خواستم تجربهام را صادقانه بنویسم تا تصویری روشن از شرایط کاری در شرکت پیدا کنم. مدت کوتاهی مشغول به کار بودم و با وجود سطح پایین مدیریت و وجود میکرومنیجمنت، فیدبکهای منفی مداوم درباره بیثباتی تیم و انتظارهای غیرواقعی شرکت از در دسترس بودن همواره وجود داشت. پرداختهای نسبتا ناچیز و مقصر دانستن مداوم تیم فنی هم به نارضایتی من منجر شد و در نهایت تصمیم به کنار رفتن گرفتم. در این شرکت، به نظر میرسید که اهمیت دادن به نیروی انسانی تا حد زیادی نادیده گرفته میشود و پذیرش استعفا به سادگی انجام میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ما در هوش ماندگار شایا تجربهای کاری به عنوان برنامهنویس داشتم. از نظر رفتار و صمیمیت بین همکاران چیزی کم نظیر بود و این جو درون سازمانی واقعا دلگرمکننده بود. فشار کار بالا نبود و آرامش کارکنان نسبتا مطلوب بود، همین عامل باعث میشد کار کردن لذتبخش باشد. حقوق پرداختی نسبتا مناسب بود و با وجود بهبودهایی که در طول زمان اتفاق افتاد، انصافا قابل قبول بود. در عین حال، نقاط ضعفی هم وجود داشت؛ مدیریت شرکت به نظر من قابل بهبود بود و این جای کار داشت. با این حال، پیشرفت شرکت به خوبی پیگیری میشد و در نتیجه آیندهای روشن برای تیم به نظر میرسید. حقوق به موقع و با بهبودهای اخیر در بخشهایی از دوره کاری، مزیتهایی بود که توجهام را جلب کرد.
باورم نمیکنم چقدر فشار برای ترک کار در مبین نت بالا بود؛ واقعا تجربهی فراتر از انتظارم بود. شرکت به طور جدی تمایل دارد خروج افراد از سازمان را پیش ببرد و هر تلاشی را به کار میبرد تا تصمیم ترک را تقویت کند. با وجود شرایطی که برای من پیش آمد، پرداختیهای اضافی را انجام نمیدادند و انتظار پرداخت اضافهکار را نادیده میگرفتند. مالیات ناخواستهای از پاداشها میگرفتند و این موضوع را به وضوح نشان میدادند. اهمیت کمتری نسبت به کار کارشناسی و وظایف تخصصی قائل میشدند و گاهی رفتارهای غیرضروری از نظر من در تیم دیده میشد. در نهایت نیز حتی یک مصاحبه خروج هم ترتیب نمیدادند تا تا اصولی و منصفانه از خروج من مطلع شوند.
مدیریت شرکت و واحد منابع انسانی بسیار ضعیف هستند هیچ پیشرفت مناسبی چه از لحاظ مالی چه از لحاظ فنی در این شرکت بدست نمیاید بعد از شش سال سابقه مدیر و سطح فنی واحد بسیار پسرفت کرد و حاشیه و خاله زنک بازی بیشتر از کار دیدم. مدیران بیشتر از هرچیزی دنبال منافع شخصی خود میز و صندلی خود هستند هیچ برنامه ای شرکت ندارد و فقط روز را به شب میرساند
شرکت بیمیتو را بهعنوان محیطی با ساختار منسجم و همگرا تجربه کردم. ارتباط میان افراد در تیم خیلی خوب بود و هیچ حاشیهای وجود نداشت. مدیریت با رویکردی دوستانه نسبت به همه کارکنان از اعتماد و قدردانی فراوانی برخوردار بود. خودم در طول همکاری تجربهای مثبت از کار با این شرکت داشتم.
سابقه من در این شرکت چهارسال طول کشید و در نقش کارشناس IT بودم. از نظر من، مشکلات اصلی در مدیریت ناپایدار و پرداختیهای نامنظم حقوق است؛ همچنین اختلاف دستمزد بین همسطحها زیاد بود. ساعات کار طولانی است و اکثر روزها مجبور بودم بیش از ساعات معمول بمانم. با این حال، تمامی واحدها بد نیستند و واحد فنی با پرسنلش به خوبی رفتار میکند و به آنها اهمیت میدهد.
تجربهای که داشتم پر از بیثباتی و بیتجربگی بود؛ هیچوقت نمیشد روی قولی حساب کرد و حرفی بهخصوص قطعیت داشت. حجم خروجیها زیاد بود و مرتب افراد وارد و خارج میشدند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشد و فضای شعارزدگی حاکم بود. جای آرامی برای کار نبود.
باورم این است که تجربههای اول کار در فرادرس برای من با ترکیبی از نکات مثبت و چالشهایی همراه بود و میخواهم تصویر روشنتری ارائه کنم. ابتدا این را میگویم که پرداخت حقوق بهوقوع بود و بهطور منظم انجام میشد، اما برخی جزئیات محرمانه درباره سازوکار پرداخت وجود داشت که بیرون از سازمان به اشتراک گذاشته نمیشد. علاوه بر این، سطح حقوق نسبت به کارهای انجامشده پایینتر از حد انتظار به نظر میرسید و با وجود اینکه اغلب کارها از راه اینترنت انجام میشد، تأکید زیادی روی حضور فیزیکی در محل کار وجود داشت. در مقابل، نکات مثبت هم قابل توجه بود. روند پرداختها همواره بهموقع انجام میشد و کارها بهطور منظم و با برنامهریزی مشخص پیش میرفت. امکان اضافهکاری و افزایش درآمد وجود داشت و از ابتدا بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میشد. پوشش طراحیشده اداری برای خانمها الزام مستقیمی نداشت و میشد از گزینههایی مانند شال و روسری و رنگهای شاد استفاده کرد.
دو ماه برای کار در این شرکت صرف کردم و متوجه شدم هیچ برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و ثباتی در هیچکدام از موارد تجربه نکردم.
در این شرکت با فرصتهای روشن برای رشد روبهرو میشدم و شاهد نبودن موانع بروکراتیک بودم که جلوی پیشرفتم را بگیرند. هر مشکلم را با راهحل و آرامش خاطر پاسخ میدادند تا تمرکزم از دست نرود. شرکت مسیرهای مشخصی برای پیشبرد را هموار میکرد تا بتوانم قدم بردارم و به سمت رشد حرکت کنم. از مزایای واقعی که اغلب شرکتها به عنوان نکتههای جانبی مطرح میکنند، اینجا هم وجود داشتند: حقوق منظم، بیمه و بیمه تکمیلی، مرخصی، و ساعات کاری انعطافپذیر.
مدیریت این مجموعه به من فرصتهای زیادی داد و در طول دوسال و نیم حضورم، تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. از نظر من یکی از مدیرانی بود که واقعا میدانست چه کار میکند و در طول بیست سال گذشته در جایگاهی نبودم که مثل او به عملکرد شرکت اعتماد کنم. این دوره برای من یکی از بهترین تجربههای کاری بود و حیف که مسیر طولانی و دشوار باعث جداییام شد. اگر قصد دارید در حوزه پلیمر و پلاستیکهای مهندسی مهارت کسب کنید و با یک شرکت حرفهای همکاری نمایید، به هیچ عنوان تردید نکنید.
در اینجا برخورد با بیثباتی و ناهماهنگی در فضای کار را تجربه کردم و در عین حال حس ناامیدی از کمبود فرصتهای رشد را هم احساس میکردم. محیط کار گاه نامنظم بود و اختلاف نظرها بین تیمها به شکل مداوم تکرار میشد. هیچ چشماندازی مشخص برای پیشرفت حرفهای وجود نداشت و بر خلاف انتظار، مسیر ارتقاء واضحی ارائه نمیشد. به اضافه، ارتباطات درون گروهی هم به طور مکرر دچار اختلال میشد و این مسائل باعث کاهش انگیزه و تمرکز من شد. در نتیجه، حس کردم جایگاهی برای بهبود مهارتها یا وصول به دستاوردهای بزرگ وجود ندارد.
من در شرکت آی وحید کار میکردم و به عنوان تجربهی Front end آن را در ذهن دارم. واقعا به نظرم برای آغاز کار در حوزهی برنامهنویسی مناسب بود، چرا که مدیریت مجموعه نشان میداد فرصتهای پیشرفت چندان در دسترس نیستند. بنابراین پس از یک سال و با توجه به نکات منفی که در ادامه ذکر میکنم، تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم.
در این شرکت تجربهای واقعی از کار با پروژههای سنگین و بزرگ داشتم که در تمام واحدها به چشم میخورد. نیروی انسانی پویا و کارآمد بود و حقوق و مزایا به صلاحیت فرد بستگی داشت و قابل توجه بود. امکانات رفاهی نسبت به سایر شرکتها خوب بود؛ صبحانه، ناهار و شام با گزینههایی مانند بستنی، نوشابه، دلستر، شیر کاکائو و دیگر اقلام در دسترس بود. هر دپارتمان هم کف کار با میز پر از تنقلات داشت. ساختار شرکت سطحی سلسلهمراتبی داشت، اما ارتباطات میان همکاران صمیمی و دوستانه بود.
برای من تجربهای بود که با حضور توامان کارکردن و یادگیری رو توی شرکت تقویت کرد. محیط کار آرام و دوستانه است و همکاران همدلانه و سازندهاند. کدنویسی پایهای قوی دارن و میتونم از پروژههاشون مجموعهی خوبی از الگوها و روشهای تمیز نوشتن رو یاد بگیرم. با اطمینان میتونم بگم افرادی که میخوان عمیقتر آموزش ببینن و کدهای منظم بنویسند، اینجا فرصتهای زیادی برای پیشرفت دارن. اما نکتههایی هم وجود داره؛ حجم بالای پروژهها میتونه زمانبندی رو پیچیده کنه و شاید حقوق مناسب همه افراد نباشه، هرچند در کل وضعیت رضایتبخشی است.
تجربهام در شرکت خدمات بازرسی بین المللی بخرد با این احساس همراه بود که بیمه تکمیلی هیچ مزیتی برایم ندارد و فرهنگ سازمانی بهطور کامل از هم پاشیده به نظر میرسید. فضای کار تحت فشار است و به نظر میرسید مدیران به شکل آزاردهندهای قدرتمحور عمل میکنند.
در دوران همهگیری کرونا با استفاده از اسکایپ برای این شغل دعوت به مصاحبه شدم و مصاحبهکننده فردی حرفهای و بااستعداد بود. پذیرفته شدم و پنج روز با تیمی صمیمی و سطح بالا آموزش دیدم، و تا کنون در کنار همان گروه ماندم و از حضور در این شرکت خیلی خوشحال هستم.
سلام بعد اریسال رزومه حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و زمانی رو برای مصاحبه اوکی کردند بعد از مصاحبه همونجا جواب رو گفتن و اعلام کردند از فردا یک دوره آموزش 30 روزه هست که باید تشریف بیارید از ساعت 8 تا 18 که حقوق هم نداره بعد از اون آزمونی گرفته میشه هرکی قبول شد وارد شرکت میشه به طور آزمایشی و بعد 3 ماه اگه همچی اوکی باشه قرارداد میبندید در این دوره آموزش حدود25 تا 30 نفر بودیم که داشتیم آموزش میدیدیم رفتار تیم آموزش بسیار زننده و بد بود به طوری که در حین آموزش چند نفر اعلام کردند که دیگه نمیان و تیم آموزش یاQA به طور دلبخواهی و کاملا سلیقه ای هرکیو دلش خواست قبول کردن از اون تعداد نفرات 5 نفر کلا قبول شدند و طبق گقته خودشون از نفراتی که در دوره قبلی آموزش میددیند که 40 نفر بودند هیچکس قبول نشده شرایط داخلی رفاهیش میشه گفت خوبه ولی خب پروسه استخدام بسیار پیچیده طولانی هست و تیمی که این کار رو انجام میده با نفراتی بد رفتار پرو به طوری که انگار ما برده این تیم بودیم و باید هرچی میگفتند میگفتیم چشم در کل اون نفراتی هم که وارد شرکت شدند به تعدیل علی بابا مواجح شدند واخراج شدند ضمنا علی بابا سفته 30 میلیون تومانی میگیره من به شخصه تجربه خوبی در کنار دوستانم که داشتیم اموزش میدیدیم داشتم ولی نفرات تیم آموزش شزکت اصلا خوب نیستند و پیشنهاد نمیکنم کسی رزومه بفرسته
در بداية به عنوان مدیر پروژه و برنامهنویس وارد این مجموعه شدم، اما هیچ راهکاری برای پیشبرد کار وجود ندارد. فضای کاری به هم ریخته است و روندهای کلان شرکت بهبود خاصی نمیبیند؛ هیچ چشماندازی از رشد شغلی برای آینده دیده نمیشود. ساختار شرکت بهگونهای است که شبهدولتی بودن و مدیریت سنتی و ضعیف خود را آشکار میکند.
تجربه من این بود که تیم همکاران خوبیه، اما مدیریت به شدت ضعیه. به مرور متوجه شدم همه تلاشهام به نام مدیرعامل تمام میشه و نتیجه، فقط به پرسونالبندینگ اون فرد مربوط میشه. با اینکه شرکت توکان تک وجود داره، اما به نظر میرسد همه چیز به نام مدیرعامل نوشته میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.