برای چهار ماه کار در شرکت پرنیان پردازش پارس، محیط کار سالمی داشتم و پرداختیها به موقع بود. یکی از مدیرها در تهران حضور دارد و همواره سعی میشود برنامهریزی مناسبی برای کارها انجام شود. مدیران شرکت هم در کار حاضر هستند و به زمانبندی بسیار توجه دارند؛ با این حال از من انتظار ابتکار و رایزنی شخصی در انجام کارها را دارند. در کل تجربهام خوب بود و رضایت داشتم. برای کارکنان قدیمی امتیازات ویژهای قائلاند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به عنوان یک خانوم تجربه خیلی خوب از کار در شرکت داشتم. احترام به همکارا زیاده. مدیرا و همکارا جوان هستن و این جوخوبی از رفاقت داخل شرکت ایجاد میکنه. مدیران بر آموزش زیاد تاکید دارند ، البته حجم کار زیاده. حقوق به موقع پرداخت میشه و در این شرایط مالی بد شرکت های دیگه شرکت مشکل مالی نداشت. امکان دورکاری داره. غیر از هدایای عیر نقدی شرکت، وام هم میدن که میتونه کمک خوبی باشه. بچه های قدیمی در شرکت زیاد هستن، فضای اعتماد وجود داره، دسترسی به مدیران راحت هست، ارائه سفته لازم نیست. قطع همکاری در فضای اعتماد و با یک انتقال 1 ماهه انجام میشه. تجربه خوبی بود برای من.
مدت حضور من در این شرکت، از سال نود و شش تا نود و نه بود که سابقا به شکل خانوادگی اداره میشد. گاهی اختلافات خانوادگی بین مدیر عامل و همسرشان که آن زمان معاون فناوری اطلاعات بودند، تأثیر مستقیم روی کار داشت و ممکن بود کارم تحتتأثیر قرار بگیره؛ هرچند پس از بازنگری ساختار سازمانی، جو تا حدی بهبود پیدا کرد. یکی از نقاط منفی عمده، تغییرات زیاد و ترتیب پیوسته در چارت سازمانی و جابجایی فیزیکی واحدها در باک بهوجود میاومد که واقعا آزاردهنده بود. با وجود همه اینها، فضای کاری نسبتا دوستانهای بین کارکنان برقرار بود و از نظر بلوغ فرآیندی، وضعیت نسبتا قابل قبولی داشتیم. پرداخت حقوق بهموقع انجام میشد، اما سطح دستمزد نسبت به شرکتهای همرده در زمان خود چندان رقابتی نبود. نکته منفی مهم در حوزه جبران خدمات این بود که هنگام توافق اولیه برای حقوق، معمولا میدیدم که بخشی از مبلغ بهعنوان پاداش یا کارانه پرداخت میشود و این پاداش منوط به کسب نمره کامل در سیستم ارزیابی عملکرد بود.
روز ده اردیبهشت به من زنگ ردند که بیا شرکت طرفه نگار با رقم نه میلیون کارکنید، تا 31 اردیبهشت قرارداد دارم گفت قراردادت فسخ کن بیا اینجا کارکنید من قرارداد فسخ کردم و در روز شنبه اونجا مشغول به کار شدم تا روز دوشنبه با من قرارداد نبستند که من شک کردم روز دوشنبه که شد طرف سوال فنی پرسید که git base چیست که نمی دونستم که بعد سرچ کردم منظورش فهمیدم git rebase نه git base که ای کاش شک می کردم بعد گفت من نمی تونم با رقم نه میلیون اینجا کارکنید با حقوق وزارت کاری کار کنید که 5/700 که من قبول نکردم می گفت شما کمتر ازجونیور شما در حد کاراموز هستید من در شرکت هاکوپیان اواژنگ دکترکارافرینی 4 سال سابقه کار دارم حتی سابقه خودم از بیمه تامین اجتماعی گرفتم بعد نمونه کار قبول نداشت کپی زدید از سایتی و دروغ میگویید شما بین جونیور میدلولی شما درحدکاراموزهستید و حقوقت وزارت کاری است
شرکت آتی شهر هوشمند ایرانیان تجربهای بود که با باوری اشتباه آغاز شد و به تجربهای تلخ تبدیل شد. از همان ابتدای کار، تصور میکردم که پروژهای با پتانسیل بالا میتواند به من هم فرصت یادگیری بدهد، اما حقیقت برخورد با ساختار فریب و بهرهکشی بود. در این مجموعه، رانت و انحصارهای شهرداری شیراز به عنوان آغاز کار دیده میشد و بعدها فهمیدم که برخی اعضا برای منافع شخصی بدون توجه به انصاف یا اخلاق، مسیرهای نامناسب را دنبال میکنند. دو دسته از همکاران بیش از همه تحت فشار و سوءاستفاده قرار میگرفتند: کسانی که تجربه کمی داشتند یا نداشتند و به دلیل نبود صبر برای تشریفات رسمی فرایندها کنار میکشیدند؛ کسانی که توانمند بودند اما به انتظار خروجی مالی نامتوازن با وعدههای غیرواقعی روبهرو میشدند؛ و گروهی دیگر که در سندسازی، کنترل و سرکوب اعتراضها دخیل بودند تا روزی که معلوم شود چه کسی در این چرخه باقی میماند. منابع مالی همواره وجود داشت، اما با وجود این شارلاتانیسم بنیادی، حداقل انصاف و شرافت رعایت نمیشد. در حوزه تجربهگرفتن برای افراد تازهکار، نکتهای را تجربهکنندگان دیگر مطرح کردهاند که تا حدی درست است: این پروژه در سطح یک شهر فعالیت میکند و بسته به سهامداران و مجموعهای که شرکت را خریدهاند، با شرکتها و سازمانهای دیگر درگیر میشود. طبیعی است که وقتی سیستمی عملیاتی بوده و هرچند ناقص، از آن میتوان درس گرفت. وقتی پول پرداختی وجود ندارد، فرد با تجربه سیستم را نگه میدارد و آن را به فردی میدهد که نگهداری و توسعهاش را بر عهده بگیرد؛ در نتیجه فرصت یادگیری برای فرد کمتجربه فراهم میشود اما هزینه با شهروندان پرداخت میشود و اگر مشکلی پیش بیاید، اعتراضها محدود است و رانت اجازه نمیدهد پروژه از کنترل خارج شود. واقعیت رفتارهای ناپسند در رأس شرکت به چشم میخورد. اگر مدیران میانی هم وجود داشتند که گاهی با نیکی نامیده میشدند، احتمالا چون پایهگذار افراد ناصحیحی نبودند، با تعادل و انصاف سعی میکردند عمل کنند، اما در نهایت یا شکست میخوردند یا داراییهایشان به خطر میافتاد. اینکه کدام هلدینگ سهامدار شرکت است یا پروژههای جدید مجموعه چه وضعیتی دارند همواره به وعدههای فربه تبدیل میشد اما واقعیت میداد که هیئتمدیرههای مختلف، بهرغم پستیهایشان در شرکتهای بزرگ، به این رفتارهای ناسالم چشم میدادند. تاخیر در پرداخت حقوق، کلکزدن در محاسبه اضافهکار و حقوق، و حتی تأخیر در پرداخت حق بیمه از شاخصههای این شرکت بود. تنها کسانی موفق میشدند حقوق کامل بگیرند که یا روابط خانوادگی نزدیکی با افراد فاسد در شرکت داشتند یا به سازمانها شکایت میبردند و حساب شرکت را توقیف میکردند. شناسه ملی شرکت ۱۰۵۳۰۲۹۳۷۷۰ است و میتوانید از طریق آگهیهای قانونی روزنامه رسمی قوه قضاییه (سایت rrk.ir) افراد کلیدی و سهامداران بالادستی را پیگیری کنید. در فضای کاری ایران توصیه میکنم مرور آگهیهای شرکتها در روزنامه رسمی را جدی بگیرید و از ثبت شکایات به اداره کار هیچوقت ترس نداشته باشید. به وعدههای دور از واقعیت کارفرماهایی که مبنایشان «ما خانواده هستیم» یا تهدید برای ترساندن است، اعتماد نکنید. کارگران که اگر حقوق و فیش حقوقی و قراردادشان بهطور روشن در دسترس نباشد
دو سال اول همکاری با دیجیپی برای من تجربهای پر از نکات متفاوت بود. این شرکت در ظاهر محیطی دوستانه دارد اما واقعیت پشت صحنه فرق میکند و روابط بین تیمها و جناحبندیهای داخلی خیلی محسوس است. حقوق به موقع پرداخت میشود، اما بعضی از مزایا که در روز مصاحبه وعده میدادند، گاهی وجود خارجی ندارند یا با شرایطی متفاوت پرداخت میشوند. مثلا وامی که قولش را داده بودند، در نهایت به آن شکل وجود نداشت و گاهی مزایا هم پرداخت نمیشدند. بیمه تکمیلی هم نظم مشخصی ندارد؛ مسئول مربوطه فقط یک روز در هفته حضور دارد و با پیگیری میشود اما به صورت مستقیم به بیمه تکمیلی وصل نیست و از طریق شرکت پیگیری میشود. در آغاز سال نیز این ادعا که شرکت طرف قرارداد بیمه تکمیلی را تغییر میدهد، باعث قطع شدن خدمات بیمه شد. قراردادها هم معمولا به شکل کامل در اختیار افراد قرار نمیگیرد و خیلی از جزئیات پوزیشن کاری در متن قرارداد نیست؛ همچنین قولهای منابع انسانی در قرارداد ذکر نمیشود و فقط جزئیات حقوق پایه آمده است. فضای کار در ذهن من در ظاهر دوستانه بود، اما با کوچکترین مشکل رفتارهای Passive Aggressive گروهی و جناحی نمود میکند و دروغ گفتن پشت همدیگر سریع پخش میشود. به دلیل این جو، تیم فنی شرکت نسبت به انتظارات از زیرمجموعههای دیجیکالا کمی پایینتر است و برخی بخشها مثل تیم تست و بخشهای اجایل و داوپها بهبود لازم را ندارند و گاهی موانع به جای بهبود کار ایجاد میکنند. در مورد فرصتهای رشد شغلی، خیلی به این بستگی دارد که با کدام باند و گروه ارتباط دارید. مسیر پیشرفت برای عدهای که داخل گروهبندیهای خاص نیستند، به نظر خیلی دشوار میرسد. معمولا پوزیشنها به صورت گسترده توزیع میشود و نمونههایی وجود دارد که شاید در جای دیگری مطرح نباشند. از نظر فنی نیز بسته به موقعیت جغرافیایی و سطح تجربه، تفاوتهایی وجود دارد؛ اگر سینیور باشید و به شبکهسازی مناسب نرسید، ممکن است پیشرفت کمرنگ باشد، اما اگر جونیور باشید و روابط خوبی بسازید، شانس پیشرفت بیشتری دارید. اینکه کدام بخش یا لاین به شما میافتد، به شدت روی تجربه شما اثر میگذارد؛ بنابراین بهتر است دقیقا به این نکته توجه کنید تا تجربهتان متغیر نباشد. اگر تصمیم به استعفا بگیرید، ممکن است از شما بخواهند بیش از یک ماه کار کنید تا کار را تحویل بدهید، اما احتمال دارد تسویه و حقوق مربوط به آن دوره را به شما ندهند یا شما را به عنوان نیروی جایگزین نگه دارند بدون حقوق مشخص. برای من این اتفاق افتاد و اگر وارد شرکت شدید، حتما به این نکته توجه کنید تا حقوق شما به خطر نیفتد و استعفایتان با این نکته همراه باشد. در بحث مصاحبه، تجربهام از روند آن مثبت بود: دو مرحله داشت و مرحله فنی با امتیاز بالایی پذیرفته شد؛ مصاحبهکننده منابع انسانی هم فردی خوشبرخورد و باهوش بود، هرچند به سرعت از دیجیپی جدا شد. پس از سه ماه، فرایند ارزیابی ( appraisals ) وجود دارد و اگر پذیرفته شوید، قرارداد به مدت یک سال دیگر تمدید میشود. در نهایت، میگویم که مانند هر شرکت دیگری، هم کارمندان خوب وجود دارند هم افرادی با عملکرد پایین و فضاهای باندی. تعدادی از همکارجویان از نظر فنی بسیار خبره هستند، اما به طور کلی سطح فنی و مدیریتی دیجیپی نسبت به انتظارها از دیجیکالا پایینتر است. اگر تصمیم به پذیرش کار کنید و قصد رفتن دارید، نکاتی که گفتم را در نظر بگیرید تا تجربهای منفی
من به آواژنگ پیوستهام و همیشه از سر موقع به محل کار حاضر میشدم؛ ساعات کار از شنبه تا چهارشنبه از نه تا پنج و نیم بود و پنجشنبهها به صورت هفته به هفته در میآمدم. حقوق و مزایا همواره به موقع پرداخت میشد و بیمه از روز اول استخدام به حساب میآمد؛ از نظر امنیت شغلی هم شرایط شرکت معتبر بود. تنها نکتهای که برای من چندان خوشایند نبود این بود که قبل از من، برنامهنویس فرانتاند در حال تکمیل پروژه بود و کارفرما از تیرماه به بعد تنها با مسئولیتهای پشتاند پشتبند کار میکرد. یک یا دو هفته یک بار تسکی asign میشد و اکثر تسکها به سمت بکاند میرفت. زمانی که قرار بود من استخدام شوم، خود همان برنامهنویس فرانت به مدیران تذکر داد که هر هفته یا دو هفته یک بار برای من تسک دارم و پرسید چرا باید کارمندی که بیکار است را استخدام کنید. ابتدا گفتند به دلیل توسعه پروژه این کار را انجام میدهیم و سپس نظرشان را تغییر دادند. در دوران حضور من در آواژنگ هر یک ماه یا دوماه یک بار تسک داشتم و به دلیل کمبود تسک و پایان قرارداد، حضور من تا پایان اردیبهشت چهاردهصد و یک به طول انجامید. پروژهام قرار بود اپگرید شود اما با من موافقت نشد.
من یک ساله که به این مجموعه ملحق شدم. واقعا عالی . فقط تنها عیبش پایین بودن رنج حقوقشه . همه خیلی مودب، خیلی تکنیکال ،درک بالا . تعادل بین کار و زندگی وجود داره .من که اینجا پنجمین محل کارمه و خیلی ازش خوشم اومده .
سه سال تجربه کار در داتین داشتم ، مصاحبه ها و برخوردهای استخدامی هون زمان خیلی خوب بود. راستش تا یک سال اول هم خوب بود تقریبا و مشکلی نبود بجز فریمورک عجیب و سطح دانش پایین و حجم کار بالا. اما بعد از قرارداد سنگین سپه ادمها خیلی عجیب شده بودن رفتارهای زشت ، ساعات کاری وحشتناک طولانی، جلسات طولانی بیخودی، اصلا نمدونم چی بگم. و بحث انتقال نیروها به شرق تهران پارک پردیس هم مطرح شد. دیگه ترجیح دادم بیام بیرون .
فراینده مصاحبه: زمانبر - دو نوع حقوق پیشنهاد شد، یکی قطعی و دیگری بر پایه عملکرد پادش به حقوق اعمال کنن. ( من اولی رو انتخاب کردم) محیط شرکت: محیط شرکت تمثیل یه محیط پادگانی هست (بین افراد قدیمی و جدید فرق گذاشته میشه)، یعنی همه چی سلسه مراتبی هست، به عبارت دیگه شما ممکن به کسی مجبور بشید گزارش ریپورت کنید که از نظر تجربه و اسکیل از شما پایین تر باشه. (برای من این اتفاق افتاد). محیط ایزوله شده: محیط کاری شرکت جوری ایزوله شده تا تبادل دانش و تبادل نظرهای خیلی سخته ( در واقعه اینجوریه که به محض ورود به شرکت باید روی صندلی بشینی و تا اخر ساعت کاری کار کنی و با کسی هم صحبت نکنی) و نکته بعدی اینکه که به نظرات زیاد احترام گذاشته نمیشه هر چند نظر شما درست باشه ( من خودم بعد از یک ماه که گذشت دیگه تصمیم گرفتم که از گفتن نظراتم اجتناب کنم) تکنلوژی: تکنلوژی در کار نیست! (حداقل تو تیمی که من بودم) همش اسکیول و یه بکند جنریک و یه فرانت جنریک و در کل کار شما فقط میشه فیکس کردن باگهای اسکیول، فرایند اینطوریه که کیفیت نرم افزار رو میخوان با تستر های که دارن بالا ببرن ، در صورتکه که میشه با معماری های خوب و قابل تست این مشکل رو حل کرد. - بیمه : حقوق کامل شما رو داخل بیمه رد نمیکن(به نظر من این یه توهینه)، که هر وقت باهات به مشکل خوردن، تسویتو طبق همون باهات تسویه کنن نا با حقوقی که باهاشون بستی . (از زمانی که گفتم میخوام استعفا بدم نظرات نسبت بهم خیلی عوض شد)
مصاحبه فنی شرکت رو قبول شدم و باهام تماس گرفتن گفتن تبریک میگیم شما قبول شدین و با میزان حقوقی که گفتین موافقت شده و یه لیست از مدارک گفتن با خودت بیار برای بستن قرار داد و حتی پای تلفن چند بار پرسید که مبلغ مورد نظرتون فلان قدره؟ و بعد اینکه سر حقوق به توافق رسیدیم قرار شد برم روزی که رفتم برای قرارداد بستن شخصی از واحد منابع انسانی اومد و گفت این میزان حقوقی که گفتین زیاده ما نمیتونیم بدیم و عددی پایین تر پیشنهاد دادن در صورتی که واقعا عدد قابل توجهی هم نبود و من قبول نکردم که کمتر بگیرم و ایشون رفتن شخص دیگری اومدن و ایشون هم همین حرف رو تکرار کردن ولی با حقوقی پایین تر از پیشنهاد فرد قبلی و هی مبلغ پیشنهادی رو پایین تر میاوردند و من تاکید کردم که پای تلفن با من مبلغ چک شده و گفتن موافقت شده پس چرا الان میگید که نمیتونیم؟اگر واقعا این مبلغ رو نمیتونید چرا همونجا پای تلفن به من نگفتید و این همه راه منو تا شرکت کشوندین؟و قبول نکردن و گفتن یا همین مبلغ یا خداحافظ و من همونجا متوجه شدم شرکتی که اینقدر نا هماهنگی داخلش هست که هرکس یه حرفی برا خودش میزنه جای مناسبی برای کار نیست واقعا این رفتار خیلی غیر حرفه ای بود
اگه بخوام نکات منفی و مثبت شرکت رو بیان کنم احتمالا نکات منفی به نسبت نکات مثبت سنگینتره برای همین موارد مثبت رو اخر میگم. مهمترین نکته منفی برای من نامشخص بودن موقعیت شغلی، مسیر رشد و محدوده اختیارات و مسئولیتها در شرکت و البته عدم شفافیت و نبود مکانیزم جبران خدمات و پاداش و ارتقای شغلی بود. نکته منفی بعدی محیط کاری غیر پویا و غیر چابک در این شرکت بود. متاسفانه تیم قویای در شرکت نبود و نقدهای جدی به نحوه کار کردن و جنبههای فنی افراد میشد وارد کرد. اما این همه ماجرا نیست و قسمت بد ماجرا وقتی هست که مدیران شرکت این ضعف رو به درستی احساس نمیکردند و در مواردی که احساس میکردند هم حرکت مثبتی در راستای بهبود شرایط انجام نمیدادند. از نظر شرایط کاری هم وضعیت مناسب نیست و امکانات کاری مناسبی در اختیار افراد قرار نمیگیرفت. اما موارد مثبت شرکت میتونه به امکان دیدهشدن (صرفا دیده شدن و نه چیز دیگه) نیروی تازهکار و تازه نفس، فضای دوستانه بین همکارا، موقعیت مناسب دفتر شرکت و امکان دورکاری معطوف بشه.
من برای فرانتاند خیلی از تجربهام ناامید شدم و الان میخواهم با دقت بیشتری از این تجربه بگویم. در یک شرکت به نام هلدینگ اتراب فرصت استخدام برای بخش فرانتاند را داشتم، اما اوضاع آن قدر بد بود که به شدت توصیه میکنم دیگران به استخدام شدن فکر نکنند. شرایط کاری و محیط به گونهای نبود که حمایت یا برنامهی مشخصی برای رشد وجود داشته باشد، و من با وجود تلاش، حس کردم فاصلهی زیادی با انتظاراتم دارد. میخواهم تجربهام را بهعنوان یادآوری برای دیگران به اشتراک بگذارم تا آنها با دید بازتری تصمیم بگیرند.
سلام. حرف زیاد هستش در مورد این شرکت. اما من به چنتا دسته تقسیم میکنم. جو شرکت: جو شرکت بدلیل سیاستهای صاحب شرکت خیلی شبیه پادگان هستش. من چندبار تذکر گرفتم بابت اینکه زیاد صحبت میکنم. حتی اگر صحبت کاری باشه. امتیاز از ۰ تا ۵: نیم فرصت یادگیری: عملا فرصتی برای یادگیری وجود نداره. چون مانیتورها چک میشن و اگر صفحه نامربوطی باز باشه بهتون اخطار میدن. من یبار که داشتم W3school رو میدیدم مدیر عامل گفت حق نداری ببینی.هرچی هم یاد گرفتم دزدکی و لابلای کار بود. امتیاز از ۰ تا ۵: ۰ امکانات رفاهی و حقوق: از نرم موجود در جامعه حقوق بسیار کمتری میدن و مدام هم این رو میزنن تو سرتون که دارن حقوق خوبی میدن و شما کیفیت خوبی ندارید و این باعث میشه اعتماد بنفس خروج از شرکت رو نداشته باشید و واقعا باور کنید که هیچ چی بلد نیستید. این یکی از سیاستهای خیلی کثیفشون هست متاسفانه. یه وامی هم میدن به کارمندا که خوبه. یعنی خیلی اذیت نمیکنن بابت وامش. و میشه گفت این تنها مزیت این شرکت محسوب میشه. مبلغ وام خیلی کمه ولی از نظر زمانی زود بهتون میدن امتیاز از ۰ تا ۵:۲ توصیه برای همکاری: برای شروع کار برای کسی که کاری نکرده قبلا، فرصت خوبیه که حدود ۶ ماه حداکثر این فضا رو تجربه کنه. بیشتر از اون سوخت هست
من در شرکت رادار فراتک هوشمند بعنوان برنامه نویس کار کردم و بابت پرداخت نشدن به موقع حقوق و رد نشدن منظم بیمه (در صورتی ک مبلغ آن بصورت منظم هر ماه کسر میشد) و همینطور بخاطر محاسبه نکردن اضافه کاری ها و علاوه بر این ها ، عدم مدیریت حرفه ای پروژه ها ک در نتیجه باعث میشد پروژه ی موفقی نداشته باشد، استعفا دادم. کسانی که از شرکت استعفا می دهند، تجربه خروج رضایتمندی ندارند.
با من مصاحبهی کوتاه تلفنی ای شد قبل از تنظیم زمان مصاحبهی اصلی. سوالات کلی پرسیده شد ولی وقتی گفتم مدرک دانشگاهی ندارم و درحال تحصیل هم نیستم مصاحبه کننده گفت مطمعن نیست که بدون مدرک قبول میکنن یا نه و باید بپرسه و دوباره تماس بگیره. و دیگه با من تماسی گرفته نشد.
برای من بهزی یک شرکت بود که فرستادن رزومهام را دریافت کردند و چند روز بعد با من تماس گرفتند. فرآیند مصاحبه نسبت به خیلی از شرکتها طولانیتر به نظر میرسید: ابتدا تماس تلفنی بود، سپس مصاحبه حضوری با پرسشهای غیر فنی، بعد یک تسکی کوچیک که برای ارزیابی سطح دانش طراحی شده بود و در نهایت یک روز کامل آزمون عملی به صورت آزمایشی انجام شد. مدیر پروژه و دو همکار دیگر که به عنوان برنامهنویس ارشد بکاند و فرانتاند حضور داشتند، برخوردی خیلی خوب داشتند و در مجموع با یک روز کار عملی، استاندارد و قابل قبول به نظر میرسید.
بنده برای مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان برنامه نویس دات نت فعالیت کردم، با این که مدت کوتاهی این شرکت بودم،ولی برنامه نویس هایی که در این شرکت بودن میشناسم و تا حدود زیادی نسبت به گذشته و حال شرکت شناخت دارم، این شرکت کوچک و با مدیر دروغگو و فریب کار می باشد، کلا به قدری دروغ و بد قولی می کنند که هر برنامه نویسی که می آید بعد از مدتی می رود، دلایل اصلیش مدیر دروغگو، حقوق و مزایای پایین و پرداخت حقوق ناقص و با تاخیر می باشد. تنها برنامه نویس قدیمی شرکت، برنامه نویس فرانت می باشد که خودش سهام دار شرکت می باشد. کامنت مثبتی هم گذاشته شده توسط خود مدیر شرکت بوده. کافی فقط از کسانی که در این شرکت بودند پرس و جو کنید تا متوجه بشوید.
من در شبکه گستر تجربهای نسبتا ابتدایی داشتم و احساس میکنم فرصتهای رشد در آنجا کم بود. روز آخر، به قدری بیحال بود که صندلیم را برداشته بودند تا جایی برای من نباشد و خودم مجبور شدم محل کار را ترک کنم. این رفتارها را به شدت غیرحرفهای دیدم و واقعا چنین رفتارهایی را انتظار نداشتم.
به مدت چند ماه در تیمی کار میکردم که با چالشهای جدی روبهرو بود. وقتی اوج مشکلات را دیدم، فهمیدم که چرا بسیاری از همکاران، از جمله حدود بیست تا سی نفر، به تدریج شرکت را ترک کردند و من هم پس از آنها تصمیم به ترک گرفتم. مدیر مربوطه نیز تجربهای از مدیریت کافی و درک مناسبی از روابط انسانی نشان نداد، و این موضوع به شدت روی فضای کار اثر میگذاشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.