بعد از 10 سال از شرکت اومدم بیرون اما به دلایل شخصی نمیدونم چرا انقدر نظرات منفی دیدم قسمت نرم افزار کار میکردم معاونت فردی محترم با تجربه هر وامی بانک میداد شرکت هم به ما میداد و جایی که لازم بود پاداش هم داشتیم محیط کاملا صمیمی بود کلاس آموزشی داشتیم مزایای مثبت هم زیاد داشتیم اما نمیدونم چرا و به چه علت این همه نظره منفی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بخاطر راه دور مجبور شدم از شرکت بیام بیرون قسمت نرم افزار ناواکو کار میکردم مدیرم کمی بد اخلاق و سخت گیر بود اما هر چی که بود بخاطره خودمون و پیشرفت گروهمون بود معاونت نرم افزار فردی محترم و با اخلاق بود بر عکس ظاهرش همیشه هم اولویتش احترام و شرایط خوب کاری برای تیمش بود شخصی با تجربه و قابل احترام
متن رو در قالب تجربهای واقعی اما با صدای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم تا به صورت ساده و قابل فهم منتقل بشه. از دید من و تجربهای که داشتم شروع میکنم و همه چیز رو به صورت منسجم بیان میکنم. سال قبل، به مدت پانزده روز به عنوان سرپرست در این شرکت کار کردم و خیلی از موارد برام روشن شد و سریع تصمیم به ترک گرفتم. از همون روز اول متوجه شدم که حریم شخصی به شدت رعایت نمیشه و همه جای شرکت امکانات نظارتی داشتن؛ از سرویسهای بهداشتی تا اتاقهای کار، دوربینهای با قابلیت ضبط صدا وجود داشت و مدیرعامل در اتاق خودش مرتب گزارش میگرفت و هر چیزی رو به عنوان نقص میدید و با من صحبت میکرد. نکتهای که خیلی زود فهمیدم، این بود که در جلسه مصاحبه درباره شاخصهای کلیدی عملکرد که حقوق من رو متاثر میکنن چیزی گفته نشد و بهطرز فشرده کار از من خواسته میشد که کارها رو انجام بدم تا جایی که نتونم شاخصها رو ثبت کنم و حقوقم رو کم کنه. همچنین یک بلندگو نصب شده بود تا اسم کارمندان رو صدا بزنه؛ این موضوع هنوز برام تازگی و اثر منفی داره. در یک اتاق مانیتورینگ هم یک کارمند خانم حضور داشت و به صورت مداوم مینوشت و به مدیران گزارش میداد؛ هر از گاهی مشکلات رو اینجاها میدیدند و ایرادها رو توضیح میدادند. قائممقام مدیرعامل فردی با رفتاری متغیر بود و به تخصص و دانش افراد زیاد توجه نمیکرد؛ دربارهٔ مدرک دکترا هم حرفزدنهای خاصی داشت. مدیر تولید هم دو ماه بعد من از کار خارج شد و با شرایط شرکت به گونهای رفتار میکرد که اخلاق حرفهای در آن کمتر دیده میشد. خلاصه وضعیتی که داشتم با مجموعهای از رفتارها و شیوههای مدیریتی روبهرو بود که به نظرم مناسب نبود. خود مدیرعامل و صاحب مجموعه هم در رفتارهای درست و محترمانه کمخوشی داشتند و نکات ناخوشایندی را در برمیگرفتند. و نهایتاً هنگام تسویهحساب، من را به بالا صدا نزدند و همان نگهبان خانم به نام کاوسی برگهها را آورد و گفت این موارد به حساب شما تعلق میگیرد. وقتی این صحنه را دیدم، سریع قرارداد و امضاها را ترک کردم و با مدیر اداری تماس گرفتم و گفتم با مجموعهای از مشکلات روبهرو شدم. اگر دنبال تجربه کاری در این حوزه هستید، به تجربه من میشود گفت خوب است اما پس از یک تا دو سال به دنبال فرصت بهتری باشید. برای واضحتر شدن، روش کار هنوز هم در برخی جنبهها ایراد داشت و من ترجیح دادم از آنجا بیرون بیایم. اینها بخش کوچکی از چیزهایی بود که دیدم و واقعاً تمایل نداشتم بیشتر بخوانم.
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعاً هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیراً حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیراً برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من با وجود اینکه شرکتها و نامهای ذکر شده برایم در دسترس نیستند، از تجربهای که کاربر منتقل کرده بود فهمیدم که احساس ناامنی و ناامیدی نسبت به کارآفرینی این مجموعه وجود دارد و به دنبال پیوستن به گروه مالباختگان میگردد. آنها از سال ۱۳۹۹ از پول سرمایهگذاران یا همراهان خود به ظاهر سودی نبردهاند و در نهایت شرکت را تعطیل کردهاند و اقدامات قانونی علیه اعضای آن در جریان است. کاربر میگوید که برای پیوستن به گروه مالباختگان، ایمیلی را ارسال کند تا لینک گروه را دریافت کند.
من 3 سال در داتین کار کردم و به نظرم جز ناسالم ترین جاهایی هست که دیدم مدیران به شدت سمی واحد برنامه ریزی عملیاتی مونا بشیری استاد حذف نیروهای کاربلد طی این 3 سال به چشم خودم دیدم که حدود 10 نفر از نیروهای بی نظیر گروه رو کنار گذاشته که حاکی از غیر حرفه ای بودن و عدم سلامت شخصیتی بشیری آه و معاون برنامه ریزی نوروزیان همدست بزرگ ایشون در دامن زدن به حذف نیروها اگر زندگی و سلامتی روح و روانتون براتون مهمه وارد داتین نشید بسیار جای کثیفیه
روز اول که وارد شرکت شدم، فهمیدم خیلیها دربارهاش حرفهای مثبت میزنند ولی واقعیت چیز دیگری است. بهعنوان منشی، با وجود اینکه خیلیها از این موقعیت برای ارتقا استفاده میکنند، همچنان احساس میکردم که با رفتارهای زیرآبی و لابیگری پیش میروم و هر روز باید تحمل کنم. به نظر میرسد برخی همکاران با رفتارهای خودشان نام من را بهعنوان منشی ثبت کردهاند تا وضعیتی بهتر برایشان ایجاد شود. شرایط در این شرکت تا زمانی که افراد فرصتطلب و رابطهمحور حضور دارند، به نظر من تغییر چندانی ندارد و همه چیز را به گفتنِ واقعیاتِ نوشتهشده بسپارند کمکی نمیکند.
در محیط کارم همواره احساس میکردم که چندان عالی نیست، نه بدی مطلق دارد، اما نسبتاً خوب بود. شایعاتی درباره این که برخی افراد تحت فشار دانگرید میشدند یا به دلیل فساد مالی مجبور به استعفا میشدند وجود داشت؛ شایعاتی که بهگفتهی برخی دوستان از سالهای گذشته شنیده میشد. با انتخاب مدیرعامل فعلی که حسابرس داخلی را استخدام کرده بود، گمان میرفت برخی از این موارد در حال بررسی باشد. امیدوارم صحت این موضوعات ثابت شود و افراد ناسالم به طور جدی پاسخگوی عملکردشان باشند.
واقعا دزد به تمام معنا تمام وقتمو گذاشتم برای گرفتن چالش ها و پس از تکمیل واریز نکردن و هرچی به پشتیبانی پیام میدم میپیچونن و جریمه های بیخودی میکنن کرایه ۳۰ هزارتومان میدن جریمه ۲۰۰ هزار تومنی میکنن پاداش ها و تضمین درآمد هارم واریز نمیکنن پشتیبانی تلفنی جواب نمیدن و تیکت هم سر بالا جواب میدن خلاصه که خیلی خیلی مزخرفه
در این شرکت حس میکردم از همان روز اول به من اعتماد کافی داده نمیشود و فضای کار به شدت سرد بود. یک ماه پیش از قطع همکاری اعلام کردم و در نهایت روز آخر با وجود پذیرش شرکت، گفتند دیگر نیازی نیست برگردم و حقوق آخرین ماه را هم پرداخت نکردند. علاوه بر آن، در محاسبهٔ بیمه هم به شیوهای غیرمنصفانه عمل میشد و به کوچکترین نکات مثل زمانبندی استراحتها یا مرخصیها نیز حساسیت نشان میدادند. وقتی از توهین یکی از همکاران ناراحت شدم، به جای حل مشکل، مرا به کمکاری و بیدقتی متهم کردند. از منظر فنی اوضاع چندان مساعد نبود؛ مدیران و سرپرستان اطلاعی از برنامهنویسی نداشتند و پشتیبانی مؤثری ارائه نمیشد. احساس میکردم بیشتر به عنوان ابزاری برای انجام کارها استفاده میشوم تا اینکه به پروژه و کارم اهمیت بدهند. اگر به دنبال احترام، حقوق کامل و محیط کار سالم هستی، شاید بهتر باشد به جاهای دیگر نگاه کنی. همه چیز به نظر میرسید که با روابط خانوادگی و پارتیبازی گره خورده و دفاتر پیشخوان هم از وضعیت ناراضی بودند؛ سرویسهای ارائهشده به درستی بالا نگرفته و خطاهای متعددی داشتند. در نهایت احساس میکردم تمرکز فقط روی دریافت پول است و پاسخگو بودن به مشکلات کارکنان چندان مد نظر نیست.
شرکت آی تی ساز تجربهای کاری را برای من ثبت کرد که کاملاً منفی بود از نظر من محیط کار بسیار ناسالم و غیرحرفهای بود. حقوق با بیمه تفاوت داشت و رفتارها اغلب تهمتگونه و بیاحترامیآمیز بود. فضای کار به گونهای بود که روح و روان کارکنان تحت فشار قرار میگرفت و درک نمیشدند. هدف شرکت به نظرشان این بود که حقوق و مزایای کارکنان را تنها در حد کمینه نگه دارند و سطحی از مراقبت نشان نمیدادند. ساعات کاری به شکل نامناسبی کنترل میشد و رفتارهای نظارتی مانند دوربینهای مداربسته به شدت احساس میشد. گاهی اوقات شرایط آنقدر دقیق بررسی میشد که حتی در زمانهای استراحت صبحگاهی یا ناهار نیز فرایندها محدود بود و پاسخی درباره حقوق و مزایا داده نمیشد. روابط کارکنان چندان سازگاری نداشت و امکان خندیدن یا آرامش داشتن وجود نداشت زیرا ترتیب کارها دائماً تغییر میکرد. اعتراضات یا درخواستهای حقوقی و مزایا هم به صورت واضح پاسخ داده نمیشد و از نظر من ثبت و تقدیر از کارها دیده نمیشد. با وجود حجم کار بالا، ارزیابی یا تقدیر مناسب صورت نمیگرفت و مدیریت به نظر ضعف داشت.
بنده مدیر مالی هستم که اسم موسسه پارسیان حساب را بیشتر از ۱۰ سال پیش شنیده بودم و اطلاع داشتم که این موسسه در زمینه دفاعات مالیاتی فعالیت دارد ، جهت مصاحبه مراجعه نمودم و با مدیریت که شخص خیلی قوی و حرفه ایی بودن مصاحبه شدم وپروژه اجرایی یک شرکت بازرگانی که حقوق مناسبی هم پیشنهاد شد به بنده واگذار شد و کاملا از همکاری با پارسیان حساب راضی هستم ، دوستانی که به دنبال گرفتن پروژه های مالیاتی میباشند این موسسه را پیشنهاد میدهم تعداد شرکتهایی که با این موسسه کار میکنن چشم گیر است حتی با دوستانی که سابقه کار ندارند به خوبی و کامل زیر نظر مدیران مالی کار میکنن و جای پیشرفت خیلی خوبی داره
90درصد سمت هایی که تو کامنت های مثبت نوشته شده اصلا تو این شرکت وجود نداره. عضو اصلی این شرکت یه خانم هستن که مدیرن و تمام وقتشون مشغول به وجود آوردن حاشیه های مختلف و گرفتن سفته از نیروها و قایم کردنش زیر بالشت خونشونه و یک آقا که نقش دادزن قهار و پرسابقه رو تو این مجموعه دارن که بدون اطلاع از موضوع پروژه ها باید رو اعصاب نیروها برن و بهشون بی احترامی کنن. باقی افراد هم کسایی هستند که میان استخدام میشن و نهایت یکی دو ماه میتونن شرایط عجیب غریب این شرکت رو تحمل کنن.لطفا با خوندن کامنت های مثبت تقلبی تصور اینو نداشته باشید که میرید و با آدم های درست حسابی مواجه میشید
تجربهام از همکاری با این مجموعه را برای کسانی که قصد مذاکره دارند بازنویسی میکنم تا تصویر روشنتری به دست بیاید. خانوادگی بودن شرکت به چشم میخورد و مدیران تصمیمات کلان را در دست دارند؛ به صورت رسمی هیئت مدیرهای بدون حضور افراد مشخصی وجود ندارد و نقشهای مدیریتی متغیرند. پرداخت حقوق با تاخیرهای نسبتاً طولانی روبهرو بوده و معمولاً سه تا چهار ماه تأخیر برقرار است. وضعیت مالی شرکت گاهی خوب و گاهی بد است، اما به زندگی خانوادگی مدیران اثرگذار نیست و سفرهای خارجی با فواصل منظمی انجام میشود. در یک نمونه از خرید، دستگاهی برای واحد تولیدی تهیه شد در حالی که تا آن موقع حقوقها به تأخیر افتاده بود. به عبارتی پرداخت حقوق در اولویت قرار ندارد. اکثر کارکنان پس از مدتی قصد ترک میکنند و محیط کاری به سمت تنشها و حاشیهها میرود که به نظر میرسد از طرف مدیریت به وجود میآید تا با سیاستهای تقسیمکردن کارها پیش برود. به طور کلی برای افرادی جذب میشوند که پروژهای کوتاهمدت را راه بیاندازند و با وعدههای بزرگ تشویق شوند تا با سطح کاری بالاتر از انتظار همکاری کنند. پس از پایان کار، آنها را به صورت کامل با خود میانداخته و تسویهحساب مناسبی انجام نمیشود؛ همچنین با اخذ پرداختهای تضمینی یا سفته، فشاری برای ادامه کار و پیگیری مطالبات وجود دارد. در کل اگر نام این شرکت شنیده شود، به نظر میرسد بهتر است از آن فرار کرد و به دنبال گزینهای سالم و حرفهای بود تا تجربهای استرسزا و ناخوشایند تکرار نشود. امیدوارم این روایت برای تصمیمگیری دقیقتر پیش از حضور در مصاحبه مفید باشد و از گرفتار شدن در چنین شرایطی جلوگیری کند.
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
به راستی که دعوت به مصاحبه از طریق ارسال رزومه از طریق سایت بانک بود و من برای دریافت فرصت استخدام رفتم. در جلسه مصاحبه بیشتر به جنبههای زندگی شخصیام پرداخته شد تا سوابق شغلی و تحصیلیم. از من سوالاتی دربارهٔ جدایی والدین، ازدواج دوبارهٔ مادرم، وضعیت تاهل برادرم و علت فوت پدر مطرح شد و من توضیح دادم که از دانشگاه دولتی با معدل بالا فارغالتحصیل شدهام. تاکید میشد که از پنج صبح باید به محل کار بیایم و تا چه ساعتی ادامه دارد مشخص نبود و با هر مدرکی که وارد بانک میشدم، همان مدرکی باقی میماند و اجازه تحصیل هم نمیدادند. همچنین mention میشد که فرصتهایی برای پیشبرد تحصیلی و توازن میان زندگی و کار وجود ندارد.
منظرهای که از شرکت میبینم این است که دیجیپی در مسیری نیست که بتواند آیندهای روشن را تضمین کند. با جابهجاییهای گسترده، مدیران باتجربه کنار گذاشته میشوند و افراد کمتجربه و کممهارت جایگزینشان میشوند که بیشتر از شرکتهای ناکام و وابسته به یک بنگاه رانتی آمدهاند تا از بینش لازم برخوردار باشند و این، چشمانداز شرکت را تاریکتر کرده است. مدیریت عامل جدید هم بدون بهرهبردن از نیروهای مستعد و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت و نمایشی در پیش گرفته که به جای بهرهوری پایدار، بهزودی کار را بهحداقلسازی و نمایشهای سطحی میرساند. وقتی ساختار سازمانی مناسبی هم وجود ندارد یا جذب نیروها بر اساس روابط خانوادگی و شخصی صورت میگیرد و فضا به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و کاوش عمیق در امور، تنها هزینهها کاهش مییابد و نتایج سطحی ارائه میشود. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف پایههای شرکت فینتک محور مالی است. در این میان منابع انسانی هم به جای ایفای نقشی فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و حفظ فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفاً دستیار اجرایی مدیرعامل تبدیل شده است؛ نهادی که به جای سنگ بنای توسعه، به یکی از عوامل بحرانزا بدل گشته است. واقعیت این است که آینده دیجیپی به نوآوری مداوم، رصد مستمر بازار، پیشیگرفتن از رقبا و کشف بازارهای عمودی جدید بستگی دارد. در گذشته، با وجود ضعفها، بهواسطه بنیانگذاران، شرکت تا حدی در فیلد فناوری میرفت؛ اما مسیر فعلی میتواند به کوچکشدن، ناکارآمدی و در نهایت فروپاشی کامل منتهی شود. هیئت مدیره تاکنون یا به دغدغهها بیتفاوت بوده یا اراده و توان لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعی، اگر هدایت شرکت از دستشان خارج است، شایسته است که کنار بگذارند تا فضای تصمیمگیریِ مؤثرتر فراهم شود.
کار در بخش فنی مهندسی این شرکت تجربهای بود که با وجود جنبههای منفیاش، برای من درسهای زیادی داشت. مدیر واحد از نظر رفتار حرفهای مطلوب نبود و برخوردها به صورت ارباب رعیتی و چاپلوسیمحور بود؛ به گونهای که انتقادات یا گزارش مشکلات به بالادستیها چندان پذیرفته نمیشد. فضای کار سمی و پر از استرس بود و احساس میکردم فرصت رشد برای افراد با تجربه و شخصیت مستقل کم است. هرچند فشارها بالا بود، از تجربه خارج شدن از آنجا و نگاه به آینده احساس آرامش میکردم و تلاش میکنم از این تجربه برای پیشبرد مسیر شغلیم بهره بگیرم، چون در کنار سختیها، نکات مثبتی از همکاری با تیمهای فنی به دست آمد که میتواند در تصمیمهای آینده مؤثر باشد.
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
من به عنوان کارشناس فروش در گروه تک سامان هور تجربهای ناخوشایند داشتم. به هیچ وجه این شرکت، دفتر یا کارگاه تولید آجر بلوک را پیشنهاد نمیکنم و با گذشت نزدیک به یک سال، بدون توضیح و بیدلیل باید شرکت را ترک کردم. در حال حاضر کارکنان بخش منابع انسانی و کارمند تحصیلدار و نظافت کار شرکت نیز به عنوان کارشناس فروش در این مجموعه فعالیت میکنند؛ به نظر میرسد دامنه گزینههای شغلی برای کارجویان بسیار محدود است و ارزشی برای جذب هیچکس قائل نیستند. آنها حتی از واژه ویزیتور سیار استفاده میکنند تا عنوان کارشناس فروش به کار بگیرند که دارای بار روانی خاصی است، اما واقعاً مسئولیتهای قدرتمندی به آنها نسبت داده میشود.
بعد از 10 سال از شرکت اومدم بیرون اما به دلایل شخصی نمیدونم چرا انقدر نظرات منفی دیدم قسمت نرم افزار کار میکردم معاونت فردی محترم با تجربه هر وامی بانک میداد شرکت هم به ما میداد و جایی که لازم بود پاداش هم داشتیم محیط کاملا صمیمی بود کلاس آموزشی داشتیم مزایای مثبت هم زیاد داشتیم اما نمیدونم چرا و به چه علت این همه نظره منفی
بخاطر راه دور مجبور شدم از شرکت بیام بیرون قسمت نرم افزار ناواکو کار میکردم مدیرم کمی بد اخلاق و سخت گیر بود اما هر چی که بود بخاطره خودمون و پیشرفت گروهمون بود معاونت نرم افزار فردی محترم و با اخلاق بود بر عکس ظاهرش همیشه هم اولویتش احترام و شرایط خوب کاری برای تیمش بود شخصی با تجربه و قابل احترام
متن رو در قالب تجربهای واقعی اما با صدای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم تا به صورت ساده و قابل فهم منتقل بشه. از دید من و تجربهای که داشتم شروع میکنم و همه چیز رو به صورت منسجم بیان میکنم. سال قبل، به مدت پانزده روز به عنوان سرپرست در این شرکت کار کردم و خیلی از موارد برام روشن شد و سریع تصمیم به ترک گرفتم. از همون روز اول متوجه شدم که حریم شخصی به شدت رعایت نمیشه و همه جای شرکت امکانات نظارتی داشتن؛ از سرویسهای بهداشتی تا اتاقهای کار، دوربینهای با قابلیت ضبط صدا وجود داشت و مدیرعامل در اتاق خودش مرتب گزارش میگرفت و هر چیزی رو به عنوان نقص میدید و با من صحبت میکرد. نکتهای که خیلی زود فهمیدم، این بود که در جلسه مصاحبه درباره شاخصهای کلیدی عملکرد که حقوق من رو متاثر میکنن چیزی گفته نشد و بهطرز فشرده کار از من خواسته میشد که کارها رو انجام بدم تا جایی که نتونم شاخصها رو ثبت کنم و حقوقم رو کم کنه. همچنین یک بلندگو نصب شده بود تا اسم کارمندان رو صدا بزنه؛ این موضوع هنوز برام تازگی و اثر منفی داره. در یک اتاق مانیتورینگ هم یک کارمند خانم حضور داشت و به صورت مداوم مینوشت و به مدیران گزارش میداد؛ هر از گاهی مشکلات رو اینجاها میدیدند و ایرادها رو توضیح میدادند. قائممقام مدیرعامل فردی با رفتاری متغیر بود و به تخصص و دانش افراد زیاد توجه نمیکرد؛ دربارهٔ مدرک دکترا هم حرفزدنهای خاصی داشت. مدیر تولید هم دو ماه بعد من از کار خارج شد و با شرایط شرکت به گونهای رفتار میکرد که اخلاق حرفهای در آن کمتر دیده میشد. خلاصه وضعیتی که داشتم با مجموعهای از رفتارها و شیوههای مدیریتی روبهرو بود که به نظرم مناسب نبود. خود مدیرعامل و صاحب مجموعه هم در رفتارهای درست و محترمانه کمخوشی داشتند و نکات ناخوشایندی را در برمیگرفتند. و نهایتاً هنگام تسویهحساب، من را به بالا صدا نزدند و همان نگهبان خانم به نام کاوسی برگهها را آورد و گفت این موارد به حساب شما تعلق میگیرد. وقتی این صحنه را دیدم، سریع قرارداد و امضاها را ترک کردم و با مدیر اداری تماس گرفتم و گفتم با مجموعهای از مشکلات روبهرو شدم. اگر دنبال تجربه کاری در این حوزه هستید، به تجربه من میشود گفت خوب است اما پس از یک تا دو سال به دنبال فرصت بهتری باشید. برای واضحتر شدن، روش کار هنوز هم در برخی جنبهها ایراد داشت و من ترجیح دادم از آنجا بیرون بیایم. اینها بخش کوچکی از چیزهایی بود که دیدم و واقعاً تمایل نداشتم بیشتر بخوانم.
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعاً هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیراً حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیراً برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من با وجود اینکه شرکتها و نامهای ذکر شده برایم در دسترس نیستند، از تجربهای که کاربر منتقل کرده بود فهمیدم که احساس ناامنی و ناامیدی نسبت به کارآفرینی این مجموعه وجود دارد و به دنبال پیوستن به گروه مالباختگان میگردد. آنها از سال ۱۳۹۹ از پول سرمایهگذاران یا همراهان خود به ظاهر سودی نبردهاند و در نهایت شرکت را تعطیل کردهاند و اقدامات قانونی علیه اعضای آن در جریان است. کاربر میگوید که برای پیوستن به گروه مالباختگان، ایمیلی را ارسال کند تا لینک گروه را دریافت کند.
من 3 سال در داتین کار کردم و به نظرم جز ناسالم ترین جاهایی هست که دیدم مدیران به شدت سمی واحد برنامه ریزی عملیاتی مونا بشیری استاد حذف نیروهای کاربلد طی این 3 سال به چشم خودم دیدم که حدود 10 نفر از نیروهای بی نظیر گروه رو کنار گذاشته که حاکی از غیر حرفه ای بودن و عدم سلامت شخصیتی بشیری آه و معاون برنامه ریزی نوروزیان همدست بزرگ ایشون در دامن زدن به حذف نیروها اگر زندگی و سلامتی روح و روانتون براتون مهمه وارد داتین نشید بسیار جای کثیفیه
روز اول که وارد شرکت شدم، فهمیدم خیلیها دربارهاش حرفهای مثبت میزنند ولی واقعیت چیز دیگری است. بهعنوان منشی، با وجود اینکه خیلیها از این موقعیت برای ارتقا استفاده میکنند، همچنان احساس میکردم که با رفتارهای زیرآبی و لابیگری پیش میروم و هر روز باید تحمل کنم. به نظر میرسد برخی همکاران با رفتارهای خودشان نام من را بهعنوان منشی ثبت کردهاند تا وضعیتی بهتر برایشان ایجاد شود. شرایط در این شرکت تا زمانی که افراد فرصتطلب و رابطهمحور حضور دارند، به نظر من تغییر چندانی ندارد و همه چیز را به گفتنِ واقعیاتِ نوشتهشده بسپارند کمکی نمیکند.
در محیط کارم همواره احساس میکردم که چندان عالی نیست، نه بدی مطلق دارد، اما نسبتاً خوب بود. شایعاتی درباره این که برخی افراد تحت فشار دانگرید میشدند یا به دلیل فساد مالی مجبور به استعفا میشدند وجود داشت؛ شایعاتی که بهگفتهی برخی دوستان از سالهای گذشته شنیده میشد. با انتخاب مدیرعامل فعلی که حسابرس داخلی را استخدام کرده بود، گمان میرفت برخی از این موارد در حال بررسی باشد. امیدوارم صحت این موضوعات ثابت شود و افراد ناسالم به طور جدی پاسخگوی عملکردشان باشند.
واقعا دزد به تمام معنا تمام وقتمو گذاشتم برای گرفتن چالش ها و پس از تکمیل واریز نکردن و هرچی به پشتیبانی پیام میدم میپیچونن و جریمه های بیخودی میکنن کرایه ۳۰ هزارتومان میدن جریمه ۲۰۰ هزار تومنی میکنن پاداش ها و تضمین درآمد هارم واریز نمیکنن پشتیبانی تلفنی جواب نمیدن و تیکت هم سر بالا جواب میدن خلاصه که خیلی خیلی مزخرفه
در این شرکت حس میکردم از همان روز اول به من اعتماد کافی داده نمیشود و فضای کار به شدت سرد بود. یک ماه پیش از قطع همکاری اعلام کردم و در نهایت روز آخر با وجود پذیرش شرکت، گفتند دیگر نیازی نیست برگردم و حقوق آخرین ماه را هم پرداخت نکردند. علاوه بر آن، در محاسبهٔ بیمه هم به شیوهای غیرمنصفانه عمل میشد و به کوچکترین نکات مثل زمانبندی استراحتها یا مرخصیها نیز حساسیت نشان میدادند. وقتی از توهین یکی از همکاران ناراحت شدم، به جای حل مشکل، مرا به کمکاری و بیدقتی متهم کردند. از منظر فنی اوضاع چندان مساعد نبود؛ مدیران و سرپرستان اطلاعی از برنامهنویسی نداشتند و پشتیبانی مؤثری ارائه نمیشد. احساس میکردم بیشتر به عنوان ابزاری برای انجام کارها استفاده میشوم تا اینکه به پروژه و کارم اهمیت بدهند. اگر به دنبال احترام، حقوق کامل و محیط کار سالم هستی، شاید بهتر باشد به جاهای دیگر نگاه کنی. همه چیز به نظر میرسید که با روابط خانوادگی و پارتیبازی گره خورده و دفاتر پیشخوان هم از وضعیت ناراضی بودند؛ سرویسهای ارائهشده به درستی بالا نگرفته و خطاهای متعددی داشتند. در نهایت احساس میکردم تمرکز فقط روی دریافت پول است و پاسخگو بودن به مشکلات کارکنان چندان مد نظر نیست.
شرکت آی تی ساز تجربهای کاری را برای من ثبت کرد که کاملاً منفی بود از نظر من محیط کار بسیار ناسالم و غیرحرفهای بود. حقوق با بیمه تفاوت داشت و رفتارها اغلب تهمتگونه و بیاحترامیآمیز بود. فضای کار به گونهای بود که روح و روان کارکنان تحت فشار قرار میگرفت و درک نمیشدند. هدف شرکت به نظرشان این بود که حقوق و مزایای کارکنان را تنها در حد کمینه نگه دارند و سطحی از مراقبت نشان نمیدادند. ساعات کاری به شکل نامناسبی کنترل میشد و رفتارهای نظارتی مانند دوربینهای مداربسته به شدت احساس میشد. گاهی اوقات شرایط آنقدر دقیق بررسی میشد که حتی در زمانهای استراحت صبحگاهی یا ناهار نیز فرایندها محدود بود و پاسخی درباره حقوق و مزایا داده نمیشد. روابط کارکنان چندان سازگاری نداشت و امکان خندیدن یا آرامش داشتن وجود نداشت زیرا ترتیب کارها دائماً تغییر میکرد. اعتراضات یا درخواستهای حقوقی و مزایا هم به صورت واضح پاسخ داده نمیشد و از نظر من ثبت و تقدیر از کارها دیده نمیشد. با وجود حجم کار بالا، ارزیابی یا تقدیر مناسب صورت نمیگرفت و مدیریت به نظر ضعف داشت.
بنده مدیر مالی هستم که اسم موسسه پارسیان حساب را بیشتر از ۱۰ سال پیش شنیده بودم و اطلاع داشتم که این موسسه در زمینه دفاعات مالیاتی فعالیت دارد ، جهت مصاحبه مراجعه نمودم و با مدیریت که شخص خیلی قوی و حرفه ایی بودن مصاحبه شدم وپروژه اجرایی یک شرکت بازرگانی که حقوق مناسبی هم پیشنهاد شد به بنده واگذار شد و کاملا از همکاری با پارسیان حساب راضی هستم ، دوستانی که به دنبال گرفتن پروژه های مالیاتی میباشند این موسسه را پیشنهاد میدهم تعداد شرکتهایی که با این موسسه کار میکنن چشم گیر است حتی با دوستانی که سابقه کار ندارند به خوبی و کامل زیر نظر مدیران مالی کار میکنن و جای پیشرفت خیلی خوبی داره
90درصد سمت هایی که تو کامنت های مثبت نوشته شده اصلا تو این شرکت وجود نداره. عضو اصلی این شرکت یه خانم هستن که مدیرن و تمام وقتشون مشغول به وجود آوردن حاشیه های مختلف و گرفتن سفته از نیروها و قایم کردنش زیر بالشت خونشونه و یک آقا که نقش دادزن قهار و پرسابقه رو تو این مجموعه دارن که بدون اطلاع از موضوع پروژه ها باید رو اعصاب نیروها برن و بهشون بی احترامی کنن. باقی افراد هم کسایی هستند که میان استخدام میشن و نهایت یکی دو ماه میتونن شرایط عجیب غریب این شرکت رو تحمل کنن.لطفا با خوندن کامنت های مثبت تقلبی تصور اینو نداشته باشید که میرید و با آدم های درست حسابی مواجه میشید
تجربهام از همکاری با این مجموعه را برای کسانی که قصد مذاکره دارند بازنویسی میکنم تا تصویر روشنتری به دست بیاید. خانوادگی بودن شرکت به چشم میخورد و مدیران تصمیمات کلان را در دست دارند؛ به صورت رسمی هیئت مدیرهای بدون حضور افراد مشخصی وجود ندارد و نقشهای مدیریتی متغیرند. پرداخت حقوق با تاخیرهای نسبتاً طولانی روبهرو بوده و معمولاً سه تا چهار ماه تأخیر برقرار است. وضعیت مالی شرکت گاهی خوب و گاهی بد است، اما به زندگی خانوادگی مدیران اثرگذار نیست و سفرهای خارجی با فواصل منظمی انجام میشود. در یک نمونه از خرید، دستگاهی برای واحد تولیدی تهیه شد در حالی که تا آن موقع حقوقها به تأخیر افتاده بود. به عبارتی پرداخت حقوق در اولویت قرار ندارد. اکثر کارکنان پس از مدتی قصد ترک میکنند و محیط کاری به سمت تنشها و حاشیهها میرود که به نظر میرسد از طرف مدیریت به وجود میآید تا با سیاستهای تقسیمکردن کارها پیش برود. به طور کلی برای افرادی جذب میشوند که پروژهای کوتاهمدت را راه بیاندازند و با وعدههای بزرگ تشویق شوند تا با سطح کاری بالاتر از انتظار همکاری کنند. پس از پایان کار، آنها را به صورت کامل با خود میانداخته و تسویهحساب مناسبی انجام نمیشود؛ همچنین با اخذ پرداختهای تضمینی یا سفته، فشاری برای ادامه کار و پیگیری مطالبات وجود دارد. در کل اگر نام این شرکت شنیده شود، به نظر میرسد بهتر است از آن فرار کرد و به دنبال گزینهای سالم و حرفهای بود تا تجربهای استرسزا و ناخوشایند تکرار نشود. امیدوارم این روایت برای تصمیمگیری دقیقتر پیش از حضور در مصاحبه مفید باشد و از گرفتار شدن در چنین شرایطی جلوگیری کند.
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
به راستی که دعوت به مصاحبه از طریق ارسال رزومه از طریق سایت بانک بود و من برای دریافت فرصت استخدام رفتم. در جلسه مصاحبه بیشتر به جنبههای زندگی شخصیام پرداخته شد تا سوابق شغلی و تحصیلیم. از من سوالاتی دربارهٔ جدایی والدین، ازدواج دوبارهٔ مادرم، وضعیت تاهل برادرم و علت فوت پدر مطرح شد و من توضیح دادم که از دانشگاه دولتی با معدل بالا فارغالتحصیل شدهام. تاکید میشد که از پنج صبح باید به محل کار بیایم و تا چه ساعتی ادامه دارد مشخص نبود و با هر مدرکی که وارد بانک میشدم، همان مدرکی باقی میماند و اجازه تحصیل هم نمیدادند. همچنین mention میشد که فرصتهایی برای پیشبرد تحصیلی و توازن میان زندگی و کار وجود ندارد.
منظرهای که از شرکت میبینم این است که دیجیپی در مسیری نیست که بتواند آیندهای روشن را تضمین کند. با جابهجاییهای گسترده، مدیران باتجربه کنار گذاشته میشوند و افراد کمتجربه و کممهارت جایگزینشان میشوند که بیشتر از شرکتهای ناکام و وابسته به یک بنگاه رانتی آمدهاند تا از بینش لازم برخوردار باشند و این، چشمانداز شرکت را تاریکتر کرده است. مدیریت عامل جدید هم بدون بهرهبردن از نیروهای مستعد و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت و نمایشی در پیش گرفته که به جای بهرهوری پایدار، بهزودی کار را بهحداقلسازی و نمایشهای سطحی میرساند. وقتی ساختار سازمانی مناسبی هم وجود ندارد یا جذب نیروها بر اساس روابط خانوادگی و شخصی صورت میگیرد و فضا به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و کاوش عمیق در امور، تنها هزینهها کاهش مییابد و نتایج سطحی ارائه میشود. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف پایههای شرکت فینتک محور مالی است. در این میان منابع انسانی هم به جای ایفای نقشی فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و حفظ فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفاً دستیار اجرایی مدیرعامل تبدیل شده است؛ نهادی که به جای سنگ بنای توسعه، به یکی از عوامل بحرانزا بدل گشته است. واقعیت این است که آینده دیجیپی به نوآوری مداوم، رصد مستمر بازار، پیشیگرفتن از رقبا و کشف بازارهای عمودی جدید بستگی دارد. در گذشته، با وجود ضعفها، بهواسطه بنیانگذاران، شرکت تا حدی در فیلد فناوری میرفت؛ اما مسیر فعلی میتواند به کوچکشدن، ناکارآمدی و در نهایت فروپاشی کامل منتهی شود. هیئت مدیره تاکنون یا به دغدغهها بیتفاوت بوده یا اراده و توان لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعی، اگر هدایت شرکت از دستشان خارج است، شایسته است که کنار بگذارند تا فضای تصمیمگیریِ مؤثرتر فراهم شود.
کار در بخش فنی مهندسی این شرکت تجربهای بود که با وجود جنبههای منفیاش، برای من درسهای زیادی داشت. مدیر واحد از نظر رفتار حرفهای مطلوب نبود و برخوردها به صورت ارباب رعیتی و چاپلوسیمحور بود؛ به گونهای که انتقادات یا گزارش مشکلات به بالادستیها چندان پذیرفته نمیشد. فضای کار سمی و پر از استرس بود و احساس میکردم فرصت رشد برای افراد با تجربه و شخصیت مستقل کم است. هرچند فشارها بالا بود، از تجربه خارج شدن از آنجا و نگاه به آینده احساس آرامش میکردم و تلاش میکنم از این تجربه برای پیشبرد مسیر شغلیم بهره بگیرم، چون در کنار سختیها، نکات مثبتی از همکاری با تیمهای فنی به دست آمد که میتواند در تصمیمهای آینده مؤثر باشد.
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
من به عنوان کارشناس فروش در گروه تک سامان هور تجربهای ناخوشایند داشتم. به هیچ وجه این شرکت، دفتر یا کارگاه تولید آجر بلوک را پیشنهاد نمیکنم و با گذشت نزدیک به یک سال، بدون توضیح و بیدلیل باید شرکت را ترک کردم. در حال حاضر کارکنان بخش منابع انسانی و کارمند تحصیلدار و نظافت کار شرکت نیز به عنوان کارشناس فروش در این مجموعه فعالیت میکنند؛ به نظر میرسد دامنه گزینههای شغلی برای کارجویان بسیار محدود است و ارزشی برای جذب هیچکس قائل نیستند. آنها حتی از واژه ویزیتور سیار استفاده میکنند تا عنوان کارشناس فروش به کار بگیرند که دارای بار روانی خاصی است، اما واقعاً مسئولیتهای قدرتمندی به آنها نسبت داده میشود.