من در این شرکت بدون سنوات باقی میمانم و حقوق مانند وعدهشان تا بیستام هر ماه پرداخت میشود، هرچند گاهی تا بیستم هم کش آمد. برای کارمندانی با سابقه کم که برنامهای برای آینده ندارند و فقط به دنبال شغلی میگردند، ممکن است گزینه مناسبی باشد، اما اگر هدف شما رشد و مسیر شغلی مشخص نباشد و تمایلی به پیشرفت نداشته باشید، چنین محیطی مناسب است و حقوق پایین آن در کنار شبهدولتی بودن شرکت تحتتأثیر قرار میگیرد. اگر بخواهید قرارداد را قبل از پایان موعد قطع کنید، عیدی به شما تعلق نمیگیرد و باید دو ماه زودتر اطلاع دهید. همچنین از مرخصیها نمیتوانید استفاده کنید و مرخصیها بهطور کل تأیید نمیشود. کارفرما میتواند بیست درصد کل مبلغی که از ابتدای قرارداد به شما پرداخت شده را از شما کسر کند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعنوان یکی از همسران پرسنل یاس واقعا از شرکت ناراضی هستم خدا رو شکر که همسرم اومد بیرون زندگی پر از تنش رو فقط به کارمندانشان میدن با حقوقی که خیلی کمتر از جاهای دیگه س همسر من چندین سال اونجا کارکرد ولی فقط نوک قله رو نشون میدن و با دروغ و امید به آینده نگهشون میدارن در صورتی که اضافه کار اجباری ماه هم پرداخت نمیشد بهشون و از انرژی و جوانی نیرو استفاده میکنن و هیچ جایگاهی برا کارمندانشان قائل نیستند
آقا این تجربه های خوب رو که می بینید خود شرکت مینویسه ****** مینویسه که ****** هست مفت نمی ارزه چارگون ****** ****** ******: ****** چارگون ******: ****** جز بدترین آدم هایی بودند که تو زندگیم باهاشون آشنا شدم
به مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان کارشناس فروش کارآموزی کار کردم و در نهایت امکان استخدام وجود داشت. اما از همان اول سوالی که مطرح شد، سفته سنگین بود و تضمین حسن انجام کار یا نامهای که تاریخ تحویل سفته را مشخص کند ارائه نمیشد. به همین دلیل با درخواست آنها مخالفت کردم؛ اینکه سفتهای با ماهیت بدهی از من دریافت میشود، برای من قابل قبول نبود.
شرکت سامه آرا تجربهای مثبت از لحاظ فرهنگ سازمانی به من نشون داده و فضایی با پتانسیل رشد بالا فراهم میکنه. حقوق در ابتدای کار به پایههای مشخصی نزدیکه، اما با پیشرفت شغلی نرخ رشد دستمزد به شکل قابل توجهی بالاتر میره. محیط کار پویا و دوستانه از برجستهترین نکاتشه و به نظرم همین جو باعث میشه آدم انگیزه بیشتری برای کار کنه. بازار کار SAP هم هم در داخل کشور و هم خارج کشور تقاضای زیادی داره و این شرکت قادره فرصتهای زیادی رو ارائه بده. در کل اگر دنبال محیطی با فرصتهای رشد هستید، گزینه مناسبی به نظر میرسه.
شرکت وااقعا افتضاح هست این واژه درست نیست اما فساد اخلاقی توش زیاده شده محل نمایش فشن و خاله زنک بازی محیط غیر بالغانه ای داره اکثرا توی به گل و مخدر اعتیاد دارن حقوق ها رو با وعده فرستادن دبی هی پایین نگه میدارن اعتراض هم میکنی بد رفتاری میکنن اینا معمولا دووم نمیارن
در این شرکت با فقر مدیریت مواجه شدم و بینظمیهای بسیاری در تیمها دیدم. رفتار منابع انسانی هم چندان قابل اعتماد نبود و احساس میکردم که ارائه اطلاعات دقیق چندان در دستور کار نیست. به کسانی که به دنبال فرصتهای شغلی هستند، پیشنهاد میکنم که گزینههای دیگری را مدنظر قرار دهند زیرا پاسخگویی و صداقت در فرآیندها به شدت کم است. در کل تجربهام نشان میدهد که تیمها غالبا با دروغگویی همراه است و این جو stitches کار را سخت میکند.
تجربه من از کار در خانومی پر از تضاد است: ظاهر شرکت ممکن است فریبنده باشد اما واقعیت این است که کارمند عادی به سختی دیده میشود و انگار تنها وظیفهاش این است که کارش را انجام بدهد و بس. رفتار مدیران با من از همان اول نشان داد که قدری تفاوت بین جایگاهها وجود دارد و در مقابل هر سوالی معمولا پاسخی دوستانه و سازنده نمیگیرم. نارضایتی از مدیریت و واحد منابع انسانی یک تجربه همیشگی و روزمره است و به ندرت اتفاق میافتد که چیزی به تصویر لینکدین اضافه شود. تغییر مداوم نیروها هم به چشم میخورد و حتی اطرافیان هم متوجه این مسئله بودند، چه همسایهها چه افراد مرتبط با مسیر شرکت. یکی از نکات تلخ این است که هیچ فرصت مشخصی برای پیشرفت وجود ندارد و اگر لازم باشد، گاهی یک نفر بالادستی بیسواد معرفی میشود تا مشکلات را به دوش بگیریم و شما مجبور میشوید با این وضعیت کنار بیایید. در بحث حقوق هم اگر مرتب حضور نداشته باشی، به شدت با کمبودها روبهرو میشوی. مدیران شرکت جز کارمندانی معدود که باقی میمانند، سریع از موقعیت خارج میشوند یا با نام و رسم خانومی از آنجا خارج میشوند و اکثر افراد با دانش سطحی به کار میآیند. فقط چند نفر هستند که کار بلد هستند و حقوقهای مناسب میگیرند و به مدیریت وصلاند. نتیجه این است که ظاهر شرکت فریبنده است و حس خوبی به وجود نمیآورد؛ تمام انرژیم را میگیرد و انگیزه را از بین میبرد. متأسفانه به نظر میرسد که مدیریت mikromnagement حاکم است و بهطور معمول هر خطای کوچک به گردن همکاران میافتد. واحد منابع انسانی هم حال و هوای بهتری از گل chor در ورودی ندارد.
به خاطر تجربهای که توی تیم تولید داده کاوان داشتم، میخوام به صورت روشن و واقعبین بنویسم. ضعفهای مدیران و سرپرستان مجموعه به اندازهای مشخص بود که نظارت صحیحی بر عملکردها وجود نداشت و پروژهها به تاخیر می افتاد؛ مشخصا مدیران به مهلتها اهمیت نمیدادند و هر بار جدولی برای ددلاینها میچینند اما به بررسی دلیل تأخیر نمیپردازند و دوباره فرصت میدهند تا کیفیت کار به طور قابل توجهی پایین بیاید. گروههای تحت نظر هم دانش فنی لازم برای حوزهشان را ندارند و درکی از موضوع بهدرستی وجود ندارد. ساختار تیمها هم به لحاظ طراحی اشتباه است؛ هیچ دورهای برای آنالیز محصول وجود ندارد تا با شناخت دقیق مشتری و نیازهایش بتوان پروژه را پیش برد، در نتیجه پروژههای تولیدی با شکست رو به رو میشوند. از نظر فرایندهای کاری، ابزارها و روشهای قدیمی استفاده میشود و انگیزه برای تغییر رویکرد کم است. شنیدههای دروغ درباره وضعیت شرکت هم وجود داشت و پاداش و بهرهورى بهطور نامناسبی اعمال میشد؛ حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد و کمتر از نرخ بازار بود. فضاى کار به طور گسترده از شایعهسازى و فضاى منفی پر بود و بیشتر این فضا از جنس نیروهای قدیمی شرکت بود. یک عامل دیگر که باعث کمشدن انگیزه میشد، نبود مسیر شغلی مشخص برای افراد است؛ فقط هر ۱۸ ماه میشود برای افزایش حقوق درخواست داد و جلسهای برگزار میشود که مدیرانی که به واحد شما مرتبط نیستند درباره شما نظر میدهند. نقاط قوت هم وجود داشت: وعده ناهار و پکی از پاداشهای پایان سال، امکان دورکاری و شناوری خوب. مدیرعامل هم تغییر کرده بود که احتمال میرفت در آینده با حضور مدیران جدید اوضاع شرکت بهبود پیدا کند و مشکلات از جایی حل شود که افراد کلیدی ترک نکنند. توصیه برای کسانی که تازهکار هستند این است که یک تا دو سال بیشتر از سود نمیبرند و برای افراد با تجربه بالا شاید ارزش زیادی نداشته باشد. توصیه به مدیران شرکت این است که به حرفهای کاربران دقت کنند و به واقعیتها توجه بیشتری نشان دهند تا از فضای منفی موجود کاسته شود.
برای من به عنوان کسی که از تجربه کار در فروشگاه اسمارت حرف میزند، اغلب برداشت از برند آنها با واقعیت فرق دارد. تصور میکردم وارد یکی از استارتاپهای بزرگ ایرانی میشم، اما واقعیت فرق میکند. مصاحبه هیچ پرسشی از من نکردند و وعدههای حقوق و مزایا فقط برای جلب انگیزه بود. فردای مصاحبه از من سفتهای به مبلغ صد میلیون گرفتند بدون قرارداد و این کار قانونی نبود. کار در آنجا به همهچیز میکشید؛ از تخلیه بار و چیدمان گرفته تا نظافت، جمعآوری و بستهبندی سفارش، تحویل به پیک و ثبت در سیستم. شیفتها به صورت چرخشی بود و به مدت نه ساعته، سه روز در هفته تا نیمههای شب میکشید. تعطیلات رسمی وجود نداشتند و گاهی تا بیستوپنج دقیقه بامداد هم حضور داشتیم بدون اضافهکاری حسابشدن. در نحوه محاسبه اضافهکاری و تعطیلی و جمعهکاری، حقوق اگر تنها بودم، به حداکثر بیشتر از هشت نمیرسید. یکی از گمانهها این بود که یک ساعت از نه ساعتی که کار میکردیم اضافه محسوب نمیشد و تعطیلی هم حقوقی نمیشد. وعده مرخصی ۲٫۵ روز در ماه داده میشد اما درخواستها رد میشد. قرارداد وجود نداشت و تصمیمگیریها هم به ساعتی بیثبات بود. با سابقه یکونیم سال کار، یک مدیر فروشگاه را با رابطهای نامشهود به عنوان سرپرست منصوب کردند، و امنیت شغلی وجود نداشت. جمعبندی اینکه از نظر من هیچ نکته مثبتی در این محیط احساس نمیشد؛ اذیت پرسنل و بیتوجهی به مشکلات رایج بود. هر مجموعهای که مدام تبلیغ جذب نیرو دارد و نیروهایش تکمیل نیستند، موضوعی مشکلیه دارد و بهتر است وقت صرف آنجا نشود.
کار کردن با این شرکت تجربهای بود که هرگز فراموش نمیکنم. قرارداد به صورت دورکاری بود و پس از یک سال هیچ تسویهای به من داده نشد، نه حقوق و نه سفتهای که داشتم. وقتی موضوع را با مدیر فنی شرکت، آقای نادر جعفری، در میان گذاشتم گفت مدیر شما آقای بهجت هستند و باید ایشان تأیید کنند؛ اما این آقا هم از شرکت جدا شده بودند و ارتباطشان قطع شد. حدود چهار ماه برای آنها کار کردم اما حتی برخی از حقوق قانونی من هم پرداخت نشد. وقتی اعتراض کردم، برای من ترک کار صادر کردند و بیمه هم رد نشد. بررسیهای بیشتر از همکاران سابق نشان داد که با اکثر کارکنان به همین شکل رفتار میشود. واقعا تجربهای ناامیدکننده از همکاری با این مجموعه بود.
من حدود یک سال و نیم تو ارنیکا به صورت تمام وقت کار کردم. هدفم از نوشتن تجربیاتم اینه که واقعا بتونه حتی به یه نفر کمک کنه که زندگیش و وقتش تباه نشه. تو ارنیکا شما تو پوزیشن خودت می مونی تا هر دوماه یه مدیر جدید بیاد و همه چیز از اول. مدیران جدید چون حقوق های بالا میگیرن حتی اگه برنامه ای داشته باشن تبدیل به ادم های بله چشم گوی مدیرعامل بی وجدان مجموعه می شن بنابراین گول اسم های بزرگی که وارد ارنیکا میشن رو نخورین چون مسئله برای مدیران فقط حفظ پوزیشن به هر قیمتی و گرفتن حقوق نجومیه. من توی این یک سال و نیم هیچ دو تاریخ مشترکی حقوق نگرفتم و حتی ماه های اخر به دوماه عدم پرداخت هم رسید. تازه نه به صورت یکجا بلکه بیمه ای رو برات می ریزن که گشنه نمونی و بقیه رو هر وقت حال کنن میریزن. بنابراین اگر قسط دارین، اجاره میدین، مریض میشین باید بمیرین چون chro مجموعه اعتقاد دارن مدیریت مالی بلد نیستین، البته حق داره منم اگر ماهی 150 میلیون میگرفتم می تونستم دوماه رو مدیریت کنم. می رسیم به سیستم انگشت زنی! انگشت زنی جایی معنا داره که کسر و اضافه کار معنا داره. چطور ممکنه 5 دقیقه تاخیرت کسر بشه ولی دو ساعت اضافه کاری هر روزت حساب نشه؟؟؟ به ما می گفتن که درک کنین هولدینگ تو بحرانه، نقدینگی پایینه... فقط سوال اینجاست برای حقوق های دلاری و میلیونی مدیران ارشد هم نقدینگی پایینه؟؟ برای تبلیغات میلیاردی اکسکوینو تو فیلیمو و ضخم کاری و بیلبورد و هم نقدینگی پایینه؟ برای پورش اقای مدیرعامل و سفرهای مداوم به دبی و بی اخلاقی ها هم نقدینگی پایینه؟ اصلا چرا حتما باید یکی تو لینکدین پست منفی بذاره تا تسویشو بدن؟اونم تسویه ای که از صد طرفش و می زنن تسویه های نیروهای خروج به یک سال رسیده و نرخ خروج به شدت بالا. هر وقت هم با تیمی حال نکنن از فرداش بدون در نظر گرفتن شرایط حرفه ای و انسانی تو ساختمون راهت نمیدن. تمام مجموعه پر از دوربینه و ساختمون شنود داره. سیستم ها مانیتور میشه و چک میشی که چند دقیقه کار کردی! این در حالیه که همه می دونن شرکت به کجا وصله و چه پول کثیفی در میاره. حتما می پرسین چرا یک سال و نیم موندم. جواب ساده است. من تیمم رو دوست داشتم و دوستان خوبی داشتم و این تنها مزیت ارنیکا برای من بود ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستام رفتن. با درد و غم رفتن. خلاصه که اگر انسان باشین، اگر عاقل باشین هرگز وارد این مجموعه نمیشید.
واقعا جای مزخرف با حقوق پایین و خارج از حد عرف هستش حتی ساده ترین موارد هم رعایت نمیشه و پروسه استخدام فوق العاده طولانی و زمان بری داره اصلا پیشنهاد نمیکنم که حتی بهش فکر هم کنید
در این شرکت که با نام پردازش الکترونیک راشد سامانه (پارسا) میشناختم، جو کار به شدت غیرحرفهای بود و اکثر همکاران تازهکار یا دانشجو بودند. برای کارآموزی خوب به نظر نمیرسید چرا که امکانات کم بود و حقوق هم برای یادگیری و پیشرفت کافی نبود. شرکت کوچک و با سابقهای نسبتا ناچیز داشت و تنها یک پروژه محدود را دنبال میکردند که روش کار در همان راستا بود. من به این نتیجه رسیدم که اعتبار شرکت چندان بالا نیست و آیندهی مشخصی برای رشد وجود ندارد.
باورنکردنی است که در این محیط چه رفتارهای سطح پایین و بیاخلاقیهایی وجود داشت. من به شدت متوجه تفاوتهای رفتاری بین همکاران زن و مرد شدم و رانتخواری و پارتیبازی به وضوح حاکم بود. فضای کاری به شدت زیر آبزنی بود و هرکس که مدیر آنجا شده بود از جنس پارتی بازی و بیسوادی بود. کاستن از امیدها و ناامیدی روزمره در اینجا خیلی ملموس بود و هیچ کس واقعا از این وضع دفاع نمیکرد. واقعیت این است که به هیچوجه نمیشد اینجا را پیشنهاد کرد یا به عنوان تجربهای مثبت نگاشت.
برای من که به حوزه SAP ERP علاقهمندم و میخواهم مسیر کاریام را آغاز کنم، گزینهای مناسب و فرصتسازی است. اینجا امکان یادگیری و پیشرفت خوبی وجود دارد و پروژههای پیادهسازی متنوع، فرصت تجربهی واقعی را برای هر نفر فراهم میکند. اگر در حوزه SAP آشنا باشید میدانید که بهروز بودن دانش خیلی حیاتی است و از این منظر این شرکت واقعا در بازار پیشرو است. شرکت در حال رشد است و مدیران به بهبود شرایط کارکنان به شکل معنا دار فکر میکنند. فضای کار حتی در نگاه نخست، دوستانه و صمیمی است و همکاران معمولا از به اشتراکگذاری دانش دریغ نمیکنند. در بحث حقوق، وقتی وارد میشوید حقوق اصولا همان پایهی استانداردهای وزارت کار است، اما با داشتن رشد و پیشرفت در کار، افزایش حقوقهای نسبتا مناسبی میتواند اتفاق بیفتد. به طور کلی شروع کار در این شرکت کمی دشوار به نظر میرسد و تنها افرادی که واقعا علاقهمند یا با انگیزه بالا هستند، ممکن است بتوانند پایداری نشان بدهند. نقاط منفی دیگری هم وجود دارد، از جمله عدم امکان دورکاری و ساعات کاری نسبتا طولانی.
با سلام آقا این شرکت مضحکترین شرکت تهران به نظر من این ***** که دوستان هم بهش اشاره کردند ***** موقعی که پروژه ERP رو توسعه میدادیم نظرات تخصصی اعمال کردند. آخر سر هم شرکت سر داستان متخصص بازی ایشون 13 میلیارد محکوم شد از سوی صندوق تعاونی دیگه شما حدیث مفصل بخوان از این مجمل. بیخودی عمر خودتون به هدر ندید این شرکت از نظر من که یک سال و نیم کار کردم توش به دردی نمیخوره
از نظر من بهتره تجربهای که چند سال به طور مستقیم با این شرکت کار کرده باشی رو بشناسیم تا بتونیم قضاوت دقیقتری گفت. در طول این سالها کار با این شرکت با وجود چالشهای مشابه سایر شرکتها، طی زمان شاهد بهبود در همه بخشها بودم و بهبودها به چشم میآمد. مزیتهای زیادی وجود داره مثل حقوق بهموقع، پاداشهای فصلی، ساعات کاری شناور، تیم حرفهای، محیط پویا، مناسبتهای کاری و هدایای مرتبط، امنیت شغلی، امکان ارتقا شغلی، بیمه تکمیلی، وام، امکانات رفاهی و ورزشی و سایر امکانات. در زمینه یادگیری، بخش اصلی کتاب راهنما هست و برای هر نیروی تازهکار یه منتور و نیروی باتجربه بهطور مستقیم کمک و پشتیبانی میکردن. شاید در گذشته نیروها در شرکت بیشتر درونگرا بودن، اما الان فضا کاملا صمیمی شده و از افراد با انرژی و برونگرا استقبال میشود و تبادل دانش به شکل تیمی اتفاق میافتد؛ جلسات ویژهای برای انتقال دانش داریم. شرکت تلاش میکند نیروهای باهوش و با استعداد رو جذب و نگه داره؛ بنابراین اگر دنبال پیشرفت و یادگیری در زمینه SAP هستید، سامه آرا گزینه مناسبی در بازار ایران است چون پروژههای متنوعی دارد که به یادگیری و توسعه رزومه کمک میکند. مدیرعامل واقعا دلسوز است و تا جای ممکن مشکلات کارکنان را پیگیری میکند. از نظر حقوق هم طبیعی است که حقوق ابتدایی مانند سایر شرکتها کم باشد، اما با گذر زمان و با توجه به توانمندیها، افزایشی قابل توجه دیده میشود. سابقه و پروژههای پیادهسازی شرکت در بازار ایران نشاندهنده عملکرد خوبش است. در کل پیشنهاد میکنم.
سلام به همه خب دوستان زحمت کشیدن توضیحات کامل و واضحی رو ارائه دادند فقط بگم بنده هم این شرکت رو واسه هیچ کس مناسب نمیدونم برید داخل پشیمون میشید.
مزخرفترین محیط برنامه نویسی با مزخرف ترین مدیر فنی. دانش مدیر فنی شرکت به 50 سال پیش برمیگره فک کن مدیر فنی چیزی از تکنولوژی های روز برنامه نویسی نمیدونه. از نظر ساختاری اصلا چیزی به اسم معماری ندارن. یه محیط Custom شده ای که بدرد پشیرفت نمیخوره. دانشی که از شماران بدست میاری فقط میتونی توی شماران استفاده کنی نه جای دیگه. یه چیز مسخره بگم اینه که برنامه نویساش حتی سیستم هاشون به اینترنت وصل نیست. اگه هم یه روزی پشیمون بشی که از شرکت بخوای بیای بیرون با همون سفته هایی که روز استخدام ازت میگیرن تهدیدت میکنن.....
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.