شرکت تیم یار قبلا ساختمانش در تهران بوده ولی مدتی ه توی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران (ساختمان البرز) در شهرک بنفشه کرج هست. و شرط استخدامش هم اینه که ساکن کرج و اطراف کرج باشی. اکثر اونایی تو اون شرکت کار میکنن یا از رفت و آمد هر روزه بین تهران و کرج برای کار کردن خسته شدن، یا ترجیح میدن نزدیک محل زندگی شون سر کار برن. در نگاه اول شرکت یه ساختمون بزرگ 5 طبقه نزدیک مترو کرج داره که دسترسی ش خوبه، داخل ساختمون هم تمیزه و خیلی خوب دیزاین شده، در وهله اول آدم حس میکنه وارد یه شرکت خفنی شده. ناهار گرم و رایگان، پارکینگ رایگان، سالن بازی (میز بیلیارد، میز پینگ پونگ و فوتبال دستی) ! تا همین جاش فقط خوبه.... برای مصاحبه که چندبار می یارن می برنت و شایدم بگن 3 روز آزمایشی بیا کار کن تا بهت اوکی بدن. موقع بستن قرارداد هم میگن که بیمه و سنواتت پایه وزارت کار رد میشه! و یه سفته به مبلغ 200 میلیون تومن هم ازت میگیرن!! قراردادت هم به هیج عنوان بهت نمیدن!!! برای مبلغ قرارداد هم سر 100 تومن 200 تومن باهات چک و چونه میزنن! بعد حقوقت که واریز میشه متوجه میشی که عددی که توافق کردی ناخالص بوده و یه بیمه هم ازت کم شده!! حقوقش همیشه سر وقت واریز میشه، ولی در 2 قسمت!!! یعنی واریز اول پایه وزارت کاری هست که طبق اون بیمه رد میکنن و قسمت دوم به عنوان پاداش یا هر اسمی دیگه از حساب شخص (مثلا منشی شرکت) واریز میشه!!! آخر هر سال عیدی تقریبا به اندازه سقف عیدی که هر ساله اعلام میکنن واریز میشه ولی سنوات بعد اتمام همکاری با شرکت تسویه میشه. تاریخ چک تسویه هم تقریبا یک سال بعد از اتمام همکاری با اون شرکت هست!!! این شرکت یه دفترچه قوانین حدود 20 یا 30 صفحه ای داره که قبل از امضای قرارداد باید همه صفحاتش رو امضا کنی. این قوانین هر 6 ماه یکبار یا هر وقت که مدیران صلاح دونستن متمم و اصلاحیه میخوره و کارمند هیچ گونه اراده ای در امضا نکردن اون نداره و بعد از امضا حتما باید بهش پایبند باشه. طبق این قوانین پرسنل شرکت حق استفاده از گوشی همراه رو در زمان کاری ندارن و گوشی رو باید تو کمد مخصوص گوشی قرار بدن. در صورت انجام ندادن این کار جریمه نقدی میشن! طبق این قوانین بعد از استعفا گذاشتن باید 3 ماه تو شرکت بمونی تا نیرو جدید بگیرن و کار تحویل اون شخص داده بشه، در غیر این صورت شرکت میتونه از مطالباتی که پیش شون داری و یا سفته هات طلب خسارت کنه و ..... همه جای شرکت دوربین مداربسته هست که هم صدا و هم تصویر ضبط و آرشیو میشه!!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام مدیر این شرکت فردی که دانشی نداره و فقط قصد تحقیر کارمنداش رو داره خصوصا کارمندای بخش فنی هیچ احترامی برای کارمنداشون قائل نبودن و بسیار بددهن هستند عدم پرداخت حقوق طی دوماهی که اونجا مشغول بودم به عنوان برنامه نویس شمارو میخوان ولی انتظار دارن کار بازاریابی هم انجام بدیم کار ورد و پاورپوینت مدیر هم به تسکا اضافه میشه و از نظر مدیر برنامه نویس اندروید برنامه نویس نیست حتی برای یک هفتع کسب تجربه هم این شرکت رو توصیه نمیکنم اونم بخاطر مدیر مجموعه
مطمئنا هر شرکتی نقاط قوت و ضعف داره. شرکت کندا ایده هم مستثنا نیست و ضمن اینکه من بیش از یکسال پیش در کندا بودم و شاید برخی موارد الان تغییر کرده باشه. * از لحاظ دانش در زمینه GIS شرکت قدبلند و قابل ستایشی هست که این فرصت رو برای دانشجویان رشتهی GIS به شدت ایجاد میکنه (بخصوص برای شروع کار) تا با یک فضای کاملا عملی در این حوزه مواجه بشن اما با توجه به اینکه این شرکت تلاش بر فناورانه کردن علم GIS داره، به شدت در مدیریت تیم توسعه ضعیف هست. اما به شدت به دوستان GIS توصیه میکنم که حداقل چند ماهی در این شرکت حضور داشته باشند، حتی به عنوان کارآموز. * اگر آدمی هستید که دوست دارید در پروژههای ملی کار کنید و حس غرور خواهید داشت بابت حضور در چنین پروژههایی، کندا جای خوبی براتون میتونه باشه، بخصوص با توجه به صحبتهایی که مدیران این شرکت میکنند و انگیزههایی که میدند. اما به عنوان عضوی از تیم توسعه نرمافزاری (به عنوان یه تازهکار) اگر به دنبال پیشرفت هستید، کندا شاید (!) فقط برای ۶ ماه اول براتون خوب باشه تا یه سری موارد رو یاد بگیرید در این حوزه. * تفکرات بلندپروازانه در این شرکت به شدت زیاد هست و باعث انگیزه میشه در ابتدای کار اما متاسفانه برنامهریزی و نقشهراه دقیقی برای رسیدن به این اهداف وجود نداره که این باعث میشه تا این اندیشهها به فراموشی سپرده بشه یا نیمه کاره رها بشه و بعد از مدتی بجای انگیزه دادن به نیرو، نیروها احساس کنند که در حال درجا زدن هستن. (دقیقا ضدانگیزه میشه). حداقل من در ۲ سالی که در کندا کار کردم مواردی که به من گفته شد هیچوقت براش برنامهریزی اتفاق نیافتاد و بیشتر یه آرزو بود که میگفتند اگر تهش فرصت کنیم انجام میدیم. (خیلی وقتها اهداف در خیلی از شرکتها شکست میخوره، اما برنامهریزی کردن و تیم گذاشتن و انرژي گذاشتن برای رسیدن به اون هدف هم نکتهی مهمی هست که در کندا حداقل در دوره من اتفاق نیافتاد) * از لحاظ پرداخت حقوق، بدون مشکل ماهیانه پرداخت انجام میشه اما نامنظم و روز خاصی برای پرداخت وجود نداره و این اذیت کننده هست و اصلا امکان برنامهریزی مالی درست نخواهید داشت. از سوی دیگر هدایای فصلی یا مناسبتی نسبت خوب و بالاتر از عرف بازار اهدا میشه، البته به ژیگولی استارتاپها نیست که بخوای باهاش عکس بگیری و بذاری اینستاگرام و لینکدینتون (اگر این چیزا براتون مهم هست و مزیت حساب میشه). پاداش ماهیانه یا پاداش براساس عملکرد وجود نداره و ارتقای حقوق و تصمیمگیری در مورد اون به شدت ضعیف هست در کندا، حتی افزایش حقوق سال به سال. کلا حقوق پرداختی کندا نسبت به عرف بازار به شدت پایینتر هست. * ساعت کاری تو کندا یکی از بزرگترین مسائل من بوده به عنوان عضوی از تیم توسعه، خودم آدم شبکاری نیستم و صبحها بهتر کار میکنم. در تیمهای توسعه دیگر که بودم، ساعت کار به صورت شناور بود ولی همیشه یک ساعت شروع به کار و پایان کار برامون وجود داشته. ولی در کندا به اسم یه چنین موضوعی بود اما با هر فردی یک مدل برخورد میشه و یکی زود میاد یکی در دسترس نیست یکی دیر میاد و خیلی برای من سخت بود این موضوع. (البته برای یه سریها این مورد شاید مزیت به حساب بیاد) * تو کندا از لحاظ پیشرفت علمی متاسفانه برای افرادی که درگیر پروژه نرمافزاری یا مهندسی هستند به نظر فرصت کافی وجود نداره (البته این جدا از تجربهای هست که افراد از خود پروژهها یاد میگیرند). دورهی خاصی برگزار نمیشه و یا کمک هزینه بابت اینکار داده نمیشه. بخوام سمت تیم توسعه نرمافزاری بگم، با توجه به اینکه از تکنولوژيهای قدیمی استفاده میکنن و اصولا افرادی که وارد میشن این حداقلها رو بلدن بعد یه مدت از کندا میرن و تمایل به ادامه کار ندارند. * همچنین هیچگونه میزان و معیاری برای کنترل تسکها وجود نداشت، خیلی زمان تسکها با هرج و مرج و غیرمنطقی داده میشد و از هیچ سیستمی برای کنترل روند انجام توسعه استفاده نمیشد. نظر تیم توسعه گرفته نمیشد بابت میزان زمان مورد نیاز و فقط براساس تجربه یک نفر به عنوان سرپرست تیم پیش میرفت. در کل اصلا معلوم نبود از چه مدیریت پروژهای در کندا استفاده میشه. به نظر خودم به شدت نیاز به مشاور دارند در این زمینه تا ارتقا پیدا کنند. * در کل سطوح افراد در شرکت هم مشخص نیست، البته خودشون به عنوان یه مزیت میدونن این موضوع رو ولی سطح جونیور و سینیور و ... هم حتی مشخص نیست که اگر مشکلی داریم حتی تکنیکال بریم سراغ فرد ارشد و رفع مشکل کنیم. در کل نمیدونستیم که به کی رجوع کنیم و تهش میشد اینکه فقط یه مدیر که با ایشون به زحمت بتونیم یه جلسه ست کنیم تا اتفاقات رو بهشون بگیم یا اگر به مدیر دیگری هم میگفتیم تهش اون یه مدیر اصلی و نهایی خبردار میشد و اون بود که تصمیم رو میگرفت، حتی تو بحثهای تکنیکال که سررشتهای نداشتن! در کل مدیرفنی و کسی که دانش در زمینه برنامهنویسی داشته باشه و بتونه راهکار ارائه بده و یا کمک باشه هم وجود نداشت. * از دید کلیت مدیریت، اصولا تصمیمها توسط یک نفر گرفته میشه، حداقل این حس وجود داره در شرکت که یک نفر تصمیمگیرنده نهایی هست، حالا هر نظری بقیه داشته باشند مهم نیست یا کم تاثیر هست. گاهی تصمیمگیریها و فشار موجود در سطح مدیریتی به شدت به نیروها منتقل میشه از لحاظ احساسی و گاهی اینجوری هست که شرکت در یک سکوت و سرمای احساسی شدید فرو میره به علت رفتار مدیران. مدیران در سطوح مختلف البته، نه فقط مدیران ارشد! * اگر دنبال جایی هستید که مراسمهای مناسبتی و تیم بیلدینگ دارند و از این حرفا، کندا چنین مواردی رو نداره یا حداقل نداشت. کلا روال HR در کندا تنها به ورود افراد محدود شده، که اون هم تهش با تصمیم مدیران ارشد نهایی میشه و HR بسیار در این زمینه هم ضعیف بود (حتی اگر سرپرست میگفت یکی از لحاظ دانش ضعیف هست و یا اورکوالیفای هست و به درد تیم نمیخوره و اون فرد رو نمیخوامش، احتمال داشت اون فرد انتخاب بشه، چون مدیر اصلی خوشش اومده!). هیچ فعالیت دیگری که منابع انسانی باید داشته باشه در کندا ندیدم. از بررسی عملکرد و تذکر در مورد عملکرد بد، اخراج افراد تا برگزاری مراسمهایی مثل جشن تولد و طراحی محیط مناسب و ... که در نگهداشت نیروها تاثیر داره از سوی HR هرگز انجام نمیشده. یکی دو مورد از فعالیتهای این چنینی در دورهی ما بود که اونم با همکاری بچهها انجام شد. * یه موضوع دیگری هم که وجود داره، امکانات اولیه یه شرکت هست، در دورهی ما یه آبدارچی بصورت مستمر هم در شرکت وجود نداشت که بهمون چایی بده حداقل یا رسیدیگی بکنه موارد نظافتی و ...! از لحاظ امکانات IT هم بسیار ضعیف بوده و حداقلترین سیستمهای موجود جهان رو باید روش کار میکردیم که این خودش به شدت روی عملکرد ما تاثیر داشت که البته این از عقاید مدیران شرکت بوده که باید از همه چی نهایت استفاده اتفاق بیافته و هیچ چیزی دور ریخته نمیشه و طبیعت آسیب میبینه و تیم توسعه باید حتما با سیستمهای داغون کار کنند که نرمافزار تولید شده درست کار کنه. در حالی که امکانات و روال برای انجام حداقلترین تستهای نرمافزاری هم در این شرکت وجود نداشت و به یکباره ریلیز اتفاق میافتاد برای کارفرما. با آرزوی موفقیت.
این شرکت نرید اگه برید زمانیکه میخواید از شرکت خارج بشین چه قرارداد تموم بشه چه نشه بهتون پول نمیده این شرکت گداست مدیر و معاون این شرکت بویی از انسانیت نبردن مدیر این شرکت آقازاده هست همه کارا با رانت انجام می شه لکه ننگی میشه تو رزومه تون ای کاش پام میشکست وارد این شرکت نمی شدم رجا با شما مثل یه برده رفتار میکنه
برای من واقعا تجربه کار در راهکارهای متن اول آریا بهترین گزینه بود. میتونم بگم جای دیگهای مثل ایران رو پیدا نمیکنم که همچین فرصتها و شرایطی رو بده. امکان دورکاری وجود داشت، ساعات کار شناور بود و حقوق با ثبات بود. همکاران نزدیک و حرفهای بودن و فضای شرکت خیلی دوستانه و مدرن بود. اینجا برای توسعه و یادگیری واقعا مکانی عالی بود. تنها نکتهای که امتیازم را کم کرد، دسترسی دشوار به ونک بود که هرچند دورکاری در دسترس بود، اما جو کلی شرکت آنقدر خوب بود که هیچوقت دلت نمیخواست به خانه بروی
یکی از بدترین جاهایی که کار کردم رجا بوده تو این شرکت همه چی با آشنا بازی و رانت پیش میره بار فنی اصلا نداره یه مدیر داره که اصلا سواد علمی نداره همه کار هاش کپی از این ور اون ور هستش به هیچ وجه توصیه نمیکنم واسه شون کار کنید چون هم وقت تون رو هدر دادین هم عمر تون در آخر بیکار بمونید بهتره تا واسه رجا کار کنید
این شرکت را خیلی بدتر از حد تصور میدانم و تجربهام در آن به طور کلی ناامیدکننده بود. روزهای اول میدیدم که فضای کار چقدر آشفته است؛ کارمندان در آشپزخانه طبقه پایین نشستهاند و با هم درباره وضع شرکت حرف میزنند و بیاعتمادی و بیاحترامی بهراحتی به چشم میخورد. از ابتدای کار وعدههای مختلفی میدادند اما با گذشت ماه اول، بهجای حمایت، با کار زیادی از من تقاضا میکردند و هیچ تضمینی برای حمایتی که قولش را داده بودند، وجود نداشت. حقوقها نظم مشخصی نداشتند و هر پرداختی به شکل نامشخصی صورت میگرفت. بهعنوان یک کارمند، تنها چیزی که میدیدم، این بود که هر وقت مدیران تصمیم بگیرند، برای هر کار کوچک من را به وظایفی اضافه میکردند و پیغام میدادند که اینها را درست کنم یا به جلسهها کشانده میشدم. رویکرد مدیران به کار با تیم نرمافزار اصلا حرفهای نبود؛ برخوردها به نحوی بود که گویی ارث پدری را طلب دارند و با احترام کمتری با ما صحبت میکردند. بههمین دلیل احساس میکردم آرامش روانیام در خطر است و به مرور از محیط کمثبات و پرتنش خسته شده بودم. اگر دنبال مکانی هستید که در آن آرامش و امنیت شغلی داشته باشید، شاید اینجا گزینه مناسبی نباشد و توصیه میکنم دیدگاه خود را در مورد نحوهی مدیریت و ارتباطاتشان دوباره بررسی کنید. به هر حال، نتیجهگیری من این است که با چنین شرایطی، حقوقی که پرداخت میشود و رفتار مدیران پاسخگوی نیازهای من نبود و باید به خاطر سلامت روحی و حرفهایام از آنجا دور میشدم.
برای من به عنوان یک تجربه واقعی از کار Java developer در سفرهای الکترونیک بود، اما به شکلی منفی که به شرکت و مدیرانش بازیابی میشود. در طول همکاری با آقای امیر زندی و خانم فریما لاری، برخوردها اغلب غیر حرفهای بود و این رفتارها پس از پایان همکاری هم ادامه یافت و باعث آزار من شد. به خاطر وضعیت غیرمنصفانه، عمل نکردن به تعهدات مالی نظیر تصفیه حساب، بازگرداندن سفته و سایر تعهداتشان را تجربه کردم. رابطهای لینکدین مرتبط هم در متن وجود داشتند.
سالهاست که در این شرکت مشغول به کارم و الآن تصمیم گرفتم تجربهام را به اشتراک بگذارم تا افراد جدید بهتر بتونن تصمیم بگیرن. در ابتدای ورود به امن افزار گستر شریف، هم از نظر سطح فنی و هم از منظر مالی، احساس خوبی داشتم و جذب شدم. اما به مرور با تغییرات مدیریتی و سیاستهای اجرایی شرکت، فرایند مهاجرت از بین نیروهای با تخصص بالا آغاز شد و حالا باقیمانده شرکت در وضعیتی است که به نظر میرسد مدیران ارشد بیشتر به سود خود فکر میکنند تا منافع سازمانی. طی سالهای اخیر مسئولیتها به شکل نامتوازنی بین مدیران ارشد و میانی تقسیم شده و پاسخگوی مشکلات واضح، کسی نیست. به گونهای که کاهش حقوق کارکنان به دنبال منافع شخصی مدیران است و این مسیر باعث از دست رفتن انگیزهها میشود. با این روند، به تدریج از شرکت فقط دیوارها باقی میمانند و حتی افرادی هم که تا دیروز نقش دلالی داشتند، پس از پایان چرخه عمر شرکت از آن جدا میشوند. به قراردادهای بستهشده با مدیران نباید خیلی اعتماد کرد، چون ممکن است یک روز برخی از مزایا که وعده داده بودند دیگر وجود نداشته باشد و مجبور به تحمل شرایط شوید. اینجا شفافیت معنا ندارد، رفاهیات و آموزش به اندازهای که انتظار میرود وجود ندارد و گاهی نیروهای فنی محیط، ارزش کافی برای مشارکت و اعتبار نگه داشتن پروژهها را احساس نمیکنند و به احتمالا میخواهند از تیم جدا شوند. امیدوارم با بیان تجربهام بتوانم به دوستانی که قصد ورود به این شرکت را دارند، کمک کنم.
این شرکت از شهرستان رشد کرده و متاسفانه به نیروها به دید برده نگاه میکنن که نه باید مطالبات زیادی داشته باشه و دیکتاتوری شدید برقراره٫بیمه به صورت پایه کارگری است٫حتا سیستم جریمه برقراره ولی تشویق و پاداش خیر /تخریب کاری و شخصیتی توسط مدیران/شما باید کار کنید که صاحبان شرکت به منافع خودشون برسند/اموزشی در کار نیست و برای دقیقه ها باید پاسخگو باشید/البته یک تیم که محصول اصلی است فکر میکنم شرایط اموزشی و کاری و حقوق بهتره/به دلیل حجم زیاد کار نیروها مخصوصا غیر متخصص فرار میکنن/به شما مدام برچسب کم کاری و بیسوادی میخوره/اگه فاقد سابقه کار هستید جای رشد هست در غیر این صورت خیر/اگر کمتر از دوسال کار کنید یا قرار دادتون تموم نشده باسه از شما جریمه های سنگین گرفته میشه/در شرایط سخت اقتصادی و کرونایی هیچ همیاری و کمک ودور کاری و افزایش حقوقی برای کارمندان در نظر گرفته نشد علی رغم وضع مالی خوب شرکت/شعار این شرکت اینه که همه خانواده آی کن هستیم
برای من تجربه کاری با دلینو در قالب یک ارتباط یهساله بود؛ تیمی پرانرژی کنار محصولی باکیفیت که میتونست رقیب قدرتمندی برای اسنپفود باشه. از همکاری باهاشون خیلی چیزها یاد گرفتم هرچند شاید دستمزد بالا نبود، اما تجربه ارزشمندی کسب کردم و متأسفانه همکاریمون زود به پایان رسید. اگر در مصاحبه هستید و شرکت رو انتخاب میکنید، بهتره تسلط خوبی داشته باشید چون مصاحبهکننده اغلب یکی از نابغههای برنامهنویسی ایرانه و تمرکز اصلی روی چالشها و اتفاقات خود پروژه دلینوست و راهحل شما برای اونها اهمیت زیادی داره. اگر دودل هستید که برید یا نه، باید بدونید که دلینو تا حدی شرکت متنوعی است اما وظایف بزرگ خیلی نداره؛ در عین حال بهدنبال رقابت با اسنپفود است و احتمال اضافهشدن محصولهای جدید یا بازنگری پروژههای قدیمی هم وجود دارد. جو کار تا حدود زیادی دوستانه و صمیمی است و امکان همکاری بلندمدت هم وجود دارد؛ با این حال برای من شخصا کمی دشوار بود ارتباط برقرار کنم چون غرور و شاید کمتحرکی از سمت من وجود داشت، اما برخی همکاران قدیمی بعد از مدتی دوباره به جمع برگشتند چون آن فضا بهشدت بهشان عادت کرده بود. فضای دورکاری برای این شرکت وجود دارد و تعدادی از توسعهدهندگان واقعا تهران نیستند؛ حضور فیزیکی هم اخیرا آغاز شده و میتوان به محیط دلنشین و جذاب آن رفتن را تجربه کرد. مکان کار تمیز است، دسترسی مناسبی به مترو دارد و نزدیک ونک است. این شرکت بهعنوان زیرمجموعه همکاران سیستم، به تکنولوژیهای جانبی اهمیت میدهد و از نظر مدیریتی هم افرادی که رهبری میکنند پشتکار و دانش برنامهنویسی دارند؛ اصول کار در اینجا بهصورت حرفهای و درستی دنبال میشود و نباید در انجام کارها اهمال کرد، چراکه سریع بهچاپ میرسید. در نهایت اگر پذیرش گرفتید، بدون تردید تصمیم خوبی است.
برای چهار ماه کار در شرکت پرنیان پردازش پارس، محیط کار سالمی داشتم و پرداختیها به موقع بود. یکی از مدیرها در تهران حضور دارد و همواره سعی میشود برنامهریزی مناسبی برای کارها انجام شود. مدیران شرکت هم در کار حاضر هستند و به زمانبندی بسیار توجه دارند؛ با این حال از من انتظار ابتکار و رایزنی شخصی در انجام کارها را دارند. در کل تجربهام خوب بود و رضایت داشتم. برای کارکنان قدیمی امتیازات ویژهای قائلاند.
من به عنوان یک خانوم تجربه خیلی خوب از کار در شرکت داشتم. احترام به همکارا زیاده. مدیرا و همکارا جوان هستن و این جوخوبی از رفاقت داخل شرکت ایجاد میکنه. مدیران بر آموزش زیاد تاکید دارند ، البته حجم کار زیاده. حقوق به موقع پرداخت میشه و در این شرایط مالی بد شرکت های دیگه شرکت مشکل مالی نداشت. امکان دورکاری داره. غیر از هدایای عیر نقدی شرکت، وام هم میدن که میتونه کمک خوبی باشه. بچه های قدیمی در شرکت زیاد هستن، فضای اعتماد وجود داره، دسترسی به مدیران راحت هست، ارائه سفته لازم نیست. قطع همکاری در فضای اعتماد و با یک انتقال 1 ماهه انجام میشه. تجربه خوبی بود برای من.
مدت حضور من در این شرکت، از سال نود و شش تا نود و نه بود که سابقا به شکل خانوادگی اداره میشد. گاهی اختلافات خانوادگی بین مدیر عامل و همسرشان که آن زمان معاون فناوری اطلاعات بودند، تأثیر مستقیم روی کار داشت و ممکن بود کارم تحتتأثیر قرار بگیره؛ هرچند پس از بازنگری ساختار سازمانی، جو تا حدی بهبود پیدا کرد. یکی از نقاط منفی عمده، تغییرات زیاد و ترتیب پیوسته در چارت سازمانی و جابجایی فیزیکی واحدها در باک بهوجود میاومد که واقعا آزاردهنده بود. با وجود همه اینها، فضای کاری نسبتا دوستانهای بین کارکنان برقرار بود و از نظر بلوغ فرآیندی، وضعیت نسبتا قابل قبولی داشتیم. پرداخت حقوق بهموقع انجام میشد، اما سطح دستمزد نسبت به شرکتهای همرده در زمان خود چندان رقابتی نبود. نکته منفی مهم در حوزه جبران خدمات این بود که هنگام توافق اولیه برای حقوق، معمولا میدیدم که بخشی از مبلغ بهعنوان پاداش یا کارانه پرداخت میشود و این پاداش منوط به کسب نمره کامل در سیستم ارزیابی عملکرد بود.
روز ده اردیبهشت به من زنگ ردند که بیا شرکت طرفه نگار با رقم نه میلیون کارکنید، تا 31 اردیبهشت قرارداد دارم گفت قراردادت فسخ کن بیا اینجا کارکنید من قرارداد فسخ کردم و در روز شنبه اونجا مشغول به کار شدم تا روز دوشنبه با من قرارداد نبستند که من شک کردم روز دوشنبه که شد طرف سوال فنی پرسید که git base چیست که نمی دونستم که بعد سرچ کردم منظورش فهمیدم git rebase نه git base که ای کاش شک می کردم بعد گفت من نمی تونم با رقم نه میلیون اینجا کارکنید با حقوق وزارت کاری کار کنید که 5/700 که من قبول نکردم می گفت شما کمتر ازجونیور شما در حد کاراموز هستید من در شرکت هاکوپیان اواژنگ دکترکارافرینی 4 سال سابقه کار دارم حتی سابقه خودم از بیمه تامین اجتماعی گرفتم بعد نمونه کار قبول نداشت کپی زدید از سایتی و دروغ میگویید شما بین جونیور میدلولی شما درحدکاراموزهستید و حقوقت وزارت کاری است
شرکت آتی شهر هوشمند ایرانیان تجربهای بود که با باوری اشتباه آغاز شد و به تجربهای تلخ تبدیل شد. از همان ابتدای کار، تصور میکردم که پروژهای با پتانسیل بالا میتواند به من هم فرصت یادگیری بدهد، اما حقیقت برخورد با ساختار فریب و بهرهکشی بود. در این مجموعه، رانت و انحصارهای شهرداری شیراز به عنوان آغاز کار دیده میشد و بعدها فهمیدم که برخی اعضا برای منافع شخصی بدون توجه به انصاف یا اخلاق، مسیرهای نامناسب را دنبال میکنند. دو دسته از همکاران بیش از همه تحت فشار و سوءاستفاده قرار میگرفتند: کسانی که تجربه کمی داشتند یا نداشتند و به دلیل نبود صبر برای تشریفات رسمی فرایندها کنار میکشیدند؛ کسانی که توانمند بودند اما به انتظار خروجی مالی نامتوازن با وعدههای غیرواقعی روبهرو میشدند؛ و گروهی دیگر که در سندسازی، کنترل و سرکوب اعتراضها دخیل بودند تا روزی که معلوم شود چه کسی در این چرخه باقی میماند. منابع مالی همواره وجود داشت، اما با وجود این شارلاتانیسم بنیادی، حداقل انصاف و شرافت رعایت نمیشد. در حوزه تجربهگرفتن برای افراد تازهکار، نکتهای را تجربهکنندگان دیگر مطرح کردهاند که تا حدی درست است: این پروژه در سطح یک شهر فعالیت میکند و بسته به سهامداران و مجموعهای که شرکت را خریدهاند، با شرکتها و سازمانهای دیگر درگیر میشود. طبیعی است که وقتی سیستمی عملیاتی بوده و هرچند ناقص، از آن میتوان درس گرفت. وقتی پول پرداختی وجود ندارد، فرد با تجربه سیستم را نگه میدارد و آن را به فردی میدهد که نگهداری و توسعهاش را بر عهده بگیرد؛ در نتیجه فرصت یادگیری برای فرد کمتجربه فراهم میشود اما هزینه با شهروندان پرداخت میشود و اگر مشکلی پیش بیاید، اعتراضها محدود است و رانت اجازه نمیدهد پروژه از کنترل خارج شود. واقعیت رفتارهای ناپسند در رأس شرکت به چشم میخورد. اگر مدیران میانی هم وجود داشتند که گاهی با نیکی نامیده میشدند، احتمالا چون پایهگذار افراد ناصحیحی نبودند، با تعادل و انصاف سعی میکردند عمل کنند، اما در نهایت یا شکست میخوردند یا داراییهایشان به خطر میافتاد. اینکه کدام هلدینگ سهامدار شرکت است یا پروژههای جدید مجموعه چه وضعیتی دارند همواره به وعدههای فربه تبدیل میشد اما واقعیت میداد که هیئتمدیرههای مختلف، بهرغم پستیهایشان در شرکتهای بزرگ، به این رفتارهای ناسالم چشم میدادند. تاخیر در پرداخت حقوق، کلکزدن در محاسبه اضافهکار و حقوق، و حتی تأخیر در پرداخت حق بیمه از شاخصههای این شرکت بود. تنها کسانی موفق میشدند حقوق کامل بگیرند که یا روابط خانوادگی نزدیکی با افراد فاسد در شرکت داشتند یا به سازمانها شکایت میبردند و حساب شرکت را توقیف میکردند. شناسه ملی شرکت ۱۰۵۳۰۲۹۳۷۷۰ است و میتوانید از طریق آگهیهای قانونی روزنامه رسمی قوه قضاییه (سایت rrk.ir) افراد کلیدی و سهامداران بالادستی را پیگیری کنید. در فضای کاری ایران توصیه میکنم مرور آگهیهای شرکتها در روزنامه رسمی را جدی بگیرید و از ثبت شکایات به اداره کار هیچوقت ترس نداشته باشید. به وعدههای دور از واقعیت کارفرماهایی که مبنایشان «ما خانواده هستیم» یا تهدید برای ترساندن است، اعتماد نکنید. کارگران که اگر حقوق و فیش حقوقی و قراردادشان بهطور روشن در دسترس نباشد
دو سال اول همکاری با دیجیپی برای من تجربهای پر از نکات متفاوت بود. این شرکت در ظاهر محیطی دوستانه دارد اما واقعیت پشت صحنه فرق میکند و روابط بین تیمها و جناحبندیهای داخلی خیلی محسوس است. حقوق به موقع پرداخت میشود، اما بعضی از مزایا که در روز مصاحبه وعده میدادند، گاهی وجود خارجی ندارند یا با شرایطی متفاوت پرداخت میشوند. مثلا وامی که قولش را داده بودند، در نهایت به آن شکل وجود نداشت و گاهی مزایا هم پرداخت نمیشدند. بیمه تکمیلی هم نظم مشخصی ندارد؛ مسئول مربوطه فقط یک روز در هفته حضور دارد و با پیگیری میشود اما به صورت مستقیم به بیمه تکمیلی وصل نیست و از طریق شرکت پیگیری میشود. در آغاز سال نیز این ادعا که شرکت طرف قرارداد بیمه تکمیلی را تغییر میدهد، باعث قطع شدن خدمات بیمه شد. قراردادها هم معمولا به شکل کامل در اختیار افراد قرار نمیگیرد و خیلی از جزئیات پوزیشن کاری در متن قرارداد نیست؛ همچنین قولهای منابع انسانی در قرارداد ذکر نمیشود و فقط جزئیات حقوق پایه آمده است. فضای کار در ذهن من در ظاهر دوستانه بود، اما با کوچکترین مشکل رفتارهای Passive Aggressive گروهی و جناحی نمود میکند و دروغ گفتن پشت همدیگر سریع پخش میشود. به دلیل این جو، تیم فنی شرکت نسبت به انتظارات از زیرمجموعههای دیجیکالا کمی پایینتر است و برخی بخشها مثل تیم تست و بخشهای اجایل و داوپها بهبود لازم را ندارند و گاهی موانع به جای بهبود کار ایجاد میکنند. در مورد فرصتهای رشد شغلی، خیلی به این بستگی دارد که با کدام باند و گروه ارتباط دارید. مسیر پیشرفت برای عدهای که داخل گروهبندیهای خاص نیستند، به نظر خیلی دشوار میرسد. معمولا پوزیشنها به صورت گسترده توزیع میشود و نمونههایی وجود دارد که شاید در جای دیگری مطرح نباشند. از نظر فنی نیز بسته به موقعیت جغرافیایی و سطح تجربه، تفاوتهایی وجود دارد؛ اگر سینیور باشید و به شبکهسازی مناسب نرسید، ممکن است پیشرفت کمرنگ باشد، اما اگر جونیور باشید و روابط خوبی بسازید، شانس پیشرفت بیشتری دارید. اینکه کدام بخش یا لاین به شما میافتد، به شدت روی تجربه شما اثر میگذارد؛ بنابراین بهتر است دقیقا به این نکته توجه کنید تا تجربهتان متغیر نباشد. اگر تصمیم به استعفا بگیرید، ممکن است از شما بخواهند بیش از یک ماه کار کنید تا کار را تحویل بدهید، اما احتمال دارد تسویه و حقوق مربوط به آن دوره را به شما ندهند یا شما را به عنوان نیروی جایگزین نگه دارند بدون حقوق مشخص. برای من این اتفاق افتاد و اگر وارد شرکت شدید، حتما به این نکته توجه کنید تا حقوق شما به خطر نیفتد و استعفایتان با این نکته همراه باشد. در بحث مصاحبه، تجربهام از روند آن مثبت بود: دو مرحله داشت و مرحله فنی با امتیاز بالایی پذیرفته شد؛ مصاحبهکننده منابع انسانی هم فردی خوشبرخورد و باهوش بود، هرچند به سرعت از دیجیپی جدا شد. پس از سه ماه، فرایند ارزیابی ( appraisals ) وجود دارد و اگر پذیرفته شوید، قرارداد به مدت یک سال دیگر تمدید میشود. در نهایت، میگویم که مانند هر شرکت دیگری، هم کارمندان خوب وجود دارند هم افرادی با عملکرد پایین و فضاهای باندی. تعدادی از همکارجویان از نظر فنی بسیار خبره هستند، اما به طور کلی سطح فنی و مدیریتی دیجیپی نسبت به انتظارها از دیجیکالا پایینتر است. اگر تصمیم به پذیرش کار کنید و قصد رفتن دارید، نکاتی که گفتم را در نظر بگیرید تا تجربهای منفی
من به آواژنگ پیوستهام و همیشه از سر موقع به محل کار حاضر میشدم؛ ساعات کار از شنبه تا چهارشنبه از نه تا پنج و نیم بود و پنجشنبهها به صورت هفته به هفته در میآمدم. حقوق و مزایا همواره به موقع پرداخت میشد و بیمه از روز اول استخدام به حساب میآمد؛ از نظر امنیت شغلی هم شرایط شرکت معتبر بود. تنها نکتهای که برای من چندان خوشایند نبود این بود که قبل از من، برنامهنویس فرانتاند در حال تکمیل پروژه بود و کارفرما از تیرماه به بعد تنها با مسئولیتهای پشتاند پشتبند کار میکرد. یک یا دو هفته یک بار تسکی asign میشد و اکثر تسکها به سمت بکاند میرفت. زمانی که قرار بود من استخدام شوم، خود همان برنامهنویس فرانت به مدیران تذکر داد که هر هفته یا دو هفته یک بار برای من تسک دارم و پرسید چرا باید کارمندی که بیکار است را استخدام کنید. ابتدا گفتند به دلیل توسعه پروژه این کار را انجام میدهیم و سپس نظرشان را تغییر دادند. در دوران حضور من در آواژنگ هر یک ماه یا دوماه یک بار تسک داشتم و به دلیل کمبود تسک و پایان قرارداد، حضور من تا پایان اردیبهشت چهاردهصد و یک به طول انجامید. پروژهام قرار بود اپگرید شود اما با من موافقت نشد.
من یک ساله که به این مجموعه ملحق شدم. واقعا عالی . فقط تنها عیبش پایین بودن رنج حقوقشه . همه خیلی مودب، خیلی تکنیکال ،درک بالا . تعادل بین کار و زندگی وجود داره .من که اینجا پنجمین محل کارمه و خیلی ازش خوشم اومده .
سه سال تجربه کار در داتین داشتم ، مصاحبه ها و برخوردهای استخدامی هون زمان خیلی خوب بود. راستش تا یک سال اول هم خوب بود تقریبا و مشکلی نبود بجز فریمورک عجیب و سطح دانش پایین و حجم کار بالا. اما بعد از قرارداد سنگین سپه ادمها خیلی عجیب شده بودن رفتارهای زشت ، ساعات کاری وحشتناک طولانی، جلسات طولانی بیخودی، اصلا نمدونم چی بگم. و بحث انتقال نیروها به شرق تهران پارک پردیس هم مطرح شد. دیگه ترجیح دادم بیام بیرون .
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.