدگی به شکایات مشتریان که هیچ‌کس متولی مشخصی برای آن‌ها نبود. تهیه لیست مساعده‌گیران، مدیریت خروج کالاها که باید امضای قائم‌مقام می‌گرفت، پیگیری دستورپرداخت‌های مالی، و رسیدگی به مسائل مربوط به فرودگاه یا جوازها همگی به‌نوعی با هم تداخل داشتند و هر روز با مشکلات تازه‌ای همراه بود. همچنین با دخالت‌های غیرضروری مدیران دیگر، ناتوانی بخش منابع انسانی، اختلاف وظایف و کندی سیستم موجود برای دریافت وسایل اداری از انبار روبه‌رو شدم؛ به‌طوری که مجبور شدم از لوازم شخصی‌ام استفاده کنم و هیچ فضای بایگانی مناسبی برای پرونده‌های قائم‌مقام وجود نداشت. در نهایت این فشارها به قدری بود که تصمیم گرفتم مسیرم را عوض کنم و از آن موقعیت خارج شدم.

تدبیر کیش ویرا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
برنامه نویس

به‌دست آوردن حقوق بالا تنها مزیت شرکت است و حتی آن هم عادلانه به همه تعلق نمی‌گیرد؛ باید به خوبی تسلط داشت تا دیده شوی. مدیران واقعا بی‌رحم‌اند اما اغلب اعضای تیم نسبتا خوب هستند؛ دو سه نفر هم بی‌کفایت‌اند که همیشه حضور دارند. محیط کار با همان حال و هوای فضاهای غذاخوری بین شهرهای دورافتاده فرقی ندارد. پرداختی‌ها هم طبق میلشان صورت می‌گیرد و گاهی در زمان‌های مختلف، بدون سازوکار مشخص واریز می‌شود. اگر یک سال آنجا کار کنید و دقیقا بدانید حقوقتان چقدر است، می‌شود گفت اتفاقی شگفت است. داستان‌های زیادی وجود دارد و خلاصه اگر جای دیگری پیدا نکردید و خیابان بودید، شاید اینجا گزینه‌ای باشد.

بهران آسانبر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فرزکارcnc·۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
فرزکارcnc

در این شرکت دسترسی به حقوق منظم و مزایا وجود ندارد و حتی حقوق‌ها دیر پرداخت می‌شود. در یکی از کارگاه‌ها با بخش‌هایی مثل فرزکاری سی‌ان‌سی روبه‌رو هستم و فضای کار مثل پادگان است، همچنین نمی‌توان گوشی همراه آورد. سرویس رفت‌وآمد هم جای کمی دارد و باید تا خود شرکت بایستی ایستاده باشید. تغذیه در اول کار بدون توضیح هزینه‌ای دارد؛ پس از استخدام مشخص می‌شود که هر روز برای غذا حدود سی تومان باید پرداخت کنید و اگر در مرخصی بروید یا به موقع مراتب را اطلاع ندهید، با جریمه‌ای مانند بیست و پنج تومان یا در برخی موارد هشتاد تومان مواجه می‌شوید و هزینه غذاتان هم کاهش می‌یابد. ساعات کاری طولانی است و پنج‌شنبه‌ها ظاهرا تعطیل است اما از شما می‌خواهند بیایید؛ اگر قصد دارید اینجا شرکت کنید، به حرف‌های من اعتماد نکنید.

خدمات انفورماتیک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

در یکی از کامنت ها به Onboarding اشاره شده کاملا به درست مطرح شده اگر اومدی خدمات انفورماتیک Onboarding نداره دنبالش نگرد و حالا تصور کن Kpi هم مثلا دارند البته مثلا ! یکی نیست بگه وقتی آموزشی نیست شاخص کلیدی عملکرد بر مبنای چی هست نیروهای جدید اینجا نابود میشن مگر پررو باشند و از پس قدیمی ها بر بیایی

خدمات انفورماتیک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

مدیر عامل جدید این شرکت کلا به تئوری توطئه خیلی علاقمند هست از روزی که اومده کلی از نفرات رو بی دلیل یا بیرون کرد یا سمتشون رو ازشون گرفت حالا هم شایعه شده تعدیل نیروی 30 درصدی میخواد انجام بده واقعا تأسف بار هست

عدم امنیت شغلی
بد قول
آکاف
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس اندروید ·۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
۵.۰
برنامه نویس اندروید

نسبت به بقیه شرکت های ایرانی تجربه خوبی بود ولی همیشه باگ ها و نکات ریز رابط کاربری رو به عنوان باگ تو جیرا میزدمد که باعث میشد به پروژه که مثلا تو سه ماه زدی تا چهار ماه بعدش فقط باگ گیری کنی و ریزه کاری هاشو جمع کنی‌ ، دیگه توان ادامه دادن نداشتم ولی کلا اوکی بود تجربه

فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
خرده فروشی، عمده فروشی و فروشگاه های زنجیره ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·جانشین فروشگاه·۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
جانشین فروشگاه

افتضاح _ اضافه کاری وحشتناک حتی چند روز پشت سر هم _ حقوق کم و وعده های سرخرمن مثل فروش و پاداش و ویزیت _ تعدد کار بالا در فروشگاه که همه به دوش شماست ( صندوقداری، تحویل بار، خالی کردن بار، چینش بار، لیبل گیری اجناس، نظافت، واریزی بانک، کارهای سیستمی مانند موجودی، کارکرد بچه ها، ویزیتوری، حتی رانندگی و...) _ سیستم نادرست ( دسترسی نداشتن به موجودی کامل فروشگاه، سیستم کارکرد خراب، مشکلات صندوق و...) _ توقعات بیجا با وجود تعدد کار بالا و سختی کار _ عدم توانایی انسان برای کوچکترین کارهای روزانه _ ایجاد هزینه جانی، مالی و روانی برای کارکنان که از همه بدتره

مایکت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه شونده·۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
مصاحبه شونده

تجربه‌ای که از مصاحبه داشتم را با این سبک بازنویسی می‌کنم تا بیان تازه و طبیعی شود، اما معنا و احساس اصلی حفظ بماند. در فروردین سال دو هزار و چهارده مصاحبه‌ای داشتم با مدیر منابع انسانی و مدیر فنی؛ آن روز ابتدا دقیق نمی‌شد فهمید که آیا مصاحبه فنی است یا منابع انسانی. پرسش‌ها درباره دلیل ترک شرکت بود و من توضیح دادم که با ارزش‌های شرکت قبلی هم‌سو نبودم و با وجود اینکه تخصصم لیدینگ بود، به خاطر تفاهم نرسیدن در بعضی مسایل، تصمیم به خروج گرفتم. سوالات پی‌درپی و تعقیبی آن‌ها حس می‌شد که بیشتر شبیه بازجویی است تا گفتگو. توضیح دادم که نمی‌توانم درباره همکاران سابقم به پشت سرشان صحبت کنم و کارجو ممکن است گاهی مجبور باشد یک سال در یک محیط کار کند که با آن محیط سازگار نیست و در نهایت سریع‌تر خارج شود. همچنین گفتم نباید از من تعهدی مبنی بر وجود عیوب در محیط یا همکاران گرفت یا چنین برداشت‌هایی ایجاد شود که گویی من در حال ناسپاسی هستم. در نهایت برخورد مدیر منابع انسانی به فیلمی که از روئی‌اش در می‌آورد کمی ناراحت‌کننده بود، به‌نظرم راست‌سازانه و به نوعی توهین‌آمیز می‌آمد. در مجموع تجربه‌ای ناخوشایند و ناراحت‌کننده بود و احساس کردم گروه مصاحبه ادایی رفتار می‌کردند.

فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
خرده فروشی، عمده فروشی و فروشگاه های زنجیره ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

من تهران حسابدار بودم بعد تو فروشگاه افق کوروش شهر خودمون کار پیدا کردم گفتن بیا صندوق دار و فروشندگی کن من با خوشحالی و اعتماد به نفس رفتم سرصب بار اومد گفتن بیا خالی من خالی کردم گفتم مشکل نداره کاره بلاغره بعد یه کامیون دیگه اومد گفتم فایده نداره بی سرو صدا زدم بیرون تنها جایی که تکلیفت مشخص نیست

آدوراطب
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰

برای شش سال در این شرکت کار کردم و به شدت احساس می‌کنم که سودجویی و سوءاستفاده از موقعیت وجود دارد، روابط نامناسب رایج است و تعادل زندگی و کار به‌هم خورده است. مدیرعامل را بی‌سواد می‌دانم و باور دارم که گاه از جان انسان‌ها هم به سود خود استفاده می‌شود. پیشنهاد می‌کنم که اگر به آینده‌تان فکر می‌کنید، اینجا گزینه مناسبی نیست. به طور کلی برای کسانی که به دنبال کار جمعی و صحبت‌های بی‌هدف هستند، شاید فضا مناسب باشد؛ اما برای رشد و امنیت شغلی منصفانه نیست.

قاصدک سامانه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·PHP·۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
۱.۰
PHP

شرکت قاصدک سامانه را نسبتا خوب پیدا کردم، اما واقعیت‌ها و احساس من از اونجا با هم تفاوت داشت. چند وقتی که اینجا بودم احساس فشار زیادی داشتم و به شدت نامطمئن بودم وقتی مدیرعامل هر روز با حرف‌های تشویقی درباره خودش از من می‌خواست که همزمان با سایر تیم‌ها کار کنم. اگر یکی روز با این مدیرعامل کار کنی، مطمئن باش که با منطق خودش صدای کاملا متفاوتی از گفتگوهایی که اینجا درباره او می‌شنوی تجربه می‌کنی. از هم‌تیمی‌هایی که پایین‌تر از او بودن هم گاهی درگیری‌هایی پیش می‌ومد، چه در گفتار و چه در رفتار، که گاهی به نحوه پذیرایی از نیروها در وعده ناهار هم رسید. بعضا شنیده می‌شد که بعضی همکاران برای شرکت کار می‌کردند و منابع انسانی هم به حساب شرکت پرداختی‌ها را بررسی می‌کرد. سایر همکاران با تجربه هم به مرور از شرکت رفتند یا به دنبال مسیرهای دیگری رفتند. در یکی دو مورد حقوق‌های مانده هم به تأخیر افتاد و گاهی از کار بیرون رفتن، و بعدها به برخی رویدادهای خانوادگی هم نسبت داده شد. در حال حاضر، مقداری از حقوق‌ها به شکل نامطلوبی دور گردن اطرافیانی شد که ارتباطات نزدیک با مدیر داشتند. روزهایی هم بود که آن فرد به سفر می‌رفت و در این فاصله رفتار و تصمیماتش به نظر می‌رسید ترکیبی از رفتارهای سنتی و مذهبی را دنبال می‌کند، اما من در نهایت درباره معیارهایی که برای نماز یا باورهای شخصی مدیر مطرح می‌شود، نظر قطعی‌ای ندارم و تلاش می‌کنم روی عملکرد و جنبه‌های حرفه‌ای کار تمرکز کنم. با این وجود، از هرچه می‌گویند و نوشته می‌شود، آنچه برای من در تجربه کاری اهمیت داشت، شفافیت در پرداخت حقوق، رفتار حرفه‌ای با نیروها و امکان ادامه مسیر شغلی معقول بود.