در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مدت دو سال در نوکارتو به عنوان برنامهنویس بکاند فعالیت میکردم، اما به دلیل مسائل شخصی مجبور شدم تهران را ترک کنم و از نوکارتو جدا شدم. به طور کلی حدود هشت سال سابقه کار دارم و بی شک بهترین دورهی حرفهام در نوکارتو بود. امیدوارم روزی دوباره شرایط به گونهای فراهم شود که بتوانم به تیم برگردم.
به نظرم حضور در سولیکو، گروه صنایع غذایی کاله، تجربهای بود که بخش زیادی از رشد حرفهایام را شکل داد. ده سال پیش، با وجود فراز و نشیبها و تحولات اقتصادی کشور، شاخصترین عامل موفقیتمان مدیریت دلسوز و روحیه کارآفرینی این مجموعه بود که با ایجاد فضایی گسترده برای هزاران نفر، توانست سفرهای بزرگ را بگشاید و آن را بچرخاند. مجموعهای که با پیادهسازی SAP ERP بهعنوان یک سیستم یکپارچه و بینالمللی، فرهنگ سازمانی و فرایندها را تا سطح جهانی ارتقا داد و مسیر پیشرفت را هموار کرد؛ هرچند این پروتکلها و رفتارهای مدیریتی برای برخی از همرزمان دشوار بود و نیاز به تغییر رفتار داشت. برای من این شرکت رزمهای قوی ساخت و اکنون هم از اینکه در کنار کار، با بهرهگیری از تازهترین فناوریهای نرمافزاری، همواره بهروز بودم احساس رضایت دارم. اما زمانی که آنجا را ترک کردم، بهدلیل اینکه زیرساختهای استاندارد بینالمللی هنوز بهطور کامل فعال نشده بود و توجه کافی به نیروی انسانی نمیشد، برخی نارضایتیها شنیده میشد؛ با وجود این، در واحد فروش فضا برای رشد وجود داشت و ویزیتور میتوانست با کوشش به مدیر فروش و بالاتر ارتقا یابد، اما در بخشهای دیگر چنین مسیرهایی به چشم نمیآمد. نکات مثبت برایم عبارتاند از: - کار teamwork خوب - استفاده از فناوری نرمافزاری و سختافزاری بهروز - آشنایی با یک خانواده بزرگ از طریق نام سازمان، که میتواند رزمه را تقویت کند - ارتقای دانش سازمانی و بهروز بودن - ارائه نهار رایگان - پرداخت بهموقع حقوق و مزایا با تفاوتی حدود هفت روز - پرداخت برخی هزینهها به صورت بستههای خوراکی و لبنیات و محصولات شرکت در ایام ویژهای مانند نوروز - محیط کاری مناسب از نظر میز، صندلی، رایانه و موقعیت جغرافیایی شرکت اما نکات منفی هم وجود داشت: - نبود شایستهسالاری بهصورت کامل - اضافهکاری بالا پس از ساعات اداری، بهویژه بعد از ساعات کاری و روزهای پنجشنبه که برنامه کاری تا ظهر ادامه داشت با توجه به ارتباطات قدیمیام و حوزه تخصصیام در فناوری سطح بالا، با گذشت ده سال باور دارم اگر هنوز در آنجا بودم، احتمالا دست کم ۶ تا ۷ میلیون تومان حقوق دریافتی داشتم که با تورم مطابقت نداشت و در مقابل بازنگریهای فعلیام در حال حاضر مبلغی بالاتر است. در کل، با وجود مشکلات، نظر من نسبت به این سازمان مثبت است و میتواند پلی برای آغاز موفقیتهای آینده شما باشد اگر انگیزه کافی داشته باشید.
من به عنوان معلم رباتیک در واحد پژوهش برای دانشآموزان دوره دوم به صورت پارهوقت کار میکردم، اما با وجود علاقه زیاد به تدریس و ارتباط با بچهها ناچار شدم به خاطر مشغلههای کاری و سوءتفاهمهای مکرر معاونت پژوهشی رابطهام را با این مجموعه قطع کنم. تخصص من در آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود و شاید از معدود منابعی بود که بچهها میتوانستند به آن دست یابند، اما سیستم مدرسه بسیار سنتی و کهنهمدرن بود. در اینجا هیچ فضای نوآورانهای برای تدریس وجود نداشت؛ تنها جوایز بینالمللی برای مدرسه اهمیت داشت. علاقه بچهها هیچچیزی نبود، فقط لازم بود طرحی جذاب ارائه شود تا والدین برای مسابقات دهها میلیون از مدرسه پول بدهند و بچهها برای آمادهسازی هزینه کنند. مهم نیست چقدر بچهها کار هیجانانگیز انجام بدهند یا از یادگیری لذت ببرند، زیرا معیارهای کلاسیک آنجا استعدادها را میخشکانند؛ این را از نزدیک دیدم. رفتار بعضی از معاونها دور از شأن بود و لغات ناشایستی را برای بچهها به کار میبردند. چنین شرایطی در جایگاهی که باید برای رشد بچههای بااستعداد مدرسه فراهم باشد، مناسب نیست.
شرکت سامانههای مدیریت تجربهای از کار با این تیم داشتم که در مجموع مثبت بود و فضای یادگیری زیادی داشت. فرهنگ سازمانی و رفتار همکاران به طور کلی خوب بود و فرصتهای زیادی برای رشد تجربه کردم. در پایان حضورم برایشان آرزوی موفقیت میکنم. با این حال نقاط ضعفی هم وجود دارد؛ یکی از آنها پرداخت بهموقع حقوق و مزایا بود و دیگری این که حقوقها در این شرکت نسبتا پایین است و انتظار دستمزد بالا نمیرود. همچنین بهدلیل کوچک بودن شرکت، ارتقای شغلی چندان محتمل نیست و برای پیشرفت حقوقی معمولا باید به شرکتهای دیگر رفت. برای افراد تازهکار و بهویژه خانمها محیط نسبتا مناسب و همراه با فرصت یادگیری محسوب میشود. برای مدیرعامل و تمام همکاران مجموعه آرزوی موفقیت دارم.
در چند سال اخیر در حامی سیستم فعالیت میکردم و معتقدم دلسوزی و مسئولیتپذیری دو عامل کلیدی موفقیت در این مجموعهاند. کمتر کارمندی رو دیدم که مسئولیتپذیری لازم را داشته باشد و هم وضع را درک کند، اما مدیران ارشد از آن چشمپوشی نکنند. من هم تجربههای خوبی از این شرکت دارم؛ محیطی صمیمی و سالم که از حاشیهها دور است را بزرگترین نکته مثبت میدانم. اگر همکاران با اخلاق و توانمند و بدون انتظار خاصی به همدیگر برای پیشرفت شخصی و شرکت کمک میکنند ملاک شما برای انتخاب کار است، به نظر من حتما این شرکت را در نظر بگیرید. در مورد حجم کار به نظر من، هیچ جایی به معناى واقعی پیشرفت بدون حضور منظم و انجام حداقل کار در ساعات کاری قوام نمیگیره. وقتی قرار است روی سامانههایی کار کنیم که میلیونها کاربر فعال دارند، قطعا باید آمادگی برای فشار کاری را داشت.
در ابتدا به صورت آزمایشی قرار بود با شرکت فعالیت کنم و پس از آن قرارداد رسمی امضا شود. حقوق نسبتا پایین بود و از نظر مدیریتی هم نقاط ضعف داشتند. فضای کار برایم خستهکننده میکرد. از همه چیز بدتر این بود که هنگام امضای قرارداد تعهدنامهای ارائه شد که تا قبل از آن هیچ اشارهای به آن نشده بود. در این تعهد آمده بود که هرگاه و به هر دلیلی پس از پایان همکاری، کارمند تا دو سال اجازه استخدام در هیچیک از شرکتهای رقیب را ندارد. حالا با چه وضعیتی روبهرو میشویم وقتی چند شرکت ایرانی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با فریلنسرها کار میکنند و اگر مجبور باشی حوزه تخصصیات را کنار بگذاری، چه راهی برای آیندهی کاریات باقی میماند؟
در این شرکت فضای کاری نسبتا خوب بود، اما از نظر فنی سطح پایین و بدون معماری مشخصی کار میکردن و حتی شیگرایی هم رعایت نمیشد. بیشتر وقتها صرف رفع باگها میشد و حدودا هفتاد درصد زمان درگیر این مشکلات بود. برای افراد باتجربه مناسب نیست، اما اگر سابقه کاری ندارید میتواند گزینهای قابلقبول باشد.
در محیط کارم در موج امن، حس صمیمیت و دوستی به وضوح چشمنوازی میکند. هرکسی مسئول کارهای خودش است و با دقت و جدیت وظایف را انجام میدهد. همواره همکاری و همبنیادی برای پیشرفت جمعی وجود دارد و افراد برای رشد یکدیگر را همراهی میکنند. مدیران با رفتار حرفهای و درست، نمونههای قابل اعتمادی هستند.
برای مدت محدودی در شرکتی کار میکردم که هیچ ساختار مشخص و شفافی نداشت. مدیرعامل مشخصی وجود نداشت و جایگاه یا نقش افراد واضح نبود. پس از چند ماه حقوق من پرداخت نشد و با بهانههای مختلفی روبهرو شدم. آنها به تعهداتشان عمل نمیکردند و در عمل هیچ تضمینی برای پیگیری وعدهها وجود نداشت.
تازهترین تجربهام این بود که با وجود اینکه بخشهای مختلف شرکت مثل همهجا بود، برخی قسمتها خوب کار میکرد و برخی هم مشکلات زیادی داشت. اما بارزترین مشکل این بود که استخدامهای جدید به جای قرارداد واقعی، از نمونهای غیرشفاف استفاده میکردند و به نسبت حقوق یک سال و نیم از کارمندها سفته میگرفتند. و اما مزایا: بین کارکنان قدیمی و جدید تبعیض قائل میشدن و همینطور که برای مصاحبه وعده میدادند، بعدا حقوقها را پایینتر میبردند. در نهایت فقط یک کارت خرید به نام کارت کورش میدادند و هر سه ماه حدود دویست تومان روی آن واریز میشد.
با این شرکت قدم به زمینهای پویا و یادگیری گسترده گذاشتم؛ از مزایای حضور در آن، سرعت بالای بهروزرسانی دانش من در دوره کارآموزی و واگذاری پروژهها و مسوولیتهایvary در سطحهای مختلف متناسب با توان عملکردی بود. توانایی تشخیص سطح Skill در حوزههای مختلف هم از نقاط قوت مدیریت شرکت بود و با این باور که هیچکس کامل نیست، تجربه نشان داده بود که وضعیت کلی کار رو به مثبت تغییر میکند. اگر دنبال کار در محیطی پویا و فرصتهایی برای یادگیری از همکاران در حوزههای گوناگون کدنویسی هستید، این مجموعه را پیشنهاد میکنم.
رای دانا آفرین تجربهای بود که در بازه زمانی که من حضور داشتم، بین سالهای ۹۵ تا اوایل ۹۷، جای مناسبی برای رشد و یادگیری بود. یکی از نکات مثبتش این بود که زمان شناوری داشت و انعطافپذیری کار با دستillas برای بهبودهای سیستم وجود داشت. اما در بحث پرداخت حقوق واقعا ضعيف عمل میکردند، به طوری که ممکن بود پس از دو تا سه ماهکاری، بخشی از حقوق به صورت علیالحساب پرداخت شود. به طور کلی برای کسی که دغدغهی مالی ندارد و صرفا به دنبال یادگیری برنامهنویسی است، محیط مناسبی است. اما برای تأمین معیشت و کسانی که انتظار دارند دستاوردهای زحماتشان به شکل منظم و با حقوق مشخص پرداخت شود، گزینه مناسبی محسوب نمیشود.
برخلاف تصور اولیه، احساس میکردم در تیمی دوستانه و باز هستم؛ جایی که حضور مدیریتی محسوس نبود ولی همنشینی با مدیر و همکاران صمیمی بود. هد تیم و اعضای فنی همیشه همراه من بودند و بسیاری از مواقع که در تسکها گیر کرده بودم، آنها با درگیر بودن در ساعات طولانی پاسخ میدادند و تا رفع مشکل کنارم میماندند. بهویژه انتقال تجربه تیم به من تازهکار از نظر زمینه کاری بسیار جذاب و نو بود. با اطمینان میتونم بگم این شرکت برای افراد جوان و تازهکار پیشنهاد خوبی است.
مزخرف 3 ماه بنده رو هر روز کشیدن و بردن در نهایت که کلی کد های قبلی رو طبق اون چیزی که می خواستن مرتبط کردم و وقتی در خواست حقوق کردم گفتن شما به درد تیم ما نمی خورین ما نیروی جونیور یا مید لول نمی خوایم ما نیروی سنیور می خوایم البته روز اول میدونستن که بنده جونیور هستم و استخدامم کردن اما بعد از 3 ماه که در خواست حقوق کردم این حرفارو تحویلم دادن سر پرست بخش فرانت اند بشدت آدم غیر حرفه ای هستن
حدود شش ماه پیش پا به این مجموعه گذاشتم و از طریق معرفی یکی از دوستان وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه و سابقه کاری، پذیرش شدم و فرصت آموزش را همزمان با کار گرفتم. محیط کار واقعا دوستانه و صمیمی است؛ مدیران و همکاران فوقالعادهاند و به خوبی تجربیاتشان را منتقل میکنند و من از آنها چیزهای زیادی یاد گرفتم.
در این شرکت، تجربهام در نقش کارشناس پشتیبانی را با افتخار تعریف میکنم؛ چون باور دارم امتیازاتش به نسبت نقاط ضعفش بسیار فراتر است. محیط کار آن چیزی است که از همه نظر میشود به آن نام کرد: دوستانه، فعال و علمی. به عنوان یک شرکت دانشبنیان، در مدت کوتاهی که فعالیت خود را آغاز کرده، توانسته مسیر قابل توجهی را بپیماید و با کارفرماهای معتبر زیادی همکاری سازندهای شکل بدهد. از همکارانی که شدیدا تخصصی، با اخلاق و پرتلاشاند، کنار هم کار میکنم و این همراهی برایم واقعا لذتبخش است.
در شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین بودم و داشتن همکاران عالی، همراهی مدیران متمدن و محیطی مهیج برای کار، تجربهای مثبت برای من بود.
به عنوان کارمند این شرکت همیشه احساس میکردم با برخوردی محترمانه روبهرو هستم و توزیع کار به صورت عادلانه انجام میشد. حقوق به موقع پرداخت میشد و از نظر مزایا، همهی حقوق قانونی برایم در نظر گرفته میشد و انعطافپذیری هم بر اساس شرایط زندگی غیرمنتظرهام وجود داشت. از اولین روز حضورم، خودم برای برنامهریزی ساعات کاریام چارچوبی روشن مشخص کرده بودم و خوشحال بودم که مطابق همان طرح ذهنی پیش میرفت. تیم مدیریتی با من همکاری کامل داشت و به اجرای آنچه در ذهنم ساخته بودم، همراهی میکرد.
شرکت پارس فناوران مبتکر بود و من تجربهای در نقش برنامهنویس بکاند داشتم. در اون دوره، حقوق تا پانزدهم هر ماه واریز میشد و پنجشنبهها به طور معمول تعطیل بود. مدیریتی نسبتا خوب داشتند و فضایی آرام و بدون تنش حاکم بود. ساعات ورود و خروج شناور بود و بین هشت و نیم تا نه بود، و ورود پس از ساعت نه جریمه داشت. اضافهکاریها با توجه به ساعات حضور در شرکت محاسبه میشد و اگر اضافهکاری انجام میدادی، سر ماه واریز میشد و برای این کار نیازی به تأیید فرد خاصی نبود. اما معایب هم زیاد بود: فشار کار خیلی بالا بود، و احساس میکردم پیشرفتی در یادگیری وجود ندارد؛ تیم فنی معمولی یا پایینتر از سطح انتظار بود. اگر دنبال یادگیری اصولی و جدید نیستی و دنبال کار با همان چیزهای اولیه که از ابتدا یاد میگیری مدت طولانی کار کنی، جای مناسبی به نظر میرسید. سطح برنامهنویسی خیلی پایین بود، و توسعه روی پروژهها به صورت مستقیم روی سرور اصلی انجام میشد؛ اگر حواست پرت باشد، کار کردن در این محیط خوب نبود. وعدههای زیادی درباره پیشرفت و استفاده از تکنولوژیهای تازه مطرح میشد اما در عمل هیچکدام عملیاتی نمیشد. کوئریزنی و کار با دیتابیس چیزهایی بود که در این شرکت بهطور معمول یاد میگرفتی و بخشهای دیگر لاجیک پروژهها کمتر به درد جای دیگری میخورد. ناهار و خوراکیهای مربوط به اون بخش، به عهده خودمان بود و با صرف زمان کوتاهی حدود بیست دقیقه برای ناهار برنامهریزی میشد. مرخصی هم کمی سخت بود؛ اگر از قبل برای مرخصی اقدام میکردی، ممکن بود در روز آخری تایید نشود یا بدون تکلیف بمانی. فضای پروژهها به دلیل حساسیت کار، تا حدی استرسی بود؛ با این حال اگر مشکلی به وجود میآمد، معمولا کسی دنبال مقصر نبود و سعی میشد مشکل سریعتر حل شود. چند قانون نسبتا مضحک هم وجود داشت که در ابتدا بهطور دقیق بیان نمیشد و با مرور زمان و نقضشدنشان آشنا میشدی. پرداخت بیمه با حقوق دریافتی مطابقت داشت و در دوره من بیمه تکمیلی بهطور کامل وجود نداشت، اما در پایان دوره دنبال امور بیمه تکمیلی هم بودند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.