اول هر تجربه کاری که دارم رو با چالشها و نگرانیها آغاز میکنم: این شرکت تا حد زیادی نامش در ذهن همه روشن است، اما واقعيت ها از چشمانداز من خیلی مبهم به نظر میرسد و گاهی سرنوشت حضورمان در کار یا نبودنش در لیست تعدیلیها مشخص نیست. برخی از مدیرانی که واقعا به کار و تیم ملحق بودند یا به خاطر مسائل داخلی کنار گذاشته شدند یا تصمیم به ترک گرفتند؛ چنین روندی برایم توضیحپذیر نیست و من متوجه نیستم چرا اوضاع اینقدر نامناسب شده است. در چند ماه اخیر کارتهای اعتباری کارکنان به دلیل مناسبتهای مختلف شارژ نمیشود و این اصلا حس دلگرمکنندهای ایجاد نمیکند، چون به وضوح میگوید که احتمالا جای ماندن در اینجا بسیار کم است و وعدههایی که داده میشود، عملا اجرا نمیشود. برای من قابل درک نیست که شرکتی با این سطح از درآمد چگونه به چنین وضعیتی دچار میشود. شاید ریشهاش در ساختار رابطهای و فسادهای درونسازمانی باشد که همهجا سایه انداخته و حتی شرکتهای زیرمجموعهاش هم از این مشکلها رنج میبرند. فضای شرکت پر است از مدیرانی که تجربهی عملی کافی ندارند اما تصمیمگیریهایشان بحرانهای متعددی را پیدرپی به وجود میآورد. نتیجهی این اوضاع هم بیش از هر کس دیگری نصیب پرسنل میشود و از این منظر به نظر میرسد که فشار کار و ناامیدی در حال افزایش است. در پایان، به عنوان تجربهای که از محیط به دست آمده، توصیهام این است که فریب نام و ظاهر شرکتهای بزرگ را نخورید و با دقت بیشتری به واقعیتهای کارگاه نگاه کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوست داشتم صادقانه بگم که تجربهام از کار با این شرکت نتیجه مثبتی نداشت. مدیرعامل که یک خانم بود، رفتارهای بیاحترامی و بداخلاقی زیادی از خود نشان میداد و این رفتارها خیلی به کارمندان توهین بود. حقوق و بیمه هم به موقع پرداخت نمیشد و در برخی مواقع مشکلات مالی پیش میآمد. در دوران حضورم، چندین بار مشکل درگیری بین مدیرعامل و کارمندها به پلیس یا کلانتری کشیده شد و گاهی هم بابت مسائل مالی، پول مدیریت از دست میرفت. محیط کاری عجیب و برخی رفتارهای نامناسب باعث شد احساس کنم جای امنی برای کار نیست. من بخش فروش بودم و اغلب مشتریها ناراضی میماندند و با وجود پرداخت هزینه، خدمات مطلوبی دریافت نمیکردند. این تجربه را با هدف اطلاعرسانی به دیگران و جلوگیری از انتخابهای مشابه برای جوانان به اشتراک میگذارم تا به خودشان احترام بگذارند و از کار در چنین موقعیتهایی دوری کنند.
اینکه ارمان ساجدی از مسوول توسعه محصول بودن برداشتن یعنی داتین داره میره سمت خوب شدن 😆 بیخود ترین ادم تو داتین با پارتی بازی برای داداشش و فامیلاش امریه سربازی گرفت چشمش به دختر میفته دست و پاش شل میشه و به همه نظر داره چرت پرت و بی پایه و اساس حرف میزنه خیلی سعی میکنی کول باشه بهترین تصمیم این بود دم این ادم گرفتن از منابع انسانی پرتش کردن بیرون
فقط چون قسط دارم داتین موندم در اسرع وقت به جابهجایی فکر میکنم منابع انسانی بسیار بی کفاایت که بیرونش کردن یه نوچه هم کنارش داشت دو ماه قبل خودش انداختنش بیرون اونکه پدیده بود از بی کفایتی و داغون بودن امید داريم مدیر منابع انسانی جدید اینهمه دوست و اشنا بازی اون قبلی جمع کنه هر چی دوست و اشنا داشت گذاشت تو موقعیت های خوب حقش بود خودشو و نوچه دختر باز و هیزشو انداختن بیرون
شرکت کندا ایده را تجربه کردم و فکر میکنم یکی از نقاط قوت کارم آنجا بود. برای آرامش خیال باید بگویم کندا خانه خاله نیست! شرکتشان خصوصی یا دولتی نیست و مدیرانشان واقعا فعال هستند؛ بیشتر نقش راهنما را به جای رئیس ایفا میکنند و با شما همراه میشوند تا به نتیجه برسند. به همین دلیل در فضای کار همکاری و رفاقت هم وجود دارد و در بعضی مواقع تنشهایی هم ممکن است باشد، اما کار تیمی را در اولویت میدانند و پاسخگویی به دنبال دارد. از همان روزهای اول قراردادها شفاف بسته میشود و روالها بهطور روشن اجرا میشود. در روز خداحافظی هم برخوردشان محترمانه است و حقوق و مزایای کامل و منظم پرداخت میشود. بهنظر من تجربه کار با آنها برای من تازهکار هم فرصت učenes خوبی بود.
در نگاه اول تصمیم داشتم از مصاحبه صرفنظر کنم چون تجربههای منفی زیادی ازش شنیده بودم، اما در نهایت رفتم. ساختمون قدیمی است و آسانسور ندارد، با این وجود مصاحبه خیلی حرفهای و خوب برگزار شد. روز اول، مصاحبه با واحد منابع انسانی بود و دو روز بعد تماس گرفتند تا مصاحبه تخصصی برگزار شود؛ سوالاتشان دقیقا با آگهی کار مطابقت داشت و برخوردشان محترمانه بود. گفتند حقوق ممکن است دیر پرداخت شود، اما در همان ماه انجام میشود. نکته جالب برایم دورههای آموزشی بود که برای کارمندان برگزار میکردند. گفتند جواب مصاحبه طی یک هفته از اعلام نتیجه چه تأیید چه رد، اعلام خواهد شد، و من هم همانجا اینجا میگذارم تا ببینید تکلیف چیست.
من با وجود تمام مزایا و معایبی که هر شرکتی دارد، برداشت من از این مجموعه این بود که توازن به سمت نکات مثبت نمیچرخد. از جمله نکاتی که ناامیدم کرد عبارتند از: ۱- برخی مدیران واحد، ادعای دانش میکردند اما در عمل فقط در حرف زدن و شعار دادن حرفه خوبی داشتند. ۲- اعتماد نکردن به نیروهای باانگیزه و روی آوردن به افراد ریاکار و خودخواهی که سابقه مدیریتی خوبی ندارند اما همچنان ادعا دارند؛ و مدیران ارشد شرکت اغلب به همین افراد نگاه میکردند. ۳- تصمیمگیریها در لایههای مختلف شرکت بیش از اندازه به افراد بدون تجربه کار در شرکتهای دانشبنیان یا محصول مشابه واگذار میشود؛ صحبتهایشان گاهی با زبان خدا و پیغمبر همراه بود اما احساس میکردم حقوق دیگران پایمال میشود. ۴- منابع انسانی به شدت ضعیف و مغرور هستند. ۵- مزایای غیرحقوقی به طور مناسب پرداخت نمیشد. ۶- محیط کار خشک و مردانه بود. ۷- میانگین سنی مدیریتی بالای پنجاه سال، اکثرشان بازنشسته دولتی یا نظامی بودند و درک حرف جوانان برایشان دشوار مینمود. ۸- پاسخگویی نامناسب و برخورد نامناسب در حوزه مالی. اما از مزایا هم نباید چشمپوشی کرد: ۱- حقوق به موقع پرداخت میشد. ۲- بیمه جانبی وجود داشت. ۳- محیط کار مشخص و ثابت بود. ۴- انتقال دانش نسبی میان افراد صورت میگرفت. ۵- محصولی پرکاربرد برای سازمانها تولید میشد. در مجموع از نظر ایده و محصول، پتانسیل خوبی وجود داشت و جای رشد داشت؛ اما نبود پایبندی کامل به برخی اصول و مقررات داخلی، حضور مدیران با تجربه ناکافی در این نوع شرکتها و بیتجربگی در مدیریت منابع مالی برای محیطی آرام، بدون تنش و فعال و رو به رشد مناسب به نظر من نیست.
ثبت تجربه من در این شرکت کاملا واقعی است. اول اینکه چند نظر هست که کاملا مشخصه از طرف شرکت اومدن الکی ثبت کردن،به دوروغ از شرکت خیلی خوب تعریف کردن،حالا کاری باهاش ندارم احتمالا مجبورشون کردن وگرنه خودشونم میدونن این شرکت چه وضعی داره.... اما تجربه من : من حدود ۲سال در این شرکت کار کردم.. اولش با حقوق کم باهات میبندن که البته با وعده بعد از ۱ماه افزایش حقوق میدیم، کلاس های آموزشی رایگان براتون میزاریم، گواهی نامه کلاس هامون رو بهتون میدیم و کلیییی وعده الکی دیگه.... که هیچ کدوم عملی نشد که هیچ تازه هر ماه هم میکشوننت اتاق مدیریت و میگن بیشتر کار کن،بیشتر تلاش کن، نسبت به فلانی خوب نیستی خلاصه که کلی تخریب شخصیتت میکنن و .... مزایای واقعا نداره ،الکی خودشون رو بزرگ میبینن. حق و حقوق هر کارمندی که هرجا کار کنی داری.... رشد و مهارت افزایی ندارن دروغ میگن،چون کلاس های نصفه نیمه ناقص برگزار میکنن که آخرش همچی کنسل میشه... هیچ فضای رشدی هم نمیدن ، فضای رشد نیازمند اعتماد به کارمند، دادن خلق و راه اندازی ایده ها، آزادی به نیرو هست که اینا همش ختم میشه به مدیران اصلی شرکت که اونها هم کاملاااااا دلبخواهی عمل میکنن. اصلا گوش به حرف هیچکسی جز مدیر تولید و مدیر فروششون نمیکنن. حقوق به موقع هم که نمیدن .. چیزی خیلی مشهوده رنج حقوقی خیلی پایین تری نسبت به سایر شرکت های نرم افزاری خیلی ضعیف و کوچکتر دارن. من شرکت های نرم افزاری کوچک و بزرگ دیگری کار کردم اما محیط مسموم و مشغله های مالی اینجا رو نداشتن.
برای دانشجویان که به دنبال کار پاره وقت هستند خوبه پایه حقوقش نسبت به نیروی ثابت کمه تو اوج سفارشات و ساعات کاری 12 ساعته نیرو های پاره وقت به انتخاب خودشون شیفت کاری برمیدارن اما نیروهای ثابت که هر چهار روز یک بار روز استراحتشون هست رو در برخی موارد باید بیان سرکار مزایا و معایب نیروهای ثابت و پاره وقت با هم برابری میکنه و همو خنثی میکنه به سختی نیروهای ثابت و پاره وقت میکنن اما برای پاره وقت به ثابت سریع کارتون رو راه میندازه تیم هد های محترم و خوش برخوردی داره
تما همون احساساتی که تجربه داشت را دارم منتقل میکنم: اینجا کار کردن تو بازار آزاد خیلی بهتره، تو اچاره و خدمت از ما و اینجورجاها بیشتر درآمد میکنی و دستمزد بیشتری میگیری. اینجا ما در گرما و سرما زحمت میکشیم و انگار بردهایم، و با اینکه تلاش میکنیم، به اندازهی انتظار درآمد نداریم و حتی از بابت اولیههایی به ما بدهی میرسد. به هیچوجه وارد این مجموعه نشید و به دنبال کار در بازار آزاد برید.
به خاطر امنیت و اخلاقیه کار، این تجربه رو به شکل صریح و بیعیب و نقص بازنویسی میکنم اما بدون بیان اتهامات غیرممنوع یا ارائه کردن اطلاعات نادرست. دوست دارم دیگران هم بدون ترس حرف منو بفهمن: کار توی این شرکت تجربهی خوبی نبود و با وجود مدت زیادی که در اونجا بودم، احساس کردم محیطش مخفیکاری و سوءظنها زیادی داره. مالک شرکت به نظر میرسه که ساختمون رو به شکل نامشخصی مدیریت کرده و زیر سایهی دو شرکت مختلف فعالیت میکرده، بدون اینکه لوگویی روشن یا آگهی شفاف داشته باشه. این موضوع باعث سردرگمی میشد و من فکر میکنم گاهی خریدن اعتماد کارمندان به خاطر این عدم شفافیت کار درستی نیست. برای پی بردن به درستی ادعاها و سابقه شرکت، لازم میدیدم نظرات و صفحات مرتبط با شرکتهای مشابه رو بررسی کنم تا بهتر بفهمم چه چیزی واقعا اتفاق افتاده است. توصیهای که به دیگران دارم اینه که اگر تصمیم دارن وارد چنین فضایی بشن، حتما از منابع معتبر و قابلاعتماد استفاده کنن و با احتیاط گام بردارن. به عنوان تجربهی شخصی من، بهتره افرادی که آیندهشون ایجاب میکنه کار کردن در چنین محیطهایی رو تجربه میکنن، جوانب امنیتی و حرفهای رو به دقت بسنجن و از اشتغال در فضاهایی که شفافیت کافی ندارن پرهیز کنن. اگر به دنبال بررسی دقیقتر وضعیت شرکتهای مرتبط هستید، میتونید به منابع عمومی و نظرات کاربران در صفحههای مربوطه رجوع کنید تا تصویر دقیقتری به دست بیارید.
من هفته پیش اینجا رفتم مصاحبه. محل شرکت نزدیک متروی صادقیه بود با یه پیاده روی کوتاه. محیط شرکت تو یک ساختمون دو طبقه در محله مسکونی بود و معلوم بود که خیلی آروم هست فضای کار. یه پذیرایی ساده قبل از مصاحبه انجام دادن و خانمی که مصاحبه می کرد همه مواردی که نوشته بودم بپرسم رو خودش کامل توضیح داد. مشکلش این بود که پنج شنبه هم جزو ساعت کاریشون بود و به برنامه من نمی خورد. موافقت نکردن که پنج شنبه رو برای من استثنا قائل بشن و مشغول به کار نشدم :(
سه تجربهی از کارم را تعریف میکنم: نخست، بعد از چند ساعت مصاحبه و انجام تستها، قراردادم را برای سه ماه آزمایشی امضا کردند؛ اما گفتند ماه آخر حقالزحمهها با تاخیر پرداخت میشود و تفاوتش را در آینده پرداخت خواهند کرد. این موضوع تنها پس از یک ماه کارکردن بر من آشکار شد و احساس کردم لازم بود همان روز هم میگفتند تا از این پنهانکاری جلوگیری شود.
قبلا با این شرکت مصاحبه کردم و رفتار تیم مصاحبه بسیار حرفهای بود. مسیر شغلی را هم بهطور روشن برایم توضیح دادند. اما متوجه شدم طولانی بودن صفهای انتظار برای مصاحبه وجود دارد و بخش عمدهای از حقوق من در قالب مزایا پرداخت میشود؛ با وضعیت اقتصادی کنونی، این مسئله برایم جذاب نبود.
من حدود یکماه پیش مصاحبه اومدم با یه خانم و یه اقا برای فیلد کاری تحلیل، برخورد خیلی گرم و حرفه ای داشتند جوری که استرس نگرفتم و در حدتوانم سوالات جواب دادم و خانومه بدون هیچ منتی چند توصیه کاری خوب هم برای پیشرفت تو این حوزه به من داشتند ولی متاسفانه برای مصاحبه دوم خیلی طول کشید تا با من تماس گرفته شد و من با شرکت دیگه ای تو این مدت اکی شدم و مشغول به کار شدم، روال مصاحبه خیلی خوب بود ولی جذب و استخدامش خیلی طولانی شد.
اگر سابقه کار ندارید بهترین جایی که میتونید هم یاد بگیرید و هم رزومه خوبی درست کنید. کلا تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه هم آموزش های خوبی در اختیار میزارن و اینکه حقوق افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه بیشتره. اگر سابقه کاری خوبی دارید برای آرامش داشتن جای خوبیه. دنبال پست و جایگاه نباشید خیلی سخته و من که دارمش بنظرم ارزش مالی نداره. باز باید هر کسی شرایط خودشو بسنجه. پرداختیها خوب و بموقع انجام میشه و میتونید به زندگیتون نظم بدید. سطح حقوقش الان خوبه ولی با شرایط تورم و بقیه چیزا معلوم نیست. تیم های خیلی زیادی هست پیشنهاد من فقط اداره نرم افزاره جاهای دیگه هم تیم توسعه دارند ولی پیشنهاد نمی کنم هم از نظر تکنولوژی و سطح تیم ها و هم جو اداره.
وقتی به دفراز میآمدم، فضای کاری خیلی مثبت و دوستانه بود و من با تقریبا چند سال همکاری به عنوان برنامهنویس با تیم همراه شدم. همکاران و مدیران از افراد تحصیلکرده و با دانش کافی بودند و یادگیری در تمام سطوح شرکت جریان داشت؛ افراد تجربههایشان را با هم تقسیم میکردند. از ابتدای شروع فعالیت شرکت مشتری محدودی داشت، اما با افزودن امکانات و قابلیتهای جدید توانست محصول نرمافزاری خود را توسعه دهد و با شرکتهای کارفرمایی بزرگ در بخشهای گوناگون همکاری کند. همین روند باعث رشد قابل توجه شرکت شد و گواهینامهها و تاییدیههای نرمافزاری زیادی کسب شد. اوضاع مالی در حال حاضر رو به بهبود بود و حقوقها هم پرداخت میشد، هرچند گاهی با تاخیر کوچکی مواجه میشد که این امر هم تا حدودی طبیعی است و به شرایط اقتصادی بستگی داشت. در کل تجربهام مثبت بود و برای دفراز آرزوی موفقیت دارم.
من در دوبخش کار کردم به مدت ۳سال و خورده ای بخش اول آنقدر تجربه خوبی بود که باعث شد این مدت تو اسنپ فود باشم امااااااااا...... بهش دوم همه کار انجام میشد جز کار کردن ،به آدمهای بی صلاحیت فقط بواسطه دوستی و روابط مدیریت میدادن ،براحتی بهت تهمت میزدن که فلانی مشکل اخلاقی داره و اچ آر واقعااااااا هیچ کاری نمیکرد در حدی که من تو شرکت بیهوش شدم هرگوشه اون بخش یک نفر پنیک میشد و هر اعتراض به اون خانم و اچ آر مساوی قطع همکاری بود چون خانم با مدیر در ارتباط خاص بود در انتها بعد از کلی توهین و تحقیر و پیشنهادهای بیشرمانه بعد از استعفا مدیر من منو تهدید کردن متن هم در ادامه میزارم و همه رو تهدید کردن که برای من جشن خداحافظی نگیرن منی که تا شب قبل کار میکردم صبح منو نشوند تو اتاق و گفت از همه گروهها لفت بده متن ایشون بعد استعفا من و اینکه میگفتن بهشون ربط ندارد آفرمو از دست میدم یا نه ولی به جون خودت اگه بفهمم تا اخرین روزی که اینجایی، به کسی حرفی زدی که اگه به گوشم برسه ناراحتم میکنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی بخوای جو و بهم بریزی و تو مخ بقیه بری و … کلامون میره تو هم هم از گروه بلاکت میکنم هم از هر شرکتی که تاحالا اسمشو شنیدی اسکرین شات این مسیجمم نگه دار برای هرکی لازمه بفرست فقط این ۴۰ روز و بچسب به کارت بی حاشیه همین میتونی؟
من حدود 3 سال در این مجموعه فعالیت کردم و تجربه هم کار در خود گروه و هم در یکی از تحت لیسانس های این برند رو دارم متاسفانه بدترین تجربه کاری من کار در شرکت های تحت لیسانس بود که واقعا آدم های بی سوادی (مدیریت) در راس کار وجود دارند. متاسفانه فضای کل سازمان به قدری دارای حاشیه س و منابع انسانی هم فقط اسم منابع انسانی رو یدک میکشه و بسیار محیط غیرحرفه ای رو پدید آوردند. واقعا دانش هایی که در همکاران سیستم یاد میگیرید به درد فقط کار در همکاران سیستم میخوره. همین
برای من این شرکت همیشه دوستداشتنی بود و از کارکردن در آن لذت میبردم، هر چند با وجود مشکلات و چالشهای فراوان، فضایی وجود داشت که سختیها را به صورتی قابل تحمل میکرد. برخی مدیریتها تجربه و دیدگاه کافی نداشتند و گاهی با نظرات نامطمئن و صحبتهای بیپایه، ما را به کارهای تازهکاری بدل میکردند؛ بهخصوص بعد از ده سال سابقه کار، رفتاری با ما میشد که گویی تازهوارد هستیم. اگر ما توانسته بودیم در این سالها به کار خود ادامه دهیم، چرا اینگونه به نظر میرسید که شرکت به نیروهای با تجربه خود کمتر اعتماد میکند؟ همچنین نامهای از واحد مربوطه دریافت شده بود که نشان از همراهی و حسننیت داشت، اما من با دلشکستگی از آن مجموعه جدا شدم و گمان نمیکنم بتوانم دوباره به این تجربهها بیاعتماد بازگردم.
اول هر تجربه کاری که دارم رو با چالشها و نگرانیها آغاز میکنم: این شرکت تا حد زیادی نامش در ذهن همه روشن است، اما واقعيت ها از چشمانداز من خیلی مبهم به نظر میرسد و گاهی سرنوشت حضورمان در کار یا نبودنش در لیست تعدیلیها مشخص نیست. برخی از مدیرانی که واقعا به کار و تیم ملحق بودند یا به خاطر مسائل داخلی کنار گذاشته شدند یا تصمیم به ترک گرفتند؛ چنین روندی برایم توضیحپذیر نیست و من متوجه نیستم چرا اوضاع اینقدر نامناسب شده است. در چند ماه اخیر کارتهای اعتباری کارکنان به دلیل مناسبتهای مختلف شارژ نمیشود و این اصلا حس دلگرمکنندهای ایجاد نمیکند، چون به وضوح میگوید که احتمالا جای ماندن در اینجا بسیار کم است و وعدههایی که داده میشود، عملا اجرا نمیشود. برای من قابل درک نیست که شرکتی با این سطح از درآمد چگونه به چنین وضعیتی دچار میشود. شاید ریشهاش در ساختار رابطهای و فسادهای درونسازمانی باشد که همهجا سایه انداخته و حتی شرکتهای زیرمجموعهاش هم از این مشکلها رنج میبرند. فضای شرکت پر است از مدیرانی که تجربهی عملی کافی ندارند اما تصمیمگیریهایشان بحرانهای متعددی را پیدرپی به وجود میآورد. نتیجهی این اوضاع هم بیش از هر کس دیگری نصیب پرسنل میشود و از این منظر به نظر میرسد که فشار کار و ناامیدی در حال افزایش است. در پایان، به عنوان تجربهای که از محیط به دست آمده، توصیهام این است که فریب نام و ظاهر شرکتهای بزرگ را نخورید و با دقت بیشتری به واقعیتهای کارگاه نگاه کنید.
دوست داشتم صادقانه بگم که تجربهام از کار با این شرکت نتیجه مثبتی نداشت. مدیرعامل که یک خانم بود، رفتارهای بیاحترامی و بداخلاقی زیادی از خود نشان میداد و این رفتارها خیلی به کارمندان توهین بود. حقوق و بیمه هم به موقع پرداخت نمیشد و در برخی مواقع مشکلات مالی پیش میآمد. در دوران حضورم، چندین بار مشکل درگیری بین مدیرعامل و کارمندها به پلیس یا کلانتری کشیده شد و گاهی هم بابت مسائل مالی، پول مدیریت از دست میرفت. محیط کاری عجیب و برخی رفتارهای نامناسب باعث شد احساس کنم جای امنی برای کار نیست. من بخش فروش بودم و اغلب مشتریها ناراضی میماندند و با وجود پرداخت هزینه، خدمات مطلوبی دریافت نمیکردند. این تجربه را با هدف اطلاعرسانی به دیگران و جلوگیری از انتخابهای مشابه برای جوانان به اشتراک میگذارم تا به خودشان احترام بگذارند و از کار در چنین موقعیتهایی دوری کنند.
اینکه ارمان ساجدی از مسوول توسعه محصول بودن برداشتن یعنی داتین داره میره سمت خوب شدن 😆 بیخود ترین ادم تو داتین با پارتی بازی برای داداشش و فامیلاش امریه سربازی گرفت چشمش به دختر میفته دست و پاش شل میشه و به همه نظر داره چرت پرت و بی پایه و اساس حرف میزنه خیلی سعی میکنی کول باشه بهترین تصمیم این بود دم این ادم گرفتن از منابع انسانی پرتش کردن بیرون
فقط چون قسط دارم داتین موندم در اسرع وقت به جابهجایی فکر میکنم منابع انسانی بسیار بی کفاایت که بیرونش کردن یه نوچه هم کنارش داشت دو ماه قبل خودش انداختنش بیرون اونکه پدیده بود از بی کفایتی و داغون بودن امید داريم مدیر منابع انسانی جدید اینهمه دوست و اشنا بازی اون قبلی جمع کنه هر چی دوست و اشنا داشت گذاشت تو موقعیت های خوب حقش بود خودشو و نوچه دختر باز و هیزشو انداختن بیرون
شرکت کندا ایده را تجربه کردم و فکر میکنم یکی از نقاط قوت کارم آنجا بود. برای آرامش خیال باید بگویم کندا خانه خاله نیست! شرکتشان خصوصی یا دولتی نیست و مدیرانشان واقعا فعال هستند؛ بیشتر نقش راهنما را به جای رئیس ایفا میکنند و با شما همراه میشوند تا به نتیجه برسند. به همین دلیل در فضای کار همکاری و رفاقت هم وجود دارد و در بعضی مواقع تنشهایی هم ممکن است باشد، اما کار تیمی را در اولویت میدانند و پاسخگویی به دنبال دارد. از همان روزهای اول قراردادها شفاف بسته میشود و روالها بهطور روشن اجرا میشود. در روز خداحافظی هم برخوردشان محترمانه است و حقوق و مزایای کامل و منظم پرداخت میشود. بهنظر من تجربه کار با آنها برای من تازهکار هم فرصت učenes خوبی بود.
در نگاه اول تصمیم داشتم از مصاحبه صرفنظر کنم چون تجربههای منفی زیادی ازش شنیده بودم، اما در نهایت رفتم. ساختمون قدیمی است و آسانسور ندارد، با این وجود مصاحبه خیلی حرفهای و خوب برگزار شد. روز اول، مصاحبه با واحد منابع انسانی بود و دو روز بعد تماس گرفتند تا مصاحبه تخصصی برگزار شود؛ سوالاتشان دقیقا با آگهی کار مطابقت داشت و برخوردشان محترمانه بود. گفتند حقوق ممکن است دیر پرداخت شود، اما در همان ماه انجام میشود. نکته جالب برایم دورههای آموزشی بود که برای کارمندان برگزار میکردند. گفتند جواب مصاحبه طی یک هفته از اعلام نتیجه چه تأیید چه رد، اعلام خواهد شد، و من هم همانجا اینجا میگذارم تا ببینید تکلیف چیست.
من با وجود تمام مزایا و معایبی که هر شرکتی دارد، برداشت من از این مجموعه این بود که توازن به سمت نکات مثبت نمیچرخد. از جمله نکاتی که ناامیدم کرد عبارتند از: ۱- برخی مدیران واحد، ادعای دانش میکردند اما در عمل فقط در حرف زدن و شعار دادن حرفه خوبی داشتند. ۲- اعتماد نکردن به نیروهای باانگیزه و روی آوردن به افراد ریاکار و خودخواهی که سابقه مدیریتی خوبی ندارند اما همچنان ادعا دارند؛ و مدیران ارشد شرکت اغلب به همین افراد نگاه میکردند. ۳- تصمیمگیریها در لایههای مختلف شرکت بیش از اندازه به افراد بدون تجربه کار در شرکتهای دانشبنیان یا محصول مشابه واگذار میشود؛ صحبتهایشان گاهی با زبان خدا و پیغمبر همراه بود اما احساس میکردم حقوق دیگران پایمال میشود. ۴- منابع انسانی به شدت ضعیف و مغرور هستند. ۵- مزایای غیرحقوقی به طور مناسب پرداخت نمیشد. ۶- محیط کار خشک و مردانه بود. ۷- میانگین سنی مدیریتی بالای پنجاه سال، اکثرشان بازنشسته دولتی یا نظامی بودند و درک حرف جوانان برایشان دشوار مینمود. ۸- پاسخگویی نامناسب و برخورد نامناسب در حوزه مالی. اما از مزایا هم نباید چشمپوشی کرد: ۱- حقوق به موقع پرداخت میشد. ۲- بیمه جانبی وجود داشت. ۳- محیط کار مشخص و ثابت بود. ۴- انتقال دانش نسبی میان افراد صورت میگرفت. ۵- محصولی پرکاربرد برای سازمانها تولید میشد. در مجموع از نظر ایده و محصول، پتانسیل خوبی وجود داشت و جای رشد داشت؛ اما نبود پایبندی کامل به برخی اصول و مقررات داخلی، حضور مدیران با تجربه ناکافی در این نوع شرکتها و بیتجربگی در مدیریت منابع مالی برای محیطی آرام، بدون تنش و فعال و رو به رشد مناسب به نظر من نیست.
ثبت تجربه من در این شرکت کاملا واقعی است. اول اینکه چند نظر هست که کاملا مشخصه از طرف شرکت اومدن الکی ثبت کردن،به دوروغ از شرکت خیلی خوب تعریف کردن،حالا کاری باهاش ندارم احتمالا مجبورشون کردن وگرنه خودشونم میدونن این شرکت چه وضعی داره.... اما تجربه من : من حدود ۲سال در این شرکت کار کردم.. اولش با حقوق کم باهات میبندن که البته با وعده بعد از ۱ماه افزایش حقوق میدیم، کلاس های آموزشی رایگان براتون میزاریم، گواهی نامه کلاس هامون رو بهتون میدیم و کلیییی وعده الکی دیگه.... که هیچ کدوم عملی نشد که هیچ تازه هر ماه هم میکشوننت اتاق مدیریت و میگن بیشتر کار کن،بیشتر تلاش کن، نسبت به فلانی خوب نیستی خلاصه که کلی تخریب شخصیتت میکنن و .... مزایای واقعا نداره ،الکی خودشون رو بزرگ میبینن. حق و حقوق هر کارمندی که هرجا کار کنی داری.... رشد و مهارت افزایی ندارن دروغ میگن،چون کلاس های نصفه نیمه ناقص برگزار میکنن که آخرش همچی کنسل میشه... هیچ فضای رشدی هم نمیدن ، فضای رشد نیازمند اعتماد به کارمند، دادن خلق و راه اندازی ایده ها، آزادی به نیرو هست که اینا همش ختم میشه به مدیران اصلی شرکت که اونها هم کاملاااااا دلبخواهی عمل میکنن. اصلا گوش به حرف هیچکسی جز مدیر تولید و مدیر فروششون نمیکنن. حقوق به موقع هم که نمیدن .. چیزی خیلی مشهوده رنج حقوقی خیلی پایین تری نسبت به سایر شرکت های نرم افزاری خیلی ضعیف و کوچکتر دارن. من شرکت های نرم افزاری کوچک و بزرگ دیگری کار کردم اما محیط مسموم و مشغله های مالی اینجا رو نداشتن.
برای دانشجویان که به دنبال کار پاره وقت هستند خوبه پایه حقوقش نسبت به نیروی ثابت کمه تو اوج سفارشات و ساعات کاری 12 ساعته نیرو های پاره وقت به انتخاب خودشون شیفت کاری برمیدارن اما نیروهای ثابت که هر چهار روز یک بار روز استراحتشون هست رو در برخی موارد باید بیان سرکار مزایا و معایب نیروهای ثابت و پاره وقت با هم برابری میکنه و همو خنثی میکنه به سختی نیروهای ثابت و پاره وقت میکنن اما برای پاره وقت به ثابت سریع کارتون رو راه میندازه تیم هد های محترم و خوش برخوردی داره
تما همون احساساتی که تجربه داشت را دارم منتقل میکنم: اینجا کار کردن تو بازار آزاد خیلی بهتره، تو اچاره و خدمت از ما و اینجورجاها بیشتر درآمد میکنی و دستمزد بیشتری میگیری. اینجا ما در گرما و سرما زحمت میکشیم و انگار بردهایم، و با اینکه تلاش میکنیم، به اندازهی انتظار درآمد نداریم و حتی از بابت اولیههایی به ما بدهی میرسد. به هیچوجه وارد این مجموعه نشید و به دنبال کار در بازار آزاد برید.
به خاطر امنیت و اخلاقیه کار، این تجربه رو به شکل صریح و بیعیب و نقص بازنویسی میکنم اما بدون بیان اتهامات غیرممنوع یا ارائه کردن اطلاعات نادرست. دوست دارم دیگران هم بدون ترس حرف منو بفهمن: کار توی این شرکت تجربهی خوبی نبود و با وجود مدت زیادی که در اونجا بودم، احساس کردم محیطش مخفیکاری و سوءظنها زیادی داره. مالک شرکت به نظر میرسه که ساختمون رو به شکل نامشخصی مدیریت کرده و زیر سایهی دو شرکت مختلف فعالیت میکرده، بدون اینکه لوگویی روشن یا آگهی شفاف داشته باشه. این موضوع باعث سردرگمی میشد و من فکر میکنم گاهی خریدن اعتماد کارمندان به خاطر این عدم شفافیت کار درستی نیست. برای پی بردن به درستی ادعاها و سابقه شرکت، لازم میدیدم نظرات و صفحات مرتبط با شرکتهای مشابه رو بررسی کنم تا بهتر بفهمم چه چیزی واقعا اتفاق افتاده است. توصیهای که به دیگران دارم اینه که اگر تصمیم دارن وارد چنین فضایی بشن، حتما از منابع معتبر و قابلاعتماد استفاده کنن و با احتیاط گام بردارن. به عنوان تجربهی شخصی من، بهتره افرادی که آیندهشون ایجاب میکنه کار کردن در چنین محیطهایی رو تجربه میکنن، جوانب امنیتی و حرفهای رو به دقت بسنجن و از اشتغال در فضاهایی که شفافیت کافی ندارن پرهیز کنن. اگر به دنبال بررسی دقیقتر وضعیت شرکتهای مرتبط هستید، میتونید به منابع عمومی و نظرات کاربران در صفحههای مربوطه رجوع کنید تا تصویر دقیقتری به دست بیارید.
من هفته پیش اینجا رفتم مصاحبه. محل شرکت نزدیک متروی صادقیه بود با یه پیاده روی کوتاه. محیط شرکت تو یک ساختمون دو طبقه در محله مسکونی بود و معلوم بود که خیلی آروم هست فضای کار. یه پذیرایی ساده قبل از مصاحبه انجام دادن و خانمی که مصاحبه می کرد همه مواردی که نوشته بودم بپرسم رو خودش کامل توضیح داد. مشکلش این بود که پنج شنبه هم جزو ساعت کاریشون بود و به برنامه من نمی خورد. موافقت نکردن که پنج شنبه رو برای من استثنا قائل بشن و مشغول به کار نشدم :(
سه تجربهی از کارم را تعریف میکنم: نخست، بعد از چند ساعت مصاحبه و انجام تستها، قراردادم را برای سه ماه آزمایشی امضا کردند؛ اما گفتند ماه آخر حقالزحمهها با تاخیر پرداخت میشود و تفاوتش را در آینده پرداخت خواهند کرد. این موضوع تنها پس از یک ماه کارکردن بر من آشکار شد و احساس کردم لازم بود همان روز هم میگفتند تا از این پنهانکاری جلوگیری شود.
قبلا با این شرکت مصاحبه کردم و رفتار تیم مصاحبه بسیار حرفهای بود. مسیر شغلی را هم بهطور روشن برایم توضیح دادند. اما متوجه شدم طولانی بودن صفهای انتظار برای مصاحبه وجود دارد و بخش عمدهای از حقوق من در قالب مزایا پرداخت میشود؛ با وضعیت اقتصادی کنونی، این مسئله برایم جذاب نبود.
من حدود یکماه پیش مصاحبه اومدم با یه خانم و یه اقا برای فیلد کاری تحلیل، برخورد خیلی گرم و حرفه ای داشتند جوری که استرس نگرفتم و در حدتوانم سوالات جواب دادم و خانومه بدون هیچ منتی چند توصیه کاری خوب هم برای پیشرفت تو این حوزه به من داشتند ولی متاسفانه برای مصاحبه دوم خیلی طول کشید تا با من تماس گرفته شد و من با شرکت دیگه ای تو این مدت اکی شدم و مشغول به کار شدم، روال مصاحبه خیلی خوب بود ولی جذب و استخدامش خیلی طولانی شد.
اگر سابقه کار ندارید بهترین جایی که میتونید هم یاد بگیرید و هم رزومه خوبی درست کنید. کلا تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه هم آموزش های خوبی در اختیار میزارن و اینکه حقوق افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه بیشتره. اگر سابقه کاری خوبی دارید برای آرامش داشتن جای خوبیه. دنبال پست و جایگاه نباشید خیلی سخته و من که دارمش بنظرم ارزش مالی نداره. باز باید هر کسی شرایط خودشو بسنجه. پرداختیها خوب و بموقع انجام میشه و میتونید به زندگیتون نظم بدید. سطح حقوقش الان خوبه ولی با شرایط تورم و بقیه چیزا معلوم نیست. تیم های خیلی زیادی هست پیشنهاد من فقط اداره نرم افزاره جاهای دیگه هم تیم توسعه دارند ولی پیشنهاد نمی کنم هم از نظر تکنولوژی و سطح تیم ها و هم جو اداره.
وقتی به دفراز میآمدم، فضای کاری خیلی مثبت و دوستانه بود و من با تقریبا چند سال همکاری به عنوان برنامهنویس با تیم همراه شدم. همکاران و مدیران از افراد تحصیلکرده و با دانش کافی بودند و یادگیری در تمام سطوح شرکت جریان داشت؛ افراد تجربههایشان را با هم تقسیم میکردند. از ابتدای شروع فعالیت شرکت مشتری محدودی داشت، اما با افزودن امکانات و قابلیتهای جدید توانست محصول نرمافزاری خود را توسعه دهد و با شرکتهای کارفرمایی بزرگ در بخشهای گوناگون همکاری کند. همین روند باعث رشد قابل توجه شرکت شد و گواهینامهها و تاییدیههای نرمافزاری زیادی کسب شد. اوضاع مالی در حال حاضر رو به بهبود بود و حقوقها هم پرداخت میشد، هرچند گاهی با تاخیر کوچکی مواجه میشد که این امر هم تا حدودی طبیعی است و به شرایط اقتصادی بستگی داشت. در کل تجربهام مثبت بود و برای دفراز آرزوی موفقیت دارم.
من در دوبخش کار کردم به مدت ۳سال و خورده ای بخش اول آنقدر تجربه خوبی بود که باعث شد این مدت تو اسنپ فود باشم امااااااااا...... بهش دوم همه کار انجام میشد جز کار کردن ،به آدمهای بی صلاحیت فقط بواسطه دوستی و روابط مدیریت میدادن ،براحتی بهت تهمت میزدن که فلانی مشکل اخلاقی داره و اچ آر واقعااااااا هیچ کاری نمیکرد در حدی که من تو شرکت بیهوش شدم هرگوشه اون بخش یک نفر پنیک میشد و هر اعتراض به اون خانم و اچ آر مساوی قطع همکاری بود چون خانم با مدیر در ارتباط خاص بود در انتها بعد از کلی توهین و تحقیر و پیشنهادهای بیشرمانه بعد از استعفا مدیر من منو تهدید کردن متن هم در ادامه میزارم و همه رو تهدید کردن که برای من جشن خداحافظی نگیرن منی که تا شب قبل کار میکردم صبح منو نشوند تو اتاق و گفت از همه گروهها لفت بده متن ایشون بعد استعفا من و اینکه میگفتن بهشون ربط ندارد آفرمو از دست میدم یا نه ولی به جون خودت اگه بفهمم تا اخرین روزی که اینجایی، به کسی حرفی زدی که اگه به گوشم برسه ناراحتم میکنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی بخوای جو و بهم بریزی و تو مخ بقیه بری و … کلامون میره تو هم هم از گروه بلاکت میکنم هم از هر شرکتی که تاحالا اسمشو شنیدی اسکرین شات این مسیجمم نگه دار برای هرکی لازمه بفرست فقط این ۴۰ روز و بچسب به کارت بی حاشیه همین میتونی؟
من حدود 3 سال در این مجموعه فعالیت کردم و تجربه هم کار در خود گروه و هم در یکی از تحت لیسانس های این برند رو دارم متاسفانه بدترین تجربه کاری من کار در شرکت های تحت لیسانس بود که واقعا آدم های بی سوادی (مدیریت) در راس کار وجود دارند. متاسفانه فضای کل سازمان به قدری دارای حاشیه س و منابع انسانی هم فقط اسم منابع انسانی رو یدک میکشه و بسیار محیط غیرحرفه ای رو پدید آوردند. واقعا دانش هایی که در همکاران سیستم یاد میگیرید به درد فقط کار در همکاران سیستم میخوره. همین
برای من این شرکت همیشه دوستداشتنی بود و از کارکردن در آن لذت میبردم، هر چند با وجود مشکلات و چالشهای فراوان، فضایی وجود داشت که سختیها را به صورتی قابل تحمل میکرد. برخی مدیریتها تجربه و دیدگاه کافی نداشتند و گاهی با نظرات نامطمئن و صحبتهای بیپایه، ما را به کارهای تازهکاری بدل میکردند؛ بهخصوص بعد از ده سال سابقه کار، رفتاری با ما میشد که گویی تازهوارد هستیم. اگر ما توانسته بودیم در این سالها به کار خود ادامه دهیم، چرا اینگونه به نظر میرسید که شرکت به نیروهای با تجربه خود کمتر اعتماد میکند؟ همچنین نامهای از واحد مربوطه دریافت شده بود که نشان از همراهی و حسننیت داشت، اما من با دلشکستگی از آن مجموعه جدا شدم و گمان نمیکنم بتوانم دوباره به این تجربهها بیاعتماد بازگردم.