برای من که دارم درباره کار در طرفه نگار حرف میزنم، تجربهام را با وجود تمام نقاط ضعف و یا مثبت، به زبان خودم بازگو میکنم. وقتی تصمیم گرفتم بیام پشتیبانی فروش یا نرمافزار، به این نکات خوب فکر کن: ضعفها: ۱- پیشرفت عمودی یا افقی در این واحد بهطور علمی و تجربی وجود ندارد. یعنی با وجود هر تجربهای که به دست بیاری و به دانشت اضافه کنی، در نهایت در همان مسیر قبلی مانده و به سطحی بالا نمیرسی، بلکه همان نقش راهنما و کارشناس را باید دنبال کنی. هرچند ممکن است مهارتهایت بالا باشد، مسئولیتهایت افزایش مییابد و در نهایت اگر بخواهی nghỉکنی یا اعتراض کنی، با رفتار مناسبی روبهرو نمیشوی و بهتدریج از شرکت خارج میشوی. حقوق هم به جای پیشرفت، سال به سال با افزایش سنواتی روبهرو است. ۲- بیتعادلی بین کار و زندگی. شیفت اجباری وجود دارد و به غیر از ساعات کاری، یک ساعت اضافه نگهداشتن هم هست. زمان ناهار هم جزو کارت ثبت میشود. تعطیلات هم بهطور جدی با برنامهریزی شیفت میشود؛ به این معنا که هر تعطیلاتی که باشد، نیروهای جدید هم به کار گرفته میشوند تا ایفا کنند و این فشار ادامه دارد. انرژی بالا از من انتظار میرود و وقتی قدیمیترها با این شرایط کنار میآیند، اگر دوام بیاوری، شاید بتوانی ادامه بدهی. ۳- نیاز به توانایی ارتباط با مشتریان هر روزه. یعنی اگر با یک دوست یا آشنا ده دقیقه صحبت میکنی، اما در شرکت باید روزی دهها مکالمه انجام بدهی که هر کدام ممکن است استرس و تنش ایجاد کند. بارها با مشتری درگیر میشوی و همزمان با مسئولان ناچار به کوتاه کردن زمان تماس میشوی؛ نتیجه این است که روزها پر از تنش و اعصابخاسی است. ۴- ضعف مدیریت مجموعه. مدیریت واحد مدام در حال تغییر است. امروز مدیری میآید و فردا نه؛ ثبات و نظم وجود ندارد و کمترین مدیری که بیاید هم بهطور منطقی کار نمیکند بلکه سلیقهای عمل میکند و در نتیجه بهشکست میانجامد. البته این مدیران معمولا از میان خود واحد یا کسانی با سابقه هستند؛ ولی نتیجه این میشود که شرکت به سمت خداحافظی از برخی افراد میرود. ۵- پاداش سالیانه تنها یکبار ارائه میشود و کارانه نداریم. مزیتها: ۱- امکانات تکمیلی وجود دارد. ۲- کارت هدیه مناسبتهای مختلف بهعنوان هدیه ارائه میشود. ۳- حقوق بهموقع پرداخت میشود، هرچند این انصافا مزیت نیست، چرا که حقوق پایه است. این تجربه را از دیدگاه من میگویم و واقعیتهای مطرحشده را بدون اضافهگویی و با همان حس و تجربهای که داشتم، بازگو کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ممنون از زحمات تیم مهربان پیام آوا واقعا با شما کار کردن باعث افتخار برای بنده بود. مدیر پروژه خیلی حواسشون بهمون بود. من رضایت کامل داشتم. امیدوارم موفق باشیم هممون در پیام آوا ممنون از شما
به عنوان کارشناس توسعه در شرکتی با نام بهسا تجربهای ناخوشایند دارم که میخواهم با شما در میان بگذارم. در زمانی که در این شرکت بودم، فرایند جذب نیرو توسط تیم منابع انسانی کمکارآمد و نامنظم اجرا میشد. روشهای جذب بهطور مدون مشخص نبود و به من جابپروفایل دقیقی ارائه نشد؛ گفتند هیچ موردی قطعی نیست و امکان تغییر وجود دارد، اما با توجه به صحبتهای مدیر مستقیم و وعدههای دادهشده برای رفتن به شرکت، تصمیم به اقدام گرفتم. سرپرستی تیم منابع انسانی توسط فردی جوان و بیتجربه هدایت میشد که واقعا دوام چندان لازم را در این نقش نداشت و به نظر نمیرسید بتواند تیم را به خوبی مدیریت کند. این فرد حتی خود را بهدرستی کنترل نمیکرد و تجربهای که نیروهای تیم توسعه از مدیریت داشتند، به مراتب بهتر بود. این شخص هر سال بهعنوان مدیر نمونه معرفی میشد و گاهی لوح تقدیر و هدایایی دریافت میکرد که برای من جالب بود، چراکه با وجود انتقادها و مشکلات تیمی، به دلیل منافع شخصی و روبهرو نشدن با مدیر تیم، به صحبتهای مطرحشده توجه نمیشد و در نتیجه احساس کردم همه موضوعات در اختیار مدیر من قرار میگیرد و خروج از شرکت را در پی داشت. برای پیوستن به این شرکت هیچ تعهد قابلاطمینانی وجود ندارد و حتی قرارداد هم بهطور قابلقبولی ارائه نمیشد. به نظر میرسید که برخی وعدهها تنها ظاهری است و در عمل اجرایی نمیشود.
مصاحبه فنی خوب بود سوالات درست طراحی شده بود و تناسب داشت با شغل اما مصاحبه Hr افتصااااح بود و من آفرشونو نپذیرفتم مصاحبه گر یه خانمی بود اسمش منوالی نیا بسیااار تند و زننده و بی ربط سوال میپرسید و جالبه جواب گوش نمیداد سقف نگاه میکرد و با موهاش بازی میکرد وسط حرف میپره در نهایت هم که پرسیدم نتیجه مصاحبه کی اعلام میشه گفتن چند نفر حرفه ای تر از ««تو»» در انتظار مصاحبه هستند باید بررسی کنم بعد ۳ هفته زنگ زد آفر داد زورش میومد حرف بزنه متاسفم واسه همچین HR
شرکت بسیار افتضاح،تمام موارد و مشکلات ذکر شده درباره این شرکت کاملا درست هست.مدیریت دیوانه شرکت هیچ ارزشی برای نیروی کار دلسوز و پرکار قاعل نیست و شرکت کاملا با رابطه اداره می شود.
در شرکت وطن زرین وضعیتی از حضور مدیران ناآگاه و رفتارهای نامناسب در حال شکلگیری بود که به نظر میرسید هدف اصلیشان حذف پرسنل برای جلوگیری از صدای اعتراض است تا رضایت مدیرعامل حفظ شود. حضور یک روانشناس بهعنوان جاسوس یا مشاور هم اضافه شد و این موضوع فضا را به گونهای کرد که کارنامهی برخی نفرات به کنار گذاشته شدن تبديل شود. کارمندان از نحوهی مدیریت و نحوهی برخورد با مشکلات گلایه داشتند و حس میکردند سازمانی بینظمی و بیصاحب بودن دارد. دایرکتورها و مدیران منطقه به نظر ناهمسو و بیدستوپا میآمدند و برخی از شعب بیعلاقگی و بیتفاوتی نشان میدادند. در چنین شرایطی، برخی از همکاران احساس ناامنی شغلی میکردند و نسبت به روند موجود اعتراض یا نقدی مطرح نمیشد؛ چرا که هر نقدی، ممکن بود به قیمت از دست دادن موقعیت شغلی تمام شود. من از این تجربه بهعنوان بازتابی از فضای نامناسب مدیریتی یاد میکنم و امیدوارم هر چه زودتر شرایط کار تیمی سالم و پاسخگو و با احترام به همهی پرسنل برقرار گردد.
حقوق های معوق زیاد ریزش نیروی زیاد نگاه از بالا به پائین عدم توجه به امور رفاهی پرسنل همه میدونن مدیر شرکت دنبال خرید و فروش دلاره (توی فردوسی) حقوق پرسنل رو عقب میندازن و بجاش به خرید و فروش دلار و ملک و زمین و خودرو مشغولن (با پول مردم)
سلام پس تحمل چند ماه فضای متشنج و نابسامان، از این شرکت ترکیده خارج شدم (با سه ماه حقوق معوق) دو ماه بعد (و بعد از کلی پیگیری و عدم پاسخگوئی و عدم پرداخت مطالبات) به اداره کار مراجعه کردم. جلسه اول اداره کار (هیئت تشخیص) رو حضور پیدا نکردند. 15 روز پس از صدور رأی اداره کار (و دقیقا در روز پانزدهم) به رأی اعتراض زدند با این عنوان «ما به رأی اعتراض داریم» جلسه دوم اداره کار (هیئت حل اختلاف) رو هم نیومدن (در حالیکه خودشون اعتراض داشتند) رأی دوم اداره کار هم ابلاغ شد و باز هم مطالبات رو پرداخت نکردند. الان رأی اداره کار در دادگستری در مرحلهی اجرای احکام هستش. شرکتی به شدت مردم آزاد و مردم فریب مراقب باشید تا این لحظه که من دارم این متن رو مینویسم، هنوز مطالباتم رو دریافت نکردم. ریزش نیروهاشون به شدت زیاده و چون ریزش نیرو دارن، مردم رو فریب و جذب میکنن. اما همکاریها نهایت سه چهار ماه بیشتر طول نمیکشه.
من تجربهای ناخوشایند از آی هوم دارم که هنوز نتوانستهام فراموشش کنم. مدیران بیکفایت و بیانصاف، حقوقم را ندادند و از حقم سؤاستفاده شد. ظاهر شرکت شیک است اما درونش فساد و رابطههای ناسالم حکمفرماست. افراد بیسواد با ادعاهای بزرگ اما رفتار غیرانسانی با من برخورد کردند. هر وقت دلشان خواست، گفتند نمیتوانم با قرارداد کار کنم و بدون قرارداد کار میکردم؛ بعد هم طوری رفتار میکردند که انگار هیچ اثری از وجود من در شرکت نبوده است. به گونهای رفتار میکردند که پولم را میخوردند و مدیران واقعا بیکفایت بودند. اصلا توصیه نمیکنم، چرا که ممکن است پشیمان شوید؛ در عرض چهار ماه بیش از سی نفر یا از شرکت رفتند یا اخراج شدند یا مجبور میشدند با آنها همکاری کنند در زمینههای نامناسب. امنیت شغلی کاملا صفر است.
والا من چندین سال بعد از تسویم و کار تووی شرکت کروز که الان هفت ساله ازش میگذره با اوون شرکت مشکلات عدیده ایی دارم، هر شرکت خودروسازی یا شرکت بزرگی تووی عرصه های دیگه میرم برای شغلی که میخوام نمیذارن تایید بشه، حتی اگه تووی مصاحبه بتونم قبول بشم، حتی اگر تایید بشم و برم داخل با یه بهانه ایی نه حق و حقوقمو میدن نه میذارن به جایی برسم، خودم هم موندم، یعنی هرچی هم جنگ میکنیم باهم بازهم همون آش و همون کاسست، باز هم دست برنمیدارن از سرم، با اینکه الان یه محیطی حسابدارم حتی نمیذارن اینجا پیشرفت کنم، نمیدونم بعضی اوقات فکر میکنم مهاجرت کنم، اما فکر می کنم مگه کناه کردم، یه کاری رو رفتم که بتونم به شغلی که میخوام برسم، نذاشتن و سپس تسویه کردم، کجاش مشکل داره، آینده من تووی تصمیمات اشتباه مدیریت اوون شرکت رو به نابودی هستش.
واقعا متاسفم برای اون دسته افرادی که حتی انتقاد کردن رو بلد نیستن و به شکل بی رحمانه ای توهین می کنن، شخصی که این کامنت رو گذاشته نه تنها سمی بلکه به شدت آدم احمقی و امیدوارم هرچه زودتر از مجموعه جدا بشه، اگر مشکلی داره بیاد رو در رو بگه نه اینکه مثل موش به صورت ناشناس کامنت بزاره بعدم بره همونجایی که استخدامش میکنن با آدمای مثل خودش کار کنه مثل هر شرکت دیگه ای اینجا هم بدی و خوبی های خودش رو داره من خودم به شخص دیر پرداخت کردن حقوق و فشار کاری بالا داره اذیتم میکنه اما دارم میبینم که شرکت های دیگه هم تقریبا همین مشکل رو دارن و تنها شرکت های دولتی هستن که دارن به موقع حقوق پرداخت میکنن بهتر قبل از قضاوت واقع بین باشیم. علی رغم مشکلات ما اینجا بهترین و دوست داشتنی ترین همکاران رو داریم و با هم صمیمی هستیم اینجا محیط خوبی برای یادگیری هست و افراد محدود نمیشن و اما در مورد ****** ایشون مهربان، کاربلد و خوش انرژی هستن و سخت گیری هاشون به جاست و این هم باید بگم که افراد رو در لحظه نباید قضاوت کرد شاید فشار کاری و یا جسمی داشته، نمیشه یک نفر همیشه حالش خوب باشه.
من خودمم این سایت رو قبل اینکه اینجا استخدام بشم دیدم و واقعا چیزایی ک گفته شده حسی بهم منتقل کرده بود که انگار وارد یه فضای سمی شدم، ولی در واقعیت جوی که اینجا حاکمه رو دیدم و واقعا احترام مدیران و صمیمیت بچه ها برام خیلی پر رنگ شد. نمیدونم بچه هایی که اینجا متن گذاشتن چجور جایی قبلش کار کردن ولی من تنها چیزی که میدونم همه جا شرایط گل و بلبل نیست، و مطمئنم تنها مشکل اساسی بچه ها حقوقشونه که زمان بر شده و فشار رو همه مجموعه هست و مخصوصا ما کارشناسا ولی واقعا نمیشه از انصاف گذشت و این طومار نوشتن بچه ها و حرفای عجیبی که زدن حتی اگرم درست باشه شخصیت خودشونو میبره زیر سوال و راجب افرادی که اسم برده شد ****** ایشون به عنوان یه مدیر باید یسری سخت گیری ها داشته باشند که اگر نباشه مجموعه رو هواست و حتی ممکنه معقول هم نبوده باشه چون آدمیم ممکنه یه تایمی حال هر کدوممون خوب نباشه و بنظرم بجا اینا درکی ک میتونیم داشته باشیم مهمه. در کل به نظرم کسی که هدفش یادگیری باشه، اینجا هستن بچه هایی که میشه ازشون کمک گرفت بی هیچ منتی و تایمایی هم که حالشم نداشتیم و خسته بودیم(حتی خسته هم نبودیمم) تو کافه نشستیم خدایی کی بهمون گیر داده تاحالا :)
بسیار خب ، نقد ادبی میخواهید بفرمایید تقدیم حضورتان به نظر میرسد که نویسنده این پیام ادبی اخیر، با استفاده از زبان تند و بیادبانه، در تلاش است تا به نوعی مشروعیت و برتری خود را به نمایش بگذارد، در حالی که همه ما میدانیم که هیچکس با تکبر و فرافکنی نمیتواند حقیقت را از دیگران پنهان کند. صحبت از احترام به دیگران و شخصیت خانوادگی، در حالی که خود فرد هیچگونه احترام و نزاکت در گفتار و نگارش خود به نمایش نمیگذارد، بیشتر شبیه به یک شوخی است. اگر قرار بود فقط کسانی که از نظر شما "شخصیت درست" دارند، نظراتشان شنیده شود، پس آیا بقیه مردم هیچکجا جایی برای ابراز عقاید خود نخواهند داشت؟ آیا میخواهید تنها با به کار بردن واژههایی همچون "شخصیت" و "شعور" نظر دیگران را نادیده بگیرید و فضای بازگویی حقیقت را مسدود کنید؟ در مورد فضای کاری و انتقاد، هیچ شرکتی به هیچ فردی این اجازه را نمیدهد که با نقد منصفانه و بدون ترس از عقوبت حرف خود را بزند. برعکس، نقد سالم میتواند به رشد و بهبود کمک کند. این که در نظرات خود به دنبال "خالی کردن فضا از افرادی که به دنبال توهین هستند" هستید، تنها به این معناست که تحمل مخالفان را ندارید و توانایی شنیدن دیدگاههای مختلف را از دست دادهاید. شاید بهتر باشد قبل از ایراد گرفتن از دیگران، کمی به نوع واکنش خود و نحوه مدیریت تفاوتها و انتقادهای موجود در محیط کار نگاه کنید. همچنین، شاید به شما یادآوری شود که در شرایطی که صحبت از "ادب و شخصیت خانوادگی" میکنید، باید به این نکته توجه کنید که این تنها در صورتی پذیرفته است که خودتان نیز همان اصول را در عمل پیاده کنید، نه فقط در حرف. این ادبیات به شدت دوگانهوار و گاهی اوقات احساسی به نظر میرسد که هیچ ارزشی ندارد.
این نوع صحبتها نه تنها به هیچ وجه مفید یا سازنده نیستند، بلکه صرفا به شعلهور کردن تنشها و ناامیدی در میان افراد میپردازند. اینکه فردی تمام انرژی و افکارش را صرف تخریب یک شرکت یا شخص خاص کند، هیچ نتیجهای جز افزایش استرس و منفیگرایی ندارد. اگر از شرایط کاری راضی نیستید، بهترین کار این است که از یک رویکرد منطقی و حرفهای استفاده کنید تا بتوانید مشکلات را حل کنید، نه اینکه به جای ارائه راهحل، تنها به بیان خشم و ناراحتی بپردازید. نقد سالم و سازنده میتواند به رشد و بهبود شرایط کمک کند، اما استفاده از الفاظ توهینآمیز و تخریبی نه تنها هیچ کمکی به تغییر وضعیت نمیکند، بلکه باعث ایجاد یک فضای منفی و بیاعتمادی میشود. در نهایت، اگر به دنبال تغییر واقعی هستید، لازم است که به جای حمله شخصی، به مسائل بهطور عینی و با نگاه انتقادی بپردازید و در صورت لزوم با استفاده از مسیرهای قانونی و رسمی، به شکایات خود رسیدگی کنید.
در پارمیس کار میکردم و تجربهام این بود که تصمیمهای مدیریت، مثل محدود کردن دستمال کاغذی و قهوه، به وضوح مشخص میشد. هر ماه به من یک بسته دستمال میدادند و همراهش مقدار کمی قهوه شارژ میشد. برای مکالمه تلفنی باید اثر انگشت ثبت میکردیم. ناهار تنها یک ساعت بود و تعطیل نبود و اگر تایم ناهار نیمساعت میبود، حتی برای رفتوآمد یا نوشیدن چای هم از زمان کاری کم میکردند. زمانی که ساعت یک بود باید احساس گرسنگی میکردم و تا ساعت یک و سی دقیقه، ناهارم باید تمام میشد. دریافتی پایه هم در بیمه برای من درج میشد. اضافهکاری فقط در صورت وجود بود، و عیدی و سنوات و سایر مزایا هم بر اساس حداقل حقوق پایه تعیین میشدند. برای قرارداد از من سفته سفید امضا میگرفتند و حتی کپی سند یا قولنامه خانه و کروکی خانه را میخواستند. آگهیها بهطور مکرر تمدید میشدند و به نظر میرسید که مدیریت بیکفایت است و منابع انسانی هم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد. به هر حال، وقت و اعصابم را در پارمیس هدر ندادم.
یکی از مهم ترین آفت های اخلاقی خیلی از تیم لید های شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما "تفکر دیکتاتوری" هست. از اون بدتر اینکه توهم دارند که همه افرادی که اومدن کاریزما هیچ شعور و سواد و تجربه از قبل نداشتن فقط اونا فرشته نجات شون شدند و باعث رشد فنی شدند!!!!!!!!! از این خواب و توهم دربیایین دست از رفتار تند و دیکتاتوری بردارین اون موقع ببینیم چند مرد حلاج هستین
من تو این شرکت در بخش م فروش مشغول بودم بمدت دوسال مدیر فوق العاده خوش اخلاق و باسوادی داره واقعا کلی ازش تجربه و کار یاد گرفتم شرکت خوبیه و جو دوستانه ای داره
در روزهای اخیر، شاهد حملات هدفمندی از سوی تیم پردازش به شرکت سودای کاریزما بودهایم، به ویژه علیه خانم مهندس چ.ع و جناب آقای دکتر ح.ق. من خودم از افرادی هستم که در پروژهای به طور نزدیک با تیم پردازش همکاری میکنم و باید بگویم که مدیریت و توان فنی پردازش بسیار ضعیف است. به نظر من، کاریزما برای دستیابی به آیندهای موفق باید از موفقیتهای یک سال اخیر سودای درس بگیرد و با ادغام پردازش در سودا به رهبری خانم مهندس چ.ع و آقای دکتر ح.ق به مشکلات بیپایان پردازش پایان دهند. مطمئنم که تیم پردازش نیز در دل خود همین را میخواهند.
شرکتی که PM ش قبلا خبرنگار بوده حالا چطوری و با امضای کی شده PM !!!! به اندازه دستیار کارگاه گجت هم فهم و درکی از معماری نرم افزار نداره نشسته سیستم طراحی میکنه !!!!!!!!!!!!!!! تکلیفش معلومه پردازش اطلاعات مالی کاریزما
من در مرکز تماس شیفت عصر شرکت گلدیران کار میکردم و تجربهام را چنین به زبان خودم بیان میکنم. امنیت شغلیم در این شرکت به هیچ وجه تضمین نمیشد و هر لحظه احتمال انتقاد یا تغییر وضعیت شغلی وجود داشت. در مدت کوتاهی، تعداد زیادی از همکاران را در عرض یک روز تعدیل کردند و این کار را در بدترین زمان ممکن انجام دادند. برخی همکاران از نظر مالی در وضعیت سختی به سر میبردند و با این وجود شرکت بدون توجه به شرایط آنها اقدام به اخراج میکرد، فرقی نمیکرد که نیرویی خوب باشد یا نه. به نظر من، تلاش و موفقیت افراد در این سازمان جایگاهی ندارد و حضور در گلدیران به هیچ عنوان توصیه نمیشود. آرزوی موفقیت دارم.
برای من که دارم درباره کار در طرفه نگار حرف میزنم، تجربهام را با وجود تمام نقاط ضعف و یا مثبت، به زبان خودم بازگو میکنم. وقتی تصمیم گرفتم بیام پشتیبانی فروش یا نرمافزار، به این نکات خوب فکر کن: ضعفها: ۱- پیشرفت عمودی یا افقی در این واحد بهطور علمی و تجربی وجود ندارد. یعنی با وجود هر تجربهای که به دست بیاری و به دانشت اضافه کنی، در نهایت در همان مسیر قبلی مانده و به سطحی بالا نمیرسی، بلکه همان نقش راهنما و کارشناس را باید دنبال کنی. هرچند ممکن است مهارتهایت بالا باشد، مسئولیتهایت افزایش مییابد و در نهایت اگر بخواهی nghỉکنی یا اعتراض کنی، با رفتار مناسبی روبهرو نمیشوی و بهتدریج از شرکت خارج میشوی. حقوق هم به جای پیشرفت، سال به سال با افزایش سنواتی روبهرو است. ۲- بیتعادلی بین کار و زندگی. شیفت اجباری وجود دارد و به غیر از ساعات کاری، یک ساعت اضافه نگهداشتن هم هست. زمان ناهار هم جزو کارت ثبت میشود. تعطیلات هم بهطور جدی با برنامهریزی شیفت میشود؛ به این معنا که هر تعطیلاتی که باشد، نیروهای جدید هم به کار گرفته میشوند تا ایفا کنند و این فشار ادامه دارد. انرژی بالا از من انتظار میرود و وقتی قدیمیترها با این شرایط کنار میآیند، اگر دوام بیاوری، شاید بتوانی ادامه بدهی. ۳- نیاز به توانایی ارتباط با مشتریان هر روزه. یعنی اگر با یک دوست یا آشنا ده دقیقه صحبت میکنی، اما در شرکت باید روزی دهها مکالمه انجام بدهی که هر کدام ممکن است استرس و تنش ایجاد کند. بارها با مشتری درگیر میشوی و همزمان با مسئولان ناچار به کوتاه کردن زمان تماس میشوی؛ نتیجه این است که روزها پر از تنش و اعصابخاسی است. ۴- ضعف مدیریت مجموعه. مدیریت واحد مدام در حال تغییر است. امروز مدیری میآید و فردا نه؛ ثبات و نظم وجود ندارد و کمترین مدیری که بیاید هم بهطور منطقی کار نمیکند بلکه سلیقهای عمل میکند و در نتیجه بهشکست میانجامد. البته این مدیران معمولا از میان خود واحد یا کسانی با سابقه هستند؛ ولی نتیجه این میشود که شرکت به سمت خداحافظی از برخی افراد میرود. ۵- پاداش سالیانه تنها یکبار ارائه میشود و کارانه نداریم. مزیتها: ۱- امکانات تکمیلی وجود دارد. ۲- کارت هدیه مناسبتهای مختلف بهعنوان هدیه ارائه میشود. ۳- حقوق بهموقع پرداخت میشود، هرچند این انصافا مزیت نیست، چرا که حقوق پایه است. این تجربه را از دیدگاه من میگویم و واقعیتهای مطرحشده را بدون اضافهگویی و با همان حس و تجربهای که داشتم، بازگو کردم.
ممنون از زحمات تیم مهربان پیام آوا واقعا با شما کار کردن باعث افتخار برای بنده بود. مدیر پروژه خیلی حواسشون بهمون بود. من رضایت کامل داشتم. امیدوارم موفق باشیم هممون در پیام آوا ممنون از شما
به عنوان کارشناس توسعه در شرکتی با نام بهسا تجربهای ناخوشایند دارم که میخواهم با شما در میان بگذارم. در زمانی که در این شرکت بودم، فرایند جذب نیرو توسط تیم منابع انسانی کمکارآمد و نامنظم اجرا میشد. روشهای جذب بهطور مدون مشخص نبود و به من جابپروفایل دقیقی ارائه نشد؛ گفتند هیچ موردی قطعی نیست و امکان تغییر وجود دارد، اما با توجه به صحبتهای مدیر مستقیم و وعدههای دادهشده برای رفتن به شرکت، تصمیم به اقدام گرفتم. سرپرستی تیم منابع انسانی توسط فردی جوان و بیتجربه هدایت میشد که واقعا دوام چندان لازم را در این نقش نداشت و به نظر نمیرسید بتواند تیم را به خوبی مدیریت کند. این فرد حتی خود را بهدرستی کنترل نمیکرد و تجربهای که نیروهای تیم توسعه از مدیریت داشتند، به مراتب بهتر بود. این شخص هر سال بهعنوان مدیر نمونه معرفی میشد و گاهی لوح تقدیر و هدایایی دریافت میکرد که برای من جالب بود، چراکه با وجود انتقادها و مشکلات تیمی، به دلیل منافع شخصی و روبهرو نشدن با مدیر تیم، به صحبتهای مطرحشده توجه نمیشد و در نتیجه احساس کردم همه موضوعات در اختیار مدیر من قرار میگیرد و خروج از شرکت را در پی داشت. برای پیوستن به این شرکت هیچ تعهد قابلاطمینانی وجود ندارد و حتی قرارداد هم بهطور قابلقبولی ارائه نمیشد. به نظر میرسید که برخی وعدهها تنها ظاهری است و در عمل اجرایی نمیشود.
مصاحبه فنی خوب بود سوالات درست طراحی شده بود و تناسب داشت با شغل اما مصاحبه Hr افتصااااح بود و من آفرشونو نپذیرفتم مصاحبه گر یه خانمی بود اسمش منوالی نیا بسیااار تند و زننده و بی ربط سوال میپرسید و جالبه جواب گوش نمیداد سقف نگاه میکرد و با موهاش بازی میکرد وسط حرف میپره در نهایت هم که پرسیدم نتیجه مصاحبه کی اعلام میشه گفتن چند نفر حرفه ای تر از ««تو»» در انتظار مصاحبه هستند باید بررسی کنم بعد ۳ هفته زنگ زد آفر داد زورش میومد حرف بزنه متاسفم واسه همچین HR
شرکت بسیار افتضاح،تمام موارد و مشکلات ذکر شده درباره این شرکت کاملا درست هست.مدیریت دیوانه شرکت هیچ ارزشی برای نیروی کار دلسوز و پرکار قاعل نیست و شرکت کاملا با رابطه اداره می شود.
در شرکت وطن زرین وضعیتی از حضور مدیران ناآگاه و رفتارهای نامناسب در حال شکلگیری بود که به نظر میرسید هدف اصلیشان حذف پرسنل برای جلوگیری از صدای اعتراض است تا رضایت مدیرعامل حفظ شود. حضور یک روانشناس بهعنوان جاسوس یا مشاور هم اضافه شد و این موضوع فضا را به گونهای کرد که کارنامهی برخی نفرات به کنار گذاشته شدن تبديل شود. کارمندان از نحوهی مدیریت و نحوهی برخورد با مشکلات گلایه داشتند و حس میکردند سازمانی بینظمی و بیصاحب بودن دارد. دایرکتورها و مدیران منطقه به نظر ناهمسو و بیدستوپا میآمدند و برخی از شعب بیعلاقگی و بیتفاوتی نشان میدادند. در چنین شرایطی، برخی از همکاران احساس ناامنی شغلی میکردند و نسبت به روند موجود اعتراض یا نقدی مطرح نمیشد؛ چرا که هر نقدی، ممکن بود به قیمت از دست دادن موقعیت شغلی تمام شود. من از این تجربه بهعنوان بازتابی از فضای نامناسب مدیریتی یاد میکنم و امیدوارم هر چه زودتر شرایط کار تیمی سالم و پاسخگو و با احترام به همهی پرسنل برقرار گردد.
حقوق های معوق زیاد ریزش نیروی زیاد نگاه از بالا به پائین عدم توجه به امور رفاهی پرسنل همه میدونن مدیر شرکت دنبال خرید و فروش دلاره (توی فردوسی) حقوق پرسنل رو عقب میندازن و بجاش به خرید و فروش دلار و ملک و زمین و خودرو مشغولن (با پول مردم)
سلام پس تحمل چند ماه فضای متشنج و نابسامان، از این شرکت ترکیده خارج شدم (با سه ماه حقوق معوق) دو ماه بعد (و بعد از کلی پیگیری و عدم پاسخگوئی و عدم پرداخت مطالبات) به اداره کار مراجعه کردم. جلسه اول اداره کار (هیئت تشخیص) رو حضور پیدا نکردند. 15 روز پس از صدور رأی اداره کار (و دقیقا در روز پانزدهم) به رأی اعتراض زدند با این عنوان «ما به رأی اعتراض داریم» جلسه دوم اداره کار (هیئت حل اختلاف) رو هم نیومدن (در حالیکه خودشون اعتراض داشتند) رأی دوم اداره کار هم ابلاغ شد و باز هم مطالبات رو پرداخت نکردند. الان رأی اداره کار در دادگستری در مرحلهی اجرای احکام هستش. شرکتی به شدت مردم آزاد و مردم فریب مراقب باشید تا این لحظه که من دارم این متن رو مینویسم، هنوز مطالباتم رو دریافت نکردم. ریزش نیروهاشون به شدت زیاده و چون ریزش نیرو دارن، مردم رو فریب و جذب میکنن. اما همکاریها نهایت سه چهار ماه بیشتر طول نمیکشه.
من تجربهای ناخوشایند از آی هوم دارم که هنوز نتوانستهام فراموشش کنم. مدیران بیکفایت و بیانصاف، حقوقم را ندادند و از حقم سؤاستفاده شد. ظاهر شرکت شیک است اما درونش فساد و رابطههای ناسالم حکمفرماست. افراد بیسواد با ادعاهای بزرگ اما رفتار غیرانسانی با من برخورد کردند. هر وقت دلشان خواست، گفتند نمیتوانم با قرارداد کار کنم و بدون قرارداد کار میکردم؛ بعد هم طوری رفتار میکردند که انگار هیچ اثری از وجود من در شرکت نبوده است. به گونهای رفتار میکردند که پولم را میخوردند و مدیران واقعا بیکفایت بودند. اصلا توصیه نمیکنم، چرا که ممکن است پشیمان شوید؛ در عرض چهار ماه بیش از سی نفر یا از شرکت رفتند یا اخراج شدند یا مجبور میشدند با آنها همکاری کنند در زمینههای نامناسب. امنیت شغلی کاملا صفر است.
والا من چندین سال بعد از تسویم و کار تووی شرکت کروز که الان هفت ساله ازش میگذره با اوون شرکت مشکلات عدیده ایی دارم، هر شرکت خودروسازی یا شرکت بزرگی تووی عرصه های دیگه میرم برای شغلی که میخوام نمیذارن تایید بشه، حتی اگه تووی مصاحبه بتونم قبول بشم، حتی اگر تایید بشم و برم داخل با یه بهانه ایی نه حق و حقوقمو میدن نه میذارن به جایی برسم، خودم هم موندم، یعنی هرچی هم جنگ میکنیم باهم بازهم همون آش و همون کاسست، باز هم دست برنمیدارن از سرم، با اینکه الان یه محیطی حسابدارم حتی نمیذارن اینجا پیشرفت کنم، نمیدونم بعضی اوقات فکر میکنم مهاجرت کنم، اما فکر می کنم مگه کناه کردم، یه کاری رو رفتم که بتونم به شغلی که میخوام برسم، نذاشتن و سپس تسویه کردم، کجاش مشکل داره، آینده من تووی تصمیمات اشتباه مدیریت اوون شرکت رو به نابودی هستش.
واقعا متاسفم برای اون دسته افرادی که حتی انتقاد کردن رو بلد نیستن و به شکل بی رحمانه ای توهین می کنن، شخصی که این کامنت رو گذاشته نه تنها سمی بلکه به شدت آدم احمقی و امیدوارم هرچه زودتر از مجموعه جدا بشه، اگر مشکلی داره بیاد رو در رو بگه نه اینکه مثل موش به صورت ناشناس کامنت بزاره بعدم بره همونجایی که استخدامش میکنن با آدمای مثل خودش کار کنه مثل هر شرکت دیگه ای اینجا هم بدی و خوبی های خودش رو داره من خودم به شخص دیر پرداخت کردن حقوق و فشار کاری بالا داره اذیتم میکنه اما دارم میبینم که شرکت های دیگه هم تقریبا همین مشکل رو دارن و تنها شرکت های دولتی هستن که دارن به موقع حقوق پرداخت میکنن بهتر قبل از قضاوت واقع بین باشیم. علی رغم مشکلات ما اینجا بهترین و دوست داشتنی ترین همکاران رو داریم و با هم صمیمی هستیم اینجا محیط خوبی برای یادگیری هست و افراد محدود نمیشن و اما در مورد ****** ایشون مهربان، کاربلد و خوش انرژی هستن و سخت گیری هاشون به جاست و این هم باید بگم که افراد رو در لحظه نباید قضاوت کرد شاید فشار کاری و یا جسمی داشته، نمیشه یک نفر همیشه حالش خوب باشه.
من خودمم این سایت رو قبل اینکه اینجا استخدام بشم دیدم و واقعا چیزایی ک گفته شده حسی بهم منتقل کرده بود که انگار وارد یه فضای سمی شدم، ولی در واقعیت جوی که اینجا حاکمه رو دیدم و واقعا احترام مدیران و صمیمیت بچه ها برام خیلی پر رنگ شد. نمیدونم بچه هایی که اینجا متن گذاشتن چجور جایی قبلش کار کردن ولی من تنها چیزی که میدونم همه جا شرایط گل و بلبل نیست، و مطمئنم تنها مشکل اساسی بچه ها حقوقشونه که زمان بر شده و فشار رو همه مجموعه هست و مخصوصا ما کارشناسا ولی واقعا نمیشه از انصاف گذشت و این طومار نوشتن بچه ها و حرفای عجیبی که زدن حتی اگرم درست باشه شخصیت خودشونو میبره زیر سوال و راجب افرادی که اسم برده شد ****** ایشون به عنوان یه مدیر باید یسری سخت گیری ها داشته باشند که اگر نباشه مجموعه رو هواست و حتی ممکنه معقول هم نبوده باشه چون آدمیم ممکنه یه تایمی حال هر کدوممون خوب نباشه و بنظرم بجا اینا درکی ک میتونیم داشته باشیم مهمه. در کل به نظرم کسی که هدفش یادگیری باشه، اینجا هستن بچه هایی که میشه ازشون کمک گرفت بی هیچ منتی و تایمایی هم که حالشم نداشتیم و خسته بودیم(حتی خسته هم نبودیمم) تو کافه نشستیم خدایی کی بهمون گیر داده تاحالا :)
بسیار خب ، نقد ادبی میخواهید بفرمایید تقدیم حضورتان به نظر میرسد که نویسنده این پیام ادبی اخیر، با استفاده از زبان تند و بیادبانه، در تلاش است تا به نوعی مشروعیت و برتری خود را به نمایش بگذارد، در حالی که همه ما میدانیم که هیچکس با تکبر و فرافکنی نمیتواند حقیقت را از دیگران پنهان کند. صحبت از احترام به دیگران و شخصیت خانوادگی، در حالی که خود فرد هیچگونه احترام و نزاکت در گفتار و نگارش خود به نمایش نمیگذارد، بیشتر شبیه به یک شوخی است. اگر قرار بود فقط کسانی که از نظر شما "شخصیت درست" دارند، نظراتشان شنیده شود، پس آیا بقیه مردم هیچکجا جایی برای ابراز عقاید خود نخواهند داشت؟ آیا میخواهید تنها با به کار بردن واژههایی همچون "شخصیت" و "شعور" نظر دیگران را نادیده بگیرید و فضای بازگویی حقیقت را مسدود کنید؟ در مورد فضای کاری و انتقاد، هیچ شرکتی به هیچ فردی این اجازه را نمیدهد که با نقد منصفانه و بدون ترس از عقوبت حرف خود را بزند. برعکس، نقد سالم میتواند به رشد و بهبود کمک کند. این که در نظرات خود به دنبال "خالی کردن فضا از افرادی که به دنبال توهین هستند" هستید، تنها به این معناست که تحمل مخالفان را ندارید و توانایی شنیدن دیدگاههای مختلف را از دست دادهاید. شاید بهتر باشد قبل از ایراد گرفتن از دیگران، کمی به نوع واکنش خود و نحوه مدیریت تفاوتها و انتقادهای موجود در محیط کار نگاه کنید. همچنین، شاید به شما یادآوری شود که در شرایطی که صحبت از "ادب و شخصیت خانوادگی" میکنید، باید به این نکته توجه کنید که این تنها در صورتی پذیرفته است که خودتان نیز همان اصول را در عمل پیاده کنید، نه فقط در حرف. این ادبیات به شدت دوگانهوار و گاهی اوقات احساسی به نظر میرسد که هیچ ارزشی ندارد.
این نوع صحبتها نه تنها به هیچ وجه مفید یا سازنده نیستند، بلکه صرفا به شعلهور کردن تنشها و ناامیدی در میان افراد میپردازند. اینکه فردی تمام انرژی و افکارش را صرف تخریب یک شرکت یا شخص خاص کند، هیچ نتیجهای جز افزایش استرس و منفیگرایی ندارد. اگر از شرایط کاری راضی نیستید، بهترین کار این است که از یک رویکرد منطقی و حرفهای استفاده کنید تا بتوانید مشکلات را حل کنید، نه اینکه به جای ارائه راهحل، تنها به بیان خشم و ناراحتی بپردازید. نقد سالم و سازنده میتواند به رشد و بهبود شرایط کمک کند، اما استفاده از الفاظ توهینآمیز و تخریبی نه تنها هیچ کمکی به تغییر وضعیت نمیکند، بلکه باعث ایجاد یک فضای منفی و بیاعتمادی میشود. در نهایت، اگر به دنبال تغییر واقعی هستید، لازم است که به جای حمله شخصی، به مسائل بهطور عینی و با نگاه انتقادی بپردازید و در صورت لزوم با استفاده از مسیرهای قانونی و رسمی، به شکایات خود رسیدگی کنید.
در پارمیس کار میکردم و تجربهام این بود که تصمیمهای مدیریت، مثل محدود کردن دستمال کاغذی و قهوه، به وضوح مشخص میشد. هر ماه به من یک بسته دستمال میدادند و همراهش مقدار کمی قهوه شارژ میشد. برای مکالمه تلفنی باید اثر انگشت ثبت میکردیم. ناهار تنها یک ساعت بود و تعطیل نبود و اگر تایم ناهار نیمساعت میبود، حتی برای رفتوآمد یا نوشیدن چای هم از زمان کاری کم میکردند. زمانی که ساعت یک بود باید احساس گرسنگی میکردم و تا ساعت یک و سی دقیقه، ناهارم باید تمام میشد. دریافتی پایه هم در بیمه برای من درج میشد. اضافهکاری فقط در صورت وجود بود، و عیدی و سنوات و سایر مزایا هم بر اساس حداقل حقوق پایه تعیین میشدند. برای قرارداد از من سفته سفید امضا میگرفتند و حتی کپی سند یا قولنامه خانه و کروکی خانه را میخواستند. آگهیها بهطور مکرر تمدید میشدند و به نظر میرسید که مدیریت بیکفایت است و منابع انسانی هم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد. به هر حال، وقت و اعصابم را در پارمیس هدر ندادم.
یکی از مهم ترین آفت های اخلاقی خیلی از تیم لید های شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما "تفکر دیکتاتوری" هست. از اون بدتر اینکه توهم دارند که همه افرادی که اومدن کاریزما هیچ شعور و سواد و تجربه از قبل نداشتن فقط اونا فرشته نجات شون شدند و باعث رشد فنی شدند!!!!!!!!! از این خواب و توهم دربیایین دست از رفتار تند و دیکتاتوری بردارین اون موقع ببینیم چند مرد حلاج هستین
من تو این شرکت در بخش م فروش مشغول بودم بمدت دوسال مدیر فوق العاده خوش اخلاق و باسوادی داره واقعا کلی ازش تجربه و کار یاد گرفتم شرکت خوبیه و جو دوستانه ای داره
در روزهای اخیر، شاهد حملات هدفمندی از سوی تیم پردازش به شرکت سودای کاریزما بودهایم، به ویژه علیه خانم مهندس چ.ع و جناب آقای دکتر ح.ق. من خودم از افرادی هستم که در پروژهای به طور نزدیک با تیم پردازش همکاری میکنم و باید بگویم که مدیریت و توان فنی پردازش بسیار ضعیف است. به نظر من، کاریزما برای دستیابی به آیندهای موفق باید از موفقیتهای یک سال اخیر سودای درس بگیرد و با ادغام پردازش در سودا به رهبری خانم مهندس چ.ع و آقای دکتر ح.ق به مشکلات بیپایان پردازش پایان دهند. مطمئنم که تیم پردازش نیز در دل خود همین را میخواهند.
شرکتی که PM ش قبلا خبرنگار بوده حالا چطوری و با امضای کی شده PM !!!! به اندازه دستیار کارگاه گجت هم فهم و درکی از معماری نرم افزار نداره نشسته سیستم طراحی میکنه !!!!!!!!!!!!!!! تکلیفش معلومه پردازش اطلاعات مالی کاریزما
من در مرکز تماس شیفت عصر شرکت گلدیران کار میکردم و تجربهام را چنین به زبان خودم بیان میکنم. امنیت شغلیم در این شرکت به هیچ وجه تضمین نمیشد و هر لحظه احتمال انتقاد یا تغییر وضعیت شغلی وجود داشت. در مدت کوتاهی، تعداد زیادی از همکاران را در عرض یک روز تعدیل کردند و این کار را در بدترین زمان ممکن انجام دادند. برخی همکاران از نظر مالی در وضعیت سختی به سر میبردند و با این وجود شرکت بدون توجه به شرایط آنها اقدام به اخراج میکرد، فرقی نمیکرد که نیرویی خوب باشد یا نه. به نظر من، تلاش و موفقیت افراد در این سازمان جایگاهی ندارد و حضور در گلدیران به هیچ عنوان توصیه نمیشود. آرزوی موفقیت دارم.