تجربهی من در شرکت دادهپرداز پویای شریف تقریبا سه سال و شش ماه طول کشید. فضای کاری بسیار دوستانه است و در سطح مدیریتی سعی میشود همهچیز هدفمند و شفاف باشد. روش کار طوری است که پروژهها به بخشهای کوچک تقسیم میشوند تا نحوهی درست انجام کار را بهتر بیاموزم و طبق همان روال پیش بروم. ساعتهای کاری معمولا ثابت نیست و جمعهها تا ظهر هم در خدمت پروژهها بودم. تعداد پروژهها زیاد است و از انواع مختلفی برخوردارند، به طور مداوم پروژههای تازه و بزرگ وارد میشدند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در طول همکاری با فراتک فرصتهای زیادی نصیبم شد و اگر بخواهم به چند مورد بسنده کنم، برخورد با مشتریان صبور و با درک بالا بیشترین نتیجه را برای من داشت. همکاران خوب و مدیریتی که پر از حسن خلق بودند، انرژیت مثبت و روحيه عالی تیم فراتک را بیشتر احساس میکردند و امیدوارم چیزی که از این تیم آموختهام، اثر مثبتی در من بگذارد و بتوانم برای فراتک کارایی و نقشی موثر ایفا کنم.
تازگی و ثبات شغلیم از اولویتهای اصلی من در اینجا بوده و ادامه حضورم به دلیل امنیت کاری و مزایایی است که با پیشرفت من در کار افزایش مییابد. فضای دوستانه و صمیمانه مجموعه، انگیزه و اشتیاقم را برای رسیدن به موفقیت تقویت میکند و باعث شده تا مدتها در این سازمان فعالیت کنم. از سال نود و نه تا کنون در جایگاه طراح رابط کاربری، تجربیاتم را گسترش داده و به توسعه و بهبود کارها کمک کردهام.
در اونجا فضای کاری بیش از حد غیرحرفهای بود و رفتار بعضی همکارها آرامشبخش نبود. من همیشه حس میکردم فرصتی برای پیشرفت وجود ندارد و هیچ زمانی واقعا رشد نمیکردم. واحدهای تیمی به شدت غیرمنظم بود و جو کارمندی بیش از حد مزاحم و دور از انتظار بود.
با وجود تیم دوستانه و صمیمی، سرمایهگذار بیشتر به جنبههای بازاری و وعدههای بیپایان میپرداخت. از آنجا که ورودمان به بازار با تأخیری مواجه شد و هر لحظه فیچری تازه به محصول اضافه میشد، در نهایت شرکت به مسیر نامعلومی رفت و منحل شد. یکی از نکات مثبت، یافتن دوستان حرفهای جدید بود که تجربه خوب من در این مدت را شکل داد.
شرکت سپهرنت ایرانیان را تجربه کردم. اگر دنبال کار با حقوق و مزایای نسبتا مطلوب در قالب کار نسبتا ساده و بدون هیچ فشار سنگین هستید، جای مناسبی میتواند باشد. از نظر پیشرفت حرفهای احتمالا رشد زیادی نمیکنید، اما مزایا چون عیدی، سنوات، پاداش و گاهگداری ایام خاص خوب پرداخت میشود. نقشها به گونهای است که مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره در یک مسیر واحد قرار میگیرند و همه کاره بودن چنین فردی را میطلبد. مشتری اصلیشان موسسه اعتباری نور است. اگر قصد ترک شغل دارید، بهتر است حقوق را در ابتدای کار بهخوبی توافق کنید چون تغییر چندانی در آینده نخواهد داشت. تعداد کارکنان تقریبا صد نفر است و شرکت چند ساختمان نیز دارد.
برای من تجربه کاره با فرانش، در ابتدا خیلی خوب بود اما مدیریت بهشدت ضعف داشت؛ هر انتقادی رو با تمسخر و نیشخند پاسخ میدادند و همین رفتار باعث شد کمکم همه بیعلاقه بشن و خیلیها دیگه اونجا نخواهند بود. اگر از مدیران صرفنظر کنیم، هیچوقت دو سال هم کارمندها با اونها همسفر نبودند؛ شرکت سریع نیرو میگرفت اما به سرعت هم خارج میشدند. من هم با سختی استعفا دادم، هرچند الان دیگه اونها اونجا نیستند. در مجموع خاطرات خوب و بد زیادی با فرانش دارم و با ارزشی که برای من داره، هنوز برایم عزیزه.
من توی مصاحبه برای شرکت آروان کلاد با تجربهای برخوردم که همچنان یادآور بینظم بودن برنامهها و رفتارهای گاهی غیرمنتظره است. در جلسه، بیشتر سوالات مرتبط با فرانتاند مطرح شد در حالی که تخصص من بکاند بود، و هنگام پایان گفتند اگر این مباحث رو بلد نیستی پس چرا توی رزومه نوشتی. من هم اشاره کردم که اصلا چنین چیزی ننوشتم و در نهایت فهمیدم رزومه را اشتباها باز کرده بودن. خلاصه اینکه وقت زیادی از من گرفت و متوجه شدم روند کار خیلی رویهمحور و بدون برنامهای است. با این وجود، یک چالش فرانتاند به من سپردند که یقین دارم نمیتونم انجامش بدم و در نتیجه تصمیم گرفتم به سمت فریلنسری بروم. اما دفترشان نظم خوبی داشت و رفتار همکاران محترمانه و خوب بود. به نظر میرسید همه از حضور در آنجا رضایت داشتن. تنها نکتهای که به ذهنم میرسد این است که باید به مدیریت تیم هیت توجه بیشتری بدهند تا فضای کار بهتری ایجاد شود.
در حدود یک سالی بود که با راهکارهای همراه کارینا همکاری میکردم و تجربهای با ابعاد متفاوت داشتم. آشنایی با سرویسهای گوناگون از مزیتهای کار با این تیم بود و به خاطر وجود استکهای متنوع، مهارتهای من در مواجهه با چالشهای مختلف تقویت شد. فضای کار با همکاران گرم و دوستانه است، اما یک مشکل وجود دارد که اغلب کاملا قابل مشاهده نیست: به طور مداوم مدیرعامل را در جلسات یا جشنهای داخلی نمیدیدم. همچنین میزان کارکرد برخی تیمها از سوی مدیران با سطح کیفی پایینتر هدایت میشود که این مسئله باعث سردرگمی و نارضایتی در برخی مواقع میشود.
با وجود نظم مشخص هر روز کاری، من سالی را در واحد زیرساخت به عنوان مدیر سیستم سپری کردم. شرایط مرخصی، مزایا و شیوههای محاسبه حقوق به وضوح مشخص بود و هر امکانی با روال مشخصی پیش میرفت. گاه مناسبتهای متنوعی مانند شب یلدا، عید و جشنهای هفتمین سال حضور کارینا برای کارکنان برنامههای خوبی داشت. عملکرد مدیر فنی تا حدودی با نکات مثبت همراه بود و میشد از بهبودها هم انتظار داشت؛ اما رابطه مدیر عامل با سایر همکاران به میزان زیادی وجود نداشت. با این حال مدت زمانی که در کارینا بودم، تجربههای مثبتی اتفاق افتاد و با رشد رو به جلو شرکت همراه شد.
در این تجربه با وجود ظاهر کاری پویا رسانه، به شدت احساس فشار و بیثباتی داشتم. از ابتدا با بینظمی در ساعات حضور و ضعف در هماهنگی روبهرو بودم و برخوردهای نامناسبی هم شنیده میشد. مدیریت کارآمدی وجود نداشت و فشاری که برای انجام کارها احساس میکردم، بالاتر از حد انتظار بود. بروکراسی داخلی به اندازهای بالا بود که روند کار را کند و دشوار میکرد. شرکت با وجود کوچک بودن، انتظارهای بالایی از کارکنان داشت، به حد گوگل دراماتیک فکر میکرد اما منابع و ساختار لازم برای این سطح را فراهم نمیکرد. استفاده از اسکرام هم درست انجام نمیشد و به شکل کارآمدی اجرا نمیشد. فضای کار به شدت نامناسب بود و این مسئله بر روحیه و کارایی تیم تأثیر منفی میگذاشت.
شرکت میاره تجربهای کار بود که از نظر من جو خشک و با فضای مذهبی حاکم بر آن خیلی ملموس بود.
با وجود فشار کاری بالا و کمبود نیرو، بار وظایفم به شدت سنگین است. وعدههای زیادی داده میشود اما غالبا به شکلی نامطمئن میمانند و پایانش مشخص نیست. برای مثال، از سال قبل مقرر بود تحت پوشش بیمه قرار بگیرم که بالاخره از آبان عملی شد و جبران خسارتهای آن زمان همچنان بدون پیگیری رها شده است.
برای من دوران تجربهای پر از پروژههای گوناگون و جوی دوستانه بود که در آن همدلی بین همکاران و برخورد مهربان مدیران حس میشد. طی مدت همکاری، با وجود چالشها، محیطی را دیدم که انگیزه و علاقه به یادگیری را تقویت میکرد.
به نظرم در کل دیجیکالا جای بسیار خوبی برای کاره. تعادل خوبی بین کار و زندگی هست و حقوقش جزو بالاترینها در ایران ه. تجربهی کار در یک سازمان بسیار بزرگ با افراد مختلف میتونه خیلی در مسیر پیشرفت شغلیتون تاثیرگذار باشه. ایرادی که من میتونم بگیرم این است که دیجیکالا از اون جایی یه سازمان بزرگ هست، دست شما به عنوان یک متخصص آیتی خیلی باز نیست در نتیجه خلاقیت و نوآوری در دیجیکالا نسبت به استارتآپها کمتر به چشم میاد. ساعت کاری تا حد زیادی شناور هست و اگر دیر سر کار برسید میتونید بیشتر شرکت بمانید و کسری کار خود رو جبران کنید. محیط کاری جذاب و مدرن ه و در بدور استخدامتون یه لپتاپ و مانیتور (و در صورت موافقت مانیتور دوم و کیبورد) بهتون داده میشه. حقوقها سر موعد مقرر واریز میشه در طول یک سال تنها یک بار دیدم که با تاخیر چند روزه واریز شه نهار هم از طرف شرکت داده میشه
در سومین هفته دی بود که فهمیدم آنجا جای من نیست؛ شرکت با پیچیدگیهای مالی و تنگدستی در تار و پودش نفوذ کرده بود و این صرفا به حقوق محدود نمیشد.
اگرچه حقوق به موقع پرداخت میشود و پاداش و عیدی هم بهطور منظم صورت میگیرد، اما وضعیت کلی شرکت از نظر من مطلوب نیست. ساعت کار از نه تا چهار و بیست دقیقه است؛ با این حال میشود شروع زودتر داشت و زودتر هم از کار بیرون رفت. مدیریت به نظر من ضعف دارد و شرکت همچنان درجا میزند بدون نشانهای از رشد آینده. امکانات رفاهی وجود ندارد و محیط اطراف شرکت هیچ جذابیتی ندارد. تنها مزیتها این است که دو روز مرخصی کامل در اختیار است و حداکثر سه بار میتوان درخواست مرخصی ساعتی داد.
در فضای کار تیمی همدلی و گرما وجود دارد، اما مدیریت و منابع انسانی در تصمیمگیریها و رشد کارمندان کمی ضعیف عمل میکنند.
در این شرکت استارتاپی با چالشهای دوام تیم و جذب و نگهداشت نیرو مواجه بودم، اما طی یک سال حضورم، رشد مجموعه به مرور کاملا ملموس شد.
مدت کوتاهی که توی این شرکت کار میکردم، با مشاهدهی همبندیشیها متوجه شدم که بخش زیرساخت به دلیل نبود مدیریت مناسب و رفتارهای ناپسند برخی از نیروها، به تدریج از دست رفت. به طوری که تعداد مدیران سیستم از سه نفر به یک نفر رسید و به جز یک نفر، هیچیک از سایر sysadmin ها بیش از ده ماه در شرکت دوام نیاوردند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.