در این شرکت حدود یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وب اشتغال دارم. با وجود فرصتها، سال اخیر با خروج تعداد زیادی از همکاران توانمند و عوض شدن سه مدیر در بخش نرمافزار همراه بود که تعویضهای پی در پی به نظر میرسد فاجعهای خاموش برای تیم باشد، اما امیدوارم با تحولات اخیر مسیر بهتری پیش رو باشد. مشکلات اصلی شرکت به ساختار کد کهنه و فریمورکهای پیچیده برمیگردد که با جدیدترین تکنولوژیهای روز دنیا همگام نیستند. اما نکتههای مثبت هم وجود دارد؛ فرصتهای یادگیری زیادی در محیط کار فراهم است و فضای همدلی و صمیمی بین همکاران را میتواند به عنوان یک نقطه قوت مطرح کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من زمانی وارد این شرکت شدم که تازه فعالیتش را شروع کرده بود و جزو اولین کارمندان آن بودم. هیچ کاری انجام نشده بود و طرح 5 سایت شرکت را از صفر بالا آوردم و زحمات زیادی کشیدم. حتی خیلی از اموری که به شرح وظایفم ارتباط نداشت را هم چون کس دیگری از جمله گرافیست هنوز استخدام نشده بود، انجام میدادم. اما متاسفانه از روز اول بر سر هر چیزی از حقوق و ساعت کار تا کیفیت و نوع انجام پروژه ها از نقظه نظر فنی با مدیریت بگومگو وجود داشت و انقدر باید کلنجار میرفتی و بحث میکردی که همه انرژی آدم گرفته میشد. از طرفی مشخص نبود بالاخره باید به کی جوابگو بود. مدیر مستقیم (واحد فنی و برنامه نویسی) یا مدیرعامل یا معاون اجرایی شرکت. خیلی تحمل کردم چون فکر میکردم تازه تاسیس است و به مرور زمان درست میشود. اما متاسفانه روزبروز بدتر و غیر قابل تحمل تر میشد.
این شرکت برای من و تعدادی از همکاران مدت طولانی تجربهای بسیار مثبت بود؛ برعکس برخی نظراتی که از ورود اولیها و پروسه مصاحبه شنیده میشود، برای ما کار در یارا معنای تازهای داشت. اگر به کار جدی علاقه دارید و پایبند به جزئیات هستید، یارا جایی است که پایان ساعات کاری برایتان معنایی ندارد. خیلی از روزها بعد از ساعت شش عصر هم تیمیها حضور دارند و حس نمیکنی کار پایان یافته. اینجا سرمایههای انسانی ارزشمند محسوب میشوند و امکانات رفاهی چه داخل شرکت و چه خارج به حد امکان فراهم است. واحد منابع انسانی همیشه در دسترس است تا شنونده نظرات، پیشنهادها و حتا گاهی گلایههای ما باشد. مهمترین نکته این است که نگاه از بالا به پایین وجود ندارد؛ در هر واحدی که کار کنی، کارت همانجا مهم و ارزشمند است. همه چیز با تلاش ساخته میشود و به نتایج زحماتمان تعصب داریم. روزهای سخت و شیرین زیادی با هم داشتیم و یارا همواره به عنوان حامی خوبی برای کارمندان باقی ماند. در یارا چیزهای تازه یاد گرفتیم و با چالشها روبهرو شدیم، همیشه از ما حمایت شده تا بتوانیم وظایف را انجام دهیم. نکته کلیدی این است که به نیروها در بالاترین سطح کار اعتماد میشود و این اعتماد، باعث افزایش اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری و تمایل به ریسک میشود. اینجا یاد میگیری که پیشرفت نتیجه تلاش افراد است. با ارتباطی که اینجا برقرار میکنید، بدون دغدغه میتوانید مسائل را با مدیران ارشد و حتی مدیرعامل در میان بگذارید. جو کار بهطور کلی حس داشتن خانوادهای دوم را در شما ایجاد میکند که بخش عمده روزتان با آنها میگذرد. اگر دنبال چالش و تلاش هستید، اینجا قطعا برایتان خوشایند است.
من حدود پنج سال است که در شرکت یارا مشغول به کارم و این تجربه برایم همچنان با طراوت است. جمعیتم از نیروها اغلب جوان هستند و فرصت دارند تا استعدادهایشان را به رخ بکشند؛ همهی همکاران در حوزهی کاری خودشان باسواد، پرانرژی و با پاسخگویی بالا هستند. این شرکت به جوانها چنین اجازهای میدهد تا در تخصص خود به پیشرفتهای قابل توجهی برسند و در محیطی گرم، صمیمی و بدون تنش به کارشان ادامه بدهند. از نظر من، همکاری میان اعضا از موارد برجستهی شرکت است و تجربههای قبلیم در موسسههای دیگر نشان میدهد که تنها جایی است که به کار قانونی و امنیت شغلی کارمندان توجه میشود، البته این را به گفتهی خودم میگویم و از این بابت بسیار خوشحال و قدردانم که عضوی از این مجموعهی بزرگ هستم و از مدیران و مسئولان شرکت یارا تشکر میکنم بابت محیط امن، باانگیزه و تخصصی که فراهم کردهاند.
در این شرکت هم به نظر میرسد که موقعیت مدیریتی یا کارمند بودن تفاوت زیادی ندارد و هر دو حالت به یک شکل احساس میشود. اطرافم را بیشتر با آگهیهای استخدام برای طراح گرافیک و مدیر دیجیتال مارکتینگ میدیدم؛ به خاطر این که معمولا افراد در اینجا بیش از یک یا دو ماه دوام نمیآورند. از همان روز اول، از ما میخواستند با لپتاپ شخصی بیاییم چرا که امکانات مناسب در اختیارشان نبود و فقط فضای کار و دیوارهایش را رنگ کرده بودند تا زیباتر به نظر برسد. همه میپرسیدم ورود و خروج من کجا ثبت میشود و پاسخ میشنیدم که ساعت کاری مشخصی وجود ندارد و هر وقت دوست داشتیم میتوانیم بیاییم یا برویم. این طرز فکر در زمان کوتاهی باعث میشد تصور کنم شرکت خیلی خوب است، اما واقعیت این بود که با همین روش نگهداشتنمان تا شش یا هفت روز طول میکشیدند و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد؛ ورود و خروج ثبت نمیشود و حتی در روزهای تعطیل باید به کار میرفتیم چون نظم چندانی وجود ندارد و کار زیاد است. معمولا مدیرعامل قبل از تعطیلات با جمع صحبت میکرد و با حالتی صمیمی ادعا میکرد که از همه خواسته جمعه نیز برای تسریع کارها بیایند، در حالی که هیچکدام از این درخواست را از من نداشتند. بخش تبلیغات را زنی متولد هفتاد و پنج سالگی اداره میکرد که سطح تحصیلاتش به کارآموز تبلیغات میمانست. این مدیر از من و تیم ایده و طرحهای تبلیغاتی میگرفت و به سلیقه خودش تغییر میداد و در نهایت با نام خودش به آژانسهای تبلیغاتی برونسپاری میکرد، بدون اینکه به ما اطلاع بدهد که کارها در چه وضعیتی پیش میروند. این کماطلاعی باعث میشد که رزومهای برای فرد وجود نداشته باشد و کار به طور کامل به شکل سطحی انجام میشد، تا جایی که باورکردن اینکه ایده من بوده سخت میشد چون نتیجه کار به شدت amateur بود. با این تجربه بهطور کلی به عنوان حرفهایها این کار را توصیه نمیکنم و تنها به افرادی که تجربه کار نداشتند و تازه میخواهند وارد این حوزه شوند، توصیه میکنم حدود یکی دو ماه بیایند تا کمی تجربه کسب کنند؛ البته اگر بتوانند دو ماه دوام بیاورند.
وقتی وارد شرکت شدم، پیوستگی ساختار منابع انسانی به وضوح به چشم میخورد و تجربه خوبی از همگام بودن با فرایندها دارم. ستدهای تیمها و شرح وظایف هر کدام به وضوح مشخص شده و فضای کافی برای ارائه پیشنهادات و بیان رویکردها وجود دارد. جو کار گروهی مناسب است و احترام متقابل بین اعضا کاملا مشهود است، به طوری که طی این مدت با هیچیک از اعضا، تیم یا کل شرکت مشکلی نداشتم.
باور دارم شرکت ایده پردازان پاراکس ادعایش راجع به سابقهی ده ساله در طراحی محصولی که الان وجود ندارد هیچ پایه و اساسی ندارد. حقوق به صورت دو ماه تأخیر پرداخت میشود و مشکلاتی هم در بیمه وجود دارد. مسئولان شرکت، از جمله مدیر فنی و مدیر پروژه، هیچیک از وظایف خود را بر عهده نمیگیرند و همهی کارها و مسئولیتها، حتی ارتباط با مشتریان، به عهدهی توسعهدهنده است. در دوران دشوار مدیریتی شرکت که حقوقها پرداخت نمیشد، با وجود صبحانههای گوناگون و ولخرجیهای فراوان، به کارمندان کمترین توجه را نشان نمیدادند.
در این شرکت با فضای پرالتهاب روبهرو شدم؛ همایش سازان امروز به دلیل بحران کرونا ورشکسته شده و قادر به پرداخت حقوق نیست، با این حال هنوز تبلیغات جذب نیرو میگذارند. به نظر من تا وقتی بحران کرونا بهطور کامل پشت سر گذاشته نشده، از کار در چنین مجموعههایی و شرکتهای مشابه پرهیز کنم، چون پولی در کار نیست. به هر حال قبل از پیوستن به هر شرکتی، پیشنهاد میکنم وضعیت کسبوکار آن را از منظر مدل پستل بررسی کنم تا دید بهتری پیدا کنم.
به نظر من این شرکت با وجود ادعای بزرگی و داشتن تیمهای مختلف، از داخل تفاوت زیادی با انتظارهای من دارد. محیط کار به نظر میرسید آرام و بیتحرک باشد و به نظر میآمد که همسویی واضحی بین واحدها وجود ندارد. فضای کار به گونهای بود که به جای کار تیمی، گمانهزنی و زیرآبزنی بیشتر رواج داشت و گاهی متخصصان قدرتمند هم احساس میکردند که موقعیتشان در معرض تهدید است و سریعتر از جایگاهشان کنار گذاشته میشدند. به طور کلی فضای شرکت مملو از حاشیهسازی و جانبداری بود و رفتارهای غیرشفاف مثل وعدههای پوچ پاداش و پاداشهای گاه و بیگاه وجود داشت. اگر دنبال محیطی برای تلاش و پیشرفت و برنامهریزی حرفهای بودم، فکر نمیکنم اینجا گزینه مناسبی باشد.
برای من که وارد این مجموعه شدم، اوضاع خیلی بینظم بود و هر تصمیمی باید با تأیید مدیر انجام میشد، حتی کوچکترین کارها هم باید مجوز بگیرد. محیط کار آنقدر مناسب نیروهای فناوری نیست و مدیر خیلی زود میتواند با گفتن وعدههای دروغ وسوسهانگیز شود اما بعد از چند هفته مشخص میشود که هدف چیست. سیستم به گونهای طراحی شده که اغلب کارمندها بدون تخصص به نظر میرسند و بیشتر دنبال زیرآب زنی و چاپلوسی هستند. اگر قصد دارید در شرکتی باشید که هیچکس واقعا کار نمیکند و با ترفندهای رفتاری میتوانید جلوه بدهید، اینجا گزینهی مناسبی است. اما اگر دنبال کار جدی و حرفهای هستید، ممکن است پس از چهار تا پنج ماه یا استعفا بدهید یا اخراج شوید. جملهی دیگر اینکه مدیران با کارمندان غیر متخصص خیلی راحت برخورد میکنند، اما با افراد فناوری اطلاعات کمی محتاطترند. در مجموع این تجربه برای من بدترین تجربهی کاری تا حالا بوده است.
کار کردن در ایوند تجربهای نسبتا عجیب بود: آزادی عمل کامل داشتم تا هر کار را که دوست دارم انجام بدهم، اما گاهی ناگهان از من میخواستند کار را رها کنم و به کار دیگری بپردازم؛ گاهی این اتفاق برای چند کار پشت سر هم تکرار میشد. مدیریت در مجموعه چندان مطلوب نبود، هرچند همین وضع بهنوعی تبدیل به کلاس آموزشی مفیدی میشد که نکات مثبت و منفی سبک مدیریتی را بهطور عملی نشان میداد. مزیت دیگری که وجود داشت هم تیمیهای جوان و غالبا خوشبرخورد بودند. بهطور کلی حضور در ایوند برای من خوشایند نبود، اما تجربهای رو به رشد و آموزشی محسوب میشد.
با سلام خدمت همه دوستان شرکت هوژان ازون شرکت هاییه که هر وقت تو هر سالی بخوای بری اونجا میبینی نهایتا 4 یا 5 نفر مشغول بکار هستن و مدیر عامل به هیچ عنوان اجازه بزرگ شدن سازمان رو نمیده دلایلشم کاملا مشخصه و بیشتر بخاطر نپرداختن حق و حقوق اینکارو میکنه . یکی از چیزهایی که در ماه اول ورود به اون شرکت میفهمین اینه که مثلا اگه 4 تومن قرارداد بستین ( البته بگم قراردادی به شما داده نمیشه و سفته هم ازتون دریافت میشه) سرماه میبینین 2الی 2.5 میلیون برای شما واریز میشه البته که من در چند سالی که اونجا بودم هیچ وقت حتی یک بار سر وقت حقوق واریز نشد! بعد که به مدیریت مراجعه میکنین میبینین که ای دل غافل ایشون بشدت بلدن چجوری سرتون کلاه بذارن ! خیلی از همکارها همون ماه اول شرکت رو ترک میکردن و باید بهتون بگم که بعد از ترک سازمان هم در هیچ مقطعی حق و حقوقتون بهتون پرداخت نخواهد شد. 6 روز کاری در هفته عدم احتساب مرخصی های ماهانه عدم شناوری ساعت ورود و خروجتنها دو روز مرخصی و اجبار بر استفاده در همان ماه اصرار بر اضافه کاری بعد از ساعت 5 بعدازظهر و نبود هیچ گونه زمان استراحت بین ساعات کاریعدم پرداخت به موقع حقوق (حتی یک بار هم سر وقت پرداخت نشده)کم کردن بیش از 60 درصد حقوق در مرخصی عید نوروز بد دهن بودن تنها مدیر موجود درمجموعه (مدیر عامل)کنترل شدید با دوربین حتی جلو سرویس بهداشتی عدم امکان دورکاری (بخاطر کرونا لااقل) از دیگر معایب این شرکت کوچیکه فضای یادنگیرنده ! ( یعنی به محض اینکه بخواین چیز جدید یاد بگیرین بدلیل مانیتور شدن نمایشگرهاتون میان بهتون گیر میدن )سواستفاده از فضای دانش بنیان (به بهانه سرباز گرفتن حقوق اولیه فرد هم بهش تعلق نمیگیره)مهم نیست شما چقد زحمت میکشین مهم اینه شما چند ساعت در روز در شرکت حضور دارین !!! راستی یادم رفت بگم اگه تعداد تعطیلات ماهانه رسمی تو شرکت زیاد باشه شما مجبورین روزهای تعطیل رو برین شرکت و از طرفی هم هیچ مبلغ اضافی بهتون تعلق نخواهد گرفت !!! و خیلی چیزهای دیگه که بنظر من این شرکت مناسب حضور خانم ها در اون نیست خیلی حواستون جمع باش از ما گفتن بود !!!
مدت کوتاهی است که در این شرکت به عنوان برنامهنویس بکاند مشغول به کارم و میتونم بگم فضای کار و یادگیری نسبت به حوزه فنی و بیزینسی همزمان فرصت مناسبی به نظر میرسه. اگر دنبال محیطی با حداقل حاشیه و برخوردهای مثبت هستید، جای مناسبی میتونه باشه. همکاران فنی در آموزش دادن از هیچ دریغ نمیکنن و تکنولوژیهای نسبتا بهروز استفاده میشه که مسیر رشد رو هموار میکنه. با توجه به اینکه کار در حوزه پرداخت انجام میشه، تجربههای مرتبط با کار با کسبوکار هم برای من ایجاد شد. از نظر حقوق، گاهی محدودیت وجود داره اما حس همکاری تیمی و کار گروهی واقعا حس میشه.
تعادل خوبی بین کار و زندگی برقراره. ساعت کاری شناور داره و ملزم نیستی که راس ساعت خاصی کارت رو شروع کنی. اصل بر اعتماد هست و همه چیز با همین پیش فرض جلو میره. اگر ظرفیتش رو داشته باشی، خیلی استرسهای کاری تجربه شده در محیطهای قبلی رو نخواهی داشت. همه این امکان رو دارن که پرسش کنن و پاسخ بگیرن. خیلی کم پیش میاد که تصمیمی از راس گرفته بشه و افراد نتونن درگیرش باشن.
مدیران گروه فناوری مبتکر هیچ تخصصی در مدیریت ندارند و بار تمام مشکلاتی که از نبود این تخصص ناشی میشود را فقط به دوش توسعهدهندهها میگذارند. منابع انسانی و تیم محتوا و سایر واحدها هم هیچ تقصیری ندارند و تنها کسانی که کد میزنند مقصر دانسته میشوند. آنها با روشی ساده و دستمالبهدستی برای مدیریت کارمندان برخورد میکنند و به نظرشان این رویکرد، بهینه است. در این شرکت همه خانوادهاند و بهترین تجربه را تا آخر قضیه دنبال میکنند.
وقتی به تیم فنی گروه فناوری مبتکر ملحق شدم، با تیمی یکپارچه و همدل روبهرو شدم که همواره به یکدیگر کمک میکردند و پیشرفت قابل توجهی داشتیم. اما از طرف مدیریت، اوضاع خیلی بیثبات و پرتنش بود: فضایی ملتهب و منفی در شرکت ایجاد شده بود. وعدههای بیپایهای که داده میشدند، انگیزه را از تیم میگرفت و اعتماد را کاهش میداد. اگر کاری را در زمان مقرر انجام میدادم یا به موقع حضور داشتم، کار به مشکل میخورد و به من منتقل میشد که انگار از زیر کار در میروم. تاخیرها بهطور مکرر سه برابر میشد و فشار کاری به شدت بالا بود. قراردادها را به خودشان نگه میداشتند و تحویل نمیدادند. کل سیستمها پیوسته تحت نظارت دقیق بودند و جوی شدید از کنترل وجود داشت. نقطهی روشن و امیدبخش ما در آن فضا همواره تیم و کارکنان شرکت بودند که با وجود تمام مشکلات، تحمل میکردند. اما واقعا بهنظر میرسید این محیط برای ادامهی کار مناسب نیست و بسیاری از همکاران بالاجبار از شرکت جدا شدند.
شرکت فراکارانت را تجربه کردم و میخواهم از فضای کارش بگویم. مدیرعامل به ظاهر فردی تحصیلکرده است و شرکت را جزو قدیمیهای حوزه فناوری اطلاعات میدانم، اما به طور عمده ارتباطی پایدار با همکاران ایجاد نمیکند و بیشتر به دنبال کارآموزان هست تا کارشان را تداوم دهد. به همین دلیل مشتریها از خدمات راضی نبودند. برای حقوق و بیمهی کارمندان ارزش زیادی قائل نمیشدند و اگر دستمزدی هم پرداخت میکردند، به هر روشی و در هر زمان که میخواستند، مقداری را پرداخت میکردند. من یک سال هم دوام نیاوردم و به هیچکس توصیه نمیکنم. برای من این تجربه پر از خاطرات ناخوشایند بود.
شرکت رسا برگ های سبز و نقره ای را تجربه کردم. مدت حدود هفت ماه در بخش فرانتاند خدمت کردم و وضعیت شرکت نسبتا خوب بود. هر سه ماه تقریبا حقوقمون افزایش پیدا میکرد. تیمها وقتی که گاهی به خاطر کمبود وقت شبها هم کار میکردن، علاوه بر اضافهکاری پاداش هم دریافت میکردن. بیمه بهطور کامل پوشش داده میشد. دلیل خروجم، رفتار و کدهای پروژه قبلی توسعهدهنده قبلیم بود که خیلی ناقص نوشته شده بود و زیر بار ریفکتور نمیرفتند؛ به همین خاطر نتونستم تحمل کنم و از شرکت جدا شدم.
مدتها توی این مجموعه کار کردم و در روزهای اول احساس خوبی داشتم؛ به کارمندان بها داده میشد و صدای آنها تا حدی شنیده میشد. اما به مرور فهمیدم که حرفها فقط بهظاهر شنیده میشود و نشان میدهند که برایشان اهمیت وجود دارد، اما عمل کردند نه واقعا. بعد از یکی دو سال، بسیاری از همتیمها و مدیران واقعا مفید که از شیوهی مدیریتی ناراضی بودند، استعفا دادند و من به مشکلات اصلی شرکت پی بردم. فعلا مزایای قابل توجهی حس نمیکنم و مشکلات زیادی وجود دارد؛ مدیران از پذیرش اشتباه فاصله میگیرند که این روند ممکن است کل مجموعه را به مشکل بیندازد، هزینههای بیجا در مواردی که اصلا ضروری نیست انجام میشود و برای افرادی که اهمیت زیادی دارند در برابر هزینههای پایین برای کارکنان کلیدی تفاوت فاحشی وجود دارد. امیدوارم هر چه زودتر به اشتباهات خود پی ببرند، هرچند بارها و بارها توسط من و چند نفر دیگر به این مسئله هشدار داده شده اما نتیجهای مشاهده نشده. به دلیل محرمانه بودن اطلاعات شرکت، نمیتوانم بیشتر توضیح دهم.
مدت بیش از سه سال در حامی سیستم شریف حضور داشتم و طی این سالها نکات مثبت فراوانی دیدم؛ همانند هر جا، کاستیهایی هم وجود داشت، اما برای من نقاط مثبت ارزش بیشتری داشت. یکی از مهمترین نکاتی که در این شرکت حس کردم توجه مدیران به کارمندانی بود که واقعا زحمت میکشیدند؛ میشد مطمئن بود که اگر تلاشت را بهکار بگیری، رشد میکنی و فرصتهای خوبی در پروژههای بزرگ به تو میرسید. اعتماد مدیرعامل مجموعه به من و سپردن مسئولیتهای مختلف، باعث شد تا سطح خودم را بالا ببرم. از دیگر ویژگیهای مثبت، رفتار منظم و پرداخت منظم حقوق بود—حتی در شرایط مالی دشوار هم پرداخت حقوق به موقع در اولویت بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.