باور کنید که بیشترین تجربه من مربوط به واحد پشتیبانی همین شرکت بود؛ جایی که با برند تاپ تورز کار میکردم و نام رسمی این مجموعه دانیال راه پرواز و سفرهای کیش است. من به عنوان پشتیبان وبسایت فعالیت داشتم و آن تجربه به قدری ناخوشایند بود که شاید بتوان گفت بدترین دوران کاریام را پشت سر گذاشتم. در شش ماه نخست بیش از بیست نفر یا اخراج میشدند یا استعفا میدادند، و این وضعیت فقط مختص واحد پشتیبانی بود چون مدیری مشخص وجود داشت که رفتارهای فشارآورانه، توهین و جاسوسی را تشویق میکرد تا از پرسنل نتیجه مطلوب گرفته شود. در جلسات منظم هر شنبه، همگی را تحقیر میکردند تا آغاز هفته را با فشار روانی آغاز کنند و اختیار کامل برای کسر حقوق هم وجود داشت. یکی از همکاران با ظاهری همدل وجود داشت که وظیفهاش این بود بررسی کند که چه کسانی با نام کوچک صدا زده میشوند یا چه کسانی خارج از ساعات کاری با هم به سینما یا کافه میروند تا اگر دیگران بهانهای داشتند، بتوانند برایشان توجیهی بیاورند. ساعات کاری در ماه تقریبا ۱۹۶ ساعت است و تعطیلات معمولا در شرکت سپری میشود؛ ممکن است هر ماه تنها دو روز تعطیلی داشته باشید. حجم کار بالاست و باید با تور داخلی و خارجی، پروازهای داخلی و خارجی، سیستمهای چارتر، هتلها، ویزا و بیمه همهچیز را در بر بگیریم و پاسخگوی هر شکایای مسافران باشیم، حتی در صورتی که مسافر مقصر باشد. از مزایا هم در حدی که نوش جان کنید، به نظر میرسد: ناهار بیکیفیت و در صورت تمایل هیچ مبلغی به شما تعلق نمیگیرد؛ برای تولد کارت هدیه صدتومانی میدهند و شب یلدا هم به هر نفر مقداری آجیل و شاخهای گل میدهند. برای مرخصی از یک ماه قبل باید هماهنگ کنید و در غیر این صورت ممکن بود مانند یکی از همکارانم که هفتهها مرخصی پزشک داشت و با دلایلی که مدیران با حساسیت زیاد مطرح میکردند، اخراج شد، رفتار شود. یکی از همکاران من با عمل گلو مواجه بود و سه روز پزشک اجازه صحبت نکردن داده بود اما مرخصی به ایشان داده نشد و نهایتا شرکت را ترک کرد؛ در نهایت گفتند باید تلفن را پاسخ بدهی. حقوق هر ماه در یکی از دو تاریخ ابتدایی یا انتهایی واریز میشد و اگر از سال قبل مرخصی داشته باشید، در پایان سال بعد واریز میشود. بیمه پس از سه ماه انجام میشود و بیمه تکمیلی هم از حقوق شما کسر میشود. تایم استراحت و ناهار در کل حدودا بیست دقیقه است و حتی در صورت کمبود استراحت به خاطر یک ثانیه نیز پاسخگو باید بود. اگر یکی از همکاران مشکلی داشت، توبیخ میشد و کسری حقوق اعمال میشد؛ چه برسد به مدیری که ممکن بود با همکاران فریاد بکشد تا نشان بدهد مدیریتی خوبی است یا نیست. اینها تنها ویژگیهایی است که مربوط به واحد پشتیبانی است و البته واحدهای دیگر تا حدودی حرفهایتر و انسانیتر رفتار میکردند. من تلاش کردم به واحدهای دیگر انتقال پیدا کنم اما معمولا انتقال به هیچ وجه امکانپذیر نبود و به دلیل شرایطی که مدیران تعیین میکردند، اکثر نیروها ترجیح میکردند از این مجموعه جدا شوند. گاهی هم شنیده میشد که فشارها به شکایاتی که به گوش دیگران میرسید، هیچ تأثیری ندارد. اکثر کارکنان فعال در این صنف گردشگری یا به صورت کارآموز بودند تا
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو سالی بود که با این تیم همکاری میکردم و تجربهام از کار با شرکت کاریابی بین المللی کاربین خیلی مثبت است. آنها در کارشان دقیق و منظماند و به طور حرفهای به دنبال یافتن فرصتهای مناسب برای افراد هستند. البته طبیعی است که برخی پروندهها به نتیجه نرسیده باشد و دلایلی برای این اتفاق وجود دارد، اما به عنوان عضوی از تیمشان، میتوانم بگویم که اعتمادپذیریشان بالاست و قابل تکیهاند.
'در طول چند سالی که در یک مجموعه با فضای مذهبی و ساختاری شبیه به هیئت فعالیت داشتم، تجربیات زیادی کسب کردم، اما متأسفانه بسیاری از این تجربیات تلخ بودند. در این مجموعه، با وجود اینکه بخشی از کارمندان از امکانات اولیهای مانند صبحانه برخوردار بودند، بخشی دیگر از این خدمات محروم بودند که این موضوع بهوضوح بیعدالتی و تبعیض درونسازمانی را نشان میداد. یکی از مسائل آزاردهنده، بیتوجهی کامل به ارزش نیروی انسانی بود. به راحتی نیروها را کنار میگذاشتند، بدون کوچکترین توجهی به سابقه، توانمندی یا تعهد افراد. در مورد قراردادها و حقوق نیز شفافیتی وجود نداشت؛ قراردادها درست یک روز قبل از پرداخت حقوق ارائه میشدند و شرط پرداخت حقوق، امضای بدون مذاکره آن بود. حتی گاهی تا زمان امضا، حقوق همان ماه نیز پرداخت نمیشد. دستمزد پرداختی نیز در مقایسه با بسیاری از شرکتهای مشابه، پایینتر بود و امکان مذاکره یا ارتقاء سطح درآمد عملاً وجود نداشت. از طرف دیگر، حضور روابط فامیلی و نسبتهای خانوادگی در ساختار سازمانی، فرصتهای رشد و پیشرفت را برای بسیاری از نیروهای مستعد محدود کرده بود. پارتیبازی و انتخاب افراد صرفاً بر اساس رابطه، نه شایستگی، یکی از نقاط ضعف جدی آن مجموعه بود. فضای کاری، هرچند رنگوبوی مذهبی داشت، اما متأسفانه رفتارها و سیاستهای مدیریتی با اصول انسانی و حرفهای فاصله زیادی داشت. این تجربه باعث شد بیشازپیش به اهمیت احترام به سرمایه انسانی، شفافیت در روابط کاری، و لزوم حاکمیت شایستهسالاری در محیطهای کاری پی ببرم. در نهایت، باید گفت این مجموعه بیشتر مناسب افرادیست که فقط به دنبال پر کردن ساعت کاری و گذراندن روز هستند، نه کسانی که به رشد حرفهای، پیشرفت شغلی و انگیزهی واقعی برای کار اهمیت میدهند.
کثیف ترین مجموعه کاری ممکن! پولتو رسما میخورن هیچ احترامی واست قائل نیستن، خدا شاهده قسم میخورم عین حقیقته، طرف اولش میاد یه فاز دوستانه میگیره واست که این مجموعه هوای همرو داره اینجا محیط مثل خونوادس فلان بهمان.... بعد که پا گیرت کرد فقط بیگاری میکشه ازت سو استفاده میکنه کلی کار شخصی ازت میخوان پولتم هر بار یا کلی خواهش و تاخیر زیاد. باید بگیری ، حق خودته ولی با دو ماه تاخیر حقوقتو میدن!!! کار ارباب رجوع اصلا واسشون مهم نیست فقط بهت فشار میارن پول بگیری ازشون بعدش همینجوری ملتو الاف میذارن کارشونو انجام نمیدن ،بعدش یا کلی تاخیر و اعصاب خوردی واسه طرف انجام میدن قراردادشونو آخرشم که ما گفتیم دیگه نمیایم تسویه میکنیم میگن باشه یکماه دیگه پولتونو میدیم که اونم بعد یکماه دبه میکنن میگن برو شکایت کن هیچ بدهی ای نداریم! ***** دزدترین کثیف ترین و مال حروم خور ترین آدمایی هستن که باهاشون برخورد داشتم فقط بلدن جانماز آب بکشن امیدوارم یه آب خوش از گلوشون پایین نره!
دوست و همکار عزیز توصیه میکنم کمی از فضای تکرار بد وبیراه به مدیر گفتن وارد مثالهای بهتر و عینی تر از تجربه ای که داشتید بشید میدانم که محدود هستید چون تمایل ندارید شناخته بشید اما فکر میکنم با این محدودیت هم میشود تجربه های واقعی رو ثبت کرد اینطوری دیگران هم احساس میکنند اینجا جایی برای ثبت وقایع عینی و تجربه های مشخص وافشای اطلاعات این قشر کثیف هست من امروز روش ثبت تجربه بدون لاگین رو براتون در همین پیج گذاشتم دیگه نیاز نیست اینجا وارد بشید لطفا با صراحت با وزن بیشتر به فکت ها و وقایع قابل لمس بپرد ازید ممنون
اینهمه مطلب در مورد ***** اینجا نوشته شده که همگی درست هست.این آدم بی سواد بددهن که فرق چاله میدان را با محیط علمی که پرسنل اون از نخبه های این کشور هستند را نمیداند و فکر میکند مجموعه چاله میدان یا محیطی است که او در آن بزرگ شده است.این فرد تنها دغدغه اش این است که تعطیلات آخر هفته را به شمال برود و فقط حضور فیزیکی دارد که جیب خود را از مال صاحب کروز پر کند دریغ از یک کار درست درمان که بلد باشد انجام دهد، چه برسد به مدیریت جایی مثل تحقیق و توسعه.مدیر تحقیق و توسعه خودش باید فرد باسواد علمی باشد که حرفی برای گفتن داشته باشد نه این بابا که تنها چیزی که در رزومه اش دارد تعداد فحش هایی که بلد است به زبان بیاورد.شما چهره شیطان را در صورت این آدم میبینید که چقدر آدم کثیفی است و در حق چه افرادی که تعداد آنها کم نیست ظلم کرده.این آدم یکسری رییس کوتوله که همه بله قربان گوی خودش هستند و همه مثل خودش بیسواد و شارلاتان هستند را در مجموعه گذاشته و افرادی که رییس میکند را به آنها آموزش میدهد که مثل خودش قالتاق و شارلاتان بشوند تا بتوانند در مجموعه به اصطلاح خودشان مدیریت کنند.اخیرا افرادی را در مجموعه رییس کرده که مثل سایرین جاسوس و آنتن خود کند که اطلاعات داخل مجموعه را به این فرد منتقل کنند و این جاسوسان امتیازهای بی حد و حصر بگیرند که معلوم نیست پشت پرده چه داستانی است.گاهی وقتا فکر میکنم مالک کروز در کار این جماعت مانده که حریف اینا نمیشود و ممکن است این باند مخوف تحقیق و توسعه مجموعه را بهم بریزند که کاری نمیکند و مجبور است با این جماعت قالتاق شارلاتان مدارا کند.یکی از همین افراد قالتاق رییس تیم نرم افزار هست که در همین مجموعه بزرگ شده و او هم مانند مدیر معلوم است از کجا آمده و دنبال چی هست.در انتخاب رییس ها برای مجموعه، مدیر همیشه بی سواد ترین و قالتاق ترین و شارلاتان ترین و بی شخصیت ترین افراد را به عنوان رییس انتخاب میکند که بتواند روی آنها تسلط داشته باشد و بله قربان گوی خود باشند وگرنه آدم درست حسابی که شخصیت دارد نمیتواند با این مدیر فاسد کار کند.به هر حال در ***** یک سفره ای پهن است که یکسری شیاد فقط از آن بهره مند هستند و مابقی که در حلقه یاران شیاد مدیر نیستند از این سفره بی بهره اند و باید بنشینند و نظاره گر باشند که یکسری پلشت از آخور تحقیق و توسعه در حال خوردن هستند و این روند تمامی ندارد.واقعا لعنت خیلیا پشت سر این مدیر فاسد و باند شیادان هست.
با نزدیک به یک سال و نیم همکاری، میخواهم تجربهام را بازگو کنم تا سایرین با نگاه واقعبینانه تصمیم بگیرند. شرکت کولر هوایی آبان حقوقها را با تاخیر یک و نیم ماهه پرداخت میکند و این موضوع عمدهترین چالش کارخانه است که در روند جذب نیرو به وضوح گفته نمیشود. چنین سیاستی باعث میشود در مجموع به نظر برسد که از سال تنها یازده ماه حقوق میگیرید و به زبان ساده همیشه حدود پنجاه و چهار تا پنجاه و شصت روز بدهکار شرکت باشید؛ اما تنها این نیست و دلیل اصلی این موضوع این است که در اولین پرداختیها بعد از حدود هفتاد و پنج روز، حقوق شما بهطور متوسط حدود چهل درصد کمتر از مبلغ توافقی خواهد بود. با گذشت دوازده ماه، به میانگین حدود هشتاد و هفت درصد از حقوق توافقی خواهید رسید و به واقع هرگز به مبلغی که توافق شده نمیرسید. در نتیجه در وضعیت اقتصادی کشور، در این شرایط ضرر خواهید کرد. میتوانید توضیحات بیشتری را از این لینک پیگیری کنید: https://h7.cl/1kCJX از دیگر موارد، این شرکت عدد توافقی را در لیست بیمه شما درج نمیکند (که به شما هم توضیح داده نمیشود) و دو دفتر حقوقی دارد. به جز بیمه تأمین اجتماعی و بیمه تکمیلی معمولی که خودتان هزینه آن را میپردازید برای دندانپزشکی، هیچ مزیت جانبی دیگری وجود ندارد. برخیها معتقدند مدیرعامل فرد خوشبرخوردی است، اما تفاوت زیادی میان خوشخویی با پرسنل و عدالت در رفتار با آنها احساس میشود. چنین تفاوتی از لحاظ برخوردی زمین تا آسمان است.
1 به تازگی خبر اخراج ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن ، که اختیار دار بی مسئولیت و کسی که فقط از شرکت آروا رزومه دروغی برای خودش ساخت و بی دانش ترین فرد در آروا که فقط راه موفقیتش چاپلوسی ح م ی د م ص ل ا ی ی بود و مخفی کردن مشکلات شرکت از ا م ی ن م ص ل ا ی ی . این خبر برای من و همه همکارانم که با بی عدالتی و به دلیل اینکه واقعیت های سازمان را بیان کرده و دنبال حل مشکل بودیم و نمی توانستیم به دروغ مشکلات را مخفی کنیم مورد هتک حرمت از طرف ایشون قرار میگرفتیم آرامش دهنده و تسکین دهنده بود یکی از کسانی که همیشه آرزو دارم خداوند چهره واقعی او را بر ملا کنه واقعا درده این آقا از آروا برای خودش مدرسه ساخته بود خودش را اختیار دار وانمود میکرد اما چون دانش نداشت و مدیران قوی را هم باعث اخراجشون میشد که بتونه دست راست ح م ی د بمونه و برای جبران بیسوادیش هزار تا مشاور دیگه با هزینه گزاف میگرفت و مشاور ها می اومدن ایشون به اسم جلسه به دفتر خودش دعوت میکرد و به هزینه شرکت کلاس آموزشی برای خودش راه انداخته بود اما با همه هزینه هایی که به دوش شرکت میگذاشت مشکلات این شرکت هیچ کدام برطرف نمیشدند و فقط رزومه ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن پر رنگ تر میشد و آروا برای ایشون یه کلاس خصوصی بود که هزینه اش ا م ی ن م ص ل ا ی ی میداد
وقتی برای پارس دیتا تصمیم گرفتم کار کنم، فکر میکردم محیطی ساده و امن برای یادگیری هست اما به سرعت متوجه شدم شرایط خیلی متفاوت است. شرکت نسبتا کوچک بود و با بیست تا سی نفر کارمند در ابتدای کار به نظر میرسید؛ اما مشکلات زیادی توی اداره و روابط داخلی وجود داشت. در ابتدا فهمیدم که مدیریت سطح بالایی به نظر غیرشفاف میآمد و رفتارهای غیر حرفهای هم دیده میشد. جو کارگاهی به شدت نسبت به حضور زنان و مردان تفاوت داشت و به رغم وجود دو همکار آقا، باقی کارکنان اغلب با تغییرات مکرر و ترک واحد روبهرو میشدند. قراردادی که امضا میکردیم، اذعان میکرد که باید مدت مشخصی کار کنیم و اگر تصمیم به ترک بگیریم باید با پیامدهایی مانند از دست دادن بخش از حقوق یا مزایا مواجه شویم. با این حال، بسیاری از همکاران بدون پایبندی به قرارداد، شرکت را ترک میکردند. فضای کاری تا حد زیادی ناسالم و غیررایج بود و گفته میشد در بخش لابی، صحبتهای نامناسب و رفتارهای جنسی بین برخی افراد شنیده میشود. علاوه بر این، حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد و مزایا هم وجود نداشت. وضعیت فنی و تخصصی تیم هم رضایتبخش نبود و به نظر میرسید که برخی از تکنسینها تخصص کافی یا مدرک فنی متناسب ندارند. به نظر میرسید که سایت شرکت از سالهای قبل بهروز نشده و این موضوع از طرف کاربران هم گزارش میشد. مدیریت فنی مجموعه به چشم من کمتر به عنوان یک تیم حرفهای IT دیده میشد و ارتباطات برقرار شده با سایر اعضا پرتنش بود. گاهی اختلاف نظرها با کاربران یا کارمندان در محیط کار به مشاجره میکشید و این موضوع کار را برای باقی افراد دشوار میکرد. شنیده میشد که شرکت با رفتن افراد، حقوقی را پرداخت نمیکند یا به تعویق میاندازد و برخی اوقات با قید و حمایت از ترک کار، افراد را تحت فشار قرار میدهد. در کل، وجود نیروی متخصص کافی به نظر نمیرسید و با توجه به پرداختها و فرصتهای یادگیری، به نظر میرسید بیشتر به سمت حفظ نیرو از طریق فشار روانی یا تهدید حرکت میکرد تا سرمایهگذاری واقعی روی توسعه حرفهای افراد. از نظر من، پیشنهاد کار در چنین محیطی برای کسی که به دنبال تجربه و یادگیری واقعی است، تصمیم بهموقع و دقیق میطلبد. به شخصه توصیه نمیکردم که دوباره به این شرکت بیایم، زیرا تجربهام نشان داد که فرصت یادگیری رایگان یا بدون تعهد وجود ندارد و مسائل حقوقی و اخلاقی متعددی در آنجا مطرح است.
تو این تجربه فهمیدم که کار توی نوبر سبز برام ارزشش رو نداشت و تصمیم گرفتم هرچه زودتر ازش فاصله بگیرم. مدیر تولید به همه کارگرها با صدای بلند فریاد میزنه و این رفتار باعث میشد خیلیها از اونجا بروند. واحد مالی تنها نقش یه نماد رو داشت و اکثر کارهای مربوط به دستمزد و جابجاییها به یک خانم سپرده میشد که بدون تخصص بود و با ادعاهای بزرگ اما کمبود فهم و ادب داشت و دائما به مسئول خرید، مالی و فنی و سایر بخشها پرخاش میکرد. او از درک درست نسبت به کارکنان عاجز بود و با هر شخصی به نحوی صحبت میکرد که حس میکرد همه کارگرند. با این رفتارها، بسیاری از مدیرها و سرپرستهای خوب هم از شرکت رفتند چون واقعا همکاران را درک نمیکردند. گاهی با هرکس هر طور که دوست داشت صحبت میکرد و مالک کارخانه هم به او توجهی نمیکرد، در حالی که خود خانم مربوطه با کارهای غیرحرفهای و سفارشیسازی امور، کل کارخانه را به عقب میبرد. آیا واقعا همهچیز را میشد اینطور تصور کرد که فقط یکی خوب است؟ به مدیر منابع انسانی گفتیم لباس هم میدهند، اما گفتند نیست و وقتی حقوق را پرداخت میکردند، همراه با اضافهکاری تنها دههزار و هشتصد ریال واریز شد که خیلی پایین بود و نشان میداد اوضاع روانیشان سالم نیست. یک دوره هم در کنار بیاحتیاطیهای مالی، نهار به ما نمیدادند و مشخص نبود کی به کی است؛ هر کس هر کاری را دلخواه انجام میداد و مدیر منابع انسانیشان در همان ابتدای کار گفت حقوق مطابق با وزارت کار است، اما در واقع این مقدار با اضافهکاری به این عدد رسید و خیلی ناامیدکننده بود.
در فضای کلی شرکت همگام رادین احساس مثبت و خوبی داشتم و بدون تردید افرادی را که بشناختم، معرفی میکردم. مدیران، همکاران و بخشهای منابع انسانی و فنی تیم را افراد بااخلاق و بزرگواری دیدم که در چند دیدار گام به گام از مجموعههای معتبر دیگری هم عبور کردند. بعد از چند ماه، اگر فرصتش پیش بیاید، به دلایل دقیق پشت این نظر را برایتان توضیح میدهم و میگویم چرا این شرکت را خوب دیدم. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
وقتی تصمیم گرفتم از شرکت ماموت جدا شوم تا به سازمانی دیگر بپیوندم، متوجه شدم امنیت شغلی در اینجا وجود ندارد و با اینکه فرصت پیشرفت هست، شایستهسالاری به چشم نمیخورد. در این تیم بیاعتمادی و بیانصافی رایج است و ممکن است از هر چیزی بهانهای برای زیرسوال بردن دیگران پیدا شود. برای افرادی که فعلا بیکار هستند، ممکن است اخراج هم بشوند و در نهایت چیزی را از دست نخواهند داد.
به تازگی خبر اخراج ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن ، که اختیار دار بی مسئولیت و کسی که فقط از شرکت آروا رزومه دروغی برای خودش ساخت و بی دانش ترین فرد در آروا که فقط راه موفقیتش چاپلوسی ح م ی د م ص ل ا ی ی بود و مخفی کردن مشکلات شرکت از ا م ی ن م ص ل ا ی ی . این خبر برای من و همه همکارانم که با بی عدالتی و به دلیل اینکه واقعیت های سازمان را بیان کرده و دنبال حل مشکل بودیم و نمی توانستیم به دروغ مشکلات را مخفی کنیم مورد هتک حرمت از طرف ایشون قرار میگرفتیم بود یکی از کسانی که همیشه آرزو دارم خداوند چهره واقعی او را بر ملا کنه واقعا درده این آقا از آروا برای خودش مدرسه ساخته بود خودش را اختیار دار وانمود میکرد اما چون دانش نداشت و مدیران قوی را هم باعث اخراجشون میشد که بتونه دست راست ح م ی د بمونه و برای جبران بیسوادیش هزار تا مشاور دیگه با هزینه گزاف میگرفت و مشاور ها می اومدن ایشون به اسم جلسه به دفتر خودش دعوت میکرد و به هزینه شرکت کلاس آموزشی برای خودش راه انداخته بود اما با همه هزینه هایی که به دوش شرکت میگذاشت مشکلات این شرکت هیچ کدام برطرف نمیشدند و فقط رزومه ع ل ی ن ا د ع ل ی ا ن پر رنگ تر میشد و آروا برای ایشون یه کلاس خصوصی بود که هزینه اش ا م ی ن م ص ل ا ی ی میداد
بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
به نظر من این شرکت با سیاستهای مدیریتی ضعیفی اداره میشود و مشکلات از همان جا آغاز میشود. مدیریتی که به شکل میکرومنیج عمل میکند، فضای کار را تبدیل به محیطی نگرانیآور کرده است. در اکثر بخشها دوربینهای مداربسته وجود دارد و مدیران دائما در حال رصد هستند تا هر رفتار کوچکی را زیر نظر بگیرند؛ و بارها هم شنیده شده که به کارمندها بازخواست یا حتی بهطور ناگهانی از آنها خواسته میشود فردا سر کار نباشند. تعریف «شناوری» برای اینجا به شکل کوتاه و بیثانیهای است، به طوری که موقع دادن حقوق، تصمیمگیری به حال و روز مدیر بستگی دارد و اگر او حالش خوب نباشد، حقوق واریز نمیشود و برای این رفتار توضیحی ارائه نمیشود. برخی کارکنان نیز به دلیل همین روحیه آشفته، حقوقشان با تاخیر پرداخت میشود تا به نوعی اذیت شوند. قراردادهای اجراییشان به شدت بیتعهد و بدقول است؛ استراحتی برای کارمندان درنظر گرفته نمیشود و باید دائما وضعیت کاری خود را به شکلی نامنی نمایش دهید. ما از اینجا فرار کردیم و به شما هم پیشنهاد میکنم به سلامت ذهن و اعصاب خود فکر کنید و اگر به دنبال محیطی آرام و قابل اعتماد هستید، اینجا جای مناسبی نیست. در اینجا فقط اعصابخوردی وجود دارد؛ از همان ابتدا خوب بهنظر میرسند، اما با گذشت یک ماه کار تمام میشود.
من تجربهای ناخوشایند از مرکز ادصاب دارم. با وجود تلاشهایی که برای کار روی پروژههای بکاند داشتم، فرایندها و رفتار شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود و از نظر من سوءاستفادهها و سوء-management زیادی وجود داشت. به نظر من باید برای رسیدگی به این وضع، یک شکایت جامع علیه شرکت و مدیرانش مطرح کرد و از رفتارهای نامناسب آنها صحبت نمود. شرمآور است که چنین الگوهایی از برخورد را دیدم. ادصاب از دید من به شدت غیرقابلقبول است.
فضا در این شرکت به شدت غیر حرفهای است و ارزش افراد بیدلیل پایین میآید. ارتقاءها هم به شکل غیر حرفهای و بدون مسیر روشن انجام میشود و با وجود ظاهر منظم، واقعا پیشرفت معقولی وجود ندارد.
با ورود به شرکت همگام رادین فهمیدم که خیلی زود میفهمی چه چیزی واقعا مطرح شده و تفاوت با اولین برخوردها چقدر زیاد است. چند ماه اول در این کار برایم روشن کرد که چه نکاتی گفته میشود و چه مواردی واقعا در جریان است؛ آن زمان بود که درک کردم چگونه اوضاع از هر تجربهای که قبلا داشتم متمایز میشود. نتیجهاش این بود که حرفها با واقعیت فاصله داشتند و من به مرور فهمیدم چه نکاتی در کار اهمیت بیشتری دارد.
لعنت به اسنپ که برده داری نوین هست با حقوق 16 تومن و ی هزینه اسنپ500 تومن ده برابر از شما کار میکشن اشناهاشونو اون دخترای که بهشون حال میدنو گذاشتن شیفت صبح و خوب اونای که حرف گوش نکنن میندازن شب نصف شب مسافر فحشت بده حق اعتراض نداری راننده فحش بده باید خفه شی نامه بهت نمیدن اینقدر اذیتت میکنن خودت خارج شی
من تجربهای ناخوشایند از کار در یک شرکت ارائه میدهم که به نظر میرسد با ملاحظات قانونی و رفتاری نامطلوبی روبهرو بوده است. در این مجموعه، از من سفتهای گرفته شد و بدون رضایتمندی اجرا شد و حتی ده میلیون تومان به زور از من دریافت کردند. برای پیگیریها و مشاوره حقوقی، با وکیل مریم ترابی تماس گرفتم. شرکت، به نظر من، از مدیرانی کمالگرای بیپروای خانوادگی تشکیل شده بود و این رفتارها من را نگران کرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.