حامی سیستم شریف اصلا شبیه اسمش نیست. نه حمایت میشید، نه روال های سیستماتیکی داره و نه مدیران شریفی داره. یک از ضعف های اصلی و اساسی شرکت منابع انسانی آن است. و موضوع جالب اینه که مشکلات منابع انسانی از دید مدیریت کم ترین اولویت را داره، و برای حل مشکلات آن هیچ تلاشی نمیشه. نرخ خروج از شرکت بسیار بالاست (از فروردین تا مهر از میانگین 50 نفر همکاران شرکت حدود 30 نفر از شرکت رفتند که حدود 20 تا از این ها خروج داوطلبانه بوده، فکر کنم تا آخر سال افراد شرکت کلا عوض میشن!!!) که دقیقا یکی از نتایج مدیریت بد منابع انسانی ست، و برای نگه داشتن بچه ها هیچ تلاشی نمیشه. مدیرعامل سابق شرکت خیلی تاکید داشت که پرسنل شرکت بی سواد هستند، و این رو در تمامی جلسات عنوان میکرد و همیشه برنامه نویسان را مقصر نرسیدن به ددلاین ها میدونه. (شریف نبودن) فشار و استرس کار برای برنامه نویسان به شدت بالاست. همچنین بی نظمی و بی برنامگی در این شرکت موج میزنه، به طوری که یک برنامه نویس ممکنه روی چند تا پروژه کار کنه که اصلا به هم مربوط نیستن و حتی ممکنه در روز چند ساعت روی چند پروژه مختلف کار کنه که باعث عدم تمرکز و بازدهی خیلی پایین میشه، ولی این از دید مدیریت یک چیز عادی ایه و برنامه نویس باید همچین قابلیتی داشته باشه. در این شرکت هیچ روالی برای انجام پروژه ها نداریم، همه چیز هیجانی و هیئتی انجام میشه. یه پروژه تو 15 روز تعریف و با فشار زیاد انجام میشه، در آخر هم خیلی خوشحالن که پروژه رو با وضع افتضاحی رسوندن ولی از اون طرف برنامه نویس ها را نابود کردن (سیستماتیک نبودن) وضعیت حقوق و مزایا در این شرکت صفره. حقوق ها به شدت پایینه (که این هم یکی از دلایل استعفا بعضی همکارانه) و همچنین افزایش حقوق به صورت سالیانه ست، اون هم با درصد خیلی کم. از تلاش ها، پیشرفت و دست یافته هایتان فقط تشکر میکنند و تاثیری در حقوق دریافتی ندارد. هیچ مزایایی، تاکید میکنم هیچ مزایایی به شما تعلق نمیگیره. پاداش، عیدی، ناهار یا صبحانه، هدیه تولد یا مناسب های دیگه، کمک هزینه آموزش یا تفریح، بن خرید ... هیچی. فقط همون حقوق رو میگیرید. هفته ای یه بار شیرینی میدن که پول اون هم به بهانه های مختلف از بچه ها میگیرن. (حامی نبودن) الان هم که مدیرعامل جدید اومده همه چیز بدتر شده، چون هر دو مدیرعامل در شرکت هستن 😊. مدیرعامل جدید با خودش نیروی های جدید اورده (طبق سنت هر مدیر ایرانی). تکنولوژی های برنامه نویسی تغییر کرده. در کل تغییرات خیلی زیاده تو این یکی دو ماه. در آخر باید بگم که اصلا این شرکت رو برای برنامه نویسی توصیه نمیکنم. شاید برای کارهای اداری و غیره بد نباشه. اگر به دلیل شرایط اقتصادی یا موقعیت شغلی یا هر دلیل دیگه خواستین همکاری کنین حتما باز هم دنبال کار باشین.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در کنار همکارانم در پروژهها کار میکردم و حضور دوستم کنارم حس همکاری را تقویت میکرد. روزها با هفت ساعت کار آغاز میشد و این زمان، به نظر من مناسب بود. مدیران با تاخیر در ورود یا خروج پرسنل چندان سختگیر نبودند و هدفشان این بود که کارها پیش برود و به موقع جمعبندی شود؛ از این بابت من خوشحال بودم، چون اغلب دیر به شرکت میرسیدم. اما یکی از مشکلات جدی این تجربه، پرداخت بهموقع حقوق بود که با وجود اینکه مبلغ آن پایین بود، باز هم به تعویق میافتاد. وعدههای مربوط به بیمه هم به اجرا درنمیآمد و با شیوع کرونا شرایط همکاری ما را تنگتر کرد و در نهایت منجر به پایان همکاری شد.
بهروز اول خیلی اغراق میزنن و بعدش با فشار میخوان کار رو بمونم، اما محیط شرکت هم از مدیرانی پر شده که واقعا شایستهی جایگاه نیستن و همشون به خاطر رانت اونجا بودن. پروژهها در اصلیترینشون فقط از سیستمهای قدیمی پشتیبانی میکنن و هیچ فرصت یا نشانهای از رشد و پیشرفت دیده نمیشه. در همان روز اول وعدههای فریبنده میدن و سپس با تهدید میگویند اگر عقب بیفتم یا گزینهای رو انتخاب کنم ممکنه جلوههای ناخوشایند بیشتری رو تجربه کنم. الان که فرصت صحبت کردن فراهم شده، میخواهم حرفهایی که در دل دارم رو بیان کنم.
با وجود سردرگمی مدیریتی، سه ماه با چند شیفت گوناگون روبهرو شدم و هر هفته مسئولیتهای تازهای به من محول میشد که در آغاز هیچ اشارهای به آنها نبود. پرداختها هم طبق قراردادهای مختلفی که شرکت میگذاشت، انجام نمیشد و حقوق افراد با یک سمت واحد تفاوت داشت. به رغم اینکه قرارداد به سبک وزارت کار بود، به صورت ساعتی پرداخت میشد. در نهایت بدون هیچ مقدمهای همکاری با من قطع شد.
در این مجموعه کار کردهام و سالهاست در سمت بکاند کار میکنم. حدود یک دهه تجربه دارم و تاکنون شرکتی مثل این را ندیدهام که در تمامی جنبهها آنقدر حرفهای باشد. سیستم به گونهای طراحی شده که کوچکترین فشار فکری یا کاری بر تیم فنی وارد نمیشود و میتوانید با خیال راحت به پیشبرد کارهایتان بپردازید.
برای من دیدار جایی بود که دو سال از زندگی حرفهایام را در آن گذراندم. مدیرعامل این شرکت با تیزهوشی و تخصص بالا به ارزش و رفاه تیمش اهمیت میدهد و برخوردش با کارمندان همیشه محترمانه است. فضای شرکت پر از فرصتهای رشد است و هر روز با آموزش و حس خوب همراه میشدم. مطلعام که اخیرا سرمایهگذار جذب کردهاند و این احتمالا میتواند شرایط بهتری را برای همکاران فراهم کند.
به عنوان یکی از افرادی که تو این شرکت در حال کار هست باید بگم که فضای کاری کاملا دوستانه و خوب هست. تعامل مدیریت تیم با نیروهاش تو سطح بالایی هست و امکانات و تجهیزاتی که یه نیروی کاری نیاز داره رو در اختیارش قرار میدن. تیم های مختلفی تو شرکت هست و من با نیروهای تیم های مختلف هم ارتباط گرفتم و واقعا از لحاظ دانش و اطلاعات در سطح بالایی قرار دارن و بهتون این تضمین رو میدم که اگه باهاشون ارتباط بگیرید سرعت پیشرفتتون خیلی زیاد میشه. اینجا جایی هست که شما میتونید خیلی چیز های جدید یاد بگیرید و کلی چیز باحال تجربه کنید. فضا کاملا صمیمی و دوستانه هست و اون فشار و استرس کاری که تو شرکت های دیگه به خصوص استارتاپی ها ممکنه داشته باشید رو اینجا ندارید. از لحاظ امکانات رفاهی هم که اینجا صبحانه و خوراکی رایگان داره. البقه قبلا ناهار هم داشته که به خاطر کرونا لغو شده. حقوق ها به موقع پرداخت میشه. کلا در یه کلمه بگم فضا دوستانه هست.
در این شرکت هیچ توضیح واضحی از وظایفم وجود ندارد و آینده شغلیم همیشه پر از ابهام است. هر روز یا درگیر یک پروژه مشخص میشوم یا اگر بیکار باشم احتمال میدهند که به پروژهای دیگر بروم که نه تخصصم است و نه وظیفهای که قبول کردهام. در حقیقت مدل کسبوکار این مجموعه بهطور روشن تعریف نشده است.
در این شرکت کار کاملا هیئتی جلو میره. موازیکاریِ همکارانتون قراره جلوی چابکی شما رو بگیره. مدیرعاملش یه دیکتاتور تمامعیاره که با برندینگ مخفیش میکنه. امکان نداره کاری با دلایل کارشناسی انجام بدید و مدیرعاملش با دلایل سلیقهای، کیفیت اون کار رو بیاره پایین تا شما پررو نشید و فکر نکنید کارتون خوب بوده. مدیران میانی ابر آروان اکثرا بیرون از تیمشون خیلی خوشاخلاقن ولی با اعضای تیم مثل سادیستها برخورد میکنن. توی ابر آروان ممکنه روزی بیشتر از ۱۰ ساعت کار کنین ولی بهتون بگن چرا کار نمیکنی. موقع مصاحبه بدون شک تفتیش عقیده انجام میدن تا ببینن مثل اونا در مورد مسائل غیرکاری فکر میکنین یا نه! بعد از گذشت دو ماه یهو میبینید شرح وظایف شما کاملن تغییر کرده و وقتی میرید اعتراض میکنید، با شما قطع همکاری میکنن. بعد از قطع همکاری، خودشون دوباره به شما پروژه پیشنهاد میدن، یعنی هدف از قزع همکاری، موقتیکردن همکاری با شما هست! در مدل پروژهای، بدحساب هستن و خلفوعده میکنن و توی کارای پروژهای هم دخالت زیادی میکنن که منجر به این میشه هر کاری رو حداقل سه بار انجام بدید. در کل ابر آروان نمونهی یک برندینگ توخالی هستش که بهزودی چهرهی واقعیش بر همه روشن میشه. در کل ابر آروان فقط حقوقش از متوسط حقوق بقیه جاها یه کم بالاتره که به تحقیرهای شدیدشون اصلا نمیارزه.
به طاقچه رفتم و تجربه گستردهای در کنار تیمی حرفهای نوشتم که رفتار سازمانیشان برایم بهخوبی قابلتحسین بود. این شرکت که بخشی از مجموعه حصینه است، مدت کوتاهی خدمت کردم و پس از آن تصمیم به جداشدن گرفتم. طاقچه امکانات متنوعی برای کارمندانش در نظر میگرفت از جمله معرفی به بانکها برای کارت اعتباری، وام و حساب جاری که از این جهت مزایای قابل توجهی داشت. بعد از شیوع کرونا، کارها به سرعت به سمت دورکاری رفت و اعتمادی که به نیروهایش میداد برای من، با پانزده سال تجربه در شرکتهای مختلف و گاه نامآشنا، واقعا تحسینبرانگیز بود. بخش منابع انسانی، هرچند متعلق به کل مجموعه حصینه بود، اما بهخوبی نیازهای اعضای طاقچه را برطرف میکرد و همیشه در دسترس بود. مدیریت طاقچه همواره در حال بهبود بود و به خوبی مسیر پیشرفت را دنبال میکرد. با وجود اینکه سطح فنی تیمی که من در آن بودم کوچک بود، اما با سرعت در حال بروزرسانی فناوریها به سمت فناوریهای روز بود و من به موفقیت آیندهشان اطمینان دارم. از دیگر مزایا میتوان به حضور آشپزخانه، سالن سرو غذای اختصاصی، کافه و حتی پلی استیشن اشاره کرد که جذابیت کار را دوچندان میکرد. این تجربه برای من واقعا بهترین دوره کاری بود و میخواهم اضافه کنم که مدیران ارشد طاقچه واقعا انسانهای بافهم و با تجربهای بودن که در مدت حضورم هیچ نکتهی منفیای از آنها ندیدم.
اهمیت نیروی انسانی تقریبا زیر ۱۰ درصده،ادمایی که سواد زیادی ندارن ولی دلبری رو بهتر بلد هستن پیشرفت می کنن تقریبا هیچ مزایای خاصی نداره و حقوقت رو میدن اگر از اول با حقوق خوب وارد شده باشی خوبه وگرنه لاک پشتی حرکت می کنی امنیت شغلیت بستگی به مدیر پروژه داره و اینکه ازت خوشش بیاد یا نه🙂
در شرکت ایمن دابا پارسیان، مدتی است که تصمیمها بر پایهی تجربههای افراد پر حاشیه پایهریزی میشود و تعدادی پروژه هم از تحقق نتیجهی مطلوب باز میمانند. به نظر من اینجا فقط یک بستر گسترده است که میشود از آن بهره برد.
وقتی به اونجا رسیدم، حس خوبی داشتم و از کار کردن در شرکت رضایت داشتم؛ بهخصوص از مدیر فنی فوقالعادهشون، حسام، تعریف میکردم. با این حال در کل، مدیریت مجموعه چندان کارآمد نبود و گاهی اتفاقهای ناخوشایند و تاریک پیش میآمد. در نهایت با انباشته شدن مسائل، ما با تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو شدیم؛ پرداخت حقوق هم با تاخیرهای چندین ماهه مواجه میشد که خیلی اذیتم کرد.
در این شرکت فضای گرم و دوستانهای حاکم است؛ جایی که فرهنگ کار مثبت و یادگیری مداوم پرسنل در اولویت قرار دارد و مدیریان کاربلد با رویکردی حمایتی کنار تیم هستند. به نظر من فرصت تلاش و پیشرفت در زرین رویا ارزشمند است و از دست دادنش توصیه نمیشود.
حدود سه سال در شرکتی با نام تجاری شبیه به شمیم خوشگوار به عنوان کارشناس فعالیت کردم. حقوقم معمولا پایینتر از سطح بازار بود و در مصاحبههای اولیه قول اینکه با آغاز سال بهطور مشخصی اضافه حقوق یا مزایایی تعلق میگیرد، داده شد که واقعیت ندارد. فضای کاری و ساختار سازمانی بسیار قدیمی بود، هرچند مزیتش این بود که حقوق بهموقع واریز میشد، اما بهطور کل وضعیت درآمدی چندان قابل قبول نبود. در طول این دوران هیچ دانشی به من افزوده نشد و فرصتهای یادگیری هم به من داده نشد.
در تیمی کار میکردم که اکثر مشکلات از نبود برنامهریزی و مدیریت کمتجربه ناشی میشد. با وجود اینکه گروه فنی کوچک و صمیمی بود و همین دوستی بین اعضا به وجود آمده بود، گاهی به خاطر بینظمی و کمدستور بودن کارها، کارها به نحوهای سطحی انجام میشد. چندین نفر برای پوزیشنهای مختلف کارآموز جذب شدند و اکثرشان به نتیجه مشخصی نرسیدند. نکته ناراحتکننده این بود که روابط عاطفی بین برخی اعضا شکل میگرفت و این مسئله روی فضای کاری تاثیر منفی میگذاشت. به نظر من این نتیجه از مدیریت بیتجربه میآید که باید جلو چنین مواردی را در محیط کار گرفت و اجازه نداد فضای همسویی و شایعهپراکنی غالب شود. فرصتهای رشد در مجموعه وجود داشت، اما فاکتورهایی مانند رفیقبازی و جلب اعتماد سریعتر از تلاش فردی به نتیجه میرسیدند. فضای کار خیلی دوستانه و مثبت بود و به مناسبتهای مختلف جوایزی به اعضای تیم اهدا میشد. نکته دیگری که ممکن است برای برخی girls تیم فنی مهم باشد این است که پوشش رسمی برای خانمهای تیم فنی الزامی نبود، در حالی که برای سایر بانوان مجموعه پوشش رسمی مانتو و مقنعه مورد نیاز بود.
من در پردازش نگار راشین تجربهای به عنوان برنامهنویس داشتم. توازن بین زندگی شخصی و کار در اینجا چندان ساده نیست؛ نه اینکه دائم من را به کار کشانند، اما با فضای کار شدیدا علاقهمند میشوی و این حس را میفهمی. در مجموعه، به نقدهای فنی با دقت پاسخ داده میشود و هر بازخوردی پیگیری میشود. فضایی فوقالعاده شاد، پرانرژی و مدیری با اخلاق و سیاستهای مشخص داشتم. حقوق و مزایای شرکت نسبتا پاییناند و بسته به بودجهاند؛ برنامهها بهطور معمول نیروهای قابلاعتماد با حقوقی متعادل را جذب میکنند و از نیروهای سختکوش و تازهوارد استقبال خوبی میشود. حضور نیروهای حرفهای هم به چشم میخورد و جمعیت شرکت عمدتا جوان و پر انرژی است. تنها نکتهای که برخی از همکاران نمیتوانند با آن کنار بیایند، شوخیهای شرکت است که گاهی سنگین میشود اما به مرز دیوانگی نمیرساند و در نهایت لذتبخش است. در کنار کار، سرگرمیهایی مثل پلیاستیشن، فوتبال دستی، تایم ناهار انعطافپذیر، دارت و بیلیارد هم در دسترس بود.
مدت کوتاهی که در ماورا کار میکردم تجربهای بود که با تمام فشارها و چالشها همراه شد. مدیریت ناکافی، رفتارهای غیر حرفهای از طرف برخی از مسئولان داخلی و حجم کار بسیار بالا از جمله نکات منفیای بود که با آن روبهرو شدم؛ حقوق هم نسبت به کارهای انجامشده کم بود و امکان استفاده از مرخصی به سختی فراهم میشد. فضا به نوعی دیکتاتوری بود و استرس و فشار کاری در سطح بالایی بود. نکته دیگر این است که زمانی که تصمیم به جدایی از شرکت میگرفتم، معمولا سنوات و مزایا به سهولت پرداخت نمیشد و برخی از مدیران در ازای خروج، امضاهایی میطلبیدند که تمامی حقوق و سنوات را پس از آن به نفع شرکت جا بگذارم. امیدوارم این تجربه برای سایرین مفید باشد.
در شرکت پارمیس تجربهای مشابه از یک برنامهنویس C# داشتم با فضایی کاملا خشک و بیروح. ارتباطات بین همکاران به طور کامل محدود بود و هیچگونه گفتگویی بین افراد مجاز نبود. ناهار برای من به شکل خیلی جدی و فیکس تعیین میشد و ساعتهای کاری همواره طولانی بود. از طرف کارفرما قرارداد دو ساله به من پیشنهاد شد. این محیط را خشکترین جایی دانستم که تا حالا تجربه کردم. فقط دو هفته در آنجا ماندم تا اینکه فهمیدم نمیتوانم ادامه بدهم و از همانجا جدا شدم.
در محیطی ساکت برای برنامه نویسان کار خود را آغاز کردم و دستمزدها و امتیازها منطبق با توقعات بود و پرداختها بهموقع انجام میشد. تنها نقطه ضعفی که حس میکردم تیم پروداکت است که امیدوارم در آینده با رشد مواجه شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.