وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من پارسال برای مصاحبه رفتم. ناموسا خیلی جای چندشیه، دیوارهاش رو انکار سگ گاز گرفته. همه جا پر از نم و رطوبت. یه آسانسور وحشتناک و تنگ هم داره که صد رحمت به آسانسورهای مصر باستان. آقای مدیر هم فاز پوریا پورسرخ داره و مدام انگشت میکنه بین موهاش 😂😂😂 همش هم داره آدامس میخوره.
خیلی آدمای بی فرهنگی هستن. شرکت متشکل از سه تا منشی و یه مدیره. هیچ کدوم از منشی ها کار نمیکنن فقط یکیشون با موبایل شخصی تایم مصاحبه ست میکنه.حتی یه کامپیوتر جلوشون نیست (کارشونم حسابداریه😐) به من گفت بین ساعت ۱ تا ۴ بیا. من یک ربع زودتر به اون دفتر داغونشون رسیدیم و اجازه ندادن برم داخل. منشی با یه لحن بدی گفت مگه نگفتم ۱ بیا؟؟ درنهایت من مجبور شدم توی راهپله بشینم تا ساعت بگذره. مدیریت هم یه ******. من از چند نفر پرس و جو کردم و در نهایت متوجه شدم کارشون قانونی نیست و بیشتر دنبال پول گرفتن از کارجو هستن. بنظرم اعتماد نکنید.
سلام و وقت بخیر در اکثر پیام ها همکاران دقیقا به مشکل اصلی مجموعه یعنی مدیر نالایق و بی شخصیت مجموعه اشاره کردند. این بشر آنقدر شخص ضعیفی ست که حتی برای حفظ جایگاه خودش دست به هر رفتار غیر انسانی و بدور از شرافت میزند. عمده افرادی که برای پست ها انتخاب میکند بایستی چشم قربان گو و مطیع امر و مثل خودش زیرآب زن باشد.در سال های اخیر این آقا چندین تیم را به بهانه های مختلف جمع کرده و دوباره تحت عناوین مختلف و تحت هدایت نوچه های خود دوباره احیا کرده است. تقریبا همه همکاران قدیمی به مشکلات اخلاقی که دوستان نوشته اند واقف هستند و برخی از آنها حتی مستندات مربوطه را دارند. این مسائل آنقدر بلد شد که حتی افرادی بودند که واحد منابع انسانی را از این قضایا مطلع ساختند ولی متاسفانه مالکان شرکت مشخص نیست چه گیری پیش این بشر دارند که علی رغم این همه رسوایی تا حالا دست به اقدام اساسی برای برکناری آن نزده اند. بر خلاف آن چیزی که بعضا در رسانه ها و فضای مجازی تبلیغ می کنند، چیزی که بنده در مدت این چند سال خودم شاهد بودم این بوده که این شرکت با پرداخت حقوق نسبتا خوب افراد نخبه را جذب می کند ولی متاسفانه فاسد بودن سیستم و لو لول بودن کارها، مدیریت کوتوله ای باعث شده که افراد قطع همکاری کنند. سلامت باشین
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
اول لازم میدونم در مورد هیوا بنویسم هیوا برای من نه تنها یه فضای کاری عالی بود، بلکه تبدیل به یک تجربه ارزشمند و آموزنده شد... در طول همکاری، نه تنها مهارتهای جدیدی یاد گرفتم بلکه از حمایت و راهنماییهای تیم مدیریتی و همکاران نیز بهرهمند شدم. تمامی مسائل مالی و حقوقی به موقع و با دقت رسیدگی میشد و این باعث میشد همیشه احساس آرامش و اطمینان داشته باشم. دوم اینکه از همه مسئولین و همکاران هیوا برای این تجربه حرفهای و مثبت سپاسگزارم
سلام، بنده بیشتر از دوازده سال تجربه کاری دارم که نه سالش رو کروز بودم. تجربه نه ساله من در کروز درسته همراه با سختی بوده ولی دستاورد زیادی هم داشته و مهمترینش، سالهای طولانی تلاش برای اصلاح ساختار مدیریتی واحد خودمون بود. خلاصه کنم، یک سیستم مافیایی که بر ارزش های مادی برپا شده. متاسفانه خیلی دیر متوجه این امر شدم که مقصر وضعیت تاسف بار منابع انسانی کروز ، غریبه بودن با واژه ای بنام شرافت انسانی است. روزی اگر در جایگاهی قرار بگیرم که بخواهم مدیری انتخاب کنم، شرافت رو به هر چیزی اولویت خواهم داد.
در این شرکت تجربهای کاری به عنوان مدیر داشتم که یک حوزه مشخص از مدیریت منابع انسانی را به چالش میکشید. نرخ حفظ نیروی انسانی در بازه زمانی۹ تا ۱۲ ماهی بود و مدیر مجموعه به تعهداتی که در روز مصاحبه قول میدهد، پایبند نبود. در آغاز کار افراد با حقوقی پایین استخدام میشوند و از همان ابتدا رفتارهای توهینآمیز، بیاخلاقی و بیاعتمادی به وعدهها مشاهده میشود که در نهایت منجر به استعفای نیروها میشود. او نه تنها به عنوان نیروی کار، بلکه به عنوان یک انسان نیز با کارکنان برخورد احترامآمیز ندارد و بیشتر به دنبال وعدههای دروغین و تبلیغاتی است. همچنین بیمه تکمیلی توسط کارکنان پرداخت میشود و شرکت هیچ مزایای جانبی قابل توجهی به نیروها ارائه نمیدهد.
خواستم فقط یک نکته را به دوستانی که این صفحه را مطالعه می کنند بگویم و اون اینکه افراد به دلایل زیادی می تونن از یک مجموعه کینه به دل بگیرند و یا تلقی های نادرستی از مدیریت و کار در یک مجموعه داشته باشند. من پس از چند سال در این مجموعه خلاف واقع های زیادی را در متون این صفحه دیدم. همین!
شرکت بهسا را تجربه کردم و حالا میخواهم روایت خودم را با زبان تازهای ارائه کنم تا معنای اصلی حفظ شود اما بیان آن کاملا نو باشد. این تجربه را با نگاه شخصی خودم شرح میدهم و از هرگونه ادعای مطلق درباره دیگران پرهیز میکنم. در اینجا فضای شرکت برای من پر از سودجویی مدیران بود؛ به شکل ملموسی احساس میکردم که افراد بخش منابع انسانی فعلی، به دلیل روابطی که دارند به جای کار تخصصی، به دنبال حفظ جایگاه خود هستند و این برای نام مدیر بودن اعتبار چندانی به همراه ندارد. فضایی که در آن از اسم مدیر برای ابراز نفوذ استفاده میشود، کمترین نتیجه را در تیم ایجاد میکند و از بسیاری از همکارانم از روی ناراحتی و بیاعتمادی میشنیدم که استعفا را به راهی مدنظر میگیرند. فضای مدیریتی در شرکت به شدت تنگنظرانه و بر پایه روابط شخصی بنا شده بود؛ به طوری که تلاشهای افراد برای دیده شدن در کارها تنها وقتی نتیجه میدهد که پشتوانههای خاصی وجود داشته باشند. چه بسیار افرادی که از این قاعده فراتر میرفتند و با شجاعت برای دریافت نتیجه تلاش میکردند، ولی اکثر اعضا به خاطر فشارهای غیرعلنی از مسیر همیشگی عقب مینشستند. در مورد بخش پایدار HR، که میشد دربارهاش کتابها هم نوشت، باید بگویم حضور خانم مدیر این بخش با نام مخفف خ همراه بود و به نظر میرسید برای برنامهریزیهای صبحانههای تیمی، ناهارهای تیمی و قهوههای بدون ساعت کاری وقت میگذاشتند. به هر حال، این تیم به نظر میرسید اولویتشان محافظت از خودشان و منافع شخصی باشد و کمترین تلاشی را برای بهبود وضعیت پرسنل انجام میدادند. من نهایتا به این نتیجه رسیدم که حضور در چنین محیطی نیازمند بررسی دقیق و احتیاط بالاست و به عنوان دوستی که زمانی زمان خود را در این شرکت صرف کردم، اینجا را توصیه نمیکنم.
من برای مهاجرت کاری به آلمان به این شرکت مراجعه کردم، یکی از چیزهایی که خیلی برام مهم بود این بود که تمام مراحل کار برام واضح توضیح داده بشه. هیچ وقت حس نکردم که چیزی پنهانه. میدونستم چیکار باید بکنم و این کمک کرد که احساس راحتی بیشتری در روند کار داشته باشم.
رایانکار برای من تجربه کوتاه مدتی بود که ارزش یادگیری داشت اما ماندن در آنجا بهصرفه نبود. این دیدگاه تنها از من نیست؛ در مدت کمتر از دو سالی که آنجا بودم، بیش از سی نفر به شرکت پیوستند و پس از مدتی شرکت را ترک کردند و خروج چنین تعدادی از نیرو در چنین اندازهای کار عادی نیست و نشان از نقصی در ساختار شرکت دارد. امکان دورکاری وجود دارد و حقوق نسبتا خوب و بهموقعی پرداخت میشود و اکثریت همکاران افراد بااخلاق و محترمی هستند. تنها مسئله، که کوچک هم نیست، تصمیمات نادرست مدیریت و اشتیاق بیش از حد مدیران به کنترل همه حوزههاست. حضور مدیر در هر سطحی از شرکت دیده میشود؛ از نهایی کردن یک ویام برای حسابداری گرفته تا نحوه کابلکشی یک دستگاه یا طراحی UI و کدهای دیتابیس تا امور منابع انسانی؛ کوچکترین کار هم باید با تأیید ایشان انجام شود، بههمین دلیل کارها جلو نمیرود و همه کارکنان در مسیر خودشان میچرخند چون هر چیزی باید با نظر مدیریت تطبیق یابد. مشکلاتی که در بدو ورود با آن روبهرو شدم، در زمان خروج هم همچنان با دهها مشکل جدید همراه بود، چون مدیر پی در پی به جزئیات و نیازمندیهای بیشتری بر یک مسئله ساده اضافه میکرد که ارتباطی با اهداف شرکت و پروژههایش نداشت.
در محیط کاری من با مدیریتی بیسواد و بیمسئولیت روبهرو شدم که ساختار IT را به صورت نامنظم اداره میکرد. واقعا تجربه عجیبی بود و فقط شعارهای بیمحتوا از طرف آنها شنیدم. حقوق و دستمزد هم پایین بود و در کنار آن انتظارات غیرمنطقی و زیاد از من داشتند.
من حدود سه هفته پیش مصاحبه فنی داشتم، دو تا اقا و یک خانم، مصاحبه فنی با این شرکت واقعا تجربه خوبی بود. تیم خیلی خوشبرخورد و حرفهای بودن، من سابقه کاریم بالای ۸ سال هست سوالهایی که پرسیدن هم خیلی منطقی و مرتبط با موقعیت شغلی بود. بیشتر روی حل مسئله و اینکه چطوری فکر میکنی تمرکز داشتن، نه اینکه فقط یه سری چیز حفظی بپرسن. کل فضای مصاحبه هم صمیمی بود و استرسی نداشتم. در کل حس خوبی از این مصاحبه گرفتم و فکر میکنم واسه کسایی که دنبال چالشهای فنی هستن، جای خوبی باشه البته به دلیل مسائل شخصی نتونستم باهاشون به توافق برسم ولی با مصاحبه کننده ها در شبکه های اجتماعی در ارتباطم
میخواهم تجربهای که از کار در این شرکت داشتم را به صورتی تازه و قابلفهم بازگو کنم، بدون تغییر حقیقتها و احساسات اصلی. در اینجا با صراحت میگویم که محیط مدیریتی شرکت ضعیف بود و اگر دنبال رشد و پیشرفت بودم، توصیه میکنم مسیرش را نادیده بگیرم، چون حسادت و تنگنظری میان مدیران وجود داشت و اجازه نمیدانستند که من مسیر خودم را ادامه بدهم. هرگاه اعتراض میکردم، با تهمتها و هشدارهای مکرر روبهرو میشدم و بهانهای برای دخالت در کارهایم میگرفتند تا از پیشرفتم جلوگیری کنند. فضای کار پر از ناکامی بود؛ حقوق و حقوقمان در چشم مدیران ضایع میشد و به چشم همکاران هم نمیدیدند. وقتی هم اعتراض میکردم، به صراحت میگفتند برایم پاپوش میسازند تا نتوانم جایی دیگر استخدام شوم.
باسلام، میخواهم از تجربه عالی خودم در همکاری با شرکت هیوا صحبت کنم. در طول مدت همکاری، از نحوه مدیریت تا واریز حقوق و بیمه همه چیز به صورت کاملا حرفهای و سر وقت انجام شد. علاوه بر این، مسئولین شرکت همیشه پاسخگو و مهربان بودند و محیطی بسیار مثبت و آموزشی فراهم کرده بودند. من از این فرصت بهره بردم و تجربیات جدیدی کسب کردم که قطعا در آینده به کارم خواهد آمد. از همه تیم محترم علم و فن شهریار بابت این تجربه خوب و آموزنده تشکر میکنم. با احترام، مهدی زاده
سلام من الان سربازم و حین تحصیلم ۴سال هیوا کار کردم.این ۴سال هرماه حقوقمون سرماه پرداخت شده و هرسال عیدی و برای کاریکه وظیفه مون بوده درست انحام بدیم پاداش میگرفتیم توی این مدت مشکلی برای مرخصی نداشتم چون دیدم نوشتن مرخصی نمیدن میگمچون تایم کار ما تا یک شب بود اخر وقت سرویس هم داشتیم که راحت بریم خونه.هر کاری سختی خودشو داره مخصوصا مشاوره که یه نسخه ثابت نمیتونی برای همه بپیچی و ادما شرایطشون متفاوته.به عنوان کسیکه ۴سال هیوا بودم لازم بود منم نظرمو بگم که بدونین خیلیا غیرمنصفانه دارن نظر میدن والسلام
برای من کندا ایده محیطی بوده که مدیرانش همیشه در دسترساند و این موضوع از روز اول برایم جذاب بود. من تجربههای زیادی داشتم و خیلی جاها برای رسیدن به مدیرعامل باید کلی دردسر به جان میخریدی، اما اینجا این نزدیکی رویکردی عادی نبود؛ مدیران به راحتی با من در ارتباط بودند و این صراحتی که در کار وجود دارد، هیچ وقت به بطالت یا بازیکاری منجر نمیشود. با وجود این که جوان بودن تیم کمی ممکن است مشکلاتی به همراه بیاورد، اما واقعا این ارتباط مستقیم و شفاف به خوبی عمل میکند و هیچ نشانی از بیحالی و بینظمی در کار نیست. شرکت محیطی آرام و گرم دارد و وقتی وارد میشوی ممکن است از فضای ساکت و تمرکز بالای همکاران کمی تعجب کنی، چون همه مشغول کار خود هستند. این سکوت گاهی نقطه ضعفی به چشم میآید اما به شخص بستگی دارد و من خودم راضی بودم. سطح دانش تیم بالا است و همگی تجربه و آگاهی لازم برای صحبتهای تخصصی را دارند. حقوق به موقع پرداخت میشود و مسئلهای از بابت بیمه و مالیات نیست؛ این موارد هم همانند حقوق مشخص و شفاف اعلام میشوند و ارزشمندند. برای تسویهحساب هم با احترام و بهنحو مناسب انجام میشود؛ تنها نکته این است که پرداخت دو روز دیرتر از زمان اعلامی انجام شد.
سه سال در تحقیق و توسعه کار کردم و مجموعه تحقیق و توسعه محیطی باند بازی است که توسط مدیر فاسد آن به غلط هدایت میشود و مدیر آن سیستم نوچه پروری دارد که البته قبلا دو نوچه داشت که یکی رفت و الان یک نوچه آن همواره پابرجاست که به لطف مدیر مجموعه به نون و نوایی رسیده. مدیر تحقیق و توسعه فردی بسیار بی ادب و بد دهن و به قول خودش لاتی هست که فرق محیط مهندسی را با محیط چاله میدانی نمیداند و هر مدلی که شایسته خودش هست با پرسنل رفتار میکند.چه افراد توانمندی که از مجموعه فرار کردند و الان چه رییس های بی سوادی که وجود دارند.تمام این نظرات منفی در مورد واحد تحقیق و توسعه بخاطر مدیر فاسد آن است. در آن مجموعه افراد چاپلوس و لمپن مثل خود مدیر آن رشد میکنند و مابقی که ارتباطی با مدیر ندارند عقب نگه داشته میشوند.مدیر تحقیق و توسعه بارها عیان شده که مشکل فساد اخلاقی دارد اما هیچ کاری نشده لااقل تا آن زمان که من بودم اونجا.
شرکت کاوش پردازان برسا را تجربه کردم و به شدت بینظم بودن روندها را احساس کردم. قائممقام به شکل یکپارچه تمام مصاحبههای منابع انسانی، اداری، فنی و تخصصی را در یک جلسه کمتر از یک ساعت انجام میداد که این مسئله برای من نشان میداد جلسهای تخصصی برای ارزیابی نیرو وجود ندارد و کمتر از آن انتظار میرفت. بعد از شروع کار، از من امضای متعددی خواسته شد که به نظر نمیرسید بر پایهی روال مدیریتی درستی باشد. برای آغاز کار باید طب کار انجام میدادم که از منظر IT جزو اصول حرفهای محسوب نمیشد و مشخص شد سازمان بیشتر به عنوان یک مجموعه خدماتی عمل میکند. در شرکت همواره با دوربینها شنود میشدیم و حریم خصوصی معنی مشخصی نداشت. ورود و خروج فقط از طریق درب واحد و با اثر انگشت امکانپذیر بود و ترددها به صورت شدید کنترل میشد و اگر بیش از دو بار خروج در روز ثبت میشد، حقوق کسر میشد. برای استراحت یا سیگار کشیدن زمانی در اختیار نبود که برای کارکنان تخصصی لازم و ضروری به نظر میرسید و نبود این فرصت گاهی آزاردهنده بود. بر اساس گفتههای شرکت، گواهینامهای ایزو مد نظر بود، اما فرایندهای سازمان مطابق استانداردهای ایزو سری ۹۰۰۰ یا بالاتر نبود و صرفا نامی بر روی سازمان بود. مدت زمان اجرای آزمایشی بیش از یک ماه بود که برای نیروی تخصصی قابل توجهی آزاردهنده است؛ حتی پس از سه ماه هم این مدت از سوی شرکت تمدید میشد به دلیل فشار مالی شدید که شرکت با آن مواجه بود، تا حدی که در خرید ملزومات سازمان هم قصور وجود داشت. شرکت فاقد آزمایشگاه برای تست و آمادهسازی بود و آموزش فقط به شکل فردی انجام میشد و نقش سازمان در این فرآیند کم بود. این مشکل به اندازهای بزرگ بود که قرار بود کلاس آموزشی برای یک سازمان دولتی برگزار شود اما ابزار لازم برای آموزش وجود نداشت و از ابزار شخصی برای برگزاری کلاس استفاده شد. لپتاپهای موجود پاسخگوی کار سازمان نبودند. شبکه شرکت فرسوده و قدیمی بود و ارتقا شبکه اهمیتی نداشت زیرا ادمین از راه دور کار میکرد که به دلیل حقوق ناکافی بود. Helpdesk حضوری وجود نداشت و اکثر کارکنان قدیمی به دلیل ساختارهای ناکارآمد از شرکت جدا شده بودند. فردی با خودشیفتگی بهعنوان قائممقام مدیرعامل در رأس بود و فاقد درک از سازمان بود؛ همچنین مدیر فروش بدون تخصص بود و در طول حضور من فقط قرارداد تازهای امضا شد و حدود ده فقره فروش ثبت شد که کارنامه مناسبی نبود؛ روزی تقریبا بیست مناقصه برای بررسی فنی به دست من میرسید، اما شرکت قادر نبود ضمانت بانکی لازم را برای مناقصهها تامین کند و با شکست مواجه شد. در زمینه تامین قطعات، بدون توجه به PartNumber موردنیاز مشتری، اقدام به فروش میشد و بسیاری از درخواستهای مشتریان فعلی به دلیل عدم توانایی تامین قطعه رد میگردید که این نسبت به حدود هشتاد درصد درخواستها میرسید. در زمینه مرخصیها، همکاری لازم از سوی سازمان وجود نداشت. با این روند، به نظر من آیندهی این شرکت روشن نیست و اگر روال کاری تغییر نکند، مسیر نابودی را طی خواهد کرد.
وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
من پارسال برای مصاحبه رفتم. ناموسا خیلی جای چندشیه، دیوارهاش رو انکار سگ گاز گرفته. همه جا پر از نم و رطوبت. یه آسانسور وحشتناک و تنگ هم داره که صد رحمت به آسانسورهای مصر باستان. آقای مدیر هم فاز پوریا پورسرخ داره و مدام انگشت میکنه بین موهاش 😂😂😂 همش هم داره آدامس میخوره.
خیلی آدمای بی فرهنگی هستن. شرکت متشکل از سه تا منشی و یه مدیره. هیچ کدوم از منشی ها کار نمیکنن فقط یکیشون با موبایل شخصی تایم مصاحبه ست میکنه.حتی یه کامپیوتر جلوشون نیست (کارشونم حسابداریه😐) به من گفت بین ساعت ۱ تا ۴ بیا. من یک ربع زودتر به اون دفتر داغونشون رسیدیم و اجازه ندادن برم داخل. منشی با یه لحن بدی گفت مگه نگفتم ۱ بیا؟؟ درنهایت من مجبور شدم توی راهپله بشینم تا ساعت بگذره. مدیریت هم یه ******. من از چند نفر پرس و جو کردم و در نهایت متوجه شدم کارشون قانونی نیست و بیشتر دنبال پول گرفتن از کارجو هستن. بنظرم اعتماد نکنید.
سلام و وقت بخیر در اکثر پیام ها همکاران دقیقا به مشکل اصلی مجموعه یعنی مدیر نالایق و بی شخصیت مجموعه اشاره کردند. این بشر آنقدر شخص ضعیفی ست که حتی برای حفظ جایگاه خودش دست به هر رفتار غیر انسانی و بدور از شرافت میزند. عمده افرادی که برای پست ها انتخاب میکند بایستی چشم قربان گو و مطیع امر و مثل خودش زیرآب زن باشد.در سال های اخیر این آقا چندین تیم را به بهانه های مختلف جمع کرده و دوباره تحت عناوین مختلف و تحت هدایت نوچه های خود دوباره احیا کرده است. تقریبا همه همکاران قدیمی به مشکلات اخلاقی که دوستان نوشته اند واقف هستند و برخی از آنها حتی مستندات مربوطه را دارند. این مسائل آنقدر بلد شد که حتی افرادی بودند که واحد منابع انسانی را از این قضایا مطلع ساختند ولی متاسفانه مالکان شرکت مشخص نیست چه گیری پیش این بشر دارند که علی رغم این همه رسوایی تا حالا دست به اقدام اساسی برای برکناری آن نزده اند. بر خلاف آن چیزی که بعضا در رسانه ها و فضای مجازی تبلیغ می کنند، چیزی که بنده در مدت این چند سال خودم شاهد بودم این بوده که این شرکت با پرداخت حقوق نسبتا خوب افراد نخبه را جذب می کند ولی متاسفانه فاسد بودن سیستم و لو لول بودن کارها، مدیریت کوتوله ای باعث شده که افراد قطع همکاری کنند. سلامت باشین
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
اول لازم میدونم در مورد هیوا بنویسم هیوا برای من نه تنها یه فضای کاری عالی بود، بلکه تبدیل به یک تجربه ارزشمند و آموزنده شد... در طول همکاری، نه تنها مهارتهای جدیدی یاد گرفتم بلکه از حمایت و راهنماییهای تیم مدیریتی و همکاران نیز بهرهمند شدم. تمامی مسائل مالی و حقوقی به موقع و با دقت رسیدگی میشد و این باعث میشد همیشه احساس آرامش و اطمینان داشته باشم. دوم اینکه از همه مسئولین و همکاران هیوا برای این تجربه حرفهای و مثبت سپاسگزارم
سلام، بنده بیشتر از دوازده سال تجربه کاری دارم که نه سالش رو کروز بودم. تجربه نه ساله من در کروز درسته همراه با سختی بوده ولی دستاورد زیادی هم داشته و مهمترینش، سالهای طولانی تلاش برای اصلاح ساختار مدیریتی واحد خودمون بود. خلاصه کنم، یک سیستم مافیایی که بر ارزش های مادی برپا شده. متاسفانه خیلی دیر متوجه این امر شدم که مقصر وضعیت تاسف بار منابع انسانی کروز ، غریبه بودن با واژه ای بنام شرافت انسانی است. روزی اگر در جایگاهی قرار بگیرم که بخواهم مدیری انتخاب کنم، شرافت رو به هر چیزی اولویت خواهم داد.
در این شرکت تجربهای کاری به عنوان مدیر داشتم که یک حوزه مشخص از مدیریت منابع انسانی را به چالش میکشید. نرخ حفظ نیروی انسانی در بازه زمانی۹ تا ۱۲ ماهی بود و مدیر مجموعه به تعهداتی که در روز مصاحبه قول میدهد، پایبند نبود. در آغاز کار افراد با حقوقی پایین استخدام میشوند و از همان ابتدا رفتارهای توهینآمیز، بیاخلاقی و بیاعتمادی به وعدهها مشاهده میشود که در نهایت منجر به استعفای نیروها میشود. او نه تنها به عنوان نیروی کار، بلکه به عنوان یک انسان نیز با کارکنان برخورد احترامآمیز ندارد و بیشتر به دنبال وعدههای دروغین و تبلیغاتی است. همچنین بیمه تکمیلی توسط کارکنان پرداخت میشود و شرکت هیچ مزایای جانبی قابل توجهی به نیروها ارائه نمیدهد.
خواستم فقط یک نکته را به دوستانی که این صفحه را مطالعه می کنند بگویم و اون اینکه افراد به دلایل زیادی می تونن از یک مجموعه کینه به دل بگیرند و یا تلقی های نادرستی از مدیریت و کار در یک مجموعه داشته باشند. من پس از چند سال در این مجموعه خلاف واقع های زیادی را در متون این صفحه دیدم. همین!
شرکت بهسا را تجربه کردم و حالا میخواهم روایت خودم را با زبان تازهای ارائه کنم تا معنای اصلی حفظ شود اما بیان آن کاملا نو باشد. این تجربه را با نگاه شخصی خودم شرح میدهم و از هرگونه ادعای مطلق درباره دیگران پرهیز میکنم. در اینجا فضای شرکت برای من پر از سودجویی مدیران بود؛ به شکل ملموسی احساس میکردم که افراد بخش منابع انسانی فعلی، به دلیل روابطی که دارند به جای کار تخصصی، به دنبال حفظ جایگاه خود هستند و این برای نام مدیر بودن اعتبار چندانی به همراه ندارد. فضایی که در آن از اسم مدیر برای ابراز نفوذ استفاده میشود، کمترین نتیجه را در تیم ایجاد میکند و از بسیاری از همکارانم از روی ناراحتی و بیاعتمادی میشنیدم که استعفا را به راهی مدنظر میگیرند. فضای مدیریتی در شرکت به شدت تنگنظرانه و بر پایه روابط شخصی بنا شده بود؛ به طوری که تلاشهای افراد برای دیده شدن در کارها تنها وقتی نتیجه میدهد که پشتوانههای خاصی وجود داشته باشند. چه بسیار افرادی که از این قاعده فراتر میرفتند و با شجاعت برای دریافت نتیجه تلاش میکردند، ولی اکثر اعضا به خاطر فشارهای غیرعلنی از مسیر همیشگی عقب مینشستند. در مورد بخش پایدار HR، که میشد دربارهاش کتابها هم نوشت، باید بگویم حضور خانم مدیر این بخش با نام مخفف خ همراه بود و به نظر میرسید برای برنامهریزیهای صبحانههای تیمی، ناهارهای تیمی و قهوههای بدون ساعت کاری وقت میگذاشتند. به هر حال، این تیم به نظر میرسید اولویتشان محافظت از خودشان و منافع شخصی باشد و کمترین تلاشی را برای بهبود وضعیت پرسنل انجام میدادند. من نهایتا به این نتیجه رسیدم که حضور در چنین محیطی نیازمند بررسی دقیق و احتیاط بالاست و به عنوان دوستی که زمانی زمان خود را در این شرکت صرف کردم، اینجا را توصیه نمیکنم.
من برای مهاجرت کاری به آلمان به این شرکت مراجعه کردم، یکی از چیزهایی که خیلی برام مهم بود این بود که تمام مراحل کار برام واضح توضیح داده بشه. هیچ وقت حس نکردم که چیزی پنهانه. میدونستم چیکار باید بکنم و این کمک کرد که احساس راحتی بیشتری در روند کار داشته باشم.
رایانکار برای من تجربه کوتاه مدتی بود که ارزش یادگیری داشت اما ماندن در آنجا بهصرفه نبود. این دیدگاه تنها از من نیست؛ در مدت کمتر از دو سالی که آنجا بودم، بیش از سی نفر به شرکت پیوستند و پس از مدتی شرکت را ترک کردند و خروج چنین تعدادی از نیرو در چنین اندازهای کار عادی نیست و نشان از نقصی در ساختار شرکت دارد. امکان دورکاری وجود دارد و حقوق نسبتا خوب و بهموقعی پرداخت میشود و اکثریت همکاران افراد بااخلاق و محترمی هستند. تنها مسئله، که کوچک هم نیست، تصمیمات نادرست مدیریت و اشتیاق بیش از حد مدیران به کنترل همه حوزههاست. حضور مدیر در هر سطحی از شرکت دیده میشود؛ از نهایی کردن یک ویام برای حسابداری گرفته تا نحوه کابلکشی یک دستگاه یا طراحی UI و کدهای دیتابیس تا امور منابع انسانی؛ کوچکترین کار هم باید با تأیید ایشان انجام شود، بههمین دلیل کارها جلو نمیرود و همه کارکنان در مسیر خودشان میچرخند چون هر چیزی باید با نظر مدیریت تطبیق یابد. مشکلاتی که در بدو ورود با آن روبهرو شدم، در زمان خروج هم همچنان با دهها مشکل جدید همراه بود، چون مدیر پی در پی به جزئیات و نیازمندیهای بیشتری بر یک مسئله ساده اضافه میکرد که ارتباطی با اهداف شرکت و پروژههایش نداشت.
در محیط کاری من با مدیریتی بیسواد و بیمسئولیت روبهرو شدم که ساختار IT را به صورت نامنظم اداره میکرد. واقعا تجربه عجیبی بود و فقط شعارهای بیمحتوا از طرف آنها شنیدم. حقوق و دستمزد هم پایین بود و در کنار آن انتظارات غیرمنطقی و زیاد از من داشتند.
من حدود سه هفته پیش مصاحبه فنی داشتم، دو تا اقا و یک خانم، مصاحبه فنی با این شرکت واقعا تجربه خوبی بود. تیم خیلی خوشبرخورد و حرفهای بودن، من سابقه کاریم بالای ۸ سال هست سوالهایی که پرسیدن هم خیلی منطقی و مرتبط با موقعیت شغلی بود. بیشتر روی حل مسئله و اینکه چطوری فکر میکنی تمرکز داشتن، نه اینکه فقط یه سری چیز حفظی بپرسن. کل فضای مصاحبه هم صمیمی بود و استرسی نداشتم. در کل حس خوبی از این مصاحبه گرفتم و فکر میکنم واسه کسایی که دنبال چالشهای فنی هستن، جای خوبی باشه البته به دلیل مسائل شخصی نتونستم باهاشون به توافق برسم ولی با مصاحبه کننده ها در شبکه های اجتماعی در ارتباطم
میخواهم تجربهای که از کار در این شرکت داشتم را به صورتی تازه و قابلفهم بازگو کنم، بدون تغییر حقیقتها و احساسات اصلی. در اینجا با صراحت میگویم که محیط مدیریتی شرکت ضعیف بود و اگر دنبال رشد و پیشرفت بودم، توصیه میکنم مسیرش را نادیده بگیرم، چون حسادت و تنگنظری میان مدیران وجود داشت و اجازه نمیدانستند که من مسیر خودم را ادامه بدهم. هرگاه اعتراض میکردم، با تهمتها و هشدارهای مکرر روبهرو میشدم و بهانهای برای دخالت در کارهایم میگرفتند تا از پیشرفتم جلوگیری کنند. فضای کار پر از ناکامی بود؛ حقوق و حقوقمان در چشم مدیران ضایع میشد و به چشم همکاران هم نمیدیدند. وقتی هم اعتراض میکردم، به صراحت میگفتند برایم پاپوش میسازند تا نتوانم جایی دیگر استخدام شوم.
باسلام، میخواهم از تجربه عالی خودم در همکاری با شرکت هیوا صحبت کنم. در طول مدت همکاری، از نحوه مدیریت تا واریز حقوق و بیمه همه چیز به صورت کاملا حرفهای و سر وقت انجام شد. علاوه بر این، مسئولین شرکت همیشه پاسخگو و مهربان بودند و محیطی بسیار مثبت و آموزشی فراهم کرده بودند. من از این فرصت بهره بردم و تجربیات جدیدی کسب کردم که قطعا در آینده به کارم خواهد آمد. از همه تیم محترم علم و فن شهریار بابت این تجربه خوب و آموزنده تشکر میکنم. با احترام، مهدی زاده
سلام من الان سربازم و حین تحصیلم ۴سال هیوا کار کردم.این ۴سال هرماه حقوقمون سرماه پرداخت شده و هرسال عیدی و برای کاریکه وظیفه مون بوده درست انحام بدیم پاداش میگرفتیم توی این مدت مشکلی برای مرخصی نداشتم چون دیدم نوشتن مرخصی نمیدن میگمچون تایم کار ما تا یک شب بود اخر وقت سرویس هم داشتیم که راحت بریم خونه.هر کاری سختی خودشو داره مخصوصا مشاوره که یه نسخه ثابت نمیتونی برای همه بپیچی و ادما شرایطشون متفاوته.به عنوان کسیکه ۴سال هیوا بودم لازم بود منم نظرمو بگم که بدونین خیلیا غیرمنصفانه دارن نظر میدن والسلام
برای من کندا ایده محیطی بوده که مدیرانش همیشه در دسترساند و این موضوع از روز اول برایم جذاب بود. من تجربههای زیادی داشتم و خیلی جاها برای رسیدن به مدیرعامل باید کلی دردسر به جان میخریدی، اما اینجا این نزدیکی رویکردی عادی نبود؛ مدیران به راحتی با من در ارتباط بودند و این صراحتی که در کار وجود دارد، هیچ وقت به بطالت یا بازیکاری منجر نمیشود. با وجود این که جوان بودن تیم کمی ممکن است مشکلاتی به همراه بیاورد، اما واقعا این ارتباط مستقیم و شفاف به خوبی عمل میکند و هیچ نشانی از بیحالی و بینظمی در کار نیست. شرکت محیطی آرام و گرم دارد و وقتی وارد میشوی ممکن است از فضای ساکت و تمرکز بالای همکاران کمی تعجب کنی، چون همه مشغول کار خود هستند. این سکوت گاهی نقطه ضعفی به چشم میآید اما به شخص بستگی دارد و من خودم راضی بودم. سطح دانش تیم بالا است و همگی تجربه و آگاهی لازم برای صحبتهای تخصصی را دارند. حقوق به موقع پرداخت میشود و مسئلهای از بابت بیمه و مالیات نیست؛ این موارد هم همانند حقوق مشخص و شفاف اعلام میشوند و ارزشمندند. برای تسویهحساب هم با احترام و بهنحو مناسب انجام میشود؛ تنها نکته این است که پرداخت دو روز دیرتر از زمان اعلامی انجام شد.
سه سال در تحقیق و توسعه کار کردم و مجموعه تحقیق و توسعه محیطی باند بازی است که توسط مدیر فاسد آن به غلط هدایت میشود و مدیر آن سیستم نوچه پروری دارد که البته قبلا دو نوچه داشت که یکی رفت و الان یک نوچه آن همواره پابرجاست که به لطف مدیر مجموعه به نون و نوایی رسیده. مدیر تحقیق و توسعه فردی بسیار بی ادب و بد دهن و به قول خودش لاتی هست که فرق محیط مهندسی را با محیط چاله میدانی نمیداند و هر مدلی که شایسته خودش هست با پرسنل رفتار میکند.چه افراد توانمندی که از مجموعه فرار کردند و الان چه رییس های بی سوادی که وجود دارند.تمام این نظرات منفی در مورد واحد تحقیق و توسعه بخاطر مدیر فاسد آن است. در آن مجموعه افراد چاپلوس و لمپن مثل خود مدیر آن رشد میکنند و مابقی که ارتباطی با مدیر ندارند عقب نگه داشته میشوند.مدیر تحقیق و توسعه بارها عیان شده که مشکل فساد اخلاقی دارد اما هیچ کاری نشده لااقل تا آن زمان که من بودم اونجا.
شرکت کاوش پردازان برسا را تجربه کردم و به شدت بینظم بودن روندها را احساس کردم. قائممقام به شکل یکپارچه تمام مصاحبههای منابع انسانی، اداری، فنی و تخصصی را در یک جلسه کمتر از یک ساعت انجام میداد که این مسئله برای من نشان میداد جلسهای تخصصی برای ارزیابی نیرو وجود ندارد و کمتر از آن انتظار میرفت. بعد از شروع کار، از من امضای متعددی خواسته شد که به نظر نمیرسید بر پایهی روال مدیریتی درستی باشد. برای آغاز کار باید طب کار انجام میدادم که از منظر IT جزو اصول حرفهای محسوب نمیشد و مشخص شد سازمان بیشتر به عنوان یک مجموعه خدماتی عمل میکند. در شرکت همواره با دوربینها شنود میشدیم و حریم خصوصی معنی مشخصی نداشت. ورود و خروج فقط از طریق درب واحد و با اثر انگشت امکانپذیر بود و ترددها به صورت شدید کنترل میشد و اگر بیش از دو بار خروج در روز ثبت میشد، حقوق کسر میشد. برای استراحت یا سیگار کشیدن زمانی در اختیار نبود که برای کارکنان تخصصی لازم و ضروری به نظر میرسید و نبود این فرصت گاهی آزاردهنده بود. بر اساس گفتههای شرکت، گواهینامهای ایزو مد نظر بود، اما فرایندهای سازمان مطابق استانداردهای ایزو سری ۹۰۰۰ یا بالاتر نبود و صرفا نامی بر روی سازمان بود. مدت زمان اجرای آزمایشی بیش از یک ماه بود که برای نیروی تخصصی قابل توجهی آزاردهنده است؛ حتی پس از سه ماه هم این مدت از سوی شرکت تمدید میشد به دلیل فشار مالی شدید که شرکت با آن مواجه بود، تا حدی که در خرید ملزومات سازمان هم قصور وجود داشت. شرکت فاقد آزمایشگاه برای تست و آمادهسازی بود و آموزش فقط به شکل فردی انجام میشد و نقش سازمان در این فرآیند کم بود. این مشکل به اندازهای بزرگ بود که قرار بود کلاس آموزشی برای یک سازمان دولتی برگزار شود اما ابزار لازم برای آموزش وجود نداشت و از ابزار شخصی برای برگزاری کلاس استفاده شد. لپتاپهای موجود پاسخگوی کار سازمان نبودند. شبکه شرکت فرسوده و قدیمی بود و ارتقا شبکه اهمیتی نداشت زیرا ادمین از راه دور کار میکرد که به دلیل حقوق ناکافی بود. Helpdesk حضوری وجود نداشت و اکثر کارکنان قدیمی به دلیل ساختارهای ناکارآمد از شرکت جدا شده بودند. فردی با خودشیفتگی بهعنوان قائممقام مدیرعامل در رأس بود و فاقد درک از سازمان بود؛ همچنین مدیر فروش بدون تخصص بود و در طول حضور من فقط قرارداد تازهای امضا شد و حدود ده فقره فروش ثبت شد که کارنامه مناسبی نبود؛ روزی تقریبا بیست مناقصه برای بررسی فنی به دست من میرسید، اما شرکت قادر نبود ضمانت بانکی لازم را برای مناقصهها تامین کند و با شکست مواجه شد. در زمینه تامین قطعات، بدون توجه به PartNumber موردنیاز مشتری، اقدام به فروش میشد و بسیاری از درخواستهای مشتریان فعلی به دلیل عدم توانایی تامین قطعه رد میگردید که این نسبت به حدود هشتاد درصد درخواستها میرسید. در زمینه مرخصیها، همکاری لازم از سوی سازمان وجود نداشت. با این روند، به نظر من آیندهی این شرکت روشن نیست و اگر روال کاری تغییر نکند، مسیر نابودی را طی خواهد کرد.