من یک مصاحبه رفتم فقط. یکی از همکاران شرکت من رو معرفی کرده بود. برخوردشون خوب بود. خوش اخلاق بودن و مصاحبه خیلی صمیمانه و معمولی پیش رفت. زمان مصاحبه خیلی طولانی شد و چیزهای زیادی پرسیدن که بعضیاش ربطی هم به شغل درخواستی من نداشت. سه نفر در این جلسه با من مصاحبه کردن که یکیشون وسطش اومد و باز رفت. به نظر نمیومد خیلی مشخصا بدونن که دنبال کسی با چه ویژگی هایی می گردن. به نظر من به صورت کلی مصاحبه سردرگم و نامعلوم بود. در مورد محل کار قبلیم و این که چرا بیرون اومدم پرسیدن. در نهایت هم یک دور محل شرکت رو به صورت کامل بهم نشون دادن. گفتن ما ساعت کار برامون معنی نداره و تا هر وقت کار باشه می مونیم. محل شرکت باصفا ولی خیلی بدمسیر بود. نتیجه مصاحبه رو اصلا اطلاع ندادن و این خیلی بد بود به نظرم. یک نکته دیگه هم این که تصور درستی از بازاری که داشتن کارو شروع می کردن توش نداشتن. اگر جوون هستین و دنبال تجربه های جدید و ناآشنا و نامعلوم برید این جا وگرنه به نظر نمیاد که محل خوبی باشه براتون. ویژگیهایی که براشون مهم بود: دوست داشتن کسی که میاد اون جا با فرهنگ شرکتشون هماهنگ باشه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ازم در آخر خواستن که به خودم نمره بدم 🙂 غیر منتظره بود. در مورد اوقات فراغتم سوال پرسیدن و خیلی براشون مهم بود که بدونن بعد از کار یا روزهای تعطیلمو چه جوری میگذرونم. ارزش های شخصی من براشون مهم بود و کامل در مورد شرایط کار، حجم کار و ارزش هاشون توضیح دادن اگه تایم کاری زیاد اذیتت نمیکنه و میتونی هندل کنی حتما برو
مصاحبه با هیچستان بهترین مصاحبهی من در ایران بود. میگم ایران چون من خیلی مصاحبه میرم و این کار رو یه جورایی دوست دارم و سعی میکنم از هر مصاحبهای کلی یاد بگیرم. خارج از ایران نبودم، اما خیلی خوندم و خوب یه روزی میرم، اون موقع میآم میگم اونور چهطوریه :)) بدترین قسمت هر تماسی که قراره منتج به مصاحبه بشه، اینه که یکی زنگ بزنه بگه فلان ساعت بیا! انگار من بیکارم منتظر تماسش نشستم. هیچستان اینطوری نبود. باهام تماس گرفتن، گفتن چه ساعتی برام اوکیه، و چک کردن ببینن مصاحبهکننده وقتش با من چطور مچ میشه. بخش جذابش این بود که همهچی اتومات بود، ساعت جلسه رو برام کلندر کردن، یه ایمیل فرستادن و آدرس هم همونجا بود. روز مصاحبه هم من زود رسیدم طبق معمول، اما معطل نشدم. فضای شرکت به شدت جذاب بود برام و هیجانزده شده بودم. آدمها هم خیلی بهروز و جذاب به نظر میرسیدن. حرفهای اولیه رو که زدیم قرار شد یه کار رو به صورت آزمایشی ببرم جلو. جلسه دوم کمتر از دو سه روز اوکی شد و من اونجا استخدام شدم. تنها مشکل هیچستان ساعت کاری طولانیشه، اما خوبیش هم اینه که مدیر تیمها بسته به تایم کارشون ساعت ورود و خروج رو تعیین میکنن. درباره حقوق نمینویسم اما نکته خوبش این بود که یه مقداری از چیزی که من پیشنهاد داده بودم بیشتر بود! الان من هیچستان کار نمیکنم، فضای فروش و عملیات رو هم نمیدونم، اما به نظرم برای تیمهای محصول، محتوا و برنامهنویسی جای خوبیه.
باورم نمیشود که چنین تجربهای در دنیای کار پیدا کنم؛ انتظارم از یک شرکت جوان و دغدغهمند به کلی تفاوت داشت با آن چه دیدم. در نخستین نشست، احساس کردم مصاحبه تنها جنبه آشنایی با تکنیکهای ارزیابی داشت و نه ارزیابی واقعا سازندهای برای من بهعنوان کاندیدای مالی. روند مصاحبه بیش از حد طولانی بود و برخی سوالها یا فعالیتها به نظرم صرفا وقتگیر میآمدند و بیشتر شبیه نظرسنجی داخلی شرکت بود تا یک ارزیابی حرفهای. همچنین با درخواست ارائه راهحل برای برخی مشکلات داخلی مواجه شدم که فکر میکنم نیازمند مشاوره تخصصی و پرداخت هزینه بود و ربطی به فرآیند مصاحبه نداشت. جالب اینکه از قبل در سایت شرکت رد شده بودم و این روند ادامه کار را برایم ادامهدار و غیر حرفهای نشان میداد. من تا پایان مصاحبه با احترام به حرفهام حضور داشتم، اما تصمیم گرفتم تجربیاتم را بهطور روشن با کسانی که ممکن است بهزودی با همین روند روبهرو شوند به اشتراک بگذارم تا واقعیت کار در چنین محیطی کمتر گمراهکننده باشد.
من برای گروه توسعه فناوری اطلاعات هزاردستان رزومه فرستادم، نه به خاطر نیاز فوری کار بلکه فقط برای امتحان کردن وضعیت بود و از کار فعلیم رضایت داشتم. تعریفهای زیادی درباره شرکت شنیده بودم و فقط یک خلاصه ساده فرستادم تا به من زنگ بزنن و نشان بدن که از باکلاسبودن استقبال میکنن. در نخستین تماس، پرسشهای تکراری مطرح شد که پاسخشان با یک جستجوی ساده در گوگل آشکار بود؛ از آیندهام پرسیدن و اینکه چطور میتونم نسبت به ناراحتی دوستانم واکنش نشان بدهم. در جلسه دوم، که اکثر افراد از آن رد میکنند، دوباره سوالاتی با محور رفتار مطرح شد و مسیر انتخابیام را زیرسوال بردند. در نهایت یک سوال نسبتا ساده درباره فرمولنویسی مطرح شد: چه توابعی بلد هستم و چند تا تابع تاپ اکسل را گفتم. انتظار داشتند که بتوانم بهسرعت روی پنجره صحبتها داشبورد و VBA را توضیح بدهم، اما آن سوال کاملا کارشناسینشده به نظر میآمد چون این توابع هر کدام دوره جداگانه دارند و میانگینبودن توابعی مثل این نیستند تا در یک دقیقه توضیح داده شوند. بهطور کل حرف من درباره سیاست شرکت این بود که مصاحبه برایشان جزئی از وظایف اعضا است و با این مصاحبهها دایما اطلاعات جدیدی به دست میآورند؛ از من و شما هم رفتار و هم جنبه فنی را میسنجند تا برای شرکتشان استفاده کنند. به دنبال تجربه برای افراد بیتجربه ایده میدهند و برای باتجربهها هم نکتههایی دارند که لزوما کارشان را بهراه درست هدایت نمیکند. امید دادن و ناامیدکردن یک آدم با انگیزه را نمیپسندم و فکر میکنم استفاده از ایدهها همواره بهخوبی تنظیم نشده است. توصیهام این است که اول امیدوار باشیم، اما رویاپردازی بیپشتوانه نداشته باشیم. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت: کار تیمی
در حال حاضر بهطور تماموقت در شرکت حساب جم مشغول به کارم و تجربهام در حوزههای مالیاتی، حسابرسی و حسابداری بین سه تا پنج سال سابقه دارد.
حدود دو سال است که به طور تماموقت در شرکت حساب رایان پارس مشغول به کارم و مدت کارم بین یک تا سه سال میباشد.
در طی سالهای اخیر، به طور تماموقت در واحد تولید شرکت حساب رایان پارس مشغول به کار بودم و تقریبا بین سه تا پنج سال با آنها همکاری کردم؛ سال آخر همکاری من ۱۳۹۸ بود.
در حال حاضر به طور تماموقت در شرکت حساب رایان پارس مشغول به کارم و این تجربه را حدود سه تا پنج ساله تحمل میکنم.
در حال حاضر برای مدت سه تا پنج سال به طور تماموقت در شرکت حساب رایان پارس کار میکنم.
برای من کاری امن و پایدار بود که در شرکتی نامآشنا بهعنوان کارمند تماموقت مشغول بودم و سابقهای بین یک تا سه سال برایم رقم خورد.
مصاحبه برای کارشناس تست نرمافزار در حساب رایان واقعا خوب بود. سوالات منابع انسانی بهگونهای منطقی مطرح شد و فضای برخورد با تیم مصاحبهکننده بسیار دلگرمکننده و پرانرژی بود. مدیر فنی نیز پرسشهای تخصصی مناسب و رویکردی مهربان داشت و برخوردشان هم محترمانه بود.
من در حال حاضر در ‘فروش و بازاریابی’ شرکت حساب رایان پارس بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
مصاحبه خیلی دقیق حاوی سوالات مهم و مرتبط با موضوع بود مصاحبه کنندگان خوش برخورد، اگاه از موضوع استخدام و روال مصاحبه جذاب و گیرا بود و به هیچ وجه مصاحبه شونده احساس خستگی و بی حوصلگی نمی کرد هدیه مخصوص این شرکت برای مصاحبه یک پک خوش آمدگی بود که برام خیلی جذاب بود.
باسلام خدمت همه عزیزان ،من برای سرپرست اداری رزومه ارسال کرده بودم که با من تایم مصاحبه تنظیم کردند و زمانی که مراجعه کردم برخورد محترمانه ای از سمت مسئول دفتر انجام شد و بعد فرم استخدام دادند تکمیل کردم و بعد دو خانم محترم یکی سرپرست اداری و دیگری سرپرست منابع انسانی دعوت کردند برای مصاحبه داخل اتاق کنفرانس ،رفتار کاملا محترمانه بود و سوال های تخصصی در زمینه اداری و منابع انسانی پرسیدند و در حدود ۵۰ دقیقه مصاحبه ای که انجام شد در انتها زمان اعلام جواب مصاحبه را بیان کردند. پیشنهاد من به مصاحبه شوندگان این هست که با اطلاعات کامل در جلسه مصاحبه حضور پیدا کنند.
در دورانی که شیوع کرونا همه جا رو تحت تأثیر قرار داده بود، رزومهام را فرستادم و پس از یک هفته تماس گرفتند تا چند سوال کلی درباره حقوق پیشنهادی و تاریخ آغاز به کار بپرسم. پس از مصاحبه تلفنی گفتند با من تماس خواهند گرفت تا زمان مصاحبه تعیین شود، اما در نهایت جلسهای برگزار نشد و به نظر رسید نظرشان منفی است؛ اما بعدها فهمیدم این روند عادی است. فاصله بین این مرحله و مرحله بعدی به دلیل دورکاری و تعطیلات عید تقریبا یک ماه طول کشید. پس از آن برای حضور در جلسه حضوری دعوت شدم؛ جلسه بسیار خوب بود و سوالات هم چالشبرانگیز بود اما بهطور کلی روان بود. بعد از آن از من خواسته شد تا برای دیدن محیط کار و گفتوگو با تیم یک جلسه حضوری دیگر بگذارم و حدود یک ساعت با اعضای تیم صحبت کردم. حدود دو روز بعد از آن آفر شغلی را دریافت کردم و کار را آغاز کردم. برای موفقیت در مصاحبه واقعا به موقع حاضر شوید. نگران نباشید، تیم منابع انسانی خیلی خوشبرخورد است.
مدت حضور من در بخش امور مشتریان همراه مکانیک به طور کامل تماموقت بود و طی یکی تا سه سال تجربه کار کردم؛ آخرین سال همکاری ام در سال ۱۴۰۰ بود. در تجربهام از شرکت به طور واضح احساس کردم که واحد منابع انسانی عملکرد مطلوبی ندارد و نظارت مدیریت نیز ضعیف بود. به نظر میرسید نبود انسجام و ضعف مدیریتی، کارها را بهطور حرفهای پیش نمیبرد. به جای فشار روی مشکلات، تیم با کمبود راهکارهای مؤثر روبهرو بود و این موضوع در نتیجهی کارها تاثیر میگذاشت. مهمترین نکتهای که تجربهام از این دوره نشان میدهد، نیاز به بهبود فرآیندها و نظارت مستمر برای حفظ کیفیت خدمات است.
یه تجربه از حضورم در مصاحبه کارآموز منابع انسانی رو با شما به اشتراک میگذارم. این گفتوگو تقریبا یک ساعت طول کشید و چون موقعیت شغلی مربوط به منابع انسانی بود، دیگه با کسی از تیم ریکروت نمیرفتم به مصاحبه بلکه مستقیم با مدیر منابع انسانی صحبت کردم. چون رزومهام رو ارسال نکرده بودم و از طریق لینکدین بررسی شده بود، اوایل درباره تجربیات من کمی سوال کردن و به دنبال توضیح درباره اهداف و برنامههای آیندهام بودند. سپس درباره ویژگیهایی که برای شرکت مهم بود هم سوالاتی داشتن. عجیبترین بخش مکالمه این بود که وقتی پشت کنکور بودم، حداکثر چند ساعت در روز درس میخواندم. توصیهشون این بود که واقعا خودم باشم و با اعتمادبهنفس تواناییهایم را ارائه دهم.
اولین تجربهام از مصاحبه برای کارشناس جذب و استخدام همراه مکانیک این بود که جلسهای سهنفره با مدیر جذب و مدیر منابع انسانی داشتیم. سوالها خیلی دقیق و تخصصی بود و فراتر از پاسخهای صحیح، معیارهای دیگری مثل هوش و رفتار هم مدنظر قرار میگرفت. برای گرفتن اعتماد تیم، تنها کافی بود در مصاحبه با دقت و صداقت پاسخ بدهی تا آنها اعتماد کنند.
دوستان با انگیزه، من تجربهای از مصاحبهای در همراه مکانیک دارم که از بهکارگیری تخصص بالا نشأت میگرفت و در نهایت با نتیجهای نه چندان دلخواه همراه شد. در نخستین مرحله با دو عضو تیم اپنویسی قسمت فنی ملاقات کردم و مصاحبه teknikal را از راه اسکایپ انجام دادیم که سوالات تخصصی هم داشت. پس از آن تسکی برای من فرستادند و یک هفته فرصت داده شد تا پاسخ آن را ارائه بدهم. پس از ارسال تکلیف، جلسهای هم با مدیر ارشد فنی شرکت برگزار شد. پس از این مرحله از طریق ایمیل مطلع شدم که رد شدم. برخورد تیم عالی و حرفهای بود و سوالات نیز بهطور تخصصی مطرح شد. با وجود رضایت از نحوه برخورد و سطح سوالات، از نتیجه ناراحت شدم. خیلی به تخصص برای این تیم اهمیت میدادند و اگر تسکی دریافت میکردم، حتما باید در زمان مشخص شده ارسال میکردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.