سلام من حدود 2 سال و نیم در این شرکت بصورت ثابت کار کردم هنوزم بصورت پروژه ای باهاشون کار میکنم تجربه بسیار خوبی واسم بوده اول به عنوان کارآموز جذب شدم و بعد از 4ماه با شرکت قرارداد بستم از روز اول واسم بیمه ثبت شد و حقوقم با نهایتا سه چهار روز تاخیر پرداخت میشد جو خیلی گرم و دوستانه ای بین اعضای شرکت وجود داشت و اصلا احساس کار کردن یا خسته شدن حین کار نداشتم
آخرین تجربهها
من زمان کرونا و به صورت انلاین مصاجه انجام دادم تقریبا سوالات ساده بود و بعد از یک مصاحبه آنلاین دیگر منابع انسانی یک قرار داد سه ماه منعقد کرد. یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که میخواستند به جاوا تبدیل کنند. افرادی بدون دانش فنی مدیران فوق دیپلم و یک نفر هم با فوق لیسانس جغرافیا داشت که معاون کل اداره بود. مجبور بودم به سوالات فنی یک خانم که آشنای یکی از مدیران بود مرتبا پاسخ بدهم. برای کسی کار مهم نبود و حدود نیمی از نیروها با توصیه و فامیل در سازمان آمده بودند.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
این شرکت کارش اینه که پروژه های کوچیک میگیره بعد چنتا برنامه نویس خوب میگیره و بهشون میگه پروژه داره دیر میشه و باید زود تحویل داده بشه. یک قرارداد هم که در یک نسخه تنظیم شده میان الکی ازت امضا میگیرن که مثلا قرارداد بستن و سرتو شیره میمالن. کلی هم وعده وعید و دروغ میگن و موقعی که زمانش برسه شروع میکنن به پیچوندن بعدشم کلا جوابتو نمیدن و حقوق و مزایا رو هم میخورن یک آبم روش تازه خیلی هم باهات دوست میشن که اعتماد کنی بهشون ولی یه مشت درغگوین
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سِر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
مبینهاست شرکت خوبی نیست. مدیرعاملش میکرومنیج میکنه و تقریبا توی هر کاری دخالت میکنه و فکر میکنه خودش بهتر از همه صلاح امور رو میدونه. بدتر از همه دوستای ناجور مدیرعامل هستن که هر کدوم در یک پوزیشنی مسئول زجر دادن بقیه کارمندها هستن. هیچکس طولانیمدت نمیتونه اونجا بمونه چون همه اطلاع دارن که چه دیوونهخونهای درست کردن. مدیرعامل روزای اول سعی میکنه خودش رو آدم کول و باحالی نشون بده. فریب نخورید.
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
فرصت یادگیری و پیشرفت زیادی داره. خیلی سنتی هست و اکثرا در این شرکت فامیل و از اقوام مدیرعامل هستند ، در هر بخش یکی از فامیل ها مسئولیت رو به عهده گرفته و جرات نمیکنی انتقادی داشته باشی. پایه حقوق بسیار کمی داره. جلسات زیاد و بدون نتیجه. عملکرد منابع انسانی بشدت ضعیف هست. سفته با مبلغ بالا برای شروع کار گرفته میشه
پایه حقوق کم و هرکسی هرکاری دلش خواست بدون هماهنگی با مسئول اون بخش انجام میده. محیط صمیمی داره ولی کارها بشدت بی برنامه هست و تعداد پروژه های زیادی رو بدون برنامه ریزی هندل میکنن. یهو ساعت 6 عصر میگن فردا ساعت 9 صبح دمو هست و یسری فیچر باید اضافه بشه. در رابطه با حقوق هیچ برنامه ای از نظر سطح بندی اشخاص ندارن و به یکی که سابقه کار زیاد با تخصص زیاد و علم بیشتر داره همون قدر حقوق داده میشه که به یک نفر در حال آموزش هست. معمولا به خانوم ها حقوق کمتر میده حتی اگه لول خیلی بالایی هم داشته باشن. سنوات ندارن ، اگه زودتر از قرارداد استعفا بدی هم هیچی بهت تعلق نمیگیره
با من تماس گرفتن روز شنبه و برای دوشنبه وقت مصاحبه ست شد (بصورت آنلاین) ، در روز و ساعت مقرر حاضر شدم ولی کسی نیومد برای مصاحبه!! ، بعد 10 دقیقه تماس گرفتم کسی جواب نداد و بیخیال شدم و کلا از روم اومدم بیرون. بعد دیدم نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه ایمیل زدن که جلسه مصاحبه کنسله و بعدا با شما تماس میگیریم برای تنظیم جلسه دوباره!!! حتی زحمت ندادن به خودشون که یه زنگ بزنن و آدم رو معطل نکنن!!! یا حداقل اگه ایمیل میزنی زودتر بزن نه نیم ساعت قبلش که ممکنه من نبینم. بعد یک هفته دوباره تماس گرفتن که دوباره جلسه ست کنن که منم گفتم علاقه ای به همکاری ندارم.
من کارمند فعلی ایرانیکارت هستم و به محض پیدا کردن شغل جدید این شرکت را ترک خواهم کرد، حقوق و مزایا بسیار ناعادلانه تقسیم میشود و جای پیشرفت شغلی به هیچ عنوان ندارد، برخلاف آنچه که خودشون قول میدهند. همکار کناری من اشنا مدیر عامل و روابط بسیار خوبی باهم دارند همیشه توی راهرو و راه پله و بخش های دیگه است اصلا کار مفید نمیکنه و حقوق بیشتری از من میگیره، واقعا از جو پارتی بازی راضی نیستم.
من حدود ۷-۸ سال با شرکت پیوست کار کردم، هم در واحد پشتیبانی و هم در واحد نرمافزار به عنوان برنامهنویس. محیط واحد پشتیبانی هم دوستانه بود و هم متاسفانه حاشیه زیاد داشت. خود کار پشتیبانی به اندازه کافی پرفشار هست و حجم کار همیشه نسبت به تعداد نیروها زیاد بود، و خب حاشیههای کاری که بقیه همکارا ایجاد میکردن، متاسفانه خیلی اذیتکنندهتر میشد. اما نمیتونم از روابط دوستانهای که وجود داشت هم چشمپوشی کنم، این حواشی که به نظر من از سمت مدیریت باید بهتر کنترل میشد، روی روابط دوستانهای که شکل میگرفت هم تاثیر منفی گذاشته بود. برعکس واحد پشتیبانی، واحد نرمافزاری که من در اونجا فعالیت میکردم (پیوست سه تیم نرمافزاری مجزا داشت)، کاملا آروم و بسیار کم حاشیه بود. مدیران واحد نرمافزار و به خصوص مدیر تولید بسیار بسیار با دانش، بااخلاق و حرفهای بودن، گاهی مشکلاتی در تیم یا با سایر همکارا پیش میومد که همیشه اول با مدیر تولید مطرحش میکردیم و همیشه سعی میکردن راهکاری ارائه بدن که مشکل واقعا برطرف بشه و اعضای تیم اذیت نشن. تیم خوب و بادانش، کار تخصصی و سطح بالا، درسته به دلیل برخی محدودیتها امکان استفاده از تکنولوژیهای جدید وجود نداشت ولی ساختار و طراحی برنامهها به نظرم عالی بود و برای برنامهنویسی که قصد یادگیری و پیشرفت داره، محیط خیلی خوبی بود. در پیوست هم اذیت شدم و هم این که خیلی چیزها یاد گرفتم و رشد کردم. به نظرم اگر به عنوان برنامهنویس میخواین با این شرکت همکاری کنین، خوبه یک یا دو سال در این شرکت بمونین. زمانی که من با این شرکت همکاری میکردم، میزان حقوقها پایین بود و یکی از دلایل قطع همکاریم هم این بود ولی الان رو اطلاعی ندارم، شاید بهتر شده باشه.
بدترین شرکتی که تو کابوستون بتونین ببینین همکاران سیستم هست . کمترین حقوق دریافتی - اضافه کار ندارید . پاداش رو باید گذاشت در کوزه و از اب ان میل کرد . واقعا برای من که 3 ماه همکاری در همکاران سیستم کرج رو داشتم واقعا دلم میخواد از سوابق بیمه ام راهی داشت و پاک کنم . اگر مهندس نرم افزار هستید یا شبکه تخصص دارید به هیچ عنوان قدم در همکاران سیستم نگذارید . تا 7 و 8 شب سر کار .بدون نهار . بدون هیچ چیزی
من 20 دقیقه در لابی منتظر مصاحبه شدم و بعد 10 دقیقه در اتاق کنفرانس. یک خانمی اومد پایین و جلوی من با منشی شروع به دعوا کرد. بعد همون خانم اومد تو و مصاحبه رو شروع کرد، چند دقیقه بعد یکی دیگه اومد بدون هماهنگی و دست آخر یک آقای به شدت بی ادب وارد شد و پرسید واسه چی اومده؟ که یکی از خانم ها توضیح داد. یکی دو تا سوال ابتدایی با لحن چاله میدونی پرسید و من بعد من گفتم سوالاتون غیر حرفه ایه و جواب نمیدم و اومدم بیرون. اما حالم از مدل بی ادبانه و به شدت وقت ناشناسیشون بهم خورد. اینجوری قورباغه هم نمیتونید استخدام کنید.
افتضاح... مخصوصا منابع انسانی که فقط اینکه هرکی بیشتر پاچه خوار مدیرش باشه ارتقا و پاداش میگیره و بس...معیار فقط اینه! و فقط شوآف ک کادوهای قشنگ بدن بلدن... از هرکدوم از افرادی که اونجا کار میکنن بپرسین ناراضی ان... هیچ اهمیتی به کارمندا نمیدن و اینم مرتب یادآوری میکنن که برای ما نیرو زیاده و به شما هیچ احتیاجی نداریم! این رفتارارو با نیروها میکنن. به دلیل شرابط مالی م فقط 2 سال تحمل کردم اون روزارو الان که در شرکت دیگه مشغول به کار شدم تازه فهمیدم کار و فرهنک سازمانی و منابع انسانی یعنی چی ....
از اینکه وقت خودم رو در این شرکت هدر دادم بسیار متاسفم. بیشتر انرژی و وقت شما صرف یادگیری فریم ورک قدیمی و پیچیده و پر از اشکال شرکت میشه . دائم به باگ های ناشی از فریم ورک و تولز شرکت میخورید . در طی روز زمان زیادی رو فقط صرف گت و بیلد تغیرات تولز میخورد آخرش هم با خطا مواجه می شوید. بیشتر نیروها تا جایی که بتونن دروغ میگن که دیگران رو مقصر جلوه بدن. علت اصلی هم این هست که کلا سیاست شرکت به دنبال مقصر میگرده و بس. این تنها چیزیه که مدیران شرکت دنبالش میگردن.
به شدت کوتوله پرور هستند. از نظر مدیران ارشد شرکت ، کلا به تعداد انگشت شمار برنامه نویس برای شرکت کافی هست . بقیه باید در حد تایپیست باقی بمونن و کارهای بقیه رو کپی پیست کنند. یک framework به شدت دست و پا گیر دارد که فقط عده بسیار محدودی ازش سر در میارن و وای به حال برنامه نویس اگه کارش به این موارد گیر کنه. چون به این راحتیا جواب نمیگیرید.
سلام من حدود 2 سال و نیم در این شرکت بصورت ثابت کار کردم هنوزم بصورت پروژه ای باهاشون کار میکنم تجربه بسیار خوبی واسم بوده اول به عنوان کارآموز جذب شدم و بعد از 4ماه با شرکت قرارداد بستم از روز اول واسم بیمه ثبت شد و حقوقم با نهایتا سه چهار روز تاخیر پرداخت میشد جو خیلی گرم و دوستانه ای بین اعضای شرکت وجود داشت و اصلا احساس کار کردن یا خسته شدن حین کار نداشتم
من زمان کرونا و به صورت انلاین مصاجه انجام دادم تقریبا سوالات ساده بود و بعد از یک مصاحبه آنلاین دیگر منابع انسانی یک قرار داد سه ماه منعقد کرد. یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که میخواستند به جاوا تبدیل کنند. افرادی بدون دانش فنی مدیران فوق دیپلم و یک نفر هم با فوق لیسانس جغرافیا داشت که معاون کل اداره بود. مجبور بودم به سوالات فنی یک خانم که آشنای یکی از مدیران بود مرتبا پاسخ بدهم. برای کسی کار مهم نبود و حدود نیمی از نیروها با توصیه و فامیل در سازمان آمده بودند.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
این شرکت کارش اینه که پروژه های کوچیک میگیره بعد چنتا برنامه نویس خوب میگیره و بهشون میگه پروژه داره دیر میشه و باید زود تحویل داده بشه. یک قرارداد هم که در یک نسخه تنظیم شده میان الکی ازت امضا میگیرن که مثلا قرارداد بستن و سرتو شیره میمالن. کلی هم وعده وعید و دروغ میگن و موقعی که زمانش برسه شروع میکنن به پیچوندن بعدشم کلا جوابتو نمیدن و حقوق و مزایا رو هم میخورن یک آبم روش تازه خیلی هم باهات دوست میشن که اعتماد کنی بهشون ولی یه مشت درغگوین
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سِر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
مبینهاست شرکت خوبی نیست. مدیرعاملش میکرومنیج میکنه و تقریبا توی هر کاری دخالت میکنه و فکر میکنه خودش بهتر از همه صلاح امور رو میدونه. بدتر از همه دوستای ناجور مدیرعامل هستن که هر کدوم در یک پوزیشنی مسئول زجر دادن بقیه کارمندها هستن. هیچکس طولانیمدت نمیتونه اونجا بمونه چون همه اطلاع دارن که چه دیوونهخونهای درست کردن. مدیرعامل روزای اول سعی میکنه خودش رو آدم کول و باحالی نشون بده. فریب نخورید.
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
فرصت یادگیری و پیشرفت زیادی داره. خیلی سنتی هست و اکثرا در این شرکت فامیل و از اقوام مدیرعامل هستند ، در هر بخش یکی از فامیل ها مسئولیت رو به عهده گرفته و جرات نمیکنی انتقادی داشته باشی. پایه حقوق بسیار کمی داره. جلسات زیاد و بدون نتیجه. عملکرد منابع انسانی بشدت ضعیف هست. سفته با مبلغ بالا برای شروع کار گرفته میشه
پایه حقوق کم و هرکسی هرکاری دلش خواست بدون هماهنگی با مسئول اون بخش انجام میده. محیط صمیمی داره ولی کارها بشدت بی برنامه هست و تعداد پروژه های زیادی رو بدون برنامه ریزی هندل میکنن. یهو ساعت 6 عصر میگن فردا ساعت 9 صبح دمو هست و یسری فیچر باید اضافه بشه. در رابطه با حقوق هیچ برنامه ای از نظر سطح بندی اشخاص ندارن و به یکی که سابقه کار زیاد با تخصص زیاد و علم بیشتر داره همون قدر حقوق داده میشه که به یک نفر در حال آموزش هست. معمولا به خانوم ها حقوق کمتر میده حتی اگه لول خیلی بالایی هم داشته باشن. سنوات ندارن ، اگه زودتر از قرارداد استعفا بدی هم هیچی بهت تعلق نمیگیره
با من تماس گرفتن روز شنبه و برای دوشنبه وقت مصاحبه ست شد (بصورت آنلاین) ، در روز و ساعت مقرر حاضر شدم ولی کسی نیومد برای مصاحبه!! ، بعد 10 دقیقه تماس گرفتم کسی جواب نداد و بیخیال شدم و کلا از روم اومدم بیرون. بعد دیدم نیم ساعت قبل از زمان مصاحبه ایمیل زدن که جلسه مصاحبه کنسله و بعدا با شما تماس میگیریم برای تنظیم جلسه دوباره!!! حتی زحمت ندادن به خودشون که یه زنگ بزنن و آدم رو معطل نکنن!!! یا حداقل اگه ایمیل میزنی زودتر بزن نه نیم ساعت قبلش که ممکنه من نبینم. بعد یک هفته دوباره تماس گرفتن که دوباره جلسه ست کنن که منم گفتم علاقه ای به همکاری ندارم.
من کارمند فعلی ایرانیکارت هستم و به محض پیدا کردن شغل جدید این شرکت را ترک خواهم کرد، حقوق و مزایا بسیار ناعادلانه تقسیم میشود و جای پیشرفت شغلی به هیچ عنوان ندارد، برخلاف آنچه که خودشون قول میدهند. همکار کناری من اشنا مدیر عامل و روابط بسیار خوبی باهم دارند همیشه توی راهرو و راه پله و بخش های دیگه است اصلا کار مفید نمیکنه و حقوق بیشتری از من میگیره، واقعا از جو پارتی بازی راضی نیستم.
من حدود ۷-۸ سال با شرکت پیوست کار کردم، هم در واحد پشتیبانی و هم در واحد نرمافزار به عنوان برنامهنویس. محیط واحد پشتیبانی هم دوستانه بود و هم متاسفانه حاشیه زیاد داشت. خود کار پشتیبانی به اندازه کافی پرفشار هست و حجم کار همیشه نسبت به تعداد نیروها زیاد بود، و خب حاشیههای کاری که بقیه همکارا ایجاد میکردن، متاسفانه خیلی اذیتکنندهتر میشد. اما نمیتونم از روابط دوستانهای که وجود داشت هم چشمپوشی کنم، این حواشی که به نظر من از سمت مدیریت باید بهتر کنترل میشد، روی روابط دوستانهای که شکل میگرفت هم تاثیر منفی گذاشته بود. برعکس واحد پشتیبانی، واحد نرمافزاری که من در اونجا فعالیت میکردم (پیوست سه تیم نرمافزاری مجزا داشت)، کاملا آروم و بسیار کم حاشیه بود. مدیران واحد نرمافزار و به خصوص مدیر تولید بسیار بسیار با دانش، بااخلاق و حرفهای بودن، گاهی مشکلاتی در تیم یا با سایر همکارا پیش میومد که همیشه اول با مدیر تولید مطرحش میکردیم و همیشه سعی میکردن راهکاری ارائه بدن که مشکل واقعا برطرف بشه و اعضای تیم اذیت نشن. تیم خوب و بادانش، کار تخصصی و سطح بالا، درسته به دلیل برخی محدودیتها امکان استفاده از تکنولوژیهای جدید وجود نداشت ولی ساختار و طراحی برنامهها به نظرم عالی بود و برای برنامهنویسی که قصد یادگیری و پیشرفت داره، محیط خیلی خوبی بود. در پیوست هم اذیت شدم و هم این که خیلی چیزها یاد گرفتم و رشد کردم. به نظرم اگر به عنوان برنامهنویس میخواین با این شرکت همکاری کنین، خوبه یک یا دو سال در این شرکت بمونین. زمانی که من با این شرکت همکاری میکردم، میزان حقوقها پایین بود و یکی از دلایل قطع همکاریم هم این بود ولی الان رو اطلاعی ندارم، شاید بهتر شده باشه.
بدترین شرکتی که تو کابوستون بتونین ببینین همکاران سیستم هست . کمترین حقوق دریافتی - اضافه کار ندارید . پاداش رو باید گذاشت در کوزه و از اب ان میل کرد . واقعا برای من که 3 ماه همکاری در همکاران سیستم کرج رو داشتم واقعا دلم میخواد از سوابق بیمه ام راهی داشت و پاک کنم . اگر مهندس نرم افزار هستید یا شبکه تخصص دارید به هیچ عنوان قدم در همکاران سیستم نگذارید . تا 7 و 8 شب سر کار .بدون نهار . بدون هیچ چیزی
من 20 دقیقه در لابی منتظر مصاحبه شدم و بعد 10 دقیقه در اتاق کنفرانس. یک خانمی اومد پایین و جلوی من با منشی شروع به دعوا کرد. بعد همون خانم اومد تو و مصاحبه رو شروع کرد، چند دقیقه بعد یکی دیگه اومد بدون هماهنگی و دست آخر یک آقای به شدت بی ادب وارد شد و پرسید واسه چی اومده؟ که یکی از خانم ها توضیح داد. یکی دو تا سوال ابتدایی با لحن چاله میدونی پرسید و من بعد من گفتم سوالاتون غیر حرفه ایه و جواب نمیدم و اومدم بیرون. اما حالم از مدل بی ادبانه و به شدت وقت ناشناسیشون بهم خورد. اینجوری قورباغه هم نمیتونید استخدام کنید.
افتضاح... مخصوصا منابع انسانی که فقط اینکه هرکی بیشتر پاچه خوار مدیرش باشه ارتقا و پاداش میگیره و بس...معیار فقط اینه! و فقط شوآف ک کادوهای قشنگ بدن بلدن... از هرکدوم از افرادی که اونجا کار میکنن بپرسین ناراضی ان... هیچ اهمیتی به کارمندا نمیدن و اینم مرتب یادآوری میکنن که برای ما نیرو زیاده و به شما هیچ احتیاجی نداریم! این رفتارارو با نیروها میکنن. به دلیل شرابط مالی م فقط 2 سال تحمل کردم اون روزارو الان که در شرکت دیگه مشغول به کار شدم تازه فهمیدم کار و فرهنک سازمانی و منابع انسانی یعنی چی ....
از اینکه وقت خودم رو در این شرکت هدر دادم بسیار متاسفم. بیشتر انرژی و وقت شما صرف یادگیری فریم ورک قدیمی و پیچیده و پر از اشکال شرکت میشه . دائم به باگ های ناشی از فریم ورک و تولز شرکت میخورید . در طی روز زمان زیادی رو فقط صرف گت و بیلد تغیرات تولز میخورد آخرش هم با خطا مواجه می شوید. بیشتر نیروها تا جایی که بتونن دروغ میگن که دیگران رو مقصر جلوه بدن. علت اصلی هم این هست که کلا سیاست شرکت به دنبال مقصر میگرده و بس. این تنها چیزیه که مدیران شرکت دنبالش میگردن.
به شدت کوتوله پرور هستند. از نظر مدیران ارشد شرکت ، کلا به تعداد انگشت شمار برنامه نویس برای شرکت کافی هست . بقیه باید در حد تایپیست باقی بمونن و کارهای بقیه رو کپی پیست کنند. یک framework به شدت دست و پا گیر دارد که فقط عده بسیار محدودی ازش سر در میارن و وای به حال برنامه نویس اگه کارش به این موارد گیر کنه. چون به این راحتیا جواب نمیگیرید.