همین الان در سایت کاریابی رزومه من بعد 3سال هممممممممممچنان درحال بررسیه توسط سداد چه این داده پردازی چه پرداخت الکترونیک اگر رزومتون دستی به واحدی که نیرو میخان نرسه هیچ جوره جذب نمیشید متاسفانه چند نغریو از سایتهایی که اگهی دادن دعوت به مصاحبهه میکنند و وقتتشونو میگیرن اما در نهایت هییییییییییییییچ
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای پوزیشن دات نت رفته بودم مصاحبه سختی بود انتظارش رو نداشتم، محیط ساکت و منظمی بنظرم امد، بر خلاف کامنت هایی که دیدم در خصوص محیط شرکتشون، در ضمن مصاحبه کننده هم فرد محترم و معقولی بودند. فقط زمان شروع به کارش کمی زود بود و مورد دیگش هم اینکه انتظار دریافتی بیشتری داشتم که قرار شد اطلاع بدن
این شرکت در زمینه توسعه نرمافزار کار میکنه. شرکت کوچیکه ولی تیم خیلی خوبی داره. واقعا همکارای با کیفیتی داریم. من یک ساله اینجام و خیلی راضی ام. کاملا مشخصه که نظرات قبلی برای خراب کردن چهره شرکت و هدفمند بوده. وگرنه این مشکلات توی شرکت اصلا وجود نداره. فرهنگ سازمانی خوبی در شرکت برقراره. مزایای اولیه رو داره. ایده های جالبی هم پیاده سازی میکنن که شاید هر جایی پیدا نشه.
در شرکت فرآزما جو آرامش پیدا نمیکردم و از روزهای اول احساس فشار و نارضایتی داشتم. مدیر عامل به نظر میرسید هدف اصلیاش پول و زمانبندی پروژهها بود و برخلاف وعدهها هر ماه با تاخیر در پرداخت حقوق روبهرو میشدیم و گاه با توضیحاتی که هیچگاه به واقعیت منطبق نبود، اوضاع به سردرگمی میرسید. بهعنوان مثال بارها شنیده بودم که پول میتواند در لحظهای ناگهان داده شود یا نه، و این روی روحیه تیم تاثیر منفی میگذاشت. از نظر مدیریتی هم اوضاع مساعد نبود؛ مدیری که به نظر میرسید انتظارات مشخصی از کارها ندارد و هر روز پیشنهاد یا تأکیدش متفاوت میشد. در طول مدت حضور من، چندین نفر از اعضای تیم آمدند و رفتند و هیچیک نتوانستند ثبات داشته باشند، دلیل اصلی اغلب همین رفتارهای نامشخص مدیر بود. رفتار روزمره او بهگونهای بود که برای پیگیری کارها، برداشتن قدم درست و داشتن انسجام تیمی مشکل بود؛ همیشه پرسش میکرد که چه کار کردهای و چرا آن کار را انجام ندادهای، حتی اگر بهصراحت گفته میشد مدتزمان مشخصی لازم است. فضای کاری بیش از حد خشک بود و حمایتی از نظر روحی یا فنی برای کارمندان وجود نداشت. حقوقهای سنواتی و عیدی پرداخت نمیشد و مزایا هم به جز یک آبسردکن با وضعیت نامناسب ارائه نمیشد که حتی آبش هم بهندرت تعویض میشد. از نظر تمرکز روی کیفیت کار و مدیریت تسکها، توجه چندانی وجود نداشت و نکتهی مهم این بود که پرداخت اضافهکاری بهطور کامل برقرار نبود. در توافقهای اولیهای که در روز مصاحبه مطرح شد، مدیر عامل بهطور مداوم موضع خود را تغییر میداد و بارها حرفی که گفته بود را نقض میکرد. خروجی کار همواره با این تلقی روبهرو میشد که انگار کار خیلی کم انجام شده یا از توان کارمند کاسته شده است. رفتارهای ناخوشایند و شوخیهای نامناسب در جلسات، بهخصوص با لحن تداخلگر و توهینآمیز، فضای جلسه را به شدت مخدوش میکرد. معیارهای ارزیابی مانند تعهد به مستندسازی، ثبت دقیق تستها و مشخص بودن نتایج بهطور منظم وجود نداشت و برای اطمینان از پرداختها هم باید پیگیریهای مداوم انجام میشد تا مطمئن شویم پرداختها انجام میگیرد. نبود تیم حسابداری و اصرار مدیر عامل به انجام کارهای مالی خود، باعث میشد فشار کار بالا رود و مسئولیتهای اضافی به افراد سپرده شود. فرض این بود که مدیرعامل با نگرش و رویکردی متفاوت به پروژهها نگاه میکند و به PM ارزشی قائل نبود یا تصور میکرد میتواند همه کارها را بهتنهایی انجام دهد. جو کار بهطور کلی سمی بود و رفتارهای جنسی نامناسب در برخی صحبتها و نگاهها به وضوح دیده میشد. در نهایت، مالکیت و وضع مالی شخصی مدیر شرکت نیز بر فضا و تصمیمها تاثیر میگذاشت؛ به طوری که گاه از فروش داراییها صحبت میکرد و قیمتها را بهنحوی غیرمنصفانه تنظیم میکرد. چندباره چنین گفتهی مطرح میشد که داراییها فروخته خواهند شد، اما واقعیتها همواره با این وعدهها همسو نبود. این تجربه بهعنوان یک فرصت یادگیری، به من نشان داد که محیطی با این سطح از بیثباتی، نبود شفافیت در پرداختها و رفتارهای نامناسب مدیران، واقعا برای کارمندان مناسب نیست و بهتر است پیش از پیوستن به چنین شرکتی، تمامی جوانب مربوط به فرهنگ سازمانی و شیوه
من با دوستی که نوشته: "به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن." 1000 درصد موافقم خود من چهار بار این شرکت رزومه دادم و رفتم یک مصاحبه مسخره ماراتن 3.5 ساعته!!!!!!! الان 2 ماه گذشته و هیچ جواب ندادن که نتیجه چی شد!! آخه مگه بیکارین که وقت مردم هدر میدین "شرکت داده ورزی سداد" #سازمان_اتلاف_وقت #داده_ورزی_سداد
به این شرکت آزمایشی وارد نشید چون به نظرم خیلی بیثبات میباره و برای من همون تجربه بود. بهگمانم اون فردی که حالا ادعای دفاع از شرکت رو میکنه و اخیرا کنار رفت، بهتره بیاد و نظرش رو دقیقتر توضیح بده. من به عنوان کارشناس تجربه میکنم که شرکت بیمه تکمیلی ندارد و حقوق با تأخیر پرداخت میشود. نظم کارها خیلی کم است و امنیت شغلی و امکان پیشرفت هم محسوس نیست. قرارداد هم سفته میگرفت و این موضوع خیلی شتابزده و نامعمول به نظر میرسید. این مسائل نه فقط برای من که واقعا برای همه همکاران وجود داشت و بهنظر میرسد که فراتر از یک تجربه فردی است. اگر شما تجربهای ندارید، لزوما برای بار اول لازم نیست، اما بهنظر من شرکت در زمینه پرداخت حقوق، بیمه و امنیت شغلی خیلی منظم نیست.
به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن. من و سه تا ازدوستانم تقریبا سه ماه پیش بود برای سداد روزمه دادیم، بالاخره دعوت به مصاحبه شدیم. شیوه مصاحبه: بیسواد ترین، بیسوادترین افراد به عنوان مصاحبه کننده اومدن. حدود 4 ساعت مصاحبه کردن.(سوالات فضایی و افتضاح و جک) هنوز که هنوزه واحد منابع انسانی این شرکت متوهم هیچ تماسی نگرفته که نتیجه مصاحبه رو بگه!!!!!! تاکید میکنم این شرکت اصلا تصمیم به جذب نیرو نداره.
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعا وجود ندارد.
عجیب اینجاست که بیزینس سپردن به عقده های م.م اچ آر بی پی برای این زن اصلا مهمنیست شرکت نتیجه بگیره یا نگیره فقط براش مهمه قدرت نمایی کنه آدمهای خودشو گوشه کنار شرکت بچینه از وقتی این خانم بیسواد اچ ار بی پی کامرشال شد کامرشال و بیزینس فنا شد بابا این مثلا مدیر جذب بود سرگرم بود حالا خیلی اونجا دستاورد داشت اچ ار بی پی کردین؟ چی میدونست اصلا عدد میفهمید حقوق دستمزد میفهمید بعد خنده دار پوزیشنهایی که تو لینکدین واسه خودش میزنه اچ ار بی پی سینیور منیجر چه صیغه ای سراسر این زن عقده ست و بقدری دلش سیاهه که تو قیافه ش میشه دید این سیاهی
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعا پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقا چندم حقوق دارم.
من دلم نمیخواست تا مدت طولانی با این جو کار کنم؛ احساس میکنم فضای کار اینجا خیلی ناسالم است و انتخاب مدیران هر بخش بر پایه روابط و سلیقه شخصی است، نه تخصص و تجربه کافی. در این محیط به جای روحیه تیمی، تخریب همکاران به عنوان ارزش شناخته میشود. اگر انگیزهات این است که زیرابزنی کنی و کارهای بیارزش خودت را به مدیر نمایش بدهی، اینجا برایت گزینه مناسبی است. با این حال توجه داشته باش که تا زمانی که شرکت به تو نیاز دارد، حضور خواهی داشت و به محض رفع نیاز، بدون احترام قطع همکاری میکنند و حتی به اجرای قانون یک ماه هم پایبند نیستند؛ این اتفاق در آغاز سال جدید و به بهانه نبود قرارداد شما رخ میدهد و شما فقط به خاطر اعتماد و قولهای غیررسمی در این شرکت ماندهاید. به عنوان کسی که زمان زیادی را در این مجموعه سپری کردهام، توصیه میکنم به آینده بلندمدت در آن نگاه نکنید و با این تصور که فقط انجام کار صادقانه کافی است، بهراحتی از دست روی میدهم.
در این شرکت به نظر میرسد رفتار با نیروها به عنوان کارگران موقت صورت میگیرد و اولویت با پروژههای کوتاهمدت است. وقتی پروژهای باشد، به هر روشی که باشد از جمله قولهای پوچ، کارمندان جذب میشوند اما پس از پایان پروژه یا وقتی نیاز کم میشود، معمولا قرارداد تمدید نمیشود یا ممکن است تمایلی به ادامه همکاری با آن فرد وجود نداشته باشد. اضافهکاریها هم گاهی تأیید نمیشود. اگر دانشجو هستید یا به دنبال کار موقت میگردید، این وضعیت میتواند مناسب باشد، اما برای دید بلندمدت توصیه نمیشود. در تمامی پژوهشکدهها و بهطور کلی در این پژوهشگاه چنین سیاستی وجود دارد و از کسانی که در اینجا کار کردهاند نیز میتوانید چنین تجربیاتی را بشنوید. به طور کل، توجیه نیروها به پروژه و نیاز آنها بستگی دارد و پس از اتمام پروژه، تعدیل انجام میشود. برای دانشجویان یا مأموریتهای خاص یا کار گذرا ممکن است مناسب باشد، اما برای همکاری بلندمدت خیر.
کاری که تجربه کردم این بود که با شرکت آی تی ساز همصحبت شدم و کار رو در قالب برنامهنویسی آغاز کردم. اوضاع حقوقی توافقی نبود و حقوق من هم به سختی پرداخت میشد و تازه با این همه شدت مشکلات، فرصت اعتراض داشت برای پیگیری. وقتی میپذیرید با چنین شرکتی همکاری کنید و قراردادی هم بهطور کتبی به دستتان نمیرسد، امکان انجام کار و پیگیری حقوق بهخاطر نبودن قرارداد مشخصی به شدت پیچیده میشود و در نهایت امکان اقدام مؤثر محدود میشود.
متأسفانه سطح سازمان و مصاحبهکننده بسیار پایین بود. انتظار داشتم در حوزهی تخصصی IT، مصاحبه با ابزار مناسب مثل کامپیوتر انجام بشه، نه با ماژیک و تخته وایتبرد! واقعا حیف از زمان، انرژی و منابعی که صرف چنین سازمانهایی میشه؛
من دو ساله که در این مجموعه هستم. مثل هر جای دیگهای خوبیهایی داره و بدیهایی. تا قبل از همکاران سیستم من فقط در محیطهای استارتاپی و شرکتهای تازه تاسیس کار کرده بودم و همکاران سیستم تجربه بسیار متفاوتی بود. - به نظر من محیط شرکت بسیار سالم و صمیمیه. این رو خودم از زبون کسانی که از اسنپ، دیجیکالا، دیوار و بازار و شرکتهای بزرگ دیگه به همکاران اومدن و یا از همکاران رفتن اونجاها شنیدم. میگن در مقایسه با اون شرکتا جو سالمتری داره همکاران. - شرکت بالغ بر ۳۵ سالشه و این خودشو تو بوروکراسی و منابع انسانیش نشون میده، اما در عین حال فرهنگ تغییر و بهتر شدن کاملا مشهوده به نظر من. - پرداخت حقوق همیشه به موقع است. - رده بندی و نردبان شغلی و این مسائل نداره. اما تفاوت مهارت و مسئولیت پذیری کاملا دیده میشه. البته در کل حقوقش (برای برنامهنویس) از شرکتهای مطرح یه سطح پایینتره. - در عین بزرگ بودن شرکت، شما از مدیران دور نیستید. واقعا باهاتون در ارتباطن و در دسترسن برای صحبت، مشورت، انتقاد و ... - شاید بهترین جا برای پیشرفت فنی نباشه. چون به خاطر بروکراسی و فرآیندهای نرمافزاریش، زمان قابل توجهی از شما گرفته میشه. سخت میشه تاثیرگذار بود و چیزی رو عوض کرد. از لحاظ سطح فنی هم آدم معمولی زیاده به نسبت.
سلام، برای پوزیشن کاری برنامه نویسی به این شرکت رفتم، محیط خیلی ساکتی داشت، برام مهم بود و دوم اینکه مصاحبه تخصصی روی وایت برد داشتم، خوب نتونسم پاسخ بدم ولی خوشحالم که سطح شرکت های آیتی یه تغییری تو ایران کرده. راضی کننده بود
میخواهم بگویم که در مدت تقریبا سه سالی که اینجا بودم، فرصتهای نسبتا خوب و همینطور چالشهایی فراهم شد. اگر به معماری رایانه، سیستمعامل یا شبکه علاقه دارید، این بخش سیستمی شرکت برایتان تجربههای جذابی به همراه دارد. از نظر حقوقی، دستمزد نسبت به بازار متوسط رو به بالا بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. علاوه بر این، امکان دورکاری چند روز در هفته وجود داشت و فضای ذهنی مثبتی در این باره وجود داشت. از نکات منفی هم این است که شاید بهکارگیری تکنولوژیهای بیشتری بتواند هم گروه همکاران را راضیتر کند و هم مهارتهایشان را ارتقا دهد. ارتباط مناسب با واحد منابع انسانی را احساس نکردم و این بخش از نقاط ضعفی بود که به آن اشاره میکردم. اخیرا با مدیر فنی جدید تغییرات خوبی در سطحهای مختلف شکل گرفته و آینده بهتری برای شرکت نوید میداد. برای شرکت آرزوی موفقیت دارم و از وقتی که اینجا کار کردم خوشحالام.
فقط یه مورد بگم تو اون شرکت یه فردی بود به اسم نوری هر کاری میگفت مدیریت نه نمیاورد نه که نتونه میترسیدن از ممد یادمه نوری چندین نیرویه کار عالی و همکارایه لایق رو بخاطر اینکه ازش نزنن بالاتر به اقای محمودی میگفت ردش کن اونم میکرد بعد از چند هفته میفهمید چه غلطی کرده و کاره اونام ریخته رو خودش به غلط کردن میوفتاد حالا هم که نیست برای جانشین های خودش که حاصل تربیت خودش هستند همون شخصیت به جا گذاشته ماکه عقل نداشتم چند سال عمرمونو اونجا درجا زدیم ولی اونی که یذره عاقل بود اومده و دو روزه رفت
تجربه خوبی بود، انصافا خیلی چیزا یاد گرفتم. با وجود اینکه ایراداتی داشت. ما از حق نگذریم تجربه ای که در تعامل و بازاریابی تو این شرکت پیدا کردم خیلی برای آینده ام خوب هست. بالاخره هیچ جایی عالی نیست اما خوب و بدی هر جا به نظرم می تونه در نهایت به تجربیات آدم چیزی اضافه کنه. امیدوارم این شرکت موفق باشه
بسیار بی نظم و همه چی قاطی بر قاطی هست اتوماسیون ۱ هفته قطع بود و مسئولین کاری نمی کردن چون اصلا براشون مهم نبود که بهو ۱۰۰ تا نامه بمونه و با هم بیاد هر کی هم مینداخت گردن اون یکی، دبیرخانه گردن ادمین گام ،ادمین گردن کارشناس گام ، کارشناس گام گردن امنیت، امنیت گردن بانک همبن یه هفته قطعی اتوماسیون بس بود برای دیوانه شد خدا به داد برسه شرکت سرشار از حاشیه و خاله زنک فقط باید فرار کرد فقط
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.