در این مجموعه مینگرم که هدف و نوآوری مشخصی وجود دارد و این به من انگیزه میدهد. ساعات کاری نسبتا انعطافپذیر است و بیمه هم ارائه میشود. اما مشکلات زیادی هم وجود دارد. با اینکه ایدهها ارزشمندند، منابع مالی کافی ندارند و این فشار کاری زیادی به کارکنان وار میکند. پاداش یا کارانه در کارها نیست و حقوق هم با تاخیر پرداخت میشود و گاهی تا دو ماه طول میکشد تا تسویه شود. قراردادها معمولا به صورت ساعتی است و با دستمزد مناسبی توافق میشود، اما نبود قرارداد مکتوب شفاف باعث میشود پس از مدت کوتاهی متوجه شوید که از حقوق، بیمه و مالیات کسر شده و حتی به دلیل زمانبندی ناهار، به طور روزانه یک ساعت از زمان شما کم میشود؛ امری که با قوانین وزارت کار مغایرت دارد. همچنین وقتی همکاری قطع میشود، هیچ سنوات یا عیدی به کارمند تعلق نمیگیرد. فضای داخلی شرکت دوستانه است و این احساس صمیمیت میتواند باعث شود برخی همکاران پشت میزهایشان سیگار بکشند، با لباسهای ناراحت و دمپایی حضور یابند، یا صدایشان بلند باشد و با هم صحبت و بخندند. ساختمانی که شرکت در آن مستقر است یک واحد آپارتمانی مسکونی است که بارها توسط شهرداری پلمپ شده است. برای ارزیابی دقیق اوضاع، میتوانید یک هفته آزمایشی در شرکت بمانید تا ببینید روند کار چگونه است و بیشتر کارشناسان حاضر را تازهوارد بدانید، چرا که به نظر میرسد اغلب کارکنان جدید هستند و تجربه طولانی با این حالت ندارند. اگر دنبال جایی هستید که فقط بیمه را به صورت ساده بدهند، کار جدی نباشد و اهمیت حقوق دقیق و بهموقع از بین برود، این مجموعه میتواند گزینهی مناسبی باشد؛ اما اگر تجربهی کاری قوی و کار تیمی حرفهای مدنظر است، اینجا را توصیه نمیکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به عنوان کارمند سابق، تجربه من از شرکت آسان پرداخت این بود که در یکی از پروژههای شرکت به نام کارینگ، شش ماه مشغول به کار شدم هرچند قرارداد من با آسان پرداخت بود. در ابتدای ورود از من آزمایشهای عدم اعتیاد و عدم سو پیشینه به عمل آمد که هزینه آنها به عهده خودم بود. یکی از نکات قابل اشاره این است که اگر شش ماه در این مجموعه کار کردی و به هر دلیلی همکاری قطع شد، هزینه بیمه تکمیلی برای یکسال از حقوقت کسر میشود و این موضوع برای من که شش ماه آنجا بودم اتفاق افتاد. علاوه بر آن، بابت تاخیر با ضریب معین از حقوق کسر میشد و تقریبا بین یکی تا دو میلیون تومان هر ماه کسر میشد. اما در نهایت هنگام تسویه، مجددا کسر صورت میگرفت در حالی که پیشتر هر ماه کسر شده بود. تسویه نیز پس از هشت ماه انجام شد. در کل به نظر میرسد بهتر است از همکاری با این شرکت خودداری کنید.
تصور میکنم پروفایل محیطی مناسب برای رشد استعدادهاست؛ از همان اول متوجه شدم که فضای شرکت طوری طراحی شده که نیروها بتوانند در مسیر شغلیشان پیشرفت کنند و اکثر افراد وارد پروسه به عنوان کارآموز میشوند و پس از حدود یک سال به سطوح بالای تخصصی میرسند. با این حال، از منظر تجربهی کاربری، مسیر طولانی برای رسیدن به نتیجهی مطلوب گاهی روحیهی تیم را تحتتأثیر منفی قرار میداد، مخصوصا با توجه به تمرکز شرکت روی یک پروژهی بزرگ شبکه اجتماعی. از طرفی، جو کاری خوب بود: فضای کار دوستانه، وجود قهوه و خوراکیها و امکانات دیگر باعث میشد حس همکاری و صمیمت میان همکاران تقویت شود. در زمینهی حقوق هم، آخرین روندی که در حال انجام بود، تدوین فرمولهایی برای تعیین ضریب پرداخت بود تا به الگویی عادلانه برسد؛ اما دقیقا به کجا رسید را به خاطر نمیآورم.
سالها بود که فهمیدم محیط کار میتونه به شکل دیگهای هم وجود داشته باشه و من تجربهم از نحوه برخورد در این شرکت چنین بود. نزدیک به یک سال در دفتر مرزداران شرکت کار میکردم و بهعنوان کارشناس تیم نرمافزار فعال بودم. حقوق کارمندان اینجا بهموقع نیست و گاهی خیلی کمتر از حقمان میدادند؛ حتی با وجود تلاش، واضح بود که امکان پیشرفت وجود ندارد و رفتار مدیران بهنوعی از کارگرها انتظار میرفت بدون توجه به بخش کاریشان. اعتراض هم نتیجهای نبود و میگفتند همین است که هست، و در کنار این وضعیت، برخی هم جبران میکردند که بیرون نروند؛ مردم در صفهای طولانی برای این جا میماندند. اگر تصمیم دارید به این شرکت وارد شوید، چه دفتر مرزداران چه دفتر جردن، باید قبول کنید از دید کارفرما بهعنوان کارگر شرکت محسوب میشوید و خبری از غذای رایگان یا حقوق مناسب نیست. حتی برای رفتن به دستشویی هم باید تعبیری مانند نظارت شدید را بپذیرید و گاهی با تذکرهایی درباره زمانهای استفاده مواجه میشوید. از مزایا هم برخی دیدگاهها را میتوان ذکر کرد؛ بهعنوان مثال در برخی مواقع برای تولد همکاران کارت هدیه میدادند یا گاه برنامههای تفریحی مانند سالن فوتبال میگرفتند تا کارمندها کمی استراحت کنند. با وجود این، محیط کاری از نظر حقوقی و رفتاری چندان مطلوب نیست. در مجموع، اگر دنبال احترام و دریافت حقوق دقیق و با ضابطه هستید، اینجا شاید جای مناسبی نباشد، هرچند دوستیهایی که در آن سال ایجاد شد چیزهای مثبت خاصی به همراه دارد.
من از سال نود و پنج در شرکت خدمات انفورماتیک مشغول به کارم و این مدت تجربه خوبی برام رقم خورده. این برند با شهرت بالایی که میان متخصصان آیتی و بخش بانکی داره، همیشه برام افتخاره که اسمش توی رزومهام درج شده. سابقه کاریام رو در دو شرکت و سازمان معتبر دیگه هم داشتم و حالا با وجود برند خدمات در کارنامهم، احساس غرور بیشتری میکنم. محیط کار خیلی سالم و مثبت است و مدیرعامل به ایجاد چنین فضایی خیلی اهمیت میدهد. گاهی هم کارشناسان از اینکه مدیرشان بهطور مستقیم به ایمیلهای آنها پاسخ میدهد، مشکلات و معضلاتشان را مطرح میکنند تا رسیدگی سریع تری انجام شود. مدیرعامل ورزشکار است و روی تدارک فضای ورزشی و برگزاری مسابقات منظم برای همکاران تأکید زیادی دارد؛ چیزی که در خیلی از شرکتها کمتر دیده میشود. روحیه تیمی در مجموعه عالی است و من واقعا افتخار میکنم که در این شرکت فعالیت میکنم. به هر کسی که در زمینه نرمافزار، سختافزار یا شبکه تحصیل میکند میگویم خدمات انفورماتیک یکی از بهترین جاها برای کار است.
این شرکت را خیلی دنبال میکنم تا بفهمم چه خبر است، چون تجربهام از کار در گروه هوژان چیزی غیر از ناامیدی و نگرانی نبوده است. در آنجا دو سالی کار کردم و به سختی توانستم از آنجا بیرون بیایم. اینکه مسیر ورود به کار را با سفتههای سنگین و محدودیتهای عجیب آغاز میکردند، برای من از همان اول هشدار بود. از نظر حقوقی، اوضاع خیلی نامنظم بود. ابتدا قرار بود حقوقم را در ماه دوم ۱۵ میلیون بدهند، اما بعد از بیستم مشخص شد که یک ماه کار نکردهام و به من هیچ چیزی پرداخت نشد. وقتی دیدم مبلغ با احتساب عیدی، پاداش، دو نیمروز مرخصی و چند گزینه دیگر جمع میشود، تازه فهمیدم که با چه حیفومیلهایی روبهرو هستم. از نظر مالی هم بعد از کسر مالیات و بیمه، مبلغی به دست میآمد که هیچ شباهتی با وعدههای اولیه ندارد. فضای کار آنجا خیلی کنترلشده و از نظر روانی هم فشار زیادی داشت. با وجود دوربینها و مانیتورهای نظارتی، کارمندها به شدت تحت کنترل بودند و نمونههای متعددی از این رفتارها را دیده بودم. حتی وقتی برای استراحت کوتاه یا مرور اخبار از روی کامپیوتر استفاده میکردم، به من میتاختند که چرا در سایت شرکت هم حضور دارم. این نوع بازرسیهای مکرر به مرور باعث میشد تویی که کار میکنی احساس سردرگمی و خستگی بکشی و خیلی زود دنبال پایان روز باشی. در نهایت، برخی از وعدهها عملی نمیشدند و پرداختیها همواره با تاخیر همراه بود. حقوقها با تاخیر زیادی پرداخت میشد و دو ماه آخر حقوقهای من به درستی پرداخت نمیشد؛ مجموعا میتوان گفت که یک دوره دوماهه از حقوقم و همچنین سنوات را از دست دادم. با وجود همه اینها، تسویههای کاذب هم وجود داشتند؛ یعنی وقتی میگفتند تسویه کردهاند، انگار تمام عیدیها و سنوات تو هم پرداخت شده است. این شرایط واقعا باید فکری به حالشان بشود. در نهایت تصمیم گرفتم با وجود تمامی فشارها و تاخیرها از آنجا خارج شوم. سفتهها هنوز باقی ماندند و شکایتی هم نمیشد کرد چون در زمان پرداخت حقوق به من میگفتند امضا کنم که حقوق این ماه را گرفتم و تا اول ماه با هم تسویه کردیم. من که دو سال در اینجا بودم، سال دوم تقریبا شش میلیون حقوق گرفتم که با شرایطی که توضیح دادم بین پنج و نیم تا پنجونیم یا هشتصد بود. دو ماه سنوات هم اضافه میشد و در مجموع به حدود بیستوچهار میلیون میرسید. از این مبلغ هم صرفنظر کردم و رفتم. هنوز سفتهها همچنان پیش من است و امکان شکایت وجود ندارد چون هر بار که حقوق پرداخت میشود، یک برگه جلوی من میگذارند تا امضا کنم که حقوق این ماه را گرفتهام و تا ابتدای ماه با هم تسویه کردیم. همین مفهوم «تسویه» نشان میدهد که عیدی و سنوات هم به راحتی گرفته میشود و به جایی بند نیست. واقعا باید جلوی شرکتهای مشابه گرفته شود. اگر بخواهید از تجربههای دیگر هم مطلع شوید، میتوانید با همکارانم در لینکدین صحبت کنید. موفق باشید.
در تجربهم از کار در شرکت ارمغان راه طلایی، به عنوان یک برنامهنویس فرانتاند، همهروزها از ساعت هشت و نیم تا شش عصر فعالیت داشتم و پنجشنبهها تا ظهر کار میکردیم. قوانین داخلی چیزی مثل تعطیلی پنجشنبه یا تغییر در ساعات کاری رو اصولا قبول نمیکردند و حتی اگه کار هم بود یا نبود، باید شرکت رو روشن نگه میداشتیم. اگر تاخیری پیش میآمد، برای من کارمند دو برابر کسری کار منظور میشد و مرخصیهای ساعتی هم گاهی به صورت یک روز مرخصی کامل محسوب میشد. معمولا قبل از نهایی شدن Deliverables، ساعات کاری رو به من میدادن تا امضا کنم و باید دقیقا همه چیز رو بررسی میکردم چون اشتباه به زیان من و به نفع شرکت تمام میشد، هرچند اگر همه موارد رو گزارش میکردی به سادگی اصلاح میشد. زیرساختهای رفاهی هم خیلی محدود بودن؛ مثلا هر دو ماه یکی دو بسته دستمال میدادن و در برخی دورهها تعویض مایعهای دستشویی و ضدعفونی دفتر به موقع نبود. مجموعا اولویت با شرکت بود و اگه چیزی هم باقی میموند، کارکنان خودشون تهیه میکردن. حقوق پایه و قرارداد هم مثل خیلی از شرکتهای خصوصی در پایینترین سطح بود و روال پرداختها چند قسمتی بود، با تاریخهای مشخصی برای واریز وجود نداشت و عمدتا با تاخیر و بیسروصدا پرداخت میشد. سنوات هم معمولا کمتر از شش ماه بعد از تسویه پرداخت میشد و باید چندینبار پیگیری میکردم تا کارم انجام بشه. عیدی سال ۹۸ رو هم به این شیوه و در تاریخ ۲۸ فروردین پرداخت کردن. شفافیتی در دستمزدها نبود و مدیران روی صحبت درباره حقوق و مزایا خیلی تأکید نمیکردند تا وقتی لازم نشود، افزایش حقوقی انجام نشود. تبعیض و وعدههای غیرواقعی در محیط به چشم میخورد و روند کار بهگونهای بود که ساعات کاری پرسنل میتوانست متفاوت باشد؛ بعضیها مرخصی زیادی میگرفتند و برخی دیگر مداوم میآمدند و تفاوتی با هم وجود داشت، اما این مسئله به میزان بار کاری شرکت بستگی داشت. شرکت توسط اعضای خانواده اداره میشد و برخلاف تبلیغات، برخورد با کارکنان سنتی و بهنوعی با ذهنیتهای قدیمی بود. هر بار که قصد مرخصی داشتیم، ازمان میخواستن توضیح بدهیم که به چه دلیل و کجا میخواهیم برویم و باید جانشین هم پیدا میکردیم تا درخواست موافقت بدهند. سیستم اداری هنوز با کاغذ و پروندههای فیزیکی کار میکرد و برای رسیدن به امور اداری رفتوآمدهای زیادی لازم بود. مدیریت همواره تقصیرها را به گردن دیگران میانداخت و مثلا درباره تأیید پرداختها بهانههایی میآورد و ادعا میکرد که مسأله از جانب واحد مالی بوده است. گاهی هم دلیل تأخیر پرداختها با چنین توضیحاتی مطرح میشد. روابط کارکیها برایشان حساس بود، بهخصوص در خود واحدها؛ برخوردهای شخصی با همکاران محدود میشد و هیچچیدمان دقیقی برای حفظ حریم خصوصی وجود نداشت. یکی از وظایف مدیریتی، بررسی دقیق ساعات کار از طریق دوربینهای شرکت بود و حتی ممکن بود شوخی یا کنجکاویهای سطحی روی کمدها یا کشوی میزها انجام شود. رفتار مدیر بخش بهطور کلی غیر حرفهای و تنشآمیز بود؛ از ارسال پیامهای غیرضروری تا مباحثههای لفظی که هفتهها ادامه داشت. هرکسی که میرفت، مدیران میگفتند نیروها کارای لازم رو ندارند و
شرکتم ایران رنتر است و هماکنون در بخشی فنی به کار مشغولم و از موقعیتم راضی هستم. اگر دنبال محیطی کوچک و آرام همسو با کافه بازار میگردید، این شرکت را جدی بررسی کنید. برایم مشخص است که آقای زند مدیر بسیار خوبی هستند، حتی اگر در برخی جزئیات فنی نکاتی را نداند، با نظرهای افراد مسئول و با پذیرش مسئولیت به پیشبرد کسبوکار کمک میکند. مسئولیتپذیری بهخصوص ویژگی مهمی است و وقتی کسی حرفی که میزند را قبول نکند، در تصمیمگیریهای آتی اعتبارش کاهش مییابد. در این شرکت سطح ایدهآلگرایی مشخص است؛ پروژهای تازه وارد که هنوز به مرحله اجرا نرسیده، برایش تست نوشته میشود و دوست دارم بدانم که شرکتی حاضر است زمان Launch اولیه را بالا ببرد و از واحدهای تست استفاده کند. گرچه به گوگل نرسیده، اما با درک صحیح از فضای فعلی، نسبت به بسیاری از شرکتهای مشابه در داخل کشور عملکرد بهتری دارد. این اولین باری است که درباره یک شرکت خوب مینویسم و چنین تجربه مثبتی را بهخاطر لذت واقعی از کار با آن منتشر میکنم. نظر من در جایی دیگر هم نوشته شده بود و آنجا کمی ظلم دیدم، اما اینجا آنقدر رفتار درست میبینم که ترجیح میدهم تجربه خوبم را بنویسم و به اشتراک بگذارم.
به من قول بدهید که حقوق خالص را جدی بگیرید و انتظار افزایش حقوق ناگهانی را نداشته باشید، چون هر چه زودتر با این حقیقت کنار بیایید بهتر است. من یک سال و هفت ماه در ناواکو به عنوان توسعهدهنده جاوا کار کردم. در طول مصاحبه با چهار نفر از تیم روبهرو شدم که توضیح میدادند برای هر پروژه چه فرآیندهایی وجود دارد و برخی سوالات مصاحبه تنها همانجا نام برد میشدند، اما وقتی استخدام شدم هیچیک از آنها در پروژهها استفاده نشد. برخی سوالات مصاحبه از اینترنت گرفته شده بود و همراه با پرسشهایی که برای حل مشکلات شرکت لازم میدیدند مطرح شد. چون فرایند تحویل من در شرکت قبلی طول میکشید، گفتم ممکن است یک تا دو ماه طول بکشد که پذیرفتند و این نکته را مهم دانستند. در قرارداد اولیه سفته گرفتند و قرارداد را به موقع امضا نکردند. پس از شش ماه قرارداد نهایی را آوردند. در جلسات عقد قرارداد با من برخوردی سخت و چانهزنی وجود داشت که بعدها فهمیدم که سایر همکاران هم همین تجربه را داشتند و ناراضی بودند. مبلغی که مدنظر من بود را با مزایا و حقهای ناهار و اضافهکاری کاهش داده و ماهیانه حدود ده درصد کمتر از توافق را پیشنهاد دادند و گفتند وام میدهند، عیدی میدهند، کارت تولد میدهند و پایه حقوقی هم در بهمن ماه لحاظ میشود تا در تقسیم حقوق به شکل پایه حقوق بر ۱۲ ضرب در ماههای حضور محاسبه شود. به عنوان مثال اگر دو ماه در شرکت بودید، پایه حقوق شما یک ششم حقوقتان خواهد شد و سال بعد هم به همین صورت است. در مورد وام، پس از یک سال وام ارائه میشود. اگر بخواهید از شرکت جدا شوید، باید تسویه کنید و برای این کار چک میگیرند. عیدی معمولا از صد تا پنجصد تومان در ایام خاص داده میشود و سه بار در سال اتفاق میافتد. کادوی تولد نیز سابقا یکصد هزار تومان بوده و هست. ناهار در گذشته با ارائه حق ناهاری همراه بود که اگر میگرفتید، از حقوق کم میشد؛ غذا از شرکتهای گوناگون که قرارداد داشتند تأمین میشدند که این کار هم مشکلساز بود. در پایان حضور من، رفتار با غذا به سمت منافع سهامدار میرفت و غذا با قیمت متفاوت برای کارمندان و ناواکو عرضه میشد؛ همچنین قیمتگذاری غذا برای شرکت و سهامدار تفاوت داشت و این تناقض را میدیدم. راهنمایی این است که روی حقوق خالص تمرکز کنید تا بعدا سرتان کلاه نرود و انتظار افزایش ناگهانی حقوق در سه ماه آینده را نداشته باشید. در کل مدیران بدون تخصص مشخص جابجا میشوند. گاهی یک مدیر خدماتی به ناگهان مدیر منابع انسانی میشود و مدیریت منابع انسانی ضعف زیادی دارد و به سختی میتوان خدماتی را بدون گذر از موانع زیاد ارائه کرد. امور مالی برای دریافت وام صرفا خدماتی ندارد، اما فرایند مالی درست پیش میرود. تنها نقطه مثبت شرکت خانمی است که به بیمه تکمیلی مربوط میشود. او گروههای ارتباطی در تلگرام و واتساپ دارد و پیگیر فرایند بیمه تکمیلی است، اما از آنجا که محل خدمت در ساختمان سهامدار و دفتر شرکت در خیابان مطهری است، نامهها باید از میدان امام خمینی به مطهری فرستاده شوند و پاسخ به دستتان برسد که چند روز طول میکشد اگر مدیر سریع امضا کند. در نهایت باید بدانید که شرکت در پایان سال یا دقیقا یک هفته مانده به عید به شما اعلام میکند که سال بعد با شما قرارداد نمیبندد. خود شرکت از نظر فضای کاری هم با چالشهای زیادی روبهرو است. مدیران به
دوست داشتم از تجربیاتم شروع کنم، چون تیم فنی شرکت واقعا با روحیه دوستانه و حرفهای کار میکرد و این را بهوضوح حس میکردم. فضای همکارانه و رفتار صمیمانهشان انرژیبخش بود و از نظر فنی هم بهخوبی مسلط بودند. برای تیم فنی فرصتهای رشد وجود داشت و این همان جنبه باارزش پروفایل بهحرف من بود؛ تلاش طرفین برای پیشرفت و یادگیری در محیط کار، چیزی بود که بیشتر از هر چیز به چشم میآمد. اما کاستیهایی هم وجود داشت. ساختار مدیریتی از نظر من مطلوب نبود و فرآیندهای بهبود بهشدت به فشار تیم برای اصلاح روالها متکی بود. این وضعیت زمان و انرژی زیادی از تیم میگرفت و در مجموع کار را کندتر میکرد.
به نظر من بارزترین ویژگی توسن شفافیت روال ها و فرایند ها هست. از روز اول که قراره مصاحبه بشین، کامل همه فرایند جذب رو براتون میگن تا روز آشناسازی که کامل برات توضیح میدن که قراره چجوری مسیر پیشرفت رو طی کنی ( و مهم تر از همه اینکه کامل مطابق با واقعیتی هست که قراره اتفاق بیفته :) )، پرداخت حقوق در قالب چارچوب مشخص و گرید افراد هست و ... محیط کاری صمیمی (سفرهای گروهی، جشن های داخلی مثل یلدا و نوروز و ... )، مدیران بسیاااارررر حامی، امکان پیشرفت کاری و یادگیری (دوره های آموزشی)، پروژه های بزرگی که درگیرشون میشی، محیط کاری فیزیکی جذاب و فلت که باعث میشه ارتباطات خیلی گسترده و راحت باشه و قطعا خود برند توسن باعث تمایزش از بقیه سازمان ها میشه به نظر من. مصاحبه اولیه سختی داره و ورود به توسن سخته ولی اگه عبور کردی از این مرحله باید بدونی که آینده خوبی در انتظارتونه در توسن و حالا حالاها میتونی یاد بگیری و رشد کنی ( به نظرم به همین دلیل نباید کوتاه مدت به توسن فکر کرد ) در مورد حقوق هم امسال دوبار افزایش حقوق داشتیم و تقریبا میشه گفت از میانگین بازار کمی بالاتره! در مورد مزایا هم تقریبا مزایا بالاتر از میانگین بازار هست.
در یک شرکت پیشرو فناوری اطلاعات، مدیریت کارآمد و فرصتهای رشد قابل توجهی وجود دارد که تجربهای عالی را رقم میزند. در این محیط، میتوان تجربههای تازهای کسب کرد و با چالشهای هیجانانگیزی مواجه شد.
شرکتم دیتاک را تجربه کردم و به گفتمان گروهی آرام و بااحترام معتقدم. فضای کار در این شرکت به نسبت ساختاری فشرده است و همدلی و احترام بین همکاران به خوبی وجود دارد. مدیر مجموعه به رفاه ذهنی تیم اهمیت میدهد و جو کاری به صورت نسبتا هموار است. فشار کار معقول است و محیطی برای یادگیری و رشد وجود دارد.
شرکت توکاسافت را تجربه کردم و میخواهم گفتنیها را با زبان خودم بیان کنم. روز اول مصاحبه با جابهجایی و استرسهای اولیه آغاز شد، اما به مرور اوضاع نامساعدی پدرامد. در تماس اولیه فهمیدم عنصری منفی از جایی به نام جابگای وجود دارد و همانجا چند دیدگاه منفی ثبت شده بود. در مصاحبه تلفنی از من خواسته شد درباره کارهای گذشته توضیح بدهم و دوباره درباره میزان حقوقی که در نظر دارم پرسیدند. در بحث درباره جابگای توضیح دادم که مدیر مجموعه حتی این سایت را نمیشناخت و آدرس آن را به او دادم؛ دیده میشود فردی با چند نظر مثبت برای خود در اینجا طی چند روز ثبت کرده است. شرکتی کوچک با تیمی شامل چند برنامهنویس بود و فضای کاری واقعا ناامیدکننده به نظر میرسید. من در جای دیگری بهعنوان پشتیبان فنی پورتال مشغول به کار شدم. وظیفه پشتیبان این است که سوالات و مسائل مربوط به پورتال را در محل کار پاسخ دهد و حل کند؛ برای این کار باید آموزش دیده باشد و با پورتال آشنا باشد. اما به من گفته شده از همان روز اول در محل مستقر شوم بیهیچ آموزشی. اگر سوالی میکردم یا اشتباهی میکردم با رفتار تند و توهینآمیز مواجه میشدم و باید عذرخواهی میکردم از اینکه چیزی را نمیدانم. نه تنها آموزشی داده نمیشد، بلکه طوری رفتار میشد که باید بهنوعی از خودم عذرخواهی کنم. در کمتر از یک ماه گفتند دیگر نیازی به حضور من نیست. همین موضوع باعث نگرانی از امنیت شغلی شد. قرارداد سه ماه بود و دستمزد ذکر شده در قرارداد با بندهای کیفی وزارت کار برابر با ۲۷۰۰ بود، در حالی که وقتی برای شروع صحبت کرده بودیم ۳۵۰۰ بود و وقتی خواستم بدانم چرا این تفاوت وجود دارد گفتند تا بیمه کمتر شود؛ نکتهای که به نظر میرسید به نفع کارفرما تمام میشد. در همان ماه اول حضور به عنوان پشتیبان هر روز با من تماس میگرفتند؛ مدیر شرکت و یکی دیگر از کارکنان با لحن ناپسند ابتدا شخصیت را تخریب میکردند و بعد از من میخواستند راه درست کار را بگویم. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیدهم چنین جایی را انتخاب کنید. برای کسی که چهار یا پنج گفتار فیک انجام میدهد و حتی خود هم قبول ندارد که چنین کاری میکند، دست کار مشخص است. روز اول رفتار مثبتی از مدیر میبینید، اما فریب نخورید.
من بعد از سه سال کار در این شرکت واقعا هیچ تجربه فنی بهم اضافه نشد و تجربه ها و دانش فنی قبلی رو هم دارم فراموش میکنم ، مدیریت واقعا در حد یک شرکت it نیست ، مثل کارگر یک کارخونه با نیرو برخورد میکنن ، مرخصی اول صبح فقط دو بار در ماه میتونید بگیرین ، اگر بیشتر از دو بار مرخصی بگیرید کسر کار میخورید ، سلسبه مراتب رعایت نمیشه ، مدیر هر روز با یکی از نیرو ها جر و بحث میکنه به نیرو ها بی احترامی میکنه ، یک سوا ساده رو به بدترین شکل ممکن جواب میده ، اگر اعتراضی کنید ، میگن همینی که هست ، اگرنمیخواید میتونید برید از شرکت ، نه تنها هیچ دانش فنی بهتون اضافه نمیشه ، بلکه رزومه کاری هم براتون نمیشه چون پروژه ای تو این شرکت لایو نمیشه ، و فقط وقتتون رو هدر میدید ، سالی دو یا سه بار شرکت پوست اندازی میکنه و نیرو های خوب از شرکت میرن ، حقوق خوبی نمیدن ، هیچ احترامی برای نیروی فنی قائل نیستند ، جالبه توی آگهی که اخیرا تو سایت جابینجا زده شرکت ، مزایای شرکت نوشته فوتبال دستی ، که اونم اجازه بازی نمیدن و در مکانی که فوتبالدستی قرار داره قفل میکنن. مدیر عامل با سیگار کشیدن مشل داره ، در صورتی بیشتر نیرو های آقای شرکت سیگار میکشن و ایشون دستور دادن که در پشت بوم قفل کنن که کسی سیگار نکشه. خلاصه در ظاهر اسم قشنگی داره ولی در باطن نه تنها عمر شما هدر میده ، بلکه در آخر با اعصاب داغون از شرکت میاید بیرون. این مسئله رو هم اضافه کنم که هیچ مدیری هم طرف شما رو نمیگیره اگر به مشکلی بخورید و همیشه مقصر شمایید. تنها نکته مثبت شرکت ، بچه های خوب شرکتن که محیط رو براتون قابل تحمل میکنن.
باورم نمیشه چه تجربهی خوبی بود که با بخش فنی این شرکت همکاری کنم؛ فضایی صمیمی و رفتار دوستانهی مدیران، اینجا را به خانهی دومم تبدیل کرده بود. همه فرصت داشتن ایدهها و نظراتشون رو مستقیما به مدیران بگن و این باعث ایجاد نوعی رقابت سالم در شرکت میشد. از نظر رسیدگی به کارمندان و دلسوزی نسبت بهشون هم واقعا وقت میذاشتن. در نهایت، همکاری با این شرکت بهویژه بخش فنی رو به همهی دوستانم توصیه میکنم.
وقتی به توسن فکر میکنم، بیشتر از هر چیز رضایتی که از یک تجربه بلندمدت کاری داشتم به ذهن میرسد. مدت چهار سال با این شرکت همکاری کردم و همین مدت، آیندهام را به شکل قابل توجهی شکل داد. به خاطر مسائل خانوادگی نتوانستم همچنان در تهران بمانم، اما همان زمان هم حس میکردم انتخاب درست را انجام دادهام. اگر کسی دنبال یک تجربه خوب و همکاری طولانی با مجموعهای قابل اعتماد است، پیشنهاد میکنم توسن را مدنظر قرار بدهد؛ قطعا نتیجه میگیرد. شرکت از نظر سطح حرفهای در سطح قابل قبولی قرار داشت، حقوق و مزایای مناسبی ارائه میکرد و تیم مدیریتش با قلبی مهربان کنار همکاران و کارمندها بودند. هر سازمانی نقاط ضعف دارد و گاهی کمبودهایی هم دیده میشد، اما در کل از حضور در این مجموعه راضی بودم و هنوز هم با تعدادی از دوستان ساکن توسن در ارتباطم و برآوردشان مثبت است.
برای مدت طولانی با توسـن همکاری داشتم و وقتی نظرات دیگران را دیدم، دلگیر شدم؛ اما به نظرم هر شرکتی هم مزایا و هم معایبی دارد و توسـن نقاط روشن و ویژگیهای مثبتی هم دارد. بر خلاف برخی شرکتها که به دنبال تعادل بین کار و زندگی هستند، من تجربهی ادغام کار و زندگی در توسـن را حس کردم. یکی از ارزشمندترین ویژگیهای این شرکت، حمایت از کارکنان و خانوادهشان است؛ این را دست کم نگیرید. تنها بخشی از این حمایتها شامل حقوق بهموقع، کارانه و پاداش پایان سال است که این موضوع را بهخوبی میفهمی. اینکه حقوق نسبتا مناسب است، را هم نمیتوان انکار کرد. سوای حقوق، بخشهای انگیزشی، رفاهی، سفرها، تأمین مواد خوراکی و سایر مزایا هم وجود دارد که شاید برای بسیاری از شرکتها معمول باشد. کسبوکار توسـن حساس است و بیشتر خدمات نرمافزاری را به موسسات مالی و بانکها ارائه میدهد؛ این تجربه به من یاد میدهد که چگونه در پروژههای بزرگ و مهم و حساس با دستگاهای کسبوکار سروکار پیدا کنید. توسـن مشتریان خارجی دارد و این، فرصتی است برای کسانی که میخواهند تجربه کار با مشتریان بینالمللی و زبان انگلیسی را به دست بیاورند. همچنین ساختمان جدید توسـن با محیطهای دیگر تفاوت زیادی دارد و بهگونهای طراحی شده که فاصله مدیری با همکاران تا حد زیادی از بین میرود. اگر یکی از اعضای فامیل درجه یک در توسـن کار میکند، دورکاری آنجا را بهخاطر خط قرمز بودنش کنار بگذارید؛ فامیلبازی در این شرکت وجود ندارد. به پیشرفت و آموزش در حوزههای مختلف اهمیت داده میشود؛ شاید برای برخی شغلها خیلی کافی نباشد، اما نسبت به برخی شرکتهای دیگر هم کمتر نیست. بهطور کلی اگر بتوانی جذب شوی و در توسـن بمانی، به یکی از متخصصها تبدیل میشوی. در کل بهخصوص کسانی که عاشق کار در توسـن هستند، پیشنهاد میکنم حتما تلاششان را بکنند. هم تجربهی ورود خودم و هم مدت زمانی که با توسـن همکاری داشتم، نشان میدهد ورود به این شرکت کار دشواری است؛ اما اگر موفق شوی، از تصمیمات پشیمان نخواهی شد. در آن دوره، تعداد پرسنل و سالهای فعالیت را بهدرستی ثبت نمیکردند؛ زمانی که ما بودیم بیش از هشتصد نفر پرسنل داشتند و اکنون قطعا بیشترند و جشن بیستسالگی را برگزار کردهاند. موفق باشید
شرکت آرسینا تجربهای کاری ناامیدکننده برای من رقم زد. به مدت شش ماه با آنها همکاری کردم و نتیجهای که گرفتم خیلی رضایتبخش نبود. شرکت در زمینه طراحی اپلیکیشن و فروش آنلاین فعالیت میکرد. فضای کاری به شکل خانوادگی پیش میرفت و اکثر تصمیمها پشت درهای بسته و با نظرهای مختلف اطرافیان گرفته میشد. همین فضای نسبتا خودمانی باعث شد محیط مثل خانهای باشد که وسایل شخصی خیلی وقتها دیده میشد و هر کس نظری میداد. با اینکه مدیران ذاتا فرد بدی نبودند، اما به لحاظ حرفهای فاقد فرهنگ سازمانی بودند و برای رفتار با افراد یا بهبود فرایندهای کاری که حتی یک ریال هزینه داشت هم با مشکل رو به رو میشدند و اشتیاقی به تغییر نشان نمیدادند. آنچه به شدت آسیبزا بود این بود که حتی یک نسخه از قرارداد را هم به کارمند نمیدادند و حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد. هر ماه مجبور بودیم با تماسها و ارائه دلایل متعدد پیگیر حقوق باشیم تا آن بالاخره پرداخت انجام شود. در نهایت رفتارهای غیرحرفهای مدیریت باعث شد تصمیم بگیرم از شرکت جدا شوم. وقتی برای شکایت رفتم متوجه شدم بیمهام تاکنون رد نشده است و در نهایت از طریق اداره کار توانستم حقوق مربوطه و جبران خسارتها را بگیریم؛ همچنین پرداخت حق بیمه نیز پیگیری شد. این تجربه به من یاد داد که به سمت شرکتهای کوچک و فامیلی نروم و قبل از هر همکاری جدی درباره تعهدات مالی و بیمه مطمئن شوم.
به همان روزها که در ریحون کار میکردم با همه تفاوتها، تجربهای واقعی را به یاد دارم. الان دیگر ریحون وجود ندارد و بسیاری از همکاران با اخلاق و انرژی بالایشان به شرکتهای دیگر رفتند. رهبری را در آن زمان آقای کبیری به عهده داشت که با اخلاق و مهربانی بلندپرواز و شاد بود؛ شریک تجاریشان اما فرانسوی یا ایرانی نبود و به نحوی معمولا کارها را سختتر میکردند و در مخالفتها دست بالا را داشتند. همکاران ما همگی افراد خوبی بودند و از نظر سطح اجتماعی و طبقه همسطح یکدیگر بودند. با وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی، هنوز دلتنگ تکتک همکارانم هستم. واقعیت ماجرا این بود که بازار سفارش غذا با روشهایی غیر اخلاقی تحت تسلط اسنپ درآمد و به این شکل شاید دست کم بیست نفر از ریحون و چیلیوری بیکار شدند. اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، هر جا آقای کبیری حضور دارند مکان نسبتا مناسبی است و در پروژههای بعدی شرکت، فکر میکنم همکاری با ایشان را توصیه کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.