اول از همه اینکه باید بگم دقیقا عین اون چیزی که یکی از کاربرها که قبلا راجب علی بابا اینجا نوشتند دو دسته آدم در علی بابا وجود داره، اونایی که واقعا کار میکنن و برای کار کردن اومدن دوم اونایی که هیچکاری نمیکنن فقط بلدن حرف های ادبیات راهبری!!!! علی بابا رو تکرار کنن و حاشیه درست کنن. (برای پیشرفت کردن تو این شرکت باید تا میتونید این ادبیات راهبری رو استفاده کنید حتی اگه جلوی همه خلافشو انجام میدید بازم برای گرفتن مقام بالاتر باید تو تمام صحبتهاتون از این عبارات استفاده کنید - اینم اضافه کنم که همایش های راهبریشون هم یه بخش جالب دیگه ای از فرهنگ کارشون بود که در عین حال که میگفتن اختیاریه ولی در واقع مجبور میکردن بچه ها رو که تو این همایش ها شرکت کنن و جالب تر اینکه هزینه ی این همایش ها رو هم تماما از بچه ها میگرفتن یعنی حتی رایگان هم نبود که اجبار کردنشون یه ذره عقلانی به نظر بیاد) دقیقا همین دسته ی دوم هستن که تو علی بابا پیشرفت میکنن پس اگر آدم بی حاشیه و کارکنی هستید و فکر میکنید پیشرفت تو کار باید بر اساس عملکرد و دانشتون صورت بگیره دور علی بابا رو خط بکشید. چون همون دسته ی دوم یه جوری براتون حاشیه درست میکنن که خودتون متعجب میمونید چطور همچین اتفاقی افتاد و برچه اساسی و البته که تو این شرکت پیشرفت ها و حقوق های بیشتر هم فقط برای این دسته ی دوم هست. باید بگم اولا که با قراردادهای سه ماه سه ماهشون واقعا هیچگونه امنیت شغلی ای در این شرکت ندارید. و تنها کسانی که عزیز دل بالادستی هاشون هستن و از دسته ی دومن و میدونن چطور باید چاپلوسی کنن قراردادهای طولانی مدت تر باهاشون بسته میشه وگرنه هرچقدر هم کارتون خوب باشه بازم سه ماهه باهاتون قرارداد میبندن. اینم بگم که هرچقدرم کارتون خوب باشه و از دسته ی اول باشید، مدیرتون احساس کنه شما باب میلشون نیستید خیلی راحت باهاتون قطع همکاری میکنن. چون بلا استثنا مدیرای بخشی که من درش فعالیت داشتم همه شون از دسته ی دوم هستن. ارتقاها و پیشرفت های شغلی کاملا برای دسته ی دومه و اینترنال جاب های این شرکت کاملا فرمالیته ست و از قبل انتخاب میکنن چه کسی قراره اون پوزیشن باز شده رو بگیره و تمام مصاحبه هاشون کاملا فرمالیته ست. حتی به عینه دیده شده اینترنال جاب نمیزدن یعنی اصلا اعلام نمیکردن پوزیشنی باز شده و هیچ مصاحبه ای هم از کسی نمیگرفتن و درنهایت یه ایمیل سازمانی میزدن که فلان شخص بعد از مصاحبه برای این پوزیشن انتخاب شده درصورتی که خود اون شخص بین همکاران نزدیکش اذعان میکرد هیچ مصاحبه ای نداده! و یکی از اصلی ترین دلایلی که نارضایتی زیادی بین بچه ها ایجاد میکرد همین اینترنال جاب های فرمالیته شون بود. کلا هم یه بار تصمیم گرفتن به کارمندای بخشی که من بودم پاداش بدن، پاداش ها اینجوری شد که دقیقا به کسایی که جزو دسته ی دومن و چاپلوس همیشگیه مقام بالادستیشون بودن بیشتر از بقیه گرفتن و باعث نارضایتی کل مجموعه شدن با این کارشون که تا چندوقت بعد نمیدونستن چه جوری جمع کنن این قضیه رو. باید بگم این عبارت یکی از کاربرها که قبلا نظر گذاشته بودن عین واقعیته " آدم های زیادی علی بابا رو با ناراحتی ترک میکنن و این شرکت به طور عموم کسی رو زخم نکرده رها نمی کنه" و علی بابا خیلی بد با کارمنداش خداحافظی میکنه و من حتی یک نفرم ندیدم که با دل خوش از این مجموعه جدا شده باشه. توی بخشی که من بودن تنها مزیتشون بیمه تکمیلی و حقوق نسبتا مناسب بود و نمره ای که بابت عملکرد ماهانه بهمون میدادن هیچ تاثیری در هیچ چیزی نداشت. اینم به صورت کلی بگم تا شنیدید هر شرکتی خیلی اصرار داشت ما مثل خانواده هستیم، سریعا ازشون دوری کنید چون علی بابا مصداق بارز این موضوع هست، خیلی اصرار داره به این که همه مثل اعضای یه خانواده ن در این شرکت و با اون تعدیل آخر سال 98 خیلی خوب نشون دادن که گفتن این جمله فقط برای اینه که ازتون کار بیشتری بکشن و در مقابل چیزی ارائه ندن. درحالی که تو روزای تعطیلمون که برای استراحت و دوری از فشار کاری روش حساب میکردیم دقیقا با عنوان کردن جملاتی از قبیل اینکه ما مثل اعضای خانواده هستیم از بچه ها کار مضاعف میکشیدن ولی متاسفانه از سمت خود شرکت هیچ رفتاری شبیه به عضوی از خانواده دیده نمیشد که بارزترینشون هم تعدیل اون تعداد زیاد نیرو بود. در آخر هم باز جمله ی همون کاربری که تجربه شونو قبلا گذاشتن میذارم چون عین واقعیته : "اگه می خوای واقعا کار کنی و دنبال پیشرفت شخصی ت هستی و می خوای تاثیری بزاری و وقت ت بهدر نره و حواشی و ناعدالتی اذیت نکنه واقعا بهت توصیه میکنم از رفتن به علی بابا منصرف بشی."
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهام رو از کار در شرکت رایانش ابری سپهر اینطور توصیف میکنم که محیط یادگیری و رشد خوبی داشت. دیدن نحوه مدیریت پروژهای بزرگ با تعداد بالای کاربران و مشتریان برای من خیلی جالب بود. شرکت تغییرات اساسیای رو پشت سر گذاشت که باعث شد اکثر کارها وارد فرایند اسکرام بشه و خیلی از مشکلاتی که کارمندهای قدیمیتر بهش اشاره میکردن، اکنون حل شده باشه. از همکاری با مدیر بخش کاملا راضی بودم و احساس میکردم اختیار بیان و نشان دادن خودم توی تیم تا حد زیادی وجود داره. با وجود این، سپهر جدیدی که نتیجه تلاش من و همتیمیهاست، بدون شک جذابیت زیادی خواهد داشت. در این چند ماه حقوق بهطور منظم و قابل قبول پرداخت میشد. جلسات زیادی داشتیم که واقعا نمیدونم ضرورتشون تا چه اندازه بود.
در این شرکت به نظر میرسد وعدههای پیشرفت فقط روی کاغذ باقی میمانند و در عمل پشتیبانی لازم از طرف شرکت صورت نمیگیرد. با وجود اینکه پرداخت حقوق بهموقع است و پشتوانه مالی نسبتا خوب است، اما از برخی منابع دیگر درآمدها به شکل کمتری پرداخت میشود. شرکت به طور کامل ادارهای متمرکز دارد و مدیران میانی به دیدگاههای کارشناسان توجه نمیکنند و مدیرعامل نیز نظر دیگران را مد نظر قرار نمیدهد. احساس میکنم نیروهای انسانی به عنوان سرمایه در نظر گرفته نمیشوند و جایگاهی واقعی در تصمیمگیری ندارند. در کل اگر دنبال محیطی با کار معمولی و شرایط متوسط هستید، ممکن است اینجا برایتان مناسب باشد.
در گذشته شرکت خوبی بود ولی اکنون حرفی برای گفتن ندارد. اصلیترین مسئله این سازمان وجود مافیای کاری و باندبازی است؛ حقوقها پایین است و با شرکتهای همسطح توان رقابت ندارد.
در این شرکت حقوق و مزایا نسبتا مناسب بود، اگرچه تفاوتها زیاد بود. یکی از نقاط ضعف، نبود ساختار مشخص در مدیریت و کمبود برنامهریزی و کنترل پروژه بود. جو کار به صورت بازیسازی و باندبازی و احساس وجود سیستم مافیایی توصیف میشد.
مدت کوتاهی رو با بله همکاری داشتم و با وجود فضایی دوستانه و زمینهای برای یادگیری، مشکلاتی هم بود که کار رو گاهی سخت میکرد. مثلا فشار کاری واقعا بالاست و ممکنه روزها یا حتی هفتهها بیش از دوازده ساعت کار بهطور پیوسته لازم باشه؛ اما تشویقی هم در این فضا وجود نداره و فرهنگ سازمانی هم بهگونهای است که باید باهاش کنار بیایید. از طرفی یادگیری در شرکت عالیه و اکثر همکاران به هم کمک میکنن تا مباحث جدید رو یاد بگیرن و بهخصوص میتونین در بخشهای مختلف پروژه مشارکت کنین که تجربه بینظیری محسوب میشود. محیط شرکت به دلیل اینکه بانکیه کمی از حالت استارتاپی خارج شده و برای هر کاری بروکراسی خاصی لازم است؛ حتی کارهای ساده هم با الزاماتی همراه است که از نظر من نکته منفی نیست. یکی از نکات منفی این شرکت نبود وعده غذایی مناسب است؛ نه ناهار و نه شام که اغلب باید هزینهش را خودمان بپردازیم. در عین حال جو دوستانه حاکم است، اما اخیرا بین تیمهای مختلف تا حدی تبعیض دیده میشود؛ مثلا هدایا یا جشنهای تولد فقط برای اعضای کلیدی شرکت در نظر گرفته میشود و سایرین چنین توجهی به تولدشان نمیشود. از سوی دیگر یکی از نکات مثبت، وجود فضای دوستانه و اردوهای تفریحی است و دوران کرونا هم امکان دورکاری فراهم بود. در کل محیط مناسبی برای کار است اگر بتوانید با فشارهای سنگین کاری و نیاز به کار روزانه تا ساعات طولانی کنار بیایید، و انتظار پاداش یا مرخصی چندان مطرح نباشد و بتوانید روزهای طولانی در محل کار بمانید و ناهار را هم خودتان تامین کنید. با این وجود یادگیری خوب و فضای همدلی و کار تیمی خوب، از نقاط قوت و شناسه مثبت شرکت بله هستند.
با وجود تمام مشکلاتی که پیش آمد، نهایتا نتونستم از حقم دفاع کنم و اونها به من توجه نکردن. من برای رسیدن به نتیجه تلاش زیادی کردم، با اینکه به شدت پیگیری کردم و از طریق گفتگو و مذاکره دنبال راه حل بودم، اما نتیجه مطلوبی حاصل نشد.
روزهای کاری من در شرکت نوین رسالت با فرصتهای بیشماری برای رشد همراه بود و با تلاش تیم مدیریتی و همکاران، دائما در حال بهبود و کاوش روشهای تازه برای ارائه خدمات به مشتریان بودیم. در این مسیر، تجربههای ارزشمند و نوینی به من کمک کرد تا یاد بگیرم و توسعه دهم. نقاط قوت که احساس کردم حاصل این محیط بود عبارتند از: - فضای کاری صمیمانه و دوستانه - امکان کار در حوزههای بهروز و پیوسته در حال تغییر - حمایتی بودن همکاران و کمک بدون چشمداشت آنها - فرصتهای تجربی برای ساختن تجربههای جدید و سازنده در مجموع، محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت دیدم و با انگیزهای بالا به سمت پروژههای آینده گام برداشتم.
تجربه من به عنوان برنامهنویس در کارادوهزار اینطور بود که شرکت به شکل نسبتا سنتی اداره میشود و ساعات کاری مشخص و محدود دارد. به نظرم برای یک فرد مبتدی که میخواهد وارد بازار کار شود، محیط مناسبی است چون فرصتهای آموزشی زیادی ارائه میشود، اما نباید انتظار داشت با فناوریهای تازه و بهروز کار کند. روال کار مشخص است و بیشتر روی همان سیستم قدیمی asp.net متمرکزند. فشار کاری بالا است چون مشتریان زیادی وجود دارند. همچنین اغلب برنامهنویسها تنها شغلشان کدنویسی نیست و باید به پشتیبانی تلفنی مشتریها هم رسیدگی کنند. یکی از مشکلات شرکت این است که افراد کلیدی به عنوان افراد ویژه محسوب میشوند و جایگاهشان اولویت دارد.
وقتی به این شرکت رفتم، آن موقع حدودا ده نفر نیروی فنی داشتند و مدیر فنی که آدم واقعا باحوصله و حرفهای بود؛ متأسفانه ایشان هم مثل بقیه با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکرد. تیم فنی هم از نظر دانش و اخلاق حرفهای واقعا خوب بودند، اما مدیریت شرکت مشکلات جدی داشت. قراردادی با اعضا بسته نمیشد و حقوق هم مداوم پرداخت نمیگردید. وقتی من پیوستم، فهمیدم که اعضا چندین ماه است حقوق نگرفتهاند و هیچکس قرارداد رسمی ندارد؛ همواره وعده میدادند که این ماه پول میگیریم. من هم به آنها گفتم اگر دو روز یا بیشتر تاخیر در حقوق باشد، ترک کار میکنم؛ با این وضعیت و نبود قرارداد، پس از یک ماه و یک روز همراه یکی از همتیمیها کارمان را ترک کردیم. با گذشت زمان، سایر اعضا هم جدا شدند و خوشبختانه از چندنفری که میدانم وضعیتشان اکنون بسیار مناسب است. این تجربه برای من روشن کرد که در شرکتهای کوچک نباید کار کرد. به خاطر داشته باشید که اگر شرکت بهدرستی درست شده باشد، اصلا قبل از امضای قرارداد ورود به شرکت اتفاق نمیافتد. به هیچ عنوان بدون قرارداد و بیمه کار نکنید، چون نتیجهاش این است که جمعی از افرادی که تخصص خاصی ندارند وارد میشوند و واحدی را اجاره میکنند و از تعدادی مهندس کشور به صورت رایگان سواستفاده میشود.
برای مدت کوتاهی به عنوان کارمند مخفی در این شرکت فعالیت کردم، اما نتیجه آن تجربه به هیچوجه رضایتبخش نبود. در طول ۱۳ روز بدون اجرای قرارداد رسمی، مأموریت من ارائه پیشنهادهای بهبود برای سازمان بود و با جمعآوری و تحلیل دادههای آماری درباره سیستمها و برنامههای بازاریابی، نتایجی را به دست آوردم که مقرر بود به بهبود فرآیندها کمک کند. پس از ارائه این گزارشها، شرکت به بهانه عدم پذیرش مسئولیت و نبود برچسبهای کافی برای موقعیت من اقدام به اخراج کرد. محیط کار در یک واحد مسکونی حدودا ۸۰ متری بود و بعدها متوجه شدم این شرکت به هیچ مجوزی از مراجع مربوطه مجهز نیست و نامی هم از شرکت در ورودی یا سر در دیده نمیشد. هیچ مبلغی به من پرداخت نشد و برخلاف وعدههای اولیه، قرارداد رسمی منعقد نشد و کار را به عنوان آزمایشی ارزیابی کرده و حقوقی هم پرداخت نشد. سه نفر از همکاران من در همان مدت نیز سه ماه پس از آغاز همکاری از شرکت جدا شدند. این تجربه برای سال ۹۸ ناامیدکننده بود و توصیه میکنم اگر قصد دارید با این شرکت همکاری کنید، حتما پیش از تصمیمگیری بهطور دقیق تحقیق و بررسی کنید تا از شرایط کاری مطمئن شوید. امیدوارم شرایط کار در آینده بهتر شود.
تا به حال تو هیچ شرکتی به این بدی کار نکرده بودم. بدترین تجربه کاری من بود. تا اون موقع تقریبا تو 7 شرکت مشابه کار کرده بودم ولی این شرکت واقعا با اختلاف از همه خسته تر و مضحک تر بود که در ادامه میگم چرا!! از اول شروع کنم که موقعی که مصاحبه کردم شنیدم که مدیرعامل گفت ” من یکبار کل نیروهای شرکت رو تعدیل کردم و دوباره از اول نیرو گرفتم” این حرف خیلی احمقانه به نظرم رسید اما وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم این یک رواله. ساختار شرکت بینهایت داغونه در حدی که تیم های دولوپ بر اساس تکنولوژی هایی که کار میکنن نشستن نه بر اساس پروژه ها، همین باعث میشه اصلا نتونن با هم خوب کار کنن. معمولا هر ۳ ماه یک بار یه نظرسنجی از تیم ها میگیرن و بر اساس اون افراد رو تعدیل میکنن. برای همین افراد به هم دیگه نمره کم میدن که خودشون بالاتر برن(یاد برنامه بفرمایید شام میوفتم) هر اخر هفته هم یه جلسه کلی میذارن دور هم جمع میشن که مثلا با هم آشنا بشن و صحبت کنن. این جلسه هم همیشه تبدیل میشه به “کی بهتر بلده از مدیرعامل تعریف کنه ” هر کی قشنگ تر تعریف کنه موندگاریش تضمینه. مهم اینه که مدیریت رو باید تیزهوش، با درایت و قوی جلوه بدی!! این مورد هم بگم که موقع استخدام ۱۲ برابر حقوقتون ازتون سفته سفید امضا میگیرن و تا ۲ سال هم بهتون نمیدن. بیمه هم پایه وزارت کار رد رد میشه که بدجوری به ضررتون تموم میشه و سابقتون رو خراب میکنه هیچ مزایایی کار کردن تو این شرکت نداره و بیشتر ضرر داره ازجمله – پرت بودن مکان شرکت(تجریش) -عدم یادگیری -عدم وجود بیمه تکمیلی -امنیت شغلی پایین -عدم پرداخت به موقع حقوق -عدم تحویل قرارداد -عدم وجود اضافه کار حقوق ها همیشه باتاخیر پرداخت میشد مدیرعامل مجبور به گریه زاری جلو پرسنل میشد مجبور بود بهانه بیاره که پولمونو ندادن و ایشالا پرداخت میشه و از این حرفا !! البته جدیدا فکر میکنم به دلیل بی کفایتی مدیرعامل هیئت مدیره حذفش کرده و نفر جدیدی جایگزین کرده. منابع انسانی این شرکت بچه ها رو مجبور میکنه که برای شرکت نظرات مثبت منتشر کنن و یا ویدئویی از کمالات مدیر عزل شده منتشر میکنه تا بتونه وجه این شرکت رو بهتر کنه. این نظرات رو میتونین تو همین سایت ببینین!! ویدئو هم تو لینکدین شرکت هست. خلاصه اینکه از ۱ کیلومتری این شرکت رد نشین با کمی سرچ تو لینکدین میتونین بیشتر متوجه عمق فاجعه بشین.
آخرین تجربهام در نگین پردازش فردا بود، جایی که نقش من بعنوان برنامهنویس بکاند بود. استارتاپی که محصولات حرفهای و سطح بالایی داشت و هر دو تیم و همکارانش قابلیتهای فراوانی برای رشد نشان میدادند؛ با این وجود نیاز به صبر و پشتکار هم احساس میشد. مدیریت نسبتا خوبی وجود داشت و پرداخت حقوق به موقع انجام میشد. در اینجا بهعنوان کارآموز مشغول به کار شدم و در مدت سه ماه رشد قابل ملاحظهای داشتم. یکی از چالشهایی که برای من مطرح شد این بود که از شهر دیگری بهصورت ریموت کار میکردم اما در واقع کار حضوری بود و بهطور عملی تنها در زمانهایی با تیمهای دیگر ارتباط داشتم. با این حال چنین نکتهای بهعنوان مشکل بزرگ مطرح نمیشد. اگر قصد دارید اینجا استخدام شوید، به طرز خاصی به نکتهای توجه کنید: به علت تمرکز روی محصولات امنیتی، روند فروش مانند شرکتهای معمولی نیست و باید صبور باشید تا به نتایج برسید.
به مدت چند سالی که در این شرکت کار کردم از نظر من یکی بهترین تجربههای کاری من بود. مدیریت خوب مجموعه و همچنین توجه به یادگیری و پیشرفت یکی از برتریهای این شرکت با توجه به کوچک بودن و محدود بودن منابع شرکت بود. تیم فنی با توجه به محدودیتها سعی میکنه در بالاترین سطح دانش و همیشه بروز باشه و در این راستا زمان زیادی جهت آموزش نیروهای تازه و کارگاههای آموزشی میکنه که شخصا همیشه استفاده کردم. شما اگه آدم پر تلاشی باشید و یادگیری دوست داشته باشید این شرکت فوق العاده و حتی سمت مدیرعاملی هم میتونید ارتقا شغلی بدید اما اگه حقوق مفت میخواید و دو تا باگ پول ریکوست کنید صد درصد اینجا مناسب شما نیست!
ببینید اگر در سمت برنامه نویس با لول ۵ قبول شدید حواستون به تعهدی ک ازتون میگیرن باشه. چون تا ۳ سال باید باشی و گرنه دو تا پایه حقوق ب ازای هر سال کم میشه ازتون. همکارا و محیط شرکت عالیه پرداخت همیشه به موقع هست . هدیه سال نو و ... مزایای جالبی داره. البته میگن میانگین حقوقیش نسبت به جاهای دگ کمتره من که اوکی بودم. در کل تجربه خوبی میشه براتون. خیلی توقع نداشته باشید هر روز با یه تکنولوژی جدید کار کنین خیلی بستگی به گروهی داره که توش قبول شین. خیلی جاها رفع باگ اولویت هستش . در کل محیط امنیه. من توصیه م اینه اگر سابقه کار ندارید اول نیایید اینجا. چون حقیقا اگ یادگیری خیلی براتون مهم باشه یکم اذیت میشید. ولی برای تجربه دوم خوبه. ادمای خوبی داره حقیقتا:) طبیعتا تو بخش پشتیبانی و عملیات فشار کاری و استرس بیشتر هست. پس حواستون به این نکته ام باشه.
من تجربهای از یکی از کارهای سابقم دارم که با وجود وعدههای اولیه، فضای کار و قرارداد به شکل متفاوتی بود. در ابتدا گفتن که به مدت چند هفته آزمایشی میتونم قرارداد نهایی رو بگیرم و کل مسیر استخدام با سرعت پیش میره، اما در عمل هر خواستهای که داشتم طوری پاسخ داده میشد تا بعدا بتونن زیرش بزنن. مثلا صحبت از این بود که مدیریت باید با اضافهکاری من موافقت کنه، چون میگفتن کار زیاده و اضافهکاری اجتنابناپذیره؛ اما پس از دوسه هفته تا یک ماه به من اطلاع میدادن که مدیریت موافقت نکرده است. در همان روز اول اما سفتهای با مبلغ بالا از من میخواستن. روابط داخل شرکت گاه به گاه بیادبانه بود و رفتار مدیران شبیه کارمندهای یک مغازه میگشت تا اعضای تیم برنامهنویسی. هر مشکلی پیش میآمد، توهین شدیدی نسبت به شخصیت من میشد. اگر قرار بود اخراجی وجود داشته باشد، معمولا تا آخر ماه به من گفتن یا حقوق آخر ماه را نمیدادن. از جمعی که روز اول معرفی شدم، از بین ۱۲ نفر، بعد از دو هفته فقط چهار نفر باقی موندن.
به خاطر سبک و سیاق کارش مثل شرکتهای دولتی با جزییات پوشش و ظاهر خیلی گیر میدن، اما اگر این مسائل براتون مهم نیست و میتونید کنار بیاید، میتونه جای خوبی باشه چون برخورد عادلانهای دارن و حقوق رو بهموقع پرداخت میکنن و پاداش هم میدن. من یک سال اونجا بودم و تا اون موقع مدیر آیتی شرکت آقای سید مرتضی حسینی بودن؛ فردی خوب و بااخلاق بودن و بچهها هم همه حرفهای و خوشاخلاق بودند.
شرکت ژاکت را تجربه کردم و در نگاه اول فضای دوستانهای داشت؛ اما با ورود مدیر تازه اوضاع تغییر کرد. هر موضوعی را به سبک خودش ارزیابی میکند و از پیشفرضها و اصول مربوطه اطلاعی ندارد. اگر نکاتی که مطرح میکنید را توضیح بدهید، احتمالا به عنوان کارمندی که خیلی مطیع است معرفی میشوید، چون او خواستار پاسخ منبهی است که همواره همانقدر که گفتند، پذیرنده باشد. رفتار تحقیرآمیز و تخریبآمیز و به کارگیری ادبیات توهینآمیز موجب ناامیدکننده شدن فضای کار میشود. تصمیمات او اغلب هیجانی است و مدتی بعد آنچه گفته بود را فراموش میکند، بنابراین اگر قصد کار در این شرکت را دارید باید تمامی گفتوگوهای با مدیران را به طور دقیق مستندسازی کنید تا در آینده قابل استناد باشند.
به نظر من شرکت فرینابین در موقعیتهای مختلف با چالشهای مدیریتی روبهرو بود و این مسائل تأثیر زیادی روی عملکرد تیمها میگذاشت. اغلب همکاران باانگیزه و حرفهای به نظر میرسیدند. با نبود مدیر فنی در ابتدا، کارها دچار دشواریهایی میشد اما مدتی بعد فردی به عنوان مدیر فنی معرفی شد که دارای مهارتهای فنی خوبی بود، هرچند در برقراری ارتباط ضعف داشت که برای این پوزیشن بحرانی است. گفتن اینکه همه کارها قابل انجام نیستند هم از طرف مدیر فنی سابق رایج بود، اما تیم فنی توانمند عمل میکرد. تیم مارکتینگ مدتی طولانی بدون سرپرست بود و مدیری با دانش لازم بهخاطر کمبود تجربه، صرفا ایده میداد. پس از جذب تیم مارکتینگ جدید، کارها بهبود یافت. پشتیبانی کاستیهایی داشت و بهطور حرفهای عمل نمیکرد. تیم پروداکت با وجود تلاش، از سمت مدیریت به بنبست میخورد یا دیده نمیشد و همین امر سبب ترک تعدادی از اعضا شد. طراحی دیزاین کارآمد بود. منابع انسانی صرفا با گفتن جملات ساده به مدیریت پاسخ میداد و به نظر میرسید که مدیران به دنبال فردی با زبانبازی و جذابیت بیشتر هستند. در کل، اگر زمان زیادی برای توسعه و گسترش درخت چنار صرف میکردند، نتیجهای فراتر از این به دست نمیآمد.
من زمانی به حامی سیستم پیوستم که در دوران اوج پیک کاری خودش بود که به محض اضافه شدنم به مجموعه وارد جریانات کاری شدم. یه نکتهی خیلی عالی در رابطه با حامی سیستم که میتونم بگم اینه که شرایط برای یادگیری خیلی مناسبه، بنده خودم اوایل با یک پوزیشن شغلی وارد حامی سیستم شدم و در حامی علاقه به یه پوزیشن شغلی دیگه پیدا کردم و دقیقاً جمله ای که از مدیر عامل وقت شنیدم در رابطه با اعتراض من به یک سری روالهای یکی از تیمها این بود «این گوی و این میدان، اختیارات از ما اجرا از شما». و الان دارم از حامی خداحافظی میکنم و دارم این نظر رو راجع بهش مینویسم، نمیگم شرکت عالی و بی عیب و نقصی هستش ولی میگم شرکتیه که وقتی برای من یه مشکل خانوادگی پیش اومده بود مدیر منابع انسانی شخصاً با من تماس گرفتن و اعلام آمادگی کردن برای کمک (جدا از اینکه همه جوره با مرخصی و نادیده گرفتن بی نظمی ها ازم پشتیبانی کردند.)
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.