کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
یک تجربهی کاری را تعریف میکنم که از نظر من نشان میدهد شرکت گلدیران از بیرون برای جذب نیرو جذاب به نظر میرسد اما درون سازمان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. ده سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم نکات اصلی را به صورتی تازه و با زبان ساده بازگو کنم. با وجود اینکه ظاهر بیرونی شرکت تا حد زیادی جذاب است، فضای داخلی برای کارمندان واقعا دشوار و پر از فشار است. تعدیل نیرو به طور مکرر اتفاق میافتد و استرس شغلی بالاست. امنیت شغلی وجود ندارد و در واحدهای مختلف از کارکنان انتظار میرود کارهای گوناگونی انجام بدهند، گویی بیشتر به ابزار و روالهای ثابت تبدیل شدهاند تا به چشمانداز فردی و رضایت شغلی. مدیران ارشد به نظرات کارکنان برای بهبود شرایط کم توجه هستند و انتخاب سرپرستان بیشتر بر پایه روابط شخصی است تا شایستهسالاری. اخلاق حرفهای در برخی از سطوح پایینتر به چشم نمیآید و وجدان کاری بعضی مدیران و سرپرستان زیر سوال است؛ گاهی نسبت به زیردستان با بیتوجهی و در برخی موارد با برخوردهای نامناسب روبرو میشویم. احترام به همکاران با سابقه کم و قدیمی هم به اندازهای که باید، ارزشمند نیست و در نهایت کارکنانی که به کارشان متعهد هستند و کمترین حاشیه دارند، ممکن است پیامدهای ناخوشایندی از جمله تعدیل را تجربه کنند. در نتیجه، فضای کار در شرکت به طور کاملتاثیرگذاری و ثبات ندارد و گاه تصمیمها سلیقهای میشود. در پایان، امیدوارم برای کارجویان آینده شرایط بهتری فراهم شود و شرکتهای کوچکتر با فضایی دوستانهتر بتوانند گزینههای مطلوبتری ارائه بدهند. آرزوی موفقیت برای همهی پژوهشگران و کارجوها دارم.
خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید میدونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمیدن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار میدن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.
کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو
در ابتدا باید بگویم که تجربهای که با شرکت نت افراز ایرانیان داشتم بعضی جنبهها از نظر من خیلی منفی بود و باعث شد حس ناخوشی عمیقی نسبت به جو کاری و رفتارهای سازمانی پیدا کنم. محیط کار به شکلی خشک و بیروح بود و فشارهای روانی زیادی بابت نحوهی مدیریت و سیستم ارزیابی وجود داشت. مدیر عامل و مدیر واحدهای مختلف به طور منظم در دسترس نبودند و تنها برخی روزها به صورت محدود به دفتر میآمدند و ارتباطی نمیشد باهاشون گرفت. ایمیل زدن هم پاسخ مشخصی دریافت نمیکرد و گاهی به پرسشها بیتفاوت بودند. به نظر میرسید فرآیند ارتباطی با رهبری شرکت چندان روشن نیست. همکاران مسئول هر بخش گاهی رفتارهای ناسازگار با هم داشتند و گزارشهای محرمانهای بین تیمها رد و بدل میشد که احتمالا منجر به اخراج میشد. روحیهی تیمی و فضای کاری خیلی خشک به نظر میرسید و انتظار دیکتاتوری وجود داشت. با وجود فشارها، کنترلهای زیادی روی هر کار انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کار زیر ذرهبین دقیق است و هر خطا میتواند عاقبت به اخراج منجر شود. گاهی از هم تیمیها هم توقع بیشتری از من میرفت و در مقابل پاسخ مناسبی داده نمیشد. در برخی مواقع وقتی احتمال اعتراض به کارفرما یا مشتری بود، پاسخ یا بازخورد مشخصی دریافت نمیکردی و این هم به احساس ناامنی شغلی میانجامید. به نظر میرسید در تیمها حضور افراد باتجربه و متخصص به اندازهی کافی منطقی نیست و افراد با سهم بیشتری از قدرت در تیمها باقی میمانند که سختی کار را برای بقیه افزایش میدهد. تعریف قرارداد و مقررات هم به شکلی بود که فهم آن برای من دشوار بود. برخی از اصول مثل پرداختها و مزایا تحت فشار زمانی و تغییرات مکرر قرار میگرفت و گاهی سفتهها و تعهدات مالی به شکل جدیتری مطرح میشد. در عین حال، دسترسی به استراحت مناسب در شیفتهای کاری کم بود و بررسیهای مربوط به تیکتهای مشتریان و کیفیت پاسخدهی به شکایات به صورت دقیق پیگیری میشد، اما نتیجهی این پیگیریها همیشه به نفع تیم بود یا نبود مشخص نمیبود و گاهی فاکتورهای پاسخگویی با معیارهای روشن نیست. از نظر تیمی، وضعیت به گونهای بود که برای صحبت با تیمهای دیگر یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات ساده هم محدودیت وجود داشت و برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، ارتباطات بین تیمها کمرنگ بود. گاهی برخورد با مشتریان هم به شکل ناسازگار و با امتیازدهیهای مختلف انجام میشد که در نهایت فشارها به کار من هم منتقل میشد. در کل، تجربهام از این شرکت به دلیل فضای کنترلگرانه، فشار کاری بالا، و نبود ارتباط مؤثر با مدیران، تجربهای ناخوشایند بود و باعث شد احساس عدم امنیت شغلی و تردید نسبت به آیندهی کاری را تجربه کنم. اگر قصد استخدام در چنین شرکتی را دارید، بهتر است به دقت شرایط کار، نحوهی مدیریت و فرهنگ سازمانی را بررسی کنید تا با چالشهای احتمالی روبهرو نشوید.
مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربهای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمیکنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفهای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژهها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفتهای طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافهکاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمیشود. ساختار داخلی شرکت بهطور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمانبندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت میشود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایتهای شغلی خاصی ارائه نمیشود و در برخی مواقع بیمهها نیز رد میشود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت میکرد.
من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا
در تجربههای شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دورههای کاریام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجهاش یادگیریهای فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هماکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت بهشدت انعطافپذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبهنفـس و انگیزههای تازه به همراه داشت.
امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
برای من تجربه کار در جامبد خیلی مثبت بود و سالها با خیالی آسوده در آنجا کار کردم؛ گویی هر روز به من انرژی میداد و مشکلی پیش نمیآمد. هنوز هم نمیفهمم چرا بعضیها درباره این شرکت که برای خدمت به مردم تلاش میکند حرفهای ناگوار میزنند. اگر بخواهم درباره شرکت صحبت کنم، پیشنهاد میکنم حتما خودتان را برای استخدام آماده کنید. ورود به مجموعه کارفرمایی سختیهایی دارد، اما در عین حال شرکت خوبی است.
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
1- امتحان آنلاین برای شروع به کار و همینطور دریافت نمونه کار 2- رقابت بین مترجمان برای دریافت سفارش 3- تسویه ماهانه تا 5م هر ماه 4- سفارش های فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی و تولید محتوا 5- نرخ دستمزد معمولی و برای سفارش های طلایی نسبتا خوب 6- حجم کار نسبتا ثابت و گارانتی شده
ترجمیک خیلی خوبیها و بدیها داره، بزرگترین بدیش میشه همون که گاها فشار میاد به نیروها بابت حجم بالای کارها. ولی به طور کلی حجم کار بالا نیست. با وجود این همه آدم با استعداد که تو این شرکت هستن کارها رو میشه خیلی خوب انجام داد. کار کردن تو اینجا آرامش داره، بر پایه اعتماده و آدما چوب لای چرخ هم نمیکنن. چالش کاری خیلی زیاد نیست و اغلب کارها روی روال خودش افتاده و داره همونجوری پیش میره.
برای مصاحبه با مکو فکر میکنم چند سال قبل دو بار به این مجموعه رفتم و نتیجهی مصاحبهها را دقیقا به خاطر نمیآورم. مسئله این بوده که تصور میکنم برخی از افرادی که مصاحبه میگیرند سطح سواد و تخصصشان گاهی از آنچه با آن مواجه میشوند پایینتر است و چون فاصلهای ایجاد شده، ممکن است نسبت به دیگران رفتارهای غیرمنصفانهای از خود نشان دهند. من حاضر بودم شرطبندی کنم که آیا بین من و مصاحبهکنندگان، آزمونی دوستانه میگیرند تا ببینند چه کسی قبول میشود یا رد. به نظر میرسد نباید انتظار داشت هرکسی که برای مصاحبه میآید، آدمی بهراستی نخبه باشد. شانس یا هر عامل دیگری بعضا سبب میشود افراد بیرونی که توانمندی بیشتری دارند، فرصت استخدام پیدا نکنند و شرکت تنها به تخصص پایینتر بسنده کند تا بعدا با اختلافها روبهرو شود. این را من که سالها در صنعت کار کردهام، بهعنوان تجربهام میگویم. من کتابی تألیفی دارم و یکی از نسخههای آن را بهعنوان رزومه در روز مصاحبه همراه داشتم؛ آقایی که مصاحبه را انجام میداد کتاب را نگه داشت تا خودش بخواند و یاد بگیرد که چیست، و در پایان گفت که شما قبول نشدی. لازم به ذکر است که آن مصاحبه مربوط به بخش خودروهای برقی بود. همینطور به خاطر دارم که کسی میگفت پسرجان، با دو سوال میخواهی کل تخصص من را از دیدگاه خودت بسنجی. من عمری در صنعت تجربهی مصاحبه با دیگران را دارم و برخی افراد با اعتماد به نفس شاهکاری مواجهاند. بار دیگر به یاد دارم که به قسمت MAPCS رفتم؛ مدیر آنجا را نمیدانم نامش چیست، اما او را بیتجربه و بیسواد دیدم که دنبال نیرویی میگشت تا دقیقا همان کارهایی را انجام دهد که در ذهنش بود، و تازه کار قبلا انجام نشده بود. مصاحبه طوری بود که فرصت برای فکر کردن نمیداد و کمتر از پنج دقیقه به پایان رسید. برای من سؤال شد که آیا بهاندازهای که خودت با گذشتهات به خاطر پیدا کردن کار فعال بودی، دوباره به این شرکت روی آوردی؟
از حجم کار کنترل کردن تیم لید در کل تایم کاری مشکل سامانه ها و رفتارشون که انگار تقصیر توعه و استرسی که کل مدتی که تو اسنپ کار میکنید همراهتونه کیوسی های الکی و گیر بیخودی حقوق خیلی کم در حدی که با اون حجم کاری حس کارگر ارزونی که قاچاقی پول در میاره بهتون میده یه نگاه به فیش حقوقی بندازین از تعطیل کاری که نمیدن بگیر تا کسری کاری هایی که نداشتی و ازت کم میکنن از همون یه ذره حقوقتم میگیرن حس احمق بودن بهت میده از تعطیلات و جمعه هایی که با دوست و خانواده نمیتونی همراه باشی و 8 ساعت پشت سیستم گردن و چشمت داغون میشه برای 10 تومن!!!
روز مصاحبه بعد کلی بالا و پایین کردن، فرستادنم طبقه 5 روبروی اتاق مصاحبه کننده فرم پر کنم 2 آقا و یک خانم تو اتاق بودن اول انرژی خوبی گرفتم که ارتباط خوبی بینشون دیدم، ولی نزدیک 20 دقیقه من روبرو در اتاقشون نشسته بودم و منتظر مصاحبه بودم انگار نه انگار من مقابلشون بودم و منتظر مصاحبه ام، فقط اینا با هم حرف میزدن و میخندیدن مسخره میکردن برخوردشون واقعا طبیعی و حرفه ای نبود تو محیط کاری اونم جلو من که تازه آماده برای مصاحبه باهاشون بودم، وقت مصاحبه هم سوالات مسخره و از پیش افتاده میپرسیدن که من شک کردم جای درستی اومدم یا نه. برای چنین شرکتی وقت مصاحبه یعنی تلف کردن عمر!
فقط فرار کنید برای محاصبه رفتم مصاحبه کننده خانمی بود که بدلیل حاشیه های فراونش از 2 شرکت بانکی قبل که همکار بودیم، اخراج شد نمیدونم منو شناخت یا نه، حالا اینجا متاسفانه باز مقابل من بود، فقط دمم رو روی کولم گذاشتم فررررررررررررررررررررررررررار!!! پر حاشیه، پر دردسر، عدم تخصص، روان پریش، فرار.
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
کار مزخرف اینقدر از ا م کار میکشن تو ۱۲ ساعت که پاهات ورم میکنه که نمیتونی برسی به خونه تایمی ک خلوته بعد ۵ ساعت بخوای دو دقیقه بشینی سرگروه ها سرت آوار میشن تایم کاریه یه عالمه دوربین گذاشتن هر ثانیه به ثانیه دارن نگات میکنن این هیچ دستتم بخوره به کالایی میزنن حسابت از حقوقت کم میکنن ولی کالا رو بهت نمیدن کو حقوق ۱۸ تومنی؟ یه ماه دویدم ای سر تهران تا اون سر تهران واسه استخدام تهش ۱۲ تومن حقوق سفته هاتم بخوای یه سال بعد بهت میدن
یک تجربهی کاری را تعریف میکنم که از نظر من نشان میدهد شرکت گلدیران از بیرون برای جذب نیرو جذاب به نظر میرسد اما درون سازمان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. ده سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم نکات اصلی را به صورتی تازه و با زبان ساده بازگو کنم. با وجود اینکه ظاهر بیرونی شرکت تا حد زیادی جذاب است، فضای داخلی برای کارمندان واقعا دشوار و پر از فشار است. تعدیل نیرو به طور مکرر اتفاق میافتد و استرس شغلی بالاست. امنیت شغلی وجود ندارد و در واحدهای مختلف از کارکنان انتظار میرود کارهای گوناگونی انجام بدهند، گویی بیشتر به ابزار و روالهای ثابت تبدیل شدهاند تا به چشمانداز فردی و رضایت شغلی. مدیران ارشد به نظرات کارکنان برای بهبود شرایط کم توجه هستند و انتخاب سرپرستان بیشتر بر پایه روابط شخصی است تا شایستهسالاری. اخلاق حرفهای در برخی از سطوح پایینتر به چشم نمیآید و وجدان کاری بعضی مدیران و سرپرستان زیر سوال است؛ گاهی نسبت به زیردستان با بیتوجهی و در برخی موارد با برخوردهای نامناسب روبرو میشویم. احترام به همکاران با سابقه کم و قدیمی هم به اندازهای که باید، ارزشمند نیست و در نهایت کارکنانی که به کارشان متعهد هستند و کمترین حاشیه دارند، ممکن است پیامدهای ناخوشایندی از جمله تعدیل را تجربه کنند. در نتیجه، فضای کار در شرکت به طور کاملتاثیرگذاری و ثبات ندارد و گاه تصمیمها سلیقهای میشود. در پایان، امیدوارم برای کارجویان آینده شرایط بهتری فراهم شود و شرکتهای کوچکتر با فضایی دوستانهتر بتوانند گزینههای مطلوبتری ارائه بدهند. آرزوی موفقیت برای همهی پژوهشگران و کارجوها دارم.
خب به نظرم این شرکت نیروهای حرفه ای زیادی داره و همکار باهاشون تجربه مفید و سازندیه. ضعف مدیرتی مثل بقیه جاهاست اگه به اندازه کافی تجربه کار داشته باشید میدونید هیچ جایی بهشت نیست. مدیران مجموعه درگیری های خودشونو دارن اون طور که باید به بچه ها و کارشون بها نمیدن و قدردان زحماتشون نیستند. معمولا هر چند وقتی یک پروژه براشون مهمه و بعدش میرن سراغ پروژه بعد اگر دنبال کسب تجربه و یادگیری هستید و حقوق و مزایا متوسط کفاف زندگیتون را مدیه جای مناسبیه واستون. اضافه کار محدودیت نداره. میتونید فیلم آموزشی ببینید. حتی زبان! پنجشنبه ها و جمعه ها هم میتونید کار کنید که من خیلی دوست دارم. هم خلوته هم دورهم صبحونه میزنیم. خلاصه کنم پروژه هاشون خوبه و میتونی چیزهایی تجربه کنی که تو جاهای بزرگ کمتر گیر تازه کارها میاد. حقوقشون متوسط با بالاست. پرداختی به موقعه. فشار کاری وجود نداره. اضافه کار محدودیت نداره. ناهار میدن که متوسطه. مزایاش هم خوبه. باشگاه و استخر بانک هم عالیه.
کی میخایم یاد بگیریم باید نظرات رو شنید حتی اگر برخلاف نظر ماباشه دقت کردید ؟گغتم بشنویم؟نگفتم با هر حرفی بگیم وای چه جای بد یا خوبی.یا بریم تغییرش بدیم فردی که میگه اسارو با کدوم ارمان شهر مقایسه میکنید؟با هیچ ارمان شهری با مینیمم سطح عدالت مقایسه کردیم وقتی همه چیز دوستو رفیق بازی و باند بازیه...کسیکه قدیمیه حتا اگر بیسواد باشه مدیرش میکنند این کجاش انتظار ارمانیه؟کجاش حرف بیجاییه؟ شما در تهران و کرح همزمان بودی؟ در همه تیمها بودی؟ در جلسات بررسی فنی و تعیین حقوق افراد بودی؟ حرف تک تک کساییکه حقشون ضایع شده رو شنیدی؟ طرف زنو بچه و دختر خاله ی خونه دار و محصلشو اورده حقوق داره میده بهشون به بچه 16 ساله!!!! وا بدید وقاحت و نشنیدن و کور بودن رو
در ابتدا باید بگویم که تجربهای که با شرکت نت افراز ایرانیان داشتم بعضی جنبهها از نظر من خیلی منفی بود و باعث شد حس ناخوشی عمیقی نسبت به جو کاری و رفتارهای سازمانی پیدا کنم. محیط کار به شکلی خشک و بیروح بود و فشارهای روانی زیادی بابت نحوهی مدیریت و سیستم ارزیابی وجود داشت. مدیر عامل و مدیر واحدهای مختلف به طور منظم در دسترس نبودند و تنها برخی روزها به صورت محدود به دفتر میآمدند و ارتباطی نمیشد باهاشون گرفت. ایمیل زدن هم پاسخ مشخصی دریافت نمیکرد و گاهی به پرسشها بیتفاوت بودند. به نظر میرسید فرآیند ارتباطی با رهبری شرکت چندان روشن نیست. همکاران مسئول هر بخش گاهی رفتارهای ناسازگار با هم داشتند و گزارشهای محرمانهای بین تیمها رد و بدل میشد که احتمالا منجر به اخراج میشد. روحیهی تیمی و فضای کاری خیلی خشک به نظر میرسید و انتظار دیکتاتوری وجود داشت. با وجود فشارها، کنترلهای زیادی روی هر کار انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کار زیر ذرهبین دقیق است و هر خطا میتواند عاقبت به اخراج منجر شود. گاهی از هم تیمیها هم توقع بیشتری از من میرفت و در مقابل پاسخ مناسبی داده نمیشد. در برخی مواقع وقتی احتمال اعتراض به کارفرما یا مشتری بود، پاسخ یا بازخورد مشخصی دریافت نمیکردی و این هم به احساس ناامنی شغلی میانجامید. به نظر میرسید در تیمها حضور افراد باتجربه و متخصص به اندازهی کافی منطقی نیست و افراد با سهم بیشتری از قدرت در تیمها باقی میمانند که سختی کار را برای بقیه افزایش میدهد. تعریف قرارداد و مقررات هم به شکلی بود که فهم آن برای من دشوار بود. برخی از اصول مثل پرداختها و مزایا تحت فشار زمانی و تغییرات مکرر قرار میگرفت و گاهی سفتهها و تعهدات مالی به شکل جدیتری مطرح میشد. در عین حال، دسترسی به استراحت مناسب در شیفتهای کاری کم بود و بررسیهای مربوط به تیکتهای مشتریان و کیفیت پاسخدهی به شکایات به صورت دقیق پیگیری میشد، اما نتیجهی این پیگیریها همیشه به نفع تیم بود یا نبود مشخص نمیبود و گاهی فاکتورهای پاسخگویی با معیارهای روشن نیست. از نظر تیمی، وضعیت به گونهای بود که برای صحبت با تیمهای دیگر یا به اشتراک گذاشتن اطلاعات ساده هم محدودیت وجود داشت و برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، ارتباطات بین تیمها کمرنگ بود. گاهی برخورد با مشتریان هم به شکل ناسازگار و با امتیازدهیهای مختلف انجام میشد که در نهایت فشارها به کار من هم منتقل میشد. در کل، تجربهام از این شرکت به دلیل فضای کنترلگرانه، فشار کاری بالا، و نبود ارتباط مؤثر با مدیران، تجربهای ناخوشایند بود و باعث شد احساس عدم امنیت شغلی و تردید نسبت به آیندهی کاری را تجربه کنم. اگر قصد استخدام در چنین شرکتی را دارید، بهتر است به دقت شرایط کار، نحوهی مدیریت و فرهنگ سازمانی را بررسی کنید تا با چالشهای احتمالی روبهرو نشوید.
مدت حدود یک سال در جایگاهی به عنوان کارشناس شبکه مشغول به کار بودم. تجربهای که از این شرکت داشتم خیلی مطلوب نبود و به دیگران توصیه نمیکنم با این سازمان همکاری کنند. مدیریت شرکت دارای سطح علمی و حرفهای مناسبی نبود و رفتارها همواره ناسنجیده و ناهمراه با احترام بود. اکثر پروژهها به صورت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته در جریان هستند و باید شیفتهای طولانی را بپذیرید، گاه حتی ۲۴ یا ۳۶ ساعت مداوم حضور لازم است و اضافهکاری مشخصی در ازای این ساعات در نظر گرفته نمیشود. ساختار داخلی شرکت بهطور کلی نامناسب است و واحدهای منابع انسانی و مالی آن وجود ندارد. زمانبندی ساعات کار به صورت غیررسمی و به صورت دستی ثبت میشود و هیچ سامانه مشخصی برای این کار وجود ندارد. مزایا یا حمایتهای شغلی خاصی ارائه نمیشود و در برخی مواقع بیمهها نیز رد میشود. از بابت پرداخت حقوق مشکلات متعددی وجود داشت و شرکت به طور مداوم از طرف کارکنان در این زمینه شکایت میکرد.
من نمیدونم دوستانی که نظر منفی میذارن، اینجا رو با کجا مقایسه می کنند و چه آرمان شهری توی ذهنشون هست که نسبت به اون مقایسه میکنن آسا رو اما اگر منصفانه بخوایم نگاه کنیم به موضوع، از منی که چندین شرکت عوض کردم و با دوستانم زنجیره ای بزرگ از شرکت های مختلف رو بررسی کردیم، آسا بدون تعصب و اغراق از ۸۰ درصد شرکت های بزرگ و به نام ایرانی وضعیت بهتری داره نقد منصفانه ای داشته باشیم خواهشا
در تجربههای شغلیم با کارنیل وب به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP، یکی از بهترین دورههای کاریام رقم خورد. فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای، و مدیریت از همه نظر پشتیبان خوبی بود؛ نتیجهاش یادگیریهای فراوانی بود که برداشت کردم. با اینکه هماکنون دانشجو هستم و از تهران دورم، شرکت بهشدت انعطافپذیر بود و امکان دورکاری را فراهم کرد. این دوره هم برایم پر از آموختن و هم اعتمادبهنفـس و انگیزههای تازه به همراه داشت.
امسال از نظر من یکی از برترین تجربههای کاری بود که توی کارنامهام ثبت شد. مدیران دفتر همواره با حرفهای بودن در کار، رفتاری دوستانه و تواضع نشان میدادند. در محیط کار خبری از استرس یا کشمکشهای بینتیجه بین تیم و مدیریت نبود و حواشی دردسرساز هم خیلی کم دیده میشد. فضای مجموعه برای زنان امن بود و اکثر همکاران را خانمها تشکیل میدادند. من در بخش تولید محتوا و سئو فعالیت میکردم و آموزشهای رایگان در این حوزه به کارکنان ارائه میشد.
تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
برای من تجربه کار در جامبد خیلی مثبت بود و سالها با خیالی آسوده در آنجا کار کردم؛ گویی هر روز به من انرژی میداد و مشکلی پیش نمیآمد. هنوز هم نمیفهمم چرا بعضیها درباره این شرکت که برای خدمت به مردم تلاش میکند حرفهای ناگوار میزنند. اگر بخواهم درباره شرکت صحبت کنم، پیشنهاد میکنم حتما خودتان را برای استخدام آماده کنید. ورود به مجموعه کارفرمایی سختیهایی دارد، اما در عین حال شرکت خوبی است.
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
1- امتحان آنلاین برای شروع به کار و همینطور دریافت نمونه کار 2- رقابت بین مترجمان برای دریافت سفارش 3- تسویه ماهانه تا 5م هر ماه 4- سفارش های فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی و تولید محتوا 5- نرخ دستمزد معمولی و برای سفارش های طلایی نسبتا خوب 6- حجم کار نسبتا ثابت و گارانتی شده
ترجمیک خیلی خوبیها و بدیها داره، بزرگترین بدیش میشه همون که گاها فشار میاد به نیروها بابت حجم بالای کارها. ولی به طور کلی حجم کار بالا نیست. با وجود این همه آدم با استعداد که تو این شرکت هستن کارها رو میشه خیلی خوب انجام داد. کار کردن تو اینجا آرامش داره، بر پایه اعتماده و آدما چوب لای چرخ هم نمیکنن. چالش کاری خیلی زیاد نیست و اغلب کارها روی روال خودش افتاده و داره همونجوری پیش میره.
برای مصاحبه با مکو فکر میکنم چند سال قبل دو بار به این مجموعه رفتم و نتیجهی مصاحبهها را دقیقا به خاطر نمیآورم. مسئله این بوده که تصور میکنم برخی از افرادی که مصاحبه میگیرند سطح سواد و تخصصشان گاهی از آنچه با آن مواجه میشوند پایینتر است و چون فاصلهای ایجاد شده، ممکن است نسبت به دیگران رفتارهای غیرمنصفانهای از خود نشان دهند. من حاضر بودم شرطبندی کنم که آیا بین من و مصاحبهکنندگان، آزمونی دوستانه میگیرند تا ببینند چه کسی قبول میشود یا رد. به نظر میرسد نباید انتظار داشت هرکسی که برای مصاحبه میآید، آدمی بهراستی نخبه باشد. شانس یا هر عامل دیگری بعضا سبب میشود افراد بیرونی که توانمندی بیشتری دارند، فرصت استخدام پیدا نکنند و شرکت تنها به تخصص پایینتر بسنده کند تا بعدا با اختلافها روبهرو شود. این را من که سالها در صنعت کار کردهام، بهعنوان تجربهام میگویم. من کتابی تألیفی دارم و یکی از نسخههای آن را بهعنوان رزومه در روز مصاحبه همراه داشتم؛ آقایی که مصاحبه را انجام میداد کتاب را نگه داشت تا خودش بخواند و یاد بگیرد که چیست، و در پایان گفت که شما قبول نشدی. لازم به ذکر است که آن مصاحبه مربوط به بخش خودروهای برقی بود. همینطور به خاطر دارم که کسی میگفت پسرجان، با دو سوال میخواهی کل تخصص من را از دیدگاه خودت بسنجی. من عمری در صنعت تجربهی مصاحبه با دیگران را دارم و برخی افراد با اعتماد به نفس شاهکاری مواجهاند. بار دیگر به یاد دارم که به قسمت MAPCS رفتم؛ مدیر آنجا را نمیدانم نامش چیست، اما او را بیتجربه و بیسواد دیدم که دنبال نیرویی میگشت تا دقیقا همان کارهایی را انجام دهد که در ذهنش بود، و تازه کار قبلا انجام نشده بود. مصاحبه طوری بود که فرصت برای فکر کردن نمیداد و کمتر از پنج دقیقه به پایان رسید. برای من سؤال شد که آیا بهاندازهای که خودت با گذشتهات به خاطر پیدا کردن کار فعال بودی، دوباره به این شرکت روی آوردی؟
از حجم کار کنترل کردن تیم لید در کل تایم کاری مشکل سامانه ها و رفتارشون که انگار تقصیر توعه و استرسی که کل مدتی که تو اسنپ کار میکنید همراهتونه کیوسی های الکی و گیر بیخودی حقوق خیلی کم در حدی که با اون حجم کاری حس کارگر ارزونی که قاچاقی پول در میاره بهتون میده یه نگاه به فیش حقوقی بندازین از تعطیل کاری که نمیدن بگیر تا کسری کاری هایی که نداشتی و ازت کم میکنن از همون یه ذره حقوقتم میگیرن حس احمق بودن بهت میده از تعطیلات و جمعه هایی که با دوست و خانواده نمیتونی همراه باشی و 8 ساعت پشت سیستم گردن و چشمت داغون میشه برای 10 تومن!!!
روز مصاحبه بعد کلی بالا و پایین کردن، فرستادنم طبقه 5 روبروی اتاق مصاحبه کننده فرم پر کنم 2 آقا و یک خانم تو اتاق بودن اول انرژی خوبی گرفتم که ارتباط خوبی بینشون دیدم، ولی نزدیک 20 دقیقه من روبرو در اتاقشون نشسته بودم و منتظر مصاحبه بودم انگار نه انگار من مقابلشون بودم و منتظر مصاحبه ام، فقط اینا با هم حرف میزدن و میخندیدن مسخره میکردن برخوردشون واقعا طبیعی و حرفه ای نبود تو محیط کاری اونم جلو من که تازه آماده برای مصاحبه باهاشون بودم، وقت مصاحبه هم سوالات مسخره و از پیش افتاده میپرسیدن که من شک کردم جای درستی اومدم یا نه. برای چنین شرکتی وقت مصاحبه یعنی تلف کردن عمر!
فقط فرار کنید برای محاصبه رفتم مصاحبه کننده خانمی بود که بدلیل حاشیه های فراونش از 2 شرکت بانکی قبل که همکار بودیم، اخراج شد نمیدونم منو شناخت یا نه، حالا اینجا متاسفانه باز مقابل من بود، فقط دمم رو روی کولم گذاشتم فررررررررررررررررررررررررررار!!! پر حاشیه، پر دردسر، عدم تخصص، روان پریش، فرار.